سایر منابع:
سایر خبرها
توزیع کوپنی تریاک در دولت بازرگان
پیش از امام خمینی (ره) من از هیچیک از علمای اسلام، هیچ حکم فقهی در خصوص قاچاق مواد مخدر ندیده بودم ولی امام خمینی با درک صحیح موضوع، حکم به افساد فی الارض قاچاقچیان مواد مخدر دادند و با تاکید بر ضرورت نجات معتادان از اعتیاد، آن را معادل نجات اسلام خواندند. این سخنان به شکلی بود که مسیر برخورد با قاچاقچیان و معتادان را کاملاً روشن می کرد؛ مسیری که به برخورد قاطع با قاچاقچیان می بایست منجر شود و راه
تصویری که در کودکی از ناکازاکی داشتم فقط یک قارچ هسته ای بود
نقش بسته بود. بعد از تماشای آن عکس احساس عجییی داشتم. کاملاً عجیب و غریب. برایم عجیب بود که در دانشنامه مدرسه، ناکازاکی به شهری که بمب اتمی در آن منفجر شده، خلاصه شده است. اما در آنِ واحد احساس غرور کردم از اینکه زادگاهم به یک شهر بسیار مهم تبدیل شده بود. * آیا این اتفاق تاثیری بر نوشتن شما گذاشت؟ در تمام این مدت در غرب در حال بزرگ شدن بودم و البته در این سال ها ترس زیادی از
جانبازی که با فروش رب به جبهه رفت
و راهی جبهه شدم و حتی آنقدر خانواده ضعیفی داشتم که پول رفتن به جبهه را هم نداشتیم و مادرم رب گوجه فرنگی پخت و با فروش آن پول جبهه رفتن فراهم گردید. وی ادامه داد: مدتی به عنوان بسیجی در جبهه بودم و بعد از آن هم از ارتش وارد جنگ شدم و 3 بار هم مجروح شدم که ترکش ها هنوز هم مرا اذیت می کند اما بنیاد شهید و امور ایثارگران تا سال 88 جانبازی مرا مورد تایید قرار نداد و چون مدارک کافی نداشتم
ناگفته های رضا رویگری 66 ساله و همسرش 25 ساله اش! (+عکس)
مصاحبه های دیگری از آنها نخوانده اید. پاسخ همه کنجکاوی های شما در دل این چند صفحه با جواب های رک، صادقانه و بی رودربایستی رویگری و همسرش داده شده است. مرام رفقا این روزها بیشتر از همه از چه چیزی دلگیر هستید؟ رضا: از اینکه سلامتی ندارم چون آدمی پرجنب و جوش بودم و این وضعیت خیلی آزارم می دهد. البته خدا را شکر حالا حالم بهتر است و خوب هم خواهم شد. گاهی شده دعوت به کار
طنز : گزارش رسانه ها از مذاکرات وین
...> خبرنگار اعزامی: با سلام ... سردبیر: یه لحظه اجازه بده. آقای به اصطلاح طنزنویس! ما مگه با شما شوخی داریم؟ طنزنویس: بابا با همه شوخی کردیم. زشته با خودمون شوخی نکنیم. سردبیر: جمع کن ... جمع کن این بساط مسخره بازی رو. طنزنویس: یه ذره با بخش طنز شوخی می کنم. تو رو خدا. سردبیر: نخیر آقا. این که میذاریم با همه شوخی کنی که دلیل نمیشه با خودمونم شوخی کنی. جمع کن این اسکایپ و این بساطت رو. طنزنویس: با خودم شوخی کنم. سردبیر: راه نداره ... آقای مرعشی! بیا من دستاشو گرفتم تو هم اون سرشو بگیر اینو بندازیم بیرون. دستت درد نکنه. ...
گفتگو با مارکوپولوی فوتبال ایران
آید؟ از اسم خاصی که نه اما اسم خودم را خیلی دوست دارم. کجا را بیشتر از همه جا برای داشتتن آرامش انتخاب می کنید؟ من فکر می کنم در هر مکانی می توان به آرامش دست یافت به همین دلیل نمی توانم مکان خاصی را برای داشتن آرامش نام ببرم. اهل آشپزی هستید؟ از آشپزی فقط نیمرو پختن را بلدم چیز خاصی آشپزی نمی دانم. دستپخت مادرتان را می پسندید یا همسرتان؟
از استقلال پیشنهاد داشتم اما چون پرسپولیسی دوآتیشه هستم به آن ها جواب رد دادم
پرسپولیس هم چنین کاری کردی؟ یک بار نیم ساعت ایستادم و تمرین کردم. حالا فصل بدنسازی که تمام شد، مطمئناً بیشتر کار خواهم کرد. الگوی تو در زدن ضربات ایستگاهی چه کسی است؟ هر بازیکنی یک روشی دارد. رونالدو یک جور می زند. داوید لوییز یک شکل دیگر و... تو شبیه کدام یک از این بازیکنان ضربه می زنی؟ من که خودم را با این ها مقایسه نمی کنم. بیشتر با شست پا و بغل
تنها پلیس در طرح عفاف و حجاب به ماموریت خود ادامه می دهد
موضوعاتی چون امنیت روانی، اجتماعی، آرامش مردم، توجه به مرزها و تلفات جاده ای تأکید کردند، در نظر ایشان برخی از شاخص ها و فعالیت های انجام شده مطلوب بود و ادامه یافتن آنها را مورد تأکید قرار دادند و در برخی از کارها نیز ابتکار عمل را مهم دانستند. به گفته اشتری، مقام معظم رهبری برای اولین بار بر همکاری و کمک مادی و معنوی سران سه قوه، ستاد کل نیروهای مسلح، وزارت کشور، سازمان برنامه و بودجه و
شبی با کارتن خواب های بی خواب
ها بود یک وعده غذا را جز از پشت ویترین رستوران ها یا در دست مشتریان این مغازه ها جایی ندیده بودند؛ افرادی که دلشان پر می کشید برای یک وعده غذای گرم و از آن مهم تر یک نگاه پر از مهربانی. قدمی در راه خیر خیابان ها بعد از اذان مغرب خلوت شده و اهالی شهر به خانه هایشان پناه برده اند تا در کنار خانواده شبی را در آرامش سر کنند. اتوبوس بدون هیچ ترافیکی از خیابان های جنوب شهر عبور می
پیروز ارجمند: اتوبوسی به دفتر موسیقی نیامدم
بانوان ثبت شد که کنسرت می دهند. تعامل با نیروی انتظامی خیلی موثر بود. برگزاری جشنواره ی موسیقی نواحی در کرمان. در نهایت همه ی این کارها با بودجه ی ناچیز انجام شد. امروز که پیروز ارجمند از دفتر موسیقی می رود، از کسی دلگیر است؟ ذاتا اهل گله نیستم. ته قلبم به عنوان هنرمند خرسندم؛ اما اگر می خواهید صادقانه بگویم، در جایگاه یک مدیر هنوز کارهای انجام نشده داشتم. می خواستم این درخت را به بار برسانم، اما شرایط فراهم نبود که بمانم. انتظار انصاف و عدالت بیشتری داشتم. چیزی که خودم در این اتاق همیشه رعایت کردم. ...
نخستین زنان موتورسوار در ایران
خطرناک است و ممکن است دچار آسیب شوی اما کم کم با مشاهده اینکه تمام خانواده ما اصول ایمنی را رعایت می کنند از شدت نگرانی هایش کم شد. آسیب دیدگی هم در این راه داشتید؟ نظیفی: فقط یک بار به حرف مربی ام گوش نکردم و همین باعث شد که دستم بشکند اما خدا رو شکر مشکل جدی برایم ایجاد نشد. گفته بودید که شما نخستین بانوی موتورسوار ایرانی هستید. نظیفی: بله، البته چند وقت
کویتی پور: دردهایم را فریاد زده ام
این غم من را به معرفت سوق داد. من به همه سبک های موسیقی در سراسر دنیا اعتقاد دارم و هر گاه قطعه ای می شنوم، وظیفه خودم می دانم که تا پایان آن قطعه را بشنوم. در تمام این سال ها وقتی کسی خبری از ما می گرفت، می گفتیم: هر چی عشق داشتم را از من گرفتند . متاسفانه در دنیای هنر ما، مافیا حرف اول را می زند و دیگر نه سلیقه ای مانده و نه کسی دل می سوزاند. با این سکوت می خواستم به نوعی از همه فاصله
داستان جالب خواننده شدن یک ستاره
تا به خانه اش بروم. بعد رو به من کرد و گفت می بینم که مشکل داری... تو الآن به کمک نیازمندی. خیلی استرس داری. عصبی هستی و من فقط می خواهم به تو کمک کنم بفهمی که می توانی تنها روی یک چیز تمرکز کنی و آن چیز، صدای تو و خواندن توست. حرفهای او تاثیر زیادی داشت. من فقط نشسته بودم و نصایح او را یادداشت می کردم. ارتباط ما ادامه پیدا کرد و هر چند سال یک بار به او می گفتم خانم پرایس آیا ممکن است یک جلسه دیگر مشاوره داشته باشم؟“ منبع: یورو نیوز
بعد از 10 سال فعالیت هنری به بن بست رسیده ام/ باید به فکر شغل دومی باشم
کمک سیروس مصطفی نمایش “محبس” را در بستان آباد کار کرده بودم. بعد از اینکه از تهران به شمال رفتم، به دنبال یک متن خوب بودم، سه ماه به دنبال این متن بودم و ذهنیتی که از یک نمایش داشتم و ایمان اسکندری نمایش “بیرون پشت در” را به من معرفی کردند و زمانی که متن را خواندم متوجه شدم که ذهنیت نمایش خود را در این نمایش یافتم. این نمایش را برای نخستین بار در تهران کارگردانی کردم و این
پیشنهاد سپاهان جدی نشد
... وی ادامه داد: خبر داشتم که تراکتوری ها در حال مذاکره با دیگر دروازه بانان بودند اما برایم اهمیتی نداشت. البته می دانم که کار این تیم با توجه به انتظارات هواداران دشوار و حساس است اما من از این موضوع استقبال می کنم. حالا هم نمی ترسم که دروازه بان اسمی تری به تیم ما بیاید و تلاش می کنم فیکس باشم و بقه قضایا را به سرنوشت می سپارم. این دروازه بان با اشاره به احتمال نیمکت نشین شدنش افزود: اگر این اتفاق رخ دهد که کاری از دستم بر نمی آید ولی همه تلاشم این است که این اتفاق رخ ندهد.سرویس فوتبال اسپورت تی وی-تیم فولاد در تهران واگذار می شود. ...
حضور در استقلال؛ بزرگترین اشتباه زندگی یک ستاره
پیشنهادی که از استقلال داشتم تصمیم گرفتم به این تیم بروم ولی هدف بزرگم جام جهانی و پوشیدن لباس تیم ملی بود نه پشت کردن به پرسپولیس محبوبم اما اشتباه کردم و همه چیز را از دست دادم. سین: چرا؟ چه چیزهایی را از دست دادید؟ جیم: چون من لحظه ای تصمیم گرفته بودم یک اشتباه بزرگ، در استقلال هم به من بازی نداند و نیمکت نشین بودم به همین دلیل بازیم دیده نشد، هم تیم ملی را از دست دادم هم
شهیدی که هنوز نفس می کشد +تصاویر
نبود که با دعای خیر مردم ایشان زنده ماندند و علائم حیاطی خود را به دست آوردند، که به عقیده من بعد از امام خمینی(ره) که در بستر بیماری مردم خیلی برایش دعا کردند، سید از معدود کسانی بود که مردم آن قدر برای سلامتی ایشان دعا می کردند. دلیل زنده ماندن آقا سید این است تا افراد با دیدن ایشان از راه منحرف بازگردند همسر سید نور خدا موسوی افزود: به عقیده من دلیل زنده ماندن آقا سید می
دکتر شریعتی از اولین کتابم ایده گرفت
. بنابراین مارکسیست ها با من آن گونه تضاد نداشتند؛ ولی اینکه حیثیت آنها را با این کتاب که به صورت 80 و چند درس بود به کلی از بین برده بودم. امام از من خواست بخش هایی از کتاب خودم را وارد کتاب ولایت فقیه ایشان کنم/ تمام دعوت ها به براندازی رژیم را من اضافه کردم – گفته میشود که بعد از تبعید حضرت امام (ره) از ایران یعنی بعد از سال 42 وقتی درسهای ولایت فقیه حضرت امام در نجف گفته شد
از اینکه نقشی در انقلاب نداشتم، خجالت می کشم/ ما سیاسی بودیم ولی "سیاسی کار" نبودیم
بودند و با همه رابطه ای گرم و صمیمانه داشتند، تا حدی به فرزندانشان رسیده حالا یکی کم و یکی بیشتر که البته مطمئنا من کمتر از همه بوده ام. ما هم سعی کردیم حداقل در بین جمع آن خصوصیات را حفظ کنیم و با یکدیگر در ارتباط هستیم و از حال و روز یکدیگر باخبریم. سین: آنها هم مثل شما در کارهای پژوهشی و تحقیقاتی هستند؟ جیم : بیشتر خانواده رجبی دوانی در این راه هستند. سه پسر اول علامه
6 روز اسارت معاون بانک ملی در غار کوهستانی
و بعد از چند روز گروگانگیری درخواست بیشتری داشتند. فرصت تماس با رئیس بانک ملی را جهت واریز مبلغ فوق به حساب یکی از کارت هایم در اختیارم قرار دادند و دوباره چشمهایم را بستند و به مسیر خود که از قبل برنامه ریزی کرده بودند، ادامه دادند. هرچند ساعت یک بار با موبایل خودم مرا وادار می کردند با یکی از افراد خانواده در مورد پرداخت پول تماس کوتاهی داشته باشم. به دلیل این که با چشمان بسته مرا به
ساخت و ساز در محوطه تاریخی عشرت آباد ادامه دارد
شهرداری و چه در مقیاس نظام مهندسی را طی نکرده است، به ایران گفت: به نظر می رسد چون ساخت و ساز در داخل یک پادگان نظامی درحال انجام بوده، کارفرما نیازی به هماهنگی با خارج از این محدوده را ندیده است، وگرنه پروانه ساختمانی ، مهندس ناظر و شماره ثبت این طرح کجاست؟ من قبل از شروع این طرح، به خاطر بار ترافیکی زیاد به آن ایراد گرفتم، اما با بی اعتنایی کارفرما روبه رو شد و بعد هم ما از جلسات بعدی کنار گذاشته شدیم . روزنامه ایران تهرام / 1981/1831
کامیابی نیا و تجربه کار با برانکو
هزینه چنین کمپ هایی داشته باشد اما در حال حاضر کمپ های ترکیه بهتر است. وقتی از این بازیکن سوال شد در پرسپولیس جا افتاده یا نه پاسخ داد: خدا را شکر از همان روز اول با بچه ها رابطه خوبی داشتم چون از قبل می شناختمشان. بالاخره یا هم تیمی بوده ایم یا دورادور شناخت داشتم. کلا 8 سال است که در لیگ برتر بازی می کنم و شناخت نسبی به همه بازیکنان داشتم. جو پرسپولیس خوب است و من راحت ارتباط برقرار کردم
بانی حکم اعدام شیخ شهید چه کسی بود
ماسونی و آشنایی با چهره ای مرموز و جذاب به نام اردشیر ریپورتر نقش اصلی را در این تولد جدید ایفا نمود. زنجانی در خاطرات خود هیچ گاه به طور مستقیم از اردشیر نام نبرد و به عضویت خویش در مجامع ماسونی تنها دو بار به تلویح اشاره کرد. از جمله در اواخر عمر نوشت: بعد از همه اینها یکی از سران آزادی و وطن خواهان مشهور تمام ایران گردیده و برای اوّلین مجلس شورای ملّی ایران به اتفاق آراء عموم هم
استعفای مدیرکل دفتر موسیقی یعنی عقب نشینی وزارت فرهنگ؟
تا زمانی که در این نهاد حضور خواهنم داشت حداکثر تلاش خود را برای ارتقای سطح کیفی و کمی فعالیت های موسیقایی کشور انجام خواهم داد. طالبی ادامه داد: من از فروردین ماه امسال به عنوان معاون دفتر موسیقی در بدنه معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول به خدمت بودم و در این مدت گفتگوها و همکاری تنگاتنگی با آقای ارجمند به عنوان مدیر کل دفتر موسیقی داشتم. کما اینکه در همین دوران فعالیت بود
هیئات درسیاستگذاری های کلان دیده نمیشوند
اعتقاد من این بزرگواری اهل بیت(ع) است که این صفت بر ما اطلاق شده است چراکه این روش نوکری و این راه و مسیر نوکری که ما دنبال آن هستیم شایسته آن نام مبارک و شایسته آن جایگاه رفیع و آن مقام نوکری نمی تواند باشد. در واقع در بحث نوکری ساحت مقدس اهل بیت(ع) ما می خواهیم جایگاه رفیع موالیانمان را به دیگران ارائه بدهیم اما هرچه حساب می کنم خودم احساسم این است که خیلی از وقت ها حق نوکری اهل بیت(ع) را
پایان خونین یک رابطه خیابانی با پرداخت 400 میلیون تومان دیه
، وقتی آنجا رسیدم زهره با مادرش از خانه بیرون رفته بود. سمت آنان رفتم دیدم تلفنی ماجرای من و اکرم را برای دیگری تعریف می کند! به او گفتم چرا به اکرم زنگ زدی؟ چرا آینده ام را خراب کردی؟ در جواب گفت خوشم آمد! به وی التماس کردم که با اکرم تماس گرفته و حرف هایش را پس بگیرد اما اعتنایی نکرد. خیلی عصبانی بودم با چاقویی که همراه داشتم سه ضربه به زهره زدم. همزمان چند ضربه نیز به خودم زدم
پشت سخن بزرگان مخفی نشوید!
چوب راندنی است که فلان منتقد حالا خیلی هم معلوم نیست چه کاره را می بیند اما چیزهای واجب تری که باید ببیند را درز می گیرد؟! نگارنده چندی پیش از مجلس محترم خواست بلکه به یک طریقی راهش را پیدا کند و ضمن تصویب یک مصوبه، رسما اعلام کند استفاده ابزاری از شهدا یعنی جرم. آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟ هم الان آرزوی دیگری طرح کنم؛ کاش می شد قوه مقننه، قانونی دست و پا کند بلکه مخفی شدن پشت
پیش بینی آیت الله حائری از آینده رهبری
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا ، در خردادی که بر ما گذشت، از بیست و ششمین سالروز رهبری خورشید انقلاب عبور کردیم. حق آن بوده و هست که در باب منش علمی و عملی رهبری، بیش از آنچه تاکنون صورت گرفته، پژوهش صورت گیرد، هرچند که امروز آفتاب درایت او، جهانی را در برگرفته و این فروغ به خودی خود، معرف خویشتن است. آنچه پیش رو دارید، گفت وگویی است که با آیت الله سید احمد علم الهدی (امام جمعه محترم مشهد مقدس) در باب خاطرات ایشان از منش فردی و اجتماعی رهبر معظم ان
ضرر کارمندان صنعت هواپیمایی از بی قانونی تعاونی های مسکن
عضویت در این هیات امنا با رای یا داوطلبانه نبود. بلکه اعضای هیات امنا، منصوب می شدند. این اعضا با امضای معاون وزیر وقت تعیین می شدند که تیمی مشترک از وزارت خانه های راه و مسکن بودند تایید شدند من یکی از آن 5 نفر عضو هیات امنا بودم. از سال 83 تا 89 من آنجا بودم و مسئولیت داشتم. پیش از آن مدیرفروگاه مهرآباد بودم و بعد هم مدیرکل فرودگاه حضرت امام شدم. در طول این مدت، 5 رئیس سازمان نیز تغییر کردند و
انتقاد بی سابقه یک امام جمعه از احمدی نژاد
فرمانداران، نمایندگان احزاب، گروه ها و فعالان سیاسی استان کرمان گفته بود: خدا را شاهد می گیرم که در این سال ها در مقام عمل جزء هیچ گروه خاصی نبوده و نیستم، البته ممکن است گرایش قلبی به فلان حزب داشته باشم. در بیش از 35 سال که در سمت امام جمعه کرمان بودم، طبق شهادت مسئولان وقت تا امروز همیشه حمایت کرده ام و نه خودم را جزء اصولگرایان و اصلاح طلبان و نه جزء سایر تشکل ها معرفی کرده ام. در