سایر خبرها
خطرات وای فای روی سلامتی
، از دو گلدان گیاه شاهی استفاده کردند. یک گلدان را در اتاقی قرار دادند که عاری از تشعشعات وای-فای بود و دیگری را کنار دو روتر وای-فای گذاشتند. نتیجه؟ گیاهان کنار روترهای وای-فای رشد نکردند. وای فای و صدمه به عملکرد مغز درست مانند همان دانش آموزان دانمارکی که بر اثر استفاده از تلفن همراه دچار مشکل تمرکز شده بودند، دانشمندان هم متوجه موارد متعددی از این اختلال شدند و شروع به تحقیق
آخرین التماس دعای امام از مردم چه بود؟! / روایتی از ساعات پایانی زندگی پیر جماران
چند بار تقاضا کردند بالش زیر سرشان جا به جا شود. خبر وخامت حال امام را از اخبار شنیدم فکر می کنم ده شبی بود که من به خانه نرفته بودم. یک روز صبح به بنده مرخصی داده شد که برای استراحت به منزل بروم. منزل من هم بیست کیلومتر خارج از تهران بود و به تلفن هم دسترسی نداشتم . ساعت 20:30 شب بود که از طریق اخبار مطلع شدم حال امام رو به وخامت است. وقتی خبر را شنیدم بلافاصله
مرگ مرموز پسر دانشجو در بزم شبانه
بودم که پسری که از دوستان پسر 22 ساله ام بود، با من تماس گرفت و اعلام کرد همراه پسرم و چند نفر از دوستانش به مهمانی شبانه رفته بودندکه حال او بد شده و وی را به خانه مان آورده اند. با شنیدن این موضوع شوکه شدم و باورم نمی شد پسرم با آنها به مهمانی رفته باشد. به خانه برگشتم، اما خبری از پسرم نبود. وی افزود: از همسایه ها سراغ پسرم را گرفتم که متوجه شدم ساعاتی پیش دوستانش او را به خانه آورده
سرنوشت پیامک بازی شبانه یک مرد با زن غریبه
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، مردی که همسر دوم خود را به قتل رسانده بود ساعاتی پس از ارتکاب جرم و با صدور دستورات ویژه قضایی دستگیر شد و ضمن اعتراف به جنایت هولناک خود گفت: همسرم به پیامک بازی شبانه ام با یک زن غریبه، اعتراض کرد که من هم عصبانی شدم و او را با ضربات چاقو کشتم. ماجرای این جنایت تکان دهنده از آن جا لو رفت که سپیده دم روز پنجشنبه گذشته، صدای زنگ تلفن قاضی ویژه قتل عمد به
سناریوی مرگبار دختر 19 ساله برای مردان
صاحب یک خودروی برلیانس بود پا به آن خانه گذاشت. آنها با دیدن آن مرد به سمتش حمله کردند. صدای کتک زدن و فریادهایش را شنیدم. بعد صدای درگیری آمد و ساعاتی بعد صدای آن مرد خاموش شد. احساس بدی داشتم. مرد میانسال گفت: مرا با دست و پای بسته به داخل اتاق آوردند. دیدم مرد میانسال سرش خون آمده و فوت کرده است. آنها با هم حرف می زدند که من شاهد این جنایت بودم و باید مرا هم به قتل برسانند. مرا با دست
ازدواج دوباره زن و شوهر طلاق گرفته پس از یک ماجرای بسیار کثیف و ..
ها مدعی شد که مدتی قبل از حادثه از همسرش جدا شده بود. وی گفت: گمان می کردم مرد مغازه دار به همسرم نظر سوء دارد و همین موضوع باعث اختلاف بین ما و در نهایت جدایی شد از این رو دنبال فرصت مناسبی بودم که از او انتقام بگیرم. روز حادثه با قصد و نیت قبلی به آنجا رفته و بر روی او اسید پاشیدم. بعد از این ماجرا بار دیگر با همسرم ازدواج کردم و از شیراز متواری شدیم. این مرد اسیدپاش و همسرش برای انجام تحقیقات در اختیار مأموران قرار گرفتند. خبرجنوب
از رحمت خداوند مأیوس نباشید!
دیگر در همین صحیح بخاری است که عمر گفت: من آرزو داشتم که کَبش اهل خودم بودم! (یعنی قوچ) یک گوسفندی در میان اهل خودم بودم که این گوسفند را تا جایی چاق می کردند و بزرگ و فربه می کردند که دیگر بیش از آن جایی برای فربه شدن نداشت، و یک روز که یکی از میهمانان عزیز به خانۀ آنها می آمد، این گوسفند را برای آن میهمان می کشتند و بعد می پختند و پخته اش را تکه تکه می کردند و بعد آن میهمان ها می خوردند، و بعد از
امام فرمود اگر خطا کنید، خودم بیرونتان می کنم
ملحق شدیم و در مراسم استقبال علما و مردم نجف از امام و دید و بازدیدهای امام با علمای نجف در خدمت ایشان بودیم. پس از استقرار امام در نجف، دفتر مختصر و محدودی را در خانه ایشان تشکیل دادیم که البته دوام چندانی نداشت و من مجبور شدم بعد از چند ماه به ایران برگردم. ایشان دیگر دفتری گسترده ای نداشتند و باز بسیاری از کارها ازجمله پاسخ به نامه ها را خودشان انجام می دادند تا زمانی که به پاریس رفتند.
داستان شیرزنان قهرمان ایرانی/توییت مردم و چهره ها+تصاویر
اجبار پدرم تن دادم و دو سال بعد با یک بچه 6 ماهه مجبور به بازگشت به خانه پدر و مادرم شدم. زمانی که به خانه پدرم برگشتم، او برای کار کردن به شیراز رفته و مدتی بود به سمیرم نیامده بود. با حرف هایی که اطرفیان می زدند، متوجه شدیم پدرم در شیراز مانده و ازدواج کرده است. در بخش دیگر برنامه آیتم کوتاهی برای معرفی این خانواده پخش شد. آن خانواده سمیرمی همان خواهران قهرمان منصوریان بودند که مدال های طلا
داستان انحلال یک حزب / چه عواملی موجب پایان کار حزب جمهوری اسلامی را فراهم کرد؟
خانواده ای معتقد به مبانی اسلام پرورش یافتم و پدرم نیز یک پای ثابت مسجد بود و تا همین چند ماه پیش نیز عضو هیئت امنای مسجد محله بود که به علت کهولت سنی دیگر این افتخار از او سلب شد. مادرم هنوز عضو هیات امنای مسجد و مسئول خیریه مسجد محل است. در مهرماه سال 1357 وقتی به عنوان دانشجو وارد دانشگاه بیمه شدم، بلافاصله با دوستانی که علاقه مند به نهضت روحانیت و امام خمینی (ره) بودند، به صورت
دیداری با همسر خلبان شهید شیرودی
خوردنی! یک استکان چای خوش رنگ و عطر تعارف می کند. لبخند می زند و می گوید: حالا کجا و آن سال ها کجا. دروغ چرا؟! چندان خانه داری و پخت و پز بلد نبودم. دست پخت اکبر از من بهتر بود. ما کرمانشاه زندگی می کردیم و مادرش مهمان ما بود. یک روز گفت مثلاً من مهمان شمام! خسته شدم از بس پخت و پز کردم. من هم یک مرغ کامل را گذاشتم توی دیگ با کمی رشته و پیاز و... سوپ پختم. مادر اکبر لب نزد اما خودش به خاطر من با
او را سید کمال خندان صدا می زدند
دبیرستان تحصیل کرد و با آغاز جنگ تحمیلی تصمیم گرفت عازم جبهه حق علیه باطل شود. کمال از مدرسه به مسجد محل می رفت و شب ها در بسیج پست می داد. یک شب به خانه آمد و پدر و مادرم را در جریان تصمیمی که گرفته بود؛ قرار داد. پدرم در ابتدا رضایت نداد که کمال به جبهه برود، وی اصرار بسیاری می کرد و به امام رضا (ع) پدرم را قسم می داد. پدرم سکوت کرد و فردای آن روز کمال را به سمت جبهه بدرقه کرد.
سه روایت از خانم های بی حجاب نفس
انجام شد یک دستاورد فنی برای سینما و تلویزیون ما است که می تواند به خدمت محتوا در آثار آینده درآید. دیدگاه انتقادی دری: نفس خنده دار شده به نظرم با کاری که جلیل سامان در نفس کرده به نحوی موقعیت کمیک ایجاد کرده است. به این دلیل که در یک دفتر کار همه کسانی که کار می کنند محجبه هستند. اما در پشت سر آنها یک نفر بی حجاب دارد با تلفن حرف می زند.خوب این با واقعیت هم خوانی ندارد که همه
نگاه متفاوت امان به زنان!
کنیم، متوجه این امر می شویم که خانواده امام در آن عصری که ایشان قدم به عرصه وجود گذاشتند، چند ویژگی داشتند. اولین ویژگی شان این بود که مهاجر بودند. یعنی خانواده امام، خانواده ای نبودند که در آن روز و روزگار در یک روستایی زیست کنند و روستای نزدیک خودشان را نرفته باشند در آن زمان امکانات کنونی وجود نداشت و بسیاری از کسانی که در یک شهر یا روستا سکونت می کردند، ممکن بود تا آخر عمرشان هیچ شهر و یا
عکاسی با موبایل یک فرصت مغتنم است/ لزوم توجه به معنویت و خلوت زائران
بهشت نخستین کتاب مصور حرم رضوی بعد از انقلاب، با ذکر خاطره ای از عکاسی در حرم امام رضا(ع) خاطرنشان کرد: در یکی از ادوار جشنواره امام رضا(ع) برگزیده شدم و به همراه حدوداً 40 عکاس حرفه ای دیگر به مشهد مقدس دعوت شدیم. همانطور که می دانید در حرم امام رضا(ع) اجازه عکاسی داده نمی شود، اما به همراه یکی از دوستان قرار گذاشتیم هر طور شده دوربین را داخل ببریم و عکس بگیریم و چنین هم شد. البته بعد از آن، یکی
خدیجه(س) وزیر پیامبر در مسائل اجتماعی بود/ از عاشقانه های خدیجه (س) و محمد (ص)
که زنان امروز ما می توانند این مسیر را طی کنند و شاخص ترین زنان موفق اقتصادی و سیاسی و هنری ما، زنان مسلمان ایرانی یا غیرایرانی باشند. البته درست است که بر اساس آموزه های ما، اصل در زندگی زن امور مربوط به کارهای خانه است، بنابراین هر کار و فعالیتی که باعث شود زن حقوق خود را نسبت به شوهر و فرزندان و خانه اش انجام ندهد، آن شغل معذور به حساب می آید و باید اولویت را با شوهرداری و خانه داری و فرزندپروری
عکاسی با موبایل یک فرصت مغتنم است
ذکر خاطره ای از عکاسی در حرم امام رضا(ع) خاطرنشان کرد: در یکی از ادوار جشنواره امام رضا(ع) برگزیده شدم و به همراه حدوداً 40 عکاس حرفه ای دیگر به مشهد مقدس دعوت شدیم. همانطور که می دانید در حرم امام رضا(ع) اجازه عکاسی داده نمی شود، اما به همراه یکی از دوستان قرار گذاشتیم هر طور شده دوربین را داخل ببریم و عکس بگیریم و چنین هم شد. البته بعد از آن، یکی از خادمان حرم به ما گفت متوجه قضیه شده اند، اما
بسته خبری پنجشنبه 11 خرداد ماه 1396
را در کنار ما باش. گفت میخواهم به مسجد بروم و مثلاً قرآن و نماز بخوانم. گفت روز ماه رمضان، کی به کی است؛ بیا با هم باشیم! به زور این شاعر را کشاند! او هم بالاخره شاعر بود دیگر! به خانه ی آن فرد رفت و در کنار بساط روزه خواری و شُرب خَمر نشست. او نمیخواست؛ اما مبتلا شد. بعد هم همه فهمیدند که اینها شُرب خَمر کرده اند. امیرالمؤمنین گفت: باید حد_خدا را بخورند؛ هشتاد تازیانه برای شُرب خَمر، ده یا بیست
همه چیز درباره فرامرز خالقی از دیروز تا امروز
یک بیمارستان بود که پدرم را در آن بستری کرده بودند و چون من کوچک بودم اجازه نمی دادند بروم بابا را ببینم، برای همین مادرم برایم از همان دست فروش ها یک زیرانداز خرید که بتوانم دم بیمارستان منتظر بمانم. سال ها بعد تقریباً رو به روی همان بیمارستان بود که مادرم را هم در بیمارستان مهر از دست دادم و همین باعث شد برای همیشه آن قسمت از تهران برایم دربردارنده خاطرات تلخی باشد . اخلاق
من هم کتاب می خواهم
کتابخوانی در روستاها و تلاش کانون توسعه در این زمینه از خاطره ای یاد می کند و می گوید: هنگامی که به روستای خنگ khong (خراسان جنوبی) رفته بودم، کتابدار آنجا می گفت: من ساعت کار ندارم و در همه 24 ساعت شبانه روز کتابدارم؛ حتی شب، هنگامی که برای خانواده شام درست می کنم، کودکی زنگ خانه را می زند و می گوید: خانم کتابدار، کتاب را خواندم، یک کتاب دیگر بده! یک بار با فرمهر منجزی- یکی از اعضای هیأت مدیره کانون
امام (ره) می گفتند چرا این قدر مطالب من را تیتر و عکس می کنید
برایم پیش آمده بود و در اختلافاتی که بین مسئولان وجود داشت می خواستم تکلیف خودم را در روزنامه بدانم که باید چکار کنم.ما یک خط مشی را انتخاب کرده بودیم و می خواستیم به امام(س) نیز عرضه کنیم و ببینیم که آن را قبول دارند یا خیر.قصد کردم خدمت امام(س) بروم و در صدد بودم که با حاج احمد آقا تماس بگیرم و بگویم که قراری مشخص کنند تا من خدمت ایشان برسم؛ در همان روزها بود که حاج احمد آقا تلفن زد و گفت، امام(س
جانباز دفاع مقدس شهید مدافع حرم شد
. پس چه کسی قرار است رزمنده این جبهه باشد و از اسلام دفاع کند. آنقدر گفت که من هم راضی شدم به رفتنش. چند بار اعزام شدند؟ سلیم چهار مرتبه به منطقه اعزام شد و آخرین بار که می خواست برود من معترض شدم و گفتم تو بارها رفته ای بمان. گفت این آخرین مرتبه است. گویی خودش می دانست که این رفتن را دیگر بازگشتی نیست. در مراحل قبل بارها مجروح شده بود و بعد از درمان و بهبودی مجدداً اعزام می شد.
شرط عجیب ویزای آمریکا /انفجار در شیراز/کارتون ترامپ در صدر اخبار/سریع ترین آسانسور
/> ----------------------------------------------------------------- سفارت چین در فرمانیه تهران را دزد زد عاملان سرقت از سفارت چین در کمتر از 48 ساعت، با ردیابی های مأموران پلیس دستگیر شدند. چند روز قبل خبر سرقت از ساختمان سفارت چین در چهارراه فرمانیه به بازپرس ویژه سرقت گزارش شد و با توجه به حساسیت موضوع، ردگیری سارقان بلافاصله در دستور کارپلیس قرار گرفت تا اینکه پس از 2 روز سارقان به دام افتادند.
85 فتوا از آیت الله فیاض درباره روزه داری
استمنا شدم و در اوج لذت مایع سفید رنگ کمی از رحمم ترشح کرد. تکلیف من چیست و برای ادای دین روزه هایم که از چند سال پیش مانده است چه مبلغی باید پرداخت کنم و به چه کسانی باید بدهم؟ جواب: توبه و استغفار کنید و دیگر این عمل حرام را مرتکب نشوید.عوض هر روز ماه مبارک رمضان که به این عمل افطار کرده اید قضا و کفاره به گردن شما است و کفاره هر روز افطار عمدی سیر کردن شصت فقیر از مرد و زن می باشد و می
خاطرات فیلسوف مسیحی از بازدید مسجد/ اخلاق تعریف شده جهانیان در بطن اسلام است
است وی اظهار کرد: با کارشناسان اسلامی در مورد ارزش های بنیادی انگلیس صحبت کردم و وقتی آن ها ارزش های اخلاقی تعریف شده در اسلام را توضیح دادند، متوجه شدم تمام ارزش های اخلاقی که در کشورهای دنیا تعریف شده است، در اسلام وجود دارد و ارزش های انسانی از جمله برابری افراد و حقوق آزادی انسان ها از ارزش های بنیادی اسلام است. سایمون برد افزود: با شناخت اسلام متوجه می شویم که اسلام از همان اولین
محاکمه مأمور پلیس به اتهام قتل
چندین سابقه سرقت و جیب بری بوده و هنگام حادثه همراه دوستش در حال سرقت از خودروی 206 در خیابان خواجه عبدالله بود که خودروی گشت پلیس از راه می رسد. دو سارق با دیدن خودروی پلیس سوار بر خودروی خود از محل فرار می کنند که در عملیات تعقیب و گریز یکی از سارقان با شلیک گلوله از سوی یکی از مأموران کشته می شود. پرونده بعد از کامل شدن تحقیقات به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و روز
سید آزادگان علی اکبر ابوترابی در گذر یک زندگی پر ماجرا
زندگی معمولی دارند و خبری از مبارزه در آن نیست! ساواک تصور می کرد مادرم همسر یک طلبه هستند که گاهی برای تبلیغ به شهرستان ها می رود و طلبه ها به خانه آنها رفت و آمد می کنند و گاهی هم برای سرکشی به خانواده شان به تهران می آیند. چه موقع به نجف رفتند؟ بعد از پذیرش در دانشگاه الازهر و پس از دو سه ماه اقامت در قم به نجف رفتند. از کی و چگونه با شهیدآیت الله بهشتی آشنا شدند؟ شهید
وقتی رییس شدم حلال و حرام قاطی شد و ارتباط پنهانی با یک زن فاسد ...
. بالاخره به آرزویم رسیدم. مدیر یک قسمت شده بودم و آقای رئیس صدایم می زدند. چند سال به شهر دیگری منتقل شدم. در آنجا متاسفانه حلال و حرام را قر و قاطی کردم. بعد از سه سال متوجه شدند چه گندی زده ام. موقعیت شغلی ام را از دست دادم. به مشهد برگشتیم. دلم خوش بود مال و ثروتی به جیب زده ام و آینده ام تامین خواهد شد. اصلا نمی دانم سر و کله یک زن فاسد از کجا در زندگی ام پیدا شد. ارتباط پنهانی با این زن
وقتی موضوع آن مرد را به شوهرم اطلاع دادم. داغ کرد و ..
کرده بود و با حرف های نامربوط داغونم کرد. قهر کردم و به خانۀ پدرم رفتم که اوضاع بی ریخت تر شد.لج ولج بازی که از قبل با خانوادۀ شوهرم داشتم، آتش اختلافمان را شعله ور تر کرد. امیدوارم برای حل مشکل زندگی ام نیز راهی پیدا کنم. ای کاش در این فروشگاه ها شماره تلفن افراد را به شکل دیگری دریافت می کردند و.. رکنا 110 این اخبار داغ را از دست ندهید: خبری داغ در مورد
علیدوستی: ترجمه می کنم تا خیال پردازی ام فروکش کند
متصل می شوند. این نکته های جالب برای این که تصمیم به ترجمه این رمان بگیرم کافی بود. مشغول کار روی رمان بودم که همشهری داستان متوجه علاقه ام به کراوس شد و ترجمه نقاش های کوچک را پیشنهاد داد. با کمال میل پذیرفتم، چون این داستان هم بخشی از رمان بعدی اوست که مشغول ترجمه اش هستم. تاریخ عشق رمانی است درباره فقدان و از دست دادن عشق؛ روایتی است از عشق پرشور صوی لیتوینفِ نویسنده به دختری به نام