سایر منابع:
سایر خبرها
ما در بحث امنیت ملی با هیچکس شوخی نداریم، انتقام می گیریم/ جهان حرف و عمل سپاه پاسداران ایران را دیده است
قرار باشد کسی امنیت ملی ما را خدشه دار کند هیچ نقطه امنی برای او باقی نخواهیم گذاشت، جهان حرف و عمل سپاه را دیده و می داند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عمل و قولش یکی است بنابراین بسیار مراقب باشند و به عواقب رفتارهای خود بیاندیشند. جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خاطر نشان ساخت: شاید اتفاقی که دیروز افتاد منطق ما را برای آنکه چرا ما سیاست های امنیتی دشمنان مان را
مرگ فردی که کعبه را به منجنیق بست
سیوطی می گوید: پنجمین خلیفه بنی امیه عبدالملک بن مروان (26-86 هجری قمری) خونخوارترین خلیفه این خاندان بود. وقتیکه عبدالله بن زبیر حاضر به بیعت با او نشد، عبدالملک فرمان قتل او را داد ولی وی برای نجات جان خود به خانه کعبه پناه برد و در آنجا بست نشست. با اطلاع بر این موضوع عبدالملک حجاج ابن یوسف ثقفی والی بصره را که به سفاکی و خونریزی شهرت داشت برگزید و از او خواست که به هر صورت که مقتضی
مشاهدات کسانی که با داعشی ها در مجلس روبرو شدند
. میهمان ها بیرون سالن بودند؛ با پاسدار مسئول بازرسی مشغول احوال پرسی بودم که نخستین تروریست با کلت به همان پاسدار شلیک کرد و او را به شهادت رساند . نمایندگان همچنان مشغول موافقت و مخالفت با طرح مد نظر بودند. کرم پور می گوید: تروریست بعدی با چند متر فاصله وارد شد. با کلاشنیکوفی که داشت، شلیک می کرد. خودم را روی زمین انداختم. تروریست ها وارد سالن شدند و مردمی را که آنجا بودند، به
سردار آزمون: خسته شدم از بس من را با بازیکنان بزرگ مقایسه می کنند!
برسیم. وی در پاسخ به سوالی که در رابطه با شباهت گل او به مونته نگرو و گل های زلاتان گفت: این حرف ها چیست. آدم یک لحظه تصمیم می گیرد چه کاری کند و همان کار را انجام می دهد. حالا نمی دانم این گل شبیه چه کسی می شود. دفعات قبلی که گل های من شبیه افراد دیگری بود. هر دفعه یک چیزی می گویند و خود من واقعاً از این مقایسه ها خسته شده ام، دیگر نمی دانم چه بگویم. مهاجم تیم ملی فوتبال
14 نکته و ترفند در Gboard؛ صفحه کلید مجازی گوگل برای گوشی های هوشمند
ممکن است به حذف کلمات دیگر یا حتی حذف اتفاقی حروف اضافه منجر شود. با استفاده از جی بورد حالا می توانید چند کلمه را به طور هم زمان، های لایت (انتخاب) و آن ها را حذف کنید. انجام این کار چیزی مشابه با ترفند شماره 2 است. فقط این بار باید به جای کلید اسپیس ، کلید Back Space را فشار داده و نگه دارید. درصورتی که قصد دارید چند کلمه یا حرف را ازجمله خود حذف کنید، کافی است انگشت خود را
زنگ... زنگ... زنگ...
ادامه داشت. عمو از اتاق بیرون آمد. آن قدر در را محکم باز کرد که به دیوار کوبیده شد و تکه ای گچ از دیوار ریخت روی تاقچه! عمو سینه اش را جلو داد و حسابی باد کرد. انگار حرف های بابا حسابی کارساز بود. هن هن کنان رفت توی حیاط. همه دنبالش راه افتادند. خانم جان خودش را انداخت جلو که نکند در را باز کند و دوباره کتک بخورد. توی این فکر بودم که شاید برود و با چند چسب زخم ضربدری برگردد
کدام وزیران به پاستور نمی روند؟
او شنبه شب درضیافت افطار با وزرا، روسای سازمان ها، مدیران و استانداران برای اولین بار گلایه هایش از برخی اعضای دولتش اعم ازوزرا و مدیران را رسانه ای کرد و از آنهایی که در این مدت به گفته اش پاشنه گیوه شان خوابیده بود و ورنکشیدند و لخ لخ کردند. و از آنهایی که سختشان بود دفاع کنند، خیلی نرم حرف می زدند و آرام. اگر در تنگنای 30 خبرنگار قرار می گرفتند، در آن تنگنا یک کلمه ای می فرمودند. حرف نمی زدند
بازگشت های باورنکردنی به آغوش خانواده
داشت که پدرش، او و مادرش را در کالیفرنیا رها کرده و تنها گذاشت اما او هرگز فکر نمی کرد که پس از 25 سال باز هم آنها را ببیند. موسانو پدر کیم می گوید: او تنها پنج سال داشت که من او و مادرش را رها کردم اما حالا وقتی وبلاگش را می بینم او فقط خوبی های من را نوشته است، با روبانی قرمز که در کنار تمام یادداشت های مربوط به من قرار داده است. دیانا کیم که حالا 30 سال دارد، در رشته حقوق درس می
دهه مظلوم شصت و دخترکانی که در آتش تکفیر نفاق خاکستر شدند +عکس
؛ فرزند آدم از جان آدم عزیزتر است. یاد حضرت ابراهیم افتادم. خدا می دانست که ما نه ابراهیم هستیم و نه اسماعیل. گفت بیایید اینجا که بهشت است. نسیم داشت برگهای درختان را تکان می داد و با خود گفتم نگاه کن در حرکت کلی آفرینش هیچ تغییری ایجاد نشده و این تقدیر فاطمه بود. احتمال می دادیم کار منافقین باشد. خیلی زود در جریان دیگری دستگیر شدند. گفتند آن شب که چراغ انداخته بودند توی خانه ترسیدند این
بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان
] تحمیل کرد، نظام اسلامی را به وجود آورد. بعضی ها زمزمه میکنند نظام ناکارآمد است ؛ چرا؟ چون فلان وزارتخانه بد عمل کرده؛ نه، اگر نظام ناکارآمد بود، تا حالا ده بار بلعیده شده و از بین رفته بود. بزرگ ترین دلیل کارایی این نظام، خود وجود این نظام و ماندن این نظام است. اینکه یک نظام بِایستد، حرفش را صریح بزند، هیچ ملاحظه ای نکند، موضع قاطع خودش را با صراحت در دنیا اعلام کند، با وجود اینکه دشمنی
شباهت عملیات تروریستی داعش با ترورهای منافقین در ایران
سلام و احترام نظر به مشکلات پیش آمده و درخواست مبنی بر پیگیری وضعیت سپرده گذاری شما عزیزان نکات زیر به استحضار می رسد، خواهشمند است توجه لازم را مبذول فرمایید. در خردادماه سال 95 در سخنرانی که در حسینیه امام جعفر صادق(ع) گچساران داشتم به موضوع این مؤسسات اشاره صریح داشتم و حتی بعد از آن توسط برخی مواخذه شدم ولی متأسفانه مردم عزیز توجه نفرمودید... چندی پیش معاون
کسانی که به تعبیر امام راحل حتی عرضه اداره یک نانوایی را ندارند بر چنین شخصیتی خرده می گیرند!
پرسشی از ایشان در مورد زیبا کلام و عقبه، کارکتر وکارکرد او پرسیدم؟ بهزاد در پاسخ چیز عجیبی به من گفت که در آن پاسخ غیر منتظره، مدتی مدید مبهوت مانده بودم! حالا اینکه آن پاسخ چه بود و به چه نکته ی اشاره ای داشت، بماند که در خانه اگر کس است یک حرف بس است!وقتی جفایی صورت می گیرد و دفاع از پدیده ای الزام آور میشود،قرار نیست به این بهانه ما از شخص یا شخصیتی کیش شخصیت برپا نماییم و او را فراتر و فراختر از
گزارشی از پشت صحنه سریال زیر پای مادر +عکس
کنار جعفری و نوروزی قرار گرفته و با آنها تمرین می کند تا لحن مورد تائید را دربیاورند. ** مثل مادرا با من حرف نمی زنی! اولین سکانس ها از قسمت سیزده زیر پای مادر مربوط به اولین رویارویی آتنه و اشکان مادر و پسری است که بعد از بیست سال یکدیگر را پیدا کرده اند، در این سکانس به طور واضح از مادری و پسری و دوری شان بعد از مدت ها با یکدیگر صحبت می کنند. آتنه یک ساک دستی به همراه چمدانی
برای رفتن به سوریه خیلی ذوق و شوق داشت. به او می گفتم: یک کاری کن من را هم ببری. می گفت: اولا که نمی ...
عنوان سرگرمی به یاد داریم بازی کردن با چند تکه اسباب بازی مثل عروسک و ماشین است و بازی های ابداعی مثل خاله بازی، خونه مادربزرگه، دزد و پلیس ... که این تمام دارایی ما در آن دوران بود. خدایی ما متولدین دهه شصت اخم و تخم پدر و مادر برایمان خیلی سنگین می آمد و ساعت ها و شاید روزها درگیر آن اخم می شدیم که چرا آنها به ما این چنین اخمی کرده اند و اشتباه بزرگ آن روزگار برای فرزندان امروز تعبیری همانند
روایت 5 ساعت پر دلهره در بهارستان
ناگهان صدای آژیرممتد آمبولانس رشته افکار را پاره کرد... چند ثانیه بعد آمبولانس دیگری و به دنبال آن صدای بلند اگزوز ماشین های پلیس و آتش نشانی با چراغ های روشن، ناخودآگاه من را به یاد حادثه آتش سوزی پلاسکو انداخت. بلافاصله ذهنم مشغول این شد که چرا همه این ماشین ها به سمت میدان بهارستان در حرکت هستند؟ از اتوبوس پیاده شدم، سردرگم بودم که چه اتفاقی افتاده، به دور و برم نگاهی
کاتب هنوز در مرکز زندگی هایمان نشسته است
گلشیری به خاک رفت وکاتب ازگوربرخاست.ناگهان دیدم که من کلماتِ کاتبِ طالبِ آن شادی های ناب را ندیده بودم. مردکاتب! سال ها سپری شدند و رنج به مغز استخوان رسیدتا فهمیدم.فهمیدم که گفته ها و ناگفته ها را نوشته ای و حالا برای خودت خوش نشینی می کنی!فهمیدم،آن قدر گفته ای که دیگر به هیچ کدام از پنج شنبه های سال های آتی بدهکار نیستی. مرد کاتب!دیدم که نشسته و تماشایمان می کنی. نمی دانم
بیش از 700 صدای مختلف ساخته ام
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، علیمردانی حالا هنرمند همه فن حریفی است که می شود با او درباره خیلی چیزها حرف زد، اما گفت وگوی ما با او درباره نگاهش به زندگی بعد از 40سالگی، تجربیات و احساساتش و البته حس و حالش در این روزهاست که در ادامه می خوانید؛ البته تجسم و تصور بذله گویی و طنازی علیمردانی به عهده شما خواننده گرامی است. صداپیشه یعنی معروف مخفی
سکوت سرمربی استقلال شکست/ حمله شدید منصوریان به کاسه های داغ تر از آش!
تیم ما فقط آرامش می خواهد تا مسیر روبه رشد و رو به پیشرفتش را ادامه دهد نه حاشیه و سر و صدا. * کاسه های داغ تر از آش و آنهایی که حالا دوباره پیدایشان شده، زمان مدیران قبلی هم بودند و همه این مدیران، زخمی از آنها بر بدنشان هست اما اگر سکوت کرده اند، به خاطر آرامش استقلال است در حالی که حرف دلشان چیز دیگری است. این افراد منفعت طلب بعد از برد السد کجا بودند ، پس از شکست رقیب دیرینه کجا
تحلیل وضعیت؛ چرا توخل رفت و چرا بوش آمد؟
. دورتموند با یک قرارداد 3 ساله و با این نیت، عنان کار را به توخل سپرد که او به همان سبک کار کلوپ وفادار مانده و فوتبال تماشاگر پسند را به عنوان سرلوحه و یا برند این تیم، در دستور کار قرار دهد. اگر ارائه فوتبال هجومی، تماشاگر پسند، تک ضرب و شناور را به عنوان معیار در نظر بگیریم، بدون شک باید دوره حضور توماس توخل در دورتموند را یک دوره موفق ارزیابی کنیم. دورتموند همان تیم جذابی بود که هواداران انتظار
بسته خبری چهار شنبه 17 خرداد ماه 1396
مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف و در یک کلام نفرات موسوم به حلقه_نیاوران طراحی شده و ظاهراً قرار است در تمامی سطوح قوه مجریه از هیئت دولت تا سطح شهرستان ها پیگیری شود و همه مدیران را موظف می کند دو دستیار جوان داشته باشند. افراد منتخب در قالب چند گروه، آموزش های فشرده و بعضاً بلندمدت طراحی شده را توسط دانشکده مدیریت تجربه می کنند تا بتوانند پیش برنده مدل فکری حلقه نیاوران و به صورت خاص
آنجا که دستگاه مرکزی فرهنگی اختلال دارد؛ آتش به اختیار
دستش را بالا گرفته، می گویند" من هم اگر وسط حرف شما دستم را بلند کنم شما ساکت نمی شوید؛ پس من هم ساکت نمی شوم". با خنده حضار سخنان آقا ادامه پیدا می کند. ** رهبر در آخر هم به حادثه رخ داده در مجلس و حرم امام اشاره و از آن به عنوان "ترقه بازی" یاد می کنند و می گویند: "این حوادث نشان داد اگر جمهوری اسلامی ایران در آن نقطه و مرکز فتنه ها، ایستادگی نمی کرد تا الان گرفتاری زیادی داشتیم؛ انشاء الله "کلک اینها" کنده است". حالا اذان مغرب را گفته اند و پس از 3 ساعت گفت و شنود صمیمی مراسم پایان می یابد و دانشجویان و مسئولان پس از اقامه نماز، روزه خود را با رهبرشان افطار می کنند. ف ...
بازی بدون توپ مهدی طارمی در زمین آبی بیت رهبری/ دانشجویان در افطاری رهبر روشنفکرشان چه گفتند؟
/> سرقت علمی رئیس جمهور باید بررسی شود از انجمن مستقلی ها همیشه انتظار صریح ترین موضع گیری ها می رود و مظاهری این بار هم در به ثمر رساندن کارویژه مستقل در این دیدار، موفق است. اول درباره اتفاقات صبح تهران صحبت می کند و از همه می خواهد مواظب باشند سی سال آینده جای جلاد و شهید امروز عوض نشود. از آقای مفسد ِ شهردار اسبق ِ تهران هم می خواهد حالا که خودش پیشنهاد داده، برود و با تروریست
کسی زندگی من با شوهر شکنجه گر را باور نمی کند
مادرم در خانه ما میهمان بودند. کیوان در مقابل آنان خیلی مؤدب و با وقار بود و با احترام کامل برخورد کرد اما به محض اینکه آنها رفتند حرف های پدر و مادرم را بهانه کرد و مرا به باد کتک گرفت. به قول خودش وقتی مرا کتک می زد آرام می شد. آخر شب هم به مادرم زنگ زد وگفت: بیا این دختر بی ادبت را پیش خودت ببر. از دست او خسته شده ام و... من همان شب به خانه پدری رفتم. اما شوهرم روزگار پسرم را سیاه کرده. وقتی
روایت شاهدان حادثه تروریستی تهران
بخشی از حرم رفتیم که سرویس کولرها را خالی کنیم، سه نفر بودیم، دونفر سوار خودرو شدیم و یک نفر همان جا ماند. در مسیر برگشت بودیم که دیدیم دو مرد به سمت کلانتری حرم شلیک می کنند، تفنگ شان بزرگ بود، ما در فاصله 20متری از آنها قرار داشتیم، تا آنها را دیدیم، برگشتیم که فرار کنیم اما آنها ما را دیدند و شروع کردند به سمت ما تیراندازی. همان موقع بود که احساس کردم یک چیز تیزی از شانه ام رد شد
آگاهانه به سمت مرگ می رفتیم
صدای پشه هایی که هنوز همچون زنبور بالای بدنم ویز ویز می کردند بیدار شدم. فقط این بار، مملو از پشه هایی بود که خون من و افراد دیگر را می نوشیدند و عیاشی می کردند. از تکان دادن ماهیچه هایم ناتوان بودم، حتی یک ماهیچه. چشم هایم باز بود اما تار می دیدم. فکر کردم کور شده ام. از خود بیخود بودم. خاطرم نمی آمد کجا هستم. خیال می کردم در خانه روی تخت خودم خوابیده ام. سرگردان بودم که چرا این همه
امنیتی که قدرش ندانستیم
متوقعیم که مثلا کرایه خانه ها گران است و ترافیک زیاد است و کار فلان است و ... اما هرگز به این فکر نمی کنیم که بعضی از انسان ها واقعا چه کار سخت و خطرناکی دارند. سال ها پیش فرشتگانی برای دفاع از کشور جان خود را فدا کرده و هنوز برخی از پدر و مادرانشان منتظر بازگشت پیکرشان هستند و یا امروز که مدافعین حرم که حتی خودم هم تصور می کردم به خاطر پول پا به این راه می گذارند، چه بی پروا خود را به خطر افکنده و
تحلیل جامعه شناسانه از حملات انتحاری تهران/ با انتخاباتی که داشتیم، اقدامات تروریستی بی نتیجه است
/> من بدون شعار زدگی می گویم و جدای از بعضی عارضه های جزئی که در شبکه های مجازی می بینیم، آدم احساس می کند همان صحنه های زمان جبهه است و همان صحنه ای اول انقلاب است که همه می آیند برای این که با دشمنان بیرونی مقابله کنند. من خاطر هست که در سال 1360 یا 1361 بود که چهارده سال داشتم و از جبهه برشگته بودم. دور میدان شهر پیاده شدم. خانمی که مثلا به تعبیر برخی افراد، بدحجاب بود مثل بچه خودش
هیچ گزارشی بی طرف نیست
/> نوشته بودم که به عنوان عضو یک اجتماع حاشیه ای، هرگز فرصت این را نداشتم که بی طرف باشم و اقلیت ها بعد از سال ها که اصلا دیده نمی شدند، حالا صدایشان در رسانه ها شنیده می شود، اما به ترتیبی که تازه درباره شان بحث می شود که مثلا باید به آنها اجازه بدهیم که زندگی کنند و در جامعه مشارکت داشته باشند و نباید آنها را آزار بدهیم، اخراج شان کنیم یا حتی نباید بکُشیم شان. آخر سر هم در آن مطلب نوشته بودم که واضح
پشت پرده اختلافات منصوریان با عضو هیئت مدیره استقلال
صحبت هایی که منصوریان علیه زمانی انجام می دهد زشت است .کجا دیدید فرزند خانواده بر علیه پدر آن خانواده حرف بزند؟بالاخره اعضای هیئت مدیره با یک تدبیری به راس کار آمدند و از همه مهم تر اینکه همان مسئولان وزارت ورزش و جوانان این افراد را در هیئت مدیره قرار دادند پس به نظر من وقتی یک عضو نتواند نقطه نظرات خودرا درباره سرمربی و باشگاه بگوید سنگ روی سنگ بند نمی شود . رجبی افزود: آقای منصوریان
یک هفته و چند چهره؛ ایمان، آرامش و دعا برای - ایران -
برترین ها - ایمان عبدلی: به ناچار فعلا در حد اشاره ای کوتاه از اتفاق چهارشنبه ی تهران می نویسیم تا هفته ی بعد. مورد اول این که امنیت از آن مقولاتی است که در غیبت بیشتر خودش را نشان می دهد، مثل مادر ها که نبودشان تعادل هستی را بر هم می زند. از دیروز تا حالا بهتر در می یابیم که هر کنشی در فضای نا امن چقدر بی اهمیت و پوچ است. خواه کری های سیاسی باشد، خواه اختلاف نظر بر سر کیفیت کار یک خواننده و