سایر منابع:
سایر خبرها
پسر خانم مدیر با دخترم رفتار زشتی کرد و من وقتی این صحنه را دیدم ...+ عکس
به گزارش پامچال نیوز به نقل از خبرگزاری کاسپین ، مردی که درقتل خانم مدیر گناهکار شناخته شده است با اعتراف تکاندهنده ای پرده از دومین جنایت برداشت. این مردجنایتکار فاش کرد که پسر جوان خانم مدیر را نیز بخاطر دفاع از ناموس خود و دختر 14 ساله اش در سقز به قتل رسانده است.وقتی راز قتل مریم مدیر یک شرکت خدماتی در میدان انقلاب در تجسس های پلیسی فاش شد و مرد آشنا اقرار کرد بخاطر شنیدن جواب منفی در
روایتی جزئی و متفاوت از حادثه تروریستی مجلس
پلیس هیجان زده شده بودند و با نگرانی اطراف را نگاه می کردند... تصمیم گرفتم به سمت ساختمان مجلس که محل کارم بود بازگردم... دلهره داشتم، با اضطراب دست بلند کردم و یک موتور گرفتم... گفتم: برو به سمت بهارستان، راننده موتور گفت: اونجا شلوغ شده، گفتم: مگه خبری شده گفت: به مجلس حمله کردند و تیراندازی شده... دلهره ام بیشتر شد، بی درنگ گوشی تلفنم را از جیبم درآوردم و با پسرعمویم که در مجلس بود تماس
طهران قدیم در مهمانی پروردگار
کار حکیم و دافروش، زالویی و حجامت انداز، دلاک و دندانساز، لوطی عنتری، سلمانی و مشاطه، دکان های چلویی، دیزی پزی، قهوه چی خوابیده بود. زنان از از ظهر آماده درست کردن افطاری می شدند. نزدیک غروب مردان با دست پر هر یک کیسه ای حاوی خوراکی، نان، لبو و... خریده و به خانه هایشان بازمی گشتند. به تدریج سفره افطار گسترانیده می شد و این گونه افطارشان را باز می کردند: نصف استکان آب گرم یا قنداق کم
رستاخیز تلگرام
می خواهند تا مبلغ مورد نیاز و شماره حساب اعلام شود. یکی از آنها زن میانسالی است که لباس های روشنی تنش کرده: پسر خودم دانشجوی همین دانشگاه بود و ازطریق مادرانی که دریک گروه تلگرامی هستیم، از ماجرا با خبر شدم. شاید یک ساعت است که خبردار شدم و سریع خودم را به مراسم رساندم تا کمکی کنم. او می گوید: بیشتر کسانی که برای کمک به این جوان دور هم جمع شده اند، ازطریق تلگرام از مراسم باخبر شده اند. چند قدم آن
پایان اسیدی بازی والیبال/ روایت شاهدان از حادثه پارک فدائیان اسلام که 14 قربانی برجای گذاشت
نگاه می کردم، آنها چند نفری به سمت من حمله کردند و مرا کتک زدند، با مشت و لگد به جانم افتادند، ابروی راستم را پاره کردند، من هم خیلی عصبانی شدم، سریع به خانه رفتم و یک دبه اسید برداشتم، با موتور به پارک برگشتم و به سمت آنها اسید ریختم. ورود فرد اسید پاش به پارک شلوغ بود، مثل همه شب ها، من هم برای سرکشی به سمت شرق پارک رفتم؛ داشتم قدم می زدم که صدای سوختم و سوختم بلند شد، همه پارک به
نقشه دختر و پسر جوان برای سرقت از مادربزرگ ها
دردسر نمی افتاد. چطور با دختر سارق آشنا شدی؟ ما در تلگرام با هم آشنا شدیم و بعد ارتباطمان شکل گرفت. او سارق نبود. با هم دزدی ها را طراحی کرده و به اجرا گذاشتیم. انگیزه ات از سرقت طلای زنان چه بود؟ من شیفته خودروی مزدا 3 بودم. بنابراین با قرض خودروی مزدا 3 خریدم. از چهار سال پیش در املاک پدرم کار می کردم. من آنجا ماهانه 800 هزار تومان پول می گرفتم. به
2 برادرزن متهم به ربایش داماد، محاکمه می شوند
بومهن بودم کامیار و کامران به طرف من حمله کردند و من را کتک زدند. آنها به زور من را بیهوش و سوار ماشین خودم کردند و از محل دور شدند. زمانی که به رودخانه ای در آن نزدیکی رسیدند، من را داخل آن انداختند و خودشان محل را ترک کردند. خوشبختانه من توانستم خودم را از داخل رودخانه نجات دهم و حالا از آنها به دلیل سرقت ماشین، تلفن همراه، هشت میلیون تومان پول و بیهوش کردن و انداختن من به داخل رودخانه شکایت دارم
صدرا را از دور خارج کردند
عمده ای از کارش را در ایران انجام دهد، این موضوع مطرح شد که نروژی ها قرار است با ایرانی ها کار کنند و منافقین در آنجا تظاهرات راه انداختند تا از اجرای این کار جلوگیری کنند، در حالی که مهندسی این کار به دست صدرا انجام می شد و هیچ ارتباط مستقیمی با قرارگاه خاتم نداشت. با توجه به مصاحبه ای که بنده با یکی از روزنامه های نروژی انجام داده بودم، قرار شده بود نروژی ها بیایند و کار را انجام دهند و این
سقط و عفونت لگنی/اضافه وزن طبیعی در بارداری/حاملگی خارج از رحم
الان بعد 4 ماه قرص خوردم 10شب لک قهوه ای شد من قرص رو باز ادامه بدم تا بشم یا نه؟قرص دوفاستون مصرف میکنم ابتدا علت مشخص شود تا بعد ها دچار نازایی نشوید آزمایش هورمونی انجام دهید و تحت درمان قرار گیرید من 17 سالمه یک سال پیش سقط داشتم ک حدودا دو س ماه حامله بودم اول ماه رمضان پارسال من بچم ب عمد سقط شد و خون ریزی زیادی کردم با توجه ب دستور پزشکم اخر ماه رمضان
هر کس بی تفاوت باشد ناخودآگاه طرفدار آمریکاست
/> ....اگر کسی گفت پول طلب دارم من یادم نیست او را راضی کنید. تمام اختیارات خانه، ماشین و همه به عهده همسرم می باشد و محل دفن من هم روستای قره خان بندی در جوار شهدای روستایمان باشد. چند کلمه ای با برادرانم: ای برادران خودم از شما هم تقاضا می کنم سلاحی که از دست برادرتان به زمین افتاده است بردارید و سنگرش را پر کنید، نگذارید اسلام ضربه بخورد و گوش به حرف امام باشید، صبر را پیشه
ردپای مهاجمان روی برف
او و تطبیق رد پاها دیگر اطمینان یافتیم او باید یکی از دو نفری باشد که مزاحم دو دختر دانشجو بوده است. این پسر نوجوان تحت تعقیب قرار گرفت، اما دست بردار نبود، او دوباره تصمیم گرفت که برای ایجاد مزاحمت و رعب و وحشت دو دانشجوی پزشکی به خوابگاه برود که ناکام ماند و بازداشت شد . متهم برای تحقیقات به پلیس آگاهی استان زنجان منتقل شد او در بازجویی ها مدعی بود که قصد مزاحمت نداشته و می
انداختن داماد بیهوش به رودخانه برای هواخواهی از خواهر
به گزارش خبرنگار ما، هفتم آبان ماه سال91 مرد میانسالی پلیس را از ماجرای آدم ربایی با خبر کرد. او در طرح شکایت خود گفت: بعد از چند سال زندگی مشترک با همسرم اختلافات زیادی داشتیم. او چند بار درخواست طلاق داده بود، اما من مخالف جدایی بودم. چند روز قبل برای تفریح به ویلایی که در بومهن داشتم، رفته بودم. هنگام خارج شدن از ویلا، دو برادر زنم به نام های حمید و نصراله را جلوی در دیدم. آنها حمله کردند و
اکبر از پاکسازی میادین مین به دفاع از حرم رسید
در سال 65 با مقوله شهید و شهادت آشنا بودم. خودم طعم تلخ ندیدن پدر را آن هم در سنی که دختران خیلی نیاز به حضور پدر و انس با ایشان دارند چشیده بودم. طبیعتاً غم دلتنگی برای آغوش و استشمام بوی پدر را در دل داشتم اما عملاً خودم را تنها و بی کس احساس نمی کردم چون حضور غیبی پدر را بیشتر از زمان حیاتش حس می کردم ومعجزه انجام کارهای نشدنی را از جانب پدربار ها و بارها می دیدم که بهت زده ام می کرد. همه اینها
راز سقوط دختر جوان از پشت بام خانه پسری که با او دوست بود
ششم دادسرای امور جنایی پایتخت منتقل شد. پسر 24 ساله زمانی که در مقابل بازپرس محسن مدیرروستا ایستاد، گفت: حدود یک ماه قبل با میترا در شبکه های مجازی آشنا شدم و بعد از آن شماره تلفن ها رد و بدل شد. دو هفته از این آشنایی مجازی می گذشت که با میترا قرار ملاقات حضوری گذاشتم. او که دانشجو بود، در یک شرکت خصوصی هم منشی گری می کرد. دوستی ما ادامه یافت تا این که میترا از مشکلات خود و خانواده اش گفت.
واکنش تند ائمه جمعه کهگیلویه و بویراحمد به ماجرای تروریستی تهران
های استکباری از جمله آمریکا دارد. وی گفت: الان عربستان مقدار زیادی پول در اختیار آمریکا قرار داده است و دلیل چالش با قطر با این است که عربستان می گوید قطر هم باید مقداری از این پول را به آمریکا بپردازد که زیر بار نرفته است که چنین مشکلاتی به دلیل سازش ناآگاهانه است. داعش موشک شلیک شده غرب است/مسؤولان جریان امنیت کشور را جدی بگیرند امام جمعه دهدشت با بیان اینکه داعش
روزه اولی
آمد، گفت: چطور مطوری دختر روزه اولی گلم؟ پدر به گرمی مرا در آغوش گرفت و پیشانی ام را بوسید. مادر هم با مهربانی نگاهم کرد و بوسه ای بر گونه ام نشاند. دیگر تحملش را نداشتم. تمام تنم گُر گرفته بود، احساس بی حالی می کردم. بی اختیار خودم را در آغوش مادر رها کردم و با اولین کلمه اذان آب را با ولع نوشیدم. پدر از ترس سوء هاضمه گفت: بابا عجله نکن ممکنه معده درد بگیری. بعد رو به مامان کرد و گفت
رحیم زهیوی: نه پول پرستم و نه بی تعصب
تعصب معرفی کرده اند و واقعا از این مساله ناراحتم. وی ادامه داد: من اگر بی تعصب بودم همان فصلی که برای قهرمانی می جنگیدیم از این تیم جدا می شدم و به پیشنهادات بالاتر فکر می کردم اما دوست داشتم با به سرانجام رساندن تلاش مان و قهرمانی مردم خوزستان را خوشحال کنیم. من اگر بی تعصب بودم فصل گذشته از مبلغ قراردادم نمی گذشتم و تا ریال آخر آن را می گرفتم. من اگر پول پرست بودم همین فصل به پیشنهادات
جزییات حادثه تروریستی تهران از زبان صحبت آزادی مجروح دلفانی حادثه مجلس
به گزارش سلام دلفان، در پی حمله تروریستی به حرم مطهر امام خمینی(ره) و مجلس شورای اسلامی در هفدهم خردادماه جمعی از هم وطنانمان و دو بانوی لرستانی مظلومانه به دست افرادی کوردل به شهادت رسیدند و عده ای نیز مجروح شدند. صحبت آزادی و حسین خدایی راد نیز دو مجروح لرستانی حادثه تهران بودند که توسط این گروهک تروریستی مجروح شدند و اکنون در بیمارستان طرفه تهران تحت مراقبت های پزشکی قرار دارند.
قتل با ضربات مرگبار چاقو
آماده شد مغازه را بستم. به خاطر این که خانه در مسیرم بود، خودم سفارش را آوردم. آدرس را درست نداده بود، با 118 تماس گرفتم و با دادن شماره خانه آدرس را پیدا کردم. هیچ مورد مشکوکی ندیدید؟ نه سفارش را تحویل دادم و پول را گرفتم و راهی خانه شدم. خانه ام در این محله است. در حال استراحت بودم که شما احضارم کردید. ابتدا ترسیده بودم و فکر کردم برای مغازه اتفاقی افتاده است.
ادواردو آنیلی کسی که امام خمینی(ره) پیشانیش را بوسید
من هم سر می زد. و چند جلسه از دیدارهایمان نگذشته بود که شیعه شد. قدیری ابیانه می گوید: وقتی برایش راجع به تشیع توضیح دادم، مشتاق شد و بعد از شیعه شدن و ذکر شهادتین، نام او را مهدی گذاشتیم. بار اول که به ایران آمد، خدمت حضرت امام (ره) رفت. در آن ملاقات، حضرت آیت الله خامنه ای، آقای هاشمی، سیداحمد خمینی و فخرالدین حجازی حضور داشتند. ادوادو چند بار به ایران سفر کرده و زیارت حرم
مهدی زبیدی با پارس جنوبی به توافق رسید
مهاجم تیم فوتبال استقلال خوزستان گفت: طی مذاکراتی که در چند روز اخیر با پارس جنوبی جم داشتم برای حضور در این تیم به توافق رسیدم. مهدی زبیدی پنج شنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: بر اساس مذاکراتی که با مسئولان باشگاه پارس جنوبی داشتم به مدت یک فصل با این تیم به توافق رسیدم و در چند روز آینده قرارداد رسمی امضا می کنم. مهاجم سوسنگردی آبی پوشان خوزستانی افزود: من دوست
منشورحقوق شهروندی مطالبه ای که فراموش شده بود
روز توجه می کنید، به سهم خودم قدردانی می کنم. در کلیات و در پاسخ به سئوال شما باید بگویم که اساسا انقلاب اسلامی در جهت استیفای حقوق مردم و استقرار حقوق شهروندی به وقوع پیوست. اگر درباره علل و عوامل شکل گیری نهضت انقلاب اسلامی از سال 1342 به وسیله حضرت امام اشاره کنیم و در طی این مدت تا دوران پیروزی نهضت، اساسا امام حرکتشان را بر این محور قرار دادند که حقوق اساسی مردم نادیده گرفته شده و مهمترین حق
نشست نقد و بررسی نمایش دیگری
تئاتر در پایان سخنان خود گفت: این نمایش به لحاظ مضمون به نمایشهای قبلی ام نزدیک است اما از نظر اجرایی و فضا با آنها تفاوت دارد. از آنجا که به مدت سه سال سفیر حقوق کودکان بودم و در حوزه آسیب-های اجتماعی و حقوق زنان شناخت دارم، دوست داشتم نمایشی در حوزه آسیب های اجتماعی زنان کارکنم و این نمایشنامه به این حوزه نیز نزدیک بود. گفتنی است نخستین نشست نقد صحنه با اهدای لوح تقدیر از طرف مدیریت فرهنگی هنری منطقه سه و فرهنگسرای ارسبارانبه مهمانان این نشست به پایان رسید.
قراب: باید از منصوریان حمایت شود
. همه از باخت به العین ناراحت شدند. نباید موفقیت های استقلال را نادیده بگیریم * من خودم در دبی بودم و در کنار تیم حضور داشتم. در بازی مقابل العین ما چهار بازیکن اصلی مان در وسط زمین را نداشتیم. البته من نمی خواهم با این حرف شکست را توجیه کنم. به هرحال شکست تلخی بود ولی حرفم این است که این شکست سنگین نباید باعث شود که ما موفقیت های تیم را نا دیده بگیریم. برانکو هم
با تخصص ناقص و ناتمام نمی توان در حوزه کارآفرینی عرض اندام کرد
باعث ناراحتی مادرم می شد. در کلاس چهارم ابتدایی که بودم، با وجود اینکه وضع مالی مان هم خوب بود؛ اما علاقه داشتم برای خودم کار و کسبی راه اندازی کنم و منبع درآمدی برای خودم داشته باشم. یادم می آید در همان سال ها انجیر می گرفتم و آب در آن می ریختم و آب انجیر درست می کردم و می فروختم. شاید نمی توانستم زیاد بفروشم. ولی علاقه مند بودم از این کارها بکنم. در کلاس پنجم ابتدایی که بودم در پارکینگ خانه مان
ناگفته های برادر کمترشناخته شده آیت الله هاشمی
بودم که حاج عیسی پیش خدمت امام (ره) به درب خانه شیخ اکبر آمد و گفت که امام امشب هوس نان، پنیر، خیار و سبزی کرده است، شما خیار دارید به امام قرض بدهید؟ شیخ اکبر گفت: عفت در یخچال خیار داریم؟ عفت یخچال را باز کرد و خیارهایی که از چندین روز پیش مانده و زیاد قابل استفاده نبود را داخل بشقاب گذاشت و گفت که زشت نیست این خیارها را به امام (ره) بدهیم؟ شیخ اکبر گفت: زشت نیست، امام می داند که ما هم مثل ایشان
ناگفته ها و دردو دل های جنجالی ترین قاضی جنایی ایران
خانه کوچک کنار یک بقالی ... زنگ زدم و خود قاضی درب را باز کرد. خانه نوساز بود اما کوچک ... روی مبل نشستم و قاضی در آشپزخانه مشغول تهیه چای و سرو شیرینی بود. من هم طبق عادت وارد آشپزخانه شدم و مصاحبه کنار سماور نقره ای رنگ آغاز شد ... *کسایی زاده: چرا این محل را برای سکونت انتخاب کردید؟ -عزیزمحمدی: من این خانه را هم به تازگی به دست آوردم پس از بازنشستگی با پاداشی که گرفتم و علاوه
هیچ کاری را نباید دست کم بگیرید
نداشته باشند. شکست در هر شغلی بخشی از کار است اما همه از آن می ترسند و مواجه شدن با این موضوع را در حاشیه قرار می دهند. اما من این گونه نبودم و هر بار شکست را برای خود تجربه ای بزرگ تلقی می کردم. البته از این موضوع شاد نبودم اما زمانی که موفق شدم همه چیز فراموش شد و کار خود را بیشتر پیش بردم. من در طول مدت فعالیت سه ساله خود بیشتر از 30 بار در بخش های مختلف شکست خوردم و وقتی به خانه بازمی
بعد از المپیک قصد خودکشی داشتم
بطور حتم به نفرت انگیزترین فرد در دنیا تبدیل شدم. لحظات بسیار سختی را پشت سرگذاشتم و با فکر کردن به اینکه منفورترین فرد در زمین هستم خیلی گریه کردم. وقتی می خوابیدم نمی خواستم دوباره بیدار شوم زیرا در آن شرایط کمی آرامش داشتم. وی گفت: چندین بار تصمیم گرفتم خودکشی کنم تا بلکه از این شرایط نجات یابم ولی خوشبختانه توانستم این بحران را سپری کنم. حالا منتظر تولد فرزندم هستم و با انگیزه هرچه تمامتر خود را برای المپیک 2020 توکیو آماده می کنم و امیدوارم به نتایج مورد نظرم دست یابم. لوته در المپیک 2016 موفق به کسب مدال طلای 200 متر آزاد تیمی شد. ...
ناصر هاشمی: از آن رنج های سال های بی کاری عبور کرده ام
/> به هرحال جوهر مرد یا انسان کار است و اگر آدم کار نکند، زنگ می زند. حتی به لحاظ روحی و مالی آدم در تنگنا قرار می گیرد. (خصوصا در سال های اخیر که آدم در هر کاری بازی می کند، پولش را باید شش ماه یا یک سال و چند سال بعد بگیرد.) من سعی کردم با کلاس های بازیگری که داشتم یا رفتن به باشگاه، مطالعه، فکر کردن، نوشتن و همه کارهایی که در ارتباط با حوزه کاری ام است، خودم را سالم، قوی و آماده نگه دارم