سایر منابع:
سایر خبرها
روایت مشاور نماینده خوی از برخورد با تروریست ها در مجلس
شدیدتر میشد. دود همه جا را گرفته بود و برق ساختمان را قطع کرده بودند... دید مناسبی نداشتم و سعی میکردم با احتیاط حرکت کنم... وارد راه پله که شدم احساس کردم بیش از 10 الی 15 متر با محل درگیری فاصله ندارم... در ذهن خودم برنامه ریزی کرده بودم که از پشت اتاقمان در راهرو طبقه دوم نفوذ کنم و با وارد شدن به نمازخانه کوچکی که در جنب اتاقمان قرار داشت، به داخل اتاق بروم... گوشی موبایلم بی امان
خواهرم برای تعقیب شوهرش با یک مرد ارتباط شوم گرفت و ...
این ها بخشی از اظهارات خواهری داغدار است که تلاش کرد تا از فاجعه طلاق در زندگی خواهرش جلوگیری کند. او که هنوز در غم از دست دادن خواهر و خواهرزاده اش سیاه پوش بود به کارشناس اجتماعی کلانتری سناباد مشهد گفت: وقتی پدرم به خاطر موقعیت شغلی اش به مشهد منتقل شد همه خواهران و برادرانم سر و سامان گرفتند به طوری که خواهر قبل از من نیز با پسر خوبی ازدواج کرد و هر دو نفر به خاطر موقعیت شغلی خوبی که داشتند
طهران قدیم در مهمانی پروردگار
خرداد، تقریبا از 15 روز مانده به رمضان یعنی بعد از عید نیمه شعبان، مردم به پیشواز ماه رمضان می رفتند. زن ها مشغول تهیه آذوقه و خواروبار می شدند، خودشان را به پاک کردن برنج، کوبیدن آرد برنج، نخودچی و... مشغول کردند و دکان ها بهترین و مرغوب ترین خواروبار با پایین ترین قیمت در اختیار مردم قرار می دادند. چادر زنان در این ماه بلند تر می شد و چادرهای عبایی بلند که تا روی پنجه پاها را بپوشاند
رستاخیز تلگرام
می خواهند تا مبلغ مورد نیاز و شماره حساب اعلام شود. یکی از آنها زن میانسالی است که لباس های روشنی تنش کرده: پسر خودم دانشجوی همین دانشگاه بود و ازطریق مادرانی که دریک گروه تلگرامی هستیم، از ماجرا با خبر شدم. شاید یک ساعت است که خبردار شدم و سریع خودم را به مراسم رساندم تا کمکی کنم. او می گوید: بیشتر کسانی که برای کمک به این جوان دور هم جمع شده اند، ازطریق تلگرام از مراسم باخبر شده اند. چند قدم آن
صدرا را از دور خارج کردند
عمده ای از کارش را در ایران انجام دهد، این موضوع مطرح شد که نروژی ها قرار است با ایرانی ها کار کنند و منافقین در آنجا تظاهرات راه انداختند تا از اجرای این کار جلوگیری کنند، در حالی که مهندسی این کار به دست صدرا انجام می شد و هیچ ارتباط مستقیمی با قرارگاه خاتم نداشت. با توجه به مصاحبه ای که بنده با یکی از روزنامه های نروژی انجام داده بودم، قرار شده بود نروژی ها بیایند و کار را انجام دهند و این
سقط و عفونت لگنی/اضافه وزن طبیعی در بارداری/حاملگی خارج از رحم
الان بعد 4 ماه قرص خوردم 10شب لک قهوه ای شد من قرص رو باز ادامه بدم تا بشم یا نه؟قرص دوفاستون مصرف میکنم ابتدا علت مشخص شود تا بعد ها دچار نازایی نشوید آزمایش هورمونی انجام دهید و تحت درمان قرار گیرید من 17 سالمه یک سال پیش سقط داشتم ک حدودا دو س ماه حامله بودم اول ماه رمضان پارسال من بچم ب عمد سقط شد و خون ریزی زیادی کردم با توجه ب دستور پزشکم اخر ماه رمضان
اکبر از پاکسازی میادین مین به دفاع از حرم رسید
هیچ اطلاعی نداشتم و اصلاً خودم را در مواجهه با اخبار و اطلاعاتی اینچنینی قرار نمی دادم و با طرح موضوع از طرف ایشان تازه در جریان تحولات منطقه قرار گرفتم اما یک ماه قبل تر با شهادت سردار همدانی متوجه شدم که درسوریه اتفاقاتی افتاده ولی کامل و جامع نه. با پیشنهاد مدافع حرم شدن همسرم من وارد برهه خاص و مهمی از زندگی ام شدم. به نظر می رسد تبحر شهید در خنثی سازی مین ها هم می توانست در جبهه مقاومت
راز سقوط دختر جوان از پشت بام خانه پسری که با او دوست بود
ششم دادسرای امور جنایی پایتخت منتقل شد. پسر 24 ساله زمانی که در مقابل بازپرس محسن مدیرروستا ایستاد، گفت: حدود یک ماه قبل با میترا در شبکه های مجازی آشنا شدم و بعد از آن شماره تلفن ها رد و بدل شد. دو هفته از این آشنایی مجازی می گذشت که با میترا قرار ملاقات حضوری گذاشتم. او که دانشجو بود، در یک شرکت خصوصی هم منشی گری می کرد. دوستی ما ادامه یافت تا این که میترا از مشکلات خود و خانواده اش گفت.
واکنش تند ائمه جمعه کهگیلویه و بویراحمد به ماجرای تروریستی تهران
های استکباری از جمله آمریکا دارد. وی گفت: الان عربستان مقدار زیادی پول در اختیار آمریکا قرار داده است و دلیل چالش با قطر با این است که عربستان می گوید قطر هم باید مقداری از این پول را به آمریکا بپردازد که زیر بار نرفته است که چنین مشکلاتی به دلیل سازش ناآگاهانه است. داعش موشک شلیک شده غرب است/مسؤولان جریان امنیت کشور را جدی بگیرند امام جمعه دهدشت با بیان اینکه داعش
روزه اولی
آمد، گفت: چطور مطوری دختر روزه اولی گلم؟ پدر به گرمی مرا در آغوش گرفت و پیشانی ام را بوسید. مادر هم با مهربانی نگاهم کرد و بوسه ای بر گونه ام نشاند. دیگر تحملش را نداشتم. تمام تنم گُر گرفته بود، احساس بی حالی می کردم. بی اختیار خودم را در آغوش مادر رها کردم و با اولین کلمه اذان آب را با ولع نوشیدم. پدر از ترس سوء هاضمه گفت: بابا عجله نکن ممکنه معده درد بگیری. بعد رو به مامان کرد و گفت
قتل با ضربات مرگبار چاقو
آماده شد مغازه را بستم. به خاطر این که خانه در مسیرم بود، خودم سفارش را آوردم. آدرس را درست نداده بود، با 118 تماس گرفتم و با دادن شماره خانه آدرس را پیدا کردم. هیچ مورد مشکوکی ندیدید؟ نه سفارش را تحویل دادم و پول را گرفتم و راهی خانه شدم. خانه ام در این محله است. در حال استراحت بودم که شما احضارم کردید. ابتدا ترسیده بودم و فکر کردم برای مغازه اتفاقی افتاده است.
ادواردو آنیلی کسی که امام خمینی(ره) پیشانیش را بوسید
خواسته یهودیان بود. شرح مسلمان شدن ادواردو و معجزه قرآن ادواردو شرح مسلمان شدنش را چنین می گوید: زمانی که در دانشگاه نیویورک درس می خواندم، یک روز در کتابخانه قدم می زدم و کتاب ها را نگاه می کردم چشمم افتاد به قرآن و کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده است. آن را برداشتم و شروع کردم به ورق زدن و آیاتش ر ا به انگلیسی خواندم، احساس کردم این کلمات، کلمات نورانی است و
منشورحقوق شهروندی مطالبه ای که فراموش شده بود
رهگذر تحریم ها بسیار آسیب دیدیم. تحریم یک ملت از دست دادن بسیاری از حقوق یک ملت هست. شما آثار تحریم را به خصوص در موضوعات پزشکی و دارو دیدید. تحریمهایی که کاغذ پاره و بی ارزش می دانستند بر زندگی مردم تحمیل شد و نتایج آن را دیدیم. سؤال این است که از جیب مردم به چه مجوزی می بایست بین ده تا سی درصد هزینه تبدیل پول و خرید کالا می کردیم و به بهانه دور زدن تحریم همین بحثی که این روزها مطرح
با تخصص ناقص و ناتمام نمی توان در حوزه کارآفرینی عرض اندام کرد
باعث ناراحتی مادرم می شد. در کلاس چهارم ابتدایی که بودم، با وجود اینکه وضع مالی مان هم خوب بود؛ اما علاقه داشتم برای خودم کار و کسبی راه اندازی کنم و منبع درآمدی برای خودم داشته باشم. یادم می آید در همان سال ها انجیر می گرفتم و آب در آن می ریختم و آب انجیر درست می کردم و می فروختم. شاید نمی توانستم زیاد بفروشم. ولی علاقه مند بودم از این کارها بکنم. در کلاس پنجم ابتدایی که بودم در پارکینگ خانه مان
ناگفته های برادر کمترشناخته شده آیت الله هاشمی
روز پیش شوکه بودیم و اصلا باورمان نمی شد که فوت شدند ولی کم کم جای خالی ایشان حس شد و باور کردیم که از بین ما رفتند. من چون شهرستان بودم هر دو ماه یک بار ایشان را می دیدم اما مدام سراغ من را می گرفتند. شما را دوست داشت؟ بله! خاطره دیگری درباره خودتان؟ به دعوت یکی از دوستان، می خواستم به مصر بروم. تصمیم گرفتم ابتدا حج عمره بروم و از آنجا مدینه و پس از آن
ناگفته ها و دردو دل های جنجالی ترین قاضی جنایی ایران
خانه کوچک کنار یک بقالی ... زنگ زدم و خود قاضی درب را باز کرد. خانه نوساز بود اما کوچک ... روی مبل نشستم و قاضی در آشپزخانه مشغول تهیه چای و سرو شیرینی بود. من هم طبق عادت وارد آشپزخانه شدم و مصاحبه کنار سماور نقره ای رنگ آغاز شد ... *کسایی زاده: چرا این محل را برای سکونت انتخاب کردید؟ -عزیزمحمدی: من این خانه را هم به تازگی به دست آوردم پس از بازنشستگی با پاداشی که گرفتم و علاوه
هیچ کاری را نباید دست کم بگیرید
نداشته باشند. شکست در هر شغلی بخشی از کار است اما همه از آن می ترسند و مواجه شدن با این موضوع را در حاشیه قرار می دهند. اما من این گونه نبودم و هر بار شکست را برای خود تجربه ای بزرگ تلقی می کردم. البته از این موضوع شاد نبودم اما زمانی که موفق شدم همه چیز فراموش شد و کار خود را بیشتر پیش بردم. من در طول مدت فعالیت سه ساله خود بیشتر از 30 بار در بخش های مختلف شکست خوردم و وقتی به خانه بازمی
خاطره بازی با علی جباری، سلطان آبیِ فوتبال
شماره 8 ثابت درزمین بود و ارزش داشت. من اخطار گرفتم، اما نه این که بیرون بنشینم. من در طول دوران فوتبالم، یک بازی را بیرون نشستم که آن هم بازی با راه آهن بود. اخطار گرفته بودم و دو اخطاره شدم. من همیشه با بهترین گلزنان رقابت داشتم. هافبک بودم، اما همیشه با آرقای گل ها رقابت داشتم. اگر آن ها هجده گل زده بودند، من پانزده تا زده بودم. اگر پانزده گل زده بودند، من یازده تا زده بودم. هیچ وقت آقای گل نمی
روایت مجروحان و شاهدان 2حادثه تروریستی چهارشنبه تهران
. سعید میرکی ، 42ساله است و دو دختر دارد، خانه شان رباط کریم است، هنوز کسی از خانواده از جزییات ماجرا خبر ندارد: همکاران دیگرم داخل حرم بودند که مصدوم شدند، نمی دانم قبل از ما به آنها شلیک شده بود یا بعد از ما . او می گوید: آنچه برای او و همکارانش در حرم اتفاق افتاد، وحشتناک بود: لباس های تیراندازها خیلی معمولی بود، یکی شان یک شلوار شش جیب تنش بود و ریش داشت، شاید 26، 27ساله
چارلی هانام، موتورسوار قانون شکن - فرزندان آشوب -
خودشان بگویند که بودن در چنین شرایطی روش توست. ممکن است که این سبک من باشد، ولی در مورد وسعت احساساتی که باید به تصویر می کشیدم بسیار دلواپس بودم. برای رسیدن به این استاندارد باید روز به روز در مسیر رسیدن به هدف حرکت می کردم. خودم را در جایگاهی قرار دادم تا بتوانم به جای بازی کردن، نقشم را زندگی کنم. من ترس و تنهایی را با تمام وجودم احساس کردم." حشرات موذی پیوسته حمله می کردند، حتی یکی از آنها در گوش
دنیای رنگ به رنگ سینمای مستند روی پرده نقره ای
بود که پسر یمینی شریف تسویه حساب کرد و من با خودم گفتم حالا که دگمه را پیدا کردم، می توانم با این سرمایه کت بدوزم. بعد به حسین مسرت ایمیل دادم و او هم جواب داد و بسیار محبت کرد. استاد مسرت هر چه اطلاعات و مستندات داشت به من داد و من هرچه بعدا به دست آوردم، در اختیارش گذاشتم. خودش هم متعجب بود، چون تصویر متحرک یمینی شریف را تا آن زمان ندیده بود. به خودم می بالم که حسین مسرت با من همکاری کرد. موتور
ادبیات و رهایی اخلاقی
این حجم از دانسته های تاریخی که نه با انگیزه های ادبی بلکه به دلیل کنجکاوی های اجتماعی خودم به دست آوردم، بعدا دستمایه ای شد برای نوشتن داستان هایی با پس زمینه تاریخی. * یعنی اول برای این سراغ تاریخ نرفتید که با الهام از آن داستان بنویسید؟ ابدا، انگیزه هایش کاملا اجتماعی بود. من خیلی جوان بودم که انقلاب اسلامی اتفاق افتاد. بعد از انقلاب بلافاصله این سؤال برایم مطرح شد که این
فرار نوعروس، یک هفته قبل از جشن عروسی - پای مردی دیگر در میان است!
ازدواج کنم. اشتباه کردم که خانواده و شوهرم را به دردسر انداختم. با مشخص شدن این موضوع نوعروس جوان تحویل خانواده اش شد و به خانه بازگشت. جام جم 110 این اخبار را از دست ندهید: آن قدر غرق در هوس های شیطانی بودم که از ضجه های دختران بیشتر لذت می بردم و با آنان.. فرمانده تهران: دستگیری 5 مظنون در پی انفجار در حرم امام خمینی(ره)/ پلیس در آماده باش است تصویر جدید از عامل حادثه تروریستی حرم امام +16 سه داعشی در حادثه تیراندازی مجلس را ببنید! + عکس ...
بیش از 1100 زندانی جرایم غیرعمد فارس در انتظار حمایت/ دست یاری مادر شهیدی که تنها دلخوشی اش به خاطر 10 ...
به تنهایی مقصر نیست و متاسفانه عوامل مختلف فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی دست به دست هم می دهند تا فرد و خانواده آن، گریبان گیر مشکلاتی شوند. برای گره گشایی از مشکلات مجرمان غیرعمد مالی، همین بس که بدانیم طبق فرموده پیامبر اکرم (ص): صدقه پیش از آنکه در دست نیازمند قرار گیرد، به دست خدا می رسد و امام علی (ع) هم متذکر می شوند : نیازمندی که به تو روی آورده، فرستاده خداست. کسی که از یاری او دریغ
مشاهدات کسانی که با داعشی ها در مجلس روبرو شدند
تیراندازی می کردیم . صحن همچنان آرام است و نمایندگان مشغول کار عادی؛ کرم پور خودش را به صحن می رساند و به رئیس جلسه خبر را می دهد؛ لباس آغشته به خونش از حادثه خبر می دهد؛ نگران بودم تروریست ها وارد صحن شوند. آنجا وارد محوطه شدم و از موانع عبور کردم تا خودم را به صحن برسانم. موانع بلندی بودند که مجبور شدم از روی آنها بپرم که پایم هم کمی آسیب دید. وارد صحن شدم. به آقای پزشکیان توضیح دادم. دو
ترفند ویژه برای سرقت طلای پیرزن ها
برای این کار هم حدود 30میلیون تومان لازم بود. به همین دلیل تصمیم به سرقت گرفتم تا علاوه بر جور کردن ودیعه خرید خودرو بتوانم اقساط آن را هم پرداخت کنم. چطور شد که سرقت از زنان سالخورده به ذهنت رسید؟ این کار را از یکی از دوستانم یاد گرفتم. او گفت این شیوه بهترین راه برای به دست آوردن پول است. او چند مرتبه من را همراه خودش به سرقت برد و وقتی خوب این کار را یاد گرفتم خودم با دختر
دهه مظلوم شصت و دخترکانی که در آتش تکفیر نفاق خاکستر شدند +عکس
نفر به شدت مجروح شدند. حادثه بعد از ظهر دیروز هنگامی روی داد که اتوبوس شرکت واحد در مسیر ابیوردی به طرف فلکه شهدا در حرکت بود که در نزدیکی میدان جمهوری اسلامی بر اثر انفجار مواد آتش زا دختر بچه ای دو ساله به نام لیلا نوربخش در آتش سوخت و جان خود را از دست داد و 6 نفر دیگر به نام های شهناز حسن بیگی ، گلی نوربخش ، زهرا نوربخش 3 ساله ، پریوش رضایی و دو زن ناشناس دیگر نیز به شدت مجروح و به
شنا در استخر راز باند را فاش کرد
شدند. 110 این اخبار را از دست ندهید: نجات یک کودک از صحنه درگیری در مجلس + تصاویر جالب! حمله کنندگان به مجلس اهل کجا بودند؟ سر جدا شده عامل انتحاری در حرم امام خمینی(ره) +عکس مظنون حمله تروریستی در حرم امام (ره)+عکس آن قدر غرق در هوس های شیطانی بودم که از ضجه های دختران بیشتر لذت می بردم و با آنان.. تصویر جدید از عامل حادثه تروریستی حرم امام +16 سه داعشی در حادثه تیراندازی مجلس را ببنید! + عکس
تروریست ها چگونه در عملیات ضربتی سپاه کشته شدند
رفتم. پس از اینکه راهنمایی لازم برای حضور پزشک مربوطه خودم را گرفتم از بیمارستان بیرون آمدم. در حال با عبور از چهار راه به سمت مترو بهارستان بودم که صدای ممتد چند تیر را شنیدم. ابتدا نگاهم به آسمان مجلس جلب شد و همانند دیگر رهگذران فکر می کردم شاید تیرهای ممتد پدافندی هوایی است که پیش از این در تهران شاهد بودم. ولی چند لحظه نگذشت که یک فرد با سرو صورت خونی و لنگان از داخل مجلس بیرون می
مامور فداکار زندگی بخشید +عکس
/> مامور 38 ساله پلیس افزود: بعد از این که متوجه شدم امیدی به زنده بودن دخترم نیست، در مقابل تصمیم مهمی قرار گرفته بودم. سرانجام یاد حرف های دخترم افتادم که همیشه با من و مادرش درباره اهدای عضو حرف می زد و می گفت؛ اگر حادثه ای برایش رخ داد و مرگ مغزی شد، اعضای بدنش را اهدا کنیم. خودم و همسرم نیز همیشه از دخترم می خواستیم اگر برای ما حادثه ای و مرگ مغزی رخ داد، به خواسته قلبی مان عمل کند و اعضای