سایر منابع:
سایر خبرها
جزئیات جدید از انتحار تروریست 130 کیلویی مرقد امام! +عکس
انتحاری است یکی از تروریستها به سمت پنجره رفت و بطور بی هدف مردم کوچه و بازار را به رگبار بست که در این بین یک دست فروش و یک بانو مورد اصابت کور گلوله های داعش قرار گرفتند. در چنین شرایطی متاسفانه تروریستها آبدارچی ما بنام آقای فلاح سی ساله را که تنها یک سال از عروسی وی می گذشت به شهادت رساندند. این حادثه تروریستی را چگونه ارزیابی می کنید؟ روز پنجشنبه یعنی یک روز پس از
امت شهیدپرور کجا گفته یک کنسرت لغو شود؟/از زمان آقای طلایی گرفتن پول توسط اماکن از کنسرت گذاران باب شد
به گزارش خبرنگار ایلنا، یکی از مهمترین چهره هایی که طی چند سال اخیر در بسیاری از بزنگاه های موسیقی ایران در بطن اخبار قرار داشته حمیدرضا نوربخش، مدیرعامل سال های اخیر خانه موسیقی است. از ماجراهای مربوط به انتخابات خانه و جشنواره موسیقی فجر گرفته تا دفاع از شجریان در مقاطع مختلف؛ همواره حضور نوربخش تاثیرگذار بوده است. گفتگوی ما با او در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری انجام شد و طی آن به برخی از
روایت شاهدعینی ازحمله داعش به مجلس/ قیافه من شبیه داعشی ها بود؟/ تنهاوسیله دفاعی ام یک سوراخ کن بود
واقعاً از بچه های سپاه باشند چه. اگر با آنها نروم و اینجا بمانم ممکن است وضعیت بدتر شود. در همین فکرها بودم که در را کوبیدند. - کسی از کارمندها داخل هست . اول از پشت در گفتم: - بله داخل هستم. می خواستم واکنشش را ببینم تا شاید از لحن صحبت یا نشانه دیگری متوجه شوم که آیا خودی است یا نه. اما هیچ نشانه ای وجود نداشت جز صدای بی سیمی که از دور می آمد.
ناکامی مرد همسرکش در خودکشی با مرگ موش
فرار کردم. متهم به قتل ادامه داد: چند روز سرگردان بودم. زمانی که متوجه شدم پلیس در جست وجوی من است، رفتم و از مردی مرگ موش خریده و خوردم تا شاید پیش از دستگیری بتوانم به زندگی ام پایان دهم که نشد و زنده ماندم. کمی که حالم بهتر شد و همه راه های فرار را بر روی خود بسته دیدم، تصمیم گرفتم تسلیم پلیس شوم. عامل جنایت بعد از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شد.
حاج شعبان ساعاتی قبل از شهادت روی لودر جاده کشی می کرد
بعث فرار کرده بودند، بعد از سازماندهی سپاه بدر را تشکیل دادند. ارادت امروز مردم عراق و حشد الشعبی هم به خاطر این ارتباط پدر با عراقی ها به همان زمان بازمی گردد. بعدها پدر به لشکر 10 سیدالشهدا(ع) ملحق شد و فرماندهی گردان علی اکبر(ع) را برعهده گرفت. بعد از آن مجدد به سپاه بدر منتقل شد و تا زمان قبول قطعنامه در همان مسئولیت ماند. شما در پایان جنگ تحمیلی شش سال بیشتر نداشتید، چقدر پای خاطرات
راز قتل مالک لامبورگینی و باشگاه یوونتوس چیست؟+تصاویر
نگاه می کردم چشمم افتاد به قرآن و کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده است. آن را برداشتم و شروع کردم به ورق زدن و آیاتش ر ا به انگلیسی خواندم، احساس کردم این کلمات، کلمات نورانی است و نمی تواند گفته بشر باشد، این بود که بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم این شد که آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می فهمم و قبول دارم. اولین آشنایی ادواردو آنیلی با تشیع و
هجمه به مدافعان حرم منبعی واحد دارد
کنید خیلی جالب است، اما اینها را به افرادی می گویید که خودشان سیمشان وصل است، منظورم بچه های سپاه یا بسیجی است. بهتر نیست اینها را در دانشگاه ها هم مطرح کنید؟ البته بنده این مباحث را نه فقط در کلاس های آموزشی ام بلکه در هیئات محلی، پایگاه های بسیج، یادواره شهدا و حتی در دانشگاه ها مطرح می سازم. همین 9 دی سال گذشته در دانشگاه های آزاد شهر رضا، زواره، خود اصفهان و در چند دانشگاه در استان هایی
با اشک روضه شفا گرفتم / اگر دین مردم کمرنگ تر می شود ما اهل منبر مقصریم
دوست داشتنی را برگزینم. افتخار می کنم که بگویم هیچ موقع از پیمودن این مسیر و راه پشیمان نشدم. بعضی از هم لباسی های ما در داخل ماشین عمامه برمی دارند ولی من هیچ وقت این کار را انجام ندادم چون به این لباس مقدس افتخار می کنم. حتی به آمریکا برای منبر می رفتیم ما دو روحانی و مداح بودیم. آن روحانی با لباس شخصی آمد و من با همین لباس طلبگی بودم و حتی چفیه را هم برنداشتم. گفتم اگر می خواهند راه بدهند برای چه
تکرار نقشه سیاه مرد جوان در دوران مرخصی از زندان
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، محکوم زندانی که با قرار وثیقه آزاد شده بود، بار دیگر به سراغ زن جوانی رفت و با فیلمبرداری از آزار و اذیت زن جوان اقدام به اخاذی میلیونی از وی کرد. این مرد تحت عنوان مسافرکش زن جوان را سوار بر خودروی سمند کرده بود که در میان راه با تهدید سناریوی سیاهی را برای زن جوان رقم زد. چند روز قبل زن جوانی با چهره ای آشفته پای در دادسرای امور جنایی
ترامپ با نمک پاشی بر زخم های ایران راه به جایی نخواهد برد
حرا- پایگاه اینترنتی فارن پالسی در گزارشی تحت عنوان ترامپ با نمک پاشی بر زخم های ایران راه به جایی نخواهد برد نوشت: آمریکایی ها روز چهارشنبه هفته گذشته را با شنیدن اخباری دال بر حمله تروریست های داعش به مردم ایران و ساختمان مجلس و مرقد آیت الله خمینی (ره) بنیانگذار انقلاب ایران در تهران آغاز کردند. در این حملات دست کم 17 تن جان خود را از دست دادند. در ادامه این مطلب با اشاره به اظهارات
آزمایشگاه بی پزشک، آزمایشگاه با پزشک
زنگ بزن بگم کجا بیایی. الان هم هرچی زنگ می زنم تلفنش در دسترس نیست. اقای دکتر من خیلی نگرانم، از اولش هم درد داشتم اما چند ساعته که درد عاجزم کرده." حالا دیگر من هم نگران بودم. ناگهان خاطره آموزش انترنی اورژانس چنان ذهنم را فرا گرفت که خود را در حضور استاد متخصص زنان می دیدم که تاکید می کرد: "یادتون باشه بچه ها، هیچ موردی در بارداری وخیمتر از درد در ابتدای حاملگی نیست. حاملگی خارج رحم معادل
با وجود انتشار عکس های شاد و خندان : همه از ترس تروریست ها به فکر خود بودند
عکس یادگاری خندان می گرفتند، با سرعت از صحن خارج می شوند و این نماینده تنها با مسیری برای خروج مواجه می شود که امکان عبور از ان با ویلچر نبود. غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی نماینده مردم رشت، خود در این زمینه گفت: ما اجازه خروج از مجلس را نداشتیم، پس از پایان جلسه و البته با تدابیر امنیتی همه توانستند از مجلس خارج شوند . جعفرزاده ادامه داد: البته من اخرین نماینده ای بودم که از
کمربندهای انفجاری قُلابی برای ارعاب مردم+ عکس
دید در لحظه اول فکر می کرد که واقعی هستند. من تاکنون چنین چیزی در انگلیس ندیده بودم. تاکنون انگیزه مهاجمان برای این کار مشخص نشده است؛ اما به نظر می رسد آنها برای اینکه مانع شلیک پلیس به سمت خود شوند، دست به چنین اقدامی زده اند. پلیس انگلیس روز گذشته نیز اعلام کرد سه مهاجم حمله تروریستی پل لندن قصد داشتند برای زیر گرفتن عابران پیاده، یک کامیون 7٫5 تنی کرایه کنند. از زمان حملات تروریستی لندن، 20 نفر در این کشور بازداشت شده اند. پلیس همچنین تاکنون 13 ساختمان را بررسی کرده است. ...
کامبیز دیرباز از نقش خلیل کبابی می گوید/ برای نزدیک شدن به خلیل از پدرم وام گرفتم
ندارید؟ - از زمانی که مشغول بازی در سریال میکائیل شدم وضعیت آموزشگاه بازیگری ام به حالت تعلیق درآمد به این دلیل که نتوانستم فردی را به عنوان جایگزین خود انتخاب کنم. مسئولیتی از سمت وزارت ارشاد بر دوشم بود و وظیفه داشتم تا بالای سر کار حضور داشته باشم و زمانیکه دیدم نمی توانم به صورت فیزیکی در آنجا حضور داشته و این احتمال وجود دارد تا خدای نکرده وقت جوانها تلف شود، آموزشگاه را دست فرد دیگری نسپردم. انشاله در اولین فرصتی که بتوانم چند ماه فراغ بال داشته باشم دوباره آموزشگاه را راه اندازی می کنم و یا اینکه فردی را پیدا می کنم که دلش برای آموزش بازیگری بتپد. ...
اگر آمریکا وجود ندارد
. مسافر افق از ساخته های این کمپانی در سال 86 جایزه بهترین فیلم کوتاه جشنواره فجر را از آنِ خود می کند. بهرامی از سال 88 تا به امروز در آتلانتا ساکن است و در سمت طراح مفهومی در استودیو ترنر فعالیت دارد. پروژه های بردمن، کروکت سیپت و باکس های تبلیغاتی برای کمپانی هایی مانند کارتون نت ورک، بومرنگ، ریبوک، آدیداس کوکاکولا و... از جمله کارهای این چند سال اخیر بهرامی بوده است. او همچنین با کارگردانانی
عملیات رمضان | آفتاب
حرکت می کردند؛ مسافران خسته ای که مرد اینگونه هنگام پخش شیرینی که افطار آن روزشان بود، توصیف شان می کرد: روزه تون قبول باشه، زحمتکش ها، باشرف ها، باغیرت ها، خسته نباشید روزه دارها . پیرمردی آن جلو، پشت سر راننده، دست مرد را گرفت و گفت: بشین باباجان. بشین خودت هم روزه تو وا کن . مرد نشست. مرد گفت: شما کجا کار می کنی؟ پیرمرد گفت: من سرایدار یه کارخونه سمت جاده قدیم قم هستم. امروز تعطیلیمه
نحوه شهادت مسئول دفتر نماینده ارومیه در حادثه مجلس
ها ورود به صحن و رویارویی با نماینده های مجلس بود و عواملی دست به دست هم دادند تا این اتفاق نیفتد، یکی از همین عوامل رشادت پاسدار شهیدی است که شلیک 15 تیر بر بدنش را تحمل کرد و درب های ورودی را بست، جان خود را فدا کرد تا قوه مقننه به کارش ادامه بدهد. بهادری در تشریح نحوه شهادت مسئول دفترش در پی حادثه تروریستی خانه مجلس، گفت: تروریست ها که که نتوانسته بودند به صحن ورودی مجلس وارد بشوند
از نزدیک با ترویست های داعش زیر هرم پارلمان
پیشانی خیس از عرق! چند لحظه سکوت اما چیزی منفجر نمی شود. همکارم هم مطمئن می شود که بچه های حفاظت مجلس است. خنده اش، عصبی می ترکد. مامور سفیدپوش هنوز حرفی نمی زند. منتظر است تا جلسه تمام شود که راه را برای خبرنگارها باز کند برای خروج. لاریجانی تازه رسیده داخل صحن. یک بار آمد، با پزشکیان صحبت کرد اما ننشست و برگشت بیرون صحن . پنج دقیقه بعد دوباره آمده بود و نشست بجای پزشکیان. از همان 9
روشنفکر ما همیشه مضطرب بوده است
10، 12 ساله که نمی داند آینده اش چه می شود و هیچ وقت نمی تواند فکر کند این پنج زار و چهارزاری که می دهد و می رود به سینما و در آنجا فیلم تماشا می کند می شود تمام آینده او و این می شود تمام عمرش و فیلم سرعقرب در سینمای ملی داخل کوچه ملی اولین عنصری است که او را به آسمان می برد و تأثیر اینکه تو بتوانی به طریقی پرواز کنی. این شوق پروازکردن را هر بچه پنج یا 6 ساله ای دارد. همه این را با خودشان دارند و
بازار خونین تهران
به عقب هل دادم که با پشت سر به زمین برخورد کرد؛ پس از جدا کردن توسط مردم، ناگهان متوفی به زمین افتاد که بلافاصله به بیمارستان منتقل شد. من واقعا قصد کشتن او را نداشتم. تنها یک درگیری بود که بعد از این اتفاق افتاد. من حتی او را نمی شناختم که قصد کشتن را داشته باشم. در یک لحظه عصبانی شدم و وقتی او به طرف من حمله کرد، من هم از خودم دفاع کردم. تنها چند مشت به او زدم و ناگهان حال او خیلی بد شد. سرهنگ
نامه روحانی به محمدرضا گلزار
حملات تروریستی و نقض برجام و تحریم دوباره ربط دهند، که صد البته بی ربط است. به مردم بگو که به من چه گفتی، بگو که گفتی من چقدر شجاع هستم، بگو که گفتی یک ایرانی را نمی توان تهدید کرد، بگو که تو با این حرفت از برجام حمایت کردی و توی دلت گفتمان جهانی من را دوست داشتی. از این به بعد هر مشکلی، کاری، چیزی داشتی به خودم بگو تا سریعاً دستور بدهم وزیر فرهنگ و ارشاد برای تو انجام دهد
حمله تروریستی به مجلس جان 17 تن را ربود اما به عماد جان داد!
شده بود که ثمربخش نبود و مجابشان کرد بار دیگر راهی بهارستان شوند. تکراری که در مواجهه با تروریست های مسلح به کار این مادر آمد و به کمک آشنایی وی با ساختمان مجلس بود که توانست از مرگ توسط تروریست ها خلاصی فرار کند. از پشت سر صدای تیراندازی می شنیدم. یک لحظه عقب را نگاه کردم، چند نفر با لباس های سیاه و اسلحه در دست در حال تیراندازی بودند. بلافاصله از ترس عماد را در آغوش کشیدم و به سمت پله
فوت و فن لایه کردن
و بسته می کرد. بازی اش گرفته بود. سالار یک زوری به بازوهای اصغر آورد که یعنی بجنگ تا بجنگیم. ناگهان فریبرز دست هایش را باز کرد و پاها تقریبا از وسط شکفته شد. اصغر از همان زیر به زحمت سرش را چرخاند و نگاه متعجبی به پاهایش انداخت. یک لحظه بغضش گرفت و بعد شروع کرد به جیغ کشیدن؛ داشت پاره می شد. سرم را بردم پایین، گوش اصغر را کشیدم دم دهانم و گفتم: بگو اصغر... باور کن ما نمی خوایم این قدر اذیت
دختری به اسم ماریانا پالتوانی...
ابراز صمیمیت، کره خر صدایم زدند! موتوری بود که اوائل من سوارش شدم و بعد از دو سه سال خسته شد؛ او سوارم شد! وقتی به پت پت افتاده بود و روغن سوز شده بود، وقتی فرمان را می گرفتم تا او را به بیمارستان موتورها برسانم، وقتی تابلوی مغازه مکانیکی را از دور دیدم، ناگهان به ذهنی خلوت و رام فکر کردم. نویسندگی را جهانی شکوهمند و آرام دیدم. جهانی که می توانستی روی بومی سفید آن را قلم بزنی، از دور نگاهش کنی
فلکه اول
| سید جواد قضایی| مامانم در نزده وارد شد. حوله حمام توی دستش بود. رفتم گوشه اتاق، بین تخت و دیوار نشستم و گفتم: نمی خوام. چند تا شپش پوستم را گاز گرفتند، ولی جرأت نمی کردم سرم را بخارانم. تمام ریشه های موهایم را خورده بودند نامردها و اگر دست می زدم، جلوی چشم مامان، کلّه ام مثل ماهیتابه نسوز دولوکس که روغن داغ تویش ریخته اند، صاف می شد. فقط به پوست و مو علاقه دارند، باور کنید، هر چیزی را امتحان
نشست امنیتی مجلس درباره داعش
شهروند| چهار روز بعد از حمله تروریستی به مجلس و پس از آن که نمایندگان با آغاز به کار مجدد مجلس در هفته جاری، بار دیگر برای تشکیل جلسه به پارلمان بازگشتند، وزرای اطلاعات و کشور و همچنین جانشین فرمانده سپاه پاسداران نیز برای ارایه گزارش میهمان مجلس بودند. البته این جلسه برخلاف عموم جلسات مذاکرات نمایندگان علنی نبود و پشت درهای بسته و بدون حضور خبرنگاران برگزار شد. جلسه ای که حدود 2ساعت ونیم به طول
بعد از جنگ با سلاح فرهنگی می جنگید + عکس
راضی است؛ من چه کسی باشم که مخالفت کنم. دیگر خودم پیگیر کارهای رفتنش بودم. از حضرت آقا شهادت خواست بغض می کند. اما اشک نمی ریزد. همسر سرداری است که سال ها مجروح بودن هم نتوانست زبانش را به گلایه باز کند. حالا او دیگر نمی خواهد از رنج سال ها دوری، مجروح بودن همسرش و غم شهادتش گله ای کند: عاشق شهادت بود. این را همه می دانستند. گاهی وقتی از دستش عصبانی می شدم می گفتم: اگر این کار را
پسرک دو ساله چطور از دست تروریست های داعشی فرار کرد+عکس
از پشت سر صدای تیراندازی می شنود، یک لحظه عقب را نگاه می کند، چند نفر با لباس های سیاه و اسلحه در دست در حال تیراندازی هستند، بلافاصله از ترس کودک دو ساله اش را در آغوش می کشد و به سمت پله ها فرار Escape می کند. صدای شلیک ها تمامی ندارد و جرقه های برخورد گلوله ها را در اطرافش به وضوح می بیند. چندین تیر از کنار گوشش سوت می کشد و به دیوار مقابل برخورد می کند. تمام بدنش می لرزد اما هرطور که هست خود
رهبر انقلاب فرمودند این سرکشی های شما در سفرهای استانی به خانه محرومان نباید ترک شود
را گرفت، چشم هایش پر از اشک شد. گفت: به آقا روح الله بگو والله قسم غذایی نداشتم بخورم. امام این را می دانست و برای همین حتی در آن لحظه ی سخت و پرالتهاب که بچه اش را کشته بودند هم از یاد محرومان غافل نشده بود. این ماجرا برای قبل از انقلاب است. پس از انقلاب هم پیام امام راحل این بود که اساس نظام اسلامی برای خدمت به محرومین و اقشار آسیب پذیر است. نکته ی دوم اسم خود کمیته ی امداد است، تنها