سایر خبرها
ماجرای عکس جنجالی تیم ملی فوتبال دستی
به اتاق را به آنها ندادند. بعد از آن ورزشکاران یک شب را در لابی هتل تا نیمه های صبح می گذرانند تا "غریب لو" محل اقامتی را برای آنها فراهم کند که در نهایت موفق به پیدا کردن یک مسجد می شود. ملی پوشان صبح آن روز باید در فینال رقابت ها حاضر می شدند، آنها را مجاب می کنند که سه، چهار ساعت باقی مانده تا صبح را در همان مسجد استراحت کنند. بعد از به اتمام رسیدن فینال این رقابت ها، غریب لو از
متهم اسیدپاش: قصدم تخریب خودرو بود نه اسیدپاشی
خواندم. سال هاست با موتوری که دارم مسافر جابه جا کرده و از این راه زندگی چهاره نفره ام را تامین می کنم. چرا آن شب به بوستان محل حادثه رفته بودی؟ آن شب من مسافری را به محله افسریه بردم. بعد از رساندن وی به سمت خانه ام که حوالی بوستان فداییان اسلام بود، رفتم. تصمیم گرفتم دقایقی در بوستان بمانم، کمی آب از آبخوری آنجا بخورم و بعد به خانه ام بازگردم. همان موقع بود که کنار موتورم
یادی از شهدای مدافع حرم در دیدار حضرت ماه
وارث: دیدار نیمه رمضان رهبر انقلاب با شعرا شب گذشته در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد. دیداری که هر ساله شاعران را از سراسر کشور و جهان جمع می کند تا بهانه ای باشد برای شنیدن شعرهای ارزشی و ناب. حضور شاعران جوان و شهرستانی در دیدار امسال مشهود بود. متن ذیل اشعار برخی از شاعران است که در این دیدار خواندند: متن کامل تعدادی از سروده هایی که در این جلسه
فرار دختر جوان از خانه با 6میلیارد
به گزارش ساوالان خبر; پدر مهسا در اظهاراتش به محمد مهدی مرشدلو، بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران گفت: دخترم مهسا قصد ازدواج با پسری را داشت اما من و مادرش مخالف ازدواج او با آن پسر بودیم و نمی خواستیم دخترمان با غریبه ازدواج کند. من از وضعیت مالی خوبی برخوردار هستم و در حساب دخترم 6 میلیارد تومان پول داشتم، اکنون نیز از شما برای پیدا کردن دخترم کمک می خواهم. پس از ثبت این
شوهرم به من خیانت کرد/ عشق پوچ زن اروپایی و پسر ایرانی
میلیون تومان هم درآمد دارم. یک آپارتمان بزرگ هم در شمال شهر خریده بودم و یک خودروی گرانقیمت هم داشتم. بخوبی می دانستم که همه این امکانات برای یک جوان بی پول ممکن است وسوسه کننده باشد، اما از پژمان خوشم آمده بود و بعد از چند ماه به خواستگاری اش جواب مثبت دادم. به همین خاطر هم به دین اسلام مشرف شدم و با مهریه 110 سکه طلا به عقد مردی درآمدم که 18 سال از خودم کوچکتر بود. زندگی مشترک ما در
کفش ها، پابند رکود
مادری. قبلا شب عید خوب بود اما چند سالی است که آن نیز رونق قبل را ندارد. نمایشگاه های بهاره هم که شده قوز بالا قوز. از سپهسالار که خارج می شوم، ناخودآگاه گوشم مکالمه زن و شوهری را می شنود که با یک دختر و پسران شان برای خرید آمده اند. زن به مرد می گوید: برای خودتم بخر دیگه. کفشات داغونه، مرد لبخند تلخی می زند و می گوید اول بچه ها بعد شما، اگر چیزی تهش موند، یه گیوه هم برای من بخرید.
معلولیت فرزندانم انگیزه ای برای موفقیتم شد/ معرفی محصولات و بازار فروش بزرگترین دغدغه معلولان شاغل یزد
ناشنوا با 4 عدد چرخ خیاطی قدیمی مشغول شدند، در ابتدا امکاناتمان خیلی کم بود اما اکنون بعد از گذشت 12 سال با یاری خداوند و کمک های مردم در حد چند تولیدی امکانات داریم. عمو قدیری در مورد افراد شاغل در کارگاه تولدیدی غدیر تصریح کرد: در مرکز اصلی شرکت دستاورد10 پرسنل عادی، و 85 نفر از معلولان به تفکیک 45 پسر و 40 دختر فعالیت می کنند که حقوق ثابت گرفته و اجرت دوخت هم می گیرند. وی با
قصه ی پرغصه ای به نام “اوتیسم”
میوه و سبزی فروشی منتظر بمانم و مردم اصرار من را به پای سوء استفاده ننویسند. لادن طباطبایی”، بازیگر ایرانی مقیم آمریکا که برای ادامه ی روند درمان و آموزش “سها” دختر اوتیسمی خود به خارج از کشور سفر کرده است در این باره می گوید: اوتیسم یک اختلال رشدی است که در سه سال اول زندگی ظاهر می گردد و با تاثیر بر روی مغز کودک، رفتارهای اجتماعی و مهارت ارتباط برقرار کردن را مختل می کند. نداشتن ارتباط چشمی
پسر رئیس با دخترم رفتار زشتی کرد، رئیس و پسرش را کشتم
به تهران داشتم ، در استان کردستان در شهرستان بیجار توقیف توقیف شد . در زمان توقیف بار ، میلاد دوباره در کمپ بستری شده بود و به همین علت موضوع توقیف ماشین و بار قاچاق را با مادر میلاد در میان گذاشتم و او نیز قبول کرد تا جریمه توقیف خودرو را پرداخت کند تا حداقل ماشین از توقیف خارج شود . از این زمان به بعد و به پیشنهادمریم، قرار شد تا بدون آنکه میلاد متوجه شود ، من تمامی حساب و کتاب کاری خودم با
ماجرای عکس آخرین وداع شهید صادقی با دخترانش + عکس
/> خبر شهادت سیدمصطفی را کی شنیدید؟ همان روز چهارشنبه... من به خاطر کسالتی که داشتم بیمارستان بودم، همان موقع یکی از دوستانش تماس گرفت و گفت از طرف مصطفی یک بسته ای برای شما داریم کی می رسید منزل؟ گفتم دو ساعت دیگر. آن موقع احساس کردم که حتما قرار است ماندنش در سوریه طولانی تر شود می خواهند این خبر را به ما بدهند. چون مصطفی عادت داشت همیشه ماندنش را تمدید می کرد. بعد وقتی رسیدم خانه دیدم
روایت زنی کارآفرین که همسرش در سوریه مدافع حرم است/ وقتی احسان علیخانی نماز میت بلد نیست
گفتند که بیا اینجا کار کن. در این فروشگاه فقط خانم ها کار می کردند و همسرم راضی بود که در این فروشگاه کار کنم. مدیر آنجا خانم جعفری بود و بعد از این که من به آنجا رفتم خیلی به من کمک کرد. وقتی فقط 12 روز از کار کردنم در این فروشگاه گذشته بود، صاحب خانه به ما فشار می آورد که خانه را تخلیه کنیم چون چند ماه بود که اجاره نداده بودیم. جالب این که خانم جعفری در کمال بزرگواری و در حالی که من فقط
دخترم می پرسد بابا بالاخره شغلت چیست؟ +عکس
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، خودش را فرزند انقلاب می داند؛ زیرا درست روز 22 بهمن سال 57 در خانواده ای روحانی در محله پامنار شهر تهران متولد شده است، چهار برادر و دو خواهر دارد، همه برادرانش نیز مانند او، قبل از تحصیل دروس حوزوی وارد دانشگاه شده اند. وی با دو سال وقفه بالاخره در رشته دلخواهش عمران در دانشگاه قبول می شود و بعد از آن راهی شهر مقدس قم می شود. اکنون دکترای
آداب و رسوم مردم استان خوزستان در ماه مبارک رمضان
روند تا آئین سنتی را که اجدادشان در کودکی بجا می آوردند را برپا کنند، بچه ها با شور و شعف به کوچه ها روانه می شوند، دختر و پسر با بر گردن انداختن کیسه هایی از پیش تهیه شده برای جمع آوری عیدی و شیرینی و پوشیدن لباسهای محلی خود که پسران با پوشیدن دشداشه و دختران با پوشش عبا (چادر عربی) بر سر به درب خانه ها برای دریافت شیرینی و عیدی ماه مبارک می روند. اجرای مراسم گرگیعان با شعارهای مختلفی
18 سال با گریشمن
گریشمن بردم. آن روز گریشمن مهمان فرانسوی داشت. مرغ ها را به سمت میز آنها پرت کردم و یکباره هر چه فرانسوی بود از اتاق به بیرون دویدند. همسر گریشمن فهمید که جریان چیست. شب پی من فرستاد. گریشمن گفت چرا این کار را کردی گفتم که شما چرا مرغ های مرا سر بریدید؟ گفت که مرغ هایت بیمار بودند. نپذیرفتم و به خانه رفتم. شب یک پیراهن نو با جعبه ای شکلات برای عذرخواهی به خانه مان فرستاد تا دل من را بدست آورد. گفت
خدایا! می شود من هم مثل برادرم شهید شوم؟+ عکس
/> همسایه ای داشتیم به اسم “دخترآقا” ؛ دختر آقا، پیرزنی بود فقیر و تنها. از سادات بود، از اولاد پیغمبر. یک روز صبح مرا دید و گفت: ” طاهره خانم! خواب خوبی برایت دیده ام.خواب دیدم از مشهد آمده ای و روی هر کدام از شانه هایت، یک ستاره می درخشد. گفتم، اینها را از کجا آورده ای؟! گفتی، امام رضا(ع) به م داده. “ تعبیر این خواب این است که خداوند به تو، دو پسر خواهد داد، پشت سر هم. این دو پسر
درباره سازندگان، نویسندگان، فروشندگان و خریداران برگه های فال حافظ
آقامون 70 سال پیش شروع کرد تو بازار. و عکس پدرشان را نشان می دهد که قاب شده کنج مغازه؛ حبیب الله بنایی. پسر حبیب الله ادامه می دهد: این مغازه ولی نزدیک به 50سالی هست که پاکت سازیه. پدرم اون زمان با کارگری شروع می کنه، بعد می ره یه 10سالی کیهان کار می کنه، کم کم این جا رو هم می خره، عصرها می اومده یه سر این جا. بعد هم دیگه تمام وقت این جا کار می کنه. الان هم که ما مشغولیم. می گویم: پس خدارو شکر خوب
گزارش کاملی از شعرخوانی شاعران در محضر رهبر انقلاب
به گزارش دولت بهار، شب گذشته طبق روال هرساله در ماه رمضان، جمعی از شاعران کشورمان به دیدار رهبر معظم انقلاب رفتند که از میان آن ها 27 شاعر موفق به خواندن اشعار خود شدند که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم. شعر فاضل نظری: غزل عاشقانه فاضل نظری در محضر رهبر انقلاب گر عقل پشت حرف دل، اما نمی گذاشت تردید پا به خلوت دنیا نمی گذاشت از خیر هست و نیست
پزشکی که بیمارانش را مجانی درمان می کند
ادامه کار می پرسم می گوید: الان حدود چهارماه است این طرح را شروع کرده ایم اما قرار نیست بعد از مدتی فراموش و کنار گذاشته شود.تا جایی که توان و قدرت داشته باشم این طرح را ادامه می دهم. وجود چنین طرح های مردمی و خودجوش همیشه بازدهی و استقبال خوبی داشته است، مردم نیازمند و افرادی که چشم امید به یاری دیگران دارند کم نیستند، شاید دو ساعت از وقت یک پزشک آنقدر ارزشمند باشد که او از صرف کردن آن برای قشر
آداب ماه رمضان در فرهنگ اقوام خراسان شمالی
گذشته تشخیص زمان دقیق سحری به دلیل نبود امکانات مشکل بود بنابراین افراد از طریق حرکت ستاره ها زمان سحر را تشخیص می دادند . عشایر و کوچ نشینان و چوپان های خراسان شمالی چون بیشتر وقت خود را در بیابان سپری می کردند از این روش برای تشخیص سحری استفاده می کردند و در هنگام سحر نیز افراد خوش الحان با چاووش خوانی مردم منطقه را برای خوردن سحری بیدار می کردند . ظفرنیا ادامه می دهد: در مناطقی که چاووش خوان
از غزل خوانی عاشقانه-عارفانه فاضل نظری تا شعری که چندین بار تحسین رهبر انقلاب را به همراه داشت
به گزارش دیار آفتاب ؛به نقل از مشرق، شب گذشته طبق روال هرساله در ماه رمضان، جمعی از شاعران کشورمان به دیدار رهبر معظم انقلاب رفتند که از میان آن ها 27 شاعر موفق به خواندن اشعار خود شدند که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم. شعر فاضل نظری: غزل عاشقانه فاضل نظری در محضر رهبر انقلاب گر عقل پشت حرف دل، اما نمی گذاشت تردید پا به خلوت دنیا نمی گذاشت
فراموشش نکنید/کارگر شهید شده توسط تروریست ها در حرم امام (ره)
سبزعلی زاده ، کارگر خدماتی حرم امام خمینی(ره) آن طرف اسلامشهر است، نزدیک جاده ساوه، جایی که او هر روز کوچه های تنگ و تاریکش را 7 صبح ترک می کرد و 6صبح به آنها برمی گشت. خانواده و حالا می گویند او دیگر برنمی گردد، زینب دختر 10 ساله اش اما بی قرارتر از همیشه است: یعنی واقعا دیگر برنمی گردد؟ در آبی خانه مازیار که باز می شود، مردها و زن ها همه سیاه پوشند؛ آنها منتظرند که مسئولان بنیادشهید برای
بی اثری حملات تهران بر تقاضای گردشگری
نسبت به حوادث اخیر تهران گفت: یک توریست خانم بلژیکی داشتم که حدود 50 ساله بود. صبح از ایران به خانه اش رسیده بود. کمی خوابیده و وقتی بیدار شده اخبار را شنیده بود. بلافاصله ایمیلی برایم فرستاده بود. به گفته هانیه باقرزاده این توریست اروپایی در ایمیلش نوشته: نگران نباشید، من، پسرانم و دوستانشان تابستان به ایران می آییم. می خواهیم اصفهان را ببینیم و کلی خوش بگذرانیم. من می دانم که شما قوی
بارقه های امید از پشت دیوارهای ندامت
لقلقه زبان نباشد. پس از سالها کار خبری، امسال و همزمان با ماه مبارک رمضان تجربه ای متفاوت در عرصه اطلاع رسانی کسب شد که برای خودم نیز جالب توجه بود؛ مکانی که تاکنون آن را از نزدیک ندیده و با افراد حاضر در آن برخورد نکرده بودم؛ قرار پرسنل دبیرخانه کانون های فرهنگی هنری مساجد استان و جمعی از مدیران مسئول این کانون ها ساعت 9 صبح مقابل اداره کل زندان های استان بود؛ برای نخستین بار بود که از
آیت الله علوی بروجردی:در دوره ای در مساجد دفتر بسیج بنا کردند؛ اما پس از مدتی با امام جماعت اختلاف پیدا ...
تهران برود، ایشان بدون تأمل پذیرفت آن وقت از من بچه طلبه خواست و من عذر و منظور آوردم؛ بنابراین به خانه نرفتم همان جا بلیت تهیه کردم و به قم و نزد آیت الله بروجردی بازگشتم و گفتم؛ اشتباه کردم. امر فرمودید در خدمت هستم هر وقت بفرمایید حرکت می کنم. فرمودند که کارهای تان را انجام دهید و آماده رفتن شوید؛ اما یک ماه بعد آیت الله بروجردی فوت شد و به حرکت من نرسید. با این خاطرات و نکات مهمی که
این تصاویر اثبات می کنند که اغلب انسان ها ذاتاً خوب هستند
زمانی، از ساختمان بالا می رود و جان کودک را نجات می دهد. آرام کردن یک کودک وحشت زده پس از یک حادثه ی رانندگی شدید. این مأمور آتشنشانی برای آرام کردن این کودک در کنار او روی زمین دراز می کشد و انیمیشن happy feet را با موبایل خود برای کودک به نمایش می گذارد. بازگشت یک دختر بچه به مدرسه با پای مصنوعی جدید خود. هر چند که این دختر بچه برای نشان دادن پای مصنوعی
غذاهایی که در ماه رمضان قوی ترتان می کند!
/> رحمت الله حسن پور پیشکسوت فرهنگ و هنر استان مازندران دراین باره می گوید: یکی از رسوم قدیمی مازندرانی ها در ماه مبارک رمضان به استقبال رفتن این ماه مبارک است که عمدتاً سه روز آخر ماه شعبان را به استقبال ماه رمضان می رفتند و اگر سه روز به علت گرما یا طولانی بودن روز، مقدور نمی شد؛ یک روز را به طور حتم به استقبال می رفتند که این سنت حسنه همچنان ادامه دارد . وی اظهار کرد: در قدیم به علت
کوهنورد معلولی که با دو پای مصنوعی بر بام دماوند ایستاد
به همراه مربی در پیش گرفتیم. با حمایت طناب و کلنگ از مسیر کافر دره روی برف سر خوردیم که اگر فرود معمولی انجام میدادیم دیر وقت به بارگاه سوم میرسیدیم اما توانسته بودیم ظرف یک ساعت و بیست دقیقه از قله به کمپ بازگردیم. پس از تحمل سختیهای صعود، استراحت و خواب آن شب بسیار لذتبخش و شیرین بود. صبح روز بعد ساعت 9 صبح پناهگاه را ترک کردیم و ساعت 3 عصر هم با رسیدن به پلور برنامه به پایان رسید تا شیرینترین
فرار 6 میلیاردی دختر عاشق!
صاحب کارخانه بزرگی هستم و از آنجا که به دخترم خیلی اعتماد داشتم او را حسابدار خودم کردم و همه اسناد و دارایی هایم در اختیارش بود. چندی قبل پسر ثروتمندی به نام فربد به خواستگاری دخترم آمد اما به دلیل اینکه می خواستم کتایون را به جوانی از فامیل، شوهر بدهم با وجود اصرار دخترم با این ازدواج مخالفت کردم. مشاجرات وجروبحث های ما دراین باره ادامه داشت تا اینکه روز گذشته دخترم به طورناگهانی از خانه خارج شد و
از هشدار نسبت به فتنه تا یادی از مدافعان حرم
مودب مرا مبین که چنین آب رفته لبخندم هنوز غرقه امواج سرد اروندم در این شبانه که غواص درد مواجم به دستگیری یاران رفته محتاجم کسی نگفته و مانده است ناشنیده کسی منم شبیه کسی، آنکه خواب دیده کسی منم شمایل داغی که شرقیان دیدند گلی که در شب آشوب، غربیان چیدند منم شبیه به خوابی که این و آن دیدند برای این همه مه پیکر جوان دیدند منم که با
آداب و رسوم سنتی ماه مبارک رمضان در خراسان جنوبی
با مبلغی پول داخل سبد می گذارد و به صاحبش می دهد. البته در حال حاضر سالهاست که علاوه بر پول چیزهایی مانندآرد و خرما نیز می گذارند، زن کفچلز با مبالغی که جمع می کرد پارچه ای گرفته و ظهر روز بیست و هفتم در مسجدی یا در خانه خود در فاصله بین نماز ظهر و عصر پوشاکی برای خود می برد و همان روز می دوزد و می پوشد و بر این باورند که تمام سال را به شادی خواهند گذراند و از همه بلیات مصون خواهد بود.