سایر منابع:
سایر خبرها
روایتی از عاشق پیشگی یک شهید مدافع حرم
برای پول وارد سپاه نشدم من عاشق دفاع کردن هستم. برای اسلام و نظام وارد سپاه شدم اگر می خواهم سرباز امام زمان باشم باید با لباس سبز سپاه باشم و اخیرا می گفت اول سوریه، سوریه تمام شد عربستان و یمن هم هستند. از فرماندهان گردان صابرین لشکر عملیاتی 25کربلا بود. مادر شهید: من فرزندانم را نذر آقا امام زمان (عج) کردم. خیلی دوست داشت در سپاه بماند و خدمت کند که گفت مادر اول من بروم سربازی خدمتم که
غفلت از متنِ حاشیه نشینی؛ با غم انگیزترین قصه شهرم چه کنم؟
/> دختری 13 ساله که لباس مادری برتن کرده برای سرکشی به منزلی دیگر می رویم، در این خانه پنج کودک به همراه پدرشان زندگی می کنند، مادر خانواده چند سال پیش فوت شده است و پنج کودک که هرکدام به نوعی درگیر معلولیت های عمده و جزئی هستند را برای پدر خانواده به یادگار گذاشته است. حالا فاطمه 13 ساله حکم مادر خانواده را دارد و برادرانش را تروخشک می کند، پدر خانواده روزها به جمع آوری ضایعات می
راز قتل نازگل
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ از باغ بیرون رفت و با سر و صدا کمک خواست. عصر روز جمعه اغلب مالکان همراه مهمانانی در باغ هایشان بودند و منطقه شلوغ بود. با سر و صدای او اهالی به مقابل باغ آمدند و چند نفر با راهنمایی مرد سرایدار به داخل باغ رفته و با جسد روبه رو شدند. با تماس افسر کلانتری، سروان میری در جریان این جنایت قرار گرفت و خود را به محل قتل رساند. جنایت در یکی از باغ
کمک مرد محکوم به قصاص، هم بندش را آزاد کرد
دوباره برای جمع آوری دیه خودش تلاش را آغاز کند. بیستم مهرماه سال 88، مأموران پلیس110 با تماس شهروندان کرمانشاه در جریان یک نزاع دسته جمعی منجر به جرح قرار گرفتند و خود را به محل رساندند. پس از بررسی های پلیس مشخص شد که در جریان درگیری بین دو باجناق یکی از آنها مجروح شده است که پس از اعزام به بیمارستان به دلیل شدت جراحات جانش را از دست داده است. مأموران در تحقیقات خود متوجه
روایتی از زندگی بهداد سلیمی قویترین مرد جهان +جزئیات
کنار خانواده می گذرانم. فکر می کنید چه کسانی در موفقیت شما تأثیرگذار بوده اند؟ بیشتر کسانی که با من همراه بودند ؛ خانواده ام، مربیانم و کسانی که در کنارم بودند. این افراد کمک کردند تا بتوانم به این سطح از رشد فکری برسم. همواره گفته ام، کسانی که در اطرافم بودند خیلی در این راه حمایتم کردند و مرا به جلو هُل دادند. جدا از همه اینها همیشه فعل می خواهم را برای خودم صرف کرده ام
گفتگوی خواندنی با محافظ رهبر انقلاب همسر و دختر بنی صدر چگونه لباس می پوشیدند؟
آقای خامنه ای بیایند. آقا مهمان و مراجعان زیادی داشت که به هنگام آمدن به تهران به اصطلاح هتل آنان خانه آقا بود و یک هفته 10 روز آنجا می خوردند و می خوابیدند. حتی برای انجام کارها از ماشین آقا برای تردد استفاده می کردند. آقا با نفرات همچون شهید مزاری یا مجاهدان افغان ارتباط داشت. شهید مزاری هر وقت به ایران می آمد جای خواب او در خانه آقا بود. یادم هست شهید حکیم یک شب برای جلسه به منزل آقا آمد
دام تلگرامی دختر جوان برای پس گرفتن شکایت
صندلی جلو نشسته و مرد دیگری هم پشت فرمان است و بی سیم در دستش دارد. از ترسم فرار کردم که ناگهان 3مرد داخل کوچه ای درهمان حوالی بر سرم ریختند و به زور مرا سوار ماکسیما کردند. دختر جوان اما داخل ماشین نبود و گویا پس از کشاندن من بر سر قرار رفته بود. وی ادامه داد: در بین راه مردان آدم ربا مرا به باد کتک گرفتند تا جایی که سرم شکست.همه اینها دامی از طرف غزل بود چرا که مردان خشن اصرار داشتند که باید شکایتم
رانندگی حق من است
. همان جایی که دو روز بعد بازداشت شدم. خودرو که راه افتاد، افکارم را برای شروع فیلمبرداری آماده می کردم. می خواستم با صدای واضح و بلندی بگویم: رانندگی حق من است. اما به جای آن، فرمان را چرخاندم و به جلو نگاه کردم، فکر می کردم دوربین به صورتم نزدیک است. بعد از این که گفت وگوی چند دقیقه ای به زبان عربی داشتیم، گفتم: در این کشور چیزهایی هست که به آن افتخار می کنیم. مردمانی که
توضیح رفیق دوست درباره شایعه خانه عفاف در کرج/ جمع آوری زباله توسط بازیگر زن مشهور/زمان انتخاب ...
صورت علنی و قانونی محاکمه کنید. میثم مطیعی را احضار نکنید. به ستاد نماز جمعه تذکر بدهید. روحانی نخستین نفری بود که در مجلس اول علیه بنی صدر سخن گفت عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نسبت به جنجال رسانه ای در راستای مقایسه روحانی با بنی صدر واکنش نشان داد.مصطفی کواکبیان در واکنش به جنجال رسانه ای اخیر اصولگرایان در مقایسه رئیس جمهور فعلی و رئیس جمهور سال های نخست انقلاب
جنایت برای زمین یک میلیاردی
/> به همین خاطر موضوع را با یکی از دوستانم به نام فرشاد در میان گذاشتم و قرار شد درازای پول با من همراه شود. بعد هم به بهانه صحبت درباره زمین، کامران را سوار خودروی پرایدم کردم و وارد اتوبان تهران- قم شدیم. در بین راه فرشاد که روی صندلی عقب نشسته بود با سنگ چندین بار به سر کامران که روی صندلی جلو نشسته بود زد و بعد از آن با چاقو به او حمله کرده و جانش را گرفتیم. بعد از گرفتن اثر انگشت
پیرمرد مازندرانی اصلاً باورش نمی شد به این راحتی بتواند با رئیس جمهور صحبت کند
وسیله ای هم نمی تواند بدتر از دنیاگرایی، روحانیت را آلوده کند . در جای دیگر درباره ساده زیستی و زهدگرایی روحانیون می فرمایند: به عنوان یک پدر پیر از همه فرزندان و عزیزان روحانی خود می خواهم که در زمانیکه خداوند بر علما و روحانیون منت نهاده است و اداره یک کشور بزرگ و تبلیغ رسالت انبیاء را به آنان محول فرموده است، از حالت روحانی خودد خارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا که دون
توضیح رفیق دوست درباره شایعه خانه عفاف در کرج/ زمان انتخاب کاندیداهای اولیه جانشینی قالیباف/ جمع آوری ...
رئیس جمهور فعلی و رئیس جمهور سال های نخست انقلاب اسلامی در حساب کاربری خود در توئیتر نوشت: پروژه بنی صدری کردن رییس جمهور راه به جایی نخواهد برد، وحدت شکنان خودشان را در مقابل مردم قرار ندهند. نماینده اصلاح طلب مردم تهران در مجلس همچنین در اظهارنظری دیگر توئیت کرد: روحانی اولین نفری بود که در مجلس اول علیه بنی صدر سخن گفت. عرضه غیرقانونی کلاه قرمزی 96 در شبکه نمایش خانگی متوقف شد
کارآفرینی که از رنج، گنج ساخت
یک کته گوجه پخته بود، از همین غذا به آن آلمانی ها هم با خجالت دادیم، همش به این فکر می کردم که آبروی ایران رو بردم و غذای خوبی بهشون ندادیم ولی خب آن ها همش تشکر می کردند و حتی با ته دیگش هم عکس انداختن؛ خلاصه آن شب رو خانه ما خوابیدن و صبح رفتن؛ دو ماهی از این ماجرا گذشت تا اینکه یک روز دیدم 5 تا آلمانی با یک مترجم و راهنما آمدن در مغازه و سراغ من را می گیرند، خودم را که معرفی کردم گفتن برای اقامت
چطور می توان شیفته خدمت بود، نه تشنه قدرت ؟!
داشتم، شب ها هم در آن جا بمانم و به تمام معنا طلبه شبانه روزی باشم. از یک نظر هم فاصله منزل تا مدرسه 4 – 5 کیلومتری می شد و هر روز رفت و آمد مقداری وقت از بین می رفت و هم بیشتر به کارهایم می رسیدم و هم در خانه ای که بودم پرجمعیت بود و من اتاق تنها نداشتم و نمی توانستم به کارهایم بپردازم. البته من در آن موقع فقط یک خواهر داشتم، ولی با عموها و مادربزرگ همه در یک خانه زندگی می کردیم. به این ترتیب خانه
قاتلی که هیچ اثری از قربانیان به جا نمی گذاشت
بودند و از آنجا که صبح تا شب سر کار می رفتند، دور تا دور خانه شان را با حصارهایی به ارتفاع سه متر پوشانده بودند تا وقتی جان در خانه تنهاست، نتواند خارج شود و با کسی ارتباط داشته باشد. کودکی جان در همین محدودیت گذشت. او از دنیای خارج و از دنیایی که پدر و مادرش برای او ساخته بودند وحشت داشت اما با این حال بهترین معلمان در خانه، درس های مختلف را به او تدریس می کردند و با این روش تحصیل او حتی
سردشت هنوز آلوده است
شدیدا تنگی نفس داشتم و بدون اکسیژن نمی توانستم نفس بکشم. که به همین خاطر اول اعزام شدم تهران و بعد هم اعزام شدم مشهد. آن موقع فکرکنم دیگر دوهفته از بمباران شیمیایی سردشت می گذشت. من 9 روز هم مشهد بستری بودم ولی چون خیلی نگران خانواده ام بودم و تنها بودم ، به دکتر اصرارکردم من را مرخص کنید بروم . دکتر می گفت که تو حالت خوب نیست. از بیخ گوش تا زانوهایت کلا سوخته ، هرجایی دست بزنی پوستش کنده می شود
فرزندان شهیدبهشتی:در انتخابات اخیر از نام پدر سوءاستفاده شد
کسانی که پرداختن به هر هنری را قرتی بازی می دانستند و حرام. این ها حاصل یک عمر زندگی سیاسی، اجتماعی و انقلابی مردی 52 ساله است که یک روزِ گرم تیرماهی از خانه اش در تپه های قیطریه بیرون آمد تا شاید شب سرش را در خانه ای در خیابان ایران بر زمین بگذارد. اما حوالی ساعت 9 شب همان روز گرم، بدنش تکه تکه شد و دیگر پایش به خانه جدیدی که روزی آرزویش را داشت، نرسید. فرزندان آیت الله شهید
چیزهایی که درباره لیونل مسی نمی دانید+تصاویر
و رکورد جوان ترین نامزدی در این جایزه را به نام خود کرد. البته مسی در آن سال نتوانست جایزه را ببرد. توپ طلا برای چهار سال متوالی از سال 2009 تا 2012 و از سن 22 سالگی تا 25 سالگی او توپ های طلای فیفا را با خود به خانه برد. بیشترین هتریک کننده بارسلونا هت ریک کردن کار چندان ساده ای نیست، اما مسی به تنهایی بیش از 35 بار این کار را در باسلونا انجام داده است
بازگشت پس از 9 سال چشم انتظاری
نازش را فرو بست و در کنار بالین مادر با آرامشی عجیب به خواب رفت. ساعتی بعد دوباره علی چشمانش را باز کرد و برای دومین بار دنیای پیرامون خود را نظاره کردو قنداقه اش دست به دست در بین اعضای خانواده می چرخید و بوسه باران می شد. دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی علی در فضای صمیمی خانواده اش رشد می کرد و به کمک پدر و مادرش راه رفتن را آموخت و در همین ایام در آغوش مادر در
اگر گناهمان به ما برمی گشت، هلاک شده بودیم
هواپیما در یک جو پایین و سرعتی که هوا را رد می کند و لرزه، اثر آن هست و إلّا خود هواپیما که به انسان نمی خورد. لذا گناه به ما برنمی گردد، اثر گناه به ما برمی گردد. اگر بنا بود، خود گناه برگردد که وامصیبتا! همان اوّل هلاک شده بودیم. دیدید کسی تصادف می کند و پایش باد می کند؟ می گوییم: چه شده؟ می گوید: خدا رحم کرد ماشین به سرعت از کنارم رد شد، باد ماشین مرا گرفت، اگر خود ماشین روی پای من آمده
سه پرده از شهادت جوانمرد گمنام
مسئولیت انتظامات را بر عهده گرفت و پس از تخلیه مدرسه، مسئولیت زندان اوین را پذیرفت. او ازآغاز جنگ تحمیلی، مدتها در جبهه بی تاب شهادت بود، اما خواست پروردگار دراین بود که شاهین شهادت در پشت جبهه ها و به دست منافقین برسرش بنشیند. و او که همواره در پی اصلاح خطاکاران بود در تاریخ هشتم تیر ماه سال 1360 در حالیکه از فراق بهشتی و یارانش می سوخت به شهادت رسید. در طی سالیان اخیر سه روایت از نوع شهادت
ناگفته های افکار شهید بهشتی از زبان 3 فرزند دانشگاهی اش
بود. من یادم هست که در آن زمان، یک لباس کاملا سفید خریده بودم و وقتی ایران آمدم، همان لباس را پوشیدم و یک چادر هم رویش پوشیدم. همه دوستانم تعجب کرده بودند که تو چرا این مدلی آمدی؟ تو چرا کفش سفید می پوشی؟!... من یادم هست که در سال 59، من و آقا محمدرضا نزد پدر بودیم و آقا علیرضا هم جبهه بود؛ ما از ایشان پرسیدیم چرا به این سطح از هجمه هایی که درباره شما وجود دارد، پاسخ نمی دهید؟! آخر شب هم بود و ایشان
موشک های سپاه دلم را شاد کرد
ای به دور شمع به دور ما می چرخید. پدر شهید گفت: فرزندش خیلی تلاش داشت که به سوریه برود ولی در آن زمان برای رفتن سخت گیری بسیار زیاد بود. علی مدد کوهساری در خصوص ارادت فرزند به اهل بیت، یادآور شد: با یکی از دوستانش برای آموزش مبحث تخریب به عراق رفت و موقع رفتن در پاسخ به دوستی گفته بود اگر دیر برویم امکان دارد حرامی ها به حرم برسند، برای رفتن باید عجله کرد . وی از ارتباط همیشگی فرزندش با بسیج به
میراث شهیدعباس ناطق نوری برای ناطق نوری ها
معصومین بود می پرداخت و بعدها نیز اعلام داشته بود اگر چنانچه پیش بیاید و روزی مسئولیت های گوناگون را به سایر برادران تفویض نماید، تنها کاری که به آن مشغول خواهم شد کشاورزی است که یک سنت پیامبرانه است. وی در نوجوانی به حرفه مکانیکی روی آورد و تا مرتبه استادی پیش رفت و شاگردان ممتازی در این رشته آموزش داد. وی به ورزش و سلامت تن که در دین مبین اسلام و روایات نیز به آن توصیه شده است بسیار علاقه
درباره مفهوم و مصادیق کلیدواژه آتش به اختیار
حال دوست دارم بچه ها با سنت انفاق آشنا شوند و خودشان ادامه دهنده این مسیر باشند. معمولا وقتی بچه ها جمع می شوند، باهم قرآن می خوانیم، بعد کمی اصول و فروع دین را مرور می کنیم، سفره پهن می شود و اول با خوراکی های مناسب افطار مثل نان و پنیر و سبزی و چای و بعد با شام از بچه ها پذیرایی می شود. هر کس دوست دارد، می تواند غذایش را به خانه ببرد. منبع: روزنامه خراسان
"زیر سقف دودی" تلخ است؟
این فیلم منتج شد چه بود؟ اولش قصدم بر این بود که در مورد طلاق فیلم بسازم، اما وقتی که وارد مرحله تحقیقات شدم، دیدم جامعه چندین و چند گام از من فیلمساز جلو افتاده و دیگر طلاق رسمی یکی از مسائل حاد اجتماعی ما نیست، بلکه از آن بدتر طلاق عاطفی است که بی این که زن و شوهر به طلاق رسمی اقدام کنند، درواقع راهشان مدت هاست که از هم جدا شده و هرکدام برای خودشان زندگی می کنند. چند سال پیش داشتم
سرداری که خود را کمک آشپز معرفی میکرد
مادرش احترام فوق العاده ای می گذاشت و لحظه ای از آنان غافل نبود. افراد خانواده و دوستان را به نماز اول وقت توصیه می کرد. از درآمد ماهیانه خود درصدی به فقرا و درماندگان اختصاص می داد. در اوقات فراغت مطالعه می کرد. گاهی به ورزش می پرداخت و یا به زیارت اماکن مقدسه می رفت. هیچ گاه اوقاتش را بیهوده تلف نمی کرد. مادرش می گوید:" وقتی سوال کردیم در جبهه چه مسئولیتی داری؟ گفت: در آشپز خانه پیاز پوست می
خانه ای که در پشت بام سینمای ایران ساخته ایم/حالا نوبت برداشت است
خبرگزاری مهر ، گروه استان ها – بهنام عبداللهی: فیلم ائو (خانه) ساخته اصغر یوسفی نژاد در جشنواره جهانی فیلم فجر با کسب سه جایزه نتپک ، سیمرغ سیمین بهترین فیلم نامه و سیمرغ زرین بهترین فیلم جشنواره ، توانست موفقیت بزرگی به دست آورده و مورد توجه منتقدین سینما و رسانه ها قرار بگیرد. این فیلم که به زبان ترکی است و تمام عوامل و بازیگران آن بومی تبریز و آذربایجان شرقی هستند، از فیلم نامه
ماجرای یک زمین خوردن ساده
کارگر ساده بانک هستم. خدا می داند که با پول قرضی خودم را رسانده ام مشهد. فقط برای پابوسی و تشکر از این که بالاخره صاحب بچه شده ام. خدایا چه کنم. قربانت بروم تو که غریب نوازی بگو چه کنم. پدر محیای دوونیم ساله هنوز نمی داند دخترش منبع چه خیر بزرگی خواهد شد و چگونه مورد لطف امام هشتم قرار گرفته است. پدر دختر کوچولویش را بغل می گیرد و به یک مرکز درمانی می رساند. فکر می کند جایی اش شکسته باشد
ویشکا آسایش: همچنان قطام شاه نقشم است
خواستند که فردا به دفترشان بروم. رفتم دفتر خانم حکمت و گفتند همان شب فیلمنامه را بخوانم و اگر خوشم آمد فردای آن روز قرارداد ببندم. نکته مهم فیلمنامه های پیمان قاسم خانی این است که وقتی متن را می خوانی هم می خندی. - دقیقا! وقتی آن را می خواندم قهقهه می زدم. از این که برای نقش خانم دارابی مجبور بودید چنین گریم عجیبی داشته باشید، نترسیدید؟ - نه، یک جور حس