سایر منابع:
سایر خبرها
مبارزه با استکبار تعطیل پذیر نیست خود را برای ادامه مبارزه آماده کنید
خودکشی جوانان اروپایی را نشانه افسردگی در دنیای غرب دانستند . ایشان قتل حدود 80 کودک در حمله چند سال قبل یک جوان اروپایی و همچنین گرایش بالای جوانان اروپایی به عضویت در داعش برای خودکشی از طریق عملیات انتحاری را نمونه هایی از افسردگی جوان اروپایی خواندند و در مقابل تأکید کردند: جوان ایرانی که با زبان روزه و پس از شب زنده داری شب قدر، برای راهپیمایی روز قدس در گرمای شدید تابستان به
معجزه موسی ...
آنجا می آمد، ناراضی بود و حتی به این دلیل بارها کتک خوردم! چندی بعد بزغاله بچه ای بدنیا آورد و این موضوع بسیار مرا خوشحال کرد زیرا احساس می کردم زحمتم نتیجه داده و بعد از چند سال از نسل همان بزغاله کور، گوسفندهای ما به 70 راس رسیدند به طوری که شیر و ماست و لبنیاتی را که امروز بعد از 35 سال مصرف می کنیم از نسل همان است. *خدا بیا ... وی ادامه داد: سال چهارم دبستان بودم و با
سکوت"شفیع خانی"غربت رزمندگان لرستانی را فریاد می زند / پایتخت معنوی پرستوهای بی نام ونشان لرستانی باید ...
پاسداران حریمش شهدا هستند ، شهدایی که هر شب در آن جا چشم به مکاشفه عالم غیب می گشودند... شفیع خانی" این آشیانه ی سراسر معنویت از پرستوهای بی نام و نشان خود حکایت ها دارد ... دل هزاران رزمنده ،بسیجی ،فرمانده و سرداران به جا مانده از رفقای خود در شفیع خانی پر است از حرف های نگفته برای نسل امروز ... شفیع خانی امروز بعد از گذشت سال ها تنها با یاد و خاطره رزمندگان لرستانی که زمانی سجده
قاچاق مکمل های خارجی،بدون هیچ نظارتی
تمایلی به در دسترس همگان قرار دادن پرونده های شرکت ندارند. از گمرک هم این اطلاعات را نمی توان استخراج کرد، چرا که آمار گمرک هم دقیق نیست. به میزان مصرف ایران اشاره کردید. در مقایسه با مصرف جهانی، ما به لحاظ مصرف مکمل های ورزشی در چه سطحی قرار داریم؟ تا سال گذشته مصرف مکمل ها در کشور به شدت رو به افزایش بود. البته با میزان افزایش مصرف در سطح جهان هم همخوانی داشت و بعد در سال
گلستان و ترجمه هایش
بوده است برای گشودن راهی نو در ادبیات آن زمان راکد و ساکن، که به تکرار و تقلید گذشته دل خوش داشت. این ترجمه ها گاه ادبیات ایران را که تازه داشت قصه نویسی به شیوه غربی را آغاز می کرد با تازه ترین دستاوردهای ادبیات داستانی غرب آشنا می کرد. ترجمه های هدایت از کافکا نمونه ای است از این دست. هدایت در دورانی کافکا را به خواننده فارسی زبان معرفی کرد که از مطرح شدن او در اروپا نیز زمان زیادی نمی گذشت. در
قرائت جزء بیست و ششم، مناجات و دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان
شَهْرٍ و این ماه، ماهی است که او روزه گرفتن را بر من واجب کرده و این ماه، ماه رمضان است همان ماهی که قرآن را در آن فرو فرستادی، قرآنی که راهنمایی برای مردم است و حاوی نشانه هایی روشن است برای هدایت و تشخیص (و جداسازی میان حق و باطل) فَیا ذَالْمَنِّ وَ لا یُمَنُّ عَلَیْکَ مُنَّ عَلَیَّ بِفَکاکِ رَقَبَتی مِنَ النّارِ فیمَنْ تَمُنُّ عَلَیْهِ وَ اَدْخِلْنِی الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ یا
هزار راه نرفته پیشرفت کشور در گرو حرکت ملی است نه امضای توافق
نماینده مجلس شورای اسلامی طی نامه ای خطاب به رئیس جمهور خواستار رفع موانع ازدواج جوانان شدند. در بخشی از این نامه آمده است : پر واضح است از اصلی ترین مانع برای تشکیل خانواده پیش روی جوانانی که تمایل به ازدواج دارند، مسائل اقتصادی است. از موانع بزرگ دیگر که در این زمینه در مسیر جوانان وجود دارد نیاز به سرمایه اولیه است، در شرایط کنونی یک جوان برای اجاره مسکن کوچک و برگزاری مراسم و تهیه لوازم
کلاس فوق العاده رهبر فرزانه برای دانشجویان
به حضور پرشور جوانان اشاره می کنند و می گویند: جوان ایرانی خوشبختانه جوان پرشوری است، نقطه مقابل آن چیزی است که برخی مراکز مغرض آماری با منشا خارجی و یا اساسا خارجی اعلام می کنند. * آقا می گویند: جوان ایرانی که روز 23 رمضان که شب قدر را گذرانده و با زبان روزه و در گرما می آید روز قدس و زیر آفتاب نماز جمعه می خواند، این فرسنگ ها با افسردگی فاصله دارد. * آقا باز هم می گویند از
از علما فاصله بگیریم به انحراف کشیده می شویم
خود درس یاد بگیرند. از بین ذوات مقدسه با روضه حضرت زینب کبری(س) ارتباط خاصی برقرار می کند و به گونه ای بر نام عمه سادات حساسیت ویژه ای دارد. اشاره ای هم به توصیه آیت الله حق شناس می کند که گفته بود در مراسم تشییع من حتماً زیارت عاشورا خوانده شود و گاهی در 5 شب عزاداری در امین الدوله به من اشاره می کردند روضه حضرت علی اصغر(ع) بخوانم؛ گپ و گفت با این پیرغلام اباعبدالله (ع) را
منتجب نیا: سال حساسی را پیش رو داریم
سریعا خود را با تکنولوژی روز همگام می کنند و می توانند با کسب تجربه و طی درجات تحصیلی بالا، مسوولیت های خطیری را بپذیرند؛به شرطی که نسل های پیشین به این طیف اعتماد کنند. این عضو شورای مرکزی حزب اسلامی کار افزود: بدون شک جوان امروزی قابلیت ها و توانمندی های بالایی دارد مشروط بر آنکه همه ما روحیه اعتماد و همدلی را در خود تقویت کنیم تا بتوانیم از پتانسیل دانشجویان و جوانان استفاده کرده و
پناهیان:نهی ازمنکراول خطاب به مدیران است
عناصر دست نشاندۀ کارتل ها و تراست های صیهونیست بین الملل هستند؛ آنها که نمایندۀ واقعی مردم شان نیستند. و الا کِی مردم آمریکا دوست دارند که این همه کشتار بشود!؟ کِی مردم آمریکا دوست دارند که دولت مردان آمریکا از آدم خوارها دفاع کنند!؟ شب قدر یک شب سیاسی است؛ شب تغییر عالم است/ سیاسی ترین خبر تاریخ جهان، در سحر 23 ام رمضان اعلام می شود شب قدر، یک شب سیاسی است؛ نباید فقط برای
در حدیث سرو قصدمان سِحر کردن مخاطب نبود
سلوک این عارفان دین و اخلاق پرداخته است. از این رو در طول سالیانی که از شبکه های سیما روی آنتن می رود، مخاطبان قابل توجهی در بین جوانان دانشجو، طلاب علوم دینی و جستجوگران معنویت به دست آورده و از منظر اهالی فن و هنر به یکی از مستندهای فاخر سال های اخیر سیما تبدیل شده است. گفتگوی ما با عبدالکریم عرشی تهیه کننده، عبدالرسول گلبن حقیقی و جواد توانا کارگردانان و مجتبی راعی تدوین گر این مجموعه
حاشیه های دیدار دانشجویان با رهبری
یکشنبه ، 21 تیر 1394 ، 15:34 دیدار شب گذشته دانشجویان با مقام معظم رهبری، حاشیه های خواندنی با خود به همراه داشت این حاشیه ها از کشیده شدن دیدار به وقت اضافه تا درخواست پر شور و حرارت دانشجویان از رهبری را شامل می شد. به گزارش رویش نیوز به نقل از مهر ، بعدازظهر روز گذشته تشکل ها و نخبگان دانشجویی، روسا و مسئولان آموزش عالی با مقام معظم رهبری دیداری 5 ساعته داشتند. این دیدار
چند خبر کوتاه از خراسان رضوی
عصر تلاش شده تا به این وجه مهم از برنامه توجه شود. ضرغامی در ارزیابی این دوره جشنواره بین المللی امام رضا(ع) گفت: انتظار می رود تجربه رو به جلویی که حاصل بیش از یک دهه برگزاری جشنواره بین المللی امام رضا(ع) است موجب شود که این برنامه هر سال بهتر از دوره های قبلی برگزار شود. وی با اشاره به اینکه تلاش داریم همایش علمی پژوهشی امام رضا(ع) و پاسخگویی قرآن به پرسش های عصر را را به
وین، انتظار، امید
برخلاف آنچه پیش از این گفته بود، با بیان اینکه برخی از مسائل باقیمانده حل وفصل شده و می توان گفت پیشرفت هایی به دست آمده است، بار دیگر فضای مذاکرات را مثبت کرد. روزنامه ی شرق هم از برداشت های دوگانه ی اهالی رسانه از خبرهای مذاکرات در گزارشی زیر عنوان یکشنبه خاکستری گفت و نوشت: گویی در لحظه درنگ و انتظار درجا زده ایم. ساعت ها کُند می گذرد و زمان رج می شود در بین خبر، شایعه، خستگی و انتظار
انصار الله چگونه به قوی ترین نیروی یمن تبدیل شد؟
حسین به حیات خود ادامه داد. مذاکراتی هم میان حوثی ها با دولت شکل گرفت، اما به علت کارشکنی و بدعهدی دولت، سید بدر الدین به منطقه النشور بازگشت. پس از شهادت سید حسین، همه چشم ها به سمت " عبدالله الرزامی " همکار سابق سید حسین در مجلس معطوف شد. در اواخر ماه ژانویه سال 2005، علی عبدالله صالح جنگ دوم خود علیه حوثی ها را به راه انداخت. در این جنگ رهبری شاخه نظامی جنبش الشباب المؤمن به دست
احسان علیخانی در ممنوع التصویریم بی تقصیر است/ رقص و پایکوبی در هتل کوبورگ
توافق نهایی تثبیت شود. بر همین اساس می توان گفت هدف نهایی آمریکا از بازی چهارشنبه شب، تثبیت توافق لوزان به عنوان مبنای توافق برجام است. کما اینکه از بعدازظهر جمعه گویی روند تغییر کرد و جان کری از بهبود اوضاع گفت، روز گذشته نیز برخی از حصول برخی پیشرفت ها در ادامه مذاکرات گفتند! " زوربای یونانی،آزاد از قید ارباب اروپایی "، عنوان مطلبی است از وطن درباره اوضاع آشفته یونان: وضعیت امروز
نباید پدیده و سیاه جامگان به سرنوشت پیام و ابومسلم دچار شوند
بازیکنان خود تسویه حساب کند و خیلی دیگر از این موضوعات که برای باشگاه ما و تیم مردم خراسان اصلا مناسب نبود. مدیر عامل باشگاه سیاه جامگان گفت: متاسفانه حلقه مفقوده ورزش استان صداقت است و همیشه به یکدیگر دروغ گفته ایم. وقتی دور هم جمع می شویم، با یکدیگر رفیق هستیم، ولی بیرون از آن در، پشت هم صحبت میکنیم و در حق یکدیگر می زنیم. تا زمانی که این گونه عمل کنیم، نمی توانیم به موفقیت برسیم.
شکست کودتا در ایران برای دشمن برد بود/ نقش آیت الله خامنه ای در ساماندهی ارتش
یک فانتوم و دو فانتوم کاری انجام بدهد. آری دشمانی که از روزهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به فکر توطئه و خرابکاری علیه آن را فکر شب و روز خود کرده بودند بار دیگر می خواستند تا با کودتایی دیگر سربازان این میهن را در برابر مردم شریف ایران قرار دهند که موفق نشدند. با گذشت سال ها از آن ماجرا بر آن شدیم تا در گفتگو یا سرهنگ سید محمدعلی شریف النسب که در آن روزها جزو کمیته انقلابی ارتش و
سیدجلال دهقانی عضو هیئت انتخاب جشنواره ملی فیلم رضوی شد
/> هدیه ای برای آسمان، دویدن برای پشیمانی، مسابقه، همه روزها ساخت سریال حانیه ساخت فیلم مستند اعدام به جرم آزادی در کشور ترکیه ساخت فیلم های سینمایی: خانه ای کنار ابرها و دلبری حضور در جشنواره های معتبر داخلی و خارجی و کسب جوایز مختلف ازجمله: جشنواره فیلم کودک و نوجوان همدان، نامزد دو جایزه در جشنواره
به هیچ وجه نگذارید کلیدداران به تشکل های انقلابی فشار وارد کنند
بالای خودکشی جوانان اروپایی را نشانه افسردگی در دنیای غرب دانستند. ایشان قتل حدود 80 کودک در حمله چند سال قبل یک جوان اروپایی و همچنین گرایش بالای جوانان اروپایی به عضویت در داعش برای خودکشی از طریق عملیات انتحاری را نمونه هایی از افسردگی جوان اروپایی خواندند و در مقابل تأکید کردند: جوان ایرانی که با زبان روزه و پس از شب زنده داری شب قدر، برای راهپیمایی روز قدس در گرمای شدید تابستان به
گفتگوی “محمد جعفر محمد زاده” با “مهدی نژاد” امام جمعه سابق کوهدشت
به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری [...] به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری با قرار قبلی راهی گرمسار شدم .از سالهایی که جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید علی مهدی نژاد کوهدشت بوده تا الان ارتباط مستمر و البته خانوادگی ام با ایشان قطع نشده است. بار چهارمی است که به گرمسار می آیم ، سه بارش جمعه بوده و توفیق شرکت در نماز جمعه را هم یافته ام. واین بار به قصد دیگری آمدم ،چهارمین سالگرد رحلت حضرت آیت الله مروجی نزدیک است و قصد دارم برای سالگردش مجموعه مختصری منتشر کنم .بعد از نماز جمعه به منزل آمدیم و آقای مهدی نژاد با همان صمیمیت قدیم و قبلی گرم پذیرایی و صحبت شد. اجازه خواستم بحث را روی موضوع اصلی متمرکز کنم ضبط را روشن کردم وبحث آغاز شد. بحث کوهدشت که به میان می آید آقای مهدی نژاد گل از گلش می شکفد و با لذت خاطرات کوهدشت را تعریف میکند.صحبتها از مرحوم اقای مروجی شروع شد و به دوران دفاع مقدس و ویژگی های مردم کوهدشت وبرخی تلخ وشیرین های کوهدشت کشیده شد.وقتی از کوهدشت و مردمش به اسم یاد می کند تو گویی که زاده کوهدشت و دهها سال در میان مردم بوده است.هنوز هم ارتباطش را با برخی اهالی کوهدشت قطع نشده و بعضی ها استخاره و مسایل شرعی شان را تلفنی با وی در میان می گذارند.سال 65 که در میان استقبال مردم وارد کوهدشت شد 28-29 سال بیشتر نداشت وده سال در میان مردم ماند وعلیرغم خواست مردم و علاقه قلبی اش به شهرستان الیگودرز رفت و حدود 8 سال هم آنجا ماند و پس از آن به گرمسار که استان زادگاهش هست آمده است. اکنون هم فعال و با نشاط علاوه بر کار امامت جمعه مسئولیت اداره حوزه های علمیه استان را بر عهده دارد و به همین جهت است که غالبا هفته ای سه روز را در سمنان و یا سایر شهرستانها برای رسیدگی به امور حوزه می گذراند.در این سفر سید حسن پسر ارشدشان که تا اوایل دوره راهنمایی را در کوهدشت درس خوانده بود دیدم و متوجه شدم که پس از ده سال درس و بحث مستمر حوزوی در قم به گرمسار آمده و کمک کار پدر شده است ودر غیاب او نماز جماعات را به جا می آورد و نایب پدر است.و چقدر شبیه روزهایی است که پدرش به کوهدشت آمده بود. پدری که امروز دانه های موی سیاه در سر وصورتش نایاب شده است. با تشکر از جنابعالی که فرصت دادید و مجالی فراهم فرمودید تا در باره موضوعاتی که قطعا مورد علاقه شما هم هست گفتگو کنیم.شما ده سال از بهترین سالهارا در کوهدشت سپری کردید ،بهترین که می گویم از چند جهت ،یکی اینکه دوره ای به کوهدشت آمدید که تجربه قبلی امامت جمعه در دو شهر را داشتید وامام جمعه با تجربه ای محسوب می شدید و دیگراینکه حدود یک دهه از انقلاب اسلامی گذشته بود و مردم کوهدشت هم به بلوغ سیاسی اجتماعی خوبی رسیده بودند و دوران شور و شعور دفاع مقدس هم بود و بعد هم از جهت میزان اثر گذاری حضور ده ساله شما که واقعا دوره ای ماندگار و به یاد ماندنی و پر خاطره است، به مناسبت سالگرد رحلت مرحوم آیت الله مروجی بحث را از ایشان شروع می کنیم و از جنابعالی میخواهم هر طور صلاح می دانید آغاز بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تشکر و قدردانی از شما به خاطر ایده خوب و خیری که در زمینه کارهای فرهنگی دارید به ویژه این که در باره آیت الله مروجی می خواهید کاری انجام دهید. زمانی که کوهدشت بودم هر موقع مهمانی برای ما می رسید به ویژه مهمانانی که مقداری به طرف دنیا متمایل شده بودند تلاش می کردیم هرجور شده ترتیب ملاقات آنها را با آقای مروجی بدهیم ومعمولا این اشخاص وقتی می رفتند و بر می گشتند خیلی تحت تاثیر قرار می گرفتند وخود شان به زبان می آوردند که ما بد جوری در مسایل دنیا گرفتار شده ایم و باید برویم تغییری در خودمان ایجاد کنیم.ایشان دو تا اتاق کوچک داشت که خود من چند بار به ایشان گفتم که اجازه بدهید دستی به سر و روی این دو اتاق بکشیم و حد اقل سفیدشان کنیم و او می گفت نه نیازی نیست، تا به حال عمر من اینگونه گذشته است . در هر صورت تا آنجا بودیم حتی اجازه سفید کردن آن دو اتاق را ندادند.همه مردم کوهدشت هم معتقد بودند از منزل ایشان تا مسجد جامع، مردم مسیر از برکت وجودشان متاثر شده اند.اهل ذکر بودنش و ذکر گفتن و تواضعش و سلوک و راه رفتنش و نحوه برخوردش با مردم به نحوی بود که همه مردم را تحت تاثیر قرار داده بود. بالاخره ایشان تقریبا تنها روحانی مقیم شهر بودند و شما هم امام جمعه شهر ،قطعا به واسطه دغدغه های مشترک و از جمله حوزه علمیه ارتباطات شما در آن ده سال با ایشان زیاد بود و می دانستید که مرحوم آقای مروجی نسبت به حوزه علمیه باقر العلوم که خودش بنا نهاده بود حساسیت ویژه داشت.نگاه ایشان به حوزه و تربیت طلاب چگونه بود؟ گاهی اوقات راجع به حوزه باهم صحبت می کردیم که خوب است مقداری بیشتر به طلبه ها برسیم واز جهت امکانات و شهریه قدری توجه بیشتری بکنیم.ایشان می گفت:طلبه اگر سختی نبیند در آینده نمی تواند فرد مفیدی باشد باید در شرایط سخت با زی طلبگی درس بخوانند تا بتوانند رشد معنوی کنند.در هر صورت ایشان به همان اندازه ای که برای خودشان چیزی نمی خواستند در نقطه مقابل دغدغه حوزه و طلبه ها را داشتند. به نظر شما راز محبوبیت ایشان و جایگاهشان در دلهای مردم چه چیز می تواند باشد؟ ایشان در رفتار شخصی شان بسیار اهل مراقبت بودند، روزی به ایشان تعارف کردم که از چای و امکان پذیرایی که بود میل بفرمایند ،گفت نذر کرده ام اگر بیشتر از مقدار معین و مورد نیاز مثلا بیشتر از یک چای بخورم روزه فردا بر من واجب شود وخودم را عادت داده ام که کم غذا بخورم و کم استفاده کنم. کارهایش روی حساب و کتاب بود،در خوردن و آشامیدن در سخن گفتن وخیلی چیز های دیگر اهل رعایت و مراقبت بود.مردم هم واقعا چون می دیدند ایشان عالم عامل است و خودش اهل عمل است خیلی متوجه ایشان بودند و احترام می گذاشتند و در دل مردم جای گرفته بود . ارتباط کاری شما با ایشان در بحث مراجعات مردم و پاسخگویی به نیاز های دینی مردم چگونه بود؟در هر صورت شما امام جمعه شهر بودید و ایشان روحانی قدیمی، شما جوان و پر انرژی بودید وایشان دوران کهولت و پیریشان را می گذراندند. در طول ده سالی که در کوهدشت بودم ارتباط من با ایشان بسیار گرم و صمیمی بود.اواخر صحبت شده بود که بعد از ده سال از کوهدشت به الیگودرز بروم خوب مردم آن زمان خیلی لطف داشتند وایشان با اینکه اهل فضل و دانش بود و من هیچ گاه خودم را طلبه ای بیشتر در مقابل شان نمی دانستم دیدم با جمعی از معتمدین شهر آمدند منزل ما و تعبیراتی به کار بردند که باعث شرمندگی من شد، این روحانی پیرمرد با آن اوصاف معنوی و شان و جایگاه معنوی که داشتند گفتند:امام جمعه در یک شهر حکم پدر را دارد و پدر هیچ موقع بچه هایش را رها نمی کند برود،الان اگر شما این شهر را رها کنید و بروید این شهر بی صاحب میشود وامروز که در کوهدشت یک وحدتی ایجاد شده است وجود شما ضروری است . خلاصه اینکه ایشان وقتی بنا بود برای خودشان قدمی بر دارند هیچگاه جلو نمی افتاد اما وقتی می دید موضوعی برای عموم است پیش قدم میشد .ضمن اینکه واقعا پشتوانه بزرگی برای فعالیتهای دینی و مذهبی امام جمعه در شهر بودند. یکی دیگر از ویژگی های مرحوم آیت الله مروجی عزت نفس ایشان بودکه من در ده سالی که در کوهدشت بودم یک بار ندیدم که یک جمله ای مبنی بر احتیاج و نیاز شخصی خودشان بر زبان بیاورند و تا جایی که بیاد دارم ندیدم از کسی یا جایی چیزی بخواهد و اظهار نیازی بکند،عزت نفس ایشان به اندازه ای بود که هیچ موقع نه به خودش و نه به دیگران اجازه نداد برای او چیزی بخواهند مستغنی مستغنی بود.با حد اقل ممکن زندگی می کرد و زندگی ایشان هم برای ما و هم برای همه کسانی که می آمدند و می دیدند باعث عبرت بود.روزی یکی از آقایان روحانی که در تهران برای خودش زندگی مرفهی درست کرده بود به دیدن من آمد،من دیدم بهترین راه برای اینکه ایشان مقداری متنبه شوند این است که ببرمشان پیش آقای مروجی ،وقتی برگشتیم دیدم که ایشان بسیار متاثر شده و با خود می گفت:خدایا ایشان دارد زندگی می کند ما هم داریم زندگی می کنیم،او به چه فکر می کند و ما در چه افکاری هستیم وبه چه صورت دارد حرکت می کند وچه کسی را الگوی خود قرار داده است.به این جهات بود که مردم به او علاقمند شده بودند وهمیشه هم این مطلب را داشت و می گفت:باید اول خدا را راضی کرد بعد مابقی چیزها خودشان درست می شوند. او به این حد از اطمینان قلبی رسیده بود. خدمات مرحوم آیت الله مروجی و مشخصا خدمت ماندگار ایشان یعنی تاسیس وتداوم حوزه علمیه حضرت باقرالعلوم(ع) حایز اهمیت است،از آنجایی که شما به حسب مسئولیتتان در شهر در جریان کار حوزه و نقش مرحوم ایشان بوده اید در این زمینه اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید. حوزه علمیه در هر جایی چراغ دین در آن جا محسوب می شود.آقای مروجی برای حوزه علمیه خیلی زحمت کشیدند و خیلی تلاش کردند.علیرغم اینکه آقای مروجی اهل هیچ درخواستی نبود ولی ایشان برای ارتقا حوزه از هیچ کوششی فر گذار نبودند برای پیشرفت حوزه هر گاه موقعیتی پیش می آمد مثلا مسئولی می آمد و یا خودشان در زمینه جمع آوری زکات، با زحمت فراوان اقدام می کردند.بلاخره حوزه ای را که خودشان سالها پیش با جمع محدودی طلبه پایه گذاری کرده بودند ، بنای ساختمانی اش هم با همت خودش آغاز شده بود وتا بود تمام توانش این بود که حوزه را به نحواحسن اداره کند و البته به اداره حوزه بر اساس روش سنتی حوزه هم اعتقاد داشت.همانطور که امام فرموده بودند به فقه جواهری اعتقاد دارند ایشان هم بر این روال معتقد بود وبرای تربیت طلاب با زی طلبگی، از ظاهر گرفته تا درس و بحث بسیار کوشا و جدی بودند والحمد لله امروز حوزه کوهدشت از حوزه های خوب و فعال استان لرستان محسوب می شودکه طلاب خوبی تربیت کرده و آینده درخشانی هم دارد که جزو باقیات الصالحات ایشان محسوب میشود. شما ده سال یعنی از سال 65 تا 75 در کوهدشت بودید.قبل از آن هم تجربه امامت جمعه در رامشیر و رامهرمز را هم داشتید از سال 75 هم تا کنون در شهرهای الیگودرز و گرمسار مشغول اداره این جایگاه اجتماعی و معنوی هستید .کوهدشت را در مقایسه با جاهای دیگر چطور دیدید؟ بنده تقریبا 31 سال است که امام جمعه هستم. در کوهدشت یکی از ویژگی های مردم این بود که ظاهر و باطن مردم یکی بود،در این مدتی که من کوهدشت بودم مردم اعتماد خاصی پیدا کرده بودند که من این اعتماد را نه قبل دیده بودم و نه بعد که تا این اندازه به یک طلبه اطمینان شود. مثلا در نماز وقتی برای باران دعا می کردیم مردم اعتقاد داشتند که حتما باران می آید واصل هم برای استجابت دعا هم همین اعتقاد است، لذا به خاطر همین اعتقاد خداوند هم تفضل می کرد و باران رحمتش را نازل می نمود.ویژگی دیگر مردم کوهدشت این بود که زیاد سخت گیر نبودند که همه چیز را از لحاظ قانونی حل وفصل کنند سعی می کردند کمتر دادگاه بروند و راضی بودند مشکلاتشان را پیش یک طلبه مطرح کنند تا بروند دادگاه پیش قاضی و این هم نشانه اعتمادشان به روحانیت بود شما آن زمان را به یاد بیاورید یک شهرستان بود و یک قاضی به نام آقای عبداللهی که به همه امور می رسید برای اینکه مردم قسمت عمده مسایلشان را در بین خودشان و یا در دفتر امام جمعه رفع و رجوع می کردند.ویژگی دیگر مردم کوهدشت سخاوتمندی آنها بود علیرغم اینکه وضع مالی آنجا خیلی خوب نبود ولی با این وجود مردم بسیار سخی بودند و خدا هم بر همین اساس خیر و برکتش را بر مردم نازل می کرد .خصوصیت دیگر مردم پافشاریشان بر حق بود معمولا مردم اگر به مطلب حقی می رسیدند دیگر رها نمی کردند.ما اول که آمدیم مردم خیلی روی خوش نشان ندادند 150 نفر بیشتر نماز جمعه نمی آمدند بعد وقتی دیدند راهی که ما دنبال می کنیم راه حقی است و دنبال خط و جناح نیستیم دیگر رها نکردند و از این رو تا روزهای آخر که آنجا بودیم همیشه نماز جمعه با شکوهی داشتیم ولذا وقتی آقای موسوی دامغانی معاون شورای سیاستگذاری ائمه جمعه برای معرفی امام جمعه بعدی رفته بودند تعریف می کرد می گفت من اولین باری است که برای معرفی امام جمعه ای می روم می بینم مردم برای امام جمعه قبلی گریه می کنند.و لذا این را که گفتم فقط برای این بود که بگویم مردم کوهدشت وقتی حقی و یا راه درستی را تشخیص می دهند پای کار می ایستند و در حمایت از مسیر درست هم همواره حساب شده و با اعتقاد هستند. مردم کوهدشت در شجاعت هم کم نظیرند. آیت الله نعیم آبادی امام جمعه ونماینده فعلی ولی فقیه در بندر عباس، آن زمان آمده بود کوهدشت و رشادت رزمندگان کوهدشت را که دیده و شنیده بود می گفت نظام به جای اینکه برود در برخی جاها برای جنگ سرمایگذاری کند بهتراست قدری بیشتر به کوهدشت توجه کند و توانش را اینجا بگذارد همین جوانان تکلیف جنگ را روشن می کنند. در عملیات مرصاد هفت هزار نفر از مردم کوهدشت رفتند و سینه سپر کردند جلوی دشمن ایستادند واین در حالی بود که خیلی از شهرها ی اطراف تخلیه کرده و رفته بودند در هر صورت در کنار سایر صفات خوب مردم کوهدشت شجاعت،سخاوت و یک رنگی از مشاهدات عینی من در آنجا بود. شما در طول مدتی که در کوهدشت بودید منشا برکات و خدمات خوبی شدید با وجود اینکه می فرمایید در ابتدا کار سخت بود اما به سرعت توانستید در دل مردم جا باز کنید از روزهای آغاز کار و کلا فضای کارهای فرهنگی کوهدشت حتما گفتنی های فراوانی دارید که البته باید در مجال جداگانه ای به آن پرداخت ولی مایلم از این فرصت پیش آمده قدری خاطرات شما را مرور کنیم. از همان ابتدا در کوهدشت احساس می کردم اگر سخنی می گویم هدر نمی رود. مثلا یک روز همان اوایل رفتم مجلس ختمی در مسجد دیدم از شدت دود داخل مسجد پیدا نیست گفتم این جا چه خبر است؟گفتند در فاتحه خوانی رسم است که تا پایان چند بار سینی پر از سیگار را می چرخانند ومردم هم سیگار بر می دارند و می کشند. من دیدم عجب چیز بدی است، یک اطلاعیه ای دادم و در آن پیشنهادهایی نوشتم که در مراسم ختم و فاتحه چه بشود و چه نشود،خیلی زود مردم همراهی کردند ،خادم مسجد آمد گفت که در اولین مجلس سیگار آورده اند و من گفته ام که امام جمعه ممنوع کرده است و صاحب عزا بدون هیچ مقاومتی پذیرفته است . یا مثلا دیدم در کوهدشت تا چهل روز در منزل صاحب عزا خرج می دهند ، اطلاعیه دادم که برای اموات، مستحب چیست و واجب کدام است و توصیه دین چیست،دیدم خیلی زود جا افتاد و مقاومتی هم نشد. همان طور که گفتم در حل و فصل دعوا ها و اختلافات مردم بیشتر حکمیت یک طلبه را می پذیرفتند تا محکمه و قاضی و دادگاه واین را شما در خیلی از جاها نمی دیدید.الان هم من در جاهای دیگر وقت می گذارم و صحبت می کنم ولی تاثیری که در کوهدشت می دیدم نمی بینم. از ویژگی های کوهدشت خیلی می توان گفت.من وقتی از سفر مکه برگشتم به آقای هادیان گفتم که برای نزدیکان و مسئولین شهر یک نوبت شام بدهیم شما خودتان هم در جریان بودید ،دیدم مردم به اندازه ای لطف کردند ومحبت نمودندکه ما چندین شبانه روزشام و نهار درست کردیم و مهمانی دادیم. البته مایه اش هم خیرات خود مردم بود که هدیه می آوردند وما هم فقط درست می کردیم وتبدیل به غذا می کردیم و پذیرایی می کردیم تا جایی که من دیگر توان سر پا ایستادن نداشتم.محبت مردم به گونه ای بود که امام جمعه را متعلق به خودشان می دانستند به نحوی که من احساس می کردم مهمان مردم هستم. سالهای اول حضور شما در کوهدشت مصادف بود با سالهای اوج دفاع مقدس که دوران افتخار آمیزی برای تاریخ کوهدشت است و شما خیلی از شهدای گرانقدر که سرمایه های ابدی مردم کوهدشت هستند و خانواده های آنها را می شناسید به نظر شما مناسبات مردم با دفاع مقدس چگونه بود؟ گذشته از گردانهای رزمی جوانان کوهدشتی و دلاوری هایشان ،مردم عادی در کمک به جبهه و جنگ با اینکه وضع مالی مناسبی هم نداشتند در بحث کمک به جبهه بسیار فعال و سخاوتمند بودند. به خاطره دارم که یک روز سردار حاج نوری فرمانده لشکر 57 حضرت ابوالفضل(ع) تماس گرفتند وگفتند که رزمندگان در کردستان با کمبود آذوقه به ویژه گوشت و مواد پروتئینی مواجه اند.با اینکه شهر بمباران می شد ومردم در شهر نبودند همان موقع در دفتر امام جمعه جلسه ای تشکیل دادم و گفتم از جبهه این پیغام رسیده است.در مدت یک هفته 13 کامیون گوسفند جمع آوری شد و من خودم و نماینده وقت و چند نفر از مسئولین شهرستان رفتیم منطقه عملیاتی “گمو”و” گرد رش” هدایای مردم را به رزمندگان رساندیم و برگشتیم. شما میدانید که موشکهایی که به عراق اصابت میکرد بخشی از مناطق اطراف کوهدشت پرتاب می شد اما من نشنیدم که کسی پیدا شود و علیه نظام قدمی بردارد و اسرار نظام را افشا کند.مردم واقعا در شرایط سخت جنگ همراهی شان با نظام در سطح عالی بود در برخی جاها می شنیدیم مردم به خاطر کمبود آذوقه اعتصاب و یا اظهار نارضایتی می کردند اما در کوهدشت در آن شرایط سخت نانوایی ها نانشان می ماند ،علتش هم این بود که روستاییان که میزبان مردم جنگ زده بودند خودشان آذوقه مردم را تامین میکردند وکمبودی احساس نمی شد حتی در قم از این دست مشکلات وجود داشت و البته ما وقتی تعریف می کردیم خیلی ها باورشان نمی شد. رابطه مردم کوهدشت را در کل با روحانیت چگونه ارزیابی می کنید؟ روحانیت در کوهدشت علیرغم تعداد کم، خوب عمل کرده است و به همین جهت مردم هم خوب برخورد می کردند حتی اگر شخصی عملکرد بدی هم داشت مردم رازداری می کردند.مثلا طلبه ای رفته بود جایی و بد عمل کرده بود ولی مردم به من منتقل نکردند بعد گفتم چر نگفته اید گفتند ما سعی کردیم که پنهان کنیم که هم شما را ناراحت نکنیم هم آسیبی به آبروی روحانیت وارد نشود.در کل روحانیت نزد مردم کوهدشت احترام داشت و رابطه حسنه ای وجود داشت که البته احترام و رابطه دو طرفه ومتقابل بود. در مدتی که در کوهدشت بودید حتما به این نکته التفات فرمودید که مردم کوهدشت و به ویژه جوانان آن از هوش سیاسی سرشاری بهره مند هستند و قطعا خاطرات خوبی هم دارید. بله واقعا کوهدشتی ها دارای اطلاعات و معلومات عمیق سیاسی هستند.شش ماه قبل از اینکه آقای منتظری برکنار شوند آن موقع در دبیرستان امام جعفر صادق(ع) که من رفته بودم برای سخنرانی برخی آمدند و به من گفتند این شیخ هم که خراب کرده است و این نشان میداد که مردم و به ویژه جوانان نسبت به موضوعات سیاسی حساس وپیگیر هستند واز مسایل سیاسی پشت پرده هم با اطلاعند، لذا همانطور است که می گوئید مردم کوهدشت دارای بینش سیاسی دقیق و عمیقی هستند و فکر می کنم از قبل هم چنین بوده اند. دوره ای که شما کوهدشت بودید حوادث تلخ و شیرین سیاسی زیادی مخصوصا در جریان انتخابات کوهدشت رخ می داد، حتما خاطراتی هم از آن دوره دارید.مخصوصا آن واقعه تلخی که چند نفر بی گناه کشته شدند و درگیریهایی در اطراف فرمانداری رخ داد. انتخابات(سال68) را به آرامی پیش برده بودیم، ولی معاون سیاسی و فرماندار وقت مقداری کار شکنی کردند ونگذاشتند. همان روز ها رییس اداره اطلاعات وقت کوهدشت آمد و گفت اگر شما ورود نکنی اینها نمی توانند هیات اجرایی تشکیل بدهند. البته آنها نمی خواستند امام جمعه در کارشان دخالت کند بعد دیدند ظاهرا چاره ای ندارند ،بعد از نماز مغرب و عشاء بود که فرماندار آمد پیش من و گفت خوب است امشب شما هم سری بزنید فرمانداری. من هم رفتم و با وساطت من و صحبتی که با عقلای هر دو طرف کردم لیست هشت نفر را به 30 نفر مدعو دادم و گفتم لطفا به اینها رای بدهید تا غائله بخوابد با اینکه برخی معترض بودند ولی با رای زنی با اشخاصی مثل مرحوم حاج سید علی رضا هاشمی،ابراهیم باقری وعلی تیموری به نتیجه رسیدیم تا اینکه ساعت 11 شب قبل از اتمام مهلت قانونی هیات اجرایی تشکیل شد. در کل مسئولین سیاسی شهر و استان به علت محاسبات غلطی که داشتند دچار اشتباه شدند و بعد ازانتخابات مردم متاسفانه به خیابانها ریختند و بعد چند نفر بی گناه هم کشته شدند. اگر به محض وقوع هم من در جریان قرار می گرفتم شاید می شد مانع از آن اتفاق ناگوار شد ولی چون نمی خواستند من در مسائلشان دخالت کنم مرا در جریان نگذاشتند . بعد هم وقتی رییس اطلاعات گفته بود برویم فلانی را بیاوریم گفته بودند که در شهرستان نیست در حالی که بودم و اگر در بین مردم حاضر می شدم مردم به حسب تجربه در موقعیت های دیگر حرف مرا گوش می کردند و متفرق می شدند . بعد هم وارد ماجرا شدیم و با کمک معتمدین، شهر آرام شد وجالب که همان کارهایی که در دفتر من مکتوب و به توافق وامضای طرفین رسید تا شهر آرام گرفت را در شورای تامین استان بدون اینکه نامی ببرند به عنوان کار خودشان معرفی کردند . البته خاطرات شیرین کوهدشت بیش از تلخی هاست . مجددا از شما سپاسگزارم که وقت دادید و این مجال فراهم شد. برای بنده هم فرصت مغتنمی بود تا هم امروز در نماز جمعه با شکوه گرمسار شرکت کنم و تداعی خاطرات 20-25 سال پیش بشود و هم از سخنان ارزشمند شما در باره مرحوم آیت الله مروجی وسایر موضوعاتی که مطرح شد بهره ببرم. من هم برای شما توفیق آرزو می کنم و امیدوارم در مسیر فعالیتهای فرهنگی تان خداوند شما را یاری بدهد . کانون فرهنگی سبحان تصاویر : اختصاصی میرملاس درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
اهدای یک جایزه به فیلمی ایرانی
روز 22 تیر در فرهنگسرای سرو برگزار می شود. ******************************* ماجرای یک شب بارانی برنده جایزه بزرگ بهترین فیلم و جایزه منتخب تماشاگران از جشنواره یوتا آمریکا شد. فیلم کوتاه ماجرای یک شب بارانی به کارگردانی مهدی فرد قادری و تهیه کنندگی انجمن سینمای جوانان تهران موفق به دریافت جایزه بزرگ به عنوان بهترین فیلم جشنواره از فیلم دیدن نترس ایالت یوتا آمریکا شد
پناهیان: آدم گاهی باید برای زندگی بجنگد
به گزارش عرش نیوز ؛حجت الاسلام علیرضا پناهیان که در رمضان گذشته با موضوع تنها مسیر-راهبرد اصلی در نظام تربیت دینی سخنرانی کرد و مورد استقبال جوانان قرار گرفت، امسال قرار است به مدت 30 شب در مسجد امام صادق(ع) میدان فلسطین به موضوع تنها مسیر برای زندگی بهتر بپردازد و به سوال چگونه یک زندگی بهتر داشته باشیم؟ پاسخ دهد. در ادامه فرازهایی از چهاردهمین جلسه این سخنرانی را می خوانید: زندگی بهتر یعنی زندگی پرتلاش و سرشار از مبارزه/ آدم گاهی باید برای زندگی
کسی که از محبت شدید برخوردار نیست نیمه افسرده زندگی می کند
گروه فرهنگی"رویکرد" : حجت الاسلام علیرضا پناهیان که در رمضان گذشته با موضوع تنها مسیر-راهبرد اصلی در نظام تربیت دینی سخنرانی کرد و مورد استقبال جوانان قرار گرفت، امسال قرار است به مدت 30 شب در مسجد امام صادق(ع) میدان فلسطین به موضوع تنها مسیر برای زندگی بهتر بپردازد و به سوال چگونه یک زندگی بهتر داشته باشیم؟ پاسخ دهد. در ادامه فرازهایی از پانزدهمین جلسه این سخنرانی را می خوانید: محبت
مرجع تقلیدی که پدرش اورا وقف امام زمان کرد
امروزِ دورانِ سطحِ حوزه های علمیه را چهارساله می پیماید، آن گاه، در حالی که تنها هفده سال داشتند بر متن عمیق کفایة الاصولِ مرحوم آخوند خراسانی، حاشیه می زنند.چنین نبوغ و استعداد فوق العاده بود که به ضمیمه خصوصیات دیگری که ذکرش خواهد آمد، سبب شد آیت الله مکارم شیرازی در سن بیست و چهارسالگی موفق به اخذ اجازه اجتهاد گردد. پدرش او را وقف امام زمان کرد آیت الله مکارم شیرازی داستان وقف
تهرانگردی در محل تختی و شهید تندگویان/ تاریخی که به یغما می رود
کنیم که در میانه راهه جماعتی از جوانان گلایه مند محله خانی آباد راه بر گروه می بندند و از مشکلات می گویند که بیشترین آن حضور معتادان است و نبود امنیت. یکی از جوان ها به نمایندگی از دیگران از باغ چالی می گوید که محل تجمع معتادان شده است و روایتش را با سیر تاریخی این محل آغاز می کند: سال 46 آب در محله خانی آباد بالا آمد و سیلی شد که صدها خانوار محله مجبور شدند خانه هاشان را رها کنند و به
همه منتظر "بله" اوباما/ معجزه اصولگرایی و درد مشترک/ گزینه لگد به میز مذاکره
طور است. ظریف در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه امروز توافق می شود؟ گفت: بعید است. در ادامه این گزارش می خوانیم: همه چیز آماده بود تا ایران، جمعه شب، شاهد جشن پیروزی استقامت مردم باشد. جشنی که بعد از 12 سال مذاکره با کشورهای 1+5 بر سر لغو تحریم ها و بازگشت دارایی های بلوکه شده به ایران، حق مسلم و تردید ناپذیر ملت ایران است. اما در ساعاتی که تمام جهان چشم انتظار پرتاب توپ پیروزی از سوی
انتخاب های سخت (14)
که او آن را ساخته و به افتخار ماد ر بزرگ مرحومش نامگذاری کرد ه بود ، بازد ید کنم. د ر جلسه سالن کنفرانس د انشگاه سنت جوزف با محیطی عبوس و د لگیر د ر میان جوانان کینشاسا روبرو شد م. آنها حق د اشتند که ناراحت باشند . د ولت، کم توان و فاسد بود ، جاد ه ای وجود ند اشت و یا به ند رت قابل عبور و مرور بود و بیمارستان ها و مد ارس به شکل اسف باری ناکافی بود ند . 263 خیمه ای پشت خانه
سؤالی که متهم فتنه از سران تأثیرگذار پرسید
اعمال نابخردانه اینجانب پایان یافت، هرگز تکرار نشده و نخواهد شد. در طول مدت کوتاهی که در جریان اتفاقات رخ داده قرار گرفتم، هیچ گاه از حرف ها و عملکردهای افرادی که مسئولیت بزرگی به عهده داشتند و بر جامعه و کسانی که از آنها طرفداری می کردند تاثیرگذار بودند سر درنیاوردم. برای کسب کرسی انتخابات و خدمت به کشور در مدت 4 سال به نمایش درآوردن نمایش هایی که احساسات و هیجانات قشر کم سن و سال و جوان را