سایر منابع:
سایر خبرها
روزی که همه بفهمند ولایت شرط زندگی بهتر است، روز ظهور خواهد بود
صحبت کنید، بعداً من بیایم ولی ما به او می گوییم: ما که نمی دانیم تو چه کسی را می پسندی؟ ما چند نفر را نشان می کنیم و تو بیا و ببین او می گوید: شما بروید بحث کنید و شرایط او را بپرسید و به من بگویید، تا من ببینم که واقعاً ما با هم تناسب داریم یا نه؟ اگر تناسب داشتیم، بعداً من جلو بیایم گفتم: خُب، حرف پسر شما که عاقلانه است. مادرش می گفت: من می گویم که او بیاید و طرف را ببیند، شاید پسندید و دلش گرفت و
بابا دست و پا ندارد ؛ 19 عمل جراحی هم افاقه نکرد + تصاویر
/> هیچکس دیگر امیدی نداشت، گفتم خدا خودش داده و حالا می خواهد آنها را پس بگیرد. گفتم فقط من زنده بمانم که بتوانم بالای سر همسر و فرزندانم باشم؛ 19 عمل جراحی انجام دادم و تقریبا یک هفته در آی.سی.یو بودم به طوری که همه فکر می کردند من تمام کرده ام و سه ماه نیز در بیمارستان امام رضا(ع) بستری شدم؛ در تمام این مدت تنها کسی که به من امیدواری می داد بعد از خدا، همسرم بود. خیلی سخت است برای یک زن جوان که پای
ناشناس ماند چون بر نفسش سوار بود
بنویسم. اگر بخواهم بگویم از مأموریت های لشکر و تیپ و گردان می گویم اما نخواهید از خودم چیزی بنویسم. در رابطه با مسائل جانبازی اش هم همینگونه بود. هر چه می گفتیم دنبال مسائل جانبازی ات برو، می گفت مصلحت دست خداست و هر اتفاقی قرار باشد می افتد. می گفت نمی خواهم طوری رفتار کنم که دیگران فکر کنند دنبال امتیاز گرفتن هستم. دوستانش برای پرونده جانبازی اش خیلی اصرار کردند تا اینکه سال 83 پیگیری
پسر بکهام گارسون رستوران شد!
درخواست می کرد یک روز به او گفتم بهتر است خودش کار کند تا بتواند آنها را تهیه کند! بنابراین تصمیم گرفتیم برایش شغل آخر هفته تعیین کنیم. حالا او آخر هر هفته در یک کافه فرانسوی کار می کند و پول تو جیبی هفتگی خود را به دست می آورد. من یک میلیونر هستم، اما ترجیح داده ام فرزندم از نوجوانی با کار آشنا شود. بکهام دلیل این تصمیم را این طور توضیح می دهد: من چهار فرزند بین سنین 2 تا 16 سال دارم. من و
فلسفه حجاب در سخن 32 نفر از بزرگان ایران و جهان
او شد صورتش را پوشاند. فقط کفش دختر از زیر چادر بیرون بود و آن پسر تا موقع پیاده شدن به کفش آن دختر چشم دوخته بود. سپس می گوید: ما زنان غربی آرزو داریم مردان اروپایی به ما یکبار اینطور نگاه کنند ولی افسوس که زن در اروپا دلربایی و ارزش خودش را از دست داده است. * اگر می خواهی بین تو و خداوند حجابی نباشد، بین خود و مردم محجبه باش؛ که بی حجابی در حجاب است. * سخن حجاب: خود را مثل
پروردگار عالم زمینه را برای بهشت ما فراهم کرده است
فراوانی در سرنوشت بچه ها و در سرنوشت خودش دارد. لذا قرآن و روایات اهل بیت(ع) روی این غذای حرام یا غذای حلال خیلی صحبت کرده است. اگر کسی لاابالی در حقّ النّاس باشد و از مال مردم استفاده کند، مال یا کسب او حرام است و یا غش در معامله دارد و یا مال مردم خوری دارد و یا دزدی دارد و بالاخره مالش حرام است، بداند که عاقبت به خیر نمی شود. مگر اینکه دست بردارد و توبه کند و جبران کند و الاّ اگر
بدرقه متوفی با میکاپ عزا !
اصرار و عجله این مشتری داشت همه را کلافه می کرد و از طرف دیگر مدام تکرار کردن اینکه مراسم آنها رأس ساعت 4 شروع می شود و او باید سر ساعت حاضر باشد چون صاحب مجلس است. تا جایی که در جریان بودم رنگ کردن موهایش تمام شده بود و منتظر بود تا مانیکورکار ناخن هایش را طراحی کند و بعد برود سراغ آرایش صورت. با خودم فکر می کنم بعضی از این خانم ها واقعاً چقدر وقت و پول اضافه دارند که اینطور حاضر می
آخرین وصیت شهید تربیت ولایی فرزندانش بود
، دینی بود که به گردن داشتم و سعی می کردم آن را ادا کنم. پسرتان علی در زمان جنگ، کودکی و بخشی از نوجوانی اش را پشت سر می گذاشت، چه احساسی در مورد حضور شما در جبهه ها داشت؟ عشق به شهادت و حضور در جبهه ها از همان کودکی در وجود علی نهادینه شده بود. حتی یک بار که می خواستم به جبهه بروم، با اصرار از من درخواست کرد او را همراه خودم ببرم. به او گفتم تو هنوز بچه ای و جبهه جایت نیست
کاری کردیم که دنیا باور نمی کرد
است، گفتم سمعاً و طاعتاً. اصلاً مریضی و ناراحتی و شکستگی پا را هم ولش کن! کتف را هم که موج گرفته، ولش کن. فوری می روم برای حمله. این جا، حالا که حمله تمام شده، از ساعتی که به این جا برگشته ایم، زنگ استراحت را ندیده ایم. همت: شما نگاه کنید! الان دارید مشکل شخصی خودتان را در این جا مطرح می کنید، یا مشکلات کلی جمع را؟ همان فرد: نه؛ منظورم مشکل کلی جمع است، کل بچه ها استراحت
هادی در روز تولدش دوباره متولد شد
در دابودشت و بار سوم در روستای رئیس آباد انجام گرفت، جالب است که روز تولد همسرش پیکرش آمد. اما دو دست نداشت، مانند حضرت عباس (ع) به شهادت رسید و تا بازوانش جدا شده بودند. دوستانش که محل شهادتش حضور داشتند گفتند خمپاره ای که زدند اولین بار دست و پایش قطع شد اما همچنان زنده بود و حضرت عباس(ع) را صدا می زده است. در انفجار مجدد، هادی به شهادت می رسد. وقتی جسد پسرم 23 فروردین آمد در واقع او هدیه تولد
با همسر بی مسئولیت خود چگونه رفتار کنیم؟
غذاهای آماده! سرراهت آنچه را دوست داری بخر و بخور و این همه غر نزن؟! فناوری های نوین اگر چه راحتی آورده است، اما به همان اندازه هم باعث رنج و عذاب ما شده است. امروزه همه ما به نوعی در برابر موجی از تکنولوژی و آزادی های وابسته به آن غوطه وریم. آزادی های زیاد، احساس مسئولیت را کم کرده است، تمامی خواسته ها در زمانی کوتاه و با کوچک ترین زحمت فراهم می شود و این دلیلی محکم برای بی رغبتی به
من دروازه بان جدید پرسپولیس را انتخاب نکردم!
سه شنبه 23 تیر 1394 0 قبل از هر چیز از اردوی ترکیه برایمان بگویید. خدا را شکر محیط آرام و خوبی است و همه چیز مهیای تمرینات پرفشار فصل بدنسازی است. امیدوارم حاصل زحمات کادرفنی و بازیکنان را هواداران پرسپولیس در لیگ پانزدهم ببینند. بسیار خوب، می خواستیم نظرت را راجع به جذب محمدباقر شعبانی بپرسیم. این تصمیم آقای برانکو است و باید به آن احترام بگذاریم. ان شاءا... شعبانی هم بتواند به پرسپولیس کمک و انتظارات را برآورده کند. او چطور در
ما به تلویزیون پول نمی دهیم!/نسل سوم پاپ کم سواد نیست/موسیقی پاپ ما یک نوزاد است/انتشار آلبوم تازه بعد ...
آکادمیک نیست یعنی بچه ها به مدرسه موسیقی نرفته اند و هرآنچه یاد گرفتیم، کلاس ها و دوره های آموزشی بوده و به صورت تجربی بوده است. اتفاقا این بچه ها خیلی بااستعداد هستند که بستری برایشان فراهم نبوده و کار کردندو الان در بالاترین سطح موزیک پاپ این مملکت ایستاده اند. *شما خودتان موسیقی را آکادمیک آموختید؟ من 6 سال ردیف نزد آقایان نوربخش و شاپور رحیمی کار کردم. نزد استاد عزیزم زنده
پسر مشهدی در یک سال 3بار ازدواج کرد!!
.... به ناچار برای بار سوم به خواستگاری رفتیم و من به خانواده این دختر خانم گفتم که پسرم اعتیاد دارد ولی آنهابه این ازدواج رضایت دادند و سعید و حلیمه با هم نامزد شدند. افسوس و صد افسوس که بعد از مدتی فهمیدم عروسم و پدرش نیز مثل پسرم اعتیاد دارد و با هم مواد مخدر و شیشه مصرف می کنند. با کمک ریش سفید های فامیل وارد عمل شدیم وفرزندم همسرش را طلاق داد. در این شرایط روزهای بسیار بدی را تجربه می کنم، چون سعید ترک تحصیل کرده است و فقط برای خرید مواد که پول آن راهم با تهدید و ضرب و شتم من تهیه می کند همراه دو تن از دوستانش بیرون می رود. ...
حنجره ای که لانه سرطان است...
پلان اول: فلج شدن ستون خانه تهمینه بانو مادر این خانه است. او 14ساله بود که لباس سفید عروس را بر تن کرد و مثل همه تازه عروس ها با هزار و یک آرزو و البته با اجازه بزرگ ترها بله را بر زبان جاری ساخت. اینطور که از شواهد پیداست روزگار آنطور که باید به کام این مادر شیرین نبوده است. او می گوید: پدرم با درآمد حلال کارگری 7فرزندش را بزرگ کرد. ما از همان بچگی پرتوقع و دندانگرد بار نیامده بودیم. دنیای آرزوی های کودکی ما قابل مقایسه با آر
اعترافات خواندنی دو تروریست!
ترکید؛ بر اثر این انفجار زبانه های آتش تا چند متر به اطراف و بالا می رفت. وقتی زبانه های آتش را دیدم به شدت ترسیدم! بعد از چند دقیقه علی چبیشاط که از لحظه انفجار فیلم برداری کرده بود به ما ملحق شد، قرار شد که همان شب فیلم را برای طرف خارجی که می گفت در دبی است ارسال کند. بعد از آن شب من از ترس اصلاً آرام و قرار نداشتم، تقریباً 5 شب همه اش کابوس انفجار و آتش و بمب می دیدم. بعد از این ماجرا دیگر
ثبات جمهوری اسلامی ایران نتیجه اعتقاد به ولایت امیرالمؤمنین(ع) است
تجمع بانوان محجبه در مهدیه مشهد را حرکتی لازم در راستای احیای فریضه مقدس حجاب خواند و گفت: در داستان کشتار مسجد گوهرشاد، ایرج مطبوعی ملعون که فرمانده ارتش خراسان بود، به قدرت خدا زنده ماند تا انقلاب به پیروزی رسید و در این انقلاب قدرت اسلام و مقاومت مردم در پای اسلام را با چشم خودش دید. وی افزود: با وجود این که از زمان کشتار مسجد گوهرشاد تا پیروزی انقلاب 50 سال گذشته بود، در بررسی ها
زنان شاغل و خانه دار چه قرائتی از آگهی های بازرگانی تلویزیون دارند؟
مشارکت کنندگان که نسبت به بقیه سن بالایی داشت، بحث را این گونه شروع کرد: به نظر من دختران هرچقدر هم تحصیلات داشته باشند، بیشتر باید در خانه باشند تا پسران. خود دختر من همین که از دانشگاه می آید، به من در کارهای خانه کمک می کند، ولی پسرم حتی نون هم نمی گیرد. در وسایل خانه و بهداشتی معمولاً خانم ها بهتر از آقایان می دونند. بنابراین باید آن ها انتخاب کنند که چه بخرند. معمولاً وقتی جنس بد
آیا آوینی نظریه پرداز سینماست؟/ مبانی و ریشه های فکری شهید آوینی
جایگاهی قرار گرفته است؟ آیا از آن نهیلیسمی که نیچه پیش بینی کرد گذر کرده یا هنوز در آن باقی مانده است؟ راه گذر دارد یا خیر؟ عالم امروز ما هنوز عالم غربی است. چیزی که مرحوم مددپور و شهید آوینی بارها به آن اشاره می کنند. لذا اگر از آقای آوینی اندیشمند به آن معنایی که شما انتظار دارید بسازیم، پایه های همین تفکر موجود هم خواهد شکست و چیزی باقی نخواهد ماند. همان طور که گفتم کار آوینی اشاره به
داغ های ابدی بر دل مسافران دریا
روزگار است دیگر. چه کار می توان کرد؟! حالا باید حواسش به نوه اش باشد. 3 سالش شده. طفل معصوم! خیلی بچه های دیگر هم هستند که بی پدر، بزرگ شده اند. خدا خودش کمک می کند. می گوید تا عمر دارم دوست ندارم پایم را کنار دریا بگذارم. دریا... دریا... آه از این دریای بی رحم. پارسال تابستان بود که بساط سفر چند روزه را جمع کرده بود. شمال خوش می گذرد. بچه ذوق می کرد. سفر اما نیمه تمام ماند. مرد با دریا رفت. مثل خیلی
حاشیه های جالب دیدار رهبرانقلاب با دانشجویان
همنوایی مداح وقتی مداح خودش هم می خواند، بچه ها با مزاح پچ پچ می کردند که : قرار بود همنوایی کنه ها حالا از ما هم بیشتر می خونه! بعد از تمرین سرود دانشجویان آماده حضور آقا شدند: ای پسر فاطمه منتظر تو هستیم... این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده و... مسئولان را دیدم که کم کم حضورشان کامل می شد. چندتایی از روسای دانشگاههای تهران، وزرای علوم و بهداشت و معاونان و مدیرکل هاشان، رییس
خوردن و خواندن هویج بستنی در روزهای گرم تابستان
بپوشه و بره مسافرت. می شه بدون قبض بدینش؟ صاحب خشک شویی صدایش را کلفت کرد و گفت: نه، نمی شه. من از کجا بدونم راس می گی؟ . گفتم: خودتون همین حالا گفتین حرف راست رو باید از دهن بچه شنید. مثل آدم تسلیم نگاهی به من و به آن آقای خال گوشتی انداخت و گفت: خب بله. منم نمی گم دروغ می گی. و یکهو بی مقدمه خندید و ادامه داد: معلومه کارت درسته و کلک تو کارت نیست. آدمی که کارش درست باشه، چشم هاش برق
خواندنی هایی از بازطراحی واحد اطلاعات سپاه
به گزارش صاحب نیوز – براتی برخلاف دیگر چهره های امنیتی با گشاده رویی پیشنهادها را برای گفت وگو پذیرفت و برای اولین بار بسیاری از ناگفته های دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی در دهه اول انقلاب را بیان کرد. هر چند ناگفته های وی هزاران برابر متن حاضر بود و ان شاء الله روزی فرا رسد که این ناگفته های یار شهید بروجردی بیان [...]
جست وجو برای یک شهید در 80 سال پیش
سال 1340 زنده بود. اسمش ربابه دانشمند بود. زمانی که رضاشاه شناسنامه تعیین کرد فکر می کنم ایشان شوهرشان زنده نبوده است، شناسنامه را به نام خودش گرفته است و این فامیلی به ما انتقال پیدا کرده است. پدر بزرگم هفت دختر داشت و دو پسر. چون پدر من بزرگتر از محمد جعفر بود زندگی را اداره می کرد. جوراب بافی می کرد؛ یک مغازه در خیابان تهران، خیابان امام رضا (کنونی) داشت. محمد جعفر هم کار می کرد و کمک خرج بود
توپخانه از ارتش، دیدبان از سپاه+تصاویر
یادداشت می کرد مثلا همت 10 ، همت 11 و ... و در مواقع نیاز دیگر دست دید بان و آتشبار برای اجرای گلوله هدفمند باز بود. برخی دید بان ها هم به صورت نفوذی کار می کردند که به آنها دیده بان نفوذی می گفتند. این دید بان ها از خط دشمن عبور کرده و در مکانی پشت سر دشمن مستقر می شدند. آن سه عمل ذکر شده که صورت گرفت دیدبان درخواست گلوله می کند و این نوع دید بانی دقیق تر است. شهید حاج محمود غفاری نیز از روش دید بان نفوذی استفاده می کرد. مرجع/ دفاع پرس
شباهت حجاب و روزه از نظر روحانی/ نظر اساتید جواد ظریف درباره وی/ برکناری فرماندار حاضر در سخنرانی احمدی ...
تواند باشد در کشورهای غیر اسلامی صداقت خیلی خیلی بیشتر از جامعه ما است ما امروز باید چراغ به دست بگیریم و دنبال آدم های راستگو بگردیم. وی به 8 سال دولت محمود احمدی نژاد اشاره و اظهار کرد: در کشور ما دولتی روی کار آمد که امروز اسمش را می گذارند دولت دروغگو همه آمار و ارقام هرچه که گفت و هرچه که نوشت دروغ بود و هر روز دارد فاش می شود. دبیرکل مجمع نیروهای خط امام (ره) تعهد به خدمت و عقلانیت را از دیگر
چرا رادیو هفت موفق بود؟
خریدم.اگر من به آن شرایط نه نمی گفتم هرگز چهار سال بعد به آن وضعیت دست پیدا نمی کردم.گاهی شما باید نه بگویی و اصطلاحا سنگ به شکم ببندی و سختی بکشی. این کار خیلی سختی است. به هر حال شما برای اینکه موفق شوی باید سختی را تحمل کنی.بدی نسل امروز همین است که همه چیز را زود و سریع می خواهد.زمانی من برای شب کاری های مجله با اتوبوس سر صحنه فیلمبرداری فیلم ها می رفتم و بعد از آن مجبور بودم در
روایت محمد مهدی عبد خدایی از واقعه گوهرشاد
مسئله نو جبهه گیری می کنند، حتی خودشان می گفتند که وارد مجلس شدم، عده ای به من گفتند دیانت که تذکرات نمی خواهد، شما به نام تذکرات دیانتی نشریه منتشر می کنید! داستان کلاه پهلوی که پیش می آید، روحانیت خواه و ناخواه به علت میراث های فرهنگی که دارد و به علت شرایط اقتصادی که معتقد بوده است به وسیله ی کلاه حاکم بر جامعه می شود، با همه وجود با تغییر کلاه مخالفت می کنند. در رأس این مخالفت دو مرجع
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
رفته بود جبهه، غذا به اندازه کافی به آنها نمی رسید، دوستانش تعریف می کردند که سید جلیل غذای خودش را به ما می داد. من نمی خواهم شما را خسته کنم.. من از تعریف کردن سرگذشت پسرم خسته نمی شوم. ببین پسرم! تو هم مثل پسر من هستی. همه شما فرزندان عزیز من هستید. سید جلیل من، می دانست که شهید می شود. او هنوز به دنیا نیامده بود و اصلا هنوز من با پدرش ازدواج نکرده بودم که مرد روشن ضمیری
شباهت حجاب و روزه از نظر روحانی/ نظر اساتید جواد ظریف درباره وی/ برکناری فرماندار حاضر در سخنرانی احمدی ...
؟ روشن است که قضیه اش چیست؟ اصلا ایشان برای چه این حرف را زده است؟ پروژه دارد که این حرف را می زند. بنابراین بحثی در اینجاست، ما می گوییم چرا این افکار را دارید؟ چرا جلسه ریاست جمهوری را دارید به هم می زنید؟ چرا تحمل ندارید وقتی همه در جلسه آمدند به گونه ای حرف بزنید که قدر مشترکات مطرح شود. یک جوری حرف می زنید که تحریک شوند. ما هم اگر متانت مان را از دست می دادیم و یکباره 50 نفر بیرون می آمدیم