سایر منابع:
سایر خبرها
بررسی آلبوم - بزم بی جانان - اثر تازه - پدرام درخشانی - با حضور - رامین بهنا - ، - کوشان حداد
تواند مخاطب خیلی خاص داشته باشد! بهنا: اتفاقاً مخاطب خیلی خاص هم بد نیست. ببینید، ما باید دانه دانه مخاطب را جمع کنیم. آدم ها ما را نمی شناسند و اگر این موسیقی درست در اینترنت پخش شود و یک نفر در حوزه موسیقی خاص سرمایه گذاری کند و یک سایت معتبر برایش تأسیس کند، بعد از مدتی می بینی که 20 هزار نفر مخاطب تو می شوند. درخشانی: من یک سوال دارم؛ به نظر شما مردم ایران به موسیقی علاقه
سفر به راهیان نور بهترین دعوتنامه برای محجبه شدن بود/ آرامش و امنیت واقعی را با چادر تجربه کردم
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شاخص، حجاب یکی از نعمات فطری خداوند متعال به بندگان است اما این که چه می شود بسیاری حجاب را با واژه فرار از محدودیت از خود دور می کنند مسئله ای است که می توان علت آن را در پس لغزش های ریز و درشت بشریت در طول دوران زندگی خصوصأ در مدت نوجوانی و جوانی ریشه یابی کرد. بنا بر بسیاری از مشاهدات رسانه ای هر جا که کشف حجاب و
مرد سی سختی خود را وقف حیوانات کرد +عکس
که حالا کودکان حتی حشرات را هم برای درمان پیش او می آورند. * عیسی زاده عشایر است. زندگی در کوچ برای او سبکی از زندگی با طبیعت را آموزش داده است. می گوید: وقتی که کودک بودم بارها لانه پرنده ها و گونه های مختلف را می دیدم که چطور ساخته می شوند. همیشه به نحوه زندگی پرندگان توجه داشتم. ناخودآگاه به رفتارهای آنها آگاه می شدم. ما خود طبیعت بودیم و بخشی از حیات در طبیعت. عیسی تصویری از
خدمات به زنان پولدار توسط پسران تن فروش!
. همانطور که سیب زمینی های آب پز جلوی رویش را می خورد، می گوید: چندین بار در خیابان زنان به من پیشنهاد داده بودند. اما من از این کار بدم می آمد. اما با بیمار شدن مادرم و هزینه های بالای درمان مجبور به این کار شدم. اکثر دخترانی که از کنار سامان می گذرند او را با دقت نگاه می کنند. او ادامه می دهد: اولین بار را با خانم بسیار زیبایی که همسر مسنی داشت بودم و برای یک هفته 12 میلیون تومان به من
مشاوره در زمینه تغذیه و تناسب اندام
. هفته گذشته دندان عقلم را جراحی کردم و بنا به توصیه پزشک تا ساعت 7 عصر آن روز فقط آب میوه خنک و بستنی خوردم. بعد از آن هم دیگر مواد غذایی مصرف نکردم. صبح روز بعد آزمایش خون دادم. میزان قند خونم بعد از 12 ساعت ناشتایی 109 بود که ظاهرا بالا است. آیا ممکن است علت آن بستنی و آب میوه شب قبل باشد؟ – خیر، سپری شدن 12 ساعت از آخرین وعده غذایی مصرف شده، امر مذکور را منتفی می کند. بنابراین بهتر است
سوفیا کارمینا کوپولا ؛ دختری که پا جای پای پدر گذاشت
مردم چنین فکری می کنند. داشتم چند کلیپ از خودم روی فرش قرمز دیشب را نگاه می کردم و خیلی حس خوره بودن دارم. واقعا خوره هستم. و با یک آدم 10 ساله زندگی می کنم که فکر می کند اصلا باحال نیستم. این آدم 10 ساله که رومی نام دارد و دختر بزرگتر از دو دختری است که کاپولا با مارس دارد، چند هزار مایل با سوییت هتل مارتینز شهر کن که چشم اندازی رو به اسکله دارد، فاصله دارد. دسته هایی دوست داشتنی از گل پونه
عشق های مجازی ...
به گزارش ایرنا، دخترک در حالی که مرتب دست هایش را به هم می فشرد، گفت از خودم تعجب می کنم چطور فریب حرف هایش را خوردم و ادامه داد، من دختر آبروداری بودم و مثل خیلی ها داشتم زندگی می کردم. وی آهی کشید و گفت: همه چیز از یک پیام تلگرامی شروع شد، آن شب قبل از اینکه بخوابم مجدد تلگرامم را چک کردم که ناگهان متوجه پیامکی از یک مخاطب ناشناس شدم. دخترک که حالا به گفته خود حدود 24 سال دارد و
گرمابه ها آب می روند
دارد و صاحب این گرمابه هم می گوید: از صبح که اومدم یه مشتری داشتم! پرسیدم: نفری چند می گیرید؟ گفت: یه ساعت، 10 هزار تومان. البته چند وقت پیش رفتم اداره آب گفتم آقا شما یه نامه بزنید به اتحادیه ما یا به شهرداری یا به هر کجا که صلاح می دونید بگید ساعت استفاده از حموم رو کم کنن. نه که به خاطر خودم بگم. به خاطر مصرف آب می گم. چون طرف میاد میره تو حموم، همین طور آب رو باز میذاره، هر چی هم بگی آقا کمتر
کیف و کفش و لباس؛ از جلو نظام...!
از مامان یا بقچه نوستالژی خانم جان هم حل نشد. از بچگی به خاطر داشتم که مامان همیشه می گفت: هر چیزی را که از جایی برمی داری، سر جاش برگردون . اما این در مورد کمد لباس های من جواب نمی دهد چون درست مثل برگرداندن یک ماهی کوچک به دریایی پر از کوسه است. بماند که من چند باری هم تلاش های مذبوحانه ای در راستای مرتب کردن کمدم انجام دادم اما متأسفانه معمولاً با صرف ساعت ها وقت و انجام کاری سنگین، بعد از
وقتی دیدم الهه عقب مانده ذهنی است او را به خلوتگاه بردم و..../خوشحالی دخترجوان خیلی زود رنگ باخت او باور ...
شوم بدهد. اله به گریه افتاد و التماس کنان خواست تا پوریا دست از سرش بردارد اما پوریا که خشن شده بود به سمت او حمله کرده و بعد به الهه تجاوز Rape کرد. شکایت نزد پلیس فردای آنروز الهه 18 ساله با چشمانی گریان و بغضی در گلو نزد پلیس Police رفت و پرده از سرنوشت شوم خود برداشت. این دختر به افسر تحقیق گفت:من فریب خوردم در خیابان با پسری اشنا شدم که خیلی مهربان و مودب بود او
عشق فوتبال؛ عشق درس
نبودم. در یک بازی دوستانه گلر تیم نیامده بود و من هم که سابقه دروازه بانی هندبال را داشتم درون دروازه تیم قرار گرفتم. از این بازی به بعد چون خوب کارکردم، شدم دروازه بان همان تیم محلی که در خیابان آتشگاه فعال بود. سپس تمرینات اختصاصی دروازه بانی ر ا هم از همان زمان شروع کردم و در آسیا ویژن هم طی چند بازی به میدان رفتم. در همان مقطع، با این که رده سنی ام نونهالان بود با جوانان بازی می کردم. بعد از
چایی هم از دست ما نمی خورند/ مردم دیدشان را نسبت به غسال عوض کنند
/> چند لحظه ای وقت هست. با اوصحبت می کنم. _خیلی وقته در این کارید؟ اواخر ماه بعدی 12 سالم پر میشه. _از کار و درآمدش راضی هستید؟ الحمدلله نا شکر نیستیم. همین یه لقمه نونی که در میاریم را باید شکر کرد. _از اول کار شما غسالی بود؟ نه اوایل توی قسمت فضای سبز باغ رضوان کار می کردیم. بعد در خواست دادند برای غسالی که ما هم ثبت نام کردیم.
روایت یک مصرف کننده ماده مخدر؛ از چت کردن تا های شدن
دقیقه نشستم بعد دو تا قطره توی چشمم چکاندم و رفتم دفتر و مثل بنز کار کردم. یا اینکه یک روز دوستم حالش خوب نبود و نمی توانست درست کار کند. یک رول ریز استفاده کرد و خوب شد. بحث تمرکز نیست. شما آدم هایی را نمی شناسید که در روز برای انجام دادن یک کار روتین، قرص آرام بخش می خورند؟ اگر نخورند، کلافه هستند. رول ریز یعنی چقدر؟ سیگار اِسه باریک را دیده اید؟ نصف آن یا از آن هم کمتر.
کودکی های کیارستمی
خانه دوست کجاست؟ پسربچه متعهد داستان در تلاش برای رساندن دفتر مشق هم کلاسی اش ناچار باید از مقابل قهوه خانه روستا که پدربزرگش بیرون آن نشسته عبور کند. پدربزرگ پسربچه را می بیند که شتابان قصد عبور دارد. صدایش می زند و به او می گوید: به تو دستور می دهم به خانه برگردی و سیگارم را برایم بیاوری. پسربچه پس از اندکی مقاومت ناچار می شود تظاهر به تمکین کند! بعد پدربزرگ رو به پیرمرد بغل دستی می گوید: (قریب به
روزهای جامانده از گلوله و وحشت
شدی. ویلفرد در صفحه نخست انجیلش درباره مصدومیتش نوشته است؛ انجیلی که امروز دیگر یک ورق نازک از خاطرات باقی مانده از دوران خدمتش است. او به سادگی نوشته است: مارس 1918 زخمی شدم. یادداشت بعدی نیز که در دوره دوم نبرد سُم نوشته شده، به همین اختصار است: آگوست 1918 توسط گاز مسموم شدم. دوروتی می گوید: گاز بی رنگ فسژن بود. نبرد در جریان بود. بار دیگر دوستی به کمکش آمد و او را درون سنگر قرار داد
پله پله تا ملاقات خدا *
دانشگاه رفت؛ یعنی تصورم این بود که تنها راه آموختن علوم دینی، تحصیل در حوزه ی علمیه و مدارس دینی است، اما حالا مسیر دیگری را هم برای آشنایی بیش تر با خدا پیدا کرده بودم. نوازش روح! - سلام بچه ها، خوشحالم منم عضو گروه شما شدم. من در دانشگاه رشته ی علوم قرآن و حدیث درس خواندم. فکرمی کنم بعضی از رشته های دانشگاهی، دانش علمی و فنی ما را تقویت می کنند؛ اما برخی از رشته ها بر روی
درد کلیه در بارداری، برای جنین خطرناکه؟
باعث افزایش ترشح واژینال شوند. اگر ترشح شما زیاد نیست و علائم تحریک مثل سوزش و خارش هم ندارید، احتمالا به درمانی جهت ترشحات واژینال نیاز نخواهید داشت. اما باز هم به متخصص زنان جهت معاینه و بررسی نوع ترشح واژینال خود مراجعه کنید. ترشحات غیرقارچی ممکن است احتمال زایمان زودرس را افزایش دهد که متخصص زنان می تواند با معاینه، انواع آن ها را تشخیص دهد. دردپهلو و کلیه شما نیاز به انجام سونوگرافی از کلیه و مجاری ادراری دارد. همچنین زایمان زودرس می تواند باعث دردپهلو و زیر دل درد شود. بنابراین جهت معاینه و بررسی علت درد خود، به متخصص زنان مراجعه کنید. ...
مصاحبه آوای کرمانشاه با رییس ستاد جوانان و دانشجویان دکتر روحانی در استان کرمانشاه
است؛ نمی توانم بیش از این برای او وقت بگذارم و بحث کنم. در روابط سیاسی و اجتماعی بسیاری از اتفاقات رخ می دهد و برای شما معلوم و مشخص است که این اتفاقات از کجا نشات می گیرد؛ اما توان اثبات آن را ندارید، اینجا باید سکوت کنید تا موضوع پیش خودتان محفوظ بماند؛ لذا این را نمی توانید همه جا بیان کنید. من شاید بتوانم با بسیاری از جوانان که رابطه نزدیکی با آنها دارم راحت تر بحث و گفت و گو کنم؛ چرا
سفر به دریاچه ها ، دشت ها و دره های سرسبز ایران
چمستان قرار دارد و فاصله آن از جاده اصلی نور به چمستان حدود 3 کیلومتر است.این دریاچه که در دل جنگل واقع شده است و به عنوان گردشگاه، مورد استفاده قرار می گیرد. وقتی برای اولین بار بعد از طی کردن و دور زدن در جاده ای پر درخت به دریاچه می رسید و وارد محوطه اش می شوید، شکوه طبیعت آن شما را می گیرد و باورتان نمی شود که با چنین منظره ای روبه رو هستید.این دریاچه آنقدر زیباست که گویی جنگل را
کاییدی: امیدوارم خاطرات خوب پارالمپیک 2012 با کسب مدال در مسابقات جهانی لندن تکرار شود
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری برنا، کائیدی پیش از عزیمت به این مسابقات؛ گفت: برای مسابقات پارالمپیک ریو تلاش زیادی کردم وتمرینات خوبی را پشت سر گذاشتم. رکوردهایم ارتقا یافته بود و آماده بودم تا نتایج خوبی بدست آورم که متاسفانه این اتفاق رخ نداد و به دلیل مسائلی که در بحث داوری پیش آمد تنها موفق به کسب نشان برنز شدم. وی افزود: بعد از ریو مدتی به خاطر این ناکامی از تمرینات دور بودم و نیاز
محبی: 40 روز روی نقاط ضعف کمیل کار کردم
کرمانشاه کشتی گرفتم و طی این مدت کلا در مسابقه و اردو حضور داشتم. پس از جام جهانی هم در مسابقات آسیایی در هند شرکت کردم که به عنوان قهرمانی رسیدم. بعد هم در رقابت های انتخابی تیم ملی به روی تشک رفتم که این بار نیز توانستم مزد زحماتم را بگیرم و به قهرمانی برسم. محبی در پاسخ به این پرسش که آیا در مبارزه مقابل کمیل قاسمی استرس داشته است یا خیر؟ گفت : هر کشتی گیری قطعا مقابل کمیل قاسمی استرس
آنچه که بانوان باید در مورد چک آپ پستان بدانند
ترشحات خونی و یا بی رنگ نیاز به بررسی بیشتر دارند. - در صورتیکه در سونوگرافی شما تغییرات فیبروکیستیک گزارش شده، نگران نباشید این مساله در زنان ایرانی بسیار شایع است و هیچ دلیلی بر بدخیمی نمی باشد. - در صورت داشتن پستانهای فیبرو کیستیک برای کاهش درد می توانید از قرص ویتامین ب کمپلکس و ویتامین E استفاده کنید. استفاده از غذاهای پرچرب و پرادویه و مواد کافئینی باعث تشدید درد میشود. در
شیرین صمدی: به هیچ تهیه کننده ای باج نمی دهم
وجود نیاورم و کار خودم را بکنم. به همین خاطر فکر نمی کنم به خاطر یک کار هنری باید ممنوع التصویر شود. شما دقیقا از چه سالی کارتان را شروع کردید؟ از سال 83 با شبکه اصفهان کارم را شروع کردم، از سال 89 به شبکه یک سیما آمدم مجری ثابت این شبکه شدم و بعد از اجرای برنامه هایی مثل کتابخانه صبا ، روز ششم ، سیمای خانواده و این اواخر قاصدک را داشتم که کاملا مجری-بازیگر بودم، کاری که
رستاک حلاج: بهترین آثارم را در زمان شکست عاطفی ساخته ام!
و بدون ترس برایشان می خوانم و از هم آواز شدن مان آن قدر مست می شوم که دیگر جایی برای استرس و نگرانی باقی نمی ماند. و همین به تو یک حس قدرت می دهد. روی استیج بیشتر احساس صمیمیت دارم تا حس قدرت. چرا در 99 درصد عکس هایت اخم می کنی؟ یکی از سایت ها چند وقت پیش عکس کودکی من را با لبخند منتشر کرده و نوشته بود این عکس نشان می دهد که پس رستاک در کودکی خندیدن را
درهم و برهم
پرت شدم در جوی پشت سرم. خیس آب و کثیفی شدم. هیچ وقت این جوی جز یکی دو موش چیز دیگری به خود ندیده بود. حالا در این روز گرم و کسل جوی پر از آب لجن بود. پسر بچه ها که وضع مرا دیدند اول کمی برو بر مرا نگاه کردند و بعد با دو پا به فرار گذاشتند. من هم کم مانده بود، از زور اعصاب خردی زیر گریه بزنم. خانمی که از دور شاهد ماجرا بود تا به من رسید دستم را گرفت و فحشی حواله دو پسر بچه کرد و از من پرسید: کمک می
دخمه سیاه میلان رنگ زندگی گرفت
انتخاب کنم و مشغول تحصیل شوم. بعد از هنرستان وارد دانشگاه هنر و معماری شدم اما متوجه شدم آنچه را که می خواهم از هنر معاصر دنیا بفهمم و به دست بیاورم، در ایران از چنان اقبالی برخوردار نیست و استادانم ارتباط چندانی با این رشته نداشتند. این بود که به ایتالیا آمدم. برای درک هنر معاصر باید در شرایط و متن آن قرار گرفت و آن را با همه وجود حس کرد. در کنار درس یک استودیوی شخصی داشتم و در آنجا کار می کردم. می
بازگشت کتاب کاغذی
منتظرتان است. و همه اینها در اینستاگرام دیده می شوند. هشتگ bookstagram که بین کتاب بازها محبوبیت دارد با کتاب به شکل کالای زینتی برخورد می کند. اینجا کتاب ها سوپرمدل هستند: از کتاب ها در منظره عکس گرفته می شود، عکس گربه ها و سگ هایی را می بینیم که کتاب می خوانند، کتاب سر میز صبحانه، کتاب همراه گل، کتاب سر قبر یا کنار فنجانی از قهوه، کتابخانه هایی که رنگ کتاب ها در آن ست شده، کتاب هایی که
محمود دولت آبادی: خواسته هایمان را ضمیمه برگ رای کردیم!
خواب هم حیرت آور بود. چون ساعت سه و نیم دست از کار کلیدر کشیدم، از خستگی غش کرده بودم که با یک کابوس بیدار شدم و احساس کردم دارم سنگکوب می کنم . دوباره خوابیدم و باز هم همان کابوس از نقطه ب بسم الله تا ت تمت دوباره آمد. فکر کردم اگر بار سوم بخوابم و این خواب را ببینم، مرا می کشد، بلند شدم و نفس کشیدم، لیوانی آب خوردم و گفتم باید هر طور شده یک خط از این کابوس را بنویسم تا بار دیگر سراغم نیاید .
4 روز در اسارتگاه قبل از قتل به آتنا چه گذشت؟+ عکس
برای آرام کردن آنها مجبور شدیم تحقیقات را متوقف کرده و به آنجا برویم. بعد از بازگشت اهالی به خانه هایشان، بازجویی از قاتل را آغاز کردیم. مرد جوان در جریان 150 دقیقه بازجویی به تشریح قتل پرداخت. عامل قتل درباره انگیزه اش گفت: روز حادثه دخترک قصد شستن دست هایش را داشت. او را به کارگاه برده و دچار وسوسه شیطانی شدم. او مقاومت کرد که دستم را مقابل دهانش گرفتم و باعث خفگی او شدم. بدهی داشتم و
جنگ خندق 17 شوال
رفتند و آنها را بر ضد مسلمانان و پیغمبر اسلام تحریک کرده و به آنها اطمینان دادند که اگر شما به جنگ او بروید ما همه گونه کمک و مساعدت به شما خواهیم کرد،تا آنجا که نوشته اند:وقتی قریش حال بنی النضیر را از ایشان پرسیدند آنها در پاسخ گفتند: بنی النضیر در میان خبیر و یثرب چشم به راه شما هستند تا بر محمد و یارانش هجوم برید و آنان به کمک شما بشتابند.چون از حال بنی قریظهکه هنوز در مدینه سکونت