سایر منابع:
سایر خبرها
قربانیان گروگانگیری های مرگبار +عکس
داخل یکی از اتاق ها به صندلی طناب پیچ شده و با اصابت ضربات کارد به قتل رسیده بود. گروگانگیری فوتبالیست جوان امید دربندی یکی از قربانیان گروگانگیری بود که قبل از دستگیری متهمان به کام مرگ کشانده شد. 15 مرداد 92 ربوده شدن پسری 22 ساله از سوی پدرش به پلیس اعلام شد. ماجرا از این قرار بود که پسر فوتبالیست سوار بر خودروی خود خانه را ترک کرده بود اما هرگز بازنگشت. پدر امید
پسرقاتل: پدرم اگر زنده بود باز هم می کشتمش!
در این باره آغاز شد. بررسی های مقدماتی در حالی ادامه یافت که اجساد زن 49 ساله و مرد 52 ساله ای درون یک تخته پتو گذاشته شده و در صندلی عقب خودرو به آتش کشیده شده بود. در تحقیقات میدانی مقام قضایی و کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی، تکه هایی از یک گلدان سفالی و شیشه نوشابه به همراه یک گوشی سوخته داخل خودرو کشف شد. هنوز هویت قربانیان این حادثه وحشتناک آشکار نشده بود که با توجه
دو قتل به خاطر رابطه شیطانی
در این باره در دستور کار مأموران قرار گرفت و پس از آن داوود -برادر مرد کشته شده- به عنوان تنها مظنون، تحت بازجویی قرار گرفت اما او از موضوع اظهار بی اطلاعی کرد و مدعی شد پس از قتل به باغ رسیده وبا اجساد قربانیان روبه روشده است. کارآگاهان در ادامه تحقیقات با بررسی تماس های زن جوان کشته شده، به تحقیق از راننده آژانسی پرداختند که آخرین تماس گیرنده با قربانی بود.با اظهارات این راننده حقایق
منافقین گفتند آزاد شویم دست به اسلحه می بریم
چه کسی بود و در این سالیان مسئولیت های شما در قوه قضائیه چه بوده است؟ بسم الله الرحمن الرحیم. بنده در اوایل سال 58 بعد از پیروزی انقلاب به ایران آمدم . من قبل از انقلاب در نجف بودم و در خدمت آیت الله صدر در اصول و آیت خویی در فقه تلمذ کردم. پس از اینکه شهید صدر و برخی شاگردانشان دستگیر شدند، بنده نیز از سوی عمال صدام دستگیر شدم که این دستگیری اوایل سال 58 و در روزهایی بود که شهید مطهری
محاکمه مهندس کامپیوترشش سال بعد از قتل یک زن/وقتی از خانه خارج شدم پوریا که همکار زنم بود جلو درخانه ...
همکاری به نام پوریا داشت که چندین بار او را دیده بودم. آن مرد خیلی شبیه به پوریا بود به همین دلیل به او مظنون هستم. او در ادامه گفت: بعد از حادثه کیف همسرم را گشتم و متوجه شدم کارت عابر بانک و تعدادی مدارک از او سرقت شده است. با انکار جرم توسط شوهر مقتول او از اتهام به قتل همسر تبرئه شد و با توضیحات او مأموران آن مرد 30ساله به نام پوریا را که مهندس کامپیوتر بود، شناسایی و دستگیر کردند.
سارا و شهریار با عجیب ترین اختلاف به دادگاه خانواده رفتند
شهریار وقتی دید دختر و پسرش به خاطر محبت های سارا لوس شده اند، پس از یک درگیری با همسرش تصمیم به جدایی گرفت. این زوج تنها به خاطر این دلیل عجیب و غریب هفته گذشته درخواست طلاق خود را در دادگاه خانواده مطرح کردند. مرد جوان در این باره به دادگاه گفت: 6 ماه پیش با سارا ازدواج کردم. آن زمان سه سالی می شد که از همسر اولم جدا شده بودم. یک دختر 9 ساله و یک پسر 13 ساله داشتم. وقتی با سارا آشنا شدم او هم
پاسخ نقویان به یک دغدغه: آیا جلوه های کرامت انسانی در جامعه دیده می شود؟!
حالتی تحقیرآمیز از بهشت بیرون راندند! حافظ درآن بیت معروف خود می گوید: من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد در این دیر خراب آبادم آدم آورد یعنی همراه با یک شخصیت خوبی بدنیا آمدیم، در غیر این صورت می گفت: شیطان مرا بدنیا آورد! هرجا آدم همراه آدم باشد، خوب است؛ این معنایش این است که ما همراه حضرت آدم(س) آمدیم و آدم، آدم را جای بدی نمی برد و ما وقتی به همه می
این فکر که شاهرخ با زنم ارتباط شوم دارد خیلی اذیتم می کرد تا اینکه ...
. شش ماهی آنجا مشغول به کار بودم تا اینکه از کارخانه آنها بیرون آمدم، اما ارتباطم را با شاهرخ قطع نکردم. مدتی قبل به رفتار شاهرخ مشکوک شدم و احتمال دادم او با همسرم ارتباط دارد. آنقدر این موضوع مرا آزار داد تا اینکه نقشه قتل او را طراحی کردم. روز حادثه به بهانه اینکه با هم به شهرستان برویم، او را سوار خودرو کردم. در نزدیکی کهریزک چهار لیتری بنزینی که از قبل تهیه کرده بودم، روی شاهرخ پاشیدم و او را
بستنی؛ دسری محبوب در ایران و جهان
، قوچ حصار، اسماعیل آباد، زمان آباد و اطراف پالایشگاه تهران که مردم گله دار بودند، شیر تهیه می کرد. شیرهای آن موقع هم با شیرهای امروزی خیلی فرق داشت. من که جوان بودم اگر صبح یک لیوان شیر می خوردم، تا ظهر مرا نگه می داشت. باور کنید هر 100 کیلو از آن شیر، چهار، پنج کیلو خامه می داد. این شیر را از ساعت شش صبح می جوشاندند. بعد با ثعلب طبیعی مخلوط می کردند. اکبر مشتی ثعلب را از حاج آقا نجفی می خرید که
صبح شوم عروسی / داماد چرا عروس را به باد کتک گرفت؟
رؤیاهایم ازدواج می کنم اما اینکه پدر ومادرم به مراسم عقدم نمی آمدند خیلی آزارم می داد. مراسم عروسی مان در خانه پدر شوهرم برگزار شد و از آن روز به بعد در اتاق کوچکی زندگی با سیامک را شروع کردم. اما از همان فردای عروسی مان سیامک رفتارش عوض شد؛ دیگر نه شوخ طبع بود و نه چرب زبان، فقط داد می کشید و مرا به بهانه های مختلف زیر مشت و لگد می گرفت. حتی چند باری مرا در اتاق حبس کرد و ساعت ها سراغم نیامد
دوستی با خدا با 41 فرزند!
هرچه در توان دارند برای کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بد سرپرست که نگهداری آنها را پذیرفته اند، هزینه می کنند و البته خودشان دو فرزند دارند: دختر 14ساله به نام فاطمه و پسری چهار ساله به نام محمد طاها. 41 فرزند خانم نصیرپور خوشحال است از این که خداوند همسری نصیب او کرده که پابه پای هم می توانند دستان این کودکان را گرفته و مرهمی برای آنان باشند: من بعد از اتمام دوره دبیرستان و
قتل دختر جوان برای سرقت تلفن همراه
کنم. چند سال است که شیشه مصرف می کنم. 10 روز پیش به تهران سفر کردم. آن روز به طور اتفاقی با دختر جوانی در خیابان دوست شدم و برای تفریح با هم به باغ های فرحزاد رفتیم. چند ساعتی با هم بودیم که متوجه شدم او گوشی گران قیمتی دارد. متهم جوان ادامه داد: مواد مخدرم تمام شده بود و پولی هم برایم نمانده بود که شیشه بخرم. وسوسه شدم با سرقت گوشی تلفن همراه دختر جوان و فروش آن شیشه بخرم. اما زمانی که
ناشنیده های زندگی خانوادگی - آیت الله هاشمی -
مبارزه و جهان بوده است. بچه ها کوچک بودند که ما وارد مبارزه شدیم، دائما زندان و تبعید و سربازی، در دوران قبل انقلاب همیشه حالت درگیری و جهان بود. بعد از انقلاب هم در متن انقلاب بودیم و سر و کار بچه ها تبعا با انقلاب بوده. من هم به خاطر شرایطی که داشتم به تربیت مستقیم بچه ها نمی رسیدم. قبل از انقلاب کمتر خانه بودم بعد از انقلاب هم باز گرفتاری کاری بود. سعی کردیم در مدارسی درس بخوانند که
سارقان مسلح طلافروشی در ایستگاه محاکمه
به گزارش جام جم، سه سارق جوان که با هم دوست بودند، صبح 15 تیر امسال زمانی که مرد میانسال طلافروش در حال چیدن ویترین مغازه اش در محله خاک سفید تهران بود، به عنوان مشتری وارد آنجا شدند. آنها با تهدید سلاح، دو کیلو طلا را سرقت کردند و به محض به صدا درآمدن زنگ خطر مغازه از ترس فرار کردند؛ اما همسایه های طلافروشی موفق شدند یکی از سارقان را دستگیر و ساک پر از طلا را از وی کشف کنند. بعد از دستگیری این
50 هزار تومان دادم و وارد خانه فساد شدم وقتی زن جوان را در آن وضعیت دیدم ... +عکس
این جوان در آخرین دفاع به دادرسان دادگاه گفت: وقتی متوجه شدم آن زن ومرد دوستانم را به فساد کشانده اند نقشه قتل شان را کشیدم... رسیدگی به این جنایت Crime از پنجم مهرسال 94، در پی قتل Murder مرموز مرد جوانی در خیابان جیحون تهران آغاز شد. بازپرس کشیک قتل و مأموران پلیس Police وقتی به صحنه قتل رسیدند با پیکرهای خونین زن و مردی روبه رو شدند و بلافاصله هر دو را به بیمارستان انتقال دادند که
بلایی که صبح عروسی بر سر دختر جوان آمد / داماد با او چه کرد؟
این دختر 16 ساله که در حال پرسه زنی در پارک ها دستگیر شده بود به ماموران گفت: یک سال قبل در راه مدرسه با پسری آشنا شدم و پس از مدتی تصمیم به ازدواج گرفتیم اما خانواده ام به خاطر سن کمم با این ازدواج مخالف بودند. خیلی سعی کردم راضی شان کنم اما آنها به هیچوجه کوتاه نمی آمدند. به همین خاطر با مرد رویاهایم فرار Escape کردم و به شهرستان رفتیم. چند روز بعد هم خانواده شوهرم تلفنی گفتند رضایت خانواده ام
حکم اعدام عروس در تهران + عکس
دست به چاقو شدی؟ آن روز داشتم سیب زمینی خرد می کردم که ناهار درست کنم.چند دقیقه بعد رفتم سراغ شوهرم که دیدم کنار مبل روی زمین نشسته و با گوشی تلفن همراهش پیامک می فرستاد. می خواستم با او حرف بزنم اما انگار اصلاً صدایم را نمی شنید. به همین خاطر خیلی عصبانی شدم. از طرفی چند وقتی بود که به او مشکوک شده بودم برای همین گوشی را از دستش گرفتم که مرا تا حد مرگ کتک زد. من هم به او حمله کردم تا
معتادان بمب های خاموش شهر
این که در زمان مصرف نکردن از خود بی خود می شوند، در زمان استفاده از مواد مخدر صنعتی نیز دچار توهمات زیادی خواهند شد .همه را دشمن خود می بینند و حتی ممکن است افراد را به شکل حیوانات و موجودات عجیب ببینند و به آنها حمله ور شوند. به عنوان مثال در پرونده ای که چندی قبل در تهران اتفاق افتاد، مرد 45 ساله ای پس از مصرف شیشه به خانه صاحبخانه خود رفت و جنایت هولناکی را رقم زد. این فرد با ضربات
مرگ در آتش
گفت: تا حالا ندیده بودم مستاجری به صاحبخانه اینقدر تعلق خاطر داشته باشد. پسر جوان در حالی که اشک هایش را پاک می کرد در پاسخ گفت: من به لیلا علاقه داشتم، اما مادرش مخالف بود و تهدید کرد اگر به این عشق و عاشقی پایان ندهم مرا از خانه بیرون می کند. چطور متوجه ماجرا شدی؟ در حال تماشای تلویزیون بودم که متوجه بوی دود شدم از آپارتمان بیرون آ مدم. بو از طبقه بالا می آمد
دردسر هدیه 500 میلیون تومانی به خانم پرستار
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از گروه انتظامی و حوادث خبرگزاری برنا ، هفته گذشته مردی با حضور در شعبه ششم بازپرسی دادسرای جنایی تهران از پرستار خانه پدری اش شکایت کرد. شاکی به قاضی محسن مدیرروستا گفت: من سال هاست در انگلستان زندگی می کنم و شرایطم به گونه ای است که بدرستی نمی توانستم برای دیدن پدر و مادر سالخورده ام به تهران سفر کنم. اما تلفنی جویای احوالشان بودم. در چند سال اخیر چون
به شدت تحت تاثیر امیرو در سازدهنی بودم
حسرت دوران کودکی و نوجوانی می گوید: صادقانه بگویم همیشه دوست داشتم مشهور شوم و مردم مرا بشناسند و برای شهرت تمرین هم می کردم. من هر روز برای خواهرم نمایش بازی می کردم. او چهار سال از من کوچک تر بود و یک بار تلویزیون فیلم قانون را با بازی آمیتا باچان نمایش داد که من این فیلم را خیلی دوست داشتم و همان را بازی می کردم. آمیتا باچان در انتهای این فیلم می مرد و خواهرم از من می خواست که من در پایان نمیرم من هم به او می گفتم که اگر می خواهد نمیرم باید خوراکی هایش را به من بدهد و به همین ترتیب سناریو را تغییر می دادم. ...
فیلم سیاه، راز شکایت دروغین را فاش کرد
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، نیمه شب 6 دی 95، زنی 30 ساله با مراجعه به کلانتری دماوند از دو پسر جوان به جرم آزار و اذیت شکایت کرد و گفت: مدتی قبل از همسرم جدا شدم و برای تامین مخارج زندگی ام به آرایشگری روی آوردم. امروز عصر برای برگشتن به خانه سوار یک دستگاه پراید سفید با دو سرنشین شدم. در بین راه به حرف هایشان مشکوک شدم و فهمیدم قصد شومی دارند. خواستم ماشین را نگه دارند، اما توجهی نکردند و
آزار پس از نجات از دام متجاوزان
چهار مرد جوان که دقایقی پس از نجات یک زن از دست چند پسر شرور، خودشان او را ربودند و مورد آزار و اذیت قرار دادند، با رای دیوان عالی کشور به شلاق، تبعید و ممنوعیت از کار با وسایل نقلیه عمومی محکوم شدند. به گزارش جام جم، 23 فروردین 95، زنی با مراجعه به یکی از کلانتری های پایتخت به ماموران گفت: روز گذشته برای جمع آوری سنگ تزئینی به زمین های کشاورزی اطراف آزادراه تهران قم رفته بودم که
قتل هولناک زن ثروتمند در ویلای الهیه
به گزارش پیک نکا ، ساعت 5 بعد از ظهر سه شنبه 17 مرداد، مرد جوانی با اوراژانس و مأموران کلانتری 101 تجریش تماس گرفت و از حادثه ای تلخ برای صاحبخانه اش خبر داد. به دنبال این تماس بلافاصله نیروهای امدادی و پلیس راهی محله الهیه درشمال تهران شده و همزمان با خاموش کردن آتش، جسد خونین پیرزن را یافتند.بدین ترتیب موضوع به بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران اعلام شد و به دستور سجاد منافی
پسرمرد کارخانه دار زنده به آتش کشیده شد
ناگهان ماشین آتش گرفت و من بسرعت خودرو را در کنار خیابان متوقف کردم. در این بین خودم هم در حال سوختن بودم که با عجله از ماشین بیرون پریدم و از مردم کمک خواستم تا دوستم را هم از داخل ماشین بیرون بیاورند. درحالی که به نظر می رسید مرد جوان واقعیت را بیان نکرده است، به بازپرس ایلخانی از شعبه هشتم دادسرای امور جنایی تهران اعلام شد که شهاب هم در بیمارستان فوت شده است.در ادامه بررسی ها نیز مشخص شد
جنگ تحمیلی میدان تفکیک مرد و نامرد بود/ اگر شهدای غواص وشهید شیخ شعاعی ها نبودند از انقلاب نشانی نبود
اخیرا به من خبر دادند که در اسارت شهید شده است؛ من هنوز سه فرزند دیگر دارم و همه فرزندانم فدای امام؛ این روحیه تنها در میدان جنگ و مبارزه و ایثار مشخص می شود. حجت الاسلام والمسلمین شیرازی تصریح کرد: روزی که عملیات مرصاد شکل گرفت، عملیاتی ناموفق بود و برخی از شهدا در جریزه ماندند؛ بعد از 29 سال شهدای غواص را آوردند که در بیشتر شهرهای ایران تشییع شد وبنابه اذعان ریاست بنیاد شهید در تهران
پایان خونبار آشنایی تلگرامی با زن جوان شوهردار
خواستند. سپس متهم به قتل پای میز محاکمه ایستاد تا از خود دفاع کند. این جوان با پذیرفتن اتهام قتل در شرح ماجرا گفت: هفت ماهی بود که با نیلوفر (مقتول) آشنا شده و به او علاقه پیدا کرده بودم. ازعشق زیاد قصد ازدواج با او را داشتم اما پنج ماه پس از آشنایی مان متوجه شدم او شوهر دارد!نیلوفر می گفت قرار است از شوهرش طلاق بگیرد و حتی این را هم گفت که شوهرش او را بشدت اذیت می کند. ما بشدت به هم
مجری انگلیسی: ایران حتی از آمریکا امن تر است! + عکس
. یک سال قبل از آن نخستین جراحی زیبایی اش را انجام داد و به این ترتیب دریچه تازه ای به سوی زندگی او باز شد؛ دریچه ای که در آن زیبایی و جوان ماندن حرف اول را می زد. رودریگو از آن روزها این گونه گفت: زندگی من خیلی دیر شروع شد. کودکی و نوجوانی خوبی نداشتم واز آنجایی که خیلی چاق بودم و به خاطر بینی بزرگم به دماغ سیب زمینی معروف شده بودم به همین خاطر و برای فرار از مورد تمسخر قرار گرفتن همکلاسی هایم در
حبس و شلاق، مجازات آدم ربایان متعرض
داد. با طرح این شکایت با موضوع تهدید و آزار و اذیت، پرونده به پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران بزرگ فرستاده شد و زن جوان در آنجا گفت: من در زمینه تهیه وسایل تزئینی فعالیت می کنم و برای این کار نیاز به سنگ داشتم- عصر روز حادثه برای تهیه مقداری سنگ شنی که می خواستم در کارهایم استفاده کنم به زمین های کشاورزی اطراف اتوبان تهران – قم رفته بودم. در آنجا دو جوان که سوار یک موتورسیکلت بودند وقتی من
عکس: تجاوز به زن جوان توسط چهار مرد پلید
بیشتر بخوانید: خودکشی دختر جوان به خاطر لو رفتن عکس خصوصی عکس: زن جوان زیر فشار عمل جراحی زیبایی فلج شد بیست و سوم فروردین ماه سال95، زن جوانی وحشت زده خودش را به کلانتری 176 حسن آباد رساند و از چند مرد شیطان صفت شکایت کرد. او در طرح ماجرا گفت: در زمین های کشاورزی اطراف آزاد راه تهران – قم در حال جمع آوری مقداری سنگ شنی برای تهیه وسایل تزئینی بودم که چند جوان موتور