سایر منابع:
سایر خبرها
نامه دبیر یک جشنواره سینمایی به عوامل فیلم رستاخیز
اثر هنری خود در نظر بگیرند. متن کامل این نامه به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم برادران گرامی آقایان احمدرضا درویش و تقی علیقلی زاده زید عزهما کارگردان و تهیه کننده محترم سینما سلام علیکم؛ اکنون همه جامعه متدین و نیز خانواده هنری کشور از ماجراهای مربوط فیلم اخیر شما موسوم به "رستاخیز" اطلاع دارند. دربارۀ داستان و محتوای
پای پسرها هم به لاک جیغ باز می شود
خدا هم در بین آنها بود و توانست روی آنتن برود و امروز همان مدیران می گویند که این برنامه بسیار جذاب است. قصه های بچه ها انگار قصه ی من بود تفکری بافقی در پاسخ به این سوال که آیا خاطره ای جذاب از قصه های برنامه داشته یا خیر؟ گفت: همه ی داستان های دوستان برای من خاطره است. در لاک جیغ تا خدای سری اول مشکلاتمان با دوستان بیشتر بود، سوژه ها می خواستند از گذشته شان حرف بزنند در
فرار جاده ای به سوی نابودی
/> کودکی بودم که باید یک شبه بزرگ میشدم. تا مادرم زنده بود و مهربانی اش در خانه جریان داشت، کودکی ام پر از خاطرات خوش بود، اما وقتی رفت و نسیم مهربانی اش را با خود برد، دختری شدم که باید دستورات ریز و درشت زن پدر را اطاعت می کردم. مادر که رفت و مهربانی اش را برد، محبت پدر هم به سردی گرایید. انگار اصلًا مرا نمی دید. پدر زمانی به یاد می آورد دختری هم دارد که قرار بود به خاطر نق زدن های مکرر زن
چرا حوزه به امتحانات شفاهی بیش از کتبی اهمیت می دهد
سؤال کردن از استاد امتحانات شفاهی جذابیت خاص خود را دارد؛ چه آن که همیشه آن ها از طلبه ها سؤال کرده اند و حالا در مقام جواب دادن بودند، لذا سعی کردم به جای همه طلاب این سؤال ها را مطرح کنم. نام استاد بیگدلی با امتحانات شفاهی گره خورده است. طلبه ها از اتاق سه، دلهره دارند؛ چون سؤالات استاد دقیق بوده و طلبه های کم کار ممکن است از عهده ی پاسخ دادن برنیایند. ساعتی در خانه استاد حاضر شدیم و ایشان با
چرا اول حادثه بعد پیشگیری؟
مهرداد تیموری - متاسفانه باید بگوئیم که در کشور ما اینگونه حوادث همواره ما را تهدید می کند و این واقعیتی تلخ است که ریشه در شرایط بد اقلیمی بعضی از مناطق و البته سهل انگاری های برخی مسئولان نسبت به وظایفشان دارد. در حالی که همه می دانیم در کشور حادثه خیزی همچون ژاپن چنان برنامه ریزی و تدابیری وجود دارد که حوادث و اتفاقاتی به مراتب بدتر و سنگین تر از سیل اخیر جاده چالوس هم در کمال قدرت و صحت و
چهره ها در شبکه های اجتماعی (136)
عید فطر را با عید غدیر اشتباه گرفته که با در نظر گرفتن اشتیاقی که همه مسلمانان و روزه داران نسبت به این عید عزیز دازند، این اشتباه خیلی عجیب و غیر ممکن به نظر میرسد. حالت دوم بستگی به حال و هوایی دارد که محسن هنگام گذاشتن پست در آن قرار داشته، حال و هوایی که باعث شده وی در زمان سفر کند و به عید غدیر خم برسد. که در این صورت عجب چیزی بوده است! بهاره رهنما احساس کرد عکس قبلی تمام ارزش هایش
اخلاق، عدالت و قانون/یادداشتی از دکتر محمد طبیبیان
های مطرح شده در آن از نظر تحول تاریخی معرفی خواهد شد و مورد تاکید بیشتری قرار خواهد گرفت؛ بنابراین متن حاضر فقط ارائه خلاصه ای از کتاب مزبور و نقد برخی مطالب آن نبوده و شامل برخی مطالب متقدم بر این کتاب نیز هست. نکته دیگری که ضروری است مورد عنایت قرار گیرد رابطه بین مفاهیم اخلاق، عدالت و قانون است. چه اینکه ابتدا ممکن است رابطه نزدیک بین این مفاهیم و کارکرد های آنها از نظر پوشیده بماند
تاریخ جامع ایران چقدر جامع است؟
همه چیز از شیرین زبانی یک راننده تاکسی آغاز شد! راننده ای که شاید وقتی در پاسخ به اعتراض مسافری که گفته بود آقا شما انگار جغرافیا را گم کرده اید. گفت ما تاریخمان را هم گم کرده ایم! ، خود نیز نمی دانست که همین حاضرجوابی اش زمینه ساز کلید خوردن پروژه ای جدی در حوزه تاریخ نگاری خواهد شد. مسافر آن روز آن تاکسی دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی بود که اتفاقاً به جلسه ای در مرکز دائره المعارف
خواننده گروه کلم چطور برای رامبد جوان خواند؟
کرد. البته اصلا اینطور نیست که برای مصاحبه این را بگویم، به بچه های گروه هم گفته ام. من از اول نسبت به همچین چیزی خیلی موضع داشتم و می گفتم یعنی چی؟ ما الان باید چه کار کنیم؟ برنامه می گوید همه باید بخندند، خب که چی؟ ولی بعد یکسری مطلب خواندم و یکسری مهمان به برنامه آمد و دیدم انگار جالب است و از اینها گذشته عکس العمل مردم عجیب ترین چیزی بود که دیدم و اصلا باورم نمی شد که یکدفعه مثلا
ستاره های آینده سیاسی ایران
است از ورود عرصه خانوادگی سیاست مداران به مرکز دید عمومی و مطهری هم می کوشد از این توجه عمومی بهره ببرد تا همه نظرش را بشنوند و بخوانند؛ شاید حتی ناخودآگاه و تحت تاثیر تصویری فعلی از سیاست. چندماهی هست که روشن و بارز است که سیاست، دیگر سلبریتی ساز شده است. حالا چهره های سیاسی به ستارگان بدل شده اند که جلب نظر می کنند و می درخشند. همان کاری که هر سلبریتی از عهده آن بر می آید. درست مثل
چرا این گزارشگر تلویزیون از کواچ سرمربی والیبال ایران انتقاد می کند؟
این پتانسیل وجود دارد اما این 10-15درصدی که باید کمک کند، خیلی وقت ها نمی تواند. کواچ از نظر فنی چطور است ؟ الان تمرین یک چیزی است که در اینترنت پر است. یعنی هر کسی می تواند با توجه به فکر خودش یک اطلاعاتی بگیرد و برود تمرین بدهد. یک ماه شما کنار یک مربی بایستی، یک سری اطلاعات می گیری. حالا اگر کسی کار کرده باشد، چه بهتر. اصل کنار زمین است که شما بتوانی از پتانسیل افراد استفاده
سیل تابستانی خانه ،جاده و مسافران را برد
کبرایی به پا بود. خیلی ها گریه می کردند و دنبال زن و بچه شان می گشتند. امدادگران هم نمی دانستند اصلا باید دنبال چه چیزی بگردند. آب همه چیز را با خود برده بود. مرد روستایی میانسالی که با شلوار کردی مشکی و عرقگیر سفید رنگ خود سوار بر موتورهوندا125 اش ایستاده و چشم از لبان امیر برنمی دارد می پرد وسط حرف امیر و می پرسد: دوستانت چه شدند ؟ امیر که گویا از اینکه نمی داند چه جوابی بدهد، کلافه است می
پدری که تنها درآمد زندگی اش یارانه است
پسر یک و نیم و سه ساله است اما یک حادثه کوچک یا شاید بی احتیاطی آینده ای را که برای پیشرفت خود ترسیم کرده بود، تغییر داد ...وارد منزل خانواده باوندیان که می شوم، ورودی درب در کنار کفش های جفت شده رقیه و کودکانش، یک ویلچر نیز به حالت جمع شده قرار گرفته بود ویلچری که انگار جای کفش های پدر را پر کرده بود. خانه ای کوچک و نقلی که هادی در گوشه ای از آن نشسته بود و به گرمی از حضور ما استقبال کرد؛ چند
یک تجربه جدید با خالق نه فرشته ام، نه شیطان
ازاحوال غالب جامعه موسیقیدانان ایران کناره گرفتم و حالا کار خودم را می کنم. منظورم این است که وارد مسابقه ای که همه در حال انجامش هستند نشدم. برگردیم به اجرای پیش رو. گویا قرار است همراه با کنسرت پرفورمنس هم اجرا کنید. این اجرا، فرم معمول کنسرت ندارد. یعنی نشستن، لباس، فرم اجرا و... فرم معمول کنسرت هایی که همه مان اجرا می کنیم نیست. در واقع این کار این قابلیت را دارد که ما هر کار
رمان کارگری انقلابی
/> در واقع این کتاب، اولین مجموعه از سه گانه ای است که گودینی نوشتن آنها را مد نظر قرار داده است. جلد اول این مجموعه یعنی تالار پذیرایی پایتخت و جلد دوم به نام زنی با کفش های مردانه از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده اند و حالا خوانندگان پروپا قرص آثار این نویسنده، بی صبرانه منتظر انتشار جلد سوم این مجموعه به نام دار بلوط مقدس هستند.
برام جشن طلاق می گیری؟!/دانش آموز شهیدی که با کتاب درسی اش تفحص شد
/> فقط به خاطر یه برگ ارجاع ناقابل که به نظر من یه چیز به درد نخور درد سر درست کنه تا ساعت پنج این طبقه اون طبقه و این پذیرش اون پذیرش سرگردون بودیم. بابام خیلی خسته بود و منم گاهی یک جا می نشستم تا نخوام این همه دوندگی کنم درمانگاه شلوغ بود و پر از مردمی که هر کدام مبتلا به یک بیماری و ناامید از مسئولین و پرسنل. همه نگران و عصبی بودند تو برگ ارجاع من فقط یک کلمه اشتباه شده بود اونا حاظر نبودند
روایت منصور کاظمیان، کمک خلبان شهید دوران از حمله به هتل الرشید/ یورش به دیوار آتشین
، آمریکایی بود و ما می توانستیم موشک های شرقی، یعنی موشک های روسی را از کار بیندازیم. به همین دلیل سیستم هایی برای ازکارانداختن موشک هایی که غرب به عراق داده بود مثل رولند فرانسه، نداشتیم و اصلا نمی دانستیم چگونه باید با آنها کار کنیم. برنامه این بود که صبح 30 تیر، ساعت 5:30 پای هواپیما باشیم؛ ساعت 5:45 دقیقه از زمین بلند شویم و حدود 6:15 بغداد باشیم و بعد از مأموریت برگردیم. قرار بود سه هواپیما از
چهار اثر منفی لغو تحریم ها بر اقتصاد ایران
کشور نشده بودیم این است که با دلارهای هنگفتی که از محل فروش نفت به دست می آمد و بودجه ی سنگین دولت، این سوراخ ها پوشانده می شدند و مشخص نبودند. در شرایط تحریم های اقتصادی متوجه شدیم که اقتصاد کشور از نظر ساختاری مشکل جدی دارد. در واقع این تحریم ها چنین مسائل و مشکلاتی را به ما نشان داد. حالا عده ای می گویند که برای حل مسائل اقتصادی باید تحریم ها را برطرف کنیم. به نظر می رسد، قبل از بستن
تیراژهایی که با تردستی افزایش می یابند
در گزارشی که در شماره روز سه شنبه سی ام تیر 1394 خورشیدی به قلم مریم شهبازی انتشار یافته، می خوانیم: کتاب حال و روز چندان خوبی ندارد. این را همه می دانند. هم اهالی کتاب و نشر و هم آنانی که اهل مطالعه و کتابخوانی هستند، البته این شرایط نامطلوب، دستاورد یکی دو سال اخیر نیست و بخش عمده مشکلات آن از حدود 10 سال پیش نشأت می گیرد. زمانی که کسب مجوز برای انتشار کتاب مستلزم عبور از دالان های پر پیچ و خم
از متن برجام تا نیل به فرجام / نکاتی که نباید از آنها غافل شد
حاضر این است که از امضای برجام تا به نیل به یک فرجام اجرایی شایسته راه پر فراز و نشیبی را پیش رو داریم. این برهه از اهمیت خاصی برخوردار است که نیازمند توجه به چند نکته اساسی و کلیدی است که در متن حاضر مطرح می گردد. امید است، طرح این مسایل بتواند راه را برای نیل به اقدام مدبرانه مشترک ملی بیش از پیش فراهم آورد. نکته اصلی که مورد تاکید قرار می گیرد این است که باید از پوپولیستی کردن موضوع هسته ای به شدت
نیمه شب در پاریس
خاطرات خوبم با علی افتادم و افسوس خوردم که در آن لحظه تهران نیستم تا با او وداع کنم. قطعا لحظات تلخ و سختی را پشت سر گذاشتید؟ خیلی زیاد. وحشتناک بود. مرگ علی ناباورانه بود. من حتی هنگام فوت پدرم اینقدر غافلگیر نشده بودم که از شنیدن خبر فوت علی جا خوردم. حتی خاطرم هست در زمانی که قرار بود فیلم سینمایی جهان پهلوان تختی را بسازند یک خانه ای را نزدیک لوکیشن برای او اجاره کرده
شورای امنیت ماشه را چکاند؛ نوبت ایران است/ چه کسی هزینه هتل محل مذاکرات را پرداخت کرد؟/ قاتل بخشیده شده ...
، دیگر هیچ ربطی به تحریم ها ندارد و اینگونه مشکلات بیشترش به قول علامه جوادی آملی از بی عرضگی مسؤولان است!حالا گفته می شود در رهگذر این مذاکرات، قرار است بخشی از تحریم های ظالمانه و ناروا و بی جهت که حتی دلیل مشخصی هم برای اعمال نداشت، برداشته شود. با این همه اما خوشحالی بزک کنندگان آمریکا چه معنایی می تواند داشته باشد؟ اعتقادات و اصول دینی به کنار، عرف دیپلماسی بین الملل که طی این 23 ماه آمریکا مدام
شکر برجسته ترین مصداق مثبت بودن است
را می توان به نوعی هفت شاخص برجستۀ موفقیت یک انسان در زندگی یا هفت اصل کلیدی برای رسیدن به یک زندگی بهتر به حساب آورد. اولین ویژگی مهم دستورالعمل های دین: مثبت بودن یا مثبت گرا بودن / در نوع دستورات دینی، مثبت گرایی وجود دارد اولین ویژگی ای که به عنوان ویژگی برجستۀ برنامه ها و دستورالعمل های دین، می توان مدّ نظر قرار داد که بسیاری از دستورات مهم دین، صریحاً این ویژگی را به
بشاگرد نمایی از بهشت/پیغام امام(ره) به حاج عبدالله
مرحوم والی و دوستانش امید به پیشرفت در مردم بشاگرد اوج گرفت. سال 84 حاج عبدالله بر اثر عارضه قلب درگذشت اما همچنان برادرانش و همه کسانی که در بشاگرد بودند راه او را ادامه می دهند و بشاگرد امروز شکل دیگری به خود گرفته است. آنچه در ادامه می خوانید گفت وگویی است با محمود و امیر والی برادران حاج عبدالله و مجید جلالی و روبرت شاهوردیان از دوستان وی که از این مرد برجسته جهادی اینگونه روایت می
برای علی کریمی به مناسبت اولین سالگرد خداحافظی اش/ حالا کارخانه رویاسازی شروع به کار کرده بود
. برای آنها-همه ی مردم- بیشترین حسرت، عدم حضور او در چهار جام جهانی بود. در 98 که ایویچ او را در تیم جای نداد. در 2002 که عزیزکرده ی بلاژویچی بود که تیمش صعود نکرد. در 2006 که مصدوم بود و وقتی در بازیِ دوم تعویض شد، آن ضربه ی کذایی را به ساک نیمکت نشینان تیم ملی زد. دور بعدی آفریقای جنوبی که صعود نکردیم. اما جام پنجم، همین 2014 که با وجود علاقه ی شدید کی روش به او، باز هم از کاروان تیم ملی
آقای عطاران! چرا فیلم هایت می فروشد؟ (2)
گفتم این که شد، حالا بعدش باید چه کار کنم اما نکته مهم این است که برای همین چیز به ظاهر کوچک و حالا کم اهمیت، خیلی تلاش کردم. یعنی همین هم آن موقع اصلا ساده و دست یافتنی نبود. جالب است که معمولا می گویند باید ایده های بزررگ داشت و بلندپروازی و جاه طلبی شرط اصلی رشد است؛ ولی تو انگار به حداقل ها قانع بوده ای ولی به جاهای خیلی بالاتری رسیده ای. به نظر می رسد، هیچ وقت در زندگی و کار آدم جاه
40 پرس کباب مژد گانی کیف 1/5 میلیاردی
د ید ، مرد کارمند از خانه اش واقع د ر بلوار 40 د ستگاه بیرون آمد . شهر سوت و کور بود و همه چیز درست از جایی که انتظار نمی رفت کنار هم چید ه شد ه بود ، د قیقا د ر زمانی خاص. مرد جوان د رحال عبور از خیابان نگارستان د وم بود ، ناگهان کیف قهوه ای رنگ چرمی که د ر پیاد ه رو رها شد ه بود ، توجه اش را جلب کرد . خود رواش را متوقف کرد ، پیاد ه شد و د ر برابر کیفی حاوی مد ارک معتبر، چک با مهر و امضاء و سند
وقتی 27 سالگی آخر دنیاست/ جشن تولد دختری جوان در خانه سالمندان! + عکس
اینکه یک دختر 27 ساله با هم اتاقی های 80 ساله چه دارد که بگوید. فریبا با لبخندی که در طول مصاحبه اصلا از روی لبانش محو نمی شود می گوید: مجله می خوانم، تلویزیون نگاه می کنم و در روزهای رمضان قرآن می خوانم. فریبا؛ مهندس کامپیوتری که قرار بود بورس شود سئوال مضحکی به ذهنم می آید و با بی فکری تمام از فریبا می پرسم که مگر سواد هم دارد. اینبار لبخندش تبدیل به قهقهه می شود و می گوید
آزار خیابانی در سه روایت...
ساعت شش عصر بود. بعد از خریدن چند قلم دارو از داروخانه رامین تو خیابون فردوسی، اومدم بیرون. کنار خیابون وایساده بودم و سرم توی موبایلم بود. داشتم چک می کردم که چقدر پول توی حسابم مونده، یه دفعه صدایی از کنارم شنیدم. صدای یه مرد جوون که می گفت با من دوست می شی؟ امشبو با هم باشیم؟ همه چیزم هست؛ شیشه، پایپ، همه چی. اول فکر کردم که داره با تلفن صحبت می کنه و با من نیست، اما کسی هم کنارم نبود که فکر
فقط نقش اول بازی می کنم
بودند که بتدریج در سراسر آمریکا گشته بودند و این آدمهای قربانی تبعیض نژادی و طبقاتی را پیدا کرده بودند و متن را عین زندگی واقعیشان نوشتند. در این نمایشنامه با نگاه صریح و گزنده ای، سیستم قضایی آمریکا مورد نقد و چالش قرار گرفته است. بعد از این همکاری پر بار با این کارگردان، مسیر بازیگریتان را چگونه ادامه دادید؟ - بعد از آشنایی با منیژه محامدی و کار کردن در گروهش، در دانشگاه تربیت