سایر منابع:
سایر خبرها
اصولگرا هستم
/> برخی بله و برخی هم گفتند به خودت رای دادیم. *آقای مهندس! حس خودتان بعد از انتخابات این بود که تصمیم درستی برای کاندیداشدن گرفته اید؟ شما دوبار کاندیدا شدید و هر دوبار رای اخر را داشتید بله، از نظر خودم تصمیم درستی بود. چون من با برنامه مشخصی هم آن دفعه و هم این دفعه آمده بودم. به نظرم مهم این بود که سابقه ای باشد تا آدمهایی که برنامه خاصی دارند، بتوانند عرضه کنند.
سارقی که بعد از 4 بار بازداشت، بازهم سرقت کرد: آزاد شوم بازهم سرقت می کنم!
دزدی می کنم، اگر دزدی نکنم؛ چطور شکم زن و بچه ام را سیر کنم. چاره ای نداشتم، باز همین پول دزدی بود که بچه هایم از گرسنگی نمیرند. چرا کار نمی کردی؟ بهتر نبود از طریق کار کردن و راه حلال خرج زندگی ات را تامین کنی؟ 12 سال در یک شرکت کار می کردم، اما به یکباره بیکارم کردند و گفتند؛ دیگر قرارداد با من نمی بندند. تا مدتی هم بیمه بیکاری می گرفتم، اما بعد به پایان رسید. البته 4 سال هم
گزارشی از یک لبخند کرم خورده ی غمگین
خانه بود را به مغازه بردیم. و روز بعد برای اولین بار چهل -پنجاه کیلو مرغ زنده ریختیم توی مغازه و یک اجاق علاء الدین نفتی قدیمی که آن روزها مدشان بود و یک چاقوی تیز از خانه آوردیم و این چنین مغازه ای به مغازه های کم مشتری شهر کوچک مان اضافه کردیم. می گفت چند ماهی کارمان بد نبود اما چون مغازه توی یکی از خیابان های پرت شهر بود سودش آنقدرها نبود که کفاف زندگی هر دو نفرمان را بدهد....
ماجرای حصر ابدی 2 بسیجی بعد از 88
اطلاعات روز# "رامین و هادی از سال 88 در حصر هستند؛ آن هم نه به مدت محدود...حصر آنها ابدیست". ایپزود اول: انتخابات...اغتشاشات...آشوب...قانون شکنی... فتنه انگیزی... و حصرخانگی روز جمعه 22 خردادماه 1388، انتخابات ریاست جمهوری دهم برگزار شد. محمود احمدی نژاد، میرحسین موسوی، محسن رضایی و مهدی کروبی 4 کاندیدای نهایی این انتخابات بودند. همان شب در حالی که شمارش آرای انتخابات
قفلی که برای شهادتش به پنجره فولاد بست، باز شد!
مبارزه هم هست.امروز رزمندگان مدافع حرم در جبهه مقاومت اسلامی درس آموخته شهدای دفاع مقدس هستند و شهدای دفاع مقدس هم درس گرفته از نهضت عاشورای حسینی. این مبارزه تا آخر دنیا و تا آمدن امام زمان(عج) ادامه خواهد داشت. امروز ما پای انقلاب اسلامی و پای اعتقاداتمان هستیم. از همه مردم کشورم می خواهم همانطور که قدردان شهدا هستند، قدردان بمانند و بدانند این امنیت امروز مردم را مدیون خون شهدا هستیم و این شهدا هستند که نام و آبروی کشور ما را در دنیا حفظ کردند. البته مردم ما می دانند همین حضور پرشور و صمیمانه شان در تشییع پیکر برادرم بعد از 34سال خود نشان از این درایت دارد . ...
حساب و کتاب میراث رئیس جمهور سابق در آمریکای جنوبی
هزار واحد به ارزش 200 میلیون دلار، بعد [طرف ایرانی] پیش پرداختی می گیرد و می گوید من در فلان سال، مثلا چهار سال دیگر، [خانه ها را] به شما تحویل می دهم. بعد به علت تغییرات مقطعی، در وسط کار اجرای پروژه با محدودیت روبه رو می شود. همه اینها را به عنوان مثال می گویم که ممکن است اتفاق بیفتد یا هر اتفاق دیگری که دقیقا منطبق با قرارداد اولیه روی کاغذ نباشد. این اتفاق ها ممکن است در ایران هم پیش بیاید. مثلا
روایتی متفاوت از پشت پرده ی آسیب های زیر پوست پایتخت
وجود دارد و از جمله ی آنها، فحشا و تن فروشی و مهم تر از همه، اعتیاد است! من در ادامه ی فعالیتم، به حوزه ی زنان معتاد و کارتن خواب وارد شدم. در بیشتر گروه ها و سازمان های مردم نهاد معروفی که در حوزه ی آسیب کار می کنند، رفتم؛ البته نه این که عملکردشان را تأیید کنم بلکه به شدت با برخی عملکردهای سلیقه ای آن ها مشکل دارم و از اصول من، فعالیت زیرساختی است؛ یعنی به صرف این که به آسیب دیدگان، غذا داده شود یا
رحمت الله حافظی از صحنه گردانان اصلی انتخابات نظام پزشکی گفت
بودم و حالا برمی گردم به شغل تخصصی خودم. برسیم به مباحث پرحاشیه و اتفاقات رخ داده هنگام برگزاری انتخابات نظام پزشکی. چه زمانی تصمیم گرفتید در انتخابات نظام پزشکی شرکت کنید و بعد از آن چه اتفاقاتی افتاد؟ بر اساس قانون، دولت اختیاراتی را به نظام پزشکی می دهد تا در چارچوب معین شده تصمیماتی را در قبال مردم و پزشکان اتخاذ کند. مثلا صیانت از حقوق بیماران یکی از بندهای مهم است و دیگری
توتون سیگار باعث سکته طالقانی شد یا انگشتر سفیر شوروی؟/ مرگ مشکوک آیت الله طالقانی
تایید خواهرش طاهره نیز هست که گفته بود فوت ایشان برای همه فرزندان مشکوک بود . چرا دو تلفن قطع شد؟ مهدی علت مشکوک دانستن مرگ پدر را اینگونه برای خبرآنلاین توضیح داده است: وقتی انقلاب شد منزل ابوی در پیچ شمران تبدیل به محل رجوع مردم شد و دیگر برای ما قابل زندگی نبود. پیشنهاداتی شد مبنی بر اینکه فلان کاخ، فلان دفتر یا خانه فلان تیمسار خالی است، به یکی از این مکان ها بروید؛ اما آقا
جزئیات جدید از نحوه مرگ بنیتا، دختربچه 8ماهه
پایین بود. تی شرت سفید آستین کوتاه را از داخل خودرو برداشتم و آن را عوض کردم. مأموران در داخل پاکدشت مرا تعقیب می کردند. رئیس دادگاه خطاب به متهم گفت: اظهارات شما با اظهارات مندرج در کیفرخواست و گزارش های پلیس آگاهی متناقض است. متهم ادامه داد: در مرحله اول در خانه شاکی بودم. بعد در قیامدشت مهدی را دیدم که به او گفتم اگر نیایی ماشین را رها می کنم و کاری ندارم. من در پاکدشت
زندگی یک "ساقی گُل" از نمای نزدیک!
قرمز کنارش ایستاده تا محل قرار گرفتن گشت های پلیس. نگران سؤال هاست و دائم می گوید: داداش جون مادرت فن کار ما رو ننویس دستمون رو می شه! عطا از سال 90 که از خدمت سربازی برگشت تهران، خیلی جدی فروش مواد را شروع کرد. نه از سر بیکاری یا بی پولی. چون پدرش کارمند است و خانواده اش همه بازاری ها قدیمی هستند و خودش هم قبل از حرفه ای شدن در پخش مواد، شاگرد مغازه بوده: از سربازی که اومدم، رفتم تو مغازه
گزارش کامل برنامه نود 20 شهریور 96
در گذشته یک بار بازداشت شده است، عنوان کرد: در مقطعی مدیر عامل شرکت پتروپارس گلف در خارج از کشور بودم که فریب و شرکت به مشکل خورد؛ در قانون تجارت باید بالاترین مسؤول در دادگاه حاضر شود که به همین دلیل من به آنجا رفتم تا موضوع حل شود؛ بحثی در دادگاه پیش آمد که منجر به ضد و خورد شد؛ بعد هم از آن شرکت خارجی رفتیم؛ ضمنا شرکت پترو پارس ثبت امارات در لندن بود ولی شرکت نفتی ما ثبت ایران است.
مادرم بهترین شنونده و بیننده آثارم بود
بازی را دیدم و با عروسک مبارک آشنا شدم و بعد از آن همه زندگی ام صرف شناساندن مبارک در ایران و در خارج از کشور شد. برای معرفی عروسک مبارک چه کارهایی انجام دادید؟ سال 1349 که وارد دانشگاه تهران شدم با مطرب های راسته سیروس رفیق شدم و آنها را به دانشگاه تهران دعوت کردم. کار عروسکی را از همان جوانی و حتی در دانشگاه ادامه دادم و جزئی از زندگی من از کودکی تا اکنون بوده است.
ابراهیم یزدی به روایت احسان شریعتی
تبعیدگاه نوفل لوشاتو با امام(ره) بود و از مسافران پرواز انقلاب، پس از انقلاب هم با نهضت آزادی و مرحوم بازرگان ماند و در دولت موقت، نخستین وزیر خارجه انقلاب لقب گرفت. ابراهیم یزدی تا پایان حیاتش به گفتمان سیاسی مهندس بازرگان وفادار ماند و بر این اندیشه بود که ویرانه های حاصل از 2500 سال تسلط فرهنگ استبدادی را نمی توان یک شبه به گلستانی از آزادی و دموکراسی تبدیل کرد. در پی برداشتن نخستین گام های سیاست گام
بخشی از زندگی و خاطرات دومین شهید محراب کشور به روایت همراهان در همدان
بودم عده ای از من خواستند رساله بنویسم که مخالفت کردم ، برای این که مرجعی چون حضرت آیت الله خمینی وجود داشت که باید همه از ایشان تقلید می کردیم" شهید محراب، در نجف اشرف، در درس خارج مرحوم آیت الله سید عبدالهادی شیرازی (ره) و مرحوم آیت الله حکیم (ره) و مرحوم آیت الله (ره) خوئی (ره) شرکت کرده، و از مراجع بزرگی از جمله آیت الله حکیم در نجف و آیت الله حجت کوه کمری در قم، و آیت الله خوانساری
خاطرات شنیدنی محافظ رهبر انقلاب در دهه 60
تاپت گم شد و دو هفته بعد تصادفی آوردند در خانه نباید آن را بگیری چون قطعا اتفاقی نبوده است. ما کلاس هایی داشته ایم برای حفاظت و آموزش نمایندگان مجلس اما آنها بسیار کم و پراکنده مشارکت داشتند. در دوره حاضر کشتن و حذف فیزیکی دیگر معمول نیست بلکه با ترور شخصیت و صدها بلای دیگر در این حوزه ها برسر افراد می آورند نه تنها او بلکه نظام و کشور و اسلام را ترور می کنند است. پس می توان گفت که محافظ حق
از سخنرانی عربی آیت الله مدنی در سوسنگرد تا کشتن 7 مهاجم عراقی توسط یک زن با چوب
پدرشان یا برادر بزرگترشان حرف می زنند. آن هیمنه علمی، در رابطه ایشان با جوانان اصلاً محسوس بود. با جوانان اینچنین بود، با عامه مردم و قشرهای خیلی عمومی مردم نیز چنین بود. *سخنرانی عربی آیت الله مدنی در شهر سوسنگرد در یکی از دفعاتی که سوسنگرد آزاد شده بود - بعد البته مجدداً اشغال شد - بنده در اهواز بودم و می خواستم به سوسنگرد بروم، لباس نظامی تنم بود. در این بین دیدم که آقای مدنی از تهران
جزئیات جدید از نحوه مرگ بنیتا، دختربچه 8ماهه
، ابزار، ضبط ماشین و عینک دودی بوده که فقط گوشی همسرم به من داده شد و چند روز بعد در داخل وسایل بنیتا یکی از سیم کارت های گوشی پیدا شد. وی گفت: پدرم بنیتا را شناسایی کرد چون نمی خواستم چهره خندان فرزندم از یادم برود. در ادامه مادر بنیتا درحالی که اشک می ریخت قصاص برای متهمان پرونده در ملأعام را تقاضا کرد و افزود: بابت همه چیز شکایت دارم، این حرمله ها باید به صورت علنی مقابل چشمان
شهرداری بازی اصلاح طلبان/ آمریکا دنبال حاشیه امن در رقه
، هیجان و جنب و جوش جناح های سیاسی به شب انتخابات محدود نمی شود و پس از انتخابات فروکش نمی کند. در این صورت، دیگر شب و روز نمی شناسیم و شب انتخابات با غیر آن، برای ما تفاوت نخواهد کرد؛ در دولت و مجلس و قوه قضائیه باشیم یا بیرون و منتقد آنها. هم باید به دولت گفت انتخابات تمام شده و حالا دیگر به مسئولیت های حقیقی در تراز نظام و مردم برسید. و هم از جریان حزب اللهی خواست تا از رخوت پس از انتخابات بیرون
دزدان خشن در تله پلیس تهران
گیرمان می آید. پیشنهاد خوبی بود و من و بهرام به همراه سه نفر دیگر سوار بر دو ماشین پژو راهی محل شدیم. ایمان اوایل کارخانه دار بود اما چند سال قبل ورشکست شد. بعد از آن هم کار درست و حسابی نداشت. فقط شنیده بودیم که دستگاه گنج یاب خریده است و در جست و جوی گنج است. به ما گفت نقشه این گنج را نیز در تبریز روی فرشی دیده است. خلاصه به محل مورد نظر رفتیم اما برخلاف انتظار ما ایمان وارد
در برنامه نود چه گذشت؟
است، عنوان کرد: در مقطعی مدیر عامل شرکت پتروپارس گلف در خارج از کشور بودم که فریب و شرکت به مشکل خورد؛ در قانون تجارت باید بالاترین مسؤول در دادگاه حاضر شود که به همین دلیل من به آنجا رفتم تا موضوع حل شود؛ بحثی در دادگاه پیش آمد که منجر به ضد و خورد شد؛ بعد هم از آن شرکت خارجی رفتیم؛ ضمنا شرکت پترو پارس ثبت امارات در لندن بود ولی شرکت نفتی ما ثبت ایران است. وی تصریح کرد: سوابق قضایی
رشد اصلاح طلبان بدلی، نگران کننده است
دست موضوعات را ندارند . من به سؤال اولم برمی گردم، با همه این اوصاف شما چقدر امیدوارید که نتیجه انتخابات 1400 مثل انتخابات 1384 نشود؟ تاریخ می تواند تکرار شود، اما عدم تکرار آن سال ها بستگی به تلاش برای آگاه کردن جامعه دارد. البته من فکر می کنم مردم تا رمقی دارند که به شرایط محیطی و آینده شان فکر کنند، باز هم در دقیقه 90 به خاطر احساس خطر جلو می آیند، اما ممکن است که برخورد
انحراف سایت رسمی مؤسسه حضرت امام(ره)!
گفت وگو عنوان می شود: اکنون 26 سال از رحلت امام می گذرد و شرایط کشور تغییر پیدا کرده است. آیا مشی سیاسی امام می پذیرد که ما تمام سخنان و مواضع امام را در شرایط فعلی بدون هیچ گونه تغییری اتخاذ کنیم؟... همان زمانی که امام در نقد نهضت آزادی سخنانی می گوید، خودش را متعهد می داند که انتخابات آزاد برگزار کند. هنگامی که دولت موقت سرنگون شد، تمام افراد نهضت آزادی در انتخابات مجلس شرکت می کنند
حکیمی پور:تحمل دولت بالاست/میرتاج الدینی: اصلاح طلبان نمی توانند اپوزیسیون دولت شوند
مجلس همین طور بودیم، بعد هم در دولت این طور عمل کردیم و الان هم همیشه ارتباط اصلی خودمان را با جریان اصولگرا تعریف کرده ایم و این جریان هم یک شاخص هایی دارد که در مسیر اصیل انقلاب و ولایت و رهبری حرکت می کند و همه افراد و شخصیت ها، احزاب و گروه ها را هم با این شاخص ها می سنجیم. رویکردمان با دولت همکاری و پیگیری خواسته ها و مطالبات مردم و وعده های خود دولت است. ما چون از این دولت در انتخابات حمایت
حرف های جالب تازه عروس سینمای ایران از ماجرای ازدواج دومش
شبی که همدیگر را در فرودگاه دیدیم فردایش با هم صحبت کردیم، و آقای عباسی موضوع ازدواج را مطرح کردند. ایشان در همان شب در ماشین گفتند من دو سال پیش با شما تماس گرفتم و نشد که با هم همکاری کنیم. خیلی هم این چند وقت که بچه ها باهاتون همکاری می کنند، خوشحال و راضی هستم. ولی الان که دیدمتان می خواهم اگر اجازه دهید برای یک مورد دیگری باهاتون تماس بگیرم.
متهم پرونده بنیتا: بچه به چشم هایم نگاه می کرد/قتل را قبول ندارم، جای ماشین را به پلیس گفتم
متهم پرسید: در یک سال اخیر اعتیاد داشتی؟ که متهم پاسخ داد: 16 ماه پاک بودم و در روز 13 به در اعتیادم شروع شد که برای مصرف مواد به مشیریه رفتم و این اتفاق افتاد. رئیس دادگاه: درمورد احمد بگویید که متهم پاسخ داد: مسافر کش و ساکن اتابک تهران است. قاضی از مهدی خواست که با توجه به شکایت اولیای دم و گزارش های پلیس آگاهی و کلانتری و صدور نظریه پزشکی قانونی درباره پدر بنیتا و
اینجا انگی بر پیشانی مان نیست
. او هم می خواهد از زندگیش برایم بگوید. بعد از 8 سال خانمم خسته شد و رفت شیراز. نوید را هم با خودش برد. خلاصه رفتم کمپ و ترک کردم و اومدم پیش ممدآقا. خسته شده بودم. خانواده ام منو در مصاحبه تلویزیونی دیده بودن. قبلش باورم نداشتن. بعد از اون مصاحبه زنم زنگ زد و اومد سر خونه و زندگی. الان همه چی را به دست آوردم. زمان اعتیاد به زن و بچه ام توجهی نمی کردم ولی حالا بعد از کار می برمشون پارک. اون
به ایران برمی گردیم
خانه شان دعوتم کرد . از مالته می پرسم دعوت او را قبول کردی؟ با تعجب می گوید: بله، چرا که نه؟ از اینکه در همان روز اول به مهمانی دعوت شدم خوشحال بودم و دوست داشتم این موقعیت را تجربه کنم. وقتی به خانه شان رفتم فکر می کردم بلافاصله غذا می خوریم چون در آلمان وقتی به مهمانی شام دعوت می شویم نخستین کاری که انجام می شود سرو غذاست. اما تقریبا 2ساعت طول کشید تا شام را بیاورند. در عین حال هیجان زده بودم و
نگاهی به 10 سال خماری و بی خانمانی
. سمیه جوابش را نمی دهد و مدام انگشترهای بدلی که توی هر انگشتش انداخته را جابه جا می کند. بعد از کمی مکث با صدایی آرام تر ادامه حرف هایش را می گیرد: من بچه تهران نیستم، از شمال اومدم. الان 6- 7 سالی میشه تهرانم. 18 سالگی ازدواج کردم و دو سال بعد بچه دار شدم. خدا بهم دختر داد. اسمشو گذاشتیم سمیرا. شبیه باباش بود. دخترم مثل باباش چشم و ابرو مشکیه. از زمانی که اومدم تهران ندیدمش. 10 سالی میشه که
ورود سبک های اصیل به مسابقات قرآن/ مسابقاتی پرتنش و پرحاشیه
صورت می گرفت، اصلاً مسابقه ای برگزار نمی شد. بنابر این همه اینها را مدیون شهدا هستیم. در مسابقات مالزی که حضور داشتید، شهروندانی از قزوین در سالن حضور داشتند و شما را تشویق می کردند، در حسینیه ثارالله(ع) نیز به نظر می رسید همینطور بود. البته غیر از این موضوع، حدود سه چهار نفر از شاگردان خودم در مسابقات کشوری حضور داشتند. علی غلامی امسال حضور داشت و به نیمه نهایی قرائت راه پیدا کرد. مهدی