سایر منابع:
سایر خبرها
پاسخ حضرت آیت الله مکارم شیرازی به شبهات مطرح شده در مورد قرآن درفضای مجازی
در اکثر علوم اسلامی مثل تفسیر و حدیث و تاریخ اسلام و فقه و فلسفه صاحب نظر شدم و مدتی طولانی مدرس بعضی علوم اسلامی بوده ام. سپس تصریح می کند در ابتدا اعتقاد قوی به اسلام داشته و تدریجاً ایراداتی در قرآن یافته، و در حقانیت آن گرفتار شک شده و در پایان می گوید سرانجام من کافر شدم تمام عیار و عشق چند ده ساله ام را در پای عقلم قربانی کردم در نهایت خواهش می کنم کتاب را بی طرفانه یعنی بدون عشق و
انوار ادب فارسی در آثار بانویی ایرانی – فرانسوی
دانشیار زبان و ادبیات فارسی در فرانسه است به خاطرات کودکی و علاقمندی اش به آثار مولانا اشاره کرد و گفت : در آن سن کودکی من چیزی از شعرها نمی فهمیدم ولی همان وقت بود که من عاشق شعر فارسی و به خصوص مولانا شدم و با تمام بچگی به پدرم می گفتم که من این شاعر را از همه بیشتر دوست دارم. در ادامه، بخش هایی از آنچه به صورت پرسش و پاسخی صمیمانه بین این استاد زبان و ادبیات فارسی و مترجم توانا با
هر جا قدم می گذاری یک ایستگاه صلواتی درست می شود
دوبیتی افتاد و متوجه شدم که این دوبیتی ها ساخته و پرداخته ذهن خلاق اوست. با علاقه خاصی کتاب هایش را خواندم. مفاهیم پرمغز و روان در رگ های شعر این شاعر انقلاب موج می زند. تقریبا همه شعرهای منتشر شده سعیدی راد را خوانده ام ولی همیشه ساعت به وقت دلتنگی را که گزیده اشعار این شاعر جنوبی است بیشتر دوست داشتم. حتم دارم، هنرمندانه سرودن این اشعار است که دوست داشتن اشعار را سبب شده است. عبدالرحیم
ایرانی ها مادرزادی مهاجر نیستند
زده دارد، به گفت وگو نشستیم. متن پیش رو مشروح همین گپ وگفت صمیمی با اوست. تاریخچه و به نوعی مبداء مهاجرت در ادبیات جهان را خیلی ها به آغاز جنگ جهانی دوم مربوط می دانند که بسیاری از ادیبان اروپایی وقتی کشورشان را در این جنگ بین المللی دخیل می بینند، حال برای حفظ جان یا تمرکز بیشتر برای نوشتن آثار خود، به کشورهای دیگری سفر می کنند. در ابتدای بحث، با عنایت به گرایش های سیاسی مشاهیر ایرانی
برای رونمایی از آثارم دعوتم نکردند و گفتند جمع مردانه است!
جشنواره جایزه ادبی یوسف مهبودی با اشاره به برگزاری جشنواره دوسالانه جایزه ادبی یوسف گفت: در این جشنواره نویسندگان صاحب نام بسیاری شرکت می کنند. سال 92 در بخش داستان کوتاه این جشنواره شرکت کردم و داستان کوتاه سمندر به دلیل داشتن طنز بسیار صمیمی و نگاهی مهربان و انسانی به سایر مخلوقات خداوند در فضای خشن جبهه و جنگ و همچنین پایان تاثیر گذاری که دارد مقام کسب کرد. این داستان در مجموعه داستان
ماجرای واکنش رهبر انقلاب به آخرین شعر مشفق کاشانی
، تصمیم گرفتم که مجموعه ای از شعر جنگ را چاپ کنم. از افراد زیادی کمک خواستم اما نشد. اما هنگامی که به آقای مشفق گفتم ایشان استقبال کردند و یک مجموعه شعر جنگ را در زمان صلح تهیه کردیم و چاپ کردیم. وقتی که استاد گذاشتند یک مجموعه از شعر پایداری ایجاد شد تا نگذارد شور و عشق حماسه در کشور ما خاموش شود. در ادامه این نشست سهیل محمودی صحبت کرد و درباره ی اهمیت غزل به صحبت پرداخت و گفت : غزل یکی
در ستایش زندگی
بودند پشت کردند. ویسواوا شیمبورسکا از این دوره ی زندگی اش چنین یاد کرده است: وقتی جوان بودم به مکتب کمونیسم معتقد بودم، می خواستم دنیا را از طریق کمونیسم نجات بدهم. اما خیلی زود فهمیدم چنین چیزی امکان پذیر نیست با این حال هرگز انکار نمی کنم که روزی به آن اعتقاد داشتم. براین اساس دو مجموعه شعر نخستین ویسواوا شیمبورسکا در زمره آثاری قرار می گیرند که به رئالیسم سوسیالیستی گرایش
سعید دبیری: فرهادحاضر نبود در کلوپ های شبانه بخواند
ترین و مهم ترین تجربیات موسیقایی در این سبک را از خود به یادگار گذاشت. سعید دبیری را بیشتر به عنوان ترانه سرا می شناسیم و البته بیراه هم نیست چون ترانه های معروفی مثل: زمستان ، فرنگیس ، خدا چرا عاشق شدم ، پرنده ، آوازه خوان نه آواز ، قاصدک ، مجسمه ، جزیره و... سروده، اما در اصل او یکی از کسانی است که در دهه40 گروه گلدن رینگ را تشکیل داد که از معدود گروه ها یا به قول سعید دبیری، تنها
مصاحبه ای منتشر نشده از شاملو به مناسبت پانزدهمین سالروز نبودنش/ شاملو: کلمه برای من مقدس است
زا رفت. چه شد که نامِ مدایح بی صله را برای کتابتان انتخاب کردید؟ این عنوان را دوست می داشتم اما تا این اواخر ازش استفاده نکردم. در واقع آن را پس دست نگه داشته بودم برای مجموعه نهایی شعرهایم، که نصیب دفتر تا این جا ماقبل آخر شد. شاید بتوانم ادعا کنم هر کدام از دفترهای پیش از آن هم می توانسته این نام را داشته باشد. اما این که دفتر اخیر با این همه سال فاصله به چاپ رسیده حق با
سوءتفاهم های خیام و مولانا/ شما هم به زن میگویید معشوق، هم به مرد/ در فرانسه همه چیز مؤنث ومذکر دارد
فارسی و نمادهای آن از جمله سیمرغ، دوست، یار و معشوق در شعر فارسی افزود: به نظرم در این موارد مترجم باید روح شاعرانه شاعر را احضار کند تا به ذره ای از درک عرفانی او برسد. شما هم به زن میگویید معشوق و یار هم به مرد/ در زبان فرانسه همه چیز مؤنث و مذکر دارد. یکی از دشواری های ترجمه متن و شعر عاشقانه فارسی به زبان های دیگر این است که در فارسی مؤنث و مذکر نداریم و معشوق، دوست، یار و ... را هم می توانیم
مردی از تبار پیران صاحب سرّ
غذا می خورد. پدر به من گفت: حالا تو یک د ِینی داری نسبت به امام حسین(ع) و باید یک شعری بگویی. گفتم من در آن حد نیستم که بتوانم شعر بگویم برای امام حسین(ع). گفت: نه، باید این کار را بکنی چون شفا گرفتی از ایشان. در مدرسه ی پهلوی که درس می خواندیم، سید بزرگواری بود به نام سلیمی که مدیر مدرسه بود. من شب در خواب دیدم که در مدرسه هستم و پیش سید ایستاده ام. سید دست کرد توی کشو و دوازده بند محتشم را
احمد شاملو و راز عشق ماندگارش به آیدا
روحش دسترسی پیدا کنیم و راز ماندگاری او و آیدا را کشف کنیم. شاملو نخستین دفتر شعر خود را به نام آهنگ های فراموش شده در سال 1326 منتشر می کند؛ دفتری با عناصری مثبت اما بدون محتوی، سست و حتی تهی از اندیشه و شاید بتوان گفت شاعر جوانی که هنوز پا به عرصه کارکشتگی ذهنی و سخنورانه نرسیده است.چاپ اولین آثارش درست مصادف می شود با اولین ازدواجش، ازدواجی ناآگاهانه همراه با فرافکنی درونش بر روی این
مراسم بزرگداشت مشفق کاشانی و افتتاح خانه شعر برگزار شد
سهیل محمودی، شاعر، درباره نقش مهم مشفق کاشانی در شعر معاصر گفت: غزل یکی از خاص ترین قالب های شعر جهان است که بر اساس محتوا نام گذاری شده. قالب های شعری معمولا بر اساس فرمشان نام گذاری می شوند. اما نام غزل بر اساس محتوای آن است که یعنی ابراز عشق کردن. غزل سخنی عاشقانه و مهرآگین است. مشفق کاشانی غزل میانه یا مفصل را به خوبی بیان کرد. غزل میانه یعنی غزلی که غزل سنتی را به غزل امروز ربط می دهد. سهم
مشفق کاشانی مردی جوانمرد و بزرگ منش بود/ تهران شهری قرآنی است
برپا کند و از طرفی هر فصل یک آلبوم موسیقی ایرانی و ملی تولید شود. اولین آلبوم در ماه محرم تهیه خواهد شد تا هم صدا و سیما و هم همه مردم در سراسر کشور بتوانند از آن استفاده کنند. مشفق کاشانی استاد غزل میانه بود در این مراسم سهیل محمودی، شاعر، درباره نقش مهم مشفق کاشانی در شعر معاصر گفت: غزل یکی از خاص ترین قالب های شعر جهان است که بر اساس محتوا نام گذاری شده. قالب های شعری معمولاً بر
مسبب 80 درصد لغو کنسرت ها خود شرکت ها هستند
کنند. یا برای فرهنگ سازی قیمت بلیط کنسرت هایی مثل ارکستر سنفونیک و ارکستر موسیقی ملی که در تالارهای زیر مجموعه وزارت ارشاد برگزار میشوند و ماهیت هنری دارند را ارزان ارائه کنیم تا امکان بهره مندی بیشتر مردم از برنامه های فرهنگی فراهم شود. ولی در حال حاضر قیمت بلیط ارکسر سنفونیک و ملی به بالای 150 هزار تومان هم می رسد. گفته های شما با عملکردتان به عنوان مدیر کل دفتر موسیقی که نقش حاکمیتی
پرفروش ترین آلبوم های موسیقی در فضای مجازی + عکس
، حلقه در هر خانه ای، ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم، برگذری درنگری جز دل خوبان نبری، گر در آب و گر در آتش می روی، از قصه حال ما نپرسی، بیا بیا که شدم درغم تو سودائی، در شرابم چیز دیگری ریختی در ریختی، به جان جمله مستان که مستم بر اساس اشعاری از مولانا به آهنگسازی فردین خلعتبری و خوانندگی فرشاد جمالی به چشم می خورد. فردین خلعتبری قطعات این اثر را برای کوارتت زهی، سازهای کوبه ای و ایرانی و ساز هارپ
اشعار تازه پیداشده پابلو نرودا چاپ می شود
با عنوان سپس بازگشت: نرودای گمشده با ترجمه فارست گاندر شاعر و رمان نویس با صفحه هایی مربوط به خود شعر دست نوشته شده توسط نرودا چاپ و منتشر می گردد. پابلو نرودا شاعر نامدار شیلیایی در سال 1971 برنده جایزه نوبل ادبیات شد و دو سال پس از آن در سال 1973 در سن 69 سالگی درگذشت.
تالار وحدت میزبان جشن تولد انوشیروان روحانی شد
نام اثر به همراه نام آهنگساز و شاعر آن روی صفحه ای در پشت سن نقش می بست که یکتا بعد از اجرای اولین قطعه دلیل این کار را غافلگیر کردن مخاطب عنوان کرد و در ادامه با انتقاد از کمرنگ شدن روح آثار موسیقی در این روزها، درباره هدف اجرای چنین کنسرتی گفت: ما در این اجرا می خواهیم به صفا و صمیمیت و سادگی که در روزگار خلق این آثار وجود داشت، اشاره کنیم که باعث خلق آثاری ماندگار شد. آثاری که هر چه بیشتر
خیام و مولانا با یک سوءتفاهم به جهانیان شناسانده شده اند
نمی فهمیدم ولی همان وقت بود که من عاشق شعر فارسی و به خصوص مولانا شدم و با تمام بچگی به پدرم می گفتم که من این شاعر را از همه بیشتر دوست دارم. به فرانسه رفتم، ابتدا ادبیات فرانسه و بعد از آن ادبیات انگلیسی خواندم، تخصص من ترجمه های آثار فارسی به انگلیسی بود، یعنی تاریخچه، چرایی، چگونگی و تکنیک های این ترجمه ها و اینکه چه چیزی راجع به ادبیات انگلیسی به ما یاد می دهند و در نهایت چون حس کردم
بزرگ جماعت شعر انقلاب از خاطرت ما را نبر
پدید آورده و مجموعه شعر او در دیوان معاصر فارسی، فصل رغبت انگیز و شایسته ای گشوده است. جریان مقدمه نویسی از زبان سبزواری چنین است: یک روز در خدمت حاج آقا (مقام معظم رهبری) بودم. فرمودند: آقا حمید چرا کارهایتان را چاپ نمی کنید؟! به شوخی عرض کردم: آقا منتظرم شما مقدمه ای بنویسید ایشان هم به طور جدی فرمودند: من برای هیچ کس این کار را نکرده ام، ولی برای شما این کار را انجام خواهم داد. حمید
باباچاهی: نباید ضمائم شعری بر خود شعر حاکم شوند/پارسی کیا: شاعران به جای کافه ها به گالری ها بیایند
کاملتر است. الان دیگری زمانی است که شعر را از قید کتابت آزاد کرد. از میان چهره های شاخص حاضر در این برنامه می توان به لوریس چکناوریان، آهنگساز و رهبر ارکستر شهیر ایرانی، حمیدرضا شعیری، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس و نویسنده کتاب هایی چون نشانه معناشناسی دیداری و مبانی معناشناسی نوین ، هرمز علی پور شاهر مجموعه هایی چون نرگس فردا و دفتر شطرنجی ، علیرضا بهنام مترجم کتاب هایی چون در عشق باران می بارد و عاشقانه های شاعر گمنام هر دو از ریچارد براتیگان، آرش تنهایی، گرافیست و طراح جلد و نویسنده کتاب سی سال تنهایی و رضا آشفته، روزنامه نگار و نویسنده کتاب سرگذشت نمایش در ایران اشاره کرد. ...
هرج و مرج در داستان نویسی شاملو
خود شاملو ، میبدی اصلش را از او گرفت تا بخش هایی از آن را در مصاحبه ای لحاظ کند اما آن را بر نگرداند و قطعه ای از آن را به عنوان قصه ی منتشرنشده ای از شاملو به خورد خوانندگان مجله داد که این کار ، موجب حسرت و عصبانیت عمیق شاعر شد. یا بخش های دیگری از شرح حال نخستین تجربه های زیستن با مرگ ،چندین بار با نام های دیگری از جمله چنین زاده شدم در بیشه ی جانوران و سنگ و مرگ به من اشاره کرد در کیهان سال
گفتگو با مریم حیدرزاده، فقط به خاطر تو
77 تا 84، ده مجموعه چاپ کرده ام. هشت تای آنها شعر و ترانه و دو تای دیگر به زبان نثر در قالب نامه های عاشقانه به چاپ رسیده اند. اما از آن سال تاحالا که کتاب یازدهم من چاپ شد، دیگر اجازه انتشار اثر به من ندادند. متاسفانه از سال 84 به بعد همه چیز برای من متوقف شد و اجازه هیچ کاری به من داده نشد. بدون اینکه هیچ دلیل محکمه پسند و موجهی وجود داشته باشد. فکر می کنم یکی از سخت ترین چیزها این باشد که
غروبِ پانزده ساله ی بامداد
پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریوکایی با تعدادی داستان کوتاه نوشته خودش و تمام یادداشت های کتاب کوچه از میان می رود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخه های یگانه ای از نوشته هایش از جمله مرگ زنجره و سه مرد از بندر بی آفتاب توسط پلیس ضبط می شود که دیگر هرگز به دست نمی آید. در سال 1339 با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری ادارهٔ سمعی و بصری وزارت کشاورزی را تاسیس می کند و به عنوان سرپرست
عسکری: هرآنچه ردیف و قافیه داشت، شعر نیست
چه گفته و این همان چیزی است که من به عنوان تنهایی از آن یاد می کنم. در این جا است که حتی در ایده آل ترین شرایط نمی توانیم تا دنیای ذهنی یک نفر را درک کنیم. حال فرض کنید که این دو دنیا یعنی تجربه هیجانی شاعر باتجربه هیجانی مخاطبی که رو به روی آن است با هم برخورد می کنند. یگانه ادامه داد: در دنیای امروز اگر به بافت جامعه مان توجه کنیم، در یک زمان مثلاً دوران انقلاب، انسان های فعال سیاسی
امیدوارم چراغی که روشن کردم خاموش نشود
دارد که یکی از معیارها و بیش ترین امتیاز این است که کتاب چاپ شده چه نوع کتاب و چه محتوایی دارد و آیا با توجه به نیاز سنجی به چاپ رسیده ؟ آثار برتر در سطح کشور و در سطح استان با توجه به معیارها مورد تو جه قرار می گیرند. در حال حاضر بیش از 13 هزار ناشر در سطح کشور داریم ، 500ناشر باتوجه به معیار ها زیر نظر کارشناسان به مرحله نهایی رسیدند و انتشارات نوید از بین این تعداد مقام اول را به دست آورد.
پرفروش های شهر کتاب در نیمه دوم تیر چه بود؟
/> چرا ایران عقب ماند و غرب پیش رفت/ کاظم علمداری/ توسعه رضا شاه از تولد تا مرگ/ کیوان پهلوان/ نشر علم دفاع مقدس آن بیست و سه نفر/ احمد یوسف زاده/ سوره مهر من زنده ام/ معصومه آباد/ بروج لشکر خوبان/ معصومه سپهری/ سوره مهر سال سی روزنگار مصور ایران پس از انقلاب اسلامی/ رضا طاهرخانی/ موسسه هنری رسانه ای اوج داستان
آخرین وصیت نامه معلم شهید محمد علی رجایی وبهاماتی در مورد حادثه شهادتش
ها افزود. اکنون پس از گذشت 30 سال هنوز سؤال های زیادی در مورد این پرونده بدون پاسخ باقی مانده است. رجانیوز در ادامه یک برگ سند از کیفرخواست پرونده هشت شهریور 1360 را به همراه مستندی با عنوان مردان خاکستری منتشر می کند. در پایان نیز یک فیلم کوتاه از سخنرانی حضرت آیت الله خامنه ای رئیس جمهور وقت در سالگرد شهادت رجایی و باهنر منتشر می شود. علی اکبر تهرانی متهم ردیف دوم پرونده انفجار
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
غزل، پیشانی شعر است
جنس، به لحاظ موقعیت و اندیشه به هم بسیار نزدیک می شوند و فارغ از جنسیت، درباره موضوع مشترکی می گویند که در این شعرها، مرز بین شعر زنانه و مردانه بسیار باریک می شود و حتی گاهی از بین می رود و تشخیص اینکه شاعر شعری بدون نام، زن است یا مرد، دشوار می نماید. حال این قیاس ، نه در غزل که در هر قالبی می تواند صدق کند. اما از آنجا که بیشتر، غزل، عرصه ظهور عواطف است، این تفاوتها در غزل چشمگیرتر است.