سایر منابع:
سایر خبرها
سوشا مکانی : با سیستم جدید برانکو، باشم یا نباشم گل نمی خوریم / عمران زاده کارت دعوت بفرستد به مراسم ...
او دلخور بوده است! چه بگویم؟! حالا اگر مدافع استقلال تهران تو را به عروسی اش دعوت کند، حاضری در مراسم عمران زاده شرکت کنی؟ اگر حنیف کارت دعوت بفرستد با کمال میل به مراسم عروسی اش خواهم رفت. و باز هم عدد 6 را نشان می دهی؟! در مراسم حنیف که قطعاً این کار را انجام نمی دهم ولی به هر حال هواداران ما به عدد 6 علاقه ویژه ای دارند؛ همان طور که استقلالی ها به عدد 4
چگونه با رفتارهای ناسازگارانه کودکان برخورد کنیم؟
و مشخص بگوییم که از او چه می خواهیم؛ مثلا بگوییم "دوست دارم تا پنج دقیقه دیگر دفتر و کتاب هایت را از وسط اتاق جمع کنی." این دکترای روانشناسی کودک و نوجوان اضافه کرد: به جای سخنرانی و بحث و جدل، کوتاه و مؤثر با لحنی محکم ولی در کمال آرامش به او گوشزد کنید که رفتارش در شما چه تأثیری گذاشته و اگر از این رفتار خود دست برندارد، چه عاقبتی در انتظار اوست. وی خاطرنشان کرد: به یاد داشته
چطور اختلافات با خانواده همسر را حل کنیم؟
حقایقی می کنند که شاید بیان آنها و دانستن آنها چندان لازم و ضروری نیست و به این ترتیب با ذهنیتی از پیش تعیین شده فرد جدید را با خانواده اش آشنا می کنند. اگرچه عکس این حالت نیز ممکن است، عضو جدید به گونه ای به خانواده معرفی می شود که چندان مناسب و مساعد نیست و اینچنین است که بذر کاشته در دوران آشنایی چند سال بعد بارور و تنومند می شود و بستری برای جنگ پایان ناپذیر فراهم می کند، جنگی که شاید
حال همسر شهید بعد از دیدن عکس سربریده شوهرش
به گزارش شهدای ایران ، در راه فرودگاه او مدام در حال ذکر گفتن بود و بی قرار رفتن ... چند بار خواستم با او صحبت کنم، اما حال و هوایش عجیب بود و من ترجیح دادم او را از این حال در نیاورم. قول داد یک روز در میان به من تلفن بزند...و رفت.. با رفتنش دل مرا هم با خود برد... دلشوره عجیبی داشتم که ناشناخته بود .. سه شنبه آخرین تماس عبدالله با من بود. قبل آن با
شغل دوم هنرپیشه ها چیست؟
های کیانیان می خوانیم: روز - خارجی - خیابانی در تهران در اتومبیلی بودم که هر روز صبح مرا به سرِ صحنه فیلمبرداری می برد. مرد مؤدبی بود. گفته بود که چند سالی در ژاپن بوده. پول و پله ای جمع کرده و به ایران برگشته، با اتومبیلش در خدمت فیلم بود. از خانه تا محل فیلمبرداری تعریف می کرد و یا می پرسید. از همه چیز و همه جا و همه کس. به مردم خودمان هم خیلی انتقاد داشت. که
شیمی درمانی درد داره!/ آرزوهایی که رنگ واقعیت می گیرند
بیمارستان را می بینم...به سراغ یکی از آنها می روم و از وی در مورد شغل خود و وضعیت کودکان در بیمارستان به صحبت می نشینم. شیرین آقا بیگ زاده می گوید: بیش از چهار سال است در بخش آنکولوژی مشغول به کارم و به عنوان پرستار همکاری می کنم. از وی در مورد بخش انکولوژیِ می پرسم...می گوید: آنکلوژی همان بخش بیماران کودکان سرطانی است و برخورد با بیماردر این بخش اهمیت بسیار زیادی دارد و ما
ما هیچ عقده ای از آقازاده ها نداریم فقط نقدشان کردیم/ فاصله عصر یخبندان و پرده نشین فقط یک شب بود/ با ...
نقش را من بازی کردم. *اصلا یک آدم دیگری بودی. باور نمی کردیم تو باشی. برای خودم هم چنین حسی دارد. همین چند روز قبل هم که داشتم تماشا می کردم، به همسرم می گفتم که من اصلا این آدم را نمی شناسم! البته منظورم از نشناختن، در مقایسه با محسن کیایی است. برایم غریبه بود. آن لباس، آن ریش، آن مدل حرف زدن، در حالی که من آدم شلوغ کن و حراف و انرژیکی هستم. *فکر نمی کنی براتعلی
بنیاد در آینه مطبوعات
، هم توی بسیج و مسجد فعالیت می کرد. جنگ هم که شروع شد که دیگر نمی شد پیدایش کرد؛ دیدنش برای ما آروز بود. گاهی می شد یک سال از او خبری نداشتیم. نمی دانستیم اسیرشده، شهیدشده. یعنی آن موقع همه همین طوری بودند. بیش از حد کار م یکردند. با الان قابل مقایسه نیست. قبل از عملیات کربلای 4 آمد هبود مرخصی. با پای مجروح و عصا ب هدست. همین که عملیات شروع شد گفت باید بروم. هر چی اصرار کردیم که تو مجروحی، روی پاهایت
نامه شدیدالحن شرف الدین به لشگری پور: سمفونی استیضاح خیانت است
ناآشنا در این عرصه نیستم و بنابراین همه آنچه که گفته می شود مستند است. مع الاسف در یک سیستم راکد بحث فساد مالی و اداری هم در میان بدنه به وجود می آید که متأسفانه آمده! چرا مدیرعامل انجمن باید خود فیلمی تهیه کند که بعد از دو سال نیمه تمام ماند! چرا باید قائم مقام انجمن خود کارگردانی سریال انجام بدهد و سینمای دفاع مقدس این وضع را داشته باشد، بعد دوستان از نبود ایده خوب صحبت می کنند! آقایان به
پاسخ آیت الله مکارم شیرازی به یک شبهه
خاطرات عمر خود را روزبه روز جمع آوری کرده و به صورت کتابی درآورده آیا باید منتظر باشیم همه مطالب او با هم مرتبط باشد؟ 7. دقیق نبودن او در هنرآفرینی دیگری چیزی را که به عنوان دقیق نبودن قرآن نامیده با انواع اهانت ها مطرح کرده و می گوید: مثلا مطلبی را در آیه به طور کلی گفته و چند سال بعد متوجه شده است که کلیت آیه قبل نادرست بوده بنابراین در آیه دیگری آن را تخصیص زده است
مسبب 80 درصد لغو کنسرت ها خود شرکت ها هستند/ دفتر موسیقی محل تجمع دلال ها بود
نکته باشد. به هر روی ارجمند بعد از دوسال مبارزه با روابط ناسالم حوزه موسیقی و مخالفت با مافیای هنر از دفتر موسیقی رفت اما کمی پیش از رفتنش با ما حرف هایی زد که شنیدنی است. این گفتگوی چند ساعته آخرین گفته های مدیرکل دفتر موسیقی در ارشاد دولت یازدهم است. ************** ** مشرق چندی پیش به سراغ خواننده های پاپ دهه 70 رفت و با آنها به گفتگو پرداخت. بعضی پیشرو های این
نمایی از حوزه علمیه مطلوب/ 5 گام به سوی تمدن سازی
اصل مطلب می شوم و از مقدمات اولیه صرف نظر می کنم. در بحث طلبه تراز انقلاب و در حالت کلان تر بحث نیروی تراز انقلاب اسلامی ایران، بخصوص از سال 88، با رفقا زیاد تحقیق می کردیم و حضرت آقا هم مدام از بصیرت سخن می گفتند. ما گفتیم این کلمه قلمبه بصیرت یعنی چه که مدام حضرت آقا از آن حرف می زنند؟ مقداری برای ما مبهم است. این شروع کار ما شد و تحقیقات را شروع کردیم و بصیرت را کمی باز کردیم و بعد گفتیم کنار
توافق خسته ای!
دهیم که فلان دستاورد مهم کشور را 25 سال، معطل خود کند، بهمان دستاورد مهم دیگر را 10 سال؟! این یکی، نه نقد ما به توافق که جمله یکی از همین مردمان مذاکرات است؛ برای تسلیحات، باید مورد به مورد اجازه بگیریم ! واقعا چرا؟ در محضر روح خدا، با آن همه سر نترس و سودای انقلابی، واقعا چرا باید برای و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه اجازه از اجنبی بگیریم، آن هم مورد به مورد؟! خیلی دوست دارم بدانم در ازای
گل محمدی: یک لحظه هم نباید به نتیجه نگرفتن پرسپولیس فکر کرد
خبری در این زمینه نشد. بعد از چهارمی در فصل گذشته و قهرمانی در جام حذفی به دنبال قهرمانی در لیگ برتر نیستید؟ فصل قبل تیم شایسته ای داشتیم و به نظرم اگر بتوانیم درصدی از تیم فصل قبل بهتر باشیم می توانیم صحبت از موفقیت داشته باشیم اما الان خیلی زود است که حرف از قهرمانی بزنیم ولی قهرمانی واقعاً شیرین است و البته نتایج نیم فصل دوم برای موفقیت و قهرمانی یک تیم بسیار اثرگذار خواهد بود
این بار کرار در باشگاه صدایش را بلند کرد!
پرویز مظلومی و محمد نوازی در مصاحبه های مختلف درباره دلایل عصبانیت کرار حرف زدند و گفتند یکی از این دلایل، نگرفتن پولش است. آنها از اواسط هفته قبل به مسئولان هشدار داده بودند که اگر کرار پولش را نگیرد، شهر را به هم می ریزد. جالب اینجاست که هشدارها قبل از روز پنج شنبه داده شد، روزی که کرار باید قسط اولش را از باشگاه می گرفت. این بازیکن وقتی پنج شنبه به بانک رفت و متوجه شد حساب باشگاه خالی است
اسیر دست این زن شده ام!
روی طاقچه می گذاشتم، برداشت و زیر لباسم گذاشتم. بعد به طرف گنجه وسایلمان رفتم کمی پول و مدارکی که بود برداشتم بعد یک گونی دست گرفتم و شروع کردم به جمع آوری لباس های بچه ها. چند تکه لباس توی گونی انداختم از پنجره بیرون را نگاه کردم همه جا ساکت بود علیمردان آن وسط ایستاده بود چوبی توی دستش بود به گونی های گندم خیره بود. رفتم توی حیاط و چند دسته علف که توی انباری داشتیم جلوی گوساله و گاو ریختم دستی
کارنامه رضاشاه در میزگرد زیباکلام و سلیمی نمین
، از این ابزار استفاده چشمگیری کردند. دولت مرکزی زمانی تن به قراردادهای خلاف مصالح ملی می داد که روزبه روز ضعیف می شد. این سیاست با پیروزی کودتا [1299 خورشیدی] کاملا تغییر کرد. به همان میزان که فعالیت ها قبل از آن برای تضعیف دولت صورت می گرفت، بعد از کودتا تلاش آنها بر این بود که دولت مرکزی را تقویت کنند. همه دست نشاندگان خود را رسما به پذیرش حاکمیت رضاخان دعوت می کنند. شما می فرمایید ما
برای علی هویسی با اندوهی به وسعت اقیانوس...
"علی" سریع بود که هنوز هم هیچ کسی آن را باور نکرده است. همه فقط با یک کلمه خودشان و یکدیگر را آرام می کنند؛ "خبر مرگ علی دروغ است" اما همه خوب می دانیم که علی رفته است... . باورمان نمی شود و باور نمی کنیم که دیگر نیستی. صندلی ات در ایسنا و لنز دوربین ات تو را می خوانند. دل مان برایت تنگ می شود؛ برای خودت، برای عکس هایت و برای آمدن های با هیجانت به ایسنا. می دانی این بار دلتنگی
کسی از چند قلوهای ایرانی خبر ندارد!
هستند. تجربه متفاوت دوقلو بودن برای درک دنیای متفاوت دوقلوها با عابده و شاهده که دوقلوهای همسان هستند و 24 سال سن دارند هم صحبت می شویم. عابده و شاهده نه تنها صورت مشابه بلکه حتی تن صدای یکسانی دارند. اما بعد از چند دقیقه کنار آنها بودن اولین تفاوتی که می توان یافت این است که عابده دختری شادتر و شلوغ تر و شاهده دختری آرام تر است. عابده شروع به صحبت از تجربه خاص دوقلو بودن می
علامت های قلب زنده/ ذکر خدا به صورت دل بخواهی فایده زیادی ندارد
باشیم، در واقع به ذکر خدا نخواهیم بود و معلوم نیست که آن کیست که ما به ذکرش هستیم؟! چون خدا بزرگ است و ما همه عبد هستیم و مخلوق او هستیم، فاصله ما تا خدا خیلی زیاد است. ادب بندگی و حداقل ادب ذکر اقتضا می کند که وقتی می خواهی به یاد خدا باشی، از خودِ خدا بپرسی که من چگونه به یاد تو باشم؟ بعد خدا به ما دستور می دهد: با نماز! اول باید وضو بگیری و بعد به همان صورتی که من گفته ام نماز بخوانی! نماز هم
کلیدهای روزی و برکت آن
کنیم و یا غلامان، حضرت فرمودند: نه، مرا به حال خود بگذارید؛ زیرا دوست دارم خداوند عزوجل مرا در حال کار کردن و زحمت کشیدن برای کسب روزی حلال ببیند. (من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 163، ح 3595) پرهیز از حرص و آزمندی و رضایت به قسمت در اسلام بر رضایتمندی به قسمت تاکید شده و از هرگونه حرص و آزمندی نسبت به آن پرهیز داده شده است. خداوند در آیات قرآن بیان می کند که با همه بخشندگی، به هرکسی به
پایم را بوسید تا رضایت مرا برای رفتن به جبهه جلب کند
/> با گفتن این خاطرات خواستم بگویم آنها برای رفتن به جبهه داوطلبانه و عاشقانه تصمیم گرفتند و حالا اگر بخواهم بگویم چرا آن قدر برای حضور در جنگ اشتیاق داشتند، به چند دلیل بود نخست حفظ مملکت و سپس دین و انقلاب، آنها نگاه می کردند ببینند امام چه می گوید، حرف امام برای شان حجت شرعی و عقلی بود، هر چه امام می گفت؛ حتی اگر مخالف خواسته همه اهل خانواده و فامیل بود، آنها با جان و دل آن را انجام می دادند
54 مستند جانبازان شیمیایی در دادگاه های بین المللی
تهوع آور استفاده کرده بود اما بعد از فتح خرمشهر، انواع و اقسام بمب های شیمیایی نیست که مرتب روی سر بچه ها نریخته باشد. باید ضربه فتح خرمشهر خیلی کاری بوده باشد که صدام تیر خلاص خودش را بزند و از یک سلاح ممنوعه استفاده کند؛ آن هم اینقدر علنی. چند روز پیش برادر مسرور را دیدم. می گفت آن پیرمردی که از تو خوش اش آمده بود، دوباره به ایران آمده است. او از سفر قبلی مقداری موی سر یک زن که در
رضاخان؛ منفور تهران مطرود موریس
اتاق خبر 24 : همه چیز برای رضاخان به یک کابوس شبیه بود. با وجود آن که از مدت ها قبل اطلاعاتی درباره حساسیت متفقین نسبت به حضور کارشناسان آلمانی در ایران، به گوشش رسیده بود، اما اصلا گمان نمی کرد که شوروی و انگلیس از نیروی نظامی برای حل مشکلشان استفاده کنند. نیمه شب دوشنبه، سوم شهریورماه سال 1320، نیروهای نظامی شوروی از شمال و نیروهای نظامی انگلیس از جنوب، مرزهای ایران را درنوردیدند
شاهزاده ها، جادوگرها و قصه های کتاب ها در نمایشگاه فرانکفورت جان تازه ای یافتند
دارد. خانم ایرانی هنوز مشغول گریه است، بعد از اینکه آرام می شود، از او می پرسم : چند ساله که ایران نرفتید؟ بیشتر از بیست ساله. پیش خودم فکر می کنم حتماً برای برگشت مشکلی دارد. این سؤال را ادامه نمی دهم. در آلمان ازدواج کردید؟ بله 8 سالی هست که با هانس ازدواج کرده ام. البته این ازدواج دوم منه. سال ها قبل با همسر ایرانی و دخترم به آلمان مهاجرت کردم اما همسرم بی خبر من و
با تلویزیون به کجا رسیدیم؟ / تلویزیون و آخر عاقبت فرزندان ما!
گرفته. آنقدری که فرزندم تلویزیون را دوست دارد، اگر مرا دوست داشت، فکر میکنم میشد از رابطه عاشقانه مان پرفروش ترین رمان عشقی سال را نوشت. وقتی از خواب عصرگاهی، دیر بیدار شده و چند دقیقه ای از برنامه اش را از دست میدهد، نمیدانی چطور اشک میریزد اگر ندانی فلسفه گریه اش چیست گمان می کنی زبانم لال مادرش از دنیا رفته! و یا پدرش به آسمان پرکشیده. من معنای حضور قلب را وقتی
آداب دومین بله گفتن عروس خانم
خوشایندی داشته باشد. وقتی با تمام این آشفتگی ها برای ساختن رابطه تازه تلاش می کنید، فرصت نمی کنید خود را به خوبی به شریک آینده زندگی تان معرفی کنید. شما بدون آنکه بدانید، تنها این پیام را به او منتقل می کنید که من تنها و شکست خورده ام، تو مرا تنها نگذار! همه این اتفاق ها درحالی می افتد که شناخت درست فرد مقابل نه، بلکه درست و کامل معرفی کردن خود شماست که می تواند در آینده به داد ارتباط تان
حاج قاسم شهید زنده است/ داعش در هرکجای دنیا باشد دنبالش می کنیم
کنند. این ها همه اش ظلم است و بخشی از جنگ روانی و بخشی از جنگ ما ضد داعش محسوب می شود. *چند ماه پیش بود که ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده سابق نیروهای آمریکایی در عراق (که بعدا رئیس سیا هم شد)، اعلام کرد که الحشد الشعبی یا به قول او میلیشیا های شیعه برای ثبات منطقه ی خاورمیانه از داعش خطرناک تر است. چه پاسخی به این حرف دارید؟ -من در حال حاضر در صدد پاسخ دادن به هر کس که جایی حرفی می
هاشمی نسب: نصف صحبت های خداداد در خندوانه سانسور شد!
دوربین گفت به خاطر دیدار با مهدی هاشمی نسب به تهران می آید. رفاقت من و خداداد مربوط به فوتبال نمی شود و فراتر از این حرف هاست. پس چرا می گفت که بعد از 15 سال رفاقت با مهدی هاشمی نسب هنوز او را نشناخته ام و نمی دانم کی خوشحال است، کی ناراحت؟! خداداد همیشه همین حرف را به من می زند. البته او همیشه در جمع و حتی خلوت خودمان هم به شوخی می گوید هنوز تو را نشناخته ام، چه زمانی ناراحت
ایرانی ها مادرزادی مهاجر نیستند!
ولی شادمان نیستم که حرف من درست از آب دراومد، ولی واقعا همین جوری شد. حالا بعضی از بزرگان می گویند نه! رفته اونجا و فیلمش رو می سازه و نمی دانم کی رفته کجا و چی کاره شده و کی تو سوئد چی کار شده! من راجع به استثناء حرف نمی زنم. محمدعلی جمالزاده پدر داستانویسی نو ایران که تنها چند سال انگشت شماری از عمر با برکت صد و اندی ساله خود را که آن هم بیشتر مربوط به دوران کودکی ایشان می شود و آن هم