سایر منابع:
سایر خبرها
شکنجه های هولناک قاتل ایرانی در سلول داعشی ها / او پس از قتل فرار کرده بود + عکس
دوستش با هم درگیر شده ایم. مقتول وقتی به من نزدیک شد ضربه ای به صورتم زد که صورتم داغ شد. ابتدا فکر کردم ضربه با دست بود، اما وقتی خون همه صورتم را گرفت متوجه شدم او با چاقو صورتم را پاره کرده به طوریکه دندان هایم بیرون زده است. من تنهایی با مقتول و دوستش درگیر بودم و دوست من از ترس از داخل خودرو بیرون نیامد و فقط با پلیس تماس گرفت. در حال درگیری بودیم که با دست ضربه ای به مقتول زدم و چاقو از
اعتراف کثیف یک مرد در قتل وحشتناک همسر و کودک 11 ماهه اش + عکس
خواستم به همراه همسرم از مقابل دوربین مجتمع مسکونی محل اقامتم در گلبهار عبور کنم به همین دلیل به همسرم گفتم وقتی تک زنگ زدم به کنار پارک بیاید که در همان نزدیکی قرار داشت! بعد از این ماجرا سوار بر خودرو به تنهایی از مقابل نگهبان مجتمع و دوربین های مدار بسته عبور کردم و نیم ساعت بعد به همسرم زنگ زدم. او در حالی که ساک لوازم فرزندم را به همراه داشت و پسرم را در آغوش گرفته بود، سوار خوردو شد و من به سوی
قاتلم اما تروریست نیستم!
جنایی پایتخت قرارگرفت که مرگ پسر 21 ساله ای در یکی از بیمارستان های پایتخت به پلیس اعلام شد. به دنبال اعلام این خبر بازپرس ایلخانی از شعبه هشتم دادسرای امور جنایی تهران و تیم تحقیق وارد عمل شدند. بررسی های صورت گرفته حکایت از آن داشت که قربانی ماجرا-امیر- پس ازمشاجره با دو پسر جوان، هدف ضربه چاقو قرارگرفته و کشته شده است. با شناسایی هویت متهم فراری، بازپرس جنایی دستور بازداشت اش را صادر
زمین خواری در شمال سد راه اشتغالزایی جامعه معلولان
ادامه یافت تا اینکه اواخر آذر ماه همان سال او را بازداشت کردند. او در این مدت حتی نام شرکت مرا هم روی شرکت خود گذاشته بود. بازپرس پرونده قرار بازداشت برای او صادر و متهم روانه زندان شد و نظرات کارشناسی اول و هیئت کارشناسان دادگستری حاکی از این بود که متهم چیزی حدود 27 میلیارد تومان از ما کلاهبرداری کرده است . موسوی ادامه داد: متاسفانه فرد مورد نظر با انجام چند کار خیر در زندان و
دختر فراری، طعمه اخاذی مردان هوسران
بودم و سه روز از آن ماجرا گذشته بود. با تشکیل پرونده قضایی در شعبه هشتم بازپرسی دادسرای ناحیه 34 تهران با دستور بازپرس رسولی، تحقیقات ماموران برای دستگیری سارقان آغازشد. چند هفته بعداز آن مردی جوان با حضوردر پلیس آگاهی از چند سارق که در سرقت از وی ناکام مانده بودند، شکایت کرد و گفت: در خیابان با سارا آشنا شده و او سوار خودروی بی ام و من شد. بعد به سمت جاجرود حرکت کردیم. حال
گزارش زندگی "مردان پرنده"
که دل آن داشتند که در ارتفاع 30، 40 متری تیرآهن ها را به هم جوش بدهند. بی پولی و بی آبی چند ماه از مرگ محمود گذشته، قبری بر کمر کوه به نامش خورده و عکسش توی طاقچه خانه خواهر است. پدر و مادر محمود این عید قربان هم برای عروس سیاهپوش عیدی بردند. اکرم عکس برادرش را برمی گرداند روی طاقچه، کنار عکس شوهر و برادر شوهرش که چشم هایی به روشنی چشم محمود دارند. همیشه باید نگران مردهایمان
دولت موقت نمی خواست سپاه تشکیل شود/ سوریه در دفاع مقدس کمک های بسیاری به ما کرد
بودند. محسن رضایی، محمد بروجردی، الویری، فروتن و دیگرانی نیز در ساختمانی در خیابان دکتر شریعتی با نام دی با عنوان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گردهم آمده بودند. من در تشکیل این سازمان نیز نقش داشتم. این سازمان فعالیت های نظامی داشت. یک روز محمدمنتظری، ابوشریف و بروجردی را به ساختمان سپاه که معروف به سلطنت آباد بود دعوت کردم. گفتم که حکم امام برای تشکیل سپاه دست ماست و شما
گمنامی که پس از 35سال نامدار شد
امام خمینی! به او گفتم این چیه؟ گفت این مال منه، کاری نداشته باش! چند وقت گذشت و یکی از همسایه ها که وضعیت خوبی نداشت آمد به ما گفت "کمیته امداد برای ما مستمری دم خانه می فرستاد و امروز رفتم کمیته امداد و گفتم چرا مستمری ما را قطع کردید؟ اما آنها گفتند که ما به شما پولی ندادیم . وقتی پاکت را آورد به ما نشان داد, دیدم همان پاکتی است که دست برادرم بوده. داخل پاکت هم 800 تومان بود و مثلاً شش ماه پولش
برقراری رابطه به بهانه پخش تصاویر دختر جوان
کردند. در بازرسی های انجام شده از منزل متهم، کلیپ تهیه شده نیز کشف شد از این رو احتمال داده شد که شاکی بدون اطلاع از نیت شوم این جوان عکس هایش را در اختیار وی قرار داده است. پس از آن متهم برای ادامه تحقیقات بازداشت شد. متهم در بازجویی های اولیه به بزه ارتکابی اعتراف کرد و پس از آن برای تکمیل تحقیقات به دادسرای انقلاب شیراز منتقل شد. در ادامه تحقیقات سرنخ های دیگری
آقای روحانی ما #آزادی_می خواهیم
. ازجیب پیرهنشون زده بیرون. طاهری هم علت بستن دهان دانشجویان در حضور روحانی را عدم پاسخ مناسب داشتن وی در مورد فسادهایی است که درون دولت وجود داشته ذکر کرد و گفت: چه انتظاراتی دارید که روحانی بیاد به دانشجویان تریبون بده، بعد نتونه جوابشونو در مورد برادرش و برادر جهانگیری دوستان بده. انتهای پیام/م
آخرین زنی که در خرمشهر ماند
امام بود! سر سفره عقد دیدم همه پچ پچ می کنند، خاله ام آمده بود دم در گفته بود آرش را بفرستید. پدرت آمده و اگر بفهمد اینجاست می کشدش. آرش، برادر کوچکم، پسر شیطانی بود که خیلی مرا دوست داشت. از خانواده من فقط او آمده بود. خطبه را که می خواندند گفتند زمین یا صدهزار تومان مهریه بزنیم. به عموی همسرم گفتم عموجان اگر چیزی که من می گویم نزنی همین الان پا می شوم می روم و هیچ اتفاقی هم نیفتاده. گفتم فقط یک
ابراز قدردانی رضا توکل از خانواده مقتول و مردم خیر کشورمان
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، رضا توکل، زندانی متهم به قتل عمد که به همت خیرین کشورمان از اعدام نجات یافته بود به گفتگو با ایکنا نشست. آمنه توکل، خواهر رضا توکل در گفت وگو با ایکنا گفت: حدود هشت سال پیش ساعت 22:30 در منزل نشسته بودم که برادرم به خانه وارد شد و مدتی کوتاهی را در خانه استراحت کرد که بعد از آن افرادی به دنبالش آمدند و او را بردند، من به برادرم گفتم
قرار مجرمیت برای کلاهبردار 130 میلیارد تومانی مازندران
گریز ادامه یافت تا اینکه اواخر آذر ماه همان سال او را بازداشت کردند. او در این مدت حتی نام شرکت مرا هم روی شرکت خود گذاشته بود. بازپرس پرونده قرار بازداشت برای او صادر و متهم روانه زندان شد و نظرات کارشناسی اول و هیئت کارشناسان دادگستری حاکی از این بود که متهم چیزی حدود 27 میلیارد تومان از ما کلاهبرداری کرده است . تصور می کردم که همه چیز تمام شده است. اما گویا این تازه آغاز
قتل برادر برای پنهان کردن قتل پدر
اعلام گذشت کرد در ادامه برادر مقتول و دختر 12 ساله او درخواست قصاص کردند. سپس متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت و اتهامهایش را قبول کرد. سپس متهم با شرح دوباره ماجرا گفت: نیلوفر در قتل نقشی نداشت. او فقط شیرینی را مسموم کرد و به رضا تعارف کرد. بعد از آن بود که با چاقو پنج یا شش ضربه زدم، اما پزشکی قانونی اعلام کرده است 36 ضربه که قبول ندارم. متهم در ادامه گفت: در زندان بودم که نیلوفر
واکنش تازه جهانگیری به بازداشت برادرش/واکنش تابش به اظهارات عارف/خاطره روحانی از نمره های وجبی/نامه ...
مخاطبان مهم و قابل توجه باشد، در اختیار مخاطبان قرار می گیرد و اینک رصدخانه تابناک را می بینید. توقیف روزنامه مستقل سردبیر روزنامه مستقل خبر داد: این روزنامه امروز (شنبه 15 مهر) توقیف شد. علی نظری گفت: در روز چهارشنبه (12 مهر) تحلیل و یادداشتی با عنوان نظام ریاستی باید حفظ شود به بهانه ی تغییر نظام ریاستی به پارلمانی به همراه عکس 5 نخست وزیر بعد از انقلاب چاپ شد.علی نظری افزود
ماجرای سرقت مرگبار از یک صرافی
استفاده از فرصت پیش آمده به پشت پیشخوان پریده و درحالی که قمه ای را از زیر لباسش بیرون آورده، ضربه ای به شکم گیتی زده است و بعد از سرقت مقداری دلار، معادل حدود 50 میلیون تومان از گاوصندوق، به سرعت پا به فرار گذاشته است. پلیس همچنین دریافت که پس از این اتفاق دختر جوان که دچار خون ریزی شده، آژیر خطر را به صدا درآورده و چند نفر از مغازه داران و پدر گیتی به سرعت خود را به صرافی رسانده اند و
روش های تربیت کودکان، تنبیه یا تشویق؟
همراه خود می برد از کنار من گذشت. به او گفتم: ای پسر! نظر تو درباره ی کارهای پدرت چیست؟ او ما را به کاری فرامان می دهد و سپس آن نهی می نماید . به مادستور می دهد که از ابوالخطاب تبعیت کنیم،سپس امر می کند که او را لعنت کنیم و از او بیزاری بجوییم. امام موسی کاظم که در این هنگام کودک بود در پاسخ عیسی فرمود: خداوند بعضی از مردم را برای ایمان آفریده که هیچ گاه ایمان شان زایل نشود و خلقی را برای کفر
شهیدی که از خادمی موکب های اربعین به مقام دفاع از حرم رسید
شهادت رسید. اولین بار که اعزام شد، در خانواده فقط من خبر داشتم چون ما با هم قضیه را پیگیری می کردیم. تقریباً چهل و پنج روز شهید در سوریه بود، بعد از آن جا تماس می گرفت اما به جهت رعایت مسائل امنیتی خیلی حرف های دقیقی نمی زد و به حرف های معمولی مانند احوالپرسی می پرداخت. بعد از اولین اعزام، مراسم عقد من برگزار شد و من همواره به شهید می گفتم که مجدد برای اعزام باید من را هم همراه خودت
7 ساعت عملیات امداد و نجات در کوهستان های جم / اورژانس 115 ناجی کوهنورد شد
را جلب کرد و فوراً به سمت آن رفتم، اورژانس معمولاً این مواقع فرشته نجات است. علی محرمی کشیک آن روز پایگاه فوریت های پزشکی 115 سیراف گفت: ساعت 11 و 22 دقیقه ظهر، یکی از شهروندان سیرافی به صورت حضوری به پایگاه مراجعه کرد و درخواست یک عدد برانکارد برای حمل و انتقال برادر مصدومش از ارتفاعات کوه حرمی جم شد که بلافاصله با اعلام به مرکز فوریت های پزشکی کنگان و درخواست هماهنگی با ادارات امدادی برای
زبان حال اندیشمند مسیحی در مصیبت های عاشورا
عقیق: آنتون بارا اندیشمند و نویسنده مسیحی سوری در کتاب خود ضمن بیان روایت تاریخی از زندگی حضرت زینب سلام الله علیها به برخی از مصیبتهای عاشورا مانند دیدن پیکر بی سر برادرش حسین (ع)، بیرون بردن حضرت سجاد (ع) از خیمه های آتش گرفته و شهادت فرزندانش محمد و عون یاد می کند. این نویسنده با تواضع و فروتنی اذعان می کند: از 25 سال پیش که تالیف این کتاب را آغاز کردم به این نتیجه رسیدم که بررسی همه
کشف راز قتل 10 ساله+ عکس
پزشکی قانونی منتقل شد. در جریان تحقیقات اولیه از همسر باردار مقتول و خانواده اش معلوم شد محل جنایت خانه قدیمی شان بوده و آنها در محله دیگری ساکن هستند. او هنگام ظهر از مغازه فروش موادغذایی اش بیرون آمد تا برای ناهار به خانه بیاید که ناپدید شده بود. در تحقیقات معلوم شد امیر که مستاجر مقتول بوده با او درگیر و پیش از این او را به مرگ تهدید کرده است. او تحت تعقیب قرار گرفت تا این که برادر مقتول دست
راننده قاتل دمرد داروساز+ عکس
تهران تشکیل شد و در اختیار ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت . دو روز بعد، زنی جوان همراه شوهر و یکی از اقوامش به پلیس آگاهی تهران آمد و از ناپدید شدن برادر 33 ساله خود به نام احمد خبر داد و به افسر تحقیق گفت: برادرم در یک شرکت دارویی کار می کندو همراه والدینم در محله پونک ساکن است. والدینم به کربلا سفر کرده اند. برادرم دو روز پیش در مسیر رفتن به محل کارش ناپدید شد و تلفن
هدیه تولد همسر راز جنایت خاموش را فاش کرد
انگیزه سرقت قوت گرفت و تحقیقات وارد مرحله تازه ای شد. ردیابی تلفن همراه مقتول در ادامه بررسی ها به دستور بازپرس سجاد منافی آذر از شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران دستور ردگیری تلفن همراه مقتول صادر شد. اما تلفن بعد از جنایت خاموش شده بود. تحقیقات بدون هیچ سرنخی ادامه داشت تا اینکه مشخص شد چندی قبل زن جوانی از تلفن مقتول استفاده کرده است. این زن بلافاصله بازداشت شد اما با
راننده فراری به 11 سال زندان محکوم شد+ عکس
22 ساله، به جرم کشتن مریم رشیدی آشتیانی به 11 سال زندان محکوم شده است. کبرا محمدی، مادر مریم رشیدی و محمد رشیدی، برادر او از ایران به کلگری آمده بودند تا در دادگاه شرکت کنند. مریم رشیدی سال 2015 بعد از اینکه به همراه همسر خود از شرکتی نفتی که در آن کار می کرد، تعدیل شد، در یک پمپ بنزین در کلگری مشغول به کار شد و بعد از چند هفته در روز هفتم جون، هنگامی که یک راننده تراک بنزین زد و 113 دلار هزینه آن
بهترین راه دفع شر در کلام امام علی (ع)
قُلْتَ مَا فِیَّ فَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ مِنْهُ وَإِنْ کُنْتَ قُلْتَ مَا لَیْسَ فِیَّ فَغَفَرَ اللَّهُ لَک، برادر تو الان نزد من آمدی و آنچه را می خواستی گفتی اگر نسبت هایی را که به من دادی در من هست من از خدا برای خودم آمرزش می طلبم و اگر آنچه گفتی در من نیست برای تو طلب آمرزش می کنم . هنگامی که آن مرد این محبت و لطف و عطوفت را دید پیشانی امام(علیه السلام) را بوسید و گفت: من چیزهایی گفتم که در
نویسندگان و متفکران جهان چه عادت هایی داشتند؟
به نوشتن و اغلب مادر یا خواهرش هم در سکوت کنارش خیاطی می کردند. اگر سر و کله مهمانی پیدا می شد کاغذهایش را پنهان می کرد و می رفت همراه شان خیاطی کند. شام، غذای اصلی روز، بین ساعت سه و چهار بعد از ظهر سرو می شد. بعد از آن نوبت گپ و گفت و گو و ورق بازی و چای بود. غروب به بلندخواندن رمان هایش می گذشت و جین، داستان های در دست نوشتنش را برای خانواده اش می خواند. هر چند بار اعظم کار خانه بر
از تظاهر به عزاداری تا سرکوب عزاداران
در تهران، در دوره اختناق رضاخانی چنین می گوید: من گهگاه در ایام تعطیلی دروس به تهران سفر می کردم. یک بار که به تهران رفتم، در کمال تعجب مشاهده کردم هیچ خبری نیست، نه دسته ای مشاهده می شود و نه روضه ای برقرار است. از این وضع به شدت نگران شدم. به نظرم رسید که به محل اجتماع دسته ترک ها - که در مسجد عبدالحسین خان برنامه عزاداری داشتند- بروم. به هر حال به خودم گفتم که بد نیست به آنجا بروم تا ببینم
ماجرای تجاوز نیروهای القاعده به زنان داعشی !
قیمت کنیزهای ایزدی در بازار برده ها چقدر بوده است. اینکه عناصر تونسی داعش را به بی رحمی و خونریزی می شناختند و درسفر به شهر الباب چگونه دست قطع شده جوان را سوری پس از قطع شدن با ضربه شمشیر برداشته بود. و حالا ادامه داستان: کودکی ام را به یاد می آوردم، زمانی که بیش از 5 سال نداشتم. تازه مقیم شهر دورتموند شده بودیم. آن زمان مهاجر معنای کنونی و رایج در رقه را نداشت. از بیم
مجموعه شعر درباره خواهر
/> حالا دو سنگ کوچک مرمر کنار هم دریا شده است خواهر و من هم برادرش شاعرتر از همیشه نشستم برابرش خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش می خواهم اعتراف کنم هر غزل که ما با هم سروده ایم جهان کرده از برش خواهر! زمان، زمان برادرکشی ست باز شاید به گوش ها نرسد بیت آخرش با خود ببر مرا که
دوست صمیمی قربانی سوء ظن
سیاوش و زن برادرم روی صندلی عقب خودروی پراید برادرم نشسته بودیم. چون من بین آنها بودم متوجه شدم که پنهانی به هم پیام می دهند. آن موقع بود که به رابطه پنهانی همسر برادرم –ثریا- با سیاوش پی بردم و تصمیم گرفتم از آنها انتقام بگیرم. چرا موضوع را به برادرت اطلاع ندادی و خودت وارد عمل شدی؟/ موضوع را به برادرم گفتم که بین آنها دعوا شد. بعد هم ثریا به خانه پدرش رفت و حتی پدر ثریا با او سر همین موضوع