سایر خبرها
در قمارخانه های تهران چه می گذرد؟
زندگی! بازی سراسر پیچیده خانه ای معمولی و آپارتمانی است. خانه ای مثل تمام خانه های این شهر در غرب پایتخت. ولی وقتی وارد می شوی، داخل آپارتمان طبقه سوم، کمی متفاوت تر از بقیه واحدهاست. اصلا شبیه محل زندگی نیست. یک دست مبل، یک میز بزرگ و کشویی که در آن فقط تاس و مهره و تخته و کارت بازی پیدا می کنی. اینجا قمارخانه است؛ جایی که پول حرف اول را می زند. اسکناس رد و بدل می شود. جایی که
"مرصاد" چگونه به دوزخ منافقین مبدل شد؟
ذهاب وارد ایران شدند و به سرعت تا نزدیکی شهر کرند پیش رفتند. علت عدم درگیری تا این محل با نیروهای ایران، یکی این بود که توپ خانه عراق تا بعد از سرپل ذهاب از پیشروی منافقین حمایت فعال می کرد. دیگر اینکه، طبق گفته های بعدی آیت الله هاشمی رفسنجانی، جمهوری اسلامی آگاهانه برای نیروهای فریب خورده و حقیر مسعود رجوی تله گذاشته بود. دامی که برای منافقین و صدام جنایتکار پهن شده بود؛ این دام از سوی رئیس مجمع
اجازه دهید باهنر به هیچ یک از دو طیف اصولگرای مجلس نزدیک تر نباشد / چشم انداز ما برای ائتلاف اصولگرایان ...
حرکت کردند. دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری همچنین ادامه داد: در حالتی عملیات مرصاد شکل گرفت که تصور می شد جنگ تمام شده اما منافقین خود فروخته با طرح عملیاتی برای تصاحب تهران در عرض 3 روز شاهد سیلی از حضور خودجوش مردم در مقابل خود بودند. وی ادامه داد: اکنون بیش از 25 سال از آن واقعه گذشته و سرنوشت خیانت کردن به ملت نیز شرف و انسانیت مشخص شده آنها دربه درهایی هستند که کاسه
گزارشی از اتفاقات قمارخانه ای در تهران
قمار، همین یک لحظه است؛ لحظه پرتاب تاس ها، جابه جایی کارت ها، تعیین کننده است. این یعنی اعتیاد؛ اعتیاد به بازی بی رحم قمار که می تواند در چشم بر هم زدنی هست و نیستت را بگیرد. معامله می کنند. قمارهای وحشتناک. مبادله ای به ارزش یک زندگی! بازی سراسر پیچیده خانه ای معمولی و آپارتمانی است. خانه ای مثل تمام خانه های این شهر در غرب پایتخت. ولی وقتی وارد می شوی، داخل آپارتمان طبقه سوم
آفلاین رویاها
؛" افشین" ! تا صفحه باز آن را دیدم چشمم برق زد؛ با اینکه موقع ناهار بود و دائما به مادرم که نگران برگشتن به خونه بود رد تماس می زدم با دوست جنتلمنی که پیدا کرده بودم سرگرم شدم .... هنوز خودش را بعد یک ماه ندیده بودم ولی دوستی هایمان هر روز در باز و بسته شدن صفحاتی در صفحه ای که تمام دلخوشیم شده بود محکم و محکم تر می شد. پسری ظاهرا آرام و مظلوم با چشمهای قهوه ای و عینک بدون فریم، اولین بار
افراد سالم وارد این پارک نشوند! + تصاویر
بساط شیشه و هروئین اعلایشان را برایش می گسترانند و بر سر غُر زدن تازه واردِ غریب، گوی سبقت از هم می قاپند . بچه تهران قدیم که باشی، آدرس سر راست است؛ پارک دروازه غار؛ اگر بچه تهران قدیم هم نباشی کافی است پیِ میدان هرندی و پارک خواجوی کرمانی را بگیری؛ بوستانی بزرگ در قلب محله هرندی با یک زمین بزرگ چمن، یک کتابخانه بزرگ، چمنکاری های وسیع و صدها زن، مرد، دختر و پسر معتاد و مواد فروشی که
به جای حشرات خفه نشویم!
/> استفاده از حشره کش در فضای بسته خانه خطرناک است و پیش از استفاده از این مواد باید در و پنجره ها را کاملا باز و پس از استفاده مدتی محل را ترک کرد. ریاحی پور در پاسخ این سوال که نحوه صحیح استفاده از حشره کش ها به چه صورت است، می گوید: بهتر است در مصارف خانگی از انواع حشره کش اسپری استفاده شود و در هر بار استفاده به اندازه سه تا چهار پاف اسپری کافی است و باید تا 10 دقیقه کسی وارد اتاق نشود
ظرفیت اصفهان در مهندسی هنر
در دوره صفوی است. نمونه ای که به حق به آنچه امروزه مهندسی هنر در کمال خود به دنبال آن است بسیار نزدیک است. همه چیز در یک مدل شهرسازی کنار هم نشسته اند. توانمندی اداره شهری و شهر شیعی ایرانی در این نمونه به رخ تمام جهان کشیده شده است. با همه توانمندیهای این مجموعه، میدان برای مردمی که داخل آن می شوند حسی از صمیمیت و صداقت و سبکی را به همراه دارد. مسجد و بازار و محل حکومت همه دور تا دور یک
خباز: بینش لاریجانی فرق کرده است
به گزارش پایگاه خبری بی باک به نقل از مهر، محمدرضا خباز، سابقه حضور در دوره های چهارم، پنجم، ششم و هشتم مجلس را دارد، سال 84 پس از تشکیل حزب اعتماد ملی به این حزب پیوست و در انتخابات مجلس هشتم نیز از حوزه کاشمر، خلیل آباد و بردسکن وارد مجلس شد اما در انتخابات مجلس نهم از ورود به بهارستان باز ماند. برای گفتگو با خباز به دفتر وی در بهارستان(طبقه چهارم معاونت پارلمانی رئیس جمهور) رفتیم
پاتک شبانه پلیس به 106 سارق خشن پایتخت
سطح شهر تهران می کردند، دارای سلاح هستند. تحقیقات برای شناسایی و کشف این اسلحه همچنان ادامه دارد اما یکی از شاکیان در جریان ثبت شکایت ادعا کرده است که متهمان در زمان خفت گیری از وی، مجهز به اسلحه شکاری بودند که این اسلحه فاقد مجوز در محل اختفای یکی از اعضای باند زورگیران کشف و ضبط شد. فراخوان برای حضور مالباختگان رئیس پلیس آگاهی با اشاره به اینکه محدوده سرقت های انجام شده از
تردیدها درباره انتخاب مجدد روحانی/حمله به شورای نگهبان/ جدال محمود با اسحاق
اصلاحات از پذیرش عبدالله نوری امتناع کردند و همچین حجت الاسلام ناطق نوری در نشست کانون نمایندگان ادوار مجلس آب پاکی را به دست اصلاح طلبان ریخت و درباره حضور در انتخابات مجلس آتی گفت: در زمینه ورود به انتخابات احساس تکلیف شرعی نمی کنم و در جناح یا گروه خاصی نیز قرار نمی گیرم. گروه سیاسی روزنامه آرمان امروز پیرامون همسوی نوری ها برای حضور در مجلس نوشت: زمان گذشت و دو وزیر کشور که روزی در
ظهور طبقه پزشکان میلیاردر در ایران
...، آن حرف ها را فراموش می کنند. قرار نیست قتل پزشک اردبیلی را کوچک کنیم که کشتن یک انسان، مثل کشتن تمام انسان هاست. اما این قتل که ثابت شده است به دلیل خصومتی شخصی رخ داده است، کمتر از مرگ بیمارانی نیست که به دلیل نداشتن پول حتی به داخل بیمارستان هم راه داده نمی شوند. به نظر می رسد درآمدهای بالا و چند صدمیلیون تومانی، دیوار حائلی ساخته بین جامعه پزشکی و دیگر اقشار جامعه و نگاهی از بالا به پایین به وجود آورده. دیواری که حتی با اشک چشم همراهان بیماران بی بضاعت هم آخ نمی گوید و همچنان چون کوه، قد علم می کند. دیواری که با پول روی پول ساخته شده است. /روزنامه قانون ...
اجیر شدن آدمکش از سوی یک زن توطئه گر
برداشت و به سمت من حمله کرد حتی دستم زخمی شد اما چاقو را از دست وی بیرون کشیدم و ناخواسته چاقو به قلبش فرو رفت و ناگهان به زمین افتاد. خیلی ترسیده بودم چرا که مریم هم در خانه نبود و نمی دانستم چه کار کنم، از خانه بیرون دویدم تا فرار کنم اما از آنجا که یک پارک روبه روی خانه قربانی بود دیدم مریم با پسرش داخل پارک نشسته است. سمتش رفتم و موبایل و مدارک شناسایی همسرش را به او دادم
چشم هایم غمگین است، اما در زندگی می خندیدم و شاد بودم / یک مرور خاطرات خواندنی از عمر شریف، در روزگار ...
این اولین حضور من جلو دوربین آن هم در 22سالگی بود. من متولد 1932 بودم و این فیلم سال 1953 ساخته شد. نقش یک جوان مصری را بازی می کردم که باید به لهجه مصر علیا حرف می زدم! من در مدرسه ای انگلیسی و فرانسوی تحصیل کرده بودم و در خانه هم اغلب اوقات فرانسوی حرف می زدیم و گاهی عربی. یک جمله ای که در آن فیلم می گفتم نصفش عربی و نصفش فرانسه بود. به هرحال من در این فیلم بازی و با آن در جشنواره کن حضور
اگر می خواهید زنده بمانید، مسواک بزنید!
و همچنین سرطان در ارتباط باشد. اکثر ما قبل از خواب مسواک می زنیم، اما همه چیز از صبح شروع می شود. وقتی که از خواب بیدار می شویم و احتمالا صبحانه ای هم میل می کنیم. سپس لباس ها را پوشیده و به سمت محل کار می رویم. دسته ای از ما که به وجه ظاهری خودمان اهمیت می دهیم قبل از بیرون آمدن از خانه مسواک می زنیم. برخی لبخند زیبا را یکی از نشانه های شخصیتی خود تلقی می کنند و برخی دیگر نیز برای
"مرصاد" ؛ عملیاتی برای بر ملا شدن چهره نفاق
قرار خواهیم داد... علاوه بر آن، ضد هوایی و موشک سام 7 هم که داریم.. بعد از صحبتهای مسعود رجوی و شروع حمله مجاهدین خلق به داخل کشور عملیات مرصاد با رمز "یا علی" شروع شد که نهایتا در روز سوم یعنی 5 مرداد سال 67 یگان های مجاهدین خلق به کلی منهدم شدند. اصلی ترین شهید عملیات مرصاد سالها بعد در پایتخت به شهادت رسید فرمانده سپاه حضرت نبی اکرم (ص) استان کرمانشاه با حضور در
روزی که سیل ، ماه گل را برد
گل ها را از داخل خانه اش بیرون می ریزد، سطح معبر گل آلود و لیز است: اگر دست نگه دارم پی ساختمانم بیشتر آسیب می بیند نمی توانم منتظر کمک دیگران بمانم. اتاق ها گلی و نم گرفته است شاید کسی به کمک نیامد. بااین همه خدا را شکر می کنم پسر 22 ساله ام را خدا به من پس داد 2 کیلومتر پایین تر از مسجد محل از آب گرفتند. اهالی می گویند هر که داخل خانه اش ماند شانس آورد و بیشتر کسانی که جانشان را
قتل پدر به خاطر پیامک های عاشقانه
بازجویی قرار گرفتند. محسن در بازجویی ها به قتل پدرش با همدستی مادرش اعتراف کرد و گفت خواهرم تنها برای انتقال جسد پدرم به ما کمک کرد و در زمان قتل وحشتزده نظاره گر جنایت بود. صبح دیروز این مادر، پسر و دختر در شعبه دوم دادگاه کیفری یک تهران تحت محاکمه قرار گرفتند. محسن اعترافات ابتدایی خود را پس گرفت و گفت: در زمان جنایت ضربات چاقو را خودم به تنهایی به پدرم زدم آن زمان برای اینکه به
مولاوردی در گفتگوی اختصاصی با روزان: زنان به زنان رای نمی دهند
کردند که درآن شرایط این مسئولیت را عهده دار شدند.در حوزه زنان هم همین طور است. شرایط کلی جامعه، حوزه زنان را هم از نظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تحت تاثیر قرار داده است. در شرایطی وعده وزارت زنان داده شده که هنوز دولت تحویل گرفته نشده بود؛ وقتی وارد میدان فعالیت شدیم، دیدیم که تشکیلات اداری دولت در هشت سال دولت های نهم و دهم بسیار حجیم و فربه شده و نیاز به کوچک سازی و چابک سازی دارد. دولت به
شغل دوم هنرپیشه های ایرانی چیست؟
از داستانک های کیانیان می خوانیم: روز - خارجی - خیابانی در تهران در اتومبیلی بودم که هر روز صبح مرا به سرِ صحنه فیلمبرداری می برد. مرد مؤدبی بود. گفته بود که چند سالی در ژاپن بوده. پول و پله ای جمع کرده و به ایران برگشته، با اتومبیلش در خدمت فیلم بود. از خانه تا محل فیلمبرداری تعریف می کرد و یا می پرسید. از همه چیز و همه جا و همه کس. به مردم خودمان هم خیلی انتقاد
اینجا اولویت استخدام با معلولان است +عکس
برای بده بستان های کاری سر می زنند. این کار به نفع خودشان هم شده، هم از سختی های رفت و برگشت راحت شدند هم در محیط خانه می توانند با آرامش کارشان را انجام بدهند و این موضوع روی حقوقشان هم تاثیر بسیار مثبتی داشته است. مخصوصا کسانی که به علت معلولیت رفت و آمد برایشان دشوار است. ماهیانه 15 هزارلباس تولید می کنیم همین کارگاه کوچک و نقلی با آدمهای پر تلاشش رقیب سرسختی برای هم صنف
روایت کوچه ای که خانه ها و درخت هایش قرینه هستند و قدیمی ترین پیتزا فروشی تهران را دارد
فرهنگی که یکی از نواده های همان خانواده لولاگرها با خوش ذوقی آمده و آستین ها را بالا زده و غبار زمان را از رنگ و روی خانه زدوده است. او می گوید قرار است این خانه به یک ساختمان فرهنگی چند منظوره تبدیل شود، مجموعه گالری و یک کافه رستوران فرنگی. او که از طرف مادری با خانواده لولاگرها نسبت دارد، می گوید خانه های سمت شرقی کوچه متعلق به عموی مادربزرگش بوده است و خودش هم در فاصله سال های 3 تا
کتابخوانی در خانه خدا
بررسی شرایط است و مهم ترین شرط هم داشتن فضای کافی برای برپایی کتابخانه محسوب می شود. اگر مسجدتان در شهر قرار دارد باید 100 مترمربع از فضای داخل یا کنار مسجد را به کتابخانه اختصاص دهید. برای راه انداختن کتابخانه عمومی در مساجد روستایی، 70 مترمربع کفایت می کند. این فضا می تواند در زیرزمین یا طبقات بالایی و یا درصورت امکان در همان طبقه همکف مسجد باشد. کنار مسجد هم قابل قبول است به شرطی که محل کتابخانه
تنگه مرصاد پایانی بر خیانت جاویدان
کردم و یکی از آنها در جواب این اعتراض، مشتی به صورتم کوبید که روی زمین افتادم. منافقین تمام مسیر خروجی شهر به سمت اسلام آباد را بسته بودند و مانع خروج مردم می شدند. چاره ای جز بازگشت نبود؛ به خانه برگشتیم و 3 روز تمام را بدون اینکه یک لحظه بیرون بیاییم با حداقل امکانات و زیر آتش گلوله و انفجار و درگیری گذراندیم. هر لحظه آن روزها به اندازه یک سال بر ما گذشت. بعد از 3 روز متوجه شدیم که شهر کرند
گاوهایی که می توانستند نسل بعثی ها را نابود کنند
عمرم رحمان و علیمردان را نبینم؟ نکند توی درگیری کشته شوند؟ وقتی عراقی ها و منافقین به علیمردان و رحمان برسند، چه کار می کنند؟ صبح که از خواب بلند شدم، گفتم برو شیان، پیش پدر و مادرم. بی قرار شده بودم. حداقل می رفتم پیش خانواده ام تا کمی آرام شود. خداحافظی کردم و راه افتادم. روی جاده، منتظر ماشین بودم که مرا تا نزدیکی شبان ببرد. یک دفعه ماشینی جلویم ایستاد. خوب که نگاه کردم، فامیلمان
رقص هم جنس گرایی در ناکجاآباد دیجیتال
انجام داده اطلاع رسانی درستی هم نکرده است و همین خدای ناکرده یک روز باعث می شود که چشم باز کنیم و خیلی از سنگرهایمان را فتح شده ببینیم. مثلاً ببینیم که پول داده ایم و کتاب های هم جنس گرایانه و بهائی مسلکانه خریده ایم و پول داده ایم تا پای کوبان مخبری ها را ببینیم در حالی که با پول ما به فرقه ای در چپ و راست کشورمان مساعدت هایی حداقل یک میلیاردی شده و پس فرداست که همین مساعدت ها آتشی از یک گوشه بلند کنند.
اسیر دست این زن شده ام!
که با آن حال و روز دیدی، دور زد و سوارمان کرد ما را تا در خانه غلام بیگلری پسر دایی ام برد. او و خانواده اش با روی باز از ما استقبال کردند، اما من توی خودم بودم و با هیچکس حرف نمی زدم. پسر دایی ام و خانواده اش دور ما را گرفتند و دائم دلداری امان می دادند چای و نان را که خوردیم بچه ها با خوشحالی شروع به بازی کردند. روز بعد به علیمردان گفتم باید برویم گیلان غرب، شوهرم گفت: فرنگیس، هنوز
برای سفر هیات های غربی به ایران شرط بگذاریم
بخشی از مشکلات به این دلیل است که ضعیف شدن شاخص های اقتصادی کشور در دولت های نهم و دهم هم محصول اعمال تحریم های بین المللی و هم سوءمدیریت اقتصادی داخلی است. در این مدت هم تحلیل ها و بحث های مختلفی در این باره انجام شده است. در حال حاضر ما در یک مقطع تاریخی قرار داریم. بعد از بیانیه ای که پس از پایان مذاکرات صادر شد، هیات های اروپایی برای سفر به ایران در صف ورود قرار گرفته اند که این
وقتی رودخانه کرج اعتراض خود را از حنجره باران فریاد زد + فیلم
دیوارهایش باقی نمانده است پیرمرد می گوید: یاد ندارم که 40 یا 50 سال گذشته هم چنین سیلی آمده باشد. به راهم ادامه می دهم در راه بانویی را می بینم که رو به روی خانه اش نشسته است. از وی می خواهم برایم از لحظه وقوع سیل بگوید: هوا روشن بود ولی باران می بارید ناگهان شدت باران زیاد شد و هوا تاریک شد. بانوی سیجانی از صدای رودخانه در هنگام وقوع سیل یاد می کند و می گوید: پسرم داد زد که به طبقه
همسرانه هایی از شهید سلگی
هفت ساله بودم که ما از آن خانه رفته و به یوسف آباد رفتیم. در سال های جنگ تحمیلی، محمد سلگی به جبهه می رفت و گاهی از جبهه که می آمد به خانه ما هم سر می زد. 15 سالم بود که جنگ تمام شده بود. فکر می کنم اوایل سال 68 بود که به پدرم موضوع خواستگاری از من را مطرح کرد. اول پدر من قبول نکرد. محمد به پدرم می گفت: دایی! اگر قبول نکنی و من را بیرون کنی، از پشت بام خودم را به حیاط می اندازم و آنقدر التماس می