سایر منابع:
سایر خبرها
غبطه می خورم به حال همین پیرمرد روضه ای ها
و برای امام حسین خودمان مجلس بگیریم، سال اول یکی از سالن های اجتماعات شهر را اجاره کردیم، نزدیک کلیسای وانک. اسم مجلس را گذاشتیم من هم حسین را دوست دارم ، مجلس مان تبلیغات نداشت. فقط با کارت دعوت می شد وارد شد. فقط هم جوانهای همسن و سال. هر سال به هزار زحمت یک جا برای مجلس مان پیدا می کردیم. یک سال سالن ورزشی دانشگاه، یک سال اجتماعات اداره برق، یک سال فروشگاه نوسازی که هنوز جنس نیامده
استعداد ویژه مداح نابینای نوجوان یزدی در حفظ نوحه و روضه / تاکنون هیچ کلاس مداحی نرفته ام!
های جانسوز و مدیجه سرایی در رسای سالار شهیدان و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) دل های عاشقان اباعبدالله را جلا می دهد و با سوز صدایش اشک را بر گونه ها جاری می سازد. خبرنگار یزدندا با محمد شایان هم صحبت شد و او خود را چنین معرفی کرد: 13 سال دارم و از 6 سالگی سیم دل به من به اهل بیت(ع) وصل شد و از آن زمان شدم نوکر اباعبدالله(ع)، کلاس مداحی نرفته ام و تمام نوحه ها و روضه ها را در دهه اول محرم یاد
60 درصد از مداحی های ما با فرهنگ عاشورایی همخوانی ندارد/ دشمنان ما به دنبال هیاهوی مجالس اهل بیت (ع) ...
به گزارش پایگاه خبری هرمزبان اخبار هرمزگان به نقل از خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ جلسه های هفتگی همیشه با قرائت قرآن و سخنرانی وعاظ و دو خط روضه برای اهل بیت (ع) آغاز می شود و مداحان هر کدام از گوشه کناره های شهر تهران و حومه آرام، آرام وارد مجلس عزای ائمه معصوم (ع) می شوند. هیئت مجمع الذاکرین را با توجه به حضور مداحان پیشکسوت اهل بیت (ع)، می توان کلاس درسی تلقی کرد
بیمار دشت کرب و بلا با اجازه ات!
فرستنده م.ر.ک.جانباز- بیمار دشت کرب و بلا با اجازه ات رفتم سراغ شعر شما با اجاز ه ات حالا که تو جزء بکائین عالمی من هم شدم ز اهل بکا با اجازه ات گفتم کمی حال و هوایم عوض شود رفتم سراغ طشت طلا با اجازه ات رفتم میان خیمه ارباب و با سلام گفتم که ای خون خدا... با اجازه ات دست تو هم بسته به زنجیر و خوانده ام
دعای کمیلی که ایرانی خارج نشین را به وطن برگرداند
به گزارش خبرگزاری حوزه ، استاد شیخ حسین انصاریان در یکی از خاطرات خود اینگونه نقل می کند: ظهر یکی از روزهای ماه رمضان (سال 1360 یا 1361) مشغول سخنرانی بودم که مردی با لباس شیک و کیف سامسونت وارد مجلس شد و خیره خیره به من نگاه کرد. خیال کردم فردی خارجی است که از اینجا رد می شده، جمعیت را دیده، آمده تا ببیند چه خبر است. بعد از منبر پیش من آمد و شروع کرد به گریه کردن. گفت: حاج
مقتل هم باید هنرمندانه روایت شود
را با تقدیم به محسن حججی به نام سرنوشت منتشر کرده است. به همین بهانه با او به گفت وگو نشستیم که در ادامه می خوانید. نام شما ذیل بسیاری از اشعار برجسته و روی قطعه های موسیقی فراوانی درج شده است اما مخاطبان کمتر از زندگی قاسم صرافان می دانند. از شما می خواهیم قاسم صرافان را معرفی کنید. پنجم دی ماه سال 55 در شهر آبادان متولد شدم و تا 4 سالگی یعنی شروع جنگ آنجا زندگی کردم، ولی از آن
کلیپی در نقد جهل و خرافات
داستان نمایش کلنل در سال های مشروطه دوم (مشروطه صغیر استبداد محمدعلی شاه قاجار) روایت می شود و داستان عزیز، جوان 35 ساله متمول و جاه طلب از خاندان قجر است که به دنبال پوشیدن ردای حاکمیت تهران است. عزیز عاشق دختر عموی خود است، اما سال ها قبل دختر عمویش را به عقد پسر سید که مورد اعتماد و احترام جامعه مذهبی است درآورده اند. با این حال پسر سید به عنوان یک مصلح ناچار به اختفاست و در این میان عزیز که
مورینیو : منچستریونایتد برای سه امتیاز آمده بود و انتظار داشتم کلوپ هجومی تر بازی کند
داشتیم و کنترل بهتری روی مسابقه داشتیم. در نیمه دوم ماتیچ خسته شده بود و من راه حلی برای این مسئله روی نیمکت نداشتم. سرمربی منچستریونایتد ادامه داد: سعی کردم با تعویض ها، به خط حمله تیم پویایی و تحرک بیشتری ببخشم اما در حقیقت ما قدرت، انرژی و کنترل میانه زمین را از دست دادیم. ما یک شوت در چارچوب داشتیم. گفتن این برای شما و کارشناسان آسان بوده ولی درون زمین کار دشواری است. خط
روایت خبرنگار 2 دلاری از پایتخت جنگ جهان
وسط ذکرهایی که می گفتم تا از مرز بگذرم. چندتایی یا بشار هم گفتم. شاید همان ها باعث عبورم شود. ولی بهرحال بشار اسد و حتی سوریه برای ما ارزش جان دادن ندارد، دارد؟ وارد خاک سوریه که شدم همین سوالِ تیز توی سرم چرخید. جواب های آماده ای توی جیب داشتم ولی... روزهای حضورم در لبنان مصادف بود با تشییع شهید محسن حججی در تهران. حتی لبنانی ها هم تحت تاثیرش بودند. هر جا که می نشستی درباره او حرف می زدند. حججی
از دل رئوف شهید سنجرانی تا غیرت و فرهنگ لوتی گری
برد. وی با اشاره به اینکه هشت سال در جبهه بوده و روزهای کودکی فرزندش را ندیده است، عنوان کرد: پس از انقلاب و در دوران دفاع مقدس، تمام هشت سال را در جبهه بودم و رشد کردن پسرم را ندیدم اما وقتی برگشتم طوری تربیت شده بود که وقتی ما برای اطلاع از وضعیت تحصیلی اش یا زمان تحویل پرونده اش به مدرسه می رفتیم، همه از رضا راضی بودند. علاقه به قرآن و حضور در مسابقات پدر شهید سنجرانی در
500 متر تا زنده ماندن
یک مکانیک و این حرفه را یاد بگیرم تا در آینده مکانیک شوم.6 سال مکانیک بودم. به شدت علاقه داشتم که در جبهه حضور داشته باشم تا دین خودم را ادا کنم اما خانواده ام با رفتن من به جبهه مخالف بودند.طاقت نیاوردم و یک روز بدون اجازه شناسنامه را برداشتم و برای ثبت نام به مرکز اعزام به جبهه رفتم. چند روز بعد از ثبت نام افرادی که باید به جبهه اعزام می شدند سوار بر اتوبوس شدند. در منطقه بدرانلو
نوشته شدن رساله حضرت امام به زبان فارسی
برای این شرایط مجهز نبودند. بعد از آن که کار حیاط تمام شد، به طرف حجره های بالا حرکت کردند و طلبه ها را از حجره های بالا بیرون می کشیدند و دست به دست رد می کردند. اولی می زد، دومی می زد، سومی می زد، چهارمی با لگد از پله ها پایین می انداخت. همین طور حجره به حجره می آمدند تا به حجره ما رسیدند. حجره های مدرسه فیضیه پستو داشت. ما در حجره را از پشت بسته و در پستو بودیم. گفتیم اینجا ختم
زهره هراتیان: کرسی فیفا را خودم به دست آوردم
سال 2013 این همکاری آغاز شد که من نماینده فدراسیون جهانی بدمینتون هم هستم و در طی این سال ها در چند تورنمنت مهم در کشورهای مختلف به عنوان نماینده پزشکی آنها حضور داشتم. علاقه پزشکی در شما بیشتر وجود دارد یا ورزش؟ تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم اما خیلی به هم وابستگی دارند . در انتخاب دوره تخصص بعد از اتمام دوره پزشک عمومی انتخاب اولم رشته پزشکی ورزشی بود. قبلا دوست
لطمه زنی در کوچه پس کوچه های نی ریز
حکم یک منبر آموزنده را داشته باشد . یعنی قصیده هایی را بخوانید، مطالبی را داشته باشید که مردم بر معرفت شان نسبت به ائمه اطهارعلیهم السلام و تاریخی که گذشته است، وقایعی که در عاشورا اتفاق افتاده است اطلاع بیشتری پیدا کنند؛ باید یک منبر آموزنده باشد. و می فرمودند که تکرار این الفاظ ثمره ای ندارد. البته نمی توانیم به طور کلی بگوییم حرام است؛ نه حرام نیست و به عنوان یک فتوا نیست. به عنوان یک توصیه که
از کارگری تا مدیریت هزار کارگر
اینکه مکانی هم برای عرضه نداشتم ولی ایشان بیست هزار دست از آن مانتوهارا فروخت و اساساً بعد از آن جرقه، خط فکری اش عوض و مانتو فروش شد ولی من همچنان شاگرد مغازه بودم. البته دو سال آخر مثل سال ها ی اول کارم نبودم. به روز و شیک لباس می پوشیدم. یک موتور هم خریده بودم و بعد از ساعت کارم مسافر کشی می کردم. چه چیزی تو را از دیگران متمایز می کرد؟ پشتکار. ساعت پنج صبح بلند می شدم و به
سیاستمدار ایرانی که جانباز 140 درصدی است!
ساوالان خبر (savalankhabar.ir) مجتبی شاکری عضو سابق شورای شهر در بخشی از گفتگوی خود با تسنیم می گوید: مجروحیت من به فروردین 1359 بر می گردد که همراه شهید بروجردی در غرب مسئولیت آموزش را به عهده داشتم. همچنین در همکاری هایی که با سپاه داشتم آموزش نیرو های افغانستانی و تجهیز آن ها با سپاه بود... وقتی که می خواستم یک مین ضد نفر را باز کنم از ناحیه دو دست و دو چشم مجروح شدم. چون بنیاد شهید مجروحیت بالای 70 درصد ندارد، وقتی از من سوال می کنند که شما چند درصد مجروحیت دارید می گویم که دو دست می شود 70 درصد و دو چشم هم 70 درصد که می شود 140 درصد . انتهای پیام/فردا نیوز ...
معصومه میرزایی: محدودیت ها مانع پیشرفت جامعه روشندلان شده است
و خوش اخلاق با برخوردی گرم و صمیمی. اولین بار است که می خواهم پای صحبت یک روشندل بنشینم و با او همکلام شوم. او نیز اینگونه برایمان صحبت می کند: معصومه میرزایی، فرزند کرم و متولد 1354 هستم. پدر و مادرم را از دست داده ام و در حال حاضر با خواهرانم در این منزل زندگی می کنیم. تا سال سوم دبیرستان و تا زمانی که توان دید داشتم درس خواندم. اما در سال 1373 و یکی از روزهای سرد زمستان در مسیر مدرسه اتفاقی
اخبار شهری
مدرسه تا پایان سال جاری در این منطقه راه اندازی خواهد شد.وی با تاکید بر اینکه منطقه 7 دومین منطقه ایی است که این طرح در آن اجرایی می شود، خاطرنشان کرد: این طرح در مسیرهایی که بیشترین مدرسه، تردد دانش آموزان، محل سکونت و بیشترین تقاضا برای جابه جایی را داشته باشد احداث و به صورت رایگان در اختیار شهروندان قرار می گیرد.معاون شهردار منطقه 7 تصریح کرد: اتوبوس مدرسه در ساعت هایی که دانش آموزان رفت و آمد
گوینده پیشکسوت رادیو: صدا نزدیکترین عنصر به قلب آدم هاست
به یک دهه در برنامه صبح جمعه با شما گوینده ثابت بوده، برنامه ای که برخی اوقات کنایه های سنگین به دولت، نهادها و برخی مسئولان وارد می آوَرد و گاهی حتی خط قرمزها را هم درمی نوردید. – دقیقا به همین علت صبح جمعه با شما با سانسورهای فراوان و چندین بار قطعی و تعطیلی مواجه شد. این برنامه بی آنکه درگیر خط بازی ها و جناح بندی های رایج شود مشکلات و مسایل اجتماعی و اقتصادی مردم را به زبان شوخی و
حکایت های + آشنا
خواستگاری از رضا شاه خواهر شاه با یک مرد مسیحی ازدواج کرده بود و از آنجا که ازدواج زن مسلمان با مرد نامسلمان جایز نیست، این کار نوعی توهین به اعتقادات مردم شهر بود. آشنا در همان ایام به منبر رفت و گفت: ای مردم شما همه می دانید که من مجردم حالا خودتان انصاف بدهید دختر رضاشاه کبیر برای ازدواج با یک مرد اجنبی به خارج رفته. خب چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است! سید محمد
زیبایی دستگاه سید الشهدا(ع) در تکثر است/توقف در محبت امام حسین(ع) آسیب نیست
شکسته و محاوره دارد، ولی مثلاً در مرثیه ای که مناسب روضه است کمتر این اتفاق می افتد، یا در پیش منبر باز این اتفاق نمی افتد. این که بگوییم فقط شعر سهل ممتنع به درد مجلس می خورد، بنده مخالفم، به جهت اینکه اساساً ترکیب بند محتشم در زمره شعر سهل ممتنع قرار نمی گیرد، آیا در هیئات خوانده نمی شود؟ 400 سال است که خوانده می شود. برخی بندهای درخشان ترکیب بند نیر تبریزی سهل ممتنع نیست اما مورد استفاده مادحین
مداحی را بیشتر از فوتبال و شعر دوست دارم
شدن شعرهایم کمک کرد. از سال 90 تا 91 پیشرفت خوبی در شعر داشتم. اگر الان شعر خوبی می گویم به خاطر همان نقدهایی است که در آن سال ها از شعرهایم می شد. شاعر مورد علاقه تان چه کسی است؟ در دو فضا می شود در این مورد صحبت کرد. یکی فضای اعتقادی شعر و دیگری فضای شاعرانگی است. اگر فضای اعتقادی را نادیده بگیرم شعرهای سعدی را دوست دارم. شعرهای هلالی جغتایی هم خوب است یا شعرهایی که صائب
دعای مداح جانباز برای مسئولان فراموش کار/ روضه جلادهنده جامعه است
که رفقای ما را فراموش کردند، حواس جمع تری هدیه کند که حواسشان بیشتر به دوستان ما باشد. فرزند حاج اکبرناظم و بیان خاطراتی از عرض ارادت به سیدالشهدا مصطفی ناظم فرزند مرحوم حاج اکبرناظم مداح سرشناس تهرانی هم بعد از مراسم تجلیل از یونس حبیبی ضمن بیان خاطراتی از ارتباط قوی پدرش با مجالس روضه خوانی بیان کرد: مردم باید خودشان قضاوت کنند که اکبر ناظم که بود و چگونه زیست؟ او به راستی
شهادت آیت الله به روایت محافظش
جوانی به سمت آقای اشرفی اصفهانی آمد. من چون کنار بلندگو قرار داشتم به اندازه 30 سانتی متر از ایشان جلوتر بودم. بلند شدم و این جوان منافق را از آقای اشرفی اصفهانی جدا کردم. این بمب روی من عمل کرد اما آن ها روی آن نارنجک شیاری قرار داده بودند که رو به جلو عمل کند. من و آن شیطان، پرت شدیم به عقب. شهید اشرفی اصفهانی هم بین آن فرد و دیوار قرار داشتند که پشتشان به دیوار برخورد کرد و به حالت سجده روی زمین
خطبه امام سجاد علیه السلام در شام
مقدمه اهل بیت پیامبر (ص) در اول صفر سال 61 هجری قمری در شرایطی وارد شهر شام شدند که حدود چهل سال در این شهر و اطراف آن بر ضد امیرالمؤمنین علی علیه السلام تبلیغات مسموم صورت گرفته بود. معاویه تعدادی خطیب پول پرست را مأمور ساخته بود که به مقام و منزلت شامخ حضرت علی علیه السلام توهین و جسارت کنند و آن حضرت را مورد فحّاشی و بدگویی قرار دهند. مردم شهر شام نیز از هنگامی
کارگردان شاهزاده روم : سعی دارم روضه خوان هنر باشم!
. مثلا سیبی که در انیمیشن نشان داده می شود همانند حوزه ادبیات شکل مجازی دارد. پس دیگر خیلی از خط قرمزها وجود ندارد و دست آدم بازتر است، چون وارد فضای خیال می شود و انیمیشن در جنگ با فضای رئال است. پس برای مفاهیم قدسی که در ذهن انسان ها شکل گرفته است، انیمیشن به دلیل غیرواقعی بودن می تواند عرصه بهتری باشد. هادی محمدیان درباره چگونگی نگارش و ساخت آثار عاشورایی در فرم بیانی انیمیشن، گفت: ما
چرا بعد یکسال باردار نمیشم؟
سوال مخاطب نی نی بان: سلام من 25 سالم است و سال86 ازدواج کردم حدود 4 سال جلوگیری داشتم چندباری اقدام به بارداری داشتم اما باردار نشدم مدتی بعد از همسرم جدا شدم الان دوباره ازدواج کردم و مدت یک سال اقدام به بارداری داشتم اما باردار نشدم آزمایش و سونوگرافی مشکلی ندارم اما پریود و لکه بینی دردناکی دارم 2 تا هم قرص مدرکسی پروژسترون مصرف می کنم. پاسخ دکتر کتایون برجیس، متخصص زنان و زایمان و
بازیگر زن ایرانی: به من گفتند ایدز داری!
برنامه ریزی درستی بکنم و هر نقشی را قبول نکنم در من وجود نداشت. بعد از آن عشق طاهر بود و سینما سینما که در آن نقش یک منشی صحنه را داشتم که خیلی فعال بود، اما اصلا دیده نشد. شما برای نقش تان در خانه ای روی آب یک سیمرغ دارید. این را موفقیت نمی دانید؟ سالی که سیمرغ گرفتم فیلم هایی مثل من من ترانه پانزده سال دارم بود و کاندیداهای نقش دوم کسانی بودند که فکرش را نمی کردم، من بگیرم. الان که
شهیده موشکی که در سردخانه زنده شد +عکس
برایمان گفت!. عقربه های ساعت عدد 7:45 دقیقه ی بعد ظهر را نشان می داد. روی پله ی زیر زمین نشسته و مشغول درس خواندن بودم و مادرم نیز کنارم داشت آشپزی می کرد. ناگهان چراغ ها خاموش و روشن شده و به یکباره همه جا تیره گشت. با صدای مهیبی به زیرزمین پرتاب شدم و آوار به سر و صورتم ریخت. چیزی نمی دیدم با هر سختی که بود خودم را نجات داده و بالا آمدم. مردم ندای الله اکبر سر می
در زندگی اصولی دارم که اجازه نداد در این فوتبال دوام بیاورم
من تاس باشم! چطور وارد فوتبال شدی؟ اوایل از فاز فوتبال بیرون آمدم و وارد فاز درس شدم. تقریبا 3 سال بود که فوتبال را کاملا کنار گذاشته بودم، تا زمانی که به آموزشگاه آمدم و حدود 20 کیلو اضافه وزن داشتم اما با این حال انتخاب و قهرمان مازندران شدم. از آن جا بود که تلنگری به من وارد شد که با 20 کیلو اضافه وزن این طوری فوتبال بازی می کنم و تصمیم گرفتم که وزنم را پایین بیاورم. در آن