سایر خبرها
زندگینامه حسنعلی نخودکی اصفهانی
صحراهای بی آب و علف در حالت نخستین می افتم و گاهی این احوال تا بیست روز به طول می انجامد. چون قصد مراجعت به شهر و آبادی می کنم، متوجه می شوم که از ضعف گرسنگی و تشنگی در اعضایم قوت بازگشت نیست . دست به دعا برمی دارم که: الهی به عشق و محبت تو به اینجا افتاده ام و اینک قوّتی نیست که به شهر بازگردم. درحال، از غیب، گرده نانی و سبوی آبی ظاهر می شود که با تناول آن نیروئی به دست می آورم، سپاس حق
ماجرای گُل خوردن صوری از ولیعهد در مدرسه نظام/ به ما گفتند فردا اعدام خواهید شد!/ شاهد سقوط فاو بودم ولی ...
/> آقای فرجاد دبیر سرویس ما بود. وقتی خبر تنظیم می کردیم ، اگر خبر ما دست نخورده منتشر می شد ما ذوق می کردیم . بعد ما را برای مصاحبه به شهرستان می فرستادند. بعد از تنظیم مصاحبه هایی که در شهرستان انجام می دادیم، نوبت به تهیه گزارش می رسید که آن هم پروسه داشت. آن زمان خیلی سخت می گرفتند ولی امروز نه ! در حال حاضر خبرها پایه علمی ندارند و نه مصاحبه ها و نه اخلاق خبرنگار حرفه ای نیست. من بعد
گفته های تکان دهنده بازماندگان سیل
سلامانه : از محله جیحون که وارد خیابان 16 متری امیری می شوی، با حجله های جوانان و مردم سیاه پوشی رو به رو می شوی که فضای محله را غم انگیز کرده است. وقتی از چند روز قبل شنیده ای که حدود10 نفر فقط از این محله در منطقه سولقان حضور داشتند و سیل و کشته شدن تعداد زیادی از مردم و از همه اسفبارتر پرپر شدن رفقای نزدیکشان را جلوی چشمشان دیده اند، تصمیم می گیری برای شنیدن دیده ها و اتفاقاتی که گذرانده اند به سراغشان بروی. محمد یکی از جوانانی است که تصمیم می گیرد چند روز قبل از مراسم ازدواجش آخرین روزهای ...
صدای ایرانی از نام تو می آید
بیا پیش تر / تا که بگویم غم دل بیشتر/ ساده ، بی آلایش و با اندیشه و بار احساسی بالا به همراه ملودی جذاب و لطیف آهنگساز، تنظیم خوب و صدای درست در مجموع بر پایه قوت شعر قطعه را شنیدنی می کند. در چند جا شنیده بودم که نام تو شبیه به گلهاست، البته آثار گلها سطح بندی و طیف بندی هنری بسیار متنوع و متفاوتی دارد. بیشتر باید بگویم این اثر را نزدیک تر و قریب تر به دو گلبانگ به خوانندگی استاد شجریان یافتم و آن را ادای دینی به گلبانگ ها دانستم. به راستی چه روزهای اوجی داشت سیمرغ موسیقی ایرانی منبع: موسیقی ایرانیان Musiceiranian. ...
فرزندخواندگی؛ یک نمایشنامه در چهار پرده
نبود که حال رو به خاطر آینده نامشخص از دست بدم و باید فکر درمان می کردم. به خانواده هامون هیچی نگفته بودیم و وقتی درمورد بچه می پرسیدند، می گفتم هنوز زوده. به مرکز ابن سینا مراجعه کردیم و پروسه درمان رو بسیار پر انرژی و امیدوار به لطف خدا طی می کردیم. چون معتقد بودم به هرحال یک راه حلی وجود داره. دنیا که به آخر نرسیده بود. قسمت دوم: صلاح خدا در مرکز ابن سینا، استفاده از اهدا رو
شغل دوم هنرپیشه ها چیست؟
حضورت را / میانه نیمه های شب / به دست واژه های شعر بسپارم که بسیار شبیه مَطلع غزل حافظ است! مرا عهدی ست با جانان / که تا جان در بدن دارم / هواداران کویش را ... در مجموع مطالعه مهر مکتوب تنها به مخاطبانی پیشنهاد می شود که از خواندن دلنوشته های یک بازیگر مطرح لذت می برند. مریم پالیزبان را همه با فیلم نفس عمیق می شناسند. او در نفس عمیق به عنوان بازیگر خوش درخشید و اتفاقا نامزد سیمرغ بلورین
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
سروده ای از امام خمینی(ره): از غم دوست در این میکده فریاد کشم دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم داد و بی داد که در محفل ما رندی نیست که برش شکوه برم، داد ز بیداد کشم شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا باصفا منت آن را که به من داد کشم عاشم، عاشق روی تو، نه چیز دگری بار هجران و وصالت به دل شاد، کشم در غمت
اصل کاربردی کردن دانش؛ علم معطوف به عمل
هزار ورقه چیز نوشتم و پانزده سال از عمر خود را شب و روز در تألیف جامع کبیر (همان الحاوی) صرف کردم و بر اثر همین کار در نیروی بینایی من سستی پدید آمده و عضلۀ دستم گرفتار سستی شده و من را از نوشتن محروم ساخته است. با این همه، از جست و جوی دانش باز نمانده ام و پیوسته به یاری این و آن می خوانم و بر دست ایشان می نویسم. ابوریحان بیرونی در 427 هجری، زمانی که 63 سال داشت، فهرستی از آثار رازی و
طارمی: نوبت من است که آقای گل بشوم
/> *امسال دوست دارم آقای گل بشوم و بتوانم روند خوب سال گذشته را هم در این فصل در پرسپولیس داشته باشم. تمام سعی ام را می کنم که بتوانم بهترین بازیکن سال ایران شوم و عنوان آقای گلی برای پرسپولیس را به دست آورم. این انگیزه از کجا می آید، قصد داری فصل آینده لژیونر شوی یا اینکه می خواهی خودت را در ترکیب تیم جا بیندازی؟ *آرزوی هر فوتبالیستی است که به تیم ملی برسد و اینکه بتواند در
یادداشت هایی پیرامون اشعار رهبر معظم انقلاب
علی محمد حاجی علیانی از مؤلفان و فعالان فرهنگی در استان کرمانشاه در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا در کرمانشاه، عنوان داشت: شعر خوب، پنجره ای گشوده به قلمرو روشنایی و دشت های امید و سرچشمه آرزوهای شیرین است. حاجی علیانی با اشاره به یک شعر خوب ابراز کرد: نسیم اردیبهشتی شعر و خنکی صبح احساس، طراوت و شادابی را به دل ها و رابطه ها ارزانی می دارد به ویژه هنگامی که سراینده آن دانشمندی
آفلاین رویاها
من را بیش تر به شماره می انداخت، من هراسان از زندگیم که قرار بود به دست مردی کلاهبردار پر پر بشه ؛ نمی دانستم چه کار کنم ... ناگهان پنجره باز اتاق توجهم را جلب کرد ، یک دفعه به ذهنم رسید؛ این دفعه برای اولین بار بخت با من یار شد با سرعت تمام دستهایم را به کمر افشین فشار دادم او هول شده بود، نتوانست خودش را نجات دهد. با دیدن پیکر خون آلود افشین، من هم بین همهمه آدم ها گم شدم.بهوش که
شباهت های بازی تاج و تخت و سیاسیون ایران (2)
پایبندی تام و تمام به آداب و قواعد درست، زایل می شود؛ مثلا ند استارک، آن قدر مشتاق بود که در مقام دستیار شاه رابرت شرافت مندانه و مطابق سنن و قواعد درست حکم براند که برآورد درست از توازن قوا و برآیند نیروها را فراموش کرد و دست به کارهایی زد که از یک سیاست مدار باهوش و توان مند چون او بعید بود. او سرش را در این راه از دست داد. اینجا درست یاد آن گروه از اصلاح طلبان و تحول خواهان می افتیم
امتناع و کبر ورزی ابلیس در سجده بر آدم
وقار و کرامت ظهور کرد و ابلیس که از گروه جن بود در این عرضه پر خطیر با انتخاب و اختیار خودش کفر درونیاش را که محصول کبر و حسد بود و ارتباطی به ذاتش و فطرتش نداشت آشکار نمود و هم چون دیگر عاصیان و متکبران به نافرمانی و تمرد از خواسته حق دست یازید، ولی راه توبه به روی او باز بود و می توانست به شرف توبه نائل گردد و از چاه ظلمت کبر درآید و گناهش را جبران نموده از صفحه پروندهاش پاک نماید و او را موجودی
کبریت کم خطر کتابی فراجناحی است
یکی از اشعار خود را از کتاب در دست انتشار خود با نام بوستان شهری به این شرح خواند: کی را که در بند بینی پسر برایش کمی میوه و گل ببر یکی را که در بند بینی صبور به زودی بیفتی به پایش چو مور یکی را که در بند بینی بخواب که فردا برآید بلند آفتاب یکی را که در بند بینی اسیر از او چند خط یادگاری بگیر یکی رفت در بند و بگذاشت ریش
واژه در دست تعمیر از راه رسید
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) مجموعه شعر طنز واژه در دست تعمیر سروده سعید سلیمان پور ارومی از سوی انتشارات سروش روانه کتابفروشی ها شد. گرانی و سال اسب، شعر داغ!، اگر بگذارند، سال گاو!، بیچاره فوتبال، نوجوان زیاده دان!، ریاست!، روز عشق!، سوغات حاجی!، گران است گران، شوهر مظلوم، عاشق خر!، فاش می گویم!، نیمه پنهان بلبل!، دل و جام جهانی!، زمین خوار!، ابیاتی از خمسه مهمله!، حکایت نقاش
ذکر خدا به صورت دل بخواهی فایده زیادی ندارد
اللَّتَیْنِ فِی قَلْبِهِ فَأَبْصَرَ بِهِمَا الْعَیْبَ؛ خصال/1/240) در روایت هست که اگر با دیگران مشورت کردی و دیگران به تو مشورت هایی دادند، و تو بررسی کردی و به باز هم مردد بودی، در نهایت به دلت مراجعه کن؛ دلت هرچه گفت همان درست است. دل مؤمن این گونه است.(إذا هَمَمْتَ بأمْرٍ فاسْتَخِرْ ربَّکَ فیهِ سَبْعَ مرّاتٍ ، ثُمّ انظُرْ إلی الّذی یَسْبِقُ إلی قَلبِکَ فإنَّ الخِیَرَةَ فیهِ؛ میزان الحکمه/حدیث5700
سبزواری دلهای انقلابی را شکوفا کرد
1394/5/5 - 09:44 474165 احد ده بزرگی از شاعران پیشکسوت و انقلابی کشورمان در مورد تاثیر حمید سبزواری در شعر انقلاب به خبرنگار شبستان گفت: حمید سبزواری اوایل انقلاب با شعر خود نفس ها را در سینه حبس کرد. در دورانی که تازه نسیم نفس امام خمینی (ره) در حال وزیدن بود، سرود سبزواری واقعا برای مردم یک باران نور بود و همه دل ها را شکوفا کرد. ده بزرگی با بیان اینکه سبزواری حق بزرگی بر
مفهوم شناسی کلمه هنر در متون اوستایی و پهلوی
، فراز دیگر هنرها و به تعبیری دیگر فضیلت ها ذکر می شود. این بدان معناست که تمامی این صفات ازجمله معانی هنرند و به یک عبارت عین هنر. و بازتاب چنین نظری را می توان در این بیت از غزل 227 دیوان حافظ یافت که عشق را هنر نامیده و ازجمله دیگر هنرها دانسته است: عشق می ورزم و امید که این فن شریف چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود و البته نسبت مستقیم و مترادفی که در این بیت از ابیات حافظ (به عنوان آیینه
وقایع روز پنجم محرم الحرام
گل چون شکیبد در بهار دست منع ای عمه از من باز دار نیست شرط عاشقان خانه سوز کشته شمع و زنده پروانه هنوز عشق شمع از جذبه های دلکشم او فکنده نعل دل در آتشم دور دار ای عمه از من دامنت آتشم ترسم بسوزد خرمنت دور باش از آه آتش زای من کاتش سود است سر تا پای من بر مبند ای عمه بر من راه را بو که بینم بار دیگر شاه را
گفت و گو با حسین مسرت در باره پژوهش های تازه اش در حوزه شناخت زندگی و اشعار فرخی یزدی- همنشین مرغ طوفان
یزدفردا:حسین مسرت متولد 1339، یزد، کتابشناس، فهرست نگار و یزدشناسی است که در حوزه های تخصصی خود مورد اعتماد و مشاوره بزرگانی چون استاد فقید ایرج افشار و دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن بوده است. او به تازگی ویرایش جدیدی از دیوان فرخی یزدی (تهران: نشر مولی، 1392) را منتشر کرده و نگارش کتاب دیگری را در باب زندگی و آثار فرخی (با نام مرغ طوفان؛ تهران: انتشارات همشهری) به پایان برده است. به این بهانه با او
کارنامه رضاخان میرپنج در میزگرد زیباکلام و سلیمی نمین
اینکه دولت مرکزی را وادار به امتیازدادن کنند، از این ابزار استفاده چشمگیری کردند. دولت مرکزی زمانی تن به قراردادهای خلاف مصالح ملی می داد که روزبه روز ضعیف می شد. این سیاست با پیروزی کودتا [1299 خورشیدی] کاملا تغییر کرد. به همان میزان که فعالیت ها قبل از آن برای تضعیف دولت صورت می گرفت، بعد از کودتا تلاش آنها بر این بود که دولت مرکزی را تقویت کنند. همه دست نشاندگان خود را رسما به پذیرش حاکمیت رضاخان
روایت لیلی رشیدی از اسم و نخستین تجربه کارگردانی
هیچ چیز محیرالعقولی دیده نمی شود اما سادگی اثر و واقعی بودن آن سبب می شود تا مخاطب از تماشای خود بر صحنه تئاتر بهت زده شود. این همان جایی است که نمایش اسم مهم می شود. نگاهی به وضع تئاتر امروز که از فقر متن خوب و درام رنج می برد و برای جبران آن دست به دامن چیزهای مختلف می شود کافی است تا دریافت که اسم اهمیت فراوانی دارد. این نمایش در سالن استاد ناظرزاده کرمانی و با بازی لیلی رشیدی، محمد حسن معجونی
قبورنا قلوب من والانا و قبورنا قلوب شیعتنا
، به محض شنیدن نام ارباب بی کفن، قلبش به تلاطم در می آید و اشکش جاری می شود، آیا او تربت نیست؟ چرا؛ او هم تربت است. اصلا مشت خاکی که من و تو باشیم، به خاطر همین که تربت هستیم، اشرف مخلوقات شده ایم. آن قطره خون بود که خاک ما را گل کرد والا کدام گل تاب و توان داشت که خانه ای بشود برای روح: از قطره عشق خاک آدم گل شد صد فتنه و شور در جهان حاصل شد سرنشتر عشق بر رگ روح زدند یک قطره از آن چکید و نامش دل شد
پاسخ آیت الله مکارم شیرازی به یک شبهه
مبارزطلبی قرآن یک مغالطه (با نهایت معذرت) است چون نوشته هر کس مثل خودش منحصر به فرد است!... سپس می گوید: البته می توان این مبارزه طلبی قرآن را به روش صحیحی تغییر داد و گفت درست است که نوشته های هر کس منحصر به فرد است اما از نظر شأن و عظمت و خلاقیت با هم قابل مقایسه نیست. بعد اضافه می کند: نوشته هایی به زیبایی قرآن در جهان حاضر وجود دارد از جمله شعر حافظ! در
مصطفی ملکیان:از نظر عارفان خداوند اصل ما است/عشق نزد مولوی معنای واضحی ندارد
به میان آمد، بدین معناست که آن شعر عرفانی نیست و ما نباید همه اشعار یک شاعر را عرفانی تلقی کنیم.مثلا عراقی گفته: ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی /چه کنم؟ که هست این ها گل باغ آشنایی چون در این بیت سخن از تنهایی به میان آمده نمی توان آن را عرفانی دانست. اشتیاق غیر از عشق است در فراق اشتیاق است و اشتیاق البته غیر از عشق است.اشتیاق وصف کسی است که از
برای علی هویسی با اندوهی به وسعت اقیانوس...
شنبه ، سوم مرداد ماه، صبحی تلخ برای ایسنایی ها رقم خورد؛ صبحی با خبر درگذشت همکارمان "علی هویسی". خبری که دل مان را بد جور لرزاند و ناخواسته سیل اشک را بر پهنای صورت مان روان کرد. چقدر تقدیر بعضی آدم ها زود رقم می خورد! مگر چه قدر از شب های قدر ماه رمضان و "الغوث الغوث"های امسال "علی" می گذرد که تقدیر برای او که تنها 22 بهار از عمرش می گذشت این گونه رقم خورد؟ آن قدر پرواز
شعر/ لب تشنۀِ آب انتقامیم - مردانِ مدافعِ خیامیم
محضر عشق شوریده غزل، به دفتر عشق - هستی بنهاده بر سر عشق بر کرب و بلا به خون سفر کرد - دل را بِسِپُرد و ترک سر کرد در بزم بلا سبو کش درد - شولای شقایقی به بَر کرد شد غرقه به خون خویشتن او - گردیده رها ز ما و من او آلاله صفت به رنگ خون شد - سرمست ز بادۀ جنون شد گردیده ز بویِ کربلا مست - مردانه علم گرفته در دست میخانه نشینِ چشمِ عباس- قامت بشکسته از غمِ یاس
بنیاد در آینه مطبوعات
خط معنوی آن بی بهره سازید. نامه محمد بابارستمی هم رزم راستین چمران و از مدافعان سوسنگرد، یکی از همان دست نامه هایی است که تاریخ دفاع مظلومانه مان را روایت می کند: انا... و انا الیه راجعون بدین وسیله به عنوان عرض ادب چند کلمه به حضور همگی شهید پروران راه حسین می رسانم، برادران و خواهران مسئول و قهرمان پرور ایران، اکنون که این نامه را می نویسیم ساعت 6 صبح روز تاسوعای آقا امام حسین(ع
از مسئولان هیچ چیز نمی خواهم!/ مطمئن باشید یک نابینا هم می تواند دست در جیب خود بکند
. البته معتقدم که افراد نابینا می تواند در کارهای دستی موفق باشند و بهتر عمل کنند. استاد از گذشته ها می گوید: وقتی 30 ساله بودم بینایی خود را از دست دادم، یک زمانی هم کارمند دانشگاه علوم پزشکی بودم. استاد بایرامی همچنان که سبدی را در دست می بافد، اظهار می کند: همیشه به کارهای هنری بخصوص صنایع دستی علاقه داشتم و سبدبافی را هم خودم یاد گرفتم و 30 سال است که کارهای هنری چون کیف
مسبب 80 درصد لغو کنسرت ها خود شرکت ها هستند/ دفتر موسیقی محل تجمع دلال ها بود
خرج ندادیم. وسواسی که استاد فریدون شهبازیان روی تلفیق شعر موسیقی، روی بیان صحیح، روی ارکستراسیون داشت، چه کسی بعد از ایشان داشته است؟ وجود فریدون شهبازیان باعث می شد که در مرکز موسیقی صدا و سیما با وسواس زیادی کار شود و یک جریان موسیقی سازنده و درجه یک در صدا و سیما شکل بگیرد. من فکر می کنم اگر جریان موسیقی پاپ در صدا و سیما در آن زمان به مسیر درستی رفت، به خاطر وجود شهبازیان و دقت استاد علی معلم