سایر منابع:
سایر خبرها
جنایت هولناک در آخرین ملاقات
. پدرم 84 سال دارد و حتی در جلسه دادگاه هم حاضر نشد. من به آنها حق می دهم. من خانواده اصیل و باشخصیتی دارم. به همین دلیل هم آنها به خاطر آبرویشان مرا طرد کرده اند. پشیمانی؟ (در حالی که اشک می ریزد) خیلی پشیمانم. از لحظه ای که این قتل را مرتکب شدم، هر شب عاطفه به خوابم می آید و عذاب وجدانم بیشتر می شود. عاطفه را دوست داشتم. دلم برایش خیلی تنگ شده؛ اول از همه شرمنده خدا و بعد
مقتول نام قاتل را با خونش نوشت
ماجرا بی خبر بوده اند. متهمان که منکر جنایات بودند با مشاهده مدارک، مدعی شدند عامل جنایات را می شناسند. مرد میانسال که در برابر مدارک چاره ای جز اعتراف نداشت درباره این حادثه گفت: قتل را من و پسرهایم انجام نداده ایم، اما به خاطر من آن دو نفر کشته شدند و قاتلان را می شناسم. آقای قاضی مدت ها بود که با سهراب اختلاف پیدا کرده بودم و این اختلاف باعث کینه بین ما شده بود. با این که بعد از مدتی
مرگ در دناک اهورا
داشت که او بیگناه است و می دانم که وی نیز در این پرونده نقش داشته و از او هم شکایت کرده ام. چند روز قبل مدیر سابق ساختمان همسر سابقم با من تماس گرفت و درباره گریه و صداهای اهورا با من حرف زد که از همسرم خواستم پسرم را ببینم اما او به دلیل این که نفقه اهورا را پرداخت نکرده بودم اجازه دیدن پسرم را نداد. آن جا بود که متوجه شدم مادر پسرم 2ماه اجاره نداده است و قرار بود من از شوهر همسرم به دلیل عدم
محاکمه بعد از 14 سال/ قاتل: به خاطر فرزندانم مرا آزاد کنید!
آستانه مرگ قرار داشت که توانست با پرداخت دیه از چوبه دار فاصله بگیرد. بعد از رضایت اولیای دم بود که متهم ازدواج کرد و صاحب فرزند شد. به این ترتیب وی پس از گذشت 14 سال، در حالی که صاحب دومین فرزند نیز شده بود از جنبه عمومی جرم در همان شعبه به ریاست قاضی عبداللهی پای میز محاکمه قرار گرفت. پس از اعلام رسمیت جلسه علی در آخرین دفاعش گفت: باور کنید روز حادثه به خاطر کمک به برادرم وارد درگیری شدم
مراقب فرزندان خود باشیم
شکایت فقط یک جمله کوتاه نوشت: از کسی که این بلا را سر پسرم آورده شکایت دارم و می خواهم فقط اعدام شود. مادر کودک گفت: جمعه تعدادی مهمان از شهرستان برایمان آمد. برای مهمانان مشغول تدارک ناهار شدم. لیستی را برای همسرم نوشتم تا آنها را برای ناهار تهیه کند. همسرم با خودرو رفت و هر آنچه را قرار بود بخرد تهیه کرد. همه را آورد چید گوشه آشپزخانه و رفت نشست توی پذیرایی و با مهمانان که داشتیم مشغول صحبت شد
ضربه شدید مغزی، علت فوت اهورا
ساعات وقوع حادثه مادر اهورا اعلام کرد که شکایتی از همسرش ندارد اما او دیروز در مصاحبه با صداوسیما گفت: از مقتول نمی گذرم و می خواهم به اشد مجازات برسد. از شکایتم کوتاه نمی آیم او باید قصاص شود. در زمان وقوع حادثه محل کارم بودم که به من خبر دادند. او درباره نحوه آشنایی با نامزدش نیز توضیح داد: در فضای مجازی با او آشنا شدم. بعد با هم صیغه خواندیم و در کل یک ماه بود که باهم زندگی می کردیم.
درخواست طلاق همسر مجری سرشناس تلویزیون
مجروح شدم. شکایتم از آقای مجری باعث شد که رابطه مان برای همیشه قطع شود و بعد از سال ها دوباره پا در دادگاه های مختلف گذاشتم. حالا همسر مجری سرشناس در میانسالی راهی دادگاه شده تا شاید بتواند حق و حقوق از دست رفته اش را از همسرش پس بگیرد. وقتی وارد شعبه 276 شد، قاضی او را شناخت و پس ازمقدمه ای کوتاه گفت: با توجه به اینکه شما سال ها پیش مهریه تان را دریافت کرده اید، تنها نفقه و
انگیزه مرموز قتل کودک گیلانی به دست ناپدری
اعتراف گشود و گفت: قصد کشتن اهورا را نداشتم. اما یک لحظه انگار شیطان به جلدم رفت تا جان او را بگیرم. من از همسر اولم یک کودک 2 سال و نیمه دارم و از کاری که کردم پشیمانم. رسیدگی فوق العاده به پرونده قتل اهورا علی مصطفوی نیا، دادستان مرکز استان گیلان نیز با تشریح جزئیات تازه جنایت تکاندهنده گفت: ناپدری 27 ساله در غیاب همسرش و پس از آزار و اذیت جسمی پسرک، با کوبیدن سر اهورا کوچولو به
ادعای تازه عروسی که شوهر و مادربزرگ شوهرش را کشته:همسرم می گفت با دوست دخترش دریک خانه زندگی کنم
یافتند و پای میز محاکمه ایستادند.در آغاز جلسه بازماندگان حسین- 30 ساله- و مادربزرگ 70 ساله اش به نام جمیله خواستار قصاص هر دو متهم شدندسپس سعیده (عروس جوان) در برابر قضات ایستاد تا به اتهام مباشرت در قتل جمیله (مادربزرگ) و مشارکت در قتل شوهرش محاکمه شود. رئیس دادگاه از زن جوان پرسید آیا این اتهام را قبول داری؟او جواب داد: بله قبول دارم که شوهرم ومادر بزرگش را کشته ام. اما من قصد قتل آنها را
حرفهای پدر اهورای 2سال و7ماهه در باره قتل فرزندش/هیچکس در مراسم خاکسپاری به مادرش تسلیت نگفت
ایران نوشت:پدر اهورا که از دو ماه قبل اجازه دیدن فرزندش را نداشته و برای اثبات صلاحیت نداشتن همسر سابقش برای سرپرستی فرزندشان شکایتی نیزبه دادگاه ارائه کرده بوده، گفت: مدتی بود همسایه های مجتمعی که همسر سابقم با قاتل زندگی می کرد از رفت و آمدهای افراد مشکوکی به ساختمان صحبت می کردند.حتی آنها حاضر بودند شهادت بدهند. به همین دلیل چون طبق قانون اهورا تا 7 سالگی در حضانت مادرش بود، شکایت کردم تا
رازگشایی از قتل پسر 2 ماهه پس از 6 سال
دادسرای جنایی تهران، بازداشت شد. متهم در اداره دهم پلیس آگاهی تهران، بازجویی و منکر قتل پسرش شد اما چند روز پیش نامه ای از زندان برای بازپرس جنایی ارسال و اعلام کرد قاتل فرزندش، مردی به نام سامان است. او به دادسرا منتقل و بازجویی شد و گفت: بعد از رفتن شوهرم برای هزینه زندگی خودم و پسرم به خانه زنی در دروازه غار می رفتم که با پسر او ارتباط برقرار کردم. چند روزی همراه پسرم برای نظافت خانه
اعترافات مردی که پدر و نامادری اش را کشت و به آتش کشید
اجساد را داخل گودالی انداختم و سوزاندم و بعد هم گوسفندان پدرم را فروختم؛ پول به دست آوردم و به تهران آمدم تا خودم را درمان کنم. به پرستاران گفتم حین شکار پایم تیر خورده است اما آنها باور نکردند و موضوع را به پلیس گزارش دادند. حالا اعتراف می کنم من مرتکب قتل شده ام و گفته های برادرم درست است. با پایان گفته های متهم و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران
آن 5 روز جهنمی؛ ملکه زیبایی در چنگ ربایندگان
شده است. زندگی دیانا مول در آستانه در یک هواپیما رقم خورد و تغییر کرد. مردی به نام فدایی محمود یا به قول خودش کاپیتان محمود تپانچه اش را روی گیجگاه این دختر در آن زمان 19 ساله فشرد و به آرامی شروع به شمارش از 1 تا 10 کرد. سهیلا اندراوس هم آنجا ایستاده بود. دیانا مول در مورد آن روز سال 1977 و به عنوان کسی که قرار بود اولین گروگان کشته شده هواپیمای بوئینگ 737 لوفت هانزا باشد، به خاطر می
بخشش قاتل نوزاد 2 ماهه در جنوب تهران
زندگی اش را تغییر داده و هیچ کس نشانی از او نداشت، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران وارد عمل شده و پس از تحقیقات تخصصی محل زندگی این زن شناسایی شد و او را دستگیر کردند. متهم که معتاد به شیشه بود وقتی در برابر بازپرس جنایی ایستاد، برخلاف آنچه به بیمارستان گفته بود، ادعای جدیدی درباره مرگ فرزندش مطرح کرد و گفت: مدت ها قبل به خاطر اختلافاتی که با همسرم داشتم از او جدا شدم. بعد از آن برای
قاتل ستایش قریشی به زودی اعدام می شود
روی جسد. اسید گرفتم و روی جسد ریختم. برای این که بوی اسید پخش نشود، روی آن الکل ریختم و آتش زدم و روی آتش هم اسفند ریختم. پس از دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات وارد شور شدند و امیرحسین را به قصاص به خاطر قتل و اعدام به اتهام تجاوز به عنف محکوم کردند. حکم مجازات قاتل، در شعبه 33 دیوان عالی کشور تائید شد و نام او در فهرست اعدامی ها قرار گرفت. با استیذان اجرای حکم، صبح پنجشنبه 27 مهر امروز به عنوان زمان قتل در نظر گرفته شد که شامگاه دیروز به تعویق افتاد. انتهای متن/*
آخرین جزئیات قتل اهورا
، مادرش در خانه بود. یعنی مادرش اطلاع داشت که شما با سیگار دست او را سوزاندی؟ بله. علت این کار شما چه بود؟ گفتم فقط می خواستم او را بترسانم، قصد سوزاندن نداشتم. چند بار او را سوزاندی؟ فقط یک بار. چه مدتی بود با مادر اهورا زندگی می کردی ؟ از بیست و چهارم تیر ماه در اینستاگرام با مادر اهورا آشنا شدم. بعد
ازدواج مرد قاتل بعد از آزادی با وثیقه!
سن کمی داشتم و بچگی کردم؛ هنگامی که با قید وثیقه از زندان آزاد شدم، سعی کردم رضایت خانواده کیانوش را جلب کنم که در نهایت موفق به این کار شدم. در این مدت من با دختر موردعلاقه ام ازدواج کردم و سروسامان گرفتم، حالا یک فرزند سه ساله دارم و تا چند ماه دیگر فرزند دومم متولد می شود. به همین خاطر از قضات دادگاه می خواهم با توجه به اینکه خانواده مقتول من را بخشیده اند، به خاطر همسر و فرزندانم در مجازاتم تخفیف قائل شوند. با پایان گفته های متهم، ختم جلسه اعلام شد و قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و در نهایت حکم آزادی فرشاد را صادر کردند. ...
پدر اهورا نمی خواست پسر را دفن کنند! / آخرین اعتراف قاتل
گرفت. روز شنبه 22مهر صدای فریاد های نحیف کودک معصوم از خانه ای دریکی ازمحله های رشت به گوش همسایه ها رسید. آنها که بشدت نگران شده بودند شتابان خود را مقابل خانه مورد نظررساندند ،اما تلاش برای بازکردن در خانه بی فایده ماند.به همین خاطرمردم نگران با پلیس 110 تماس گرفته و کمک فوری خواستند. مأموران پس از رسیدن به خانه مورد نظر، وقتی با دربسته روبه روشدند و ازهمسایه ها شنیدند که درخانه اتفاق
اظهارات مردی که پسرش را به کام مرگ فرستاد
زندگی کردیم از آن به بعد و در طول حدود هفت سال که از ازدواجمان گذشت، مدام یا حکم جلب مرا می گرفتند یا به خاطر مهریه شکایت می کردند! حضانت فرزند بعد از طلاق با تو بود؟ بله! وقتی بعد از یک سال از زندان آزاد شدم از طریق دادگاه حضانت فرزندم را گرفتم ولی در هفته دو روز علی را به آن ها تحویل می دادم. چرا او را کشتی؟ وقتی از زندان آمدم معتاد شدم، بیکار هم بودم
اهورا خوابید؛ بدون لالایی و قصه/ محاکمه یک مادر در سینه ی قبرستان/ تصاویر
اجازه حضور در مراسم خاک سپاری کودکش را هم پیدا نکند. چون ازنظر پدر و اکثر چند صد شهروندی که ظهر روز سه شنبه 25 مهر در مراسم تشییع این کودک حاضر بودند جرم Crime المیرا کمتر از مجتبی متهم به تجاوز و قتل Murder نیست. مجتبی همان جوان 27 ساله ای است که ازدواجش با همسر دلخواهش دیری نپایید و علی رغم آن که دختر 2/5 ساله داشت از او جدا شد و سرپرستی کودکش را به مادرش سپرد. تا شریک جدید زندگی زنی شود که حضانت
انکار قتل پدر و نامادری در جلسه دادگاه
دیروز، جلسه رسیدگی در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد. اولیای دم غیر از خواهران مقتول درخواست قصاص کردند سپس متهم با اظهار بی گناهی گفت: روز حادثه به شکار رفته بودم و تیر خوردم. وقتی برگشتم ناگهان فردی ناشناس از پشت به سرم کوبید و بیهوش شدم. وقتی به هوش آمدم، خودم را به بیمارستان رساندم. من هیچ قتلی مرتکب نشده ام. حکم دادگاه بزودی صادر می شود.
اهورا قربانی شکنجه هولناک ناپدری
بیمارستان جان باخت. با مرگ اهورا پرونده روند جنایی به خود گرفت و با دستور بازپرس ویژه قتل، کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات در این باره را آغاز کردند. یکی از اهالی خیابان لاکانی رشت گفت: روز حادثه صدای ناله های پسر بچه را شنیدیم و به خانه شان رفتیم و کودک را با کمک ناپدری اش به بیمارستان منتقل کردیم. بررسی های پلیسی نشان داد، مادر اهورا به خاطر اختلافاتی که با همسرش داشت سال گذشته از او
شمارش معکوس برای قصاص 2 قاتل
این که درگیر نشویم، صورتشان را بوسیدم اما فایده نداشت. دست به یقه شدیم. من اول با ضربه صندلی آنها را دور کردم اما وقتی رامین با چاقو به سمتم حمله ور شد، چاقوی یکی از میوه فروش های محله را گرفتم و با آن ضربه ای وارد کردم. من قصد قتل نداشتم و برای دفاع از خودم این کار را کردم. متهم درباره سرقت مسلحانه از طلافروشی خانی آباد نیز گفت: 20روز بعد از قتل برای این که پول دیه رامین را جور کنم با
سلاخی داماد توسط عروس و پسرعمو
فرار کردیم. به دنبال اعتراف های تکان دهنده این زن و مرد و بازسازی صحنه جرم برای شیرین به اتهام مشارکت در دو قتل و برای هومن به اتهام معاونت در قتل محمد و مشارکت در قتل شمسی کیفرخواست صادر شد. آنها امروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاستقاضی Judge اصغر عبداللهی و با حضور یک مستشار پای میز محاکمه ایستادند. در این جلسه اولیای دم برای دو متهم حکم قصاص خواستند.
دو آدمکش اعدام می شوند
بازخبر / دو سال قبل مردی به مأموران پلیس مراجعه کرد و گفت: پسرم برای فروش ماشین، با دو مشتری سوار خودرو اش شد وبرای بررسی وضعیت فنی ماشین بیرون رفتند. ولی ساعتی گذشت واز پسرم خبری نشد. با تلفن همراهش تماس گرفتم که غریبه ای جوابم راداد.بعد ازگفت و گویی کوتاه فهمیدم پسرم ربوده شده است. 12 روز بعد از این گزارش مأموران با راهنمایی پدرمرد جوان گمشده و ردیابی های تخصصی موفق شدند دو مرد جوان
اتهام قتل شوهر و مادربزرگ به گردن همدست
با چاقو هدف قرار دادم. حامد هم در تحقیقات گفت: من فقط ضربه ای به گردن اشکان زدم و در قتل زن سالخورده نقش نداشتم. بعد از این توضیحات، شیدا به اتهام مشارکت در دو قتل و حامد به اتهام معاونت در قتل بتول و به اتهام مشارکت در قتل اشکان روانه زندان شدند. پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و روز گذشته دو متهم مقابل قاضی عبداللهی پای میز محاکمه ایستادند
بخشش 2 جوان 25ساله از قصاص
می شود. قاتل پس از چند روز از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شد. او درهمان بازجویی های اولیه به قتل اعتراف کرد. با اقرار متهم و صدور کیفرخواست با عنوان قتل عمد پرونده برای رسیدگی به شعبه 74 دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. دادگاه هم درنهایت او را به جرم قتل عمد به قصاص محکوم کرد. این حکم به تأیید دیوانعالی کشور رسید و به اجرای احکام فرستاده شد، اما در این پرونده هم خانواده اولیای دم در
خاطره گویی قاتل، راز جنایت را برملا کرد
معتادان که مردی 67ساله به نام قربان است سال گذشته در کارگاه متروکه جوانی را شکنجه کرده و او را به قتل رسانده است. وی ادامه داد: شب گذشته زمانی که در جمع معتادان مشغول صحبت و تعریف کردن خاطرات گذشته بودیم ناگهان قربان خاطره قتلی که سال گذشته در تهران انجام داده را فاش کرد و گفت تحت تعقیب پلیس است. همین کافی بود تا مسئولان کمپ موضوع را به مأموران پلیس گزارش دهند و عصر همان روز متهم دستگیر شود. اگرچه او
تعبیرخواب آزادی36زندانی
بود. تا اینکه مدتی بعد با صدور اجراییه دادگاه خانواده به پرداخت 4 میلیون تومان مهریه نیز محکوم شد. با افزایش مبلغ بدهی اش، ناامیدانه رؤیای بازگشت به خانه را به فراموشی سپرده بود. چرا که پس از طلاق همسرش، با دست خالی و سرافکنده، سربار مادر شده بود و پیرزن توانایی پرداخت بدهی و آزادی پسر زندانی اش را نداشت. ولی مادر در خواب یک بانوی سبزپوش را دیده بود که به او مژده آزادی پسرش را داده بود.بالاخره هم
اعتراف قاتل فراری در کمپ ترک اعتیاد
اطلاع داشت، کیوان بود به همین خاطر به سراغش رفتم تا مواد را پس بگیرم اما او ادعای بی اطلاعی می کرد ولی من مطمئن بودم که کار خودش است به همین خاطر به او مهلت دادم تا خودش مواد را پس دهد؛ چند روز بعد دوباره سراغ مواد را گرفتم اما باز می گفت که سرقت مواد کار او نبوده و اطلاعی از آنها ندارد. به همین خاطر کیوان را کشتی؟ من قصد کشتن کیوان را نداشتم و او زیر شکنجه های من تسلیم مرگ شد