سایر منابع:
سایر خبرها
مرد بی رحم نوزاد 2ماهه اش را به دیوار کوبید
ساله ای هستم! اما از گریه های بنیامین خسته شده بودم! امروز صبح هم وقتی از خواب بیدار شد و مادرش را ندید شروع به گریه کرد. من که دیگر عصبانی شده بودم او را بلند کردم و چند بار به زمین کوبیدم به طوری که بخشی از بدنش روی فرش قرار گرفت و سرش به زمین اصابت کرد. این گزارش حاکی است، با اعترافات صریح مرد دو زنه! در جلسه بازپرسی، قاضی کاظم میرزایی با صدور قرار بازداشت موقت، وی را در اختیار کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی قرار داد تا تحقیقات درباره زوایای تاریک این پرونده جنایی و همچنین چگونگی قتل نوزاد دو ماهه ادامه یابد. ...
قتل فجیع پدر و مادر خوانده پس از طلاق
ماجرای جنایت به پلیس، راهی خانه خواهرش شد و به محض ورود با پیکرهای خونین زن میانسال و شوهرش روبه رو شد. متهم که پسر بزرگ مرد خانواده بود و هنگام قتل مجروح شده بود به بیمارستان انتقال یافت و تحت درمان قرارگرفت. او پس از بهبود نسبی و در نخستین اظهاراتش به بازپرس وکارآگاهان گفت: ازهمسرم طلاق گرفته بودم و پدرم تحویلم نمی گرفت. به همین خاطر با همه مشکل داشتم. تا اینکه ازشدت ناراحتی و
مادر تحریم ها را استتار کن پاسارگاد و سپنتا را بچسب!
. اهمیت این موضوعات موجب شده است تا صدای سوت خمپاره و تیر و ترقه، کل فضای رسانه ای اصلاح طلبان را فرا بگیرد. کافی است به تیترهای صفحه اول روزنامه های اصلاح طلب دقت کنید. تیترهایی همچون کوروش؛فرصت یا تهدید ، حواشی سپنتا ادامه دارد ، کوروش بهانه است یا اندوخته؟ ، فاز تازه قضیه نیکنام ، زنبیل در دست گرفتن هیچ توجیه عقلی ندارد و... نکته قابل تأمل اینجاست که این رویکرد رسانه های اصلاح طلب، موجب
سلفی با ماکسیمای سرقتی پس از باخت در شرط بندی
جوان نوشت : ساعت 22 اول آبان ماه مرد کارخانه داری هنگام عبور از خیابان فدائیان اسلام در جنوب تهران خودروی ماکسیمایش را کنار مغازه سوپرمارکتی برای خرید یک بسته سیگار نگه داشت. مرد میانسال که عجله داشت بدون برداشتن سوئیچ از روی خودرو وارد مغازه شد. ناگهان دو مرد جوان سوار بر خودروی ماکسیما شدند و از محل گریختند. مرد کارخانه دار که با دیدن این صحنه شوکه شده بود با داد و فریاد از رهگذران
قسامه تکلیف پرونده قتل دختر را روشن می کند
قرار گرفت اما منکر هرگونه جرمی شد. این در حالی بود که یکی از اهالی نیز به مأموران گفت روز حادثه پیروز را در حال آتش زدن جعبه های چوب در باغی دیده است. پس از تکمیل تحقیقات با توجه به دلایلی که علیه پیروز مطرح شده بود، بازپرس برای او قرار مجرمیت به اتهام قتل عمد صادر کرد و پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم در شعبه 71 وقت دادگاه کیفری پای میز
سرقت خشن مأمور قلابی از خانه همسایه
: من از وضعیت مالی خانواده شاکی خبر داشتم و دیده بودم که او همیشه طلاهای زیادی همراه دارد. می دانستم که شوهرش هر روز صبح به سر کار می رود و او و فرزندان خردسالش در خانه تنها می مانند. برای همین نقشه سرقت کشیدم و قرار شد با کمک اسماعیل آن را عملی کنیم. او ادامه داد: روز حادثه به پشت بام رفتم و منتظر ماندم تا شوهر شاکی از خانه خارج شود. پس از آن همراه اسماعیل به مقابل در خانه آنها رفتم و زنگ زدیم و
سرنوشت عجیب 7 اعدامی! + عکس
. من هم به کمک پسرعمویم رفتم که ناگهان مقتول با چاقو به طرفم حمله کرد. من هم چاقو را از دستش گرفتم و ناخواسته ضربه ای به سینه اش زدم. عامل قتل پس ازمحاکمه به قصاص محکوم شد اما زمانی که پای چوبه دار رفته بود، سرانجام با موافقت اولیای دم و تلاش واحد صلح و سازش، یک ماه مهلت گرفت تا رضایت خانواده مقتول را بگیرد. دوبار بازگشت از پای دار مرد دیگری که توانست برای دومین بار از اولیای
جیرانی جلوی عوامل فیلم تحقیرم کرد
سینما رفته بودم که فریدون جیرانی را در آن جا دیدم. آن روز جیرانی به من گفت که من هم همیشه دوست داشته ام با تو کار کنم. تو چهره خوبی داری، اجازه بده من قصه ای بنویسم و باهم فیلم بسازیم. دو هفته پس از این جلسه، آقای جیرانی و امیدواری [طراح گریم] به منزل من آمدند. فریدون جیرانی اشاره ای به قصه کرد که شبیه فیلم باشگاه مشت زنی بود. او همچنین ادامه داد: دوماه گذشت، جیرانی، دهقان، امیدواری و
طعمه کردن زنان جوان برای سرقت از طلافروشی ها
گناهی زنان سرانجام در روز چهارم آبان کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که متهم به همان شیوه و شگرد دوباره قصد سرقت از یک مغازه طلافروشی در پاساژ خرداد را دارد که توسط صاحب مغازه طلافروشی مورد شناسایی قرار گرفت. بلافاصله با حضور در پاساژ خرداد، متهم را دستگیر و به پایگاه هفتم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند. متهم در همان اعترافات اولیه به صراحت به فریب زنان جوان با هدف سوء استفاده از حضور
همه خاطراتم از خورشید ...
ابزار یزیدی نگوییم... هر چند برای جوانان قابل درک بود اما چه انتقادات جدی نسبت به این اظهار نظر در مورد او مطرح می شد... برگردیم به بعد از آن آخرین روز خداحافظی آقا دایی ... چند روز بعد دقیقا نمی دانم چند روز... تا اینکه در یک بعد از ظهری که در منزل بودم دونفر مرد که چهره روحانی داشتند و البته بدون لباس روحانیت بودند(بعدا فهمیدم از طلاب حوزه علمیه رشت بوده اند) به
قتل پایان رابطه عشقی با زن شوهر دار
/> با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد و به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای عمومی و انقلاب شهرری، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت و شاهد صحنه جنایت در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: در خانه نشسته بودم؛ ناگهان متوجه صدای درگیری از داخل کوچه شدم؛ خودم را به مقابل پنجره رساندم؛ یک موتور سوار را دیدم که به سرعت در حال دور شدن از محل بود؛ یک دستگاه خودرو پراید نیز
پدرم مقصر مرگ مادرم بود
/> خیلی آرام بودم. به چه فکر می کنی؟ به آینده پر ابهامی که پیش رویم است. وقتی واژه قتل را می شنیدی چه احساسی داشتی؟ می ترسیدم و از این واژه وحشت داشتم. فکر می کردی یک روز خودت دست به جنایت بزنی؟ نه. همیشه فکر می کردم دیگران شاید مرتکب قتل و جنایت شوند، اما در مورد خودم اصلا تصور نمی کردم یک روز به جنایت دست بزنم. چند تا
شهیدی که دست در شناسنامه اش برد + عکس
حسین بیشتر می شود؛ به خصوص زمانی که شهید آقادادی او را به عنوان جانشین در کنار خودش می نشاند. کنار هم بودنشان البته فقط به اصفهان ختم نمی شود و با توجه به جنس کارشان، در مناطق مختلف مرزی از جمله شمال و شمال غرب و جنوب و جنوب شرق نیز روزگاری را با هم می گذرانند؛ روزگاری که حالا فقط خاطراتش برای محسن دوستی باقی مانده و فراغی که هضم کردنش برایش سخت است. می گوید: خوشحالم که رفیقم به آرزویش رسید، ولی
سرنوشت شوم رییس کمپ اعتیاد زنان
به خاطر شوهرم دستگیر شدم. من مواد فروشی نمی کردم اما شوهرم این کاره بود و مدام مواد را گردن من می انداخت. وقتی دستگیر شدم، مادرم که فکر می کرد اعدام می شوم سکته کرد و مرد. این بار پنج سال در زندان بودم. کلی طول کشید تا برایم سند جور کنند و بعد از آزادی متوجه شدم یک هفته از چهلم مادرم گذشته است. آن روز، یکی از بدترین روزهای زندگی ام بود. از بچه هایت نگفتی؟ زینب، دختر بزرگم
روایت مارادونا از دیدار خاطره انگیز مقابل انگلیس
کردم. واسه کشورم، توی فینال. می گم فینال، چون واسه ما بازی با انگلیس، به خاطر هر چیزی که این بازی داشت، یه فینال واقعی بود. چیزی بیشتر از یه فوتبال بود. به زانو درآوردن یک ملت بود. قبل از بازی گفته بودم که فوتبال هیچ دخلی به جنگ مالویناس نداره. ولی وقتی داشتیم می رفتیم تو زمین، یاد همه اون بچه های آرژانتینی افتادم که مثل پرنده های معصوم اون جا پرپر می شدند و روی زمین می افتادن. تو ذهن ما
یک تن سالم یک کیسه پول
چنددقیقه ای بالا و پایین رفتم، مدتی هم اجناس داخل مغازه را نگاه کردم. دیدم بعضی از ویترین ها خالی است. صحبتش با تلفن ادامه داشت. رفتم تو. سلام کردم و مشغول دیدزدن اجناس شدم. صحتبش که تمام شد کارم را گفتم. قبول کرد. یک صندلی گوشه مغازه اش بود. اجازه گرفتم تا آن را نزدیک پیشخوان بگذارم و شروع کنم. تا خواستم روی صندلی بنشینم یک دفعه کنار صندلی اش پشت پیشخوان چشم ام به کالسکه بچه اش افتاد
ماجرای حیات دلبر؛ دکوراسیون منزل صبا صفری +تصاویر
افراد ساکن: 1 نفر شغل ساکنین خانه: کپی رایتر سایت دیجی کالا موقعیت: تهران، محدوده ونک متراژ فضا: حدود84 طبقه: اول ملک: استیجاری تعداد اتاق خواب: 2 عدد تعداد سرویس بهداشتی: 2 عدد رنگ های غالب: این خانه سرشار از رنگ است. سبز نعنایی، آبی، زرد، بنفش و... ویژگی برجسته طراحی: تأثیر رنگ بر دکوراسیون داخلی طراح: صبا صفری چرا شهر خاکستری است؟ زمانی که در شهر قدم می زنم، همیشه بابت
7 قاتل پای چوبه دار مهلت گرفتند
، اما در ادامه عصبانی شدم و گلویش را فشار دادم که فوت کرد. قتل به هواخواهی پسر عمو دومین متهم که از پای چوبه دار به سلولش بازگشت مرد 46 ساله ای به نام ستار بود. متهم روز بیست و سوم تیرماه سال84 در درگیری به هواخواهی پسر عمویش مرتکب قتل پسر 23 ساله ای به نام شهرام شد . روز حادثه مأموران کلانتری 14 شهر قدس از درگیری خونینی در یکی از خیابان های شهر قدس با خبر و راهی محل شدند. بررسی
سارقان خشن همسایه از آب در آمدند/ سرقت از پول دارهای محله در پوشش مامور آب
روال همیشگی در همین ساعت از خانه خارج شد؛ حدودا ساعت 07:45 بود که زنگ خانه به صدا در آمد، تعجب کردم که چه کسی در این موقع از روز به خانه ام آمده است. وی ادامه داد: آیفون را جواب دادم؛ شخصی خودش را مامور اداره آب و فاضلاب معرفی کرد و مدعی شد که برای نوشتن کنتور آب آمده است. در خانه را باز کرده و خودم نیز به سمت حیاط خانه رفتم اما ناگهان دو نفر، در حالی که یک نفر از آنها صورتش را پوشانده بود
اعتراف به قتل همسر بعد از 15 سال
سلامانه : حدود 15 سال قبل که در شرق تهران ساکن بودم، با همسرم دعوایم شد، او را هل دادم که همسرم به پایین پله ها افتاد و جان خودش را از دست داد. به گزارش تسنیم، روز گذشته مأموران کلانتری 144 جوادیه تهرانپارس با بازپرس کشیک قتل پایتخت تماس گرفته و اعلام کردند مرد مسنی با حضور در این کلانتری مدعی شده همسرش را سالها قبل به قتل رسانده است. پس از این اظهارات، مرد مسن با دستور
سرقت های سریالی با اغفال زنان جوان
گردنبند به ارزش تقریبی چهار تا 5/4 میلیون تومان کردند و من نیز دستبند و گردنبندها را مقابل آنها گذاشتم؛ زمانی که مشغول وزن کردن یکی از دستبندها بودم، آن مرد در یک لحظه با یکی از دستبندهایی که در دست داشت، از مغازه خارج شد و به پشت ویترین رفت و ناگهان ناپدید شد. تا آن زمان فکر می کردم این زن و مرد، زن و شوهر هستند اما ناگهان زن جوان مدعی شد آن شخص را نمی شناسد. بعد از آن به 110 زنگ زدم و
درگیری مسلحانه برای ارثیه پدری تا اختلاس میلیاردی از بانک
طلاجات داخل دستانش دیده بودم؛ اسماعیل قبول کرد تا سرقت را انجام دهیم و طراحی سرقت توسط اسماعیل انجام شد ". محمد در ادامه اعترافاتش به کارآگاهان گفت: "صبح روز سرقت من به پشت بام خانه رفتم تا اطمینان پیدا کنم همسر شاکیه از خانه خارج می شود؛ پس از رفتن همسر شاکیه، بهمراه اسماعیل به درب خانه شاکیه رفتیم؛ اسماعیل زنگ خانه را زد و ... ". سرهنگ کارآگاه حسین زارع، رئیس پایگاه نهم پلیس آگاهی
صدور حکم پدرسنگدلی که پسر 9ساله اش را از پل پرت کرد +عکس
موتورسیکلت را روی جک گذاشتم و به پسرم گفتم به آن سوی نرده های فلزی برود و عبور و مرور خودروها را تماشا کند!او هم به آرامی و خوشحالی پا به آن سوی نرده ها گذاشت که ناگهان من پاهایش را بلند کردم و او را به وسط بزرگراه انداختم! سپس سوار بر موتورسیکلت به خانه بازگشتم تا این که روز بعد ماجرای گم شدن فرزنم را به خانواده همسر سابقم اطلاع دادم و ... گزارش اختصاصی خراسان حاکی است: پس از اعترافات صریح متهم
هر کس از این نامرد شکایت دارد بیاید/ او زنان جوان را به طلافروشی می برد و...! +عکس
برای مادرش طلابخرد مواجه می شدند به او اعتماد کرده و برای نظردادن وارد طلافروشی می شدند. مرد جوان اما با برداشتن قطعه ای طلا خود را به پشت ویترین می رساند و در چشم برهم زدنی ناپدید می شد. متهم که به این شیوه برای زنان زیادی دردسر درست کرده بود سرانجام به دام پلیس افتاد. عصر روز 25 مرداد ماه امسال بود که صاحب یکی از طلافروشی های پاساژ 15 خرداد در بازار Store تهران به مأموران
داستان واقعی از زندگی یک جوان ایرانی
/> وی ادامه داد: یک روز کلاس استراتژی در عمل داشتم و با حجم زیاد مطالبی که داشت واقعا خسته شده بودم. از قم تا تهران هندزفری در گوشم بود و تصنیف "از خون جوانان وطن لاله دمیده" را چند باری گوش کردم. وقتی رسیدم از فرط خستگی می خواستم زودتر خودم را به خانه برسانم و حسابی استراحت کنم. از ترمینال جنوب سوار مترو شدم، در حال و هوای خودم بودم که صدای آشنایی نزدیک گوشم شنیدم. صدای فروشنده مترو که
ماجرای شگفت انگیز کمک امام زمان (عج) به زن تازه مسلمان
مردم نیوز : یکی از هم وطنان ایرانی یک سال در ایام محرم به انگلستان سفر کرده بود. یک روز که به منزل یکی از دوستان دعوت شده بود وقتی وارد حیاط منزل شد، با تعجب دید که آنجا نیز بساط دیگ و آتش و نذری امام حسین (علیه السلام) برپاست، همه پیراهن مشکی بر تن کرده و شال عزا به گردن آویخته و عزادار حضرت سید الشهداء اباعبدالله الحسین (علیه السلام) هستند. در این میان متوجه یک زوج جوان که خیلی عاشقانه در مجلس
سونامی فارغ التحصیلان بیکار / در هر رشته دیگری هم تحصیل میکردم نتیجه همین بود
19 به بالا داشتم و دانشجوی نمونه بودم ولی الان بیکار هستم. این دانشجوی فارغ التحصیل عنوان میکند: پیشنهادم این هست که هر کسی تخصص هر کاری دارد را به کار بگیرند نه روند فامیلی و پارتی بازی باشد، نباید کسی که 3 ماه جهاد دانشگاهی گذرانده جای کسی که حداقل 4 سال درس این رشته را را خونده را بگیرد. وی همچنین اظهار داشت: در شهر ما حقوق مربی کودک خیلی پایین هست، پول کرایه رفت و آمد هم
ماجرای دردناک کشتن همسر در برابر چشمان همسر صیغه ای
به گزارش روزپلاس، شزق نوشت: وقتی مأموران به محل رسیدند با جسم نیمه جان زنی روبه رو شدند که آثار جراحت و سوختگی روی بدنش مشهود بود. این مرد به مأموران گفت: من در خانه ام بودم که همسر صیغه ای شوهرخواهرم با من تماس گرفت و گفت ملیحه بدحال است من هم بلافاصله خودم را به خانه خواهرم رساندم؛ شوهرخواهرم و ملیحه با هم مشکلاتی داشتند و من این موضوع را می دانستم اما خواهرم به خاطر بچه هایش از شوهرش جدا نمی
انتقادات تند و تیز زیباکلام از روحانی/ احمدی نژاد بازداشت خواهد شد؟
که آمار درست، ولی به دلیل انطباق نداشتن با واقعیت، باعث بی اعتمادی به آمارها می شود، بیان کرد: در درون دولت هم اعداد مختلفی مطرح می شود و آمار یکسان نیست، مثلاً وزیر کار یک آماری اعلام می کند و معاون اول رئیس جمهور آمار دیگری را می دهد./الف اثر عجیب آتش سوزی دیشب پالایشگاه نفت تهران بر آلودگی هوای پایتخت انتقادات تند و تیز صادق زیباکلام به روحانی صادق زیباکلام به فرارو
عباس دست زد روی شانه ام و گفت باید مرد باشی
پرواز و تعلق خاطر عمیقی که به اسلام و وطن دارد، بی اندازه به خانواده، به ویژه همسرش عشق می ورزد. آنچه در پی می آید خلاصه ای است از گزارش ایثار از روایت صدیقه حکمت از سفر پر استرس و نیمه تمامش به حج ابراهیمی که با شهادت همسرش عباس بابایی عجین می شود. سفر به مکه هنوز به خانه جدیدمان اسباب کشی نکرده بودیم که قضیه سفر حج پیش آمد. یک روز مدرسه بودم که تلفن زنگ زد. از دفتر آقای ستاری