سایر خبرها
نجات معجزه آسای 6 نفر از مجروحان
ریختن. من دویدم سمت بیرون. آن موقع فکر کردم مادرم هم پشت سرم است، به راه پله که رسیدم، سقف ریخت روی سرم. آن موقع، آن ساعت شوم زلزله فقط سارا و مادرش خانه بودند : اولش اصلا نفهمیدم چه شده، شاید یک ربع شاید هم بیشتر طول کشید که به خودم بیایم. ترسیده بودم، برق رفته بود، همه جا تاریک بود. چیزی نمی دیدم. فقط حس کردم که سرم خون می آید و زمین پر از خون شده. با دستم آوار را کنار زدم، آمدم بلند شوم
برگزاری تورهای زلزله گردی
تدبیر24 ابتکار با این مقدمه نوشت: این روزها از این دست تصاویر و فیلم ها در صفحات و هیستوری اینستاگرام افراد یا بعضا سلبریتی های مجازی بسیار دیده می شود. افرادی که برای کمک به زلزله زدگان راهی کرمانشاه شده اند و تا جایی که در توانشان بوده اقلامی که جمع آوری کرده اند را هم به دست زلزله زدگان رسانده اند. همان اقلامی که چند روز قبل در همین صفحات مجازی به سمع و نظر فالوئرها رسیده و آنها در جریان تمامی
روستای زنده قجری
بیابان لوت در بخش جنوبی خود اما جاذبه های بسیاری دارد. شهر خوسف زادگاه و آرامگاه نخستین شاعر شیعی ایران در قرن نهم هجری یکی از دست نخورده ترین بافت های تاریخی دوره قاجار را در خود جای داده است. خوسف روستایی برجای مانده از عهد صفوی است اما زلزله ای شدید این روستا را ویران کرد و در عهد قاجار ساکنان روستا دست به کار شدند و خانه های زیبای قاجاری را بر ویرانه های صفوی بنا کردند. حالا آن
گم شدن پسر بچه 8 ساله 5 ماهه شد
تدبیر24 ماجرا از بازگشت یک خانواده از یکی از شهرهای شمالی آغاز شد. خانواده ای که در تعطیلات تابستان قصد سفر کرده بودند در راه بازگشت و در یک چشم بر هم زدن فرزند خود را از دست دادند. پسر بچه ای 8 ساله به نام پارسا قندی در گوشه ای از جاده هراز غیب شد. از آن زمان، نیروهای امدادی از هلال احمر گرفته تا نیروی انتظامی همه برای یافتن وی کار خود را آغاز کردند. از آن روز
20 ساله کلید می سازم
بودم که پدرم تصادف کرد و به رحمت خدا رفت. بچه اولشون بودم. مادرم جوون بود. اونم شوهر کرد، بعد شیش سال. بعد با مادربزرگم زندگی می کردم. سوم راهنمایی رو که گرفتم اومدم تهران. 2سال آهنگری کار کردم، بعد رفتم کلیدسازی. تهران رو نمی شناختم. چند سالی شاگردی کردم. از همشهریام که اکثرا تو این کار هستن یاد گرفتم. بعد واسه خودم کار کردم. چطور شد که بعد از آهنگری رفتین طرف کلیدسازی؟ خب،شغل
رنج کودکانی که باید نقش پدر و مادر را ایفا کنند
است. به خاطر می آورد که در مدرسه کودکی عبوس و گوشه گیر شده بود که بیشتر وقت ها موهایش کثیف و نامرتب بود. دوران تاریکی بود که با عصبانیت های خشونت آمیزِ مادرش حتّی سیاه تر هم می شد. کیزل، که حالا یک نویسندۀ مستقل 38ساله است، می گوید: مادرم هر وقت خمار بود، عصبانیتش را سر من خالی می کرد. من ضربه گیر یا سپر بلای برادر کوچک ترم (که خیلی بی دفاع تر از من بود) شده بودم، و خودم را قربانی می کردم
مهر مردم را فراموش نمی کنیم/ اما این داغ به این زودی ها سرد نمی شود
حدودا 90 درصد تخریب شد. این روستا با هزار و 100 نفر جمعیت، حدودا 107 نفر کشته داده است. دیگر روستای زلزله زده این منطقه، تپانی است که با 13 کشته و تخریب حدود 100 درصدی مردم آن چشم انتظار کمک های مردم و مسئولان هستند. یادمان باشد حضور و حمایت چند روزه و حتی یک ماهه ما اگرچه ارزشمند است، اما نباید محدود به زمان شود؛ نباید موج احساسات کوتاه و زودگذر باشد و ما هم بعد از گذشته یک هفته و دو هفته
تا دیروز کجا بودی آقای خیابانی شجاع؟
هموطنان آسیب دیده هم مورد نقد قرار بگیرد، اما انگار خود او اصرار دارد که حتی در این شرایط نیز با اظهارات نسنجیده اش به منتقدان خوراک بدهد؛ هم او که اگر همین فوتبال نبود، امروز یک شهروند کاملا گمنام به شمار می آمد که به جای نطق در خرابه ها، نهایتا می توانست چند باکس آب معدنی برای کرمانشاهی ها ببرد. راستی کاش جواد آقا وسط آن سخنرانی آتشین، از بودجه هزار و سیصد میلیاردی صداوسیما برای زنده نگه داشتن بدترین رسانه تصویری خاورمیانه هم سخن می گفت!
نجفی: باید در روح این شهر دوباره دمید/ ما تسهیل گر هستیم نه تصدی گر
فرهنگی یعنی فضیلت، اخلاق، انسانیت، سازگاری، روح فرهنگی یعنی انسجام و وفاق، رضایت، مشارکت اجتماعی. ما اگر میخواهیم جامعه نرمی داشته باشیم باید بتوانیم روح فرهنگی را در جامعه بدمیم. شاهسواری: تعامل دوسویه شهرداری و خانه سینما الزامی است محمد شاهسواری، مدیر عامل خانه سینما، به نمایندگی از طرف اهالی هنر و سینما در این نشست گفت: سینما به عنوان پیشخوان حوزه فرهنگ تکالیف جدی برای رفع
ایمنی قربانی فقر/ بنیان سست محله فولادی/ سهم مهندس ناظر و شهرداری از ویرانه های زلزله
تومان است. من یک مغازه روسری فروشی داشتم که به زور ماهی یک میلیون تومان درمی آورد و برای همین دو قلم عوارض و کنتور برق به تنهایی درآمد حدود 10ماهم صرف شد. چند سال است در ساختن این خانه مانده ام و آخرش هم به سرانجام نرسید . این جا فقر بیداد می کند. کاسبان کهنه کار بازار میانگین درآمدشان را چیزی بین یک ونیم تا دومیلیون تومان در ماه برآورد می کنند و می گویند مشتری که ندار است، کاسبی هم
درخواست نایب رئیس اتحادیه فرش سرپل ذهاب از تامین اجتماعی
بود. این هنرمند سر پل ذهابی در پاسخ به اینکه چند نفر از فرشبافان این شهرستان در زلزله اخیر از بین رفته اند، گفت: ما دو نفر از همکاران خود را در اتحادیه فرش از دست داده ایم. شیری در پاسخ به اینکه شرایط عضویت در اتحادیه فرش سر پل ذهاب چگونه است، بیان کرد: حالا که اتحادیه ای وجود ندارد اما پیش از زلزله کسانی می توانستند عضو این اتحادیه شوند که فرشبافی بدانند، برای مثال خود من
ماجرای تیمور؛ زن 22ساله و دختر 6ماه اش را زیر آوار جاگذاشت
آوار فرستاد. - لحظه زلزله در خانه بودیم، خانه لرزید، ناگهان برق رفت و همه فرار کردیم. لحظه ای مکث می کند. - اما زن و بچه ی من زیر آوار جا ماندند. اسمش تیمور است، متولد همدان و از اهالی روستای قلعه واری در دهستان دشت ذهاب با 200 نفر جمعیت. این روستا که در زلزله 7.3 ریشتری که 10 روز پیش مرز ایران و عراق را لرزاند، تبدیل به یک ویرانه شد، و سکوت تنها صدایی
مسکن مهر خودش زلزله بود
، قبلا خود شهر زندگی می کردیم، ظاهر خانه خوب بود، 9 سال پیش ساخته شده. یعنی قبل از ما افراد دیگری هم در آن زندگی می کردند. همه این خانه ها وام دارد، وامش را از تعاونی مسکن مهر اول گرفته اند. حالا ما باید 30 میلیون تومان قسطش را بدهیم. با این که 100 میلیون داده ایم اما هنوز به ما سند نداده اند. با همین پول می توانستیم داخل شهر یک خانه بخریم. چند سال پیش زلزله خفیفی آمد، یک تکانی خورد، کمی دیوارها ترک
عالمی که بهائیت برای سر او جایزه تعیین کرده بود
گاهی توفیق می یافتم که در منزل ایشان حضور پیدا کنم، تصریح کرد: درب خانه مرحوم حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمود استعلامی همیشه به روی مردم باز بود و ایشان با آن حال که از جنبه مالی غنی نبود؛ اما شخصی دست ودل باز در جامعه و اهل جود، بخشش و اطعام بود، مرحوم حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمود استعلامی عمرش را در راه خدمت به مردم مهدی شهر صرف کرد و تا آخر عمر در خدمت مردم بود. وی با اشاره به
صحنه تئاتر شبیه شهربازی است
سال ها کار در تئاتر نیافتد. این روند در تلویزیون سریع تر است. البته به دلایلی، کار کردن در این مدیوم را دوست ندارم. با این همه تجربه بازیگری روی صحنه تئاتر وصف ناپذیز است. من در اصطلاح می گویم شبیه به دنیای شادی است. انگار به شهربازی رفته ای، هر لحظه سراسر هیجان و آدرنالین است. هر خطایی که می کنی، هر حرکت درستی که می کنی و بازخورد مثبت می گیری، قلبت که می زند و تپق می زنی و سعی می کنی عادی
ما درس نمی گیریم
اما مردم عزیز و با فرهنگ ایران، ای کسانیکه از زمین و زمان خرده می گیرید و هرگز خود را در معرض قضاوت قرار نمی دهید، مناطق بحرانی، سایت گردشگری نیستند، وقتی تخصص نداریم، نرویم. چه پلاسکو باشد، چه کرمانشاه! به خدا کنسرو، پتو و یا آنچه کرمتان بود را می توانید همین جا در شهرتان در چادرهای امدادی فراوانی که در سطح شهر علم شده است، اهدا کنید، هیچ لزومی احساس نمی شود که حتما با دستان مبارکتان در اختیار نیازمندان زلزله زده بگذارید.
خاطرات خواندنی رئیس سالن تشریح پزشکی قانونی
کردید؟ بدلیل علاقه ای که داشتم وارد این شغل شدم و هیچ مزیت دیگری جز علاقه نیست و اینکه حقی زنده می شود راضی و خوشحال می شوم، در تالار تشریح کسی که فوت کرده است زبان گویایی ندارد و اینجا پزشکی قانونی نقش اصلی را دارد و همواره احیای حق می کند. - چند سال است که در پزشکی قانونی کار می کنید؟ از سال 86 در پزشکی قانونی کار را آغاز کردم اگر به گذشته باز گردم همین شغل را
خانه ام را برای راه اندازی مزرعه پرورش شترمرغ فروختم تا به فرمان رهبرم برای تحقق اقتصاد مقاومتی لبیک ...
، تولید - اشتغال نام گذاری کردند و فرمودند: من شعار امسال را اقتصاد مقاومتی، تولید - اشتغال قرار می دهم؛ یعنی اقتصاد مقاومتی عنوان کلّی است، بعد تولید و اشتغال؛ این مجموع نقاطی است که باید همه بر روی آن متمرکز بشوند، مطالبه من و مطالبه مردم از مسؤولان عزیز و محترم این است که بر روی این دو نقطه متمرکز بشوند و کارها را با برنامه ریزی انجام بدهند و ان شاءالله در پایان سال نتایج آن را بتوانند به مردم گزارش
گفت وگویی خواندنی با خواهرزاده ی جلال آل احمد / پشت پرده نامگذاری کوچه بالا و پایین منزل جلال
مدرسه که می رسیدند، چادرها را برمی داشتند و به شمس می دادند که به خانه برگرداند. بعد از ظهر هم دوباره شمس چادرها را برمی داشت و به مدرسه می رفت تا دخترها را برگرداند. در مورد خود من هم پدرم به طور جد معتقد بود بعد از دوره ابتدایی باید بروم و طلبه بشوم و تنها پناهگاه من و جلال بود. اگر جلال نبود، من هم الان یک روحانی بودم و با عبا و عمامه در خدمت شما نشسته بودم! یک مقدار در مورد مشکل
دنیای اقتصاد: بانک ها نباید به زلزله زدگان کمک کنند!
باشد. به گزارش تسنیم وی افزود: مسکن کالای همگن نیست و پروژه مسکن مهر نیز همین گونه است، چون مورد به مورد فرق دارد. مسکن مهر 250 طرح است که 250 سازنده دارد. نمی توان گفت همه این طرح ها مثل هم هستند. واقعیت این است که درباره یک طرح بزرگ که سازندگان متعددی دارد، قضاوت یکسان به انصاف نزدیک نیست. آخوندی در خصوص میزان خسارات وارده به واحدهای مسکن مهر در زلزله کرمانشاه اظهار کرد: در
جهاد کشاورزی به وضعیت بحرانی دام های زلزله زدگان کرمانشاه رسیدگی کند
کرده و حاشیه نشین می شوند که این خود تبعات زیادی را در پی دارد. روستا های زلزله زده از مرگ انسان ها و خانه ها از بین نمی روند، بلکه با تلف شدن دام ها از بین می روند . او در ادامه می گوید: جامعه دامپزشکی ایران سال هاست با توجه به زلزله خیزبودن کشور به هلال احمر پیشنهاد تشکیل ستاد بحران هنگام زلزله برای دام ها داده که تاکنون هیچ توجهی به آن نشده است. نکته جالب توجه اینجاست که ما سه هفته
خطبه قاصعه و مسئله تکبر اصل و اساس شکست های امت ها در طول تاریخ
فِیهِ وَ تَتَابَعَتِ الْقُرُونُ عَلَیْهِ وَ کِبْراً تَضَایَقَتِ الصُّدُورُ بِهِ آنان کاملا رام شیطان شدند و هر طرف که می خواست آنان را می کشید که این امر، به گونه ای است که بیماری تمام قلوب شبیه هم می باشند و تمام قرون و جوامع به این بیماری مشترک که بیماری شیطان است مبتلاء بودند. این بیماری تَضَایَقَتِ الصُّدُورُ بِهِ تکبری است که برای تمام سینه ها تنگی ایجاد کرده و همه را از شرح صدر باز داشته است
ازدواج های عجولانه نتیجه باورهای غلط است
به گزارش ایمنا ، زن جوان در حالی که دست دختر بچه چهارساله اش را محکم گرفته بود وارد اتاق مشاوره شد و با چهره ای نگران پرسید، خانم شما می توانید به من کمک کنید؟ همسرم چهار سال است که من و فرزندم را به حال خودمان رها کرده و هیچ مسئولیتی در قبال ما نمی پذیرد و واقعاً زندگی بدون حمایت او برایم سخت است، دیگر تحمل این وضعیت را ندارم. از وقتی که یادم می آید وضع و اوضاع زندگیمان خوب نبود
ستاره هایی که توسط پدر و مادرشان شکنجه شدند
نظامی بود که زندگی را به کام خانواده اش تلخ کرد. او بسیار خشن و وحشی، به خصوص با کریستینا و مادرش، رفتار می کرد. او می گوید: من شاهد صحنه های وحشتناکی بودم. همش دعوا، درگیری، کتک کاری... من در خانه خودم هم امنیت نداشتم و این یکی از بدترین حس های دنیاست. به عنوان مثال یک روز مادر کریستینا به خانه می آید و دخترش را غرق خون می بیند. زمانی که دلیلش را از او پرسید، او در جواب گفت: پدر می خواسته چرت
مسافر چشم وچراغ این خانه است
رستوران ها محدود می شد. رضوانیان از این برخورد های نامناسب گلایه های بسیاری دارد و ماجرایی را که برایش اتفاق افتاده این طور توضیح می دهد : سال های اول، سازمان میراث انتقاد می کرد چرا من با خانواده ام در خانه ای زندگی می کنم که در آن از گردشگران هم پذیرایی می شود. دقیقا موردی که بعد از سال ها حالا تبدیل به یک امتیاز مثبت برای چنین خانه هایی شده است،اما در سال های پیش مانع بزرگی بر سر راه
مردم منتظرند اسحاق جهانگیری عذرخواهی کند
/> آیا آقای معاون اول شهامت عذرخواهی و پس گرفتن موضع اشتباه خود را در روزهای آینده خواهد داشت؟ این روزنامه در ادامه برخی توئیت های مردمی در اعتراض به سیاسی کاری به بهانه زلزله را درج کرده است: * سیاسی کاری یعنی بیمارستان یک سال ساخت رو سر مردم آوار بشه. ولی شما 24 ساعته آمار نماهای ریخته شده خانه هایی رو بدی که یک دونش هم تا حالا خودت نساختی. * دو کشته زلزله 7/3 ریشتری
تمام لباس های با ارزشی که دارم را حراج می کنم
باید یک مقدار تمرکز مان را بیشتر کنیم؛ ولی در مجموع از بچه های تیمم که بازی منسجمی ارائه دادند راضی هستم. وی ادامه داد: شما می دانید راه آهن تیم جانداری است؛ ولی در مقابل ما وقت تلف می کردند و یک دفعه سه بازیکن خودشان را زمین می انداختند. طوری شده بود که همه می گفتند بخواب و دیگر بلند نشو. بعد از بازی هم دیدید که چقدر خوشحال بودند. واقعا هیچ تیمی را ندیده بودم که ملوان را اینقدر اذیت کند
سلبریتی ها و زلزله و باقی قضایا
بود م و البته او هم مرا. د ر یک هزارم ثانیه توانستم خود م را جمع وجور کنم و د رحالی که چشمانم را به آسمان د وخته بود م، از کنارش رد شوم... بعد ا که به این ماجرا فکر کرد م، به این نتیجه رسید م اتفاقا قضیه ی خیلی عجیب وغریبی هم نبود ه... چهره های اینچنینی د ر ذهن ما خانه کرد ه اند . ما د ر طول روز ساعت ها تلویزیون تماشا می کنیم و این چهره ها برایمان آشنا می شوند ، به اند ازه ی خویشاوند انمان، حتی
متن کامل مصاحبه دکتر محمد زاهدی اصل با خبرنگار سینا پرس
. من چند ماهی در آنجا مدیر امور اجتماعی بودم تا این که واقعه 7 تیر اتفاق افتاد و در این واقعه شهید ارشاد که رئیس دانشکده خدمات اجتماعی بود شهید شد و با حکم دکتر نجفی، وزیر علوم وقت، مسئولیت آن دانشکده را به من محول کردند. بعد از دو سال دانشکده خدمات اجتماعی در دانشگاه علامه ادغام شد و من وارد این دانشگاه شدم. همچنین از سال 62 تا 63 حدود یک سال هم معاون دانشگاه الزهرا(س) بودم و نهایتاً در سال 64 برای
بهره مندی 10 روستای محروم از خدمات عمرانی بسیج دانشجویی کاشمر
دانشجویی کاشمر از ابتدای سال جاری تا کنون گفت: بنا به برنامه ریزی استانی و متمرکز تعداد 35 نفر از طلاب علوم دینی و دانشجویان متقاضی در تابستانی که گذشت به مناطق زلزله زده سفید سنگ فریمان و بویژه روستای دو قلعه براشک اعزام شدند و در کار ساخت و ساز مناطق آسیب دیده گرد نومیدی را در حد توان از چهره مردم زدودند. روزبه ادامه داد: این خدمات با مدیریت قرارگاه امام رضا (ع) و با همکاری مشترک دفتر