سایر خبرها
فیلم های سینمایی روزمیلاد پیامبر(ص)
گم شدن یک تابلوی نقاشی اثر گویا که در لندن تحت بازسازی و مرمت قرار داشت مامور MI5 آلیستر دیویس سراغ چارلی مرسای دلال بزرگ عتیقه می رود. آلیستر که از دوستان قدیمی چارلی است از او می خواهد که تابلو را هر چه سریعتر پیدا کند چون همه کلکسیونرهای بزرگ دنیا در پی این تابلو هستند. چارلی مقدمات کار را فراهم می کند و جستجوی خود را آغاز می کند. چند کلکسیونر بزرگ هم با اجیر کردن ماموران خود از نقاط مختلف دنیا
امیر قلعه نویی : گل محمدی صادق است، واقعیت ها را بگوید
بحث حضور 3 بازیکن تیم ذوب آهن در تراکتورسازی یکی از داغ ترین موضوعات روز فوتبال ایران است؛ بعد از قطعی شدن حضور احسان پهلوان، مهدی مهدی پور و دانیال اسماعیلی فر در تیم تراکتورسازی به عنوان یار سرباز حالا سرمربی ذوب آهن اعتقاد دارد تراکتوری ها با هوایی کردن نفراتش کار را برای آنها و تیم سخت کرده اند.امیر قلعه نویی درباره موضوعات مربوط به سرباز شدن 3 بازیکن تیمش و برخی مسائل دیگر صحبت هایی را انجام
بازگشت به ریشه های خودم را بهتر دانستم
دو مامور امنیتی به یکدیگر می گویند بچه ای که در شکم مادرش است، انقلابی و خرابکار است. پس از این واکنش های رسانه ای بود که متوجه شدیم اهمیت و گستره ی موضوع تا چه اندازه است و سیل پرسش ها به سمت خانواده ما سرازیر شد که با تعجب در مورد چگونگی این اتفاق می پرسیدند!! •و بعد؟ سپس من سیر طبیعی زندگی ام را ادامه دادم. دوران مدرسه سپری شد و دیپلم گرفتم و آن ماجرا هم به
ناگفته هایی از رانت خواری و ریخت وپاش های نزدیکان "محمد خاتمی" در دهه 60
: تسنیم: در دو بخش قبلی مصاحبه درباره دوران حضور شما در ذی حسابی ریاست جمهوری و همچنین مسئولیتتان در کاخ های سلطنتی گفت وگو کردیم. بعد از حضور در ذی حسابی شما کجا رفتید و مسئولیتتان چه بود؟ مهذب : من تا سال 66 وزارت دارایی بودم بعد از آن شدم ذی حساب سازمان پتروشیمی و بعد از آنجا، آقای سید محمد خاتمی از من دعوت کرد به وزارت فرهنگ بروم. چون 6سال عضو شورای عالی حج بودم از من
دوازده هزار سکه مهریه که زوجی را به دادگاه کشاند
انتخاب کرد، یک سال بعد فارغ التحصیل شد و به سرعت خانواده اش را برای خواستگاری فرستاد. مشکل اول ما از همان شب خواستگاری شروع شد چون خانواده من موافق این ازدواج نبودند و دوست داشتند آدم پولدار و خانواده ای شمال شهری به خواستگاری ام بیاید. من هم به بهانه موافقت نکردن خانواده ام از ازدواج شانه خالی کردم. قاضی گفت: به نظرمی رسد که رضایت دادید. آن هم با مهریه ای سنگین...؟ نگار ادامه داد: با
فراستی: روشنفکران ادراک حسی هنر را نمی فهمند
همهعلاقه مندان هنر بگوید، محتوا بعد از فرم است و فرم آن را می سازد، نه اینکه شما یک مفهوم دارید که نام آن مفهوم را گذاشتید محتوا، آن مفهوم محتوا نیست. یک مفهوم داریم، یک مضمون داریم، حالا دیگر فراستی 20 سال نعره زده فرم، حالا می خواهید آن را فرمی کنید. در این نقطه به تدریج دوستان دارند جلوتر می آیند، و بامزه است که فصل مشترک دوستان، چه روشنفکران، چه بچه مسلمان ها، یکی است، تفاوتشان خیلی بامزه
بررسی نحوه مدیریت بحران در کرمانشاه توسط ثریا
هر روستا بصورت شبکه ای خدمات رسانی عالی می کند. مقصودی اظهار داشت: آن زمان که این بچه های جهادی به دهها روستا رسیدگی می کردند کسی از آنها سوال نمی کرد، که با کجا هماهنگ کرده اید!؟ ما باید هنرمان این باشد که از این ظرفیت های مردمی استفاده صحیح بکنیم. اظهار نظر سیاسی در رابطه با مسکن مهر غیر کارشناسی بود مجری برنامه ثریا در ادامه اظهار داشت: در روز اول بعد از حادثه
خوابی برای بخشش قاتل مامور پلیس
رضایت می دهم که علی به خوابم بیاید. آنها گفتند این اتفاق ممکن نیست اما من گفتم پسرم شهید زنده است و حتما به خوابم می آید و با من حرف می زند. این معجزه، مدتی بعد به شکل دیگری رخ داد. مادر شهید ادامه داد: چند روز قبل از قصاص، مادر قاتل سراغم آمد و گفت پسرم به خوابش رفته و گفته اگر رضایت می خواهید باید از مادرم حلالیت بطلبید. مدتی از این اتفاق گذشت تا این که پسرم این بار به خواب خواهرم رفت. او
پیش گویی فرمانده شهید حزب الله درباره جنگ آتی اسرائیل
گذاشتند اراده و قدرت مقابله با هر تجاوز اسرائیل را دارند آن هم با صدها هزار موشک و پهپادهای بمب افکن و دیگر تسلیحات سری که ما نمی شناسیم. عطوان گفت: چند ماه مانده به شهادت سمیر قنطار که برای روشن کردن شعله مقاومت در جولان تلاش می کرد با وی و همسرش و جمعی از دوستان در یکی از رستوران های بیروت که مشرف به دریا بود ملاقات داشتم. در آنجا سرتیپ قنطار یک حرف به من زد؛ اینکه اگر جنگی دربگیرد
مراسم رونمایی از سردیس جوان ترین مدافع حرم دانشگاه برگزار می شود
کس، نباید متوجه شود کجا رفته و چه کاری انجام می دهد . همرزمانش تعریف کردند که در سوریه برای پسرم جشن تولد گرفته بودند . مصطفی چه زمانی شهید شد؟ خبر شهادتش چطور به شما رسید؟ چند روز قبل از شهادت، خواب دیدم که لباس های شسته شده مصطفی را از روی بند جمع و مرتب می کنم. هر چه خواستم کتاب تعبیر خواب را بخوانم، نتوانستم . به خودم امید داده بودم این خواب، نشانه برگشتش است. فردای آن
دولت تنها تصمیم گیرنده درباره دانشگاه نیست
کرد: آذر ماه مانند خرداد پر از حادثه است. 10 آذر شهادت شهید مدرس که روز مجلس نام گرفت و 16 آذر شهادت سه اهورای آذری به تعبیر استاد شریعتی است. وی ادامه داد: دوستان یک عنوان رادیکال و مایوس کننده دانشگاه؛ احیا یا احتضار گذاشته اند اما بازهم از شما تشکر می کنم.سه قطره بعداز چهار ماه از کودتای 28 مرداد ریخته شد. این نماینده مجلس یادآور شد: دانشگاه از بدو تاسیس در ایران نقش خودش را
از مافیای پخش در سینمای ایران ناامید شده ایم
جبهه رفتند که برنگردند و شهید شوند، مثل شهدای مدافع حرم. فرض ما این نبود که جنگ تمام می شود، بلکه در ذهنمان این بود که این جنگ حالا حالاها ادامه می یابد و راه قدس از کربلا می گذرد. فکر نمی کردیم روزی روایتی از جنگ شود، چون در منطقه که بودیم و همه شهید می شدند دوربینی نبود و فکر می کردیم اینها همین جا تمام و در تاریخ دفن شدند و همه با هم و راه و حرف هایمان مفقودالاثر شدیم. نمی دانستیم بزرگواری به
پاسخ به شش پرسش کلان و بنیادیندرباره ی انقلاب اسلامی از زبان رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران
به صفر باشد؛ آن وقت کنار میکشند و توطئه ها تمام خواهد شد. اینی که من توی این چند سال به دانشگاه ها مرتب راجع به مسائل علم و تحقیق و پژوهش و نوآوری و جنبش نرم افزاری و ارتباط صنعت و دانشگاه و این ها این همه تأکید کردم، برای خاطر این است که یک رکن امنیت بلندمدت کشور و ملتتان علم است . 1388/06/04 مقایسه پیشرفت انقلاب اسلامی با دیگر انقلاب های دنیا شما بیست سال بعد از انقلاب کبیر
پدر و پسری که برای شهید شدن از هم سبقت گرفتند + عکس
خبرنگار ما به اظهار کرد وگو با فاطمه جعفری خواهر شهید مهدی جعفری و دختر شهید رسول جعفری نشسته هست که ماحصل این محاصبه را در ادامه مطالعه می کنید: جعفری: برادر درس می خواند و پدر کشاورزی می کرد. پس از مدتی مهدی به مساعدت پدر رفت، بچه باهوشی بود، هرچه اظهار کردیم صحیح را ادامه بده اظهار کرد لازم هست مساعدت پدر باشم. * همه پشت و پناهم مهدی بود، اگر چیزی احتیاج داشتم به مهدی می
ملاقات خوبی با وزیر ارشاد داشتم/ قصه های مجید را قرار بود داریوش فرهنگ بسازد
شدم و با زنده یاد فواد نور فیلم های لنگرگاه و شکار خاموش را کار کردم. مجموعه آیندگان به تهیه کنندگی وحید نیکخواه آزاد برای شبکه دو ساختم و کارهایم ادامه پیدا کرد. به خاطر هانیه را تحت تاثیر مراسم عاشورای بوشهر ساختم وی درباره فیلم به خاطر هانیه توضیح داد: اوایل انقلاب یک سریال مستند در بوشهر کار می کردم و از مراسم عاشورا فیلم گرفتم. خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و دو سه سال عاشورا
بعد از تشویق رهبری سعی کردم جدی تر شعر بگویم
همان ابتدا آمدید قم؟ بله، از 90 دیگر وارد انجمن قم شدم. هیجان داشتم و هفته ای 15 شعر می نوشتم. بعد از یک جایی به بعد؛ از 92 به بعد در کل حضورم درانجمن ها خیلی کم شد؛ چون هیجان زیادی داشتم و ترس این را داشتم که وارد حاشیه بشوم؛ زیرا حاشیه در هنر زیاد است. از همه کنار کشیدم. بعد در فیس بوک فعال شدم و اشعارم را آنجا منتشر کردم. سال 93 شعری را برای پدرم منتشر کردم که آقای بیابانکی دیده بود
بیش از 50 فیلم سینمایی و تلویزیونی در روز جشن 17 ربیع
/> در خلاصه داستان فیلم آمده است: در پی گم شدن یک تابلوی نقاشی اثر گویا که در لندن تحت بازسازی و مرمت قرار داشت مامور MI5 آلیستر دیویس سراغ چارلی مرسای دلال بزرگ عتیقه می رود. آلیستر که از دوستان قدیمی چارلی است از او می خواهد که تابلو را هر چه سریعتر پیدا کند چون همه کلکسیونرهای بزرگ دنیا در پی این تابلو هستند. چارلی مقدمات کار را فراهم می کند و جستجوی خود را آغاز می کند. چند کلکسیونر بزرگ هم با اجیر
زیر آوار بر تو چه گذشت؟
تیز، یک بیل مکانیکی، کودکی دوان دوان از روبه رو می آید. وای نکند .. .پرسشت را در گلو خفه می کنی ... به کجا چنین شتابان، زنانی که با خونسردی از روبه رو می آیند، جواب می دهند: جنازه کودکی آنجاست، سگ ها چند روز پیش زیر این همه آوار وجود موجود زنده ای در تلنباری این همه آوار تشخیص داده اند. چرا بولدوزر بعد از چند روز می آید با بی تفاوتی سر تکان می دهند، آنقدر این چند
زمهریر زیر چتر ستارگان با صبح می آید/ سهم شاهرود از بی خانمانی
غافلگیرکننده است ... روی رفتن نداریم! بعد از شش سال برگردیم آن هم دست از پادراز تر؟ با چه رویی؟ وقتی زن و مادرمان فکر می کنند هنوز در مشهد هستیم، در کارخانه کار می کنیم، برای خودمان دبدبه و کبکبه ای داریم، با چه رویی برگردیم بگوییم هیچ! هرچه درمی آوریم کمی را نگه می داریم که از گرسنگی نمیریم بقیه را می فرستیم برای مادرم که خرج زن و بچه مان را در دست دارد می پرسم آیا به مراکز دولتی مراجعه کرده اید
قلعه نویی: در فوتبال ما نه معرفت وجود دارد نه آرامش
باشگاه فرهنگی بسیار خوب است و سعی کرده همواره اخلاق مداری را مدنظر قرار بدهد. متأسفانه یک رفتارهایی رقم خورد که منجر به ضربه خوردن مجموعه ذوب آهن شد. من این مسائل را روز گذشته در جلسه هیئت مدیره هم گفتم. اگر شما سه بازیکن را از یک تیم بگیرید و چند ماه به لحاظ روحی و روانی روی آنها کار کنید، اینها نمی توانند شرایط ایده آل داشته باشند. ما بعد از بازی با فولاد متوجه این مسائل شدیم. در واقع قبل از آن
به مجنون گفتم زنده بمان روایتی از زندگی شهید همت
تمام فرمانده ها دارند از پشت بی سیم گریه می کنند کتاب به مجنون گفتم زنده بمان خاطرات دوستان و خانواده و هم رزمان درباره مردی است که نه می خواست مجروح شود، نه اسیر. همان طور هم شد. محمدابراهیم همت، هیچ وقت زخم برنداشت. او شهید شد. به مجنون گفتم زنده بمان روایتی از زندگی شهید همت به قلم فرهاد خضری است که انتشارات روایت فتح آن را چاپ کرده است. ومطالعه آن به عموم توصیه می شود. پایان پیام/ 476
شهیدی که حقوق 10میلیونی در امارات را رها کرد
ای را زیارت کنم. تنها آرزویی که دارم همین است. پسرم از همه اعضای خانواده تقاضا کرد که برای رسیدن به این خواسته دعایش کنند. (همسر شهید) زندگی مشترک 15 ماهه وقتی ثاقب به دنیا آمد من یک سال داشتم. اما به خاطر سنت های مرسوم منطقه مان به نام هم شدیم. ما دخترعمو و پسرعمو هستیم. ایشان متولد سال 1372 بود و زمان شهادت 24 سال داشت. من و ثاقب یک سال و سه ماه پیوند مشترک داشتیم و حاصل این
پیشگویی سمیر قنطار از نتایج جنگ آتی اسرائیل
توطئه آمریکا را ناکام گذاشتند اراده و قدرت مقابله با هر تجاوز اسرائیل را دارند آن هم با صدها هزار موشک و پهپادهای بمب افکن و دیگر تسلیحات سری که ما نمی شناسیم. عطوان گفت: چند ماه مانده به شهادت سمیر قنطار که برای روشن کردن شعله مقاومت در جولان تلاش می کرد با وی و همسرش و جمعی از دوستان در یکی از رستوران های بیروت که مشرف به دریا بود ملاقات داشتم. در آنجا سرتیپ قنطار یک حرف به من زد؛ اینکه
آنچلوتی: از بایرن مونیخ اخراج شدم چون آنجا کمیت را به کیفیت ترجیح می دادند
به سری A برای هدایت تیمی مثل تیم سابقش میلان دارد؟ او در پاسخ به این سؤال اظهار داشت: در چند ماه گذشته درباره من انواع و اقسام شایعات ساخته شده است، از مربیگری ام در کرواسی گرفته تا عربستان سعودی، چین و میلان. من هرگز با مالکان و مدیران جدید میلان صحبتی نداشته ام. به نظر من در مقطع کنونی سری A جالب ترین لیگ فوتبال اروپا است چون رقابت میان تیم های آن بسیار زیاد است، برخلاف فرانسه.
رنگ آمیزی قبور شهدا و دل هایی که رنگ تازه می گیرند
آسیه دهباشی بهمن سال 93 چند دانش آموز دختر غبار روبی را از قطعه شهدای گمنام شروع کردند و پس از آن به سراغ رنگ آمیزی قبور رفتند. اینها را امید نائینی ؛ مدیر گروه فدک در اصفهان می گوید و عنوان می کند: مرداد سال 94، آقایان هم به این گروه اضافه شدند، کار تشکیلاتی شد و من خادم این گروه شدم. این گروه کشوری است و در شهرهای دیگر مثل تهران، بوشهر، اهواز، مشهد و شهرهای دیگر همه دوستان با نام
پسرم یادم می آید، جوانی و قد و قامتش! فرزندی که آبرومندانه و با لیاقت باشد سال ها که استخوان هایش هم تکه ...
/> خداداد در ماه فروردین اعزام می شود و حدود یک ماه بعد از اعزامش به شهادت می رسد و به ما چند ماه بعد خبر شهادتش را می دهند که ای کاش زودتر به ما خبر می دادند. دفتری پر از یاد خداداد دوستان خداداد، چه آن ها که در افغانستان هستند چه آنهایی که در ایران با آن ها کار می کرد و چه همرزمانش و پیام هایی که برای مختار می فرستند همه خاطراتی از یاد و یادگارهای خداداد دارند که اگر پای
خطابه ساکت امام خط
باید چگونه بنویسیم تا مورد اجماع روایات مختلف باشد. این تفحص نزدیک به یک سال طول کشید! تحقیقات ایشان که تمام شد، از صبح روز اول ماه رمضان شروع به کتابت قرآن مجید کردند و سی ام ماه رمضان سال بعد این کتابت به پایان رسید ، یعنی دقیقا یک سال و یک ماه قمری. نکته مهم این قرآن آن بود که همه اش را با قلم نوشتند و هیچ جا از صنعت چاپ استفاده نشد. مثلا اینطور نبود که بسم الله الرحمن الرحیم را کپی کنند ، بلکه
معلولیت محکوم به محدودیت است؟!
قوت خود باقی است. خبر نگار: دوست داشتید که دنیا سازش را چگونه کوک میکرد؟ دوست داشتم که سلامتیم را به دست آورم و به ازای آن نیمی از توانای ذهنیم را میدادم و دنیایم مثل مابقی همسن و سالانم رنگی رنگی رنگی می بود. خبرنگار: برای درمان این بیماری چه اقداماتی انجام داده اید؟ به دلیل محدودیت قدرت مالیمان مجبور به درمان در استان محل تولدم شدم که دست آخر به گفتند
بازیگر فوتبالیست: کلاه پهلوی کارم را سخت کرد! +عکس
و هم بعد منفی. وقتی شما با نقش اول سریال کلاه پهلوی با وجود آن همه بازیگر بزرگ و کارگردان بزرگی مثل آقای ضیاءالدین دری شروع می کنید و وارد این حرفه می شوید، حتما در ادامه کار دشواری خواهید داشت. من قبل از این که بروم در کلاه پهلوی بازی کنم، اصلا دوربین سینمایی ندیده بودم، چون مرا از بیلبوردهای تبلیغاتی برای بازی در این سریال انتخاب کرده بودند. این خیلی جذاب است، چون همیشه دوست داشتم بازیگر شوم
نقاش ایرانی مقیم ترکیه: هنر در ایران ارج و قرب بیشتری دارد/ جوانان قدر فرهنگ و تمدن ایران را بدانند
شکل سوال و جواب در زیر می آید؛ - س: لطفا برشی از زندگی تان به ویژه دوران کودی و زندگی در تبریز برای ما بگویید؟ - ج: من سال 1323 شمسی در تبریز، محله شهریار در ضلع جنوبی میدان قونقا، به دنیا آمده ام. ابتدایی را در مدرسه خواجه نصیر همان محل خواندم و سپس وارد هنرستان میرک در محل ابتدایی آن واقع در سر کوچه 'صدر' شدم. پس از پایان هنرستان برای ادامه تحصیل به ایتالیا رفتم. پس از