سایر خبرها
شهیدی که با پرواز VIP عازم بهشت شد
کردند ولی انصافا وقتی مقایسه می کنم با زندگی های الان که حتی بچه های مذهبی خیلی مقید به اصول زندگی نیستند, ولی همسرم همه هَمُّ و غَمَّش اول خدمت به پدر و مادر و بعد هم ما که خانواده اش که ما بودیم, بود و برای خودش کار خاصی می کرد. همیشه سعی می کرد که خدمت گزار مردم باشد. تسنیم: اولین بار سال 60 جبهه رفتند ؟ سال 60 که ما ازدواج کردیم چند ماه بعد که از طرف نظام وظیفه فراخوان شدند
قلاب بگیر برم بهشت!!!
تک تیراندازه با لباس استتار پشت چند تا بوته، پایین پای دیده بانه درازکش جا خوش کرده تا هوا که تاریک شد برگرده! خیلی با دقت و حوصله نشونه گرفتمش، تیر خورد بغلش! دوباره نشونه گرفتم، دقیق دقیق شلیک کردم... تیر خورد به پاشنه پوتینش! دوباره، دوباره، دوباره، نه! نه! نمی خورد بهش! یهو پاشد دولا دولا دوید سمت خطشون. شلیک کردم آه! آه! آه! خشاب خالی بود! خشاب بعدی رو گذاشتم هدف گرفتم... زدمَشششش
مراقب این دو برادر باش ... بدبختت می کنند!
کنیم. زندان کهریزک جای افرادی بوده که به لحاظ اخلاقی خیلی دردسرساز بودند؛ نه جوانانی که شاید در زندگی شان حتی یک بار گذرشان به یک بازداشتگاه ساده نیفتاده بود. کاظم جلالی ابایی ندارد از اینکه به تأثیر حضور فرزند روح الامینی در رسیدگی به وضعیت کهریزک اشاره کند؛ هرچند همان جا می گوید روند رسیدگی به پرونده کهریزک پیش از ماجرای روح الامینی در دستور کار بود .جلالی در بخش دیگری از گفت وگو به واپسین
بررسی پرفروش ترین کتاب های پاییز در ایران
آتشفشان نوشته سوزان سانتاگ با ترجمه فرزانه فوجلو، اسم شب سیاهکل نوشته انوش صالحی که درباره تاریخ چریک های فدایی خلق است، راز نوشتن اثر استفان کینگ با ترجمه علی حاجی قاسم و بنویس، ساعت پاکنویس اثر شهریار قنبری. یکی از ناشرانی که سابقه بسیاری در حوزه نشر دارد و طی سالیان گذشته با فراز و فرودهایی همراه بوده، فرهنگ نشر نو است که عموما با نام نشر نو شناخته می شود. این انتشارات طی دو سال گذشته با
پیکر مهران را با صوت اذان خودش بدرقه کردیم
. گفتم مهران جان فدایت شوم اخلاق پدرت را که می شناسی. اجازه نداد من این همه راه را برگردم. می خواستم عکست را بیاورم. انگار مهران گفت مادر هیچی نگو. بسپار به خودم. عکس با من! در سالن نشسته بودم و داشتم فیلم شهادت بچه ها را می دیدم، خواستم اشکم را پاک کنم دستم را داخل کیفم بردم که متوجه شدم این عکس مهران در کیفم است. اصلاً نمی دانم کی و کجا آن را داخل کیفم گذاشتم. همان عکس را به دست گرفتم. گویی یک
زخمی که هرگز التیامی نخواهد داشت
14 سال است حسرت نبودن پسرش در دلش مانده است اما هم چنان توکلش به خداست و می گوید قسمتم بود که پسرم، عروسم، نوه ام از من گرفته شوند اما من توکلم به خداست و صبورم... دردهایی بر دلم دارم اما من صبورم... این تنها حرفی است که از زلزله بم از او می شنویم... این تنها بخشی از خاطرات پیرزنی است که در زلزله بم فرزندش را از دست داد... چنین مادرهایی، پدرهایی، خواهرهایی، برادرهایی در کرمان کم نداریم که داغدار عزیزانشان هستند. یک روز در یکی از ادارات تنها منتظر نشسته بودم هیچ کس در اداره نبود همه کارمند ...
واپسین توصیه احمدی نژاد به روحانی
است . لحظاتی مکث می کنیم. زندان کهریزک جای افرادی بوده که به لحاظ اخلاقی خیلی دردسرساز بودند؛ نه جوانانی که شاید در زندگی شان حتی یک بار گذرشان به یک بازداشتگاه ساده نیفتاده بود. کاظم جلالی ابایی ندارد از اینکه به تأثیر حضور فرزند روح الامینی در رسیدگی به وضعیت کهریزک اشاره کند؛ هرچند همان جا می گوید روند رسیدگی به پرونده کهریزک پیش از ماجرای روح الامینی در دستور کار بود . به
می گویند اگر کسی را سراغ دارید که پول دهد و نقش بگیرد، معرفی کنید
هما خاکپاش بازیگر تلویزیون و سینما درباره آخرین فعالیت های خود در عرصه بازیگری گفت: 4 سال است بیکارم و در مراسماتی که به مناسبت تولد هنرمندان برگزار می شود شرکت می کنم. وی افزود: متاسفانه تولیدات به سمتی رفته که بازیگران جدید برای اکثر نقش ها به کار گرفته می شوند زیرا اگر بخواهند از هنرمندان با تجربه استفاده کنند باید با ما قرارداد ببندند و پول پرداخت کنند بنابراین بازیگران با تجربه بیکار و خانه نشین شده اند. بازیگر س
مجموعه شعر عاشقانه طنز
غار خوابش می برد تو شبیه کودکی هستی که در هنگام خواب پیش چشم مردم بیدار خوابش می برد من کی ام!؟ خودکار دست شاعر دیوانه ای تازه وقتی صبح شد خودکار خوابش می برد یا کسی که جان به در برده ست از خشم زمین در اتاقی بسته از آوار خوابش می برد در کنارت تازه فهمیدم چرا درنیمه شب رهروی در جاده ی هموار خوابش می برد سر به دامان تو مثل
خواب زدگان...
بود، زمستون افتاده بود توی عید. از اتوبان گازشو گرفتم برسیم خونه، یادم نیست رسیده بودم به پمپ بنزین یا نه؟ یک کیلومتر این طرف تر یا اون طرف تر. موتور قفل کرد، نتونستم کنترلش کنم..." "من سرم خورد به جفدل غش کردم. سه بارم استفراغ کردم." امیررضا این را می گوید و پدرش ادامه می دهد:"خوردیم به جدول، من بیهوش شدم و دیگه نفهمیدم چی شد. خانم دکتر هر مشکلی که هست توی این سه سال اتفاق افتاده
شاطر جوانی که استاد دانشگاه است
تدبیر24 روزنامه ایران نوشت: درس زندگی را پای تنور مادر آموخته است. آتش عشق را در دستان پینه بسته زنی دید که نیمه های شب به شوق پخت نان برای خانواده از خواب بیدار می شد تا فضای خانه را با عطر نان تازه پرکند. هر برگی از دفتر زندگی برای او چراغی شد تا در آینده به سکو های بزرگی دست پیدا کند. سکوهایی که فتح هر کدام شان از توان بسیاری از مردم خارج است. قهرمان زندگی این بار مردی است از جنس
نویسنده ها و شاعران ما اهل تجربه نیستند
می گفتند می رفتم درباره حوزه های کارگری صحبت می کردم. بر همین اصل فکر می کنم بچه باهوش و بخصوص پرخوانی بودم. هر کتابی که گیر می آوردم می خواندم. حتی همه تابلوهای مغازه ها را می خواندم . این پرخوانی و باهوش بودن هم آخر کار دستمان داد. من دقیقا 4 سال بعد از اینکه وارد سازمان جوانان شدم از این سازمان کناره گرفتم، ولی آرمان سوسیالیسم را تا همین امروز حفظ کردم. در 18 سالگی از حزب کناره گیری کردم و در
تازه های + نشر
با ترجمه فرمهر منجزی رمان باد نه بادی برای نوجوانان منتشر شد رمان باد نه بادی نوشته کریستوفر پل کورتیس ترجمه فرمهر منجزی از سوی انتشارات پیدایش برای رده سنی نوجوان منتشر شد.این رمان شرایط سختی در سال 1936، در فیلنت میشیگان را روایت می کند. برای باد پسر 10 ساله بدون مادر، اتفاق هایی هم می افتد؛ باد چمدانی دارد پر از وسایل خاص و پدری که هیچ گاه او را ندیده است. مادر، پیش از مرگش
لایحه امنیت زنان در برابر خشونت یا اجرای هدف 5 سند 2030/ دولت زورگو شهرداری بی خیال!
وزارت راه، دولت، بانک مسکن و بانک مرکزی به کجا می رسد. دولت زورگو شهرداری بی خیال! حسین قدیانی در وطن امروز نوشت: باد و باران پنجشنبه شب هم مثل زلزله شب قبلش بود؛ نیامده رفت تا آسمان تهران، تنها چند ساعت، صاف و شفاف باشد! پس دوباره همان آش است و همان کاسه! و من دیروز، ساعاتی را وسط همین کاسه بودم! مرکز شهر! البرز که جای خود داشت؛ ذرات آلاینده هوا، حتی برای دیدن راحت
برای بیان احساساتم دست و پا نمی زنم
خواستم تا در باره نحوه تغییر برنامه فکر کنم و به همین خاطر، مدتی برنامه پخش نشد. نتیجه چه بود؟ نتیجه این بود که تصمیم گرفتم برنامه را تعاملی کنم. چند قسمت را آماده کردم و بتازگی یک قسمت از آن را تحویل دادم. الان پخش و ادامه سبک جدید برنامه، بستگی به نظر آقای احمدپور مدیر رادیو ایران و آقای بحیرایی دارد. این تعاملی بودن به چه صورت است؟ در برنامه، یک شماره تلفن
تمام شهر به تلی از خاک تبدیل شده بود/ پس از گذشت 14 سال توصیفش قلبم را می فشارد
به گزارش خبرگزاری فارس از فهرج، صبح روز جمعه پنجم دی ماه 1382 دیر هنگام از خواب بیدار شدم، روز قبل مدارکی را در محل کارم واحد مرکزی خبر، سازمان صدا و سیما جا گذاشته بودم، بنابراین برای برداشتن آنها به محل کار رفتم. تعداد اندکی از همکاران طبق برنامه قبلی در محل کار حاضر بودند، یادم هست آقای سیار پیش بهار و انسیه ایزدی نسب و چند نفر دیگر در واحد مرکزی خبر حاضر و مشغول به کار بودند.
نبود کمیته انظباطی به کونگ فوی کردستان لطمه می زند/امیدوارم المپیک را تجربه کنم
هر خاطره ای یک مزه دارد، تلخ ترین خاطرم حادثه ای بود که تو نمایش برام اتفاق افتاد و پایم آسیب دید دکتر هم برای همیشه ورزش را برایم منع کرد تا اینکه سال 82 که آن موقع مقام جهانی را نداشتم و آرزوهایم داشت از بین می رفت تا اینکه یک شب تصمیم گرفتم از روی مانع بزرگ بپرم یا خوب می شوم یا حرف دکتر راست است ولی پریدم و امیدوار شدم رفتم پیش دکتر وقتی از پایم عکس جدید گرفت شوکه شد و گفت تو این مدت چیکار
15 دقیقه پیاده روی بعد از شام این تاثیرات را در زندگی من گذاشت!
پول نیوز - پیاده روی یکی از آسان ترین و در عین حال سالم ترین ورزش هاست که همیشه توصیه می شود. اما پیاده روی بعد از شام چه مزیت هایی دارد؟ در ادامه به این مسئله می پردازیم. تاثیرات پیاده روی بعد از شام چیست؟ آیا فکر می کنید با پیاده روی بعد از شام احساس شادی و سلامتی می کنید؟ من تصمیم گرفتم امتحان کنم. قبول دارم که بعضی برنامه های تلویزیونی را همیشه دنبال می کردم و اکثر شب ها
همه از چشم پاکی رسول می گفتند
داشت: تحقیق در حوزه شهدا را از سال 93 در همکاری با مجموعه نشر بعثت 27 سپاه حضرت رسول (ص) در خصوص شهدای دفاع مقدس آغاز کردم. از ابتدای سال 94 وارد بحث کتاب های مربوط به شهدای مدافع حرم شدم و اولین کارم با شهید رضا کارگر برزی کلید خورد که در حین کار با این شهید بیشتر آشنا شدم. باز شدن گره نوشتن کتاب به دست خود شهید وی به نحوه آشنایی خود با شهید رسول خلیلی اشاره کرد و گفت: در مسیر
همه چیز را در آمریکا گذاشتم و آمدم
ولی حالا که به ایران برگشته، می گوید: همیشه فکر می کردیم برویم آنجا ادامه تحصیل بدهیم ولی آن آمریکایی که مردم در ذهن شان می سازند با آن چیزی که می روید و می بینید خیلی فرق دارد. متن گفت وگوی با مژگان عباسلو را در ادامه بخوانید: دکتر مژگان عباسلو، شما هم پزشک هستید و هم شاعر. به نظر این دو کمی در تضاد باهم هستند، پزشکی گویا به خاطر سر و کار داشتن با بیمار و جراحی و خون و... کمی
هر چه سریع تر اشتباه کن
توانم کار را لغو کنم. ویراستارم اصرار دارد آن قدر هم که فکر می کنم بد و وحشتناک از کار درنیامده است، و پیشنهاد خوبی به من می دهد که چطور تمامش کنم، و به علاوه می گوید ایدۀ آن برنامۀ تلویزیونی هم چندان بد نیست، ولی آیا واقعاً باید راجع به هاکی باشد؟ خب، گفتم نه و ناگهان وارد سرزمین خیالات شدم، مضمونش می توانست گسترده تر از این ها باشد، شاید راجع به اینکه چطور می شود تازه کار ها
بیرون کردن هیولای ترسناک واقعی
می شوند. گرچه ابتدا به نظر می رسد این دعوت صرفا یک ملاقات معمولی است، اما مشخص می شود ماجرا به طور کلی چیز دیگری بوده است. برو بیرون اولین فیلم ترسناکی نیست که مقابله ای نژادپرستانه هم در آن وجود دارد. در سال 1968 بلافاصله پس از ترور مارتین لوتر کینگ، شب زندگی مردگان مخاطبانی گسترده پیدا کرد و نقدهای بسیاری را درباره زامبی های سفیدپوست و مردان سیاه پوست برانگیخت. فیلم های ترسناک دیگری
اعتیاد ؛ آرزوهایی که دود می شود
صورت آزمایشی و تفننی مصرف می کنند جامعه هدف نقشه راه پیشگیری اولیه را تشکیل می دهند. وی همچنین به عضویت 22 دستگاه اجرایی استان در کمیته فرهنگی و پیشگیری اشاره کرد و افزود: در زیر مجموعه هر یک از دستگاه های اجرایی استان برنامه هایی تدوین شده که در مدت پنج سال اجرای این نقشه راه اجرا می شود. وی همچنین با اشاره به نقاط ضعف اولین نقشه راه پیشگیری اولیه از اعتیاد که از سال 90 تا 94 اجرا
کلیدِرفع حصر دردست خودآقایان است
آرمان پرس l مصاحبه با پرویز سروری_رئیسِ کمیته امنیت داخلی مجلس در سال 88: شما در سال 88 رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس بودید؛ لطفاً پیرامون گزارش هایی که در آن زمان به این کمیته می رسید و اقداماتی که این کمیته صورت می داد بفرمائید. سروری: چون در کمیته امنیت کمیسیون امنیت ملی بودیم این موضوعات از طرف هیأت رئیسه و ریاست مجلس به کمیسیون امنیت ملی ارجاع داده می شد و این موضوعات چون امنیت داخلی بود به کمیته امنیت داخلی مجلس می رسید بنابراین ما هیأتی را تشکیل دادیم و با آقای میرحسین موسوی نشستی را برگزار کردیم و بعد از آن به ترتیب نشست های ...
دست هایی که آنها را فلج کرد
از آنها نگهداری کند. اولین فکری که بعد از هر زلزله به ذهن می رسد بیرون کشیدن مردم از زیر آوار است. مردم به نیت نجات آستین هایشان را بالا می زنند اما به دلیل ناآشنایی با کمک های اولیه معلول تحویل جامعه می دهند... هر کدام از این زنان هم به دست یکی از اقوام نزدیک شان از زیر آوار بیرون کشیده و قطع نخاع شدند. آن ها 27 سالی می شود که حسرت سرپا ماندن را می کشند و با هر زمین لرزه به آن شب شوم برمی گردند و
عبدالله نژاد زبان فارسی را وطن خود می دانست
اینکه مکاتب مختلف ادبی، نقد و... را در خود درونی کرده بود. وی در پایان همراه با چشمانی اشکبار و همراه با بغض، گفت: خلاصه اینکه من تنها شدم و هیچ گاه خیال نمی کردم که یک روز قرار باشد درباره نبود عبدالله نژاد صحبت کنم. در ادامه این نشست الوند بهاری با خواندن شعری از سید علی میرافضلی از رفسنجان که چهار روز پس از رفتن عبدالله نژاد برای او سروده بود، ابراز همدردی این شاعر را اعلام
توصیه هایی برای میلیونر شدن در جوانی
بروید در شرایط اقتصادی دنیای امروز شما نمی توانید یک مسیر برای پولدارشدن داشته باشید و چشم به میلیونر شدن بدوزید. دوران تلاش برای یک درآمد و تضمین آن و به رفاه رسیدن به سر رسیده است. دیگر نمی توان در یک اداره ماند و سخت کار کرد و به رفاه رسید. حالا هر فرد باید برای سرمایه دار شدن نقشه راه داشته باشد و براساس برنامه ریزی عمل کند. اولین گام برای میلیونر شدن این است که درآمد خود را افزایش
جیب مردم و تورم 8 درصدی/ مردم به مثابه سیاهی لشکر!
، تنها یک درصد خواهد بود! برای اثبات بی برنامه بودن و کم سوادی لیبرال های وطنی، هزار دلیل و سند می توان نشان داد تا ثابت شود، نه غم معاش مردم دارند نه تدبیری برای اداره امور. می توان سخنان این روزهای حامیان سینه چاکشان در همین شش ماه گذشته یعنی در ایام انتخابات را نشان داد که چگونه مستاصل ناامید از رفتار غیرحرفه ای و غیرعلمی دولت شکایت می کنند و از رایی که داده اند پشیمانند، می توان هزار سند و
آیت الله جنتی به من گفت احمدی نژاد اگر کاندیدا بشود قصد فتنه دارد
. بعدا با طرح جریان انحرافی بهانه ای جستند تا احمدی نژادی را که دیگر باب میلشان رفتار نمی کرد، از دایره خودی ها بیرون کنند و حالا هم کسی نباید طلبکارشان باشد! با محمدرضا باهنر درباره احمدی نژادی که آنها می شناختند و احمدی نژادی که امروز می شناسند، علت شانه خالی کردن اصولگرایان از پذیرش مسئولیت و شریک بودن در رفتارهای دولت گذشته گفت وگو کرده ایم. سؤالم را با این جمله آیت الله
ملاقات در زیر تانک!
لشگر 16 زرهی قزوین در تمامی ماموریت های جنگی حضوری مثمرثمر داشتم. حتی مجروح شدم. بهترین خاطراتم با همرزمان درجه دار و سرباز گذشته زمان حدود 4ماه جنگ فرسایشی به دستور فرمانده معظم کل قوا که آقای چمران عهده دارش بودن، با آب گرفتن مناطق درگیری و زیر آب رفتن جاده اصلی سوسنگرد حمیدیه تانک ها رو با کشیدن جاده مواصلاتی به سمت قرارگاه به ستون نظامی می رفتیم. ما هم خوشحال هر چهارنفر خدمه تانگ به