سایر منابع:
سایر خبرها
سینما را از دست بساز بفروش ها نجات دهیم/ معرفی برترین عماریون
جشنواره مردمی فیلم عمار با بیان این که روح انقلاب در پایگاه مردمی عمار دمیده است، گفت: این پایگاه به خانه ای برای جوانان و نوجوانان انقلابی تبدیل شده است؛ جوانانی که حرف هایی برای گفتن دارند و زبان سینما را برای بیان این حرف ها انتخاب کرده اند. سینما را باید دغدغه مندان از دست بساز بفروش های رسانه ای خارج و به اهلش واگذار کنند این مستندساز با بیان این که انقلاب را باید انقلابی ها به تصویر
مهم ترین اقدامات مهدوی امام عسکری(ع)
چندین بار زندانی کردند و نیز روایت شده امام حسن عسکری(ع) هنگام ولادت حضرت مهدی(عج) فرمود: ظالمان پنداشتند که مرا می کشند تا نسل مرا قطع نمایند، آن ها قدرت خداوند قادر را چگونه دیده اند. این عوامل و نظیر آن، موجب شد که طاغوتیان بنی عباس سخت ترین فشار و اختناق و سانسور را بر امام حسن عسکری(ع) و یارانش وارد ساختند. امام حسن عسکری(ع) برای حفظ یاران خود، به پنهان کاری و راز پوشی تأکید می کرد
برکت انقلاب، میوه ای به نام عمار است
، کارگردان پرکار سینمای انقلاب به عنوان برنده جایزه ویژه دستکش ننه عصمت این دوره جشنواره عمار، این جایزه را از دست خانواده شهدای کارگر دریافت کرد. برادر شهید بعد از اهدا جایزه مهدی نقویان با حضور در پشت تریبون، بخشی از پیام قطعنامه امام خمینی(ره) را قرائت کرد. در بخشی از پیام قطعنامه خوانده شد که جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود
3 قاتل خبرساز در انتظار گزارش پزشکی قانونی
. بنابراین قرار شد اعضای هیات سه نفره پزشکی قانونی وضعیت سلامت مرد همسرکش را دوباره بررسی کنند . قاتل پسر خردسال سومین متهم، علی 22 ساله نام دارد که پسر 11 ساله ای به نام ابوالفضل را شامگاه 17 شهریور امسال به بهانه نشان دادن کبوتر به خانه شان در یکی از محله های جنوبی تهران کشاند و به طرز هولناکی به قتل رساند. او جسد را همراه برادر بزرگش در جاده قدیم قم رها کرد. علی چند
عاقبت تلخ رابطه غیر اخلاقی با زن عمو!
خانواده هستید. آیا به راستی این گونه بود؟ اویل مخالف طرز فکر آنها بودم ولی بعدها، گذشت روز گار به من ثابت کرد که هرچه افراد خانوادام می گفتند، درست بود. چه شد که تصمیم به قتل سارا و برادر زاده ات گرفتی؟ چند باری دخترم سر بسته به من گفته بود که برادر زاده ام به خانه مادرش رفت و آمد دارد و من در ابتدا چون می دانستم که او هم در زمینه کار فیلمبرداری از مجالس عروسی
بسته شعر میلاد امام حسن عسکری (ع)
هوی مرا نگاه نکن به دلم دست رد نزن امشب روزگار مرا سیاه نکن به سبوخانه ی نگاهت من یازده جام می بدهکارم چوب خطِ مرا نگاه نکن آمدم باز نسیه بردارم در حجاز خمار چشمانت باغ انگور عسکری داری باده ات کهنه کار می خواهد! عده ای خاص مشتری داری بسم رب الشراب ؛ می نوشم چه شرابی
5 روایت خواندنی از" امام رضایی ها" +عکس
بعد نوشتند که: من تمام باغ های انگورم را به این مرد بخشیدم. مرد بسیار تشکر کرد و امام زمین های اطراف را هم به او بخشید. مرد گفت: من دیگر هیچ چیزی نمی توانم بگویم. مرد اولی لب به اعتراض گشود که من عرض حاجت و نیازمندی کردم ولی شما خروار خروار به او می بخشید. امام فرمودند: من اول به تو یک شاخه انگور دادم، ولی تو اعتراض کردی. اما به او یک دانه انگور دادم و او
مجموعه بهترین اشعار درباره مادر
پر مهر تو زین بعد نیایم آسوده بیارام و مکن فکر پسر را بر حلقه این خانه دگر پنجه نسایم نصرت رحمانی شعر نو درباره مادر آهسته باز از بغل پلّه ها گذشت در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود امّا گرفته دور و برش هاله ای سیاه او مرده است و باز پرستار حال ماست در زندگی ما همه جا وول می خورد هر کنج خانه صحنه ای از داستان اوست
چگونه امام حسن عسکری تشیع را در عصر استبداد حفظ کرد؟
چوب شکسته و شکاف برداشت، چون چشمم به قسمت شکافته چوب افتاد نامه هایی را دیدم که در داخل آن جاسازی شده بود. با عجله چوب را در آستینم پنهان کردم. دراین حال مرد سقا شروع کرد به داد و فریاد کردن، به من و سرورم دشنام می داد. بعد از انجام ماموریت، به خانه امام علیه السلام بازگشتم. عیسی از خدمتگزاران آن حضرت به نزدم آمد و گفت: مولای تو می گوید: چرا استر را زدی و چوب را شکستی؟ ! دیگر کاری نکن که نیازی به
زنی که با فرمانده داعش مصاحبه کرد و زنده ماند
به گزارش ایسنا، مجله ترجمان نوشت: سعاد مخنت درخواست کرده بود تا با یکی از رهبران داعش مصاحبه کند. تقاضای او برای مصاحبه در طول روز و در مکانی عمومی رد شد. به جای آن باید ساعت 11:30 شب در مرز ترکیه و سوریه سوار ماشینی می شد که یکی از فرماندهان ارشد داعش در آن نشسته بود. مخنت بر تردیدهایش غلبه کرد و برای مصاحبه رفت و با مرد جوانِ تحصیل کرده ای مواجه شد که از خیلی جهات او را یاد برادر کوچک خودش می
مهم ترین اقدامات مهدوی امام عسکری(ع)/ چرا بنی عباس از ابن الرضا واهمه داشت؟
) در صلب اوست، آن ها آن حضرت را چندین بار زندانی کردند و نیز روایت شده امام حسن عسکری(ع) هنگام ولادت حضرت مهدی(عج) فرمود: ظالمان پنداشتند که مرا می کشند تا نسل مرا قطع نمایند، آن ها قدرت خداوند قادر را چگونه دیده اند. این عوامل و نظیر آن، موجب شد که طاغوتیان بنی عباس سخت ترین فشار و اختناق و سانسور را بر امام حسن عسکری(ع) و یارانش وارد ساختند. امام حسن عسکری(ع) برای حفظ یاران خود، به
روایت زندگی بازماندگان در آشیانه
اند. چرا؟ چون حرف زدن در این باره هنوز سخت است. چون نه خواهرش دوست دارد به یاد بیاورد و از زلزله حرف بزند، نه نرگس میلی به دانستن، به بیشتر دانستن از آن روز مصیبت دارد. علاقه به دانستن خاطرات بد، کم است. زنده اش نکنیم بهتر است. بگذاریم تمام بشود و فراموش، بهتر است. نرگس با رقیه که او هم در زلزله پدر و مادرش را از دست داد در یک اتاق زندگی می کند. آنها حالا چند روز قبل از چهاردهمین سالگرد زلزله
حقوق نماینده مجلسی که پایان ماه کم می آید!
دارند و از شهرهای گوناگون هستند. پدرم همسرم را خیلی دوست داشت و می گفت خیلی پسر خوبی است و همیشه از او تعریف می کرد، الان نیز شغلش آزاد است و همانطور که می دانید وضعیت بازار خوب نیست، اما من رویم نمی شود از پدرم بخواهم برای همسرم کاری کند. درصورتی که خواهرم می داند لیاقت همسر من خیلی زیاد است. یک فرد باهوش و پاک دست است نمی خواهم تعریف کنم اما انسان بسیار خوب و قابل اعتمادی است اما چون پدرم هیچ گاه در
آشفتگی بصری در شهر بندرعباس
ما نیازی به رنگ آمیزی مجدد نداشته ایم. مگر این که مردم آسیب بزنند. مدیر زیباسازی از افتتاح باغ پرندگان در بیست و دوم بهمن ماه سال جاری خبر دادوی در پایان عنوان کرد: قبلا مدیریت زیباسازی زیر نظر معاونت خدمات شهری بود اما اکنون با سازمان فضای سبز ادقام شده و نامش به سیما، منظر و فضای سبز شهری تغییر یافته است. در سال های آینده کارهای بهتری را ارائه خواهیم داد. قرار است در اواسط دی ماه جلسه برگزار
از پیاده روی اربعین تا ماجرای تحول و اعزام به سوریه
آزادسازی منطقه نبل و الزهرا عملیاتی انجام دادند که ایشان به آنجا اعزام می شود و همانجا به درجه رفیع شهادت می رسد. ماجرای روز شهادت از زبان همرزم شهید حسین زاده پیرامون نحوه شهادت برادر، اظهار کرد: وی همرزمی به نام آقای احمدی داشت؛ ما با وی دیدار داشتیم. او ماجرای روز شهادت را اینگونه بیان کرد: لحظاتی که درگیری اوج پیدا کرده بود ما در منطقه ای به نام شهرک حندرات در یک ساختمان که
وقتی آیت الله طالقانی پس از انقلاب قهر کرد، چرا به حال خودش گریه کرد؟
شعار سال: با شروع کار من در سازمان تربیت بدنی و پس از گذشت مدتی از پیروزی انقلاب روزی آقای طالقانی پیغام داد و مرا به دیدار خود فراخواند. گفت جایی که شما هستید، کجاست؟ گفتم استادیوم آزادی. ️ من آن زمان رییس سازمان تربیت بدنی بودم. گفت: اسمش را تو گذاشتی؟ گفتم بله. بعد گفتند که می خواهم دو، سه روز استراحت کنم و می خواهم کسی هم نداند. استادیوم آزادی پشتش دریاچه ای دارد که آن زمان چهار
زنی که با فرمانده داعش مصاحبه کرد و زنده ماند
برای مصاحبه رفت و با مرد جوانِ تحصیل کرده ای مواجه شد که از خیلی جهات او را یاد برادر کوچک خودش می انداخت. به من گفتند تنها بیا. نباید کارت شناسایی می بُردم و باید تلفن همراه، دستگاه ضبط صدا، ساعت و کیفم را در هتلم در انتاکیۀ ترکیه جامی گذاشتم. فقط می توانستم دفترچه و خودکار ببرم. در عوض، می خواستم با یکی از مهره های پرنفوذ حرف بزنم؛ کسی که بتواند استراتژی درازمدت دولت اسلامی
وفای به عهد
مهلت بدهید. پدرم مُرده و برای من و برادر کوچکم گنجی به جا گذاشته است که تنها من از وجود آن باخبرم. پس اگر مرا بکشید آن گنج تباه می شود، و برادرم هم بعد از من تباه می شود. حاکم شرع رو به مرد گفت: چه کسی ضمانت تو را می کند؟ آن مرد به مردم نگاه کرد و پس از اندکی مردی خیاط را نشان داد و گفت: این شخص. حاکم شرع رو به مرد خیاط گفت: ای مرد خیاط آیا ضمانت این مرد را می کنی؟ خیاط پاسخ داد: بله ضمانت می کنم
خیلی خوشم آمد که آدم خاکی است و سطح خانواده اش مثل خانواده من بود و غیرتی بودنش جذبم کرد. فقط و فقط در ...
خانم حاج آقای توسلی که از بستگان مان بودند با پسر جوانی که شلوار لی آبی، کلاه پیک دار و پیراهن لی به تن داشت به خانه مان آمدند و داخل حیاط نشستند. ظاهر شیکی داشت. از پنجره داخل حیاط را می پاییدم. سینی چایی را برداشتم به داخل حیاط رفتم و پذیرایی کردم. روی تختی روبروی شان نشستم. به پدرم می گفتند که در نزدیکی آنها باغی هست که می توانیم به آنجا برویم و هم در باغ کار می کنیم هم نگهبان و زندگی می کنیم. از
بسته شعری ویژه ولادت امام حسن عسکری(ع)/2
نیارزد به ارزنی چون کعبه را به کوی شما مبتلا نوشت بعد از خدا کریم ترینی امام من از بس خدا به دست کریمت ثنا نوشت آن خالقی که عادت احسان دهد ترا دل را گدای سامره ی هل اتا نوشت مارا غلام همت تو آفریده اند ریزه خوران دولت تو آفریده اند ای از کرشمه های تو روی بهار سبز وز غمزه ی نگاه تو لیل و نهار سبز تا زیر سایه ی تو کند عشق زندگی باشد برای
روایتی تازه از تختی از زبان مرحوم شاه حسینی
بندی و... وارد جریانات سیاسی شد. احزاب سیاسی در ایران پیدا شده بود که شبکه های ورزشی داشت. تختی هم در ارتباط با خرمشاهی و جیره بندی با شبکه های ورزشی ارتباط داشت. همانطور که آن موقع چپ سازمان ورزشی داشت و توسط امیر حمیدی اشباع می شد، اینها هم سازمان ورزشی داشتند که تختی یکی از اعضای کوچک آنجا بود و بعد که مقام آورد توسعه پیدا کرد. ما با برادر شهلا توکلی، همسر تختی که صحبت می کردیم می گفتند
زنی که با فرمانده داعش مصاحبه کرد و زنده ماند + عکس
به گزارش کرج رسا ، مجله ترجمان نوشت: سعاد مخنت درخواست کرده بود تا با یکی از رهبران داعش مصاحبه کند. تقاضای او برای مصاحبه در طول روز و در مکانی عمومی رد شد. به جای آن باید ساعت 11:30 شب در مرز ترکیه و سوریه سوار ماشینی می شد که یکی از فرماندهان ارشد داعش در آن نشسته بود. مخنت بر تردیدهایش غلبه کرد و برای مصاحبه رفت و با مرد جوانِ تحصیل کرده ای مواجه شد که از خیلی جهات او را یاد برادر کوچک خودش
با من در مورد میثاق نامه گفت و گو نشد/ برای اداره مجلس بین عارف و لاریجانی حتما به لاریجانی رای می دهم
حجاب فکر کنم 30 نفر بودند و دکتر عارف هم نشسته بودند. قریب به این مضمون، گفتم مفتخریم در لیستی هستیم که از پیش در مورد رئیس مجلس تصمیم نگرفته ایم و بعد که وارد شدیم تصمیم خواهیم گرفت. چرا باید کسی سابقه و کارنامه من را برای ریاست مجلس گروگان بگیرد؟ موضع من در مورد رئیس مجلس خیلی روشن بود . بعدها دیدم آقای عطریانفر و خیلی از منصفان جریان اصلاح طلبی هم همین را گفتند. گفتند از آقای جلالی انتظار داشتید
انتقام گیری 2نفر از جوان20ساله/چون او برادمان را معتاد کرده لختش کردیم و از او فیلم گرفتیم تا...
شرق نوشت: مأموران برای بررسی موضوع وارد باغ شدند که حالتی مخروبه داشت و پس از آنکه کمی جست وجو کردند با مردی عریان روبه رو شدند که در باغ رها شده بود. مرد جوان که حدود 20 سال داشت در اظهارات اولیه برادران دوستش را عامل این کار معرفی کرد و گفت: در قهوه خانه نشسته بودم که دو نفر از برادران یکی از دوستانم سراغ من آمدند و گفتند که برادرشان آنها را سراغ من فرستاده است تا برای تفریح به باغی
پای خاطرات مسئولین وقت و فعلی بم پیرامون زلزله 5 دی
برق کار امدادرسانی در شب امکان پذیر نبود . متاسفانه هرج ومرج شهر را فرا گرفته بود و هیچ دستگاه نظامی وانتظامی درشهر نبود وبدلیل اینکه کار شورای شهرورود به امور اجرایی نیست و فقط به عنوان یک دستگاه نظارتی می تواند عمل کند تنها دولت میتوانست به عنوان دستگاه اجرایی وارد عمل شود. بعد از گذشت چند روز شهرداری وارد کار شده و طی پیشنهاد به ریاست جمهوری خواستار نظارت امام جمعه
نگاهی روان کاوانه به اسطوره سیاوخش
فرهنگ امروز/ سید حسین مجتهدی: الف) روان کاوی اسطوره و درام: نخستین اشاره فروید [ 1 ] به تبیین نظری پیرامون اسطوره [ 2 ] ، در نامه ای به ویلهلم فلیس [ 3 ] به تاریخ 12/12/ 1897، مطرح می شود، که از اسطوره های درون روانی سخن می گوید. " ادراک درونی ناآشکار خود دستگاه روانی" به ایلوزیونی [ 4 ] می انجامد که "طبیعتا" به بیرون برون فکنده می شود و باز نمود درون روان انسان می گردد ( لومان و فایفر، 2013) . بینش اسطوره شناختی بر شرایط روان شناختی منطبق است، که نا روشنی ادراک کلیت روان و دستگاه روانی در آ ...
زیباترین اشعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام
گدای امام حسن شدم خاکی ترین کبوتر باغ حسن شدم تو کیستی که سائل تو جبرئیل شد دسته فرشته پای ضریحت دخیل شد تو کیستی که جدّ نجیب پیمبرت مهر تو را به سینه گرفت و خلیل شد تو کیستی که حضرت موسی عصا به دست ذکر تو را گرفت اگر مرد نیل شد اصلی که پا گرفت بدون تو فرع فرع فرعی که پا گرفت کنارت اصیل شد تنها خدا به خانه تو آفتاب
زیباترین شعرهای عاشقانه گذشت
این گدا محروم از عطای تو، این نیز بگذرد ای دوست، تو مرا همه دشنام می دهی من می کنم، دعای تو، این نیز بگذرد آیم به درگهت، نگذاری که بگذرم پیرامن سرای تو، این نیز بگذرد آمدم دلم به کوی تو، نومید بازگشت نشنید مرحبای تو، این نیز بگذرد بگذشت آنکه دوست همی داشتی مرا دیگر شده است رای تو، این نیز بگذرد تا کی کشد عراقی
جایزه روزنامه نگاری انجمن هنرهای زیبای یوتوبوری سوئد به منصور جهانی اهدا شد
قبادی و بیژن زمان پیرا ، منو کجا می بری؟ (پایان خدمت) به کارگردانی حمید زرگرنژاد، گل نساء ، یک روز پر درد ، مرز و شهد سنگ به کارگردانی ستار چمنی گل ، مالیخولیا به کارگردانی مرتضی آتش زمزم، من یوسفم، مادر به کارگردانی محمدرضا فرطوسی، زمانی دیگر به کارگردانی ناهید حسن زاده، خانه و کلید ، باغ پدرم و آرایشگر و دنیا به کارگردانی شوان عطوف، مادرم بلوط و مُلفِ گَند به کارگردانی محمود رحمانی، صدای باران و
ادعای عجیب برای فیلم سیاه
به گزارش جهان نیوز به نقل از جام جم ، چندی پیش پسری 20 ساله با حضور در دادسرای جنایی تهران از دو مرد جوان به اتهام حبس غیرقانونی و تهیه فیلم سیاه شکایت کرد. شاکی به بازپرس جنایی گفت: در قهوه خانه بودم که دو برادر دوستم و مردی جوان که همراهشان بود، به آنجا آمدند. نیم ساعت بعد آنها مرا برای تفریح به باغی در حوالی کن بردند. پس از رسیدن به آنجا، دو برادر بشدت کتکم زدند، لباس هایم را درآوردند و بعد از