سایر خبرها
موج مهاجرت از تهران آغاز شد
خراسان رضوی به ترتیب با 28531، 23643 و 21241 نفر از این نظر در رتبه های بعدی قرار دارند. براساس آمار در سال های دهه 75- 65، روند مهاجرپذیری شهر تهران تدریجا متوقف شد و این شهر به نقطه ای مهاجرفِرِست تبدیل شد و در نتیجه، رشد جمعیت آن کاهش یافته و سهمش از جمعیت کشور و استان تهران روندی نزولی پیدا کرد ، اما مهاجرت به این شهر به صورت غیر مستقیم همچنان ادامه پیدا کرد. اگرچه خالص
عروس 7 روزه بودم که اسیر چشمان ناپاک دوستان شوهرم داریوش شدم و ...
آفتاب نیوز : دختر جوان که یک دل نه صد دل عاشق پسر جوانی شده بود در برابر پدرش ایستاد تا با مرد مورد علاقه اش ازدواج کند اما بعد از ازدواج تازه فهمید مرد رویاهایش سرنوشتی سیاهی برای او تداعی می کند. دختر 20 ساله ای که به اتهام سرقت لوازم منزل و ایراد ضرب و جرح از نامزدش شکایت کرده بود درحالی که بیان می کرد نمی توانم به چشمان پدرم نگاه کنم با آن که آن ها مرا با بزرگواری خود بخشیده اند
مادرزن قربانی دعوای عروس و داماد جوان مشهدی
تا این که صبح روز بعد (پنج شنبه) زن جوان با حالت قهر خانه اش را ترک کرد و به خانه مادرش رفت. عصر آن روز وقتی همسر او از سر کار به منزل بازگشت و با همسرش تماس گرفت متوجه شد که وی به همراه دختر کوچکش قهر کرده و به منزل مادرش رفته است. این گونه بود که مرد خشمگین به سوی منزل مادرزنش در بولوار طبرسی شمالی به راه افتاد. اما وقتی او به خانه مادرزنش رسید ناگهان مشاجره و درگیری بین زوج جوان شدت
نگاه محبت آمیز، همسر را عفیف می کند
بخواهد به همسرش مودت کند، می بایست به گونه ای برخورد کند که غرور مرد زیاد شود. نویسنده و پژوهشگر حوزه خانواده به سیره پیامبر اکرم(ص) در برخورد با خانواده اشاره کرد و گفت: پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: خیرکم خیرکم لأهله و انا خیرکم لأهلی. بهترین شما کسی است که بهترین شما در رابطه با خانواده اش باشد و من بهترین شما در رابطه با خانواده ام هستم. وی با اشاره به روایت این که مرد به زن
استاد پرورش به روایت دختر
/> اگر قرار است ما الگوسازی برای تشکل ها داشته باشیم باید زندگی و فعالیت این افراد را بازنگری کنیم و این را برای خودمان الگو قرار دهیم اما متاسفانه کاری برای این مسئله صورت نگرفته است. کمی از مادرتان بگویید، از همسر صبور استاد پرورش. پرورش : مادرم بسیار صبورند و این خصوصیت را همسران و مادران شهدا دارند، کسانی که سختی های فروانی را تحمل کرده اند. مادرم سختی بسیاری کشید، دوری
در خلق حماسه 9دی نقش مردم کلیدی بود/ غرق شدن در خاک از عاشورای 1388می گوید!
و کبودی و بخیه روبرو شدم. همه جور آدمی آن جا بود از پسر و دختر جوان گرفته تا سرباز نیروی انتطامی و یکی دو مرد میانسال. وارد بخش که شدم مادر را خسته تر از همیشه دیدم. پدر اما بد نبود. سه نفری چند دقیقه ای پیش هم بودیم و بعد که مادر رفت فرصتی برای صحبت پیش می آمد. گفتم: حالتون چطوره؟ پدرم چیزی نگفت. لبخندی کمرنگ زد. گفتم: امروز هم خیابونا شلوغ بود پدر
این لایحه مردان را از ازدواج فراری می دهد
برطرف شود و بتواند کنار فرزندانش و همسرش به خوشی زندگی کند. اگر ما برنامه ای بچینیم که نتیجه اش متلاشی شدن خانواده باشد، درست است که الان یک زن از یک مشکل به صورت موقت نجات پیدا می کند، اما دچار مشکل بیشتری می شود و آن فروپاشی خانواده است. فروپاشی خانواده به زنان کم ضرر می زند؟ هم همسر از دست می دهد، هم فرزندانش در خانواده عادی بزرگ نمی شوند و تمام بار مسئولیت بچه بر دوش زن می افتد آن هم در شرایطی که
بازماندگان در آشیانه
فاطمه چندسالی است که از این جا رفته اند. ثریا، دختر 11 ساله ای بود که وقتی او را به آشیانه آوردند معتاد بود، چون مادرش قبل از زلزله، تریاک حل می کرد و به او می داد و موقع زلزله، زیر آوار ماند و مرد. بعد از زلزله این خدیجه دهقان بود که بعد از گرفتن سرپرستی ثریا او را ترک داد. ثریا حالا اینجا نیست. او چندسال پیش به بم برگشته، رفته به خوابگاهی که خواهرش در آن زندگی می کند. آنها حالا چند سال است که
مهندس مسافرکش متهم به تعرض به زن سرطانی
سلامت نیوز : یک سال قبل زنی به پلیس مراجعه کرد و مدعی شد از سوی مردی مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. به گزارش سلامت نیوز، شرق نوشت: این زن گفت: من بیمار هستم و آن روز برای اینکه خودم را به خانه مادرم برسانم یک پراید را به صورت دربستی سوار شدم. در راه سر صحبت با راننده باز شد و با هم درددل کردیم. بعد متوجه شدم او بیراهه می رود. به او اعتراض کردم اما به حرفم گوش نکرد و در خیابانی خلوت
چگونه یک پزشک با مرگ اطرافیانش کنار می آید
زوال عقل مبتلا شد مردی نبود که پیش از آن بود. مرگ او تسکین بود. اما مادرم در 82سالگی از متاستاز پیشرفته ناگهانی سرطان درگذشت که مرگ فوق العاده ای بود. منظورم این است که مرگ همیشه ناراحت کننده است، اما او در صحت کامل عقلی مرد. مرگ او کمی طول کشید، ولی در خانه بود. احساس می کنم دراین باره ما خیلی خوش شانس بودیم. سیذارتا: وقتی پدرم از دنیا رفت، برخی تصمیمات سخت باید گرفته می شد و زمان آن رسید که
انتقاد شدید کمالوند از مسئولان وزارت نفت
که سزار را در اختیار نداشتیم با یک پیروزی پُرگل، شکست تلخ هفته قبل را از یاد بردیم. سرمربی تیم فوتبال صنعت نفت آبادان ادامه داد: خیلی خوشحالم بعد از اتفاقاتی که در بازی ما برابر استقلال افتاد، در این بازی پیروز شدیم. البته اتفاقات آن بازی طبیعی بود، چون در 10 روز سه بازی مقابل استقلال و پرسپولیس در آزادی انجام دادیم که کار سختی است. برای جبران این خستگی از سه بازیکن جدیدمان استفاده کردیم
باغ ویلایی که پدرمان به محمد بخشید هم مانع جبهه رفتنش نشد
صورت متوالی به جبهه می رفت. بعد از مدتی پدرم چند هزار متر زمین که به صورت خانه باغ بود برای محمد خرید. به محمد گفت این باغ مال تو. محمد گفت من نگفتم برایم ویلا بخرید. پدرم گفت لااقل برو نگاه کن ببین چطور است. محمد گفت نمی خواهم حتی آن را نگاه کنم. مبادا دنیا وسوسه ام کند و دیگر به جبهه نروم. حتی وقتی مادرم طلاهایی برای همسر آینده محمد خرید، به او گفت: من دنیا و ثروت را به حالت عروسک بازی و بازی
زنان خیالی در فضای نامرئی
بودند. مدتی قبل مرد جوانی به پلیس فتای استان البرز رفت و گفت: از طریق یک سایت همسریابی با دختری آشنا شدم که از نظر شرایط اخلاقی و زندگی با هم تفاهم داشتیم. پس از مدتی دختر جوان از من خواست اگر می خواهم او را حضوری ببینم 4 میلیون ریال به حسابش واریز کنم. من که به دختر جوان علاقه مند شده بودم این پول را واریز کردم و در تماس تلفنی از او خواستم که به محل قرار بیاید، اما دختر جوان گفت هیچ پولی دریافت
روایت خواندنی از زندگی شهید مدافع حرم علی زاده اکبر +تصاویر
دوست نداشتند و کاملا با تجملات مخالف بود. به هرحال ازدواج مان صورت گرفت و چندین سال بعد که همسرم به شهادت رسید، فهمیدم کبوتری که پر کشید علی بوده و آن که مانده است فرزندمان مهدی است که از نظر خصوصیات اخلاقی خیلی شبیه پدرش است. علی آقا مرد زحمتکشی بود و چون سختی هایی را در زندگی اش تحمل کرده بود، نسبت به رفع مشکلات دیگران خیلی حساس بود. من از اینکه می دیدم همسرم به فکر دیگران است و سعی می
کمالوند: مسئولان دنبال انحلال تیم نفت هستند
. یک تشکر ویژه هم از همسرم دارم که تحمل کرده است. ما دور از یکدیگر هستیم و سهم خودم را از این برد به او تقدیم می کنم. خدا را شکر بازیکنان جدید ما خوب بازی کردند و در هفته ای که سزار را در اختیار نداشتیم با یک پیروزی پُرگل، شکست تلخ هفته قبل را از یاد بردیم. سرمربی تیم فوتبال صنعت نفت آبادان ادامه داد: خیلی خوشحالم بعد از اتفاقاتی که در بازی ما برابر استقلال افتاد، در این بازی پیروز شدیم
خانم کوچیک سریال پس از باران کجاست؟ +عکس
رنج زنان بود و سرگذشت شخصیت های زن ماجرا؛ زنانی که هر یک به نوبه ای مورد ظلم نظام مردسالار اطرافشان قرار می گرفتند و زندگی شان تحت الشعاع قرار می گرفت. شهربانو، شخصیت اصلی و محوری داستان (با بازی مرجان محتشم) دختری روستایی بود که به دلیل فرزنددار نشدن همسر اول ارباب (کتایون ریاحی) بالاجبار به عقد او درمی آمد و عنوان خانم کوچیک می گرفت. با این حال زندگی شهربانو در دوران بعد از ازدواجش با ارباب هیچ
درخواست طلاق از همسر گیاهخوار!
نمی خواهم در کنارش زندگی کنم. این زن با گیاهخوار شدنش زندگی مان را نابود کرد. در ادامه همسر این مرد نیز به قاضی گفت: آقای قاضی من به خاطر سلامتی ام و طبق تحقیقاتی که کردم تصمیم گرفتم گیاهخوار شوم، ولی از همان روز اول نوید شروع کرد به غر زدن؛ مخالف این کار بود و سعی داشت مرا به زور از تصمیمم منصرف کند. ولی من دیگر به گیاهخواری عادت کرده ام. حتی بوی گوشت هم حال مرا خراب می کند. بارها از
پسر جوان شوهرم از من درخواست شرم آور کرد و من تسلیم سرنوشت تلخ خودم شدم و ..!
رکنا: زن 33 ساله ای که به قصد شکایت از پدر، برادر و همسرش وارد کلانتری شده بود با بیان این که سومین ازدواجم به دلیل دخالت های خانواده ام به آبروریزی کشید و همسرم مرا رها کرد، درباره سرگذشت خود به مشاور و کارشناس اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: 13 سال قبل با اصرار خانواده ام با جوانی ازدواج کردم که مورد تایید آن ها بود، با این وجود محمدعلی مرد بسیار خوبی بود و من زندگی آرامی در کنار او داشتم اما
پرداخت دیه برای مرد همسرکش +عکس
نوآوران آنلاین - وزیر، متهم افغان 37 ساله ای است که صبح 5 آذر 94 در جریان درگیری با همسر جوانش، او را با ضربه چاقو در طبقه دوم ساختمانی در خیابان قزوین از پای در آورد. به گزارش نامه نیوز او بعد از جنایت دچار عذاب وجدان شده و با رفتن به کلانتری 115 رازی تهران، تسلیم شد. این در حالی بود که ماموران با تحقیق از خواهرزن و باجناق مقتول متوجه شدند مرد جوان بعد از دعوا با همسرش، بی رحمانه به
زنم با فروشنده های محل ارتباط شوم داشت! / زن اولم را سم خوراندم و زن سومم را ..! + عکس
کرد و گفت:زنم با مردان غریبه رفت و آمد داشت. من به او مشکوک بودم اما او با رفتارهایش باعث می شد شکم بیشتر برانگیخته شود. آخرین بار وقتی در یک فیلم دیدم که مردی با پاشیدن اسید به صورت زن مورد علاقه اش او را برای همیشه خانه نشین کرد به فکر اسیدپاشی افتادم. دختر این مرد در بازجویی ها گفت: پدرم سه زن دارد و مادرم زن سوم اوست. من هفت خواهر و برادر دارم. پدرم مرد شکاکی است .او همیشه رفت و
راز سر به مهر قتل مرد مکانیک
خانواده مردی که شش سال پیش در جنایتی عجیب به قتل رسیده بود، با شناسایی نشدن قاتلان او با حضوردر دادسرای جنایی تهران درخواست دیه از بیت المال کردند. به گزارش جام جم،27 مردادسال 90 مرد 35 ساله مکانیکی در حالی که مصدوم بود در پارکینگ خانه اش در حوالی میدان خراسان رها شد و با انتقال به بیمارستان لقمان فوت کرد. ماموران از خانواده مقتول تحقیق کردند که همسر مقتول به افسر تحقیق گفت
این مرد امام جماعت مساجد را اغفال می کرد و ..!
مسیری قرار گرفته بودم که انتها نداشت. هر روز که از زندگی ام می گذشت، نامه اعمالم سنگین و سنگین تر می شد. شغلت چیست؟ چند سالی در یک ساندویچی در تهران شاگردی کردم، اما مشکلات مالی دست از سرم بر نمی داشت و هر کار می کردم نتیجه اش را باید در جیب همسرم می ریختم. یعنی با همسرت مشکل داشتی؟ سال 89 متوجه شدم که همسر اولم درگیر رابطه ای شده است و طلاقش دادم. قرار بود
دیه، 10 سال حبس و اخراج از ایران برای مردی که به صورت همسر سومش اسید پاشید
. محل حادثه خانه دو طبقه قدیمی ای در یکی از محله های مشیریه بود . پسر خانواده گفت: ما خانواده ای 9 نفره هستیم و از 15 سال قبل در ایران زندگی می کنیم. پدرم 62 ساله و مادرم هم 42 ساله است. شب گذشته پدر، مادر، همسر برادر و خواهر کوچکم در طبقه اول خوابیده بودند. من و خواهر و برادرانم هم در طبقه دوم خوابیده بودیم. دقایقی به ساعت هشت صبح مانده بود که با شنیدن فریادهای دلخراش مادرم خودمان را به
اسیدپاشی مرد 3 زنه روی همسر دوم
. فریاد زدم سوختم، سوختم . همان موقع صدای بسته شدن محکم در حیاط را شنیدم و متوجه فرار همت شدم. بچه هایم مرا به بیمارستان بردند و در این مدت، 50 میلیون تومان هزینه درمانم کردند. درخواست من اعدام متهم است. راحله با بیان این که متهم قبلا او را به اسیدپاشی تهدید کرده بود، افزود: همت همیشه چاقو داشت. حتی زیر بالشش هم چاقو می گذاشت و بعد می خوابید. در افغانستان به خاطر بدبینی، یک نفر را کشته بود. سه زن
ناگفته هایی جالب از زندگی رونالدو
خوبی نداشت و جزو طبقات پایین اجتماع بود، بسیار اذیت شدم. او یک مرد الکلی بود، به همین دلیل من از همان بچگی از مشروبات الکی تنفر داشتم و هنوز هم که هنوز به آنها لب نمی زنم. من هیچوقت پدرم را به درستی نشناختم. اصلا نمی دانستم که دلیل آنهمه مشروب خوردنش چه بود، شاید هم فراموشی از مشکلات زندگی. واقعیت این است که من پدر دیگری می خواستم. کسی که شاهد موفقیت های من باشد و مرا به تلاش های بیشتر تشویق کند
یک پرونده واقعی؛ یک هشدار فرار از سیاهی
تصادف وحشتناکی را پشت سر گذاشتم، بعد از یک ماه بستری شدن در بیمارستان و سه ماه خوابیدن روی تخت متوجه شدم دیگر آن آدم قدیمی نیستم. پای راستم کوتاه شده بود. لنگ می زدم، به آن شرایط عادت نداشتم. برای همین خیلی عصبانی و بدخلق شده بودم. صبح تا شب داد و بیداد می کردم؛ همین باعث شد شوهرم دست پسر دو ساله ام را بگیرد و برای همیشه ترکم کند. او بزرگ ترین ضربه را به من زد؛ حتی با من درباره تصمیمش
گفت و گو با فرهاد فخرالدینی ، معمار ارکستر ملی ایران
، الان معلم هنرستان محسوب شوم. یک روز هم فکر می کردم که ای کاش من هم نوازنده رادیو باشم، بعد یک باره دیدم رهبر بزرگ ترین ارکستر رادیو هستم! باور کنید هیچ تلاشی نمی کردم به این جایگاه ها برسم. چیزی که من را به این نقاط می رساند، آن عشق و سرگشتگی بود که مرا با خود می کشید و می برد. این عشق و سرگشتگی ادامه داشت و هنوز هم تا حدودی ادامه دارد. هر چند در سن و سال کنونی، آتش عشق به آن شعله وری نیست ولی هنوز
مرگ مشکوک زن 39 ساله
خودم آمدم سراغ آقااسد، همسایه پایینی رفتم و بعد هم با کلانتری تماس گرفتم و... . او سپس یه تکه کاغذ را به سروان رضوانی داد که به گفته خودش مرضیه قبل از خودکشی نوشته بود. در این نامه که با امضای مرضیه و تاریخ روز و ماه و سال پایان یافته بود، نوشته شده بود؛ جعفرجان به خاطر خودکشی من خودت را سرزنش نکن. برای همیشه از زندگی ات خارج می شوم تا بقیه عمرت را در آرامش زندگی کنی. خیلی اذیتت کردم
نقش شهید بشارت در مجلس خبرگان و شورای اسلامی/ پدرم شهادت را دوست داشت
پور امام جمعه کنونی دهاقان به همراه دوستان به خانه مان آمدند و خبر شهادت او را به ما دادند. فارس: یکی از خاطراتی که از پدر در ذهن تان نقش بسته و هرگز فراموش نمی کنید؟ بشارت: یادم می آید آن زمان روزی به نام روز مادر وجود نداشت اما یک روز پدرم با من تماس گرفت و گفت بدون اینکه مادر متوجه شود به خرید برویم و برای روز تولد حضرت فاطمه(س) برای او هدیه بخریم حتی وقتی برای شروع سال
شهیدی که دوست داشت گلویش بریده باشد + عکس
های من را نزنید. نمی خواهم دشمنان اشک های من را ببینند. همسر سرکرده منافقین یک روز بعد از شهادت آقا مرتضی، با ابراز خوشحالی از این ماجرا، به گروهک اش تبریک گفته بود. گفته بود مرگ شرم آور ابوعلی فرمانده تیپ فاطمیون را تبریک می گویم. باور کنید این حرف ها برای من افتخار است. علی پیج آن ها را پیدا کرده بود و گفته بود از شما ممنونم که زحمت من را کم کردید و شهادت پدرم را به همه اعلام کردید. برای همین می