سایر منابع:
سایر خبرها
دوست دارم شمع باشم/ علامه امینی گفت اگر منبر بروم تمام هیأت ها تعطیل می شوند
کنند. آقای امینی با لحن دلنشینی که داشت، گفت که بارک الله، به زهرا پناه بردی. نویسندة مصری، سنی بود. علامه امینی صحبت می کرد و مردم هم اشک می ریختند. آن نویسنده گفت که من شعری دربارة حضرت رضا (ع) گفتم و قصد کردم اولین بار نزد ایشان بخوانم؛ بنابراین به مشهد آمدم و شعر را خواندم. علامه امینی از نویسندة مصری درخواست کرد که شعرش را بلند بخواند؛ او هم شعرش را خواند. باید زمان به عقب بازگردد و شما
آرزوهای بزرگ پازل بَند
: تمامی آهنگ های پازل بند و دیگر آثاری که برای تعدادی از ستاره های موسیقی پاپ کشورمان تنظیم شده با همت و تلاش آرین بهاری بوده که من از شما می خواهم او را تا می توانید تشویق کنید که ما هنوز آرزوهای بزرگی داریم. خواننده گروه پازل در ادامه تشکری ویژه از حسن اردستانی و محمد ناصری داشت و این اجرا که یکی از شلوغ ترین اجراهای پاپ جشنواره امسال بود، با اجرای مجدد چند قطعه دیگر به اتمام رسید.
علامه امینی، مدافع شهیر تشیع/ واکنش علما به کتاب الغدیر چه بود؟
در کنار میز می دیدم که مطالب را به من دیکته می فرمودند . الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، به معنای غدیر در کتاب [= قرآن]، سنت، و ادبیات است. انتخاب این عنوان برای این کتاب به این معناست که کسی که منکر حدیث غدیر و امور وابسته به آن شود، در حقیقت منکر قرآن، سنت، ادبیات، تاریخ و مجمع علمی شعر عرب شده است به این دلیل که نویسنده مدعای خود را با اسناد متقن و شواهد قطعی از هر سه منبع مذکور، به
هیچ شکی ندارم که اولین آتش را در دل ما نواب روشن کرد
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ به نقل از مشهدپیام ، نواب صفوی شخصیتی انقلابی در جهان اسلام است که بسیاری از بزرگان درباره او سخن ها گفته اند، از بین تمامی شخصیت ها به اختصار و اجمال به چند گزیده، درباره این شهید انقلاب اشاره می شود. مقام معظم رهبری گفتند که فردا هم نواب به مدرسه نواب می رود. من هم رفتم مدرسه نواب برای اینکه بار دیگر نواب را ببینم. مدرسه نواب مدرسه
پژمان جمشیدی از حضورش در پات میگوید
شاید انتشار کلیپ یک هفته ای به تاخیر افتاد. بعد از ماجرای سقوط هواپیما هم برای جلوگیری از نگرانی مردم و شایعات کلیپ نهایی انتشار پیدا کرد. درباره حضور سلبریتی ها در چنین پروژه هایی صحبت های مختلفی مطرح می شود، از دیدگاه شما حضور آنها در این گونه کارها خوب است یا بد؟ چرا بد باشد؟ چه ایرادی دارد از چهره هایی استفاده کنیم که مردم به آنها اعتماد دارند؟ اما این حضور باید در اصول خودش
فیلم های سینمایی و تلویزیونی آخر هفته سیما
پس از مراسم ازدواج با همسرش برای ادامه تحصیل به انگلستان برگردد. جشن عروسی آن دو در یک محفل کوچک اما گرم برگزار می شود. حمله گسترده اسراییل به اردوگاه جنین به زوج جوان اجازه نمی دهد رنگ آرامش را بینند! آنها که عازم انگلستان هستند در ایست بازرسی نیروهای اسراییلی از یکدیگر جدا می شوند. وقتی حسان به نوع برخورد ماموران با آنها اعتراض می کند، او را بازداشت می کنند.... انیمیشن سینمایی راه نجات
هنرمند تبریزی: بزرگداشت استاد بیگجه خانی بزرگ ترین آرزوی من است
؟ -ج: نخستین کنسرتی که در آن تار نواختم، مهر ماه سال 1368 شمسی، به همت آقایان ودود مظهری و استاد جدی به مناسبت میلاد پیامبر اکرم (ص)، بازگشت آزادگان و نکوداشت استاد شهریار در سالن فتح خیبر تبریز با حضور چهار هزار تماشاگر بود که توسط صدا و سیما برگزار شد. قرار بود برنامه سه روزه باشد، اما به دلیل استقبال گسترده مردم 10 روز به طول کشید و هر روز اجرای کنسرت نیز سالن محل برگزاری پر می شد؛ این
مرگ فیتیله از لحظه ای اتفاق افتاد که از حالت زنده بودن خارج شد
همین بی توجهی هر سال افت پیدا می کند. ساعت هشت صبح تا پنج بعدازظهر برنامه های گفتگو محوری پخش می شود و شب هم یک سریال که برای 15 سال پیش است برای چندمین بار بازپخش می شود. چون خوراک مناسبی به مخاطب نمی دهیم، فاجعه ای به وجود می آید که در فضای مجازی هر مسئله جدی را هم به مسخره گرفته می شود تا فقط بخنداند! شاید بتوان گفت برنامه سازی در تلویزیون همانطور که شما گفتید عجولانه یا
قاسمی: همگان آگاهند برنامه دفاع موشکی ایران به هیچ وجه قابل مذاکره نیست
، روزنامه فایننشال تایمز در گزارشی به نقل از زیگمار گابریل، وزیر امورخارجه آلمان مدعی شد که وزیران امورخارجه سه کشور اروپایی طرف برجام به همراه فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و ایران در نشست روز پنج شنبه خود در بروکسل توافق کردند که رایزنی هایی جدی و فشرده را درباره برنامه موشکی بالستیک و سیاست های منطقه ای ایران انجام دهند. فایننشال تایمز در ادامه گزارش خود با بیان این که
توییت های آیت الله مصباح اندازه یک توپ اثر کرد/ واکنش آیت الله مکارم شیرازی به سخنان اخیر روحانی +عکس
/> تعداد 24 نفر از نمایندگان در تذکری به رئیس جمهور عنوان کردند: شما باید به دنبال حل مشکل بیکاری و جلوگیری از تحریم های آمریکا باشید نه اینکه به نقد امامان معصوم مشغول باشید و تقاضامندیم از برنامه های ماکیاولی پرهیز شود. حجت الاسلام احمد سالک نماینده مردم اصفهان به اتفاق 23 نفر دیگر از نمایندگان در تذکری به رئیس جمهور عنوان کردند که در شرایط کنونی رکود اقتصادی شما باید اقدام جدی برای رفع
حکام سعودی در قضیه منا سد طریق کردند/ حرمت تعدی به راه مسلمین
دربارۀ معبر مردم است؛ مثلاً کسی در راهی که معبر است نماز بخواند، ولو اینکه همۀ راه را نگیرد و اما همین که بخشی از راه را هم بگیرد ممنوع است، حالا نماز بخواند یا کار دیگری کند. در این زمینه روایات زیادی وارد شده است، من جمله این روایت است که هم مرحوم کلینی، هم مرحوم صدوق و هم مرحوم برقی آن را نقل کرده اند: عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ ابْنِ الْبَرْقِیِّ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَبْدِ
لبخند بزن هنرمند/ درباره پوستر جشنواره سی وششم تئاتر فجر
فرهنگ امروز/ علیرضا امیرحاجبی: آنچه به شکلی کوتاه می نویسم، حاصل دو خبر اصلی و فرعی درباره پوستری است که سیامک فیلی زاده، هنرمند معاصر ایرانی، برای جشنواره تئاتر فجر طراحی و ارائه داده است. خبر اول خود طراحی و بازگشت فیلی زاده به عرصه گرافیک است که حسی بینابینی را در من ایجاد کرد. عبور فیلی زاده از حوزه گرافیک، دست او را تمام معنا باز کرد تا بتواند حوزه های دیگری را بیازماید. همین
حکام سعودی در قضیه منا سد طریق کردند/ حرمت تعدی به راه مسلمین
شده است که روایات زیادی هم است. دسته دوم روایات منع از سدّ طریق بحث امروز در دستۀ دوم از روایات است؛ دستۀ دوم درباره نهی از اعمال و رفتارها و کارهایی است که موجب سد راه شود ولو سد جزئی. یعنی این دسته از روایات دربارۀ سد راه به طور کامل نیست اما دربارۀ معبر مردم است؛ مثلاً کسی در راهی که معبر است نماز بخواند، ولو اینکه همۀ راه را نگیرد و اما همین که بخشی از راه را هم بگیرد
روایت رزمندگی یک چریک؛ از سرپل ذهاب تا خرمشهر+عکس
من محول شد. یکی پوشش جبهه از نظر مهمات و جابه جایی نیرو بود. گاهی نیرو می بردم و برمی گرداندم و مسئولیت دیگرم بردن یک وعده غذای گرم در ظهر و یک وعده کنسرو در شب برای رزمنده ها از پادگان به شهر و جبهه دان خوش بود. هر وقت غذا زیاد می آمد، آن را بین همان تعداد محلی ای که در شهر مانده بودند تقسیم می کردیم. شدت بمباران، مردم شهر را فراری داده بود * تسنیم: با توجه به اوضاع منطقه و
این امیر نه آن امیر است
/> اوج رفتارهای متفاوت امیر که باعث افزایش محبوبیت او در جامعه شده، اعتراض به بی اهمیتی رسانه ملی نسبت به شهادت دریانوردان ایرانی روی آنتن زنده تلویزیون بود. رضا رشیدپور صبح دیروز امیر قلعه نویی را روی خط تلفن برنامه حالا خورشید آورد و او از فرصت استفاده کرد و روی آنتن برنامه زنده به انتقاد از صداوسیما پرداخت که در روز شهادت دریانوردان ایرانی کشتی سانچی به پخش برنامه های طنز ادامه داد. قلعه نویی با
برگزاری همایش شعر و خاطره شهدا یادبودی از رشادت های دلیر مردان انقلابی است
، صدا و سیما و حوزه هنری در این استان را از مهمترین اهداف برگزاری این مراسم عنوان کرد. وی با بیان اینکه زبان شعر بُرنده و جذاب است و به معانی عمق می بخشد افزود: قرائت شعر، بیان خاطره، اجرای سرود و برنامه هنری، پخش فیلم کوتاه و تقدیر از شاعران و هنرمندان از جمله برنامه های اجرایی در شب شعر خاطره شهداست. مدیرکل تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان ادامه داد: یکی از مؤثرترین روش های ترویج ارزش
کشف جعبه سیاهی دیگر در شهرداری/ وثیقه سنگین برای آزادی قائم مقام قالیباف از خارج کشور تامین شده
اقدام و زبانی بسته در بیان دارد و از این به بعد باید منتظر اقدام و عمل مقامات قضائی باشیم. در سال های گذشته بارها اعضای شورای شهر تهران درباره تخلفاتی که در شرکت های کارگزاری صورت می گرفت تذکر دادند و به طور مشخص نام شرکت جهان بارها در صحن شورا مطرح و قرار بر ارائه گزارش شد، اما هیچ گاه این شفاف سازی حداقل در حضور رسانه ها صورت نگرفت. این کارگزاری ها به عنوان لایه ای درونی و پنهان فعالیتشان را
ظهور و بروز مَهوَشیسم بر بستر صنعت سینمای ایران
، تمرکز اصلی خود را از برای تربیت نسلی رقاص در قاعده ی سنی کودک و نوجوان و برای گروه سنی پنج تا یازده سال بنا نهاد؛ تمرکزی 54 ساله که در پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تا به زمان مرگ او در سال 1382 هجری شمسی نیز در همچنان ایران ادامه داشت و این در حالی بود که در پیش از انقلاب، هنوز اجراهای عمومی رقص باله به عنوان نمایش قبیح بدن، به خصوص بدن زنان، با مخالفت عموم مردم مسلمان مواجه می شد و از این رو اکثریت
هوشنگ بازوند چرا استانداری کرمانشاه را انتخاب کرد؟!
هنوز چند نفری مقابل دفتر ایستاده اند و صدای چند نفری هم از داخل اتاق به گوش می رسد، مدیر دفتر مدام از مقابلمان رد می شود و هربار که داخل اتاق می رود وقت جلسه را متذکر می شود. تردد افراد به اتاق تمامی ندارد و بالاخره مدیردفتر بعد از تردد چند باره افراد مختلف می گوید [...] هنوز چند نفری مقابل دفتر ایستاده اند و صدای چند نفری هم از داخل اتاق به گوش می رسد، مدیر دفتر مدام از مقابلمان رد می شود و هربار که داخل اتاق می رود وقت جلسه را متذکر می شود. تردد افراد به اتاق تمامی ندارد و بالاخره مدیردفتر بعد از تردد چند باره افراد مختلف می گوید که می توانیم داخل اتاق شویم... میز بزرگ انتهای اتاق رانگاه می کنم، اما آنجا نیست. خیلی راحت یک گوشه اتاق پشت میزی که چند صندلی دورش چیده شده نشسته و تلی از برگه ها جلوی دستش است و گوشی به دست برگه ها را مدام بالا و پایین می کند. چند لحظه ای منتظر می مانم تا کارش با برگه ها و این گوشی که لحظه ای از دستش جدا نمی شود تمام شود. گوشی را که قطع می کند، با کشیدن نفسی عمیق سریع می گوید: “خب، من در خدمتم” هنوز صحبت را شروع نکرده مدیر دفتر وارد می شود و وقت جلسه بعد را متذکر می شود که 15 دقیقه بیشتر فرصت نیست و جلسه بعدی شروع می شود. این کوتاهی وقت مجابم می کند بی مقدمه سر اصل مطلب بروم، حالا 100 روزی می شود که به کرمانشاه آمده و برای همین بی مقدمه می پرسم، چرا کرمانشاه آمدید؟ نگاهش که سنگین می شود، می گویم: وزیر کشور گفت که سه استان را به شما پیشنهاد داده اند، چرا از این میان، کرمانشاه را انتخاب کردید؟ با خودش سوال مرا بلند بلند تکرار می کند:” چرا کرمانشاه را انتخاب کردید؟” و با چشمانش دوردست اتاق را نگاه می کند و می گوید: “دیپلم که گرفتم رفتم دانش سرا، مدتی آنجا ماندم که بعدها معلم شوم، اما دیدم با روحیه من نمی خواند. 17 اسفند ماه سال 61 بود که همراه دوستانم راهی کردستان شدم، آن زمان کوموله و دموکرات در کردستان بود و شرایط سخت بود. دوستانم برگشتند اما من ماندم و علی رغم همه سختی ها 48 ماهی را در کردستان سپری کردم. مبارزه با شرایط سخت را همیشه دوست داشتم بعدها این روحیه را در سمت های اجرایی مختلف هم داشتم. زمان شروع دولت یازدهم سه استان مرکزی، همدان و لرستان را به من پیشنهاد دادند که من لرستان را انتخاب کردم. آن زمان لرستان بیشترین نرخ بیکاری را داشت و برای همین فکر می کردم می توانم آنجا قدری از مشکلات را حل کنم و خداروشکر اتفاقات خوبی هم افتاد. شروع دولت دوازدهم هم سه استان مازندران، گلستان و مرکزی پیشنهاد شد و برای من واقعا فرقی نداشت که کدام استان بروم، اما مدتی بعد کرمانشاه هم پیشنهاد شد و وزیر کشور گفت: کرمانشاه می روی. من هم گفتم می روم و با توجه به شناخت حدودی که از مشکلات اینجا به ویژه بیکاری داشتم گفتم که حتما کرمانشاه می روم.” وقتی از اصرارش برای آمدن به کرمانشاه می گوید، برای پرسیدن سوال بعدی دچار تردید می شوم! آرام می پرسم تا شاید تلخی سوالم آزاردهنده نباشد، یادش می آورم مدیری غیرکرمانشاهی است و به اصطلاح خودمان غیربومی و از این می پرسم که با وجود همه مقاومت هایی که برای آمدنش به کرمانشاه وجود داشت، چرا باز کرمانشاه را انتخاب کرد؟ چندثانیه سکوت می کند و بعد هم با لحنی قاطع می گوید: “خداوکیلی دنبال این بودم که قدری از مشکلات بیکاری کرمانشاه را حل کنم. در لرستان تجربه خوبی داشتم و فکر کردم می توانم در کرمانشاه از این تجربه استفاده کنم، البته نمی دانم موفق می شوم یا نه، اما همین الان هم خیلی خیلی امیدوارم که این کار را انجام دهم” صداقت کلامش جسارت پرسیدن سوال بعدی را به من می دهد و از مهمان های لرستانی در روز “معارفه اش” می پرسم که چه کسی از آنها برای حضور در این مراسم دعوت کرده بود؟ “خداوکیلی خودشان آمده بودند و من احدالناسی را دعوت نکردم. در روز معارفه از استانهای همدان و مرکزی هم آمده بودند چون من آنجا هم خدمت کرده بودم و این میهمانان برای بدرقه آمده بودند” از وقتی به کرمانشاه آمده پُرکاریش حسابی زبان زد شده، اینکه اصلا خواب ندارد و شب و نصفه شب جلسه می گذارد و همه مدیران باید حاضر باشند، برگزاری جلسات در ساعت های غیرمتعارف 12 شب و 6 صبح. می پرسم روال همیشگی کارش است یا نه فکر می کند کرمانشاه به کار بیشتری نیاز دارد؟ خیلی سریع و بدون لحظه ای درنگ می گوید:” نه، عادت همیشگی من است، از قبل هم بوده، در لرستان هم اینطور بود و هرجا رفتم همین طور بوده و همین طور خواهد بود” می گویم خیلی ها فکر کردند که اول کارتان برای اینکه نشان دهید پرکار هستید اینگونه کار می کنید و بعدا همه چیز به روال عادی بر می گردد که با قاطعیت می گوید:” سه ماه گذشته و حجم کاری من و مدیران روز به روز بیشتر شده و در روزهای پس از زلزله شدت هم گرفت و اگر عمری باشد و دعا کنید که بیمار نشوم با همین شدت ادامه خواهد داشت” انگار یاد خاطره ای افتاده باشد کمی مکث می کند و بعد لبخندی می زند و می گوید:” اولین جلسه صبح زود بود که دیدم همه مدیران کرمانشاه حاضر شدند، برای خودم تعجب برانگیز بود و مطمئن شدم اینها از مدیران لرستان همه چیز را درباره من پرسیده اند و می دانند روال کار من چگونه است و همه صبح زود در جلسه حاضر شده اند” پرسیدن این سوال تکراری برایم ملال آور است که بالاخره این قطار چه شد؟ به بازدیدش از پروژه راه آهن در 25 مهرماه و در روزهای اول کاری اش اشاره می کنم، اینکه تاکید کرده بود تا رسیدن قطار به کرمانشاه کارهای زیادی مانده و قولی برای افتتاح نمی دهد و با این حرفش آب سردی روی تن ما کرمانشاهیان ریخت... خودش هم انگار مثل ما تلخی این انتظار سخت را چشیده باشد، با کشیدن نفس عمیقی می گوید:” سه پروژه روی ما فشار عجیبی آورده و افکار عمومی به شدت پیگیر آن هستند. یکی پالایشگاه آناهیتا، یکی پتروشیمی اسلام آبادغرب و یکی هم این پروژه قطار کرمانشاه. برخی پروژه های اقتصادی در برخی استان ها هستند که از حالت یک پروژه عادی تبدیل به یک مطالبه اجتماعی می شوند و این سه پروژه چنین وضعیتی دارند” مدتی مکث می کند و خیلی محکم و با همان تکیه کلام همیشگی اش می گوید: “خداوکیلی مشکل راه آهن کرمانشاه ضعف مدیریتی است که اینقدر طولانی شده. مشکلاتی سر راه افتتاح این پروژه وجود دارد که هفته گذشته با وزیر راه جلسه داشتیم و دو معاون وزارت قول دارند که مشکلات را حل و فصل کنند و پیگیری که کردم قول 22 بهمن را برای افتتاح به من دادند” با ناباوری می گویم یعنی واقعا 22 بهمن افتتاح می شود؟ زیر لب آرام و متفکرانه و کمی هم با تردید می گوید:” به نظرم بشود. گیرهایی دارد که اگر رفع کنند می شود 22 بهمن پروژه را افتتاح کرد، اما از طرف من هیچ قولی ندهید” این صحبت را که می کند انگار بخواهد دوباره مطمئن شود وسط مصاحبه شماره یکی از مسئولین وزارت راه را می گیرد و روی بلندگو می گذارد گوشی را که برمی دارد می گوید:” کی این پروژه را آماده می کنید؟” و آن طرف خط قول افتتاح برای 22 بهمن را می دهد، انگار باور نکرده، دوباره می پرسد: “خداوکیلی کی این پروژه آماده می شود” و باز هم همان تاریخ 22 بهمن از آن طرف خط تکرار می شود... گوشی را که قطع می کند، نگاهش را سمت من می گیرد و می گوید: ” این است، می گویند 22 بهمن، اما من قولی نمی دهم” از قطار و آرزوی محال رسیدنش می گذرم و روزهای پرهیجان و پُرکار اربعین را برایش یادآوری می کنم، از این که از راه نرسیده راهی قصرشیرین شد تا “خسروی” را پذیرای هزاران زائر اربعین کند... لحنش مصمم می شود و با جدیت خاصی می گوید “به هر شکل ممکن دنبال این هستم که مرز خسروی را برای عبور و مرور زائران باز کنیم. نیاز به یک سری کارهای دیپلماسی دارد که در جلسه با وزیر امور خارجه قطعا پیگیر آن خواهم بود. من اعتقاد دارم که محور اصلی توسعه کرمانشاه “توریسم گردشگری” است و باید تا می توانیم در این حوزه سرمایه گذاری کنیم و اگر بخواهیم این محور توسعه شکل بگیرد، هنر ما این است که از مرزهای استان استفاده کنیم. الحمدالله در حال حاضر مرز پرویزخان باز شده و مرز سومار هم احتمالا تا یک ماه آینده تبدیل به مرز رسمی شود و باید از این مرزها به عنوان یک فرصت خوب برای توسعه استان استفاده کنیم. ” از قاطعیت روزهای اولش در اعلام خبر بازگشایی مرز “خسروی” برای عبور زائران می پرسم و اینکه چرا دست آخر این اتفاق که کلی مردم کرمانشاه و مرزنشینان برایش ذوق کرده بودند نیفتاد که می گوید:” یک سری کارها و اقدامات دیپلماسی نیاز است که دست ما نیست و از روز اول قرار بود این مرز باز شود و ما قطعا پیگیر بازگشایی آن خواهیم بود” سراغ زخم عمیق و قدیمی کرمانشاه می روم و از بیکاری کرمانشاه می پرسم و برای استانداری که خودش بهتر می داند بیکاری کرمانشاه در چه رتبه و جایگاهی است و چه تعداد بیکار داریم وضعیت حاد و بحرانی “بیکاری” استان را شرح می دهم... یادش می آورم که در شورای اشتغال استان به مدیران تاکید کرده بود عددی برای ایجاد اشتغال در سال جاری بدهند و از آنها تعهد گرفته که عدد اعلام شده را محقق کنند. با لحنی ناباورانه می پرسم این وعده عملی می شود؟ “با مدیران استان میثاق نامه ای امضا کردیم که باید تعداد شغلی که برای امسال پیش بینی شده محقق شود و قطعا در صورت کم کاری هر مدیر باید پاسخگوی ما و مردم باشد. کار سختی نیست تحقق این تعداد شغل و ظرفیت ما واقعا بیشتر از اینهاست و همه مدیران می دانند تحقق 17 هزار شغلی که برای امسال پیش بینی شده کار چندان سختی نیست” نفس عمیقی می کشد و ادامه می دهد: “می دانی، مشکل ما این است که دپوی بیکاری داریم و همین حالا حدود 145 هزار نفر در استان بیکارند و مثل یک سیل سالی 7500 نفر به آنها اضافه می شود. مدیران ما هم باید جلوی سیل را بگیرند و برای آنها اشتغال ایجاد کنند و هم باید فکری به حال این دپوی بیکاری کرده و برای آنها اشتغال ایجاد کنند.” بعد جوری که خودش هم ابراز شگفتی می کند با تاکید می گوید: ” 145 هزار نفر بیکار، شوخی نیست، این یعنی 10 لشگر آدم بیکار” در فکر فرو می رود، برای تغییر موضوع سراغ “بودجه” را می گیرم و از گله مندی اش از بودجه امسال استان و کم کاری مدیران برای گرفتن بودجه بیشتر می پرسم و تاکید می کنم که واقعا کم کاری مدیران کاهش بودجه استان را رقم زده؟ فکرش بیشتر می شود و بعد از مدتی می گوید:” نه، البته یک مقداری کم کاری بوده ولی یک مقدار دیگر هم برمی گردد به درگیری مدیران در بحث زلزله و از طرف دیگر یک مقداری بودجه کشور هم در مجموع کاهش پیدا کرده” اسم مدیران که وسط می آید، سراغ برنامه کلی اش برای تغییر مدیران و فرمانداران استان را می گیرم و اینکه تاحالا فقط یک معاونت استانداری تغییر کرده.... با لبخندی از من و افکار عمومی فرصت می خواهد و می گوید:” شما و افکار عمومی باید به ما فرصت بدهید چون حداقل شش ماه لازم است تا یک مدیر سایر مدیران را شناخته و بخواهد تغییراتی اعمال کند. یکی از تغییرات مهم تغییر معاون سیاسی بود که انجام شد و مشغول ارزیابی های لازم در این مسیر هستیم. از فشار احزاب سیاسی و اعمال دیدگاه سیاسی در انتخاب مدیران جدید می پرسم که با بالابردن سر نفی می کند و می گوید:” ملاک اصلی من برای انتخاب مدیران قدرت ریسک پذیری است و ضمن بهره گیری از نظرها و مشورت های دلسوزانه واقعا برایم فشار چه از ناحیه احزاب سیاسی و چه از نواحی دیگر مطرح نیست. مدیری که ریسک پذیر نباشد با شرایط کرمانشاه نمی تواند کار کند. ما نرخ بالای بیکاری بویژه در میان جوانان داریم و عملا در شرایط بحران هستیم و شرایط بحرانی و خروج از آن، مدیر ریسک پذیر می طلبد که تاوان هزینه ها را بدهد” از اولویت بومی و غیربومی بودن در انتخاب مدیران می پرسم با تردید می گوید:” اولویت با مدیران بومی است، اما اگر این را مدنظر قرار ندهیم ممکن است مدیران قوی تری انتخاب کنیم” از ضرورت تغییر مدیران می پرسم با نگاه عمیق و لحن تامل برانگیزی می گوید:” همین را بدانید در این زلزله تعداد مدیرانی که خوب کار کردند واقعا کم بودند” و به همین حد بسنده می کند. سرش را پایین می اندازد و برگه ها را بالا و پایین می کند...خیلی بی مقدمه می پرسم چطور نقدتان کنیم؟ با لبخند سرش را بالا می آورد. می گویم خودتان روی نقد و نقادی تاکید دارید حالا خودتان بگویید چطور نقدتان کنیم؟ با همان لبخند سریع می گوید:” هرجور دوست دارید نقد منصفانه کنید، واقعا از نقد منصفانه لذت می برم. بعد لبخندش بیشتر می شود و می گوید: ” اما اگر هم از نقد فراتر رفت و به تخریب هم رسید باز هم ایراد ندارد قضاوت را به مردم می سپاریم چون مردم آگاه و هوشیارند. من اصلا نگران نقد نیستم” از دیدش به کرمانشاه در این 100 روز می پرسم، اینکه کرمانشاه را طی این مدت چطور دیده؟ نگاهش را روی برگه ها متمرکز می کند و می گوید: “دارم یک کتاب راجع به خاطرات زلزله می نویسم، فکر کنم کتاب خوبی شود” سکوت می کند و بعد سریع و محکم می گوید: “یک ذره ای هوایش غبارآلود است و شفافیت های بسیاری پشت پرده این غبار وجود دارد، حیف نمی توانیم این غبار را کنار بزنیم و شفافیت ها بیرون بیایند، باید برویم جلو تا این شفافیت ها بیرون بیاید. زمان می خواهد. اگر از من بپرسند کرمانشاه چه سرزمینی است می گویم سرزمینی است که فرصت های بسیاری را سوزانده، کرمانشاه به استانها و منطقه غرب خدمات می دهد و ظرفیت های خوبی دارد که باید از آنها استفاده شود، اما در مجموع می توانم بگویم کرمانشاه آینده خوبی دارد” مدیردفتر حالا بعد از چندباری آمدن و رفتن و پنهانی وقت جلسه را متذکر شدن، این بار روی برگه کاغذ باز زمان جلسه بعدی را یادآوری می کند و جلوی ما بلند می گوید: “دیر می شود.” سوالاتم تقریبا به پایان رسیده، نیم خیز می شود که برود. می پرسم پشیمان نیستید؟ خیلی محکم سمتم نگاه می کند و با لحن جدی می گوید:”اصلا، به هیچ وجه پشیمان نیستم. نه تنها پشیمان نیستم بلکه انگیزه ام در این 100 روز 100 برابر شده” باید برویم و بگذاریم “هوشنگ بازوند” استاندار کرمانشاه به جلسه برسد. برگه ها را برمی دارد و سمت میز می رود و آماده رفتن به جلسه بعدی. ساعت از 7 شب گذشته.... منبع: گفتگو از محبوبه علی آقایی خبرنگار ایسنا درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
گرامشی دلدادۀ انقلاب همیشگی بود
سوسیالیستی نه تن ها جنگ که لیبرال های ایتالیایی، ناسیونالیست ها و فرهنگ کاتولیک را به تحدی می طلبید. در آغاز سال 1917، گرامشی روزنامه نگارِ روزنامه ای محلی در تورین به اسم اِل گریدو دل پاپولو (فریاد مردم) 1 بود و با شعبهٔ روزنامهٔ آوانتی 2 (در لفظ به معنی به پیش ) در ایالت پیمونت همکاری می کرد. در ماه های اولِ پس از انقلاب فوریه در روسیه، اخبار کمی دربارهٔ این رخداد در ایتالیا دست به
هاشمی گفت کارگزارانی ها در دولت اصلاحات به من نارو زدند/ برخی امروز جانماز آب نکشند و دهه 70 را بار دیگر ...
شعارسال : اگر پیروزی انقلاب حضرت روح الله را در 22 بهمن 57 خلاصه کنیم، بیهوده به خطا رفته ایم، انقلاب زمانی پیروز شد که جوانی دست فروش به زمره ملازمان خمینی پیوست و یا طلبه ای جوان از محله شهر کرمان در سال 1332 خود را به قم رساند تا با ادامه تحصیل، بعدها به حلقه یاران روح الله بپیوندد؛ امام روح الله از این ملازمان پابرهنه کم نداشت . پرونده مبارز کهن سال به حلقه ای از ملازمان روح الله
طالبیان در مراسم شب فرهنگی ارمنستان خبر داد تلاش ایران برای ثبت جهانی سایر کلیساهای مهم ارامنه
طباطبایی ادامه داد: اگر فرهنگ ارمنستان را از فرهنگ ایران و فرهنگی ایران را از فرهنگی ارمنستان جدا کنیم، فرهنگ هایمان دچار خسران می شود. در آینده نیز شاهد برنامه های مشترک بین ایران و ارمنستان خواهیم بود آرداشس تومانیان سفیر ارمنستان در ایران نیز در این مراسم گفت: دو سال قبل برای اولین بار به عنوان یک بازدید کننده معمولی به موزه ملی ایران آمدم. در طول سه سالی که سفیر ارمنستان در
ده نمکی: اگر سپهر امروز بود اتل متل یه کلید می سرود
ما را سانسور کرد! حمید داوودآبادی از نویسندگان دفاع مقدس نیز در ادامه این بزرگداشت با یادکرد از مرحوم سپهر گفت: یادم هست وقتی شعرهای معروف سپهر با مطلع اتل متل را در نشریه فکه منتشر کردیم، سازمان صدا و سیما آگهی معرفی نشریه ما را پخش نکرد و علتش را هم این مسئله عنوان کردند که یکی از شاعران بزرگ آن روزگار درباره این اشعار عنوان کرده بود که اینها به حیثیت شعر فارسی لطمه می زند. وی با
شعر برای یوسف نیا یک موضوع حیاتی است
به گزارش پایگاه انقلاب نیوز ، چهل و یکمین شب شاعر به شاعر و پژوهشگر توانمند هم روزگارمان سعید یوسف نیا اختصاص دارد. این برنامه در روز دوشنبه دوم بهمن، ساعت 15 در سازمان هنری رسانه ای اوج برگزار خواهد شد. به همین جهت ضیاء الدین خالقی، شاعر و منتقد، یادداشتی در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است که در پی می آید. * سعید یوسف نیا، شاعری است که دیر شناخته شد؛ با آن که در غزل
کارگردان خط قرمز: ضرغامی درکی از رسانه نداشت
یک جور کاسبی شده و خبری از کار هنری نیست. فیلمسازی را می شناسم که با افتخار می گوید اصلا فیلمنامه نمی خواند و با یک بازیگردان وچنددستیارسالی دو سه کار تلویزیونی می کند. به همین دلیل است که هنوز هم بعد از سال ها که مسافری از هند بارها و بارها از تلویزیون پخش شده، مردم همچنان پای تکرار آن می نشینند و تماشایش می کنند. شما ببینید سیروس مقدم که روزگاری سریال های خوبی می ساخت، امروز مثل یک
آماده باش نظامیان ترکیه ای در مرزهای مشترک با سوریه/نقشه پنتاگون برای ایران/...
که آنها میتوانند تمامی صندلی های یک ورزشگاه فوتبال را پر کنند. طبق گزارش ها، شمار افراد خاندان حاکم در عربستان بین 5 تا 15 هزار نفر تخمین زده می شود؛ در حالی که مردم عربستان شاهد حضور 7 هزار شاهزاده در این کشور هستند. مزایایی که شاهزادگان سعودی دریافت می کنند، پس از تولد نخستین فرزندشان افزایش می یابد. این روزنامه اسپانیایی در ادامه گزارش خود تصریح کرد: در سال 2006 پایگاه
15 نکته درباره نفتکش سانچی
به گفته یکی از کاپیتان های باسابقه کشتی های اقیانوس پیما، خطای انسانی بخش جدا نشدنی حادثه سانچی است. اگر افسر ناوبری دیر یا اشتباه تصمیم بگیرد نتیجه ناخوشایندی رقم می خورد. به گزارش صدای ایران تحلیلی میز نفت طی یادداشتی که به گفته این رسانه توسط یکی از کاپیتان های با سابقه کشتی های اقیانوس پیما نوشته شده است 15 نکته درباره نفتکش سانچی و حادثه Incident ای که دامنگیر آن شد را مطرح کرده
بی خبر از گلایه های مردم؟!/مدیریت سابق شهری تهران دقیقاً چه کرد؟!
و شکایت و زندان و دادگاه از ساحت او به دور است! 7- با این همه، حالا که آن احتمالات مطرح شده، منطق هم حکم می کند جانب احتیاط را از دست نداده، به جای همه آنچه باید به رئیس جمهور بگوییم و به جای جست وجو درباره علت مشکل و ارجاع مردم به روانشناس و جامعه شناس و نخود سیاه و... تنها حکایتی نقل کنیم. گفته اند کودکی در آغوش مردی ضجه می زد و صدای گریه اش به آسمان بلند بود. مرد به بچه عروسک داد، آرام
آقای صداوسیما، خوش خبر باشید!
ده ها بار پخش شده که مرتبا در حال خزیدن از شبکه ای به شبکه دیگرند؟ قبضه تریبون ها توسط معدودی از افراد است؟ به عنوان نمونه می دانیم که برنامه ها و تریبون مذهبی در اختیار چند نفر خاص است. سوالی که به حق ذهن جامعه را درگیر کرده این است که آیا ثمره 40 سال تعلیم و تربیت و در حقیقت گسترش کمی و کیفی حوزه های علمیه کشور همین چند نفرند؟ آری، اینها هست و همه، اینها نیست. صداوسیمای فربه
منافقین در نقش مزدور اجاره ای عربستان/ آتش زدن پرچم برای گرفتن دست خوش از آل سعود!
راس نظام (مسوولان کشور) و سرانگشتان (نیروهای سپاه و بسیج و کمیته و افراد حزب اللهی) شد که در نهایت حدود 17000 شهید از اقشار مختلف مردم(از پاسدار تا سلمانی و لبوفروش و جگرکی) به جا گذاشت. به واقع، از ابتدای حیات سازمان منافقین، ترور و آشوب خیابانی دو کنش اصلی و اساسی این گروهک تروریستی مزدور باقی مانده و به نظر می رسد که در تمام این سال ها، تغییری در آن ها ایجاد نشده است. رهبران فرقه