سایر منابع:
سایر خبرها
برای خوش آمدن کسی کار نمی کنم
فشرده تمرین می کردیم و برای اربعین شهدای غواص، نخستین اجرا را انجام دادیم. بعد از اجرا هم، کار خوب تر از آن چه فکر می کردیم از آب درآمد و فضای معنوی که پشت آن بود، قطعا در این امر به ما کمک کرد. شفیعی در ادامه عدم وابستگی به فضا های مختلف را عامل تأثیرگذاری اثر خواند و گفت: نکته ای که باید بگویم این است که من هیچ وقت برای خوش آمدن سردار، مدیر. پشت میزنشین ها و... کار نمی کنم، بلکه مطابق
نمی دانم چرا به دورهمی دعوت نشدم
آنها مثبت بود. اردیبهشت سال 1374 بود که این مصاحبه را خواندم، روز بعدش به تهران آمدم و چون فکر می کردم تمام برنامه های تلویزیونی در صدا و سیما ضبط می شود با تمام آیتم هایی که نوشتم، به سمت این سازمان رفتم و آنجا بود که متوجه شدم محل فیلمبرداری همه فیلم ها در صدا و سیما نیست!در نهایت بواسطه جستجوهای مختلف بالاخره توانستم که محل ضبط برنامه ساعت خوش را پیدا کنم. فردای آن روز پیش
خود را سرباز امام زمان (عج) می دانستم که با خبرنگار بی حجاب مصاحبه نکردم
باشم. همه ملت ایران در آن موقع این عشق را تجربه کردند. زمانی که انقلاب پیروز شد هرچند سن و سالی نداشتم به آن علاقه مند شدم و دوست داشتم به انقلاب خدمت کنم. با شکل گیری سپاه پاسداران و واحد بسیج مستضعفین این آرزو برآورده شد؛ زیرا بسیج سن و سال نمی شناخت. با تمام اشتیاق وارد بسیج شدم و همین امر باعث شد در اردو های زیادی که سپاه و بسیج ترتیب می داد شرکت کنم. حضور در این اردو ها عامل آشنایی بسیاری از
دست به خیری آدم معروف ها با پول مردم
الگویی اجتماعی در فضای مجازی جست و جو کرد. نکته مهم در این مسیر، نبود سازکار نظارتی بر روند فعالیت های این چهره های مشهور است؛ چنانچه در این مدت نیز بسیاری از مردم بویژه در فضای مجازی این سوال را مطرح کردند که سرنوشت این پولها چه شد؟ شما سلبریتی ها با پولهایی که مردم در اختیارتان گذاشتند چه کردید و چه می خواهید انجام دهید؟! البته واضح است که نمی توان انتظار داشت همه مردمی که قصد کمک دارند، کمک
سالها مشعل ما پیش رو دنیا بود
درباره ی مسجدسلیمان داشت، پرداختم که برای هر کدام در شهرهای مختلف و اماکن متعدد، بسیار هزینه و سفر می باید. به دلیل خاک آلود بودن برخی از مدارک مذکور که بعضاً چندین سال دست نخورده بودند، گاه می شد که سلامتی ام به مخاطره می افتاد که خود حدیث مفصلی دارد. شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دیگر چون آن زمان فوق دیپلم بودم و در دوره ی کاردانی، روش تحقیق
همبازی شدن امین حیایی و پسرش در فیلم شعله ور/اثر جدید نعمت الله در آستانه اکران تابستان
نکنید نام امین حیایی نام بزرگی است ولی این را بدانید می خواهم از تجربیات پدرم استفاده کنم و نه از اسمش هیچ وقت نمی خواهم پشت نام پدرم کار کنم. وی درباره آینده کاری خود در عرصه بازیگری افزود: نمی دانم بعد از بازی در فیلم حمید نعمت الله چه اتفاقاتی برای من می افتد اما هر اتفاقی هم باشد با تمام وجود برای آن تلاش خواهم کرد. من برای تمام اتفاقاتی که می افتد آمادگی کامل دارم و می خواهم همه جوره
جستجو برای یافتن قطعه گمشده
. به دنبال قطعه گم شده درباره تنهایی آدم هایی سخن می گوید که هر یک در طول زندگی گم شده خود را جستجو می کنند در این مسیر آن ها گاهی گمان می کنند که موفق به یافتن گمشده خود شده اند اما بعد درمی یابند که این باز یافته قدری بزرگتر از بخش گمشده آنهاست، یا قدری کوچکتر و آن وقت نمی توانند محکم نگاهش دارند، از دستشان لیز می خورد و گم می شود. با ادامه دادن جستجو سرانجام روزی می رسد که آن قطعه گم
این دختر افغان با اختراعات عجیبش تهران را نجات می دهد + عکس
فعالیت را در مرکز داشت شد شخصیت الهام بخش زندگی فروزان. به خودم گفتم یا فیزیک را شروع نمی کنی یا باید بهترین باشی و اگر می خواهی بهترین باشی، باید عاشق فیزیک شوی، وقتی فیزیک را شناختم، واقعاً عاشقش شدم. آنقدر شیرین بود که دیگر حاضر نبودم با هیچ چیز عوضش کنم، چون سخت بود و وقتی کار سخت را خوب انجام دهی برایت شیرین است و لذت می بری به کمالگرایی اش از روز اول بها داد. روزی 18 ساعت درس می خواند و کار
در ریاست صداوسیما هیچ مسیر راهبردی را اشتباه نرفتم!
پنج سال، با مواضع آقای روحانی همراهی کرده است. به نظرم اگر آقای روحانی موضع جدی تری در این زمینه داشت بعید می دانم کسی با ایشان مخالفت می کرد. درحالی که عکس این مساله همیشه رخ داده است؛ یعنی مواضع جدی نظام با مواضع آقای روحانی و شعارهای انتخاباتی ایشان تعدیل شده است. این را همه می دانند. بازهم می گویم، اگر ایشان از مردم عذرخواهی می کردند و هجمه ها را به جان می خریدند، بهتر بود. *شخصا
حساسیت نمایش درباره کلام خدا زیاد است/ تئاتر دینی باید از شکل و فرم کهن فاصله بگیرد
به گزارش پایگاه خبری ربیع ، به نقل از فارس، نمایش مرا به نام خودم بخوان با طراحی و کارگردانی زهرا اسلام پناه از 31 اردیبهشت ماه اجرایش را در تماشاخانه مهر حوزه هنری آغاز کرده است. این اثر نمایشی برگرفته از آیات سوره مبارکه بقره به همراه چند سوره مکمل رعد و نساء است؛ داستان این نمایش درباره آدم و بحث اختیار آدمی در زمین و به نوعی انتخاب های چندگانه آدمی در زمان های مختلف تاریخ است. آدمی که به زمین
کتاب "کودکی شصت ساله" نقد و بررسی شد
روبه رو بودم که هیچ یک از فعالیت های من خودم را نمایش نمی دهد. عده ای مرا نقاش، عده ای دیگر عکاس یا استاد یا نویسنده یا حتی افراد نزدیک تر من را ورزشکار و ماهر در آشپزی می شناختند. احساس می کردم که انسان ها هیچ وقت به مثابه یک مجموع دیده نمی شوند. یا به تعبیری انسان مجموعه یا جمع جبری نمودهایش نیست. اگر ورزشکاری و آشپزی و نقاشی و عکاسی و نویسندگی و فیلسوفی و علاقه به علم الادیان را در کنار هم
بانوی زیر زمین
است؟ رانندگی ام خوب است و در پارک کردن میان خودروهای دیگر اصلا مشکلی ندارم. رانندگی هم برایم شبیه رشته دانشگاهی ام بود و آن را با علاقه یاد گرفتم. ضبط که خاموش شد... مصاحبه پس از حدود 70دقیقه تمام شد. ضبط را خاموش کردم اما هنوز پرسش هایی در ذهنم مانده بود. پرسیدم خانم مهندس همه را گفتید جز خاطرات خاص تان را. از خاموش شدن ضبط که مطمئن شد شروع کرد به تعریف خاطراتش
ضرغامی: عده ای با ماسک انقلابی اهداف دشمن را به پیش می برند
معنایی ندارد. بالاخره مواضعی که رییس جمهور مطرح کرد، مواضع نظام بود. حتی شخص رهبری هم آنچه مدنظر شماست را عنوان نکردند. بر فرض که نظام بخواهد با اروپا کمی جلوتر برود. اشکال ندارد ولی ما هم باید ضرب الاجل بگذاریم تا تکلیف همه چیز روشن شود. از طرفی من الان روی مواضع نظام بحث ندارم بلکه به عنوان یک فرد رسانه ای درباره نحوه بیان این مواضع صحبت دارم. من اگر جای آقای روحانی بودم
171;بچه مهندس187; توجه ویژه ای به بیانات مقام معظم رهبری دارد/ مهاجرت نابغه ها دغدغه اصلی ام بود
حضورشان نیاز دارد. این نویسنده در ادامه افزود: اصولا محیط پرورشگاه برایم نو و دست نخورده بود و مطمئن بودم برای طرح قصه، ایده خلاقانه ای می شود، درست است که تا به حال نمونه های خارجی زیادی را در اینباره دیدیم، اما تا به حال نمونه ایرانی اینچنینی نداشتیم که مرکزیت آن را یک پرورشگاه تشکیل دهد. وی درباره اینکه بازیگر نقش صدیقه و لزوم حضور وی به عنوان راوی در داستان بچه مهندس چه هدفی را
صداوسیما در 88، منطقی ترین و دقیق ترین رفتار را داشت/جمنا را قبول ندارم
شبیه به شوخی است. این ماموریت حتی از زبان رهبری هم به دستگاه دیپلماسی کشور ابلاغ شد، پس نمی توان گفت شوخی در کار است. از سوی دیگر، رییس جمهور درباره اقدام های عملی حاکمیت در پرونده های مهم همچون برجام به تنهایی تصمیم گیرنده نیست. اتفاقا در این حوزه، منظور ما شخص آقای روحانی است. من معتقدم نظام در طول این پنج سال، با مواضع آقای روحانی همراهی کرده است. به نظرم اگر آقای روحانی موضع
جنگ هوایی در آسمان کرمانشاه
سنگینی را به اجرا در آورده بود و ما در صورت ترک هواپیما از آتش پدافند خودی، مصون نبودیم. به ناچار از پریدن و ترک هواپیما منصرف شدیم. در عین ناامیدی و رسیدن به این احساس که همه درها به روی مان بسته شده، با همه وجود با خلوص تمام، یازهرا گفتم و فرمان های هواپیما را گرفته شروع به اوج گیری کردم. متوجه شدم که هواپیما قابل پرواز است. حرکت خود را به طرف پایگاه ادامه دادم. آخرین هواپیمای عراقی که ما
حاضر نشدم گوینده رادیو آمریکایی باشم/ در حق کشورم نامردی نمی کنم
تواند به رادیو کمک کند البته جوان هایی که آموزش دیده اند نه پسرخاله این مدیر و دختر خاله آن مدیر! رادیو به نیروی جوان و حرف های جدید نیاز دارد. به نظرم نسل جدید می تواند به رادیو کمک کند البته جوان هایی که آموزش دیده اند نه پسرخاله این مدیر و دختر خاله آن مدیر! *هیچ وقت پیش آمد که به خودتان بگویید ای کاش وارد رادیو نمی شدم؟ -نه واقعا چون کارم را دوست داشتم، اما روزی که مرا
راهی نامعقول برای آرامش یافتن در گناه
خودم بقبولانم و بباورانم که راحت باشم! اینکه همه حرف های خدا دروغ است، تمام انبیا دروغ گفتند، تمام ائمه دروغ گفتند، تمام اولیای الهی دروغ گفتند. درصورت باوراندن این مسئله به خودم از گناه کردن راحت می شوم و دیگر هیچ اضطرابی ندارم. مال یک مملکت را بخور، هر نوع زنایی می خواهی مرتکب شو، مال هر یتیم را می خواهی بخور، از اول دور هم بنشینید و طرح بریزید که دو میلیون نفر بیایند و حساب باز کنند
پمپئو رئیسعلی و سوم خردادهای درپیش ما
هم پابست کرده ام که نظرم به سوی ایشان است. هر آیینه پای حضرت مستطاب عالی و امید از آن وجود مبارک که در حقیقت مجسمه شرف و وطن و اسلام خواهی است نداشتم. هر آیینه تا حال پروانه وار خود را فدای ملت و وطن و اسلامیت کرده بودم. همین قدر اطمینان از حضرت مستطاب عالی دارم که روز مضائق [روز سختی ها] از خط بیرون نمی روید [کنایه از این است که در سختی ها با ما هستید] و جان را ناقابل می دانید نه مانند
"نه! دنیا وفا نداشت"/روایتی از لحظات آخر بر بالین ناصر ملک مطیعی؛ دیدار به قیامت
/> دیدار به قیامت به نوشته روزنامه شهروند؛ خبر مرگ ناصر ملک مطیعی برای منی که در آخرین ساعات زندگی ناصرخان کنارش بودم؛ باورکردنی نبود. نه برای من که برای هیچ کس دیگر. قرار بود را درباره کتاب خاطراتش حرف بزنیم. وقتی دیدم حالش خوب است؛ خیالم راحت شد. با این که محیط و فضای بیمارستان خود مانعی بود برای حرف زدن از کار و این جور چیزها. اخباری که در رسانه ها چاپ شده بود و گفته
داودی: می خواهیم برای سومین سال پیاپی قهرمان جهان شویم
. قهرمان نوجوانان جهان در خصوص وضعیت آمادگی خودش، این گونه توضیح داد: وزنه بردار همیشه با کمک سرمربی موفق می شود. امسال رقیب جدی ندارم ولی مسابقات جهانی همیشه سخت است و نظر خودم و کادر فنی ثبت رکورد مناسب است. برهمین اساس در چند ماه اخیر رکوردهایم افزایش چشمگیری داشتند. با تمام وجود تمریناتم را برای کسب موفقیت و ثبت یک رکورد خوب در تاشکند ادامه می دهم. وی ادامه داد: در این دوره
شاهنامه مهم ترین سند خردورزی ایرانیان است
قرار می داد، که به آن چهارراه تمدن ها می گفتند. ایران از غرب با تمام تمدن های کهن مانند بابل، سومر و بعدا یونان و مصر همسایه بود و از شرق با چین و هند. آثار ایرانی را در همه این مناطق به فراوانی می توان یافت، چنانکه منشور کورش را نه در ایران که در بین النهرین یافتند. ایران در شاهنامه، به رغم تفاوت هایی که با تاریخ رسمی دارد، یک تمدن و یک سنت توصیف شده و افزون بر مرزهای جغرافیایی و سیاسی، مرزهای
از فاصله نزدیک اسید را پاشید روی سر و صورتم، سر شب بود و نه عینکی به چشم داشتم نه چیزی
درگذشت و رعنای 10 ساله همچنان با زخم ها و دردهایش در روستای همت آباد بم با پدر بزرگش زندگی می کند. پوران هم داستان زندگی دختر بچه را می داند مثل خیلی ها که دختر کوچک را در این شهر می شناسند و وضعیت زندگی اش را دنبال می کنند. سال 60 با پسرعمه ام ازدواج کردم. ازهمان اول معتاد بود ولی من با همه چیز می ساختم. از سال 80 خودم شروع کردم به کار کردن. یک مدت مربی آموزشگاه رانندگی و مدتی هم آژانس
قداست دین برای فیلسوف مسلمان مستدل است/ نقش آفرینی دین به عنوان منبع در فلسفه
ابزاری برجسته تر است. البته باید بگویم که خصوصا با این بحث های فلسفه مضاف یا علوم ناظر به معرفت های درجه دوم که اتفاق افتاده است، خود این که بتوانیم یک تعریف واحدی که همه این فلسفه ها را شامل شود ارائه کنیم، یک مقدار سخت است. در دوره های گذشته فلسفه را شامل برخی از علوم دیگر مثل ریاضی هم می دانستند، اکنون که بحث می کنیم، اصطلاحا تلقی ما همان فلسفه محض یا متافیزیک است. در مورد هدف فلسفه هم این نکته را
پای شالیکاران گلستان در گِل مانده است
افتاده است. جمشید نورزاد از جمله شالیکارانی است که کشاورزی را رها کرده و سراغ کار دیگری رفته؛ آن هم بعد از 25 سال: دیگر خسته شده بودم. چه سودی دارد کشاورزی؟ چند سال شالی کاشتم، آن را هم آمدند گفتند دیگر نکارید. سه سال پیش بود. از همان موقع دیگر همه را رها کردم. کشاورزی را بوسیدم و گذاشتم کنار. جز ضرر چیزی برایم نداشت. زمین ها را نفروختم اما دیگر کشاورزی هم نمی کنم. خیلی ها فروخته اند زمین
یک فیلم در گیلان جنجال به پا کرد
برایشان برشمرد جز تعصبات الکی و بیهوده. البته به نظر می رسد این فیلم بهانه و وسیله ای شده برای اعلام حضور و خودنمایی عده کم شماری که در همه حال فکر می کنند تمام حق با آنهاست و دیگران از حق بی نصیب باید بمانند. کامبوزیا پرتوی در این اعتراض نکات مثبتی هم می بیند: همچنین باید توجه داشت که بسیار خوب است فیلم ها باعث شود افراد به یاد خود بیفتند، دریابند و تأملی کنند که چه بودند. خود را فراموش
سرمقاله های روزنامه های 6 خرداد
جواد طوسی در ستون سرمقاله روزنامه اعتماد با تیتر پای روضه خودت گریه نکن... نوشت: ناصرخان ملک مطیعی هم از میان ما رفت تا افرادی که مانع از ادامه فعالیتش بعد از فیلم برزخی ها (ایرج قادری/ 1361) شدند، خیال شان حسابی راحت شود. دیگر کارمان از مرثیه سرایی گذشته است و ظاهرا گوش شنوایی نیست که نیست. بعد از آنکه از این خبر تلخ و ناگوار در تلگرام مطلع شدم، تا صبح خوابم نبرد. این را نه به خاطر
مصاحبه ای با دیلان اوبراین ؛مراتب جلوگیری از جنگ جهانی سوم!
حال شما وقت کافی و این امکان را داشتید که روی این کاراکتر به اندازه کافی کار و او را به درستی ارزیابی کنید. – من باید وارد قالب کلی ماجرا و به ویژه متن داستان تروریست آمریکایی به عنوان رُمان یازدهم از این مجموعه می شدم و گریزی هم از آن نداشتم. از این کاراکتر و رفتارهای وی و این که در چنین ماجراهایی ورود کرده است، لذت می بردم و برایم حالت کشف اسرار را داشت. در زندگی معمولی آدم ها اینجور
روزگار مرگ انسانیت | نقد و بررسی بازی Detroit : Become Human
بازی را آغاز کرده و وارد بخش Tutorial آن شدم. فردی که او را نمی شناختم با چهره و لباس ساده، موهای کم پشت و لحنی که به نظرم مهربان می آمد، خود را نویسنده و کارگردان بازی معرفی کرد. بعدها فهمیدم که سادگی چهره و لباس و موهایش، ویژگی قهرمان ها و شخصیت های داستان هایش هم بود. افرادی ساده، که حوادث غیرعادی و ویژه ای را تجربه می کنند. از Lucas Kane که در Fahrenheit یک کارمند ساده بود گرفته تا Ethan Mars
نوسروده 171;برقعی187; به مناسبت وفات حضرت خدیجه (س)
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، سیدحمیدرضا برقعی شاعر کشورمان در آستانه فرارسیدن سالروز وفات حضرت خدیجه (س) غزلی را به ساحت ام المومنین تقدیم کرده است. دور شدم از این و آن، با خودم آشنا شدم آینه در حجاز بود، عاشق مصطفی شدم سرمه نمی برم به چین، قند و شکر نمی خرم نقره و زر نخواستم، صاحب کیمیا شدم بار شتر گذاشتم، وقف تو هرچه داشتم