مردی با قاشق چشمان پسرش را از حدقه در آورد / این پسر 22 ساله عاشق شده بود! ...
سایر منابع:
سایر خبرها
گزارش اتفاقیه از مشکلات خانواده های زندانیان خراسان شمالی
خوددارند از من مراقبت می کنند. این دختر نوجوان که در کلاس هفتم مشغول به تحصیل است، می گوید: همیشه می خواستم حس داشتن خانواده را تجربه کنم و بدانم مهر مادری و سایه لطف پدر چگونه است، اما از وقتی که یادم می آید، پدرم در زندان بوده و از مادرم هم خبر ندارم. خانم جوان دیگری که منتظر همسرش است تا بتواند او را ملاقات کند، به خبرنگار ما می گوید: یک پسر سه ساله دارم و همسرم قبل از آنکه حبس شود
ماجرای پسری که مادرش را در ماه عسل غافلگیر کرد/ بحران سی سالگی احسان علیخانی چگونه گذشت؟ + فیلم
مالی به جهت شغل پدر در مضیقه بودند. مصداق رویایی ذهن و پول، سریال کت جادویی بود که از جیب های خود پول خارج می کرد و به فکر تمام شدن نبود.فردی درسخوان که در کنار درس، بازیگوش هم بود. احسان سلحشور از علاقه اش به پزشکی گفت و این که به درس برای دستیابی به ثروت علاقمند بود. سلحشور ادامه داد: آخرین تصویری که از پدرم دارم در شش سالگی است. در آن سال ها متوجه شدم که پدرم بیماری سرطان
نمی دانم چرا به دورهمی دعوت نشدم
مسعودی حالا که به خاطرات پدرتان اشاره کردید، می خواستم بدانم آیا این خاطرات، واقعی است؟ بله این خاطرات واقعی است، در زمان ما گفت و گوی تمدن ها وجود نداشت، از سوی دیگرتعداد فرزندان آنقدرزیاد بود که پدر خانواده فرصت نمی کرد با همه بصورت ملایم صحبت کند. پدرم در آن زمان یکی از فرزندان یعنی من که تنها پسر خانواده بودم را کتک می زد تا درس عبرتی برای سایرین شود. در آن زمان آنقدر بد
باجناق سابق به مرگ محکوم شد
به گزارش خبرنگار ما، بیست و پنجم اردیبهشت سال 95، مأموران پلیس تهران از قتل مرد میانسالی در طبقه 13 برجA3 در سعادت آباد باخبر و راهی محل شدند. جسد متعلق به بابک 56 ساله بود که با ضربات چاقوی باجناق سابقش که پسردایی او نیز بود کشته شده بود. با انتقال جسد به پزشکی قانونی همسر مقتول که پرستار اتاق ICU نیز بود به مأموران گفت: پسر دایی همسرم به نام هادی که معتاد و بیکار است 10 روز قبل در
سعید می خواست به پدر بزرگم حمله کند که به بیرون از اتاق هلش دادم و...
رسیدگی به این پرونده از 13 فروردین 95، در پی مرگ پسری جوان به نام سعید در یکی از بیمارستان های لواسان شروع شد. پدر سعید به مأموران گفت: امروز همراه خانواده ام برای سیزده بدر به باغ پدرم رفته بودیم. خواهرم و پسرش هم بودند. پس از خوردن ناهار، پدرم مبلغی بابت پول غذا به خواهرم داد، اما به من چیزی نداد. وقتی پسرم از این ماجرا باخبر شد، با عصبانیت به پدربزرگش گفت شما بین
گفت وگوی مفصل با کاظم ملایی، کارگردان فیلم کوپال / کارمای یک شکارچی تنها
ورود همزمان با جنس مخالف ممنوع!
من منتقل می شود. هر بار که به اینجا می آیم چند ساعتی بر سر مزار رهی معیری می نشینم. از دوران دبیرستان با شعرهای او بزرگ شدم. حیف است که همراه با خانواده ام نمی توانم از اینجا بازدید کنم. چند باری خواستم با پدرم به این جا بیایم ولی به دلیل تفکیک جنسیتی، نتوانستم. پدرم هم خیلی به شعرهای رهی و فروغ علاقه دارد. ظهیر الدوله تنها گورستانی است که چنین قانونی در مورد آن نهاده شده است. اما این که چرا
سردارمصطفی زاهدی سومین شهید خانواده زاهدی ها بود. ماشاءالله و محمود هر دو در دفاع مقدس به شهادت رسیده ...
برایم دعا کن منظورت دعای شهادت بود؟ مادر شهادت مبارکت باشد! فرزانه زاهدی تنها دختر شهید بعد از شهادت پدرم یک دستنوشته از ایشان در کتابخانه اش پیدا کردیم. پدرم این دستنوشته را دو سال قبل از شهادتش نوشته بود. گویا خواب شهادت را قبل از اذان صبح می بیند و بعد از بیدار شدن می رود در شاهزاده امام قاسم خوابش را به صورت مکتوب در دفتر شخصی اش می نویسد. این نامه محرمانه می ماند تا اینکه
همبازی شدن امین حیایی و پسرش در فیلم شعله ور/اثر جدید نعمت الله در آستانه اکران تابستان
بجنگم. این بازیگر جوان درباره چگونگی حضور خود در فیلم شعله ور تاکید کرد: من مستقیماً از سوی حمید نعمت الله برای این نقش انتخاب شدم و در این میان پدر و پسر بودن دو شخصیت اول برای کارگردان مهم بود. من برای این نقش تست دادم و اینطور نبود که پدرم باعث انتخاب من در این فیلم باشد. از دیگر اتفاقات مهم فیلم "شعله ور" می توان به همکاری دوباره نعمت الله با "هادی مقدم دوست" اشاره کرد
آرزویم شادی زندگی مردم است/خوانندگی کار آسانی نیست
توجه به اینکه محبوبیت خاصی در بین مردم دارید آیا تا به حال به فکر اجرای برنامه زنده ( کنسرت) بوده اید ؟ اجرای زنده ای که همراه با گرفتن مجوز از سوی مراجع ذی صلاح باشد خیر ولی بارها از اینجانب و گروه هنری ما در مراسم ها و جشن های مختلف به مناسبت های مختلفی دعوت به عمل آمده که با انگیزه و علاقه ی تمام به اجرای آن پرداخته ام و این را افتخاری برای خود می دانم. الگوی شما در خوانندگی (این
شرح دعای روز یازدهم ماه مبارک رمضان
از تو می خواست که برای او خیراتی داشته باشی پسر آن مرحوم که وضع مالی مناسبی نداشت و کمی عصبانی بود دست در زیر آب دریا کرد و مشتی آب بیرون ریخت و گفت: این مشت آب هم خیرات پدرم. فردا شب در خواب دید که پدر این شخص لباس شوی با تندی حرکت می کند و تعجب کرد! پرسید داستان از چه قرار هست؟ جواب داد: آن زمانی که پسرم با عصبانیت آن مشت آب را از دریا بیرون ریخت، در کنار ساحل
قلب هایی که در مسیر مهربانی می تپند/ سخاوت دستان گره گشا در ضیافت خدا
گریه می کند، مرد به بخش امید وارد می شود و سر پسرش را بغل می کند، مشخص می شود که پدر، پسرش را بخشیده. درک دقیقه به دقیقه این برنامه را احتمالاً خانواده همین زندانی ها بیشتر می فهمند، چند میلیون دیگر از 100 میلیون هنوز مانده و پسرک چشم درشت گریان می داند که یک سال سایه پدر را نداشتن و در نوجوانی مرد و حافظ خانواده بودن یعنی چی... انتظار واژه غریبی است و این میان تنها شیرینی امید است که
نوش دارو بعد از مرگ ناصر
ایرانی را سوزاند. او گله ای نداشت.40 سال تمام دور مانده بود و تمام نامهربانی ها را تاب آورده بود، اما پسرش در صفحه شخصی اش نوشته بود مدت ها منتظر دیدن تصویر پدرم در تلویزیون بودم. مدت ها که می گویم سه روز و سه هفته و سه سال نیست. بیش از سی سال است. قرار بود به آرزویم برسم. دیدن تصویر پدر در قاب تلویزیون، ولی نشد، نگذاشتند. کمپینی برای ناصرخان به فاصله تنها یک روز
سریال های پلیسی موفق ایرانی تلویزیون
شدت مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و در زمان پخش و حتی تا سال ها بعد به یکی از پر مخاطب ترین مجموعه های سیما بدل شد. سری اول این مجموعه در پنج قسمت روی آنتن رفت، اما با آمدن شامحمدی به عنوان کارگردان ساخت آن دو سال به طول انجامید و این سریال در 50 قسمت روی آنتن رفت. داستان آیینه عبرت درباره اعتیاد و عواقب آن بود و یکی از پر طرفدارترین اپیزود های آن برگ ریزان نام داشت. اپیزودی که جواد گلپایگانی با
داوطلب شهادت
، میهمان مادر این شهید شدیم تا از شهیدش برایمان بگوید و غصه دلتنگی هایش. گل سرسبد بود با آنکه36سال از رفتن پسرش می گذرد اما گویی همین امروز است که خبر شهادتش را به او داده اند. در تمام ساعت گفت وگو، دستمالی دستش بود و اشک چشمانش را پاک می کرد: خداوند 10فرزند به من داد، 9پسر و دختر. محمد گل سر سبد بچه ها بود. همیشه اولین ها یک جورهایی کم زبان تر و مهربان تر هستند. از مهربانی و خوبی
ناصر ملک مطیعی درگذشت + زندگینامه
التحصیلی دوست داشتم وارد عرصه سینما شوم زمینه ورزشی و سلامت بدنی هم که داشتم، فیزیک بدنی ام را برای سینما آماده کرد. اولین فیلمم را در سال 1327 بازی کردم. مادر من خیلی آدم با نظمی بود. هیچ کدام از نامه های مرا بدون جواب نگذاشت. به من سر می زد که ببیند فیلم های من در چه مرحله ای است. مثلا می آمد فیلم را برای من نقد می کرد، می گفت فلان فیلم در اواسطش حوصله آدم را سر می برد، اما دوباره خوب می شود
پدری با قاشق چشمان پسر عاشق اش را از حدقه در آورد
پدر و چهار پسرش قربانی را در اتاقی زندانی می کنند و چشمانش را با قاشق درمی آورند. آن ها مادر را هم در اتاق دیگری زندانی کرده بودند تا نتواند وارد شود و او را نجات دهد. عبدالباقی 22 ساله می گوید: پس از نابینایی از پدرم خواستم مرا بکشد و نجاتم دهد، اما پدر گفت: باید بمانی تا عبرت مردم روستا شوی. او می گوید: "درست سه ساعت بعد از این که از دختر مورد علاقه ام خواستگاری کردم، پدر و برادرانم مادرم را
خاکستر و باد
ما یاری خواهد کرد. چنان که می دانیم در توضیح فروید، دختر میل ارتباط جنسی با پدر خودش دارد تا از طریق به دنیا آوردن پسری از او، فقدان آلت نرینۀ خودش را جبران کند. دختر با سرکوب این رابطه و شکل دادن به ناخودآگاه در نهایت با پذیرفتن نقش مادر، مرحلۀ ادیپی را از سر می گذارند؛ اما نکته در اینجاست که به دلیل نبود ترس از اختگی در دختر، او هرگز مانند پسر به سلامت کامل از این مرحله نمی گذرد و این میل به
سرقت های زورگیران مسافرنما در ترازوی عدالت
دو پسرجوان با تاریک شدن هوا در کنار اتوبان ها در نقش مسافر منتظر خودرو می ماندند و پس از سوار شدن بر خودروها به صورت دربستی با تهدید چاقو دست به سرقت می زدند. به گزارش خراسان، چندی قبل با افزایش پرونده های سرقت به شیوه مسافرنما در اتوبان بعثت و آزادگان تیمی از ماموران به دستور بازپرس شعبه 4 دادسرای ناحیه 34 برای دستگیری عاملان این سرقت ها که دو پسر جوان بودند وارد عمل شدند.
رخت عزا بر تن پرده نقره ای/ ناصر ملک مطیعی از آغاز تا پایان
ایام دوری از سینما در مشاغلی هم چون قنادی و مشاور املاک فعالیت داشته است. او در مصاحبه ای در مورد شروع بازیگریش گفته بود: بعد از فارغ التحصیلی دوست داشتم وارد عرصه سینما شوم زمینه ورزشی و سلامت بدنی هم که داشتم، فیزیک بدنی ام را برای سینما آماده کرد. اولین فیلمم را در سال 1327 بازی کردم. مادر من خیلی آدم با نظمی بود. هیچ کدام از نامه های مرا بدون جواب نگذاشت. به من سر می زد که
رونالدو به دنبال تکمیل کلکسیون افتخاراتش با پرتغال
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری برنا؛ کریستیانو رونالدو نیازی به معرفی ندارد، کسی وجود ندارد که به فوتبال علاقه داشته باشد و او یا مسی را نشناسد و یا از آنها تمجید نکند. رونالدو در 5 فوریه سال 1985 یا همان 16 بهمن سال 1364در بین خانواده ای فقیر متولد شد. در کودکی بخاطر علاقه شدید به پاتریک کلایورت، با نام کلایورت دوستانش صدایش می کردند. رونالدو خودش در مورد علاقه اش به فوتبال در کودکی می گوید: به
وقتی پسر جوان ایرانی عاشق فریحا بازیگر زن ترکیه ای شد + عکس
تدبیر24 ماجرای سماجت جوان عاشق پیشه ایرانی و خواستگاری او از بازیگر ترکیه ای مدتی است که رسانه های ترکیه ای را به خود مشغول کرده و آنها دائما از درگیری این جوان و بازیگر ترکیه ای می نویسند. عیسی - ک جوان 27 ساله ایرانی الاصل چهره پررنگ و خبرساز چند ماه اخیر رسانه های ترکیه است. او هواداری است که به نوشته رسانه های ترکیه، پا را فراتر از دنیای طرفداری گذاشته و به خواستگاری هنرمند مورد علاقه اش
نام آوران، ردیف 58 شماره 12؛ شبیه ترین به حجازی
چندصدهزارتومان حقوق می گیرد و کرایه خانه، خرج زندگی و... دارد چگونه می تواند پولی پس انداز کند تا اگر مریض شود پول دوا دکترش را داشته باشد یا اگر پدر شد هزینه مراسم ازدواج فرزندش را داشته باشد. من غصه مردمم را می خورم، دست خودم نیست. دختر پسر بچه های فال فروش یا گل فروش را می یبینم جگرم می سوزد. کجا بروم؟ من کجا بروم وقتی مردمم مرا ناصر حجازی کردند؟ باید کریمی را آن طور که هست دوست داشت
ناصر ملک مطیعی درگذشت+زندگی نامه
مطیعی، پس از انقلاب و تا به امروز، در مشاغلی هم چون قنادی و مشاور املاک فعالیت داشته است. چطور بازیگر شدم به گزارش اقتصادنیوز او در مصاحبه ای گفته بود بعد از فارغ التحصیلی دوست داشتم وارد عرصه سینما شوم زمینه ورزشی و سلامت بدنی هم که داشتم، فیزیک بدنی ام را برای سینما آماده کرد. اولین فیلمم را در سال 1327 بازی کردم. مادر من خیلی آدم با نظمی بود. هیچ کدام از نامه های