سایر منابع:
سایر خبرها
مهدی هاشمی را نمی شناختم/ کاش رئیس جمهور وقت، برای جمع کردن رای، آن 300 میلیون را مطرح نمی کرد
داشته باشم. ولی اینکه بستنی فروشی داشته باشم شاید غریب باشد. محسنی اژه ای: قبلا هم گفتم؛ محکم، قاطع و در مورد پرونده من عادل بود. کروبی: با کمی تعلل سکوت می کند عمان: ( با خنده می گوید ) یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس اصولگرا یا اصلاح طلب: عقلای هر دو برای کشور مفید و موثرند. اقتصاد ایران: اقتصاد سیاسی سین: شما خوش حسابی گرفتید. به
روایت سه زن از روزهای سرگردانی میان کار و بیکاری
. توله است. خیلی مهربان است. خیلی دوستش داریم. هرچه داریم، نداریم با هم می خوریم. انگار می خواستند ولش کنند در خیابان، شوهرم برداشت آورد خانه. شب ها یواشکی می بریمش کوچه ای، خیابانی راه برود. گناه دارد حیوانی پاسوز ما بشود در فسقل خانه. این جا هم محل نیست که وامانده. مگر گمرک کسی سگ نگه می دارد؟ بهمان می خندند. مادر شوهرم مریم خانم نیست. رفته ارومیه مادرش را ببیند. گفت شما هم بیایید برویم. چطوری می
زن اسیر ایرانی؛ سه ماه در سلول انفرادی
و نمی توانی در خانواده دیگری که پسرهای خانواده در آن جا زندگی می کنند و فامیل های دیگر هم رفت و آمد دارند به راحتی زندگی کنی، ما این شرط را می گذاریم که خانه جدا با وسایل کامل (آن زمان عرب ها رسم جهیزیه نداشته) برای او تهیه کنی که چند روز بعد از مراسم به آن جا برود و زندگی مستقلی داشته باشد. دوم این که تا من رضایت ندهم، همسر دیگری انتخاب نکند؛ زیرا آن زمان مردان عرب برای ازدواج دوم هیچ مانعی
روایت داریوش کاردان از صندلی داغ احمدی نژاد
بخندیم، منتها مسائل کشوری را هم مطرح کنیم. *شما برنامه های طنز آیتمی ساختید که هنوز از آن کپی می شود و از روی برنامه های 39 و نوروز 72 (که بعدا ساعت خوش یک کپی دست چندمی از نوروز 72 بود ) تا همین اواخر خنده بازاراز کارهای شما کپی می شد.اما خودتان دیگر سازننده نیستید. پیشنهاداتی بود که این کار را انجام دهیم منتها باز هم در همان دورانی شد که خب من احساس می کردم مثلا اگر یک آیتم
علیرضا قزوه: امام و شهدا دلواپسان آینده ما بودند
شد و آمد آن وقت پابست امام می شود. بسیاری از چهره های شاخص روشنفکری شیفته امام شده و تمام توان خود را برای انقلاب گذاشتند. باید با دل آمد. اگر هنرمند و ادیب با دل آمد همه چیز درست می شود. اگر بخواهیم چارچوب بگذاریم هیچ چیزی درست نمی شود. زائری: نگذاریم جبهه فرهنگی انقلاب به آفت تظاهر و ریا دچار شود زائری افزود: متاسفانه برخی در حوزه فرهنگ این فضای دوقطبی را تشدید می کنند
شب دائرة المعارف تشیع/ رونمایی از جلد پانزدهم و خاطره گویی اساتید
حمایت های مالی و سرمایه ی اقتصادی نا امید می شدیم خانم محبّی با روح بزرگی که داشتند پرشور و امیدوار در کنار ما بودند. خانه شان را فروختند و بخشی از آن را خرج این دانشنامۀ کم خرج کردند. روحشان شاد باد! شعری تقدیم ایشان کرده ام که برایتان می خوانم: در سوگ روانشاد فهیمۀ محبّی زنی بزرگ نژاد و درست پیمان بود که نورِ چشم همه، خاکپای قرآن بود در این زمانۀ قحط وفا و مهر و
موضوعی که بایدتکلیفش را درجلسات خواستگاری مشخص کرد!
اقتصادی، مذهبی، فرهنگی و ... لازم و ضروری است اما کافی نیست؛ بنابراین اگر می خواهید به سرنوشت های مشابه آن چه مطرح شد دچار نشوید، بعد از رعایت اصول هم کفو بودن که بارها در همین صفحه به آن ها اشاره شده است باید قبل از ازدواج و در جلسات خواستگاری، تکلیف خود و همسر آینده تان را با 8 موضوعی که در ادامه مطرح می شود، مشخص کنید. فراموش نکنید که این 8 موضوع، مهم ترین مسائلی است که با شروع زندگی مشترک با
عبدی: احمدی نژاد هم دنبال توافق بود
معامله تمام شود و حتی فروشنده و خریدار بعدا که یکدیگر را در خیابان دیدند همدیگر را نشناسد. چون پس از خرید قرار نیست ارتباطی با فروشنده داشته باشیم. اما به عنوان یک مثال می توانیم این توافق را همانند ازدواج فرض کنیم (البته نمی خواهم بگویم عین ازدواج است(خنده)) که تازه آغاز ماجرا است و معلوم نیست که این دو نفر بتوانند با هم زندگی کنند. این توافق حتی به انجام عقد هم نرسیده و در مراحل خواستگاری و مراسمی
در تنهایی لیلا به دنبال خودم بودم
بتوانیم کار را به خوبی پیش ببریم، بیننده هم علاقه مند شده و چند بار سریال را خواهد دید و با دیدن تکرار سریال به آن نکات بعضا مبهم خود خواهد رسید. در نهایت هم تجربه اینگونه روایت را دوست داشتم، روشی که حتی اجرای من را هم به چالش می کشد. شما پیش از این با سریال صاحبدلان به برجسته کردن نگاه دینی نزد مردم دست زده بودید. من اعتقاد دارم که مخاطب دوست دارد به سمت اصالت خود رجوع کند. مساله
بنیاد در آینه مطبوعات
اردوگاهمان عوض شود. وقتی پرچم های ایران را به خودمان نزدیک دیدیم، کمی امیدوار شدیم. تا اینکه از مرز عبور کردیم. عده ای حسابی تشنه بودند و خودشان را روی تانکر آبی که در مرز خودمان بود، انداختند. خانواده من می دانستند دارم می آیم. کوچه را آذین بسته و آشناها جمع شده بودند. کوچه مان را اصلا نشناختم؛ از آن زمین های زراعی دیگر خبری نبود. همه خانه و ساختمان شده بود. حاج خانم و حاج آقا را که دیدم و
مردم ایران مدیون حضرت معصومه(س) هستند/ بیان کراماتی از آن حضرت
عالم خواب آمدم قم، اینکه شما را در کوچه دیدم، من در عالم خواب آمدم پیش شما و شهادتین را گفتم، تا شما را گفتم به همان منتقل شدم و حالا هم آمدم بگویم چکار کنم، من وضع مالی خوبی دارم و زندگی خوبی در تهران دارم و ما هم آنجا شرایطی را که باید لازم باشد را انجام دادیم و شهادتین را گفت، در همین حرم در یکی از بقعه ها خدمت یکی از علمایی که سال ها اینجا خدمت کرده است . من آن روز گفتم فلانی تو یک کاری در زندگی
در تربیت کودک زیر آب زنی ممنوع!
مادربزرگ را می بیند، محبت ها هرقدر هم که افراطی باشد، تاثیر دائمی روی خلق و خویش نمی گذارد. حتی اگر دیدارها بیش از این باشد، می شود این مساله را در گفت وگو با کودک حل کرد؛ مثلا بگویید: ما در خانه خودمان و هر جای دیگر یک سری قوانین داریم که تو باید آنها را رعایت کنی؛ در غیر این صورت تنبیه می شوی اما استثنائا پیش پدربزرگ یا مادر بزرگ می توانی با اجازه آنها بعضی کارها را انجام دهی یا ندهی.
یک ترانه سرا چقدر باید "کثافت کاری" کند تا ...؟!+تصاویر
ببخشین ! آقای دیکتاتور !”، این گونه طعنه آمیز می گوید: دوسِت دارم ... حتّا وقتی ظهرِ شهریور تو ضل ِ آفتاب چِش به راه ِ یه کرایه کش وایسادم ُ تاکسیای خالی مث ِ بَرق از جلو چشام رَد می شن ! حتّا وقتی ذلّه اَم از این زمونه ی زهرِمار ! از نمک رو زخمای آزگار ، از این همه چوبه ی دار... حتّا اون دَم که یه عَوَضی از زیرِ لکه ی کج ُ کوله یی
گزارش روزان از کارگاه شروط ضمن عقد به زبان ساده؛وقت طلاق فهمیدم هیچ حقی ندارم
نظر او شاخص های یک زندگی مشترک با حقوق برابر هستند. یکی از خانم ها نگاه متفاوت تری به موضوع دارد و معتقد است قدم اول تشکیل یک خانواده برابر از ذهن افراد شروع می شود. وقتی کسی برای خودش ارزش انسانی قائل باشد در انتخاب هم دقت می کند و با هر کسی ازدواج نمی کند. او تاکید دارد وقتی زنی از حقوق برابر حرف می زند اما حاضر نیست درآمدش را در خانه خرج کند یعنی فقط به دنبال منافع خودش است. آقایی که با همسرش
نظر شهرام جزایری درباره مهدی هاشمی، محسنی اژه ای و کروبی
به گزارش نامه نیوز، شهرام جزایری در گفت و گوی مبسوطی که با باشگاه خبرنگاران جوان داشته، نظر خود را درباره چند موضوع را در یک جمله گفته است. تحریم: فرصت اما سخت اوین: سری تکان می دهد و سکوت می کند مهدی هاشمی: قبل از این اتفاقات و بیشتر از اینکه در رسانه ها شنیده باشم، وی را نمی شناختم. بستنی فروشی: دوست دارم، هر بار به بستنی فروشی می روم سعی می کنم خودم
کرامات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از زبان خادمین حرم
. شفای دست خادم آقای اصغر خادم نقل می کرد: از ناحیه دست، درد شدیدی مرا رنج می داد به طوری که در کفشداری قادر به گرفتن کفش های زائران نبودم. یکی از روزها به یکی از همکاران خادم گفتم دستم خیلی درد می کند. گفت: خجالت نمی کشی در حضور بی بی می گویی دستم درد می کند؟ در جواب گفتم: شاید ایشان نمی خواهد مرا شفا دهد! دوست خادم گفت: اینها مثل من و شما نیستند. خیلی ناراحت شدم. مستقیماً به
سوالی که تا بحال پاسخ داده نشده است/ ماجرای خوابی که خیلی از اسراء دیده بودند/ پس از قبول قطعنامه، ...
پایان یافت چه شرایطی در اردوگاه حاکم شد؟ ما در زمان اسارت به امید جنگ و شهادت زنده بودیم و مدام به این فکر می کردیم که روزی آزاد می شویم و دوباره به جبهه برمی گردیم. اما خبر صلح و قطعنامه 598 را برایمان آوردند؛ نیروهای عراقی در اردوگاه خیلی خوشحال بودند و به ما می گفتند همه مان راحت شدیم و شما هم به زودی به کشور خودتان بازمی گردید؛ ولی ما خوشحال نبودیم، حال عجیبی داشتیم؛ گویی تمام
رحمت پایتخت شخصیت واقعی دارد
راه شب با اشاره به اینکه چندین شاخه هنری را با هم دنبال می کند، گفت: دوست دارم هر کدام از این شاخه ها را به بهترین نحو ممکن انجام دهم. اصلا دنبال این نیستم که بخواهم خودم را در یکی از این شاخه ها اثبات کنم و به خاطرش معروف شوم. در اصل دوست دارم طوری کارم را انجام دهم که بعد از اینکه دیگر به هر دلیلی نتوانستم کار کنم، فردی دیگر نتواند کاری را که من انجام می دادم به ثمر برساند و فقط خودم بتوانم کار
نمی دانستیم کجای دنیا زندانی هستیم/ لذت خوردن اولین نوشابه بعد از9سال! + تصاویر
زخمی ها کرم گذاشته بود و وضعیت بدی بود. دیدن این صحنه ها برای من عذاب اور بود، چون واقعاً نمی توانستم برای انها کاری انجام دهم، از طرفی خودم نیز دچار مجروحیت بودم. در استخبارات بغداد چند تا پاسدار را از بین ما بردند و هیچ وقت هم از انها خبری نشد. دراین جا هر روز بازپرسی داشتیم و ما سعی می کریدم اطلاعات غلط به آنها بدهیم. این بازجویی ها ادامه داشت تا جایی که کار به فضای سبز فرماندهان ارشد
باید جوانی که در شرف دین گریزی است را جذب کنیم/ بختیار برای راه اندازی رادیو به من پیشنهاد داد/ زندگی در ...
که کار روزنامه و رادیو راحت است؛ سخت در اشتباه است. عده ای هم این مشاغل را دوست دارند و فقط شهرت آن را می بینند... دقیقا اما غافل از این هستند که همین شهرت هم راحت بدست نمی آید؛ باید وقت و تداوم صرف بدست آوردن شهرت کرد؛ هر چه صدای خوبی هم داشته باشی باز هم یک شبه معروف نمی شوی؛ تازه معروف شوی که چه؟ شهرت زمانی خوب است که اگر مردم شما را دیدند از ته دل دوستتان داشته باشند و سبب
مشکلات دختران ایرانی در شبکه های اجتماعی
به هر دلیلی دوست نداشتم در فضای واقعی به آنها نزدیک شوم، سعی در صمیمی شدن دارند و با شوخی های نامربوط و یا تعریف از زندگی و تجربیات تلخ زندگی شخصی خود برای جلب نظرم تلاش کرده اند؛ کاری که هم وقت من را گرفته و هم به نوعی موجب آزار من شده است زیرا مجبورم بر خلاف میل باطنی شنوای حرفهای آنها باشم و بعضا با اینکه تمایل خود را به پایان دادن مکالمه ای خاص در فضای مجازی با جواب دادن های کوتاه در پاسخ به
بگومگوی مخاطبان خبرآنلاین درباره تجرد دختران: توقع دخترها زیاد است / پسرها مسئولیت نمی پذیرند
هرکسی یه طرف میرفت همه درگیر بودن یکی دخترش یکی پسرش... پس زنده باد زندگی مجردی، هم سختی خودش رو داره هم لذت خوش رو. و بی نام دیگری که گفته هایش مورد موافقت عده ای دیگر هم قرار گرفته بیان کرده است: به نظرم فرق جوان های امروزی با جوانان سابق در موضوع ازدواج آنست که تحصیلکرده تر شده اند و می خواهند در ازدواج نیز مانند همه کارها برنده شوند و بنابراین ملاک های بسیار زیادی دارند که شاید
از نظافت در یک دهلیز تاریخی تا تبدیل آن به موزه شهر+تصاویر
/> برنامه کاری: پیش از اینکه این حمام از رونق بیفتد، برنامه ی کاری ویژه و منظمی برای این حمام تعریف و اجرا می شد. معمولاً یکی دو ساعت قبل از طلوع آفتاب تا ساعت 8 صبح، به آقایان واز ساعت 8 صبح تا 14 بعد از ظهر، حمام به خانم ها اختصاص داشت. از ساعت 15 تا 19 نیز دوباره شیفت کاری آقایان بود. چند دهه پیش، آن زمان که هنوز در خانه ها، بحث حمام های خانگی و شخصی ایجاد نشده بود، این حمام یکی
دست نوشته آقا بر عکس یک آزاده+عکس
بدهم صلیب سرخ با شما دیدن کند. اسم هایتان را بنویسید. من متوجه اوضاع شدم و به بچه ها گفتم این ها دروغ می گویند اسم های خودتان را اشتباه بنویسید اما کسی گوش نکرد. اسم خودم را اشتباه نوشتم سپس آنها به صورت هر کدام از ما 150 بار با دمپایی پلاستیکی زدند و هر چند روز یکبار آنها را می بردند و حسابی شکنجه می دادند اما چون من اسمم را اشتباه نوشته بودم نمی دانستند من هم جزو آنها بودم. یکی از بچه ها به خنده می
پاسخ های صریح ابراهیمیان درباره رد صلاحیتها، شبهه بیطرف نبودن شورای نگهبان و...
است، مثلا چند روز پیش آقای هاشمی این موضوع را مطرح کردند، به نظر این مباحث چندان دور از واقعیت نیست، کمااینکه آقای جنتی می گوید در برخی موارد اشتباه کرده اند. شما در جریان برگزاری انتخاباتی در شورای نگهبان نبوده اید، اما پیش آمده دولت یا مجلس درباره تصویب یا رد قانونی فشار بیاورد؟ در مورد تصویب قوانین در همه مجالس دنیا، گروه های ذینفع تلاش می کنند تا مصوبه ای که به نفعشان است، تصویب
هیچ کس رامبد را با آن همه ریش ندید/ سال ها مأمور مخفی بوده ام
، کار طنز متفاوتی بود، یادش به خیر آقای شهاب حسینی در آن کار مجری بودند، اولین تجربه اش بود. ولی در خلال آن کلی کارهای آیتمی و طنز کردم که همیشه هم می گفتم خدایا من این کارها را دوست ندارم اما غم نان دارم. بهرحال باید روزگارم را می چرخاندم، من همان زمان هم متأهل بودم و بچه داشتم. *خیلی زود ازدواج کردی ! چند سالت بود؟ تقریبا 23-22 سالم بود که ازدواج کردم. یکسال بعد هم بچه دار
جا ندارد رئیس جمهور از بورسیه ها عذرخواهی کند؟
و مجموعه هایی است که مسلمانان را می کشند و اموال انان را غارت می کنند وبه ناموس انان تجاوز می کند. وزیر سابق علوم هم چنین با اشاره به شعار "ما باید با هم دوست باشیم" گفت: این دقیقا مثل اسلام رحمانی است. اولا دوست داشتن با دوست بودن متفاوت است. ما بر اساس موازین دینی مان هر انسانی را به ما هو انسان بودن دوست داریم. ولی با همه دوست نیستیم. امام حسین ع در روز عاشورا برای لشگر مقابل خود
مصاحبه خواندنی با لاله صدیق
بازیگر آن! البته در همان ابتدا به من گفتند که نقش لاله را خودم بازی کنم اما قبول نکردم! *چرا؟! این روزها همه دوست دارند بازیگر شوند و شما برعکس عمل کردید؟! نمی توانم هنرپیشه باشم چراکه دوست دارم دستور بدهم نه به عنوان هنرپیشه دستور بگیرم. کارگردانی را بیشتر دوست دارم. از سوی دیگر کار هنرپیشگی خیلی سخت است و دشوار اما مردم آن را ساده می بینند. امروزه هم برخی از ورزشکاران که
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (154)
افتاده. 14. فیلم های ایرانی به دو قسمت تقسیم میشن: اونایی که که مهران رجبی دارن و اونایی که مهران رجبی ندارن. 15. دختر بچه 14 ساله تو بیوگرافیش قسمت تفریحات نوشته "سورتمه سواری"! من تا پارسال فکر میکردم سورتمه جزء رنگاست. یه تیشرت سورتمه ای هم داشتم...! 16. چن روز پیش تا تو تاکسی نشستم دیدم دوست پدرم عقب تاکسی نشسته، به روی خودم نیاوردم که دیدمش. 5 دقیقه بعد اومد
پدر ورزش صبحگاهی ایران را بشناسید
چون واقعا این برنامه را دوست دارم. اما فوتبالها و مسابقات ورزشی شبها را نگاه نمی کنم و دیدن این برنامه ها باعث نمی شود که صبح ها دیرتر از خواب بیدار شوم. من سالها قبل که در دبیرستان ها معلم ورزش بودم هم راس ساعت 6 در مدرسه حضور داشتم. به دانش آموزانم هم می گفتم من از آن معلم ها نیستم که نمره درس ورزش را 20 و 19 بدهم. باید برای به دست آوردن نمره تلاش کنید. به خاطر همین آنها هم که می دانستند من صبح