سایر منابع:
سایر خبرها
غواصان شهید،داخل آب نماز شب می خواندند
، به جنب و جوش می آیند و حتی در فلسطین هم این گونه است. وی همچنین گفت: امروز اسراییل در کرانه باختری گیر کرده است و در افکار عمومی هم منزوی شده است و همه این ها به برکت زنده بودن فرهنگ مقاومت است و می بینیم فرهنگ آزادگان و ایثارگران در تمام دنیا به عنوان الگو قرار گرفته است. امیر دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با اشاره به فرمایشات مقام
روایت یک آزاده از تلخ و شیرین اسارت
؟ به بازجو گفتم: این جزء تجهیزات اولیه هر سربازی است و ما اصلاٌ سلاح شیمیایی نداریم که بخواهیم استفاده کنیم و این شما هستید که استفاده می کنید و این سبب خشم بازجو شد. سخت ترین قسمت شکنجه ها شکنجه روانی بود. یک روز می گفتند نامه بنویسد و یک روز می گفتند فردا آزاد می شوید و یا به اعتقادات ما توهین می کردند و وضع بهداشتی نامناسب و فاجعه بار خیلی برای اسرا سخت بود. بعد از بصره به
کدام بازیگران اسیر شده اند؟
احمدرضا درویش در سال 1374 از جمله آثاری است که به تبعات اسارت رزمندگان ایرانی و اتفاقاتی که در زندگی آن ها پیش می آید، می پردازد. در آغاز جنگ تحمیلی همسر رضا (که یک معلم در آبادان است) باردار است و باید مورد عمل جراحی قرار گیرد. رضا (خسرو شکیبایی) او را به بیمارستان می رساند و خود به اسارت قوای دشمن درمی آید. همسر رضا حین عمل جراحی می میرد و یک جراح با بازی بیتا فرهی فرزند رضا را نجات می
آموزش های فشرده موساد به سرکرده داعش برای قتل و کشتار بیگناهان !(پاورقی)
روابطش در پاکستان، شبه جزیره عربستان و آفریقا و منابع مالی قدرتمندی که او را حمایت می کردند، از قدرت و ثروت و سلاح های پیشرفته تری برخوردار بود. سال تولد بغدادی(1971) می گوید که چهره ای که در پشت نقاب حتی موقع سخنرانی برای فرماندهان پنهان شده است، مردی میانسال و به احتمال، شبیه بن لادن است. بعضی ها حتی او را جانشین واقعی اما پنهان بن لادن دانسته و از این جهت جایگاهش را از ایمن الظواهری
وقتی یک ساواکی فراموشی می گیرد
مبارزان فرود می آمد و فعالیت پانسمانچی که پاها را برای استقبال مجدد از کابل ها آماده می کردند و صدای نعره و عربده بازجوها که فحش می دادند ونعره می زدند، بگو، بگو... در کمیته مشترک ما به عینه می دیدیم که پایه های رژیم پهلوی بر روی این کابل ها و کابل به دست ها استوار است. از خود بازجوها بارها شنیدم که می گفتند تا ما هستیم امکان هیچ تغییری نیست، نه حکومت اسلامی نه سوسیالیستی و نه... (3) احمد
طعم تلخ اسارت
انگیزی آن روز خلق شد. دیدن مردم مشتاق و خوشحال که از راه های دور و نزدیک برای استقبال از ما راهی مرزهای غرب کشور شده بودند، شگفت زده ام کرده بود؛ داخل اتوبوس از این طرف به آن طرف می رفتم دست تکان می دادم صلوات می فرستادم... . ایران در مسیر آزادگان چون رودی از اشک شوق جاری شد ایرانی که سر و دل باخته در مسیر استقبال از شاهکارهای خلقت که میوه صبر را از درخت اعتقاد و ایمان خویش
چه تعداد از اسرای ما به شهادت رسیده اند؟
ما را دزدیده ای؟ اسیر به او پاسخ داد: رئیس شما چند ساله است؟ پاسخ شنید: 51 ساله. اسیر هم به این نکته اشاره کرد که 70 سال دارد، حالا او بزرگتر است یا رئیس عراقی ها؟ این فرد نظامی هم دیگر ماند چه جوابی بدهد و سکوت کرد. *اندوهناک ترین روز اسارتمان روز فوت امام (ره) بود وی در بخشی دیگر از سخنانش گفت: اندوهناک ترین روز اسارت روز فوت امام بود. شادترین روزمان وقتی بود که گفتند سیدعلی
شاگردی حضرت ام البنین (س) هم عالمی دارد
صحبت کردند من سجده شکر به جای آوردم. بعد هم گفتم بروید، هر چه پیش آید خوش آید. دوست ندارم به دست آن تروریست های وهابی اسیر شوید. مجتبی به شوخی گفت مامان نگران نباش ما زرنگیم، اسیر نمی شویم. قرار بود بیایند مرخصی اما زمزمه عملیات را که می شنوند می مانند تا به رزمندگان مدد برسانند و در همان حین شهید می شوند. خدیجه خانم ادامه می دهد: خدا را شکر می کنم که نظر کرد و من مادر شهید شدم. در حال
برخی اسرا در بیابان های بصره زنده به گور شدند!/ قسم حضرت عباس مرا از سیاه چال نجات داد
غلامعباس یزدی از آزاده های سرافراز هشت سال دفاع مقدس گفتگویی ترتیب داده که به صورت زیر منتشر می شود خودتان را معرفی کنید و چه سالی به اسارت در آمدید؟ اول از همه خوشحالم، بالاخره بعد از این همه سال یکی پیدا شد یادی از ما کند. غلامعباس یزدی هستم متولد سال 1339، در آخرین روز تیرماه سال 67 یعنی اواخر جنگ بود که به اسارت در آمدم. تا سه سال به عنوان مفقودالاثر بودم و خانواده ام هیچ
مرادی: بازخوانی خاطرات رزمندگان و آزادگان ترویج روحیه وفاداری و ایثارگری است
، فرزندان این ملت با انتخابی آگاهانه به استقبال مرگ و یا اسارت رفتند تا آسیبی به مملکت و نظام و ولایت وارد نشود. این آزاده و رزمنده سرافراز هشت سال دفاع مقدس در ادامه گفت: آزادگان نظام جمهوری اسلامی ایران با صبر و استقامت خود همه قدرت های استکباری و استعماری را به عقب راندند و امنیت و آسایش را نصیب ملت همیشه در صحنه خود کردند. مرادی با گلایه از عملکرد صدا و سیما افزود: در حوزه تبلیغ
داستان اسارت تعداد زیادی از رزمندگان شهرضایی در عملیات والفجر مقدماتی
زنده می کرد، آنگاه که اسیران کربلا را میان کوچه پس کوچه های شام می گرداندند و مردم با دست بهشان اشاره می کردند. حالا هزار و اندی سال گذشته بود و اسرای ایرانی در کوچه پس کوچه های بغداد، میان بغدادی ها به این فکر می کردند که دیشب چه شد؟ کجای کار را اشتباه کرده بودند؟آنها که ماندند در فکر عملیات بعدی هستند یا نه؟! بانگ عملیات بعدی قرار بود چه وقتی زده شود؟! چندتای شان پلاک بر گردن شهید شده
روزی سه وعده کتک و شکنجه در انتظارمان بود
بررسی بیشتر به عقبه استحکامات عراقی ها نفوذ کرده بودیم، نیروهای عراقی ما را از پشت قیچی کرده و به اسارت خود درآوردند. *چند سال در اسارت بعثی ها بودید؟ بنده از دی ماه سال 65 تا سال 69 در اسارت رژیم بعث عراق بودم. اردوگاهی که در آن جا اسیر بودم، مربوط به مفقودین بود و تحت پوشش صلیب سرخ نبود، بنابراین دست عراقی ها برای شکنجه بازتر بود، آنها اجازه داشتند 5 درصد اسیران این اردوگاه
امروز انقلاب اسلامی به اکسیر پیروزی تبدیل شده است
که مشعل دشمنی با آمریکا را مشتعل نگاه داشتند باید محاکمه کرد، زیرا می شد زودتر از این ها با آمریکا رابطه برقرار کرد . وی با بیان اینکه روحیه به خاک مالیدن بینی متکبر هنوز در ملت ما هست، افزود: موافقین و مخالفین برجام انقدر می فهمند که همه مناقشاتی که داشتیم بر سر منافع ملی بود و وقتی این قضیه تمام شد حالا یا قبول یا رد کردیم باید پشت سر رهبر انقلاب قرار بگیریم و گوش به فرمان ایشان باشیم
سختی های هفت سال اسارت با استقبال باشکوه مردم شیرین شد
رزمندگان ایرانی اردوگاه را فرا گرفت. وی خبر فوت حضرت امام خمینی(ره) را یک شوک بزرگ برای رزمندگان ایرانی دانست و تصریح کرد: با وجود سختگیری های مأموران عراقی رزمندگان ایرانی با برگزاری مراسم سوگواری در محل اسارت یاد و خاطره امام خمینی(ره) را گرامی داشتند و در سوگ آن عزیز ماه ها گریستند. آزاده اردبیلی بیان کرد: بهترین خاطره هفت سال اسارت نیز مربوط به پیروزی های رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس
تلخ و شیرین اسارت از زبان آزاده اردبیلی
، فریاد الله اکبر و یا حسین می کشید دیدن این صحنه برای ما که 14 یا 15 سال بیشتر نداشتیم عذاب آورترین لحظه بود؛ انگار خون از چشمانمان می بارید تا می خواستیم جلو برویم با لگد و کتک سربازان عقب رانده می شدیم. دست بسته قدرت هیچ مبارزه ای نداشتیم؛ بعد از سه روز حنیفه را غرق در خون و بی رمق در اردوگاه موصل دو آسایشگاه هفت کنار خودم پیدا کردم، پزشکی به نام "مسعود" از اسرای ایرانی به دادش رسید، به من گفت
خاطرات زندگی آزاده قاسم سیفی نژاد در روزهای اسارت
صدا درآمدن پوکه تانک هایی که از بالا و گوشه سنگرها آویزان شده اند می گردد. بعد از مدتی همه را در جایی جمع می کنند و اعلام می شود دشمن فاو را گرفته و در حال پیشروی است. نزدیکی های ساعت 4 صبح قاسم به همراه بقیه رزمندگان عازم خط مقدم منطقه طلائیه می شوند، خمپاره ها هنوز مثل باران در حال باریدن است. او با بی سیم وضعیت منطقه را به پشت خط مقدم گزارش می دهد و می شنود که می گویند: نگران نباشید
سلحشور: از نوجوانی یاد گرفتم دنبال تبلیغ دین باشم
داشتید و در مقابل عنایاتی به شما شد؛ اگر در این باره خاطره ای دارید بفرمایید. در همه این کار ها چون تلاش کردیم کارمان رنگ و بوی الهی داشته باشد مورد لطف حق تعالی هم قرار گرفته ایم . یک روز در یکی از صحنه های سریال یوسف پیامبر باید صحنه ای که زلیخا پای یکی از ابلیسک ها(ستون چهارگوش معروف به شیطان پرستان) منتظر یوسف می ماند را فیلمبرداری می کردیم. اما سرکار خانم ریاحی به بنده گفتند حال
شکنجه و شرایط سخت 72 نفر از اسرا را شهید کرد/ بنیاد شهید هیچ امتیازی برای آزادگان قائل نیست
عملیات کربلای 3 که لشکر امام حسین(ع) از استان اصفهان وارد عمل شد، در اسکله الامیه 120 نفر عراقی را به اسارت گرفتم. از آنجاییکه اسارت جزء لاینفک همه جنگ های دنیا از صدر اسلام بوده که هر دو طرف جنگ از یکدیگر نیروهایی را به اسارت می گیرند. چهارم دیماه سال 65 در شرق بصره با هدف پایان دادن به جنگ عملیات بسیار دقیق با نام کربلای 4 طراحی شد در این عملیات نیروها عمل کننده باید با پشت سر
پیام شاهزاده عربستان به آیت الله در 33سال پیش
را تائید می کنند. آیت الله هاشمی رفسنجانی : جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی وظیفه خود می داند که خواسته های مشروع بشری را در هر کجا تائید کند . نخست وزیر در مورد تهدیدات اخیر صدام مبنی بر حمله به کشتی های بارگیری نفت خاطرنشان کرد: در مقابل این مسئله نه تنها کشورما ، بلکه همه کشورهای منطقه خلیج فارس خواهند ایستاد . دکتر رجانی خراسانی نماینده دائمی جمهوری اسلامی
آزاده در اندیشه آزادی/ می خواستند به امام اهانت کنیم/ وقتی آمدم مادرم رفته بود
. اما همه ی دل ها برای امام می تپید و در شرایط سخت کوچکترین اهانتی به رهبرمان نمی شد. در یکی از روزها خبرنگار خارجی که اتفاقاً حجاب مناسبی هم نداشت برای فیلمبرداری وارد اردوگاه شد، اسرا برای اعلام اعتراض خود فریاد الله اکبر سر دادند و دمپایی های خود را به طرف نیروهای بعثی پرتاب کردند. به دنبال این حرکتمان، 5 روز تنبیه شدیم و به ما آب و غذا ندادند. 50 نفرمان را از اردوگاه
این چهار هندو و نماز اصولگرایانه!
به بعضی از خواص و خلّصین، آن نظر را منتقل می کند که اجراء کنند؛ مطلقاً چنین چیزی نیست. اگر کسی چنین تصور کند، تصور خطائی است؛ اگر نسبت بدهد، گناه کبیره ای انجام داده. نظرات و مواضع رهبری همینی است که صریحاً اعلام می شود؛ همینی است که من صریحاً اعلام می کنم. چند سال قبل که یک قتلی اتفاق افتاده بود و دشمنان جنجال کردند، تبلیغات کردند و گفتند این ها فتوا داشتند، دستور داشتند، و می خواستند یک جوری پای
ارزش های والای خود را با هیچ چیز معامله نمی کنیم
: عملیات غرور آفرین خیبر یکی از عملیات هایی است که جمع زیادی از رزمندگان ما شهید، مجروح و به اسارت دشمن در آمدند و بعد از این عملیات بود که سردار شهید مهدی باکری فرمانده لشکر عاشورا همیشه چشم حسرت و منتظر به جزایر مجنون می دوخت که ایکاش می شد حتی یک نفر از اسرا برگردند و ما از حال رزمندگان اسیر خود با خبر می شدیم . زنجانی ادامه داد: اسرای ما زیر سخت ترین شکنجه های روحی و جسمی لحظه ای سستی به
آزاده دلفانی که در اسارت به شهادت رسید+عکس آخرین نامه ای که از زندان الرمادی برای خانواده اش فرستاد
داشت تا این که جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی شروع شد. عشق به امام وجهاد در راه خدا درروح این شهید بزرگوار موج میزد وی دو بار به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شدتا اینکه بعد از نبردی سخت در عملیات خونین بدر درسال 1363به اسارت نیروی های بعثی درآمد وبه زندان شماره 2شهرالرمادی عراق انتقال یافتند. مقاومت مثال زدنی این شهید سرافراز زیر شکنجه ی بی پایان
ارتقا پیشکش؛ به سمت نزول می رویم
برای خیلی ها تجربه خوبی شد. تصورم این بود که در سال 92 دولت جدید که بیاید، دیگر لااقل در دانشگاه ها مشکلی نخواهد داشت؛ یعنی تجربه سال 88 و آگاهی هایی که بعدازآن داده شد و به خصوص فرهنگ سازی که مقام معظم رهبری و امام های جمعه در سطح کشور انجام دادند، خیلی ها متوجه شدند چه نقشه مرموز و چندلایه ای بود و سرنخ هایش در کجا هستند و چه کسانی و در چه سطحی دارند گول می خورند. این درک و فهم بزرگی بود و می
در خجسته سالروز بازگشت آزادگان به میهن
معظم شهدا عنوان کرد و گفت: همه رزمندگان با حضور در جبهه ها نقش آفرینی لازم را در پیروزی کشورمان انجام دادند. مصطفی کریمی فرمانده سپاه ناحیه خلخال نیز با تبریک 26 مردادماه سالروز بازگشت آزادگان به کشورمان آنها را سند افتخار ملت ایران عنوان کرد و افزود: ملت ایران همواره به شجاعت و جوانمردی آزادگان می بالد و آزادگان در سال های اسارت فرهنگ انقلاب اسلامی و پایبندی به امام (ره) را همیشه زنده نگه
دلایل لغو ملاقات خانواده های اسرای عراقی با فرزندانشان توسط رژیم بعث/ موقعیت اردوگاه های اسیران عراقی ...
نمود، به اسارت گرفته شدند. در میان اسرا، از سرباز وظیفه و نیروهای جیش الشعبی (نیروهای مردمی) تا سرتیپ و حتی سرلشکر که در مسندهایی همچون جانشین لشکر و فرماندهی تیپ قرار داشتند (به اسارت درآوردن تعداد نسبتا قابل توجهی از فرماندهان یگان های عمده ارتش عراق، همچون فرماندهان تیپ ها، نشان از عمق نفوذ رزمندگان اسلام به خطوط دشمن و میزان سرعت آنها در اجرای ماموریت محوله می نماید) هم دیده می شد، از لحاظ
پرستوهای عاشق به وطن خوش آمدید
از رزمندگان هم به اسارت دشمن درآمدند. بیان تحمل سختی ها و رنج های اسرا در دوران اسارت بسیار سخت است اما اسرای ایرانی با ایمان خود و صبر و مقاومت در برابر همه این سختی ها ایستادند . روز 26 مرداد سال 69 نخستین کاروان ازاسرای ایرانی وارد خاک میهن شد و بسیاری از مردم خصوصا خانواده های آزادگان برای استقبال به مرز خسروی رفته بودند. لحظه رسیدن اسرا ، لحظه ای است که هیچ گاه از اذهان
زیوری: چگونه استرس و اضطراب های دوران اسارت را بیان کنیم؟/ از دشداشه علی فقط یقه اش مانده بود
در روزهای نخست پس از آزادی خاطرات ما را گردآوری کنند اما اتفاق خاصی نیافتد و اکنون پس از 24 سال بسیاری از خاطرات به فراموشی سپرده شده است. برخی ارگان ها در اینباره اقدام کردند اما موثر نبود. کریمی : من سرباز نیروی هوایی ارتش بودم که اسیر شدم. هفته نخست پس از اسارت آقای ستاری به همراه دو نفر آمدند تا خاطراتم را بگویم. وقتی خاطراتم را گفتم یکی از آن دو نفری که خاطراتم را ضبط می کردند، از
سه موزاییک سهم خواب هر نفر
شده بودند. کار بزرگی کرده بودند. میان هم نشینی های هر روزه مان گاهی به فرار فکر می کردیم ولی این کار برایمان واقعا غیر ممکن بود؛ البته خوشبختانه آن دو نفر موفق شدند و در ایران هم از آن ها استقبال خوبی شد. آزادی وقتی گفتند اسممان در فهرست آزادگان است، باور نمی کردیم. حتی وقتی ما را سوار اتوبوس کردند و راه افتادیم، فکر کردیم قرار است یا بلایی سرمان بیاید یا اینکه نهایتا اردوگاهمان عوض
روزی که مرده ها زنده شدند
، به خاطره ای نشاط آور در دوران اسارت اشاره کرد و افزود: بچه ها به خاطر سرگرمی، تخم هندوانه و خیار در باغچه می کاشتند. یک روز بچه ها چند تا خیار ریز برای نگهبان ها آورده بودند و آن ها هم با زبان عربی به ما فحش دادند و گفتند گنده ها را خودتان می خورید و کوچک تر ها را به ما می دهید.(خنده) سلطانی ادامه داد: روزی که آزاد و وارد شهر همدان شدیم، رادیو همدان ساعت یک ظهر اسامی ما را اعلام کرده