سایر منابع:
سایر خبرها
آزاده ای که در دوران اسارت درس طلبگی خواند
ادامه می خوانید. حجت الاسلام رضا الهی آزاده سرافراز میهن مان می گوید: با شروع جنگ طاقت ماندن در تهران را نداشتم بدون اطلاع پدر و مادرم شبانه از خانه فرار کردم و به جبهه جنوب آمدم به آبادان رفتم، در آن جا بود که با نام حسین فهمیده آشنا شدم. بعد از فرار از خانه یک ماهی در جبهه بودم که در 10 آبان سال 59 در جاده ایستگاه 7 آبادان به اسارت دشمن درآمدم. ابتدا ما را به بصره و بعد به بغداد و از
مادرم گفته اگر اسرا را بزنم حلالم نمی کند
، حلالم نمی کنه. خندیدم و گفتم این رو که گفتی، یادم رفت کتک خورده ام. انگار به او جایزه داده باشم، خوش حال شد، خندید و رفت. عبدالمجید رحمانیان از اسارت می گوید که به اعتقاد او عالم جزئیات است، عالمی که حواست در آن جمع کوچک ترین چیزها می شود؛ جمع خودت، جمع دیگران. او از دورانی می گوید که هشت سال طول کشیده، از ناگفته ها. او از چگونگی اسیر شدنش آغاز می کند، دوران اسارت را شرح می
صدام از اسیران نوجوان هم پاتک خورد
آمدند . با تأسی به نوجوان کربلا؛ حضرت قاسم علیه السلام جنگیدند، جانبازی کردند، ولی حاضر نشدند جان دادن وطن را ببینند، در غربت به اسارت درآمدند، اما اسارت وطن را ندیدند و... . دکتر حسین بهزادی یکی از نوجوانان کم سن و سال ایرانی در دوران جنگ بود که پس از اسارت توسط نیروهای بعث عراق به کمپ 7 اردوگاه الرمادیه منتقل شد. در جریان تبلیغات رسانه ای دولت عراق برای محکومیت ایران در
فرازی از زندگینامه و دوران اسارت آزاده شهید فریدون جمالی
جمالی را به اردوگاه موصل نینوا بردند درآنجا به مدت یک ماه در حال مجروحیت شدید در اردوگاه بودند تا اینکه بعد از یک ماه مورد مداوا قرار می گیرد.فرازی از خاطرات شهید آزاده فریدون جمالی..... روزی درب اردوگاه را باز کردند و من با چند نفر دیگر را به ساختمان ی دیگر منتقل کردند در حالی که از شدت جراحت نمی توانستنم راه بروم دو نفر از بعثی ها من را گرفتند و از پله های ساختمان بالا بردند در اتاقی قرار
تجلیل سید آزادگان از اولین آزاده جانباز شهید کشور
برادر شهید ادامه داد: بهروز در دوران پنج سال اسارت خود به عنوان یک تکیه گاه برای بسیاری از اسرا محسوب می شد و به دلیل بینش سیاسی بالایی که داشت همواره مورد احترام رزمندگان در بند رژیم عراق بود. وی اضافه کرد: شهید ترکاشوند همواره تلاش می کرد تا از طریق روزنامه های عراقی و وسائل ارتباطی اوضاع جنگ را به دست آورده و به اطلاع سایر اسرا برساند. ترکاشوند عنوان کرد: در شهریور ماه سال 69
بصیرت و اعتقاد سختی اسارت را آسان می کرد/ آموزش قرآن به اسرا در اوج خفقان و فشار
ابوترابی با رفتار و رهنمودهایش توانست حالت تعادل را بدون افراط و تفریط در بین آزادگان زنده نگه دارند که این امر در حفظ سلامتی اسرا و اینکه زندگی بهتری در اسارت داشته باشند موثر بود و هم باعث آرامش فضای اردوگاه ها می شد. ایشان هم چنین با اخلاق و درایتشان باعث مودت، دوستی و همبستگی بین آزادگان با وجود مشکلات و روحیات متفاوت شدند. وی در پایان تلخ ترین خاطره خود از دوران اسارات را شنیدن خبر
بنیاد در آینه مطبوعات
الهام از مکتب انسان ساز اسالم و سیره ائمه اطهار)ع( و با درس گرفتن از زندگی انقلابی و حماسه ساز حضرت زینب)س( که اسوه صبر و پایداری بود، توانستند دوران دشوار اسارت را پشت سر نهند و شکوه مقاومت و سرافرازی را بر صحیفه درخشان ایران اسلامی ثبت کنند. در پایان این مراسم که جمعی از مسؤولان نیز حضور داشتند، با اهدای لوح تقدیر و هدایا از آزادگان سرافراز شهرستان تجلیل شد. قدس چهارشنبه 28/5/94
روایت اسیر شماره 980
اسیر شماره 980 است، روایتی از سال های طلبگی تا سال های اسارت، از حوزه علمیه تا اردوگاه هایی در عراق؛ موصل یک، موصل سه، موصل چهار و قرار است این کتاب به این سؤال پاسخ بگوید: عاقبت اسیر شماره 147 چه شد؟ ، یا اینکه نه، واقعی تر و انسانی تر: عاقبت علی علیدوست قزوینی چه شد؟ قرار است این کتاب، راوی باشد، راوی وضعیتی که به نظر نمی آید عادت شود، اما می شود: روزهای اول فکر نمی کردم بشود به آن وضع عادت کرد
رهبر اردوگاه دارای مقبولیت بین عموم اسرا بود
کردم. از نظر من این مساله در آن شرایط روحی و فشار روانی بسیار اهمیت داشت. رهبر اردوگاه دارای مقبولیت بین عموم اسرا بود سید احمد قشمی آزاده ای است که در نخستین روز جنگ به اسارت گرفته شد و بعد از 10 سال اسارت به وطن بازگشت، قشمی نیز درباره رهبری اردوگاه ها بیان کرد: براساس ویژگی های شخصی افراد و اطلاعات مذهبی، مکتبی و دینی که داشتند، افرادی به صورت خودجوش به عنوان رهبر اردوگاه
سنگسار شدن 5 زن عراقی به دست داعش
پایگاه خبری تحلیلی هم اندیشی: به گزارش السومریه، " سعید مموزینی " گفت که عناصر گروه تروریستی داعش روز سه شنبه، پنج زن عراقی را در اردوگاه الغزلانی در شهر موصل سنگسار کردند و آن ها را به قتل رساندند. مموزینی افزود که داعش این زنان را به بهانه نداشتن حجاب و پیروی نکردن از دستورات این گروه سنگسار کرد. شهر موصل از دهم ژوئن سال گذشته در اشغال گروه تروریستی داعش قرار دارد و این
غم آزادی! به قلم نویسنده کتاب "آن بیست و سه نفر"
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران: " احمد یوسف زاده" که با قلم شیوا و دلچسب خود در کتاب ارزنده " آن بیست و سه نفر" و بیان گوشه ای از خاطرات دوران اسارت در اردوگاه های عراق، مخاطب را با خود به آن دوران انباشته از زیبائی های معنوی، می برد و قبلا هم باری در جماران اثر خامه توانمند وی ارائه شده است، این بار هم با همان شیوائی و زیبائی قلم و نگاه خوب و متفاوت خود، حال و هوای لحظه شنیدن خبر آزادی از آن
کدام بازیگران نقش اسیر را بازی کرده اند
/> فیلم دوئل به کارگردانی احمدرضا درویش در سال 82 هم درباره ی زینال با بازی پژمان بازغی است که پس از 20 سال اسارت در عراق آزاد شده و به شهرش باز می گردد. او به خاطر می آورد که در آغاز جنگ و شروع هجوم دشمن و حمله بی امان هواپیماها به جمعیت آواره ای که در صدد عزیمت از منطقه جنگی هستند، چگونه با جمعی از اهالی در ایستگاه حسینیه ی خرمشهر مقابل دشمن مقاومت می کرد و در این شرایط اسکندر با بازی سعید راد به
خاطرات خواندنی یک آزاده جانباز از دوران اسارت
گلوله را از پایم در آوردند و عمل دوم پایم را قطع کردند. بیشتر مجروحان در اسارت زجر می کشیدند. در اردوگاه آن اوایل هفته ای دو بار پانسمان ها را عوض می کردند. بعد شد هفته ای یک بار و و گاهی ماهی یک بار. یکی از جانبازان به نام قربانعلی رئیسی در همان آسایشگاه پیش خودمان شهید شد. * با وضعیت مجروحیت تان چگونه در اردوگاه های حزب بعث جان سالم به در بردید؟ بچه های جانباز در اردوگاه را
روایتی از نخستین زن اسیر ایرانی
/> حدود 20 زن خرمشهری آن جا بودند که آن ها را همراه با برادر، فرزند و یا همسرانشان اسیر کرده بودند. این ها را از خرمشهر به بصره و از آن جا به اردوگاه آورده بودند. هر آسایشگاه 150 نفر ظرفیت داشت که یکی از آن ها را به ما دادند تا زنان و دختران در آن اسکان پیدا کنند. حدود یک سال و دو ماه در اردوگاه موصل بودم. بعد از مدتی تعدادی از خانم های اردوگاه را مبادله کردند و آن ها را با همسر و فرزندانشان به ایران
فکر همه جایش را کرده بودم جز اسارت
است. شوق شنیدن از روزهای جنگ و اسارت لذت عجیبی دارد و تمام ذهنت پر از سوال های بسیاری است آنقدر که شاید نتوانی به آنها سر و سامانی بدهی. او در سال 1345 در روستا "توزلو" ازتوابع شهرستان خدابنده یکی از شهرستان های استان زنجان به دنیا آمد. اسفند ماه سال 60 به جبهه اعزام می شود. در عملیات بیت المقدس و مرحله دوم عملیات آزادسازی خرمشهر و به عبارتی پس از 3 ماه اعزام به جبهه در تاریخ 17 اردیبهشت سال
اردوگاهی مخوفی در تکریت عراق که صلیب سرخ هم از آن بی اطلاع بود
هم صلیب سرخ برای بازدید از این اردوگاه نیامد، به جز روز آخر که قرار شد ما آزاد شویم . چه مدتی را در اسارت به سر بردید؟ بنده مدت 26 ماه را در اسارت بوده ام؛ در 4 تیر ماه 67 اسیر شدم و اسارت تا سال 69 ادامه داشت . کمی هم از دوران اسارت خود در تکریت بگویید؟ آن جا چهار تا بند برای اسرا داشتند. هربند ظرفیت 50 اسیر داشت ولی تقریباً در هر بند 160 نفر را جا داده
آموزش های فشرده موساد به سرکرده داعش برای قتل و کشتار بیگناهان !(پاورقی)
سوریه شدند. آن ها سلاح های سنگین و تجهیزات بسیاری را همراه داشتند، چندین سال جنگ و گریز در عراق آن ها را کارآزموده کرده بود. آن ها خیلی زود توانستند بخش هایی از شرق سوریه را که دیگر مخالفان مسلح سوریه گرفته بودند، تصرف کنند. این پیروزی سریع، رهبران داعش را به فکر انداخت که مناطق بیشتری را تصرف کنند و دمشق را زیر فشار بگذارند اما برای آن که نقل و انتقال گسترده ای که قرار بود از مرزهای عراق انجام
دعاخوان شخصی حاج آقا ابوترابی بودم/ ماجرای هدیه ی ایرانیان مقیم تگزاس به اسرا
: آن بزرگوار خط مشی زندگی ایمانی را به همه اسرا آموخت و به آنها برای زندگی، امید می داد. وی اضافه می کند: با توجه به این که دعا خواندن به صورت عمومی در اسارت ممنوع بود، بنده به مدت حدود یک سال و اندی، دعاخوان شخصی حاج آقا ابوترابی بودم به طوری که صبح های پنجشنبه و جمعه هر هفته در گوشه اردوگاه در خلوتی، دعای کمیل و ندبه را از حفظ برای ایشان می خواندم و آنجا بود که فهمیدم معنویت آن مرد بزرگ
داستان اسارت تعداد زیادی از رزمندگان شهرضایی در عملیات والفجر مقدماتی
بودند؟! تا کی قرار است همین جا بمانند؟! راستی قرار بود چه بشود؟! می رفتند؟ می ماندند یا کشته می شدند؟! فرار هم می شد کرد یا نه؟! از اینجا به بعد مبارزه چطور ادامه پیدا می کرد؟!. صدای عراقی ها که آمد رشته افکار پاره شد.آن ها که تن شان یادگار نبرد دیشب شده بود فرستاده شدند الانبار و مابقی را بردند اردوگاه موصل؛ روح شان آنقدر بزرگ بود که شکنجه های تونل وحشت، آنی هم آنها را به آخ
معرفی اسیر شماره3918+تصاویر
حاج مهدی خسروی متولد سال 1343 نویسنده کتاب اسیر شماره3918 رزمنده داوطلب در جنگ ایران و عراق از سن 16سالگی. کمک آرپیچی زن، تک تیرانداز تیپ امام حسین(علیه السلام). اسیر شماره 3918 اردوگاه بصره، بغداد، الانبار، موصل، از سال 1361 الی 1369 بمدت 9 سال اسیر بوده است. کارمند استانداری استان کهگیلویه و بویراحمد و عضو هیئت محبین آل طه(علیهم السلام) یاسوج. اهل روستای گنجه ای بزرگ از بویراحمد مرکز
پشیمان نیستم که 90 ماه در اسارت عراقی ها بودم
قدرت روح والای آنان، این خاک را به مکانی مقدس تبدیل کرد که تا امروز سایه حضورشان در آن جا موج می زند و خاک، عطر خود را از وجود آنان وام دارد و در عملیات والفجر مقدماتی منطقه میسان در تاریخ 1/11/1361 اسیر شدم و پس از 90 ماه و هفت روز اسارت و یک سال و نیم بعد از پذیرش قطعنامه در تاریخ 27/5/1363 آزاد شدم. صالح پور با اشاره به خاطرات اسارت خود در اردوگاه موصل گفت: عراقی ها باور نمی کردند
روزی سه وعده کتک و شکنجه در انتظارمان بود
بررسی بیشتر به عقبه استحکامات عراقی ها نفوذ کرده بودیم، نیروهای عراقی ما را از پشت قیچی کرده و به اسارت خود درآوردند. *چند سال در اسارت بعثی ها بودید؟ بنده از دی ماه سال 65 تا سال 69 در اسارت رژیم بعث عراق بودم. اردوگاهی که در آن جا اسیر بودم، مربوط به مفقودین بود و تحت پوشش صلیب سرخ نبود، بنابراین دست عراقی ها برای شکنجه بازتر بود، آنها اجازه داشتند 5 درصد اسیران این اردوگاه
تلخ و شیرین اسارت از زبان آزاده اردبیلی
داوطلب به جبهه عازم و سرنوشت او را در بین اسرا جا داده بود تا برایمان روحیه بدهد. لذت با حنیفه بودن تنها سه سال طول کشید؛ خودش می گفت، بعد از شکنجه او را به استخبارات بغداد می برند آنجا به لطف خدا بدون اینکه متوجه او شوند و بازجویی شود همراه با اسرای دیگر به اردوگاه موصل دو می فرستند. یک روز نیروهای ساواک عراقی از وجود حنیفه در بین ما بو می برند زمان هواخوری کنار آسایشگاه 9 او را کنار
خاطرات زندگی آزاده قاسم سیفی نژاد در روزهای اسارت
تکارو خدمت می کرد به اسارت دشمن بعثی درمی آید و بعد از دو سال به آغوش وطن باز می گردد. جزیره مجنون، شهابیه و طلائیه مناطقی است که این آزاده سرافراز افتخارهمسنگر شدن با شهیدان آن مناطق را دارد آنچه می خوانید قطعه ای از زندگی در اسارت این آزاده و شیرمردانی چون اوست. حدود ساعت 3 نصفه شب بود که یک دفعه بارش خمپاره در منطقه شدت می گیرد. قاسم وارد سنگر می شود و منتظر شنیدن آماده باش از طریق به
شکنجه و شرایط سخت 72 نفر از اسرا را شهید کرد/ بنیاد شهید هیچ امتیازی برای آزادگان قائل نیست
. نیروهای استخبارات و زندان الرشید همه از نزدیکان صدام بودند و در اردوگاه ها نیز کسانی حضور داشتند که در جنگ کشته داده بودند و این افراد که خیلی غضبناک تر و عصبانی تر از نیروهای ارتش عراق بودند با نهایت قساوت قلب اسرا را تحت شدیدترین شکنجه ها قرار می دادند طوریکه طی چهار سال اسارت تنها از اردوگاه ما 72 نفر از اسرا به شهادت رسیدند. این در حالی بود که اسرای عراقی در ایران شرایطی کاملا متفاوت داشتند
رفسنجانی: بعضی ها دلشان خوش بود که مقاومت می کنیم، اینکه کشور خود را فقیرتر کنیم، مقاومت نیست!
/> هاشمی رفسنجانی، با مخاطب قرار دادن آزادگان هشت سال دفاع مقدس که همه خاطرات تلخ و شیرین شما برای مردم و جوانان آموزنده است، گفت: سعی کنید خودتان مجله ای داشته باشید که در آن بخشی از خاطرات شما به طور منظم و همیشگی به چاپ برسد که در این صورت جزو مجلات خوب و با ارزش خواهد بود و صدها سال در تاریخ ایران باقی خواهد ماند. وی با بیان اینکه افتخاراتی که اسرای ایرانی در دوران جنگ از خود باقی
آزاده در اندیشه آزادی/ می خواستند به امام اهانت کنیم/ وقتی آمدم مادرم رفته بود
به گزارش گلستان ما به نقل از زرین نامه، این راز مقاومت حسن زنگانه آزاده و یادگار 8 سال دفاع مقدس است. وی در 31 شهریور سال 59 به دست نیروهای بعثی در جبهه غرب اسیر شد و 10 سال طعم تلخ و به گفته خودش گاهی هم شیرین اسارت را چشید. زنگانه 18 ساله بود که به عنوان سرباز راهی جبهه های جنگ شد. او درباره چگونگی اسارتش می گوید: 7 ماه از حضورم در جبهه می گذشت، در آن زمان مرزها خالی بود و با کمبود
پرستوهای عاشق به وطن خوش آمدید
تلویزیون اخبار را دریافت نماییم و بعد از چند روز که از رحلت امام(ره) گذشت سرانجام از طریق یکی از تلویزیونهای اتاقی متوجه شدیم که امام(ره) رحلت فرموده که این خبر برای ما بسیار سخت و دردناک بود. یعقوبی یکی دیگر از خاطرات خود را این گونه می گوید: در اردوگاهی که ما در آن اسیر بودیم یک اردوگاه مخفی چهار هزار نفری بود که 400 نفر از اسرا در دوران اسارت خود در این اردوگاه به فیض شهادت رسیدند. وی
صدای امام به آزادگان روحیه می داد/ روایتی خواندنی از روزهای سخت اسارت
آزادگان سرافراز جنگ تحمیلی از 26 مرداد ماه 1369 به میهن اسلامی بازگشتند. امروز 25 سال از بازگشت آزادگان می گذرد، اما هنوز وقتی پای صحبت های آن ها می نشینیم، خاطرات فراوان شیرین و گاه تلخی برای نسل هایی که جنگ تحمیلی و شرایط کشور در آن زمان را ندیده اند، برای گفتن دارند. وقتی که آن ها از دلتنگی های دوران اسارت و عواملی که باعث ار بین رفتن دلتنگی و افزایش روحیه آنها می شده است، سخن می گویند، باید
برخی افراد نادان می خواهند در کشور دعوا باشد/ آزادگان ذخایر کشور هستند
ایثارگران دانشگاه آزاد اسلامی، عظیمی، رهگذر، شیبانی، شمس اللهی و موسوی نیا از آزادگان هشت سال دفاع مقدس، به بیان مشکلات و مطالبات آزادگان، خاطراتی تلخ و شیرین از دوران اسارت خویش گفتند. طباطبایی با بیان گزارشی از فعالیت های صورت گرفته در دانشگاه آزاد اسلامی به منظور رفاه و آسایش آزادگان و خانواده های آنان، خاطره ای پخش اخبار رادیو عراق از بلندگوی اردوگاه را توضیح داد که آزادگان ایرانی همان