سایر منابع:
سایر خبرها
معجزه ای به نام آب سنگین +تصاویر تأسیسات اراک
صورت بگیرد باید ببینیم میزان نیازش کاهش یا افزایش خواهد یافت. برایش فکت شیت آمریکایی از تفاهم لوزان را متذکر شدم که در آنجا آمده است ایران تا 15سال بیش از نیاز راکتور اصلاح شده آب سنگین اراک آب سنگین ذخیره نکند و اضافه بر نیازش را در بازارهای بین المللی بفروشد، چقدر در این زمینه فعال بودید و با توجه به فشارهایی که در دنیا وجود دارد بازاریابی لازم را انجام دادید؟ پاسخ او روشن است. می گوید: ما
مشکلات شما؛ بالارفتن هزینه اینترنت در کشور/ چرا قانون معافیت سه برادری بدون اطلاع قبلی تغییر کرد؟
مخصوصا من و بچم که تنهای تنهاییم . هر دفعه یه بهانه میارن . درست زمانی که همه چی تموم شد رییس اداره برق مازندران عوض شد و گفت دوباره مصاحبه همه چی دوباره خدااااااااا با سلام مشکلی که الان داره اتفاق میوفته بالا رفتن سن فارق التحصیلان و محدودیت سنی که برای ازمونهای استخدامی گذاشتن من خودم مهندس شیمی هستم با انجام خدمت و ... 3 یا 4 سال وقت دارم واسه رفتن سر کار لطفی پیگیری کنید که با توجه
قطع ارتباط با عالمان دین برابراست با...؟
خیلی آرام شدیم و از این وضعیت نجات پیدا کردیم. من از خواب بیدار شدم فهمیدم این دو سالی که ارتباطم با شما قطع شده خیلی در دست انداز افتادم، دارم مشکل پیدا می کنم و باید خدمت شما برسم. حجت الاسلام والمسلمین عالی با بیان این ماجرا گفت: اگر ارتباط ما با عالمان با تقوا و عادل و اهل عمل و آن کسانی که صلاحیت جانشینی اهل بیت (ع) به خصوص در زمان غیبت را دارند قطع نماییم و ضربه به دین مان بخورد، بسیار
قتل بیرحمانه کودک 8 ساله
کودک هشت ساله ای قربانی یک انتقامجویی خانوادگی شد. پسربچه هشت ساله که حمزه نام داشت صبح بارانی یکشنبه دوم اسفندماه با عجله از خواب بیدار شد و بدون آنکه صبحانه بخورد به مدرسه اش در خیابان طبرسی شمالی 30 مشهد رفت. ساعت 11:45 او از مدرسه تعطیل شد اما مرد جوانی پسرک را با خود برد و دیگر هیچ خبری از کودک دانش آموز نشد. خانواده حمزه با نگرانی موضوع را به پلیس 110 اعلام کردند و به
عشق خانم مجری معروف و همسرش!
. یک اتفاق جالبی که در بدو آشنایی ما افتاد این بود که یک روز ایمان به من گفت من خیلی برای ازدواج با تو مصمم هستم، من همنیطوری فقط برای اینکه ببینم او چه می کند گفتم باید با بابام صحبت کنی. بعد چند روز پدرم از دانشگاه به من تلفن زد گفت: ایمان احمدی کیه آمده دانشگاه و سراغ من را گرفته؟ که من مجبور شدم همه داستان را تعریف کنم و بگویم. دو سه ساعت بعد بابا به خانه آمد و گفت: اگر واقعا تصمیم
وقتی نایب دروغین امام زمان(عج) در فضای مجازی حدیث منتشر می کند!
) باید ترتیبی داده شود که شورای ملی فضای مجازی (که با حکم توسط مقام معظم رهبری تشکیل شده است) مطالبات و کارهای لازم در این زمینه را انجام بدهد. نمی شود هرکس به سلیقه ی خود عمل کند. ما باید این فضاها را احیا و با مسئولینی که در این عرصه ورود پیدا کردند ارتباط برقرار کنیم و ببینیم ایده های مقام معظم رهبری در رابطه با شورای مجازی به کجا رسیده است. حجت الاسلام علیزاده گفت: در زیر چتر این شورا و
باید منزوی شد تا مستقل شد
آن استفاده می کردم. بعد متوجه شدم گنجینه خوبی در اختیار دارم. مدتی مسئول دفتر ادبیات ایثار بنیاد جانبازان شدم. به همین خاطر ادامه کار فرهنگی ام را تحت عنوان چهره های پر حادثه در آنجا دنبال کردم. پیش از من مجتبی رحماندوست مسؤول بود. با همین وضعیت جسمی از مهمان های پر حادثه دعوت می کردم؛ از خلبان های عملیات ها، از بچه های اطلاعات عملیات، از شیمیایی ها و از بسیجی ها از تیپ های مختلف. بعد
آزیتا لاچینی:11 ساله بودم که ازدواج کردم، 13 ساله بودم که فرزند اولم متولد شد.دخترم هم در 14 سالگی ...
شدم. یک روز دیدم حال و اوضاع خوبی ندارد، نه دکتری در نزدیکی مان بود و نه بیمارستان های امروزی بود. تا بیایم به خودم بجنبم حبیب را از دست دادم. دو سالش بود. باورم نمی شد به این زودی پسرم را از دست بدهم اما خب خدا خودش زندگی حبیب را به من هدیه داده بود و خودش حبیب را گرفت. هنوز داغ حبیب از یاد و دلم نرفته بود که همسرم هم در 27 سالگی فوت کرد. 14 ساله بودم که بیوه شدم؛ آن هم با یک فرزند .
پاسخ رحمتی به شایعه بستن استقلال در فصل نقل و انتقالات
صحبت ها واکنشی نشان ندادید؟ حرف هایی بود که جای جواب نداشت. باور کنید چند بار خنده ام گرفت و گفتم خدا را شکر که برخی مرا این قدر مهم تصور می کنند. این برخی به هر دلیلی از من خوش شان نمی آید و به دیدگاه شان احترام می گذارم. طوری در موردم صحبت می کردند که با خودم می گفتم من، ویتور کورلئونه بودم و خودم خبر نداشتم! * پدرخوانده، فیلم مورد علاقه تان بوده که اسم ویتور کورلئونه هنوز در ذهن تان
راننده تاکسی، کیف پر از پول و طلا را تحویل داد
به گزارش صبحانه ، راننده تاکسی که بعد از پیدا کردن کیف پر از پول و طلا در خودرواش جستجو برای یافتن صاحب آن را آغاز کرده بود پس از ساعتی توانست کیف را به پیرزن برساند. پنجشنبه، 25 مرداد امسال راننده تاکسی مانند هر روز دیگر صبح از خانه بیرون آمد و سوار خودرو خود شد و کار هر روزش را آغاز کرد. مسافران را یکی پس از دیگری سوار و پیاده می کرد. از یکی از خیابان های اصلی شهر دامغان به خیابان
علی ملاقلی پور: سرفیلمم را دارند می برند
به گزارش خلیج فارس به نقل از اعتماد؛ خلاصه که حواشی نخواسته ای که سبب واکنش او شده است این روزها بر فیلم علی ملاقلی پور سایه انداخته؛ فیلمی که در ایام این روزهای سینمای ایران اطوارهای فرمیک و لقمه را دوره سر چرخاندن مرسوم فیلم اولی ها را ندارد و سرراست قصه اش را تعریف می کند؛ اول و وسط و آخر دارد و مخاطب را سردرگم نمی کند. با او به دنیای متن و جهان بینی فیلمش همقدم شدم و با هم فیلم را دوباره خوانی کردیم. اما قبلش از علی ملاقلی پور درباره مسائل این روزهای فیلم و ا
بازیگران زن معتاد سینمای ایران ! + تصاویر
ایدز برخورد می کنند. منظورم این است که به این دو مشکل اصلا توجهی نمی شود. انگار اصلا این مشکلات در جامعه وجود ندارند. به عنوان یک بازیگر همیشه دوست داشتم نقش یک فرد معتاد را بازی کنم و اصلا خودم فرصت این کار را در فیلم در امتداد شهر به وجود آوردم. آقای عطشانی در نظر داشتند هر کس در جای خودش بازی کند ولی هنگامی که فیلمنامه را می خواندم متوجه شدم به خاطر نقشی که دارم باید زیر چشم هایم کبود باشد به
آهنگ زیبای ماه و ماهی + دانلود
پدرم یکهو در اتاق را باز کرد و آمد داخل. گفتم بسم الله الرحمن الرحیم! اما پدرم گفت راحت باشید. همان موقع من دف را کنار گذاشتم که سروصدا نکند و آرش کمانچه را ادامه داد. آن موقع پدرم شروع کرد به یک آواز بیات ترک خواندن. اولین بار بود که آواز خواندن پدرم را می شنیدم. یک ضبط کوچکی داشتم که یواشکی آوردم و صدایش را ضبط کردم. پدرم با اینکه همیشه فعالیت های قرآنی می کرد اما دید بازی داشت. هربار هم که
یک فنجان چای با فرشته مرگ!
که رابط من بود نشد و من هم با خود گفتم که این کار ظاهرا شدنی نیست. اما یک روز با من تماس گرفت و گفت:” یک نفر را دارم. یک پسر کاملا جوان”. سپس نشانی محل را به من داد و زمان ملاقات را تعیین و تاکید و سفارش کرد که به هیچ عنوان نباید موبایل و وسایل عکسبرداری و ضبط صوت با خودم داشته باشم زیرا فرماندهی طالبان به همراه داشتن هرگونه وسیله ای را که بتواند محل حضور افراد این گروه را مشخص کند ممنوع اعلام
بازی با گوگوش نابودم کرد / اعترافات بازیگر مرد به ارتباط های نامشروع
و خمیردندان معروف بود و حتی سیگار هم جز یکی دو بار نکشیده بود و همیشه صبح ها طناب می زد، به چنین وادی ای افتاد. این اعتیاد از چه زمانی شروع شد؟ دو سال بعد از در امتداد شب و در اثر روابط طراحی شده ناجوانمردانه ای که واسطه آن شهره آغداشلو بود. بعدها متوجه شدم یک پای قضیه هم [...] بود. بنا به دلایل شخصی که خودم در زندگی ایشان ناظر بودم، در لباس یک دوست وفادار پایین شهری این ارتباط را
پژمان حدادی: در دورانِ گذار هستیم
: ما با یکدیگر چند جلسه نشست داشتیم؛ اما هیچ قطعه ای از پیش مشخص نیست و این هم یکی دیگر از دلایلی است که جذابیت کار را برای من افزایش می دهد. آقای طلایی آگاهی کامل به موسیقی دستگاهی ایران دارند و ما در همین مدت کوتاه توانستیم ارتباط موسیقایی خوبی با یکدیگر برقرار کنیم و به همین جهت مطمئن ام که اجرای خوبی خواهیم داشت. همان طور که گفتم ایشان به فرم موسیقی کلاسیک ایران احاطه ی کاملی دارند و نوعی
شیطان اینترنتی
به گزارش پایگاه خبری پلیس، یکی از دوستانم پیشنهاد داد به سایت های اینترنتی خرید و فروش سری بزنم. در یکی از این سایت ها وسیله مورد نظرم را با عکس های شیک و قیمت مناسب پیدا کردم. با فروشنده تماس گرفتم. به او گفتم قرار است برایم خواستگار بیاید و دست مان خالی است. سرقیمت چانه زدیم وخوشحال بودم که یک تخفیف خوب هم گرفته ام. پولی که پدرم با هزار بدبختی جفت و جور کرده بود را برداشتم
سرمایه تولید فیلم محمد رسول الله پول خرید 2 پنت هاوس در شهر تهران است
است، و ما هم یک نوستالژی نسبت به فیلم عقاد داریم و نسبت به آنتونی کوئین، در حالی که در دنیای غرب به عکس است، یعنی اصلاً با این فیلم ارتباط برقرار نشده است و خیلی ها معتقدند که یکی از نقاط ضعف فیلم بازی آنتونی کوئین است، منظورم این است که همه چیز این قدر مطلق نیست که فکر می کنیم . زمان ساخت قسمت دوم و سوم مشخص نیست مجیدی در مورد ساخت قسمت های دوم و سوم فیلم هم گفت: هنوز چیزی
برنامه نود صدای آقا معلم را درآورد
می گفتند به درد تیم ما نمی خوری چون ساکت هستی و نمی توانی حق تیم را با اعتراض و داد و بیداد بگیری. من سرم را پایین می انداختم و چیزی نمی گفتم ولی آنقدر در خودم ریخته بودم که داشتم منفجر می شدم. چرا وقتی 30 سال سرم پایین بود هیچکس ندید؟ وی تصریح کرد: آن وقت بعد از آن اعتراض من، مدام آنرا نشان دادند و مقاله های زیادی درباره آن نوشتند. چرا وقتی 30 سال سرم پایین بود و اعتراض نمی کردم
مکتبخانه اکبر
درازی می کند که گویی مسهل هذیان خورده است! البته بعدها فهمیدم به این زهرماری های افیونی هم روی آورده بود و پرچانگی هایش اثر استفاده آنهاست. من که کم کم رویاهایم را بر باد رفته می دیدم گفتم: پرویز حتما شوخی می کنی؟ می خواهی همت مرا برای تحقیق و پژوهش به سخره بگیری؟ . گفت: راستی برای درس هایی که پروژه پژوهشی پایانی دارند و حتی برای پایانامه اصلا نگران نباش. خودم آشنا دارم، نصف قیمت بازار برایت ردیف
اعتصاب اسرا یک فریضه عبادی سیاسی بود
بخوانید و درخواست کرد خودمان را معرفی کنیم. نفر نخست حسن مستشرق از ساری خودش را معرفی کرد و نفر دوم من بودم، بیشتر وقت به معرفی بنده گذشت. گفتم ابوافضل محمدی هستم از قیدار استان زنجان، چهار بچه هستیم و برادر بزرگ من نیز در جبهه است. پدرم آسیابان است .مترجم نتوانست معنای آسیابان را به صدام بفهماند. آن ها برای رسیدن به اهداف خود بخش های زیادی از صحبت های من را در مستند سانسور کردند و در آن فیلم
حل مشکلات اقتصادی، کلید دور دوم ریاست روحانی
. اصلاح طلبی قبل از این که تکلیفش را با آمریکا روشن کند باید نسبت خود را با انقلاب و امام تعریف کند آمریکایی ها می گویند دنبال مهندسی جامعه ایران و تغییر رفتار در آن هستند. شما نسبت جریانات سیاسی اعم از اصلاح طلب و اصولگرا با این هدف آمریکا را چطور می بینید؟ داریوش سجادی: ابتدا صادقانه بگویم که من جزو جناح اصلاح طلبان بودم و هنوز هم هستم با تعریف خودم. این اصلاح طلبی
زندگینامه فریدون جیرانی به همراه مجموعه تصاویر
و زبان عامه پسند هم ارتباط برقرار می کند و یکی از علت های فروش زیاد فیلم هایت این است. آن هم در زمانی که سینما گرفتار خرده پیرنگ است، سینمای روشنفکری است، سینمای ضد داستان و سینمای ضد قصه گویی است و یک شرایط غیر طبیعی وجود دارد که این درواقع نظر من است، خودت از چه زاویه ای تحلیل می کنی، من تحلیل خودم را گفتم. آقای ده نمکی: حرف ها دوباره دارد سینمایی می شود، شما می دانید که در مباحث
دشمن خانگی
های شناسایی، دفترچه های بانکی و پول های نقدی که داشتم را بردارم. از اتومبیل حرفی نزد، چون به نام خودم بود. مادر و خواهرم زار می زدند و از پدرم می خواستند که یک بار دیگر مرا در یک مرکز بهتر و مجهزتر بستری کند. پدرم آنها را به داخل خانه هل می داد و می گفت بگذارید به دنبال بدبختی خودش برود. او را دیگر نمی توان نجات داد، من با این کار دارم شما را نجات می دهم. هیچ کدام از ما، آن روز معنی حرف پدرم را
لزوم ثبت مظلومیت مردم ایران در برابر استکبار جهانی/ ضرورت توجه اهالی قلم به تاریخ شفاهی دفاع مقدس
گفتم یک عملیات تکمیل کننده بود، که حدوداً سه ماه بعد از عملیات بدر در هورالعظیم انجام گرفت، در این عملیات به لشکر ویژه 25 کربلا مأموریت داده شد، پاسگاه بلالیه را به تصرف درآورد، آن طور که به یاد دارم، از هر گردان یک دسته نیرو برای تصرف این پاسگاه انتخاب شدند، این دسته توسط جانشین گردان هدایت می شد، نیروهای دسته انتخابی بودند، از بین بهترین نیروهای گردان انتخاب شدند، حدوداً هفت یا هشت بلم بودیم و
کهولت سن و فراموشی، باز هم با آبروی هاشمی بازی کرد!
انقلاب- با او قهر بودند. هاشمی می گوید اینها خون به دل امام کردند... آقای هاشمی خاطره ای هم در همین ارتباط تعریف می کند. خاطره ای از همراهی با آقای خامنه ای برای مجاب کردن همین آقا برای ادامه مبارزه. موضوع خاطره هم مربوط به سال 48 است. هاشمی می گوید دونفری -به اتفاق آقای خامنه ای- صبحانه رفتیم منزل آقای قدوسی. این آقا هم آنجا بود. نشستیم تا ظهر با او بحث کردیم تا قانعش کنیم. برای ادامه مبارزه. آخرش هم
نواهای پدرانه ای که بنیان گذار بزرگترین طرح تربیتی کودک در کشور شد/ جهان اسلام و بی توجهی به فرهنگ قرآن ...
حجت الاسلام محمدحسن راستگو، پژوهشگر فقه و اصول و بنیان گذار طرح تربیت مربی کودک و نوجوان در گفت وگو با کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا ، به توصیف و شرح مختصری از دوران کودکی خود پرداخت و گفت: من در خانواده ای روحانی بزرگ شدم، پدرم امام جماعت مسجد محله مان بود؛ از دوران کودکی، آن چه که در ذهنم نقش بسته، این است که پدرم به طور مداوم پس از نماز صبح، به خواندن حداقل یک جزء از قرآن اهتمام
گفتگو با کارگردان کلیپ هسته ای تتلو
ماندگار شدم. خیلی اتفاقی، یعنی چه اتفاقی افتاد؟ تقریبا دو سال پیش به ایران آمدم و از همان زمان ماندگار شدم چون کارم این بود و از قبل هم با بچه های موسیقی آشنایی داشتم. ارتباط تان با زیرزمینی ها به چه صورت شروع شد؟ من حتی زمانی که در سایر کشورها کار می کردم همیشه برنامه هایی برای ایرانی ها می ساختم که از طریق اینترنت منتشر می شد و برای دل خودم بود اما
ماجرای عروسکی که مونیز به صالحی داد
او می گوید: ماجرا از این قرار بود که ظاهرا یکی از خبرنگاران در تهران با خانواده ما تماس می گیرد و خبر تولد نوه من را جویا می شود و اسمش را هم می پرسد. بعد از آن خبر رسانه ای شد و من خودم هم از انتشار آن در رسانه ها متعجب شدم. بعد از انتشار آن خبر، آقای مونیز در یکی از جلسات دوجانبه عروسکی با آرم دانشگاه ام آی تی به عنوان هدیه تولد نوه ام به من داد و گفت: باید هر دو کمک کنیم که او هم مانند پدربزرگش
قتل دردناک شوهر با قرص برنج
زنی به اتهام قتل شوهرش دستگیر شده است. می گوید فریب مرد جوان را خورده و دست به این قتل زده است. 34 سال دارد و پس از سه سال زندگی مشترک نقشه قتل شوهرش که 12 سال از خودش بزرگ تر بود را طراحی و اجرا کرد. راز قتل خیلی زود فاش شد و بعد از دستگیری تازه فهمید فریب خورده و به خاطر هیچ زندگی اش را باخته است. چرا همسرت را کشتی؟ سه سال قبل صاحبکار پدرم به خواستگاری ام آمد. وضع