سایر منابع:
سایر خبرها
رازگشایی قتل مسافری از سوییس
در این کشور زندگی می کنند. چند روز بعد دختر و پسر این زن با اطلاع از موضوع مرگ مشکوک مادرشان بلافاصله خودشان را به ایران رساندند. این درحالی بود که بررسی آنها از اطلاعات حساب مادرشان نشان می داد پس از این جنایت مبلغ 180 میلیون تومان از حساب او برداشت شده است. همین سرنخ کافی بود تا با دستور بازپرس مدیرروستا ماموران برای شناسایی عامل یا عاملان این جنایت هولناک تحقیقات تخصصی خود را آغاز
مادر افسرده، 2 کودک خردسالش را سر برید!
با هماهنگی قضایی جسد پسر نوزاد و خواهرش به پزشکی قانونی و متهم به قتل و شوهرش به پلیس آگاهی منتقل شدند. همسرم قاتل است ابتدا پدر خانواده در اظهاراتش گفت: صبح که خانه را به قصد رفتن به محل کارم ترک کردم، همسرم و بچه ها کنار هم خوابیده بودند. ظهر که به خانه برگشتم کسی در را باز نکرد. در را با کلیدباز کردم و وارد خانه شدم. چند بار همسرم را صدا زدم اما پاسخی نداد. دلهره عجیبی
کرار؛ همسرم گفت ما مهم تریم یا اردوی استقلال
. چند عکس یادگاری با من گرفت و بعد گفت یک دقیقه صبر کن تا بروم آن طرف خیابان و بعد برگردم. سه، چهار دقیقه بعد با شاخه گلی آمد و آن را به من تقدیم کرد و گفت: تو را مثل پسرم دوست دارم، برای تماشای بازی های تراکتور به استادیوم می آیم و از گل هایی که برای ما می زنی، ممنون هستم و امیدوارم سال های سال در تراکتور بازی کنی و ما از دیدن بازی هایت لذت ببریم. شاید برخی ها تلاش کردند رابطه من و تبریزی ها را
کرار؛ همسرم گفت ما مهم تریم یا اردوی استقلال
دقایقی با یکدیگر صحبت کردیم. چند عکس یادگاری با من گرفت و بعد گفت یک دقیقه صبر کن تا بروم آن طرف خیابان و بعد برگردم. سه، چهار دقیقه بعد با شاخه گلی آمد و آن را به من تقدیم کرد و گفت: تو را مثل پسرم دوست دارم، برای تماشای بازی های تراکتور به استادیوم می آیم و از گل هایی که برای ما می زنی، ممنون هستم و امیدوارم سال های سال در تراکتور بازی کنی و ما از دیدن بازی هایت لذت ببریم. شاید برخی ها تلاش کردند
یک هفته هفت چهره؛ از حافظ ناظری تا جاسم کرار
برترین ها - ایمان عبدلی: عباس عراقچی یا (هضم نشدنی ،هفته) حدود دو هفته ی پیش بود که عباس عراقچی در گفت و گو با روزنامه ی اعتماد از عده ای گفت که متخصص برجام یا متخصص مخالف با برجام هستند و اضافه کرده بود که : البته تمام این مسایل نعمت است و به رشد جامعه کمک می کند ،این مسائل نشان می دهد که توان هضم جامعه در این خصوص بالا رفته است اما این روزها عراقچی به عنوان نماینده ی تیم
هم نشینی با دایی افتخار است
های این فوتبال بودند و من از نوجوانی پیگیر بازی و مربیگری این اسطوره ها بودم و هیچ وقت از بزرگان دلخور نمی شوم. اگر درگیر تمرین نمایش غرب واقعی استاد داریوش مهرجویی نبودم، حتماً به دعوت پروین جواب می دادم. این نمایش تلفیقی است از سینما و تئاتر و تمرین های سختی دارد و برنامه تمرین فشرده بود و نشد برای تیم ستاره ها بازی کنم. علی پروین چند سال پیش همراه خانواده اش به دیدن نمایش من آمد و لطف او را
پسر خردسال، شیطان را به دام انداخت
مرد جوان که با ربودن پسران آنها را مورد آزار و اذیت قرار می داد، زمانی که برای طرح شکایت درباره سرقت تلفن همراهش به کلانتری رفت، تصور نمی کرد یکی از قربانیانش هم آنجا باشد. مرد شیطان صفت مدعی شده در کودکی خود قربانی آزار و اذیت شده و برای انتقام کودکان را می ربوده است. به گزارش جام جم، بهمن سال گذشته مردی با حضو در پلیس آگاهی شهرستان شهریار در غرب استان تهران از گم شدن پسر خردسالش خبر
اعتراف به قتل پس از 10 سال
آژانس کار می کرد. حالا چند روزی است که به خانه بازنگشته و گم شده است. چند بار به موبایلش زنگ زدم، خاموش یا از دسترس خارج بود. حتی از دوستان و اقوام نیز جویای حالش شدم اما آنان هم از سرنوشت پسرم بی اطلاع هستند. با ادعاهای این پدر نگران بازپرس به تیمی از پلیس دستور داد تا تحقیقاتی را برای یافتن جوان گمشده آغاز کنند. روز 31 شهریور ماه بود که جسد عقیل از دره ای واقع در جاجرود بیرون کشیده شد و پلیس با
اعتیاد در زنان، دروازه ظلمات خانواده
فهمیدم که آدم بی بند و باری است؟... طاقت نیاوردم و دو فرزندم را رها کرده و طلاق گرفتم. لیلا در مورد عاقبت فرزندانش می گوید: دخترم را که بعد از مدتی به من گفتند مرده، اما شنیدم او را به خانواده ای داده اند، اما پسرم که الان 22 سال سن دارد به خاطر بی خیالی پدرش نسبت به آینده بچه ها، تا سوم راهنمایی درس خواند و شنیده ام حشیش مصرف می کند. لیلا شوهر دومش را عامل اعتیاد خود دانسته و می گوید
اعتراف دختر پسرنما به سرقت از مسافران
آن وابسته شده ام که نمی توانم ترک کنم. مدتی در لباس پسرانه در پارک ها چرخیدم تا این که مجبور شدم دست به سرقت و جیب بری بزنم و نقشه سرقت از افراد شهرستانی در ترمینال غرب و جنوب به ذهنم رسید. یک ماه قبل با پوشیدن لباس زنانه حوالی ترمینال غرب پرسه می زدم که پسر جوانی که از شهرهای غربی کشور برای کار به تهران آمده بود به من ابراز علاقه کرد. من هم با او طرح دوستی ریختم و دو ساعت بعد در فرصت
کابوس های وحشتناک رهایم نمی کند
پرونده جنایی در پاسخ به سوال قاضی ویژه قتل عمد که در آن وقت شب کجا رفتی؟ گفت: به آژانس تلفنی زنگ زدم و خودرویی را به مقصد شهرهای شمالی کشور اجاره کردم. چند روز را با پیرمردی که راننده خودرو بود در شهرهای شمال سپری کردم و پس از آن دوباره به مشهد بازگشتم که توسط کارآگاهان اداره جنایی دستگیر شدم. وی ادامه داد: من از نظر مالی مشکلی نداشتم، اما نمی دانم چرا دست به این کار زدم و هم اکنون نیز
سقوط دختر نوجوان هنگام فرار از دست مرد شیطان صفت
سقوط دختر 17 ساله که از ناحیه مهره گردن آسیب دیده بود در مورد علت سقوطش گفت:چندی قبل از خانه فرار کردم و شب ها در خیابان می خوابیدم تا اینکه با پسر جوانی به نام میلاد آشنا شدم. او ادعا کرد می توانم در خانه اش زندگی کنم. وقتی به خانه او رفتم او سه روز مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و بعد از آن ادعا کرد قرار است دوستانش را به خانه بیاورد که من از ترس خودم را از طبقه اول به پایین پرتاب کردم تا فرار کنم
پیرزن تنها را چه کسی کشت؟
بودم و ناچار شدم از کوکب که رابطه خوبی با هم داشتیم مبلغی پول قرض بگیرم. قرار بود آن مبلغ را زود پس بدهم، اما مشکلات مالی باعث شد نتوانم به عهدم عمل کنم. از طرفی کوکب برای گرفتن طلبش مرتب مرا در فشار می گذاشت و همین امر باعث شده بود با هم دچار اختلاف شویم، تا اینکه روز حادثه به خانه او رفتم و وی را بعد از کمی جروبحث به قتل رساندم . نفیسه چند روز بعد از اعتراف به جنایت حرف هایش را پس گرفت
پایان سناریوی ربودن کارگردان سینما با آشتی
اختلافمان را حل کنیم. شاپور با خودش مقداری غذای خانگی آورده بود که بعد از خوردن آن به خواب سنگینی رفتم. وقتی بیدار شدم او را همراه دو مرد غریبه بر بالین خودم دیدم. آنها مدعی شدند مأمور هستند و به بهانه بازجویی مرا از خانه خارج و سوار یک خودرو کردند. بعد هم مرا تحویل کمپ ترک اعتیادی حوالی کرج دادند. ماجرا را برای مدیر کمپ توضیح دادم و گفتم که معتاد نیستم اما حرف هایم را قبول نکرد. 27 روز در آنجا حبس شدم
سرنوشت شوم دختر فراری
بردم. من اتهام آزار و اذیت را قبول ندارم و او را به زور به خانه نیاوردم. دختر 17 ساله با بازرسی خانه توانسته بود پول های برادرم را پیدا کند و قصد سرقت پول را داشت که من متوجه موضوع شدم و او از ترس خودش را از طبقه اول به بیرون پرت کرد. با اظهارات پسر شیطان صفت او برای تحقیقات بیشتر توسط محسن مدیرروستا بازپرس شعبه ششم دادسرای امور جنایی بازداشت شد
تجاوز به یک دختر 8 ساله در دستشویی مدرسه
نشان کرد؛ یکساله بودم که پدر و مادرم در حادثه ای جان باختند. مردی که نسبت دوری با پدر و مادرم داشت، سرپرستی ام را به عهده گرفت و مرا از زادگاهم به روستای چهل من سنگ آورد. در اینجا بزرگ شدم و اهالی به من کمک می کردند. در کودکی چند بار قربانی آزار و اذیت شدم اما به خاطر ترس موضوع را به کسی نگفتم تا این که یک سال قبل ازدواج کردم و همسرم چهار ماهه باردار است. همیشه حس حقارت داشتم و نمی دانم چرا دخترک
مادر اگنس از ماجرای آن 6500 نفر می گوید
محسن اسلام زاده- هادی ذالکی مادر اگنس مریم صلیبی رئیس صومعه یعقوب است. پدرش فلسطینی و مادر وی لبنانی است. خودش هم زاده لبنان است. به قول خودش: وارد گروه راهبه های کِرمِل شدم. یک گروه راهبه تشکیل دادیم که نامش گروه وحدت انطاکیه است. این گروه به پرستش خداوند متعال می پردازد و از زائران استقبال می کند و به امور معنوی و مذهبی آنان رسیدگی می کند. مادر اگنس و تیم همراهش را می توان گروهی موفق در موضوع حقوق بشر سوریه دانست که با خطرکردن و به خطر انداختن جان خودشان سعی در کشف حقیقت دارند. همچنین برملاشدن دروغ استفاده سوریه از سلاح ...
شیطان انسان نما
، وقتی شهریار را به پارک بردم تا در حضور خودم بازی کند ناگهان آن مرد شیطان صفت را دیدیم و با پلیس تماس گرفتم. شایان ذکر است به دستور سرهنگ سلطانی فر متهم پس از اعتراف به اعمال زشت خود به مراجع قضایی معرفی شد. - باشگاه خبر نگاران ------------- با کلیک بر روی لینکهای ذیل تمامی روزنامه های کشور را رایگان مطالعه کنید ------------- روزنامه های عمومی | روزنامه های اقتصادی | روزنامه های ورزشی | سایر روزنامه ها | هفته نامه و ماهنامه | نشریات استانی + 2 - 0 ...
ترک اعتیاد اجباری جنایت آفرید
را آغاز کردند تا اینکه وی ساعت15 یکشنبه 15شهریور پس از گذشت 4روز از جنایت به اداره آگاهی رفت و خودش را معرفی کرد. او روز گذشته به دادسرای جنایی تهران منتقل شد و وقتی در برابر قاضی بستان زاده، بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران قرار گرفت به قتل اقرار کرد و به دستور قاضی برای ادامه تحقیقات در اختیار اداره آگاهی قرار گرفت گفت و گو با متهم چند سال داری؟ 25سال.
نگاه و نقدی به فیلم درام دوران عاشقی ساخته علیرضا رئیسیان
به گزارش صاحب نیوز به نقل از ندای اصفهان- حجت الاسلام والمسلمین مهران آدرویش/ دور عاشقی گذشت و نوبت ماست / هر کسی پنج روز نوبت اوست خیلی وقت است که اعتماد به ارزش دیدن یک فیلم ایرانی کم شده اما باز هم گلی به جمال برخی از بازیگران که اغلب موارد جز در فیلم های خوب حاضر به ایفای نقش نیستند و ارزش هنر را می دانند؛ کسانی که قبل از پول به ارزش فیلم توجه دارند و مخاطب به اعتبار
بخشش اعدامی، پای چوبه دار در خوی
مزرعه متروکه دفن کردم. نمی دانم چه شد این تصمیم هولناک را گرفتم. در ادامه کارآگاهان جنایی متهم را به محل دفن جسد پسر شش ساله منتقل کردند و به این ترتیب جسد کشف و به پزشکی قانونی منتقل شد. پسر جوان به قتل پسر هفت ساله ای هم اعتراف کرد. متهم به قتل پس از بازسازی صحنه جنایت روانه زندان شد. مدتی بعد در دادگاه محاکمه و به دو بار قصاص در ملأعام محکوم شد که حکم صادره پس از تائید توسط قضات
گفت وگو با عامل قتل وحشیانه پسر 10 ساله تهرانی
به گزارش گلستان ما، روزنامه ایران نوشت: عامل قتل وحشیانه پسر 10 ساله تهرانی وقتی لالایی های سوزناک مادرانه را شنید به گریه افتاد.مادر سپهر کوچولو که هنوز در شوک مرگ داغ پسر نمکینش است در حالی که بشدت گریه می کرد با قامتی خمیده به اتاق بازپرس منافی آذر در شعبه سوم دادسرای امور جنایی وارد شد. این مادر که هنوز صحنه جان دادن کودکش کابوس وار جلوی چشمانش بود با دیدن قاتل بی رحم پسرش ناله کنان به سمت او
معمای کشف جسد سوخته در بازار تهران
بوده و کسی داخل آن نیست. با آغاز تحقیقات از اهالی،آنها اعلام کردند پسر 25ساله ای به نام شهرام در کارگاه لباس کار می کند. با حضور بستگان شهرام در محل آنها اعلام کردند جسد متعلق به شهرام است و آنها نمی دانند چه کسی او را به قتل رسانده است. رضا یکی از بستگان مقتول در بازجویی ها گفت: از چند سال قبل همراه شهرام و چند نفر از بچه های فامیل از زنجان برای کار به تهران آمدیم و در کارگاه
من یک فیلم آخری هستم!
رفتار من معترض بودند هم حق می دهم، چون آنها نمی دانند چه سلسله اتفاق هایی باعث این رفتار من شد. برخی نمی خواستند فیلم من دیده شود. خب در این میان آقای ایوبی خیلی به من کمک کردند اما بخشی از بدنه سینما که قدرت زیاد دارند، در بخش هایی سنگ اندازی کردند. من کلی فکر کردم که چه کار کنم که فیلمم دیده شود، از چند سال پیش جزوه ای به نام جزوه فروش نوشته بودم تا هر زمانی که وارد سینما شدم از آن استفاده کنم
راز شلیک های آدمکش اجاره ای
پرداخته و تفنگی که با آن پسر جوان هدف قرار گرفته بود را پیدا کردند. جوان قوی هیکل که راز شلیک مرگبار خود را فاش شده می دید و می دانست پلیس برای مجرم شناختن او دلایل و مدارک و مستندات غیرقابل انکاری در اختیار دارد لب به اعتراف گشود و فاش کرد که مرد جوانی به نام محمد با پرداخت پول او را برای هدف قرار دادن قربانی جنایت اجیر کرده است. سرهنگ سید محسن جعفری فرمانده پلیس بابل در
ربودن دختر 15 ساله برای خرید آیفون!
سلامانه : به گزارش خبرآنلاین پس از اعلام شکایت مرد میانسالی به نام یدالله در شعبه 5 بازپرسی دادسرای ویژه امورجنایی پایتخت پرونده ای با عنوان آدم ربایی در این شعبه تشکیل و به دستور بازپرس آرش سیفی تیمی از ماموران آگاهی مشغول رسیدگی به این پرونده شدند. یدالله در اظهاراتش به ماموران گفته بود:من ساکن محله دلاوران در شرق تهران هستم . مدتی پیش از همسرم جدا شدم و با مادرم و تنها
داستان غم انگیر مرگ مادر باردار به خاطر اشتباهات پزشکی
کرد نامه را امضا کنم. من هم مجبور شدم نامه را مشروط امضا و اعلام کنم هرگونه عوارض و عواقب بعدی را نمی پذیرم متاسفانه این نامه مشرط در پرونده من نیست. نکته جالب این است که دقیقا 5 دقیقه بعد از امضا من پسرم را دیدم. یعنی قبل از دریافت امضای من همسرم را سزارین کرده بودند. بعد از یک ساعت (8:30صبح) در حالی که به همسرم آمبوبک می زدند به سمت آی سی یو بردند. حتی در آن زمان هم از شرایط او به ما توضیحی
پاداش بیش از 3 قرن خدمت در حسینیه
ابراهیم در 3 خرداد سال 1336 ،6 ماهه بدنیا آمد. حسین در ماه محرم سال 41. هم سن و سال و همبازی های خوبی بودند از صبح تا غروب در باغچه حیاط خانه سرگرم می شدند. البته حسین خیلی آرام بود. آنقدر که اگر کسی او را نمی شناخت، فکر نمی کرد او هم پسر من است! مثلاً اگر سر سفره برایش غذا نمی ریختم، نمی گفت غذای من کو! اینقدر صبور بود. *لباس چند سال مصرف! آن روزها مثل بقیه مردم
شهردار 10ساله در پایتخت بی تخت
دانشگاه، چهره یک اصولگرای متعصب را از او به نمایش می گذاشت. چند روز بعد از ماجرای کوی دانشگاه تهران (18 تیر 1378) که مصادف با تصدی فرماندهی نیروی هوایی سپاه او بود روزنامه کیهان نامه محرمانه جمعی از فرماندهان سپاه به محمد خاتمی، ریاست جمهوری اسلامی ایران را منتشر کرد. فرماندهان امضا کننده نامه نوشته بودند که کاسه صبر ایشان لبریز شده و اگر دولت نا آرامی ها را کنترل نکند وارد عمل خواهند شد. نام محمد
متهم: در کمپ ترک اعتیاد ابروهایم را تراشیده بودند
اصابت چاقو به کتفش زخمی شده بود، مورد تحقیق قرار گرفت. او در شرح ماجرا گفت: ساعتی قبل مردی با کمپ تماس گرفت و خواست برای انتقال پسر معتادش به کمپ، به خانه شان برویم. من هم همراه دو برادرم به درخواست مدیر کمپ راهی خانه آن مرد شدیم. وقتی مقابل ساختمان رسیدیم، پدر سعید گفت که پسرش داخل آپارتمانشان در طبقه سوم است. پس از اینکه با راهنمایی آن مرد وارد خانه اش شدیم، ناگهان سعید با چاقو به طرف ما حمله کرد