سایر خبرها
فرار مرگبار جوان معتاد از کمپ ترک اعتیاد
سعید به پلیس آگاهی همکاری لازم را به کارآگاهان اداره دهم داشته باشند. سرانجام در ساعت 3 بعداز ظهر روز 15 شهریور 94، متهم با حضور در اداره دهم پلیس آگاهی خود را تسلیم کرد؛ او در اعترافاتش و درباره روز جنایت به کارآگاهان گفت: "به خاطر مصرف موادمخدر با پدرم دچار اختلاف شدید شدم ؛ حدود دو شب قبل از حادثه ، از خانه بیرون آمده و با ماشین در خیابان پرسه می زدم؛ دچار بی خوابی و خستگی شدید شده
تسلیم قاتل افیونی نزد پلیس
آنها خواسته تا برای انتقال پسرش به کمپ و انجام اقدامات درمانی برای ترک مصرف مواد مخدر اقدام کنند . میثم نیز که زخمی شده است ادامه داد : زمانی که با پدر خانواده وارد خانه شدیم، بیمار در آشپزخانه حضور داشت . به سمتش رفتیم اما ناگهان او به سمت برادرم حمله ور شد و با چاقو ضربه ای به او زد . قصد کمک کردن به برادرم را داشتم که قاتل مرا نیز از ناحیه کتف زخمی کرد و پس از آن خانه را ترک کرد و
قتل به خاطر ایجاد مزاحمت برای خواهر
منجر به قتل آغاز شد. با حضور ماموران در محل درگیری مشخص شد پسری جوان به نام علی در یک درگیری دسته جمعی توسط پسری دیگر مورد اصابت چاقو قرار گرفته و به دلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داده است. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی پرونده ای با موضوع قتل عمد تشکیل و برای رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. کارآگاهان در نخستین گام اقدام به شناسایی عاملان درگیری
لجبازی با پدر از من قاتل خواست
جوان وقتی با ماموران کمپ اعتیاد در خانه روبرو شد فکر نمی کرد پدرش تهدیدش را عملی کند.به همین دلیل با آنها درگیر و مرد 36 ساله را به قتل رساند. در حاشیه جلسه بازپرسی گفتگویی را با او انجام دادیم که در ادامه می خوانید. چرا معتاد شدی؟ لجبازی با پدرم من را به سمت نابودی برد. او مرد پولداری است اما همیشه خسیس بود و هیچ وقت به من پول نمی داد تا برای خودم کاسبی راه
جزییات دستگیری قاتل پسر بچه 10 ساله + تصاویر
دستگیری قاتل آغاز کردند. با حضور مأمورین کلانتری در محل و در بررسی های اولیه مشخص شد که جسد متعلق به پسربچه ای 10 ساله بنام سپهر است که پس از خرید نان و در زمان مراجعه به خانه درحالی که از ناحیه گردن دچار بریدگی عمیق گردن شده، به قتل رسیده است. پرونده در اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام خبر کشف جسد به اداره دهم و قاضی کشیک ویژه قتل، بلافاصله تیم بررسی
گفت وگو با عامل قتل وحشیانه پسر 10 ساله تهرانی
به گزارش گلستان ما، روزنامه ایران نوشت: عامل قتل وحشیانه پسر 10 ساله تهرانی وقتی لالایی های سوزناک مادرانه را شنید به گریه افتاد.مادر سپهر کوچولو که هنوز در شوک مرگ داغ پسر نمکینش است در حالی که بشدت گریه می کرد با قامتی خمیده به اتاق بازپرس منافی آذر در شعبه سوم دادسرای امور جنایی وارد شد. این مادر که هنوز صحنه جان دادن کودکش کابوس وار جلوی چشمانش بود با دیدن قاتل بی رحم پسرش ناله کنان به سمت او
متهم: در کمپ ترک اعتیاد ابروهایم را تراشیده بودند
. ابتدا برادرم امیر را با چاقو هدف قرار داد. من و برادر دیگرم قصد کمک به امیر را داشتیم که پسر معتاد به طرف ما حمله کرد. او با چاقو ضربه ای به کتف من زد. بعد راه فراری به طرف در خروجی پیدا کرد و از محل گریخت. در حالی که تلاش کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی برای بازداشت متهم جریان داشت، متهم 26 ساله دو روز قبل خودش را تسلیم پلیس کرد. سعید به ارتکاب قتل امیر و زخمی کردن میثم اقرار کرد و در
اعتراف قاتل 17 ساله
/> بلافاصله مشخصات جوان فقدانی با مشخصات جسد کشف شده در منطقه کهریزک مطابقت داده شد و کارآگاهان اداره دهم موفق به شناسایی هویت جسد ناشناس شدند که خانواده فقدانی نیز پس از حضور در پزشکی قانونی، جسد محمدرضا را مورد شناسایی قرار دادند. با شناسایی هویت جسد، کارآگاهان در دومین مرحله از رسیدگی به پرونده به تحقیق از دوستان و افراد مرتبط با مقتول پرداخته و طی چندین نوبت دعوت از دوستان مقتول به
قاتل سپهر کوچولو:زودتر اعدامم کنید!
اعتیاد 5 سال بعد اخراج شدم و از آن زمان بیکار هستم. چگونه معتاد شدی؟ اولین بار برادرم به من ماده مخدر داد اما در حال حاضر مفتاد به مرفین هستم و این مخدر را تزریق می کنم. تو که بیکاری پول مواد را از کجا می آوری؟ از مادرم می گیرم وقتی هم او پول ندهد با فروش وسایلم پول مواد را به دست می آوردم. چندی قبل با فروش کفشم پول مواد را در آوردم. مواد را کجا
اعتراف به قتل پس از 10 سال
آژانس کار می کرد. حالا چند روزی است که به خانه بازنگشته و گم شده است. چند بار به موبایلش زنگ زدم، خاموش یا از دسترس خارج بود. حتی از دوستان و اقوام نیز جویای حالش شدم اما آنان هم از سرنوشت پسرم بی اطلاع هستند. با ادعاهای این پدر نگران بازپرس به تیمی از پلیس دستور داد تا تحقیقاتی را برای یافتن جوان گمشده آغاز کنند. روز 31 شهریور ماه بود که جسد عقیل از دره ای واقع در جاجرود بیرون کشیده شد و پلیس با
13 سال انتظار برای سرانجام پرونده قتل
ورود به خانه مقتول و تیراندازی کرده است. متهم در بازجویی ها گفت که به مقتول درخصوص قاچاق مواد مخدر مظنون بوده و به همین دلیل سراغ وی رفته بود. وی ادامه داد: اطلاعاتی به دست آورده بودیم که نشان می داد حسن قاچاقچی مواد مخدر است. وقتی برای بازرسی به خانه اش رفتیم، جلوی در کلت کمری همکارم روی زمین افتاد و حسن می خواست آن را بردارد که من دستش را نشانه گرفتم و شلیک کردم اما نمی دانم چطور گلوله
ترک اعتیاد اجباری جنایت آفرید
. عامل جنایت نیز با لباس راحتی فرار کرده است. سومین برادر که در محل جنایت حضور داشت، به ماموران گفت: ما 3برادر پرسنل کمپی در کرج هستیم و در آنجا کار می کردیم که روز حادثه پدر جوان معتاد(قاتل) با ما تماس گرفت و گفت که پسرش حاضر به ترک نیست و از ما خواست تا برای انتقال او به کمپ به خانه اش برویم. من همراه 2 برادر دیگرم راهی خانه وی در غرب پایتخت شدیم. پسر معتاد در آشپزخانه پنهان شده بود و
بخشش قاتل 2 کودک، ثانیه ای قبل از مرگ
اعدامش نکنید او را بخشیدم.برای رضای خداوند و حرمت امام حسین (ع) از خون فرزندم گذشتم. این جوان را می بخشم، باشد که راه راست را در زندگی اش پیدا کند. این بخشی از سخنان مادر داغدیده است که فقط چند ثانیه مانده به اجرای حکم قصاص قاتل فرزندش در میدان شهرستان خوی، او را بخشید. جوان 26 ساله که به اتهام قتل پسر خردسالی، قرار بود در میدان شهرستان خوی مقابل دیدگان مردم به دار مجازات آویخته شود
ابهام 11 ساله در پرونده جنایت دسته جمعی
هم به حمایت از من خودش را قاتل معرفی کرد و گفت که او هم با چاقو ضرباتی به مقتول وارد کرده است. در صورتی که ضربه ها را فقط من زدم. در ادامه متهم دیگر این پرونده نیز به قضات گفت: من چون می خواستم معرفت نشان دهم و دوستم را تنها نگذارم به این جنایت اعتراف کردم. در صورتی که اصلا ضربه ای به مقتول نزدم و این قتل کار من نیست. من فقط در آن محل حضور داشتم. با این اظهارات در پایان جلسه محاکمه
اعتراف به جنایت شبانه
مشخص شد مقتول روز آخر مرداد همراه این نوجوان بود به همین دلیل با هماهنگی مقام قضائی، این شخص دستگیر شد و برای ادامه تحقیقات در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. سعید در اظهارات اولیه اش به کارآگاهان گفت: روز 31 مرداد همراه مقتول در پارک بودم، اما در پایان شب از یکدیگر جدا شدیم و من به خانه رفتم. پس از آن دیگر از مقتول هیچ خبری ندارم؛ فقط زمانی که قصد جداشدن از یکدیگر را
نوجوان 17 ساله دوستش را با ضربات چاقو به قتل رساند/ رها کردن جسد قربانی در کنار خیابان+ تصاویر
تحقیقات در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت . اعتراف به جنایت : سعید در اظهارات اولیه به کارآگاهان عنوان کرده بود : “در مورخه 31/05/1394 بهمراه مقتول در پارک بودم اما در پایان شب از یکدیگر جدا شدیم و من به خانه آمدم و پس از آن دیگر از مقتول هیچ خبری ندارم فقط زمانیکه قصد جدا شدن از یکدیگر را داشتیم ، محمدرضا عنوان نمود که قصد دارد تا به منطقه شورآباد برود تا شخصی
دادن قرص خواب آور به شوهر و قتل او با چاقو هنگام از تفریح
ام از خودرویش پیاده شد و با چوب و چاقویی که داشت ضربه هایی به وی زد. با اطمینان از مرگ شوهرم، مرا به نزدیکی خانه ام رساند و فرار کرد. در ادامه دیگر متهم پرونده نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و دو روز پیش با دستور قاضی جواد حسینی، بازپرس جنایی مشهد در این شهر دستگیر و به پلیس آگاهی شهرستان الیگودرز منتقل شد. او هم در بازجویی به همدستی با همسر مقتول در این جنایت اعتراف کرد. هشدار
جزئیات شهادت مامور پلیس از زبان رئیس پلیس پایتخت/پدر بی رحم 30 سال دخترش را قربانی اعمال پلید خود ...
کشته بر جای گذاشت. برخورد پراید با با درخت 4 کشته و مجروح برجای گذاشت سخنگوی سازمان آتش نشانی گفت: یک دستگاه خودروی پراید به دلیل نامشخصی از مسیر اصلی خود منحرف و پس از برخورد با چند اصله درخت با دیوار بیرونی یک کارخانه برخورد و در محل متوقف شد. اجیر کردن آدم کش گدا برای قتل همسر/ صورت زن جوان با ضربات چکش له شد یک مامور آتش نشانی اهل " امریکا " همسر خود را به
نقشه شوم دو برادر برای کشتن پدر و مادر
به گزارش ایران، پلیس جورجیای امریکا دو برادر را به جرم توطئه قتل پدر و مادرشان بازداشت کرد. متهمان یوون اروین 22 ساله و برادرش کامرون اروین 17 ساله پس از کتک زدن پدرشان قصد داشتند خانه شان را در آتلانتا به آتش بکشند تا پدر و مادرشان را در میان شعله های آتش بسوزانند. در همان زمان مادر خانواده فوراً با پلیس تماس گرفته و گزارش داده که پسرانش قصد دارند وی و پدرشان را به قتل
معمای قتل دختر یاسوجی هنوز سر به مُهر دارد
به خانه در مسیر جاده چنارستان دچار سرنوشت نامعلومی شد و فردای آن روز صبح جنازه اش در حالیکه مورد ضرب و شتم قرار گرفته، چاقو خورده و سه گلوله نیز به او شلیک شده پیدا شد. شوهر خواهر عاطفه پیش از این درباره مطلع شدنشان از قتل عاطفه گفته بود آن روز خانواده عاطفه مهمان داشتند و قرار بود که او از کلاس زبان زودتر بازگردد. عاطفه به محض خروج از آموزشگاه زبان با مادر خودتماس گرفت و
همسرم قاتل است!
.... بلافاصله چند تکه پارچه آوردم و سعی کردم با بستن گلویشان جلوی خونریزی را بگیرم اما خیلی دیر شده بود و هر دوی آنها مرده بودند. چاقو را برداشتم و می خواستم به زندگی خودم هم پایان دهم که جرات این کار را نداشتم. خیلی پشیمان شده بودم اما دیر شده بود و آنها نمی توانستند زنده شوند. آن قدر گریه کردم که حالم بد شده و کنار جسد بچه ها افتادم و خوابم برد. پشیمانم. مرا زودتر مجازات کنید. بررسی سلامت روانی متهم به قتل پس از تحقیقات مقدماتی روانه زندان شد و قرار است به پزشکی قانونی معرفی شود تا مشخص شود در روز جنایت دچار جنون شده یا نه؟ ...
آشنایی با شهدای قیام خونین 17 شهریور آران و بیدگل
رژیم، برای دستگیری او را تعقیب کردند اما او بدون هیچ گونه هراسی، به مبارزه اش ادامه می داد و علیه رژیم شاه فعالیت می کرد. وی سرانجام در 17 شهریور 57، هم زمان با واقعه جمعه سیاه تهران، در حرکت خودجوش مردم مسلمان آران و بیدگل، هنگامی که مشت های گره کرده و آهنینش علیه شاه و مزدورانش به آسمان بلند بود، به دست عوامل رژیم شاه در خیابان محمد هلال(ع)، به ضرب گلوله به شهادت رسید و در گلزار شهدای
مرد ایرانی، متهم به قتل شریک ترکیه ای
آید . متهم درباره اینکه با چه وسیله ای به مقتول ضربه زده است گفت: وقتی دستم را به اطراف انداختم یک چاقو دم دستم آمد و همان را برداشتم چاقو وسیله ای بود که ما در کارگاه استفاده می کردیم با همان هم ضربه زدم، اما قصدم اصلا کشتن او نبود و فقط ضربه زدم تا چوب از دست محمت بیفتد، اما خونریزی شدید و ضربه ای که به سینه اش برخورد کرده بود باعث شد درجا فوت شود. دیگر کاری از دستم برنمی آمد
اعتیاد در زنان، دروازه ظلمات خانواده
: شوهر دومم اولش معتاد نبود، اما رفاه زیاد معتادش کرد. یک سال بعد از ازدواج هروئینی شد و بعدش هم رفت توی جلد من.. نمی خواستم برای مصرف به این ور و آن ور برود و از دستش بدهم. اجازه مصرف در محیط خانه را به او دادم. همراهی گاه و بیگاهم در مصرف مواد مرا به دام اعتیاد کشاند، بدبختی، خانواده اش هم همه چیز را از چشم من می دیدند، بالاخره هم آنقدر آتش سوزاندند که طلاق گرفتم. ** مسئولان باید فکری برای
پایان نزاع خونین شمشیر به دستان
چاقو مجروح شدند بدین ترتیب عوامل نزاع با سوارشدن به 2 دستگاه خودروسواری پژو 405 و 206 از محل وقوع نزاع فرار کردند. سرهنگ نیکمرام گفت: عاملان نزاع خونین تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند و با شلیک گلوله از سوی ماموران انتظامی روبه رو شدند. رئیس پلیس مشهد خاطرنشان کرد: در این هنگام، یکی از گلوله ها به دست راست جوان 33 ساله ای اصابت کرد و ماموران موفق شدند 6 تن از شرکت کنندگان در نزاع
23 سال تلاش و تحصیل با پا های مصنوعی 20 کیلویی
جنگ تحمیلی، با آنکه در سنین میانسالی بود، بسیجی وار به جبهه می رود. بعد از اینکه پدربزرگم فراغتی از جنگ می یابد، پدرم عزم رفتن می کند و در دوران خدمت سربازی به لشکر 28 پیاده کردستان می پیوندد و دو سال تمام در مناطق جنگی خدمت می کند. تنها 20 روز مانده به پایان خدمتش هم در سال 65 و در منطقه پنجوین از ناحیه هر دو پا مجروح می شود. پدرم تعریف می کرد به اتفاق هفت نفر از همرزمانش بودند که گلوله خمپاره ای
آشنایی با شهدای 17 شهریور آران و بیدگل
، برای دستگیری او را تعقیب کردند اما او بدون هیچ گونه هراسی، به مبارزه اش ادامه می داد و علیه رژیم شاه فعالیت می کرد. وی سرانجام در 17 شهریور 57، هم زمان با واقعه جمعه سیاه تهران، در حرکت خودجوش مردم مسلمان آران و بیدگل، هنگامی که مشت های گره کرده و آهنینش علیه شاه و مزدورانش به آسمان بلند بود، به دست عوامل رژیم شاه در خیابان محمد هلال(ع)، به ضرب گلوله به شهادت رسید و در گلزار شهدای امام
روزی که از دست دادن قسمتی از بدن مدال افتخار بود
، شهید فاتحی از روستای بابی کندی بود. چند ماهی گذشت برادر کوچکم که در منطقه جنوب بود، مجروح و به خانه بازگشت. سال 61 که در سطح تحصیل سوم راهنمایی بودم راغب برای اعزام به جبهه بودم اما رضایت پدر لازم بود، اما با استفاده از موقیعت سرهنگ پاسدار عظیم دشتی و پسر شهید بزگوار غفور فاتحی توانستم برگ اعزام دریافت کنم. وجودی که کار روستا تمام شدنی نبود، اولین بار به منطقه کردستان شهر اشنویه جایی که
راز شلیک های آدمکش اجاره ای
آغاز شد. مأموران با بکارگیری منابع اطلاعاتی و تحقیقات گسترده پلیسی موفق شدند پس از 5 روز تلاش شبانه روزی عامل این جنایت به نام مهدی را شناسایی و در عملیاتی وی را دستگیر کنند. درادامه تحقیقات پلیسی و کشف تفنگی که مقتول با آن به قتل رسیده بود در خانه این مرد، وی پرده از دست داشتن شخص دیگری در این ماجرا برداشت. قاتل اجاره ای اعتراف کرد که از سوی شخصی به نام محمد که
گفت وگو با زن و شوهری که متهم به قتل جوان مزاحم هستند
سلامت نیوز : کاری باهاش ندارم، اگر حرف بزند کاری ندارم، فقط می خواهم مشکل را حل کنم. هنوز جمله آخر را کامل نگفته بود که چاقو را با قدرت به گردن علی 30 ساله فرو کرد. اینها را مهرناز 24 ساله در حالی به فرهیختگان گفت که تنها یک هفته از بسته شدن دستبند روی دستان همسرش به جرم قتل عمد می گذرد. خودش هم 21 روز است به اداره آگاهی آمده، یعنی دقیقا از روز حادثه میهمان این اداره شده است. حمید، همسر مهرناز