سایر خبرها
پسرم مازراتی ندارد؛بنز دارد!/ تاج کارگزار باند اصفهانی هاست/ به داور بازی تراکتور سفارش کردیم
و در حد معاونت بانک بازنشسته شدم. من جسارت نمی کنم،هشت میلیون حق شماست. آن زمانی که من در بانک مرکزی بودم سفرهای خارجی زیاد می رفتم. ما هم از ان آدم های شهرستانی هستیم که پول ها را خرج نمی کنیم. پس انداز می کنیم. الان کل دارایی شما چقدر است؟ محاسبه نکردم. اما مثلا خانه ای که 25 سال پیش خریده ام 5/1 میلیارد تومان ارزش دارد. یعنی کل دارایی شما
هاشمی درست می گوید؛ مصباح از سال 42 از مبارزه کنار کشید / هاشمی را روی صندلی آتش سوزاندند اما نه اقرار ...
شدم. اما عضو سازمان مجاهدین خلق که شدید. نه من فقط رفیق سازمان بودم. من با محمد حنیف نژاد، سعید محسن، اصغر بدیع زادگان و مهندس لطف الله میثمی و آقای ربانی هم سن و سال هستم و در جریان سال های 29 تا 42 خیلی با هم نزدیک شدیم. البته آنها از قبل وارد جبهه ملی شده بودند. نهضت آزادی هم از دل جبهه ملی متولد شد و بعد از 15 خرداد آنها شروع به کار مبارزات سیاسی و نظامی کردند که در این
هادی غفاری: در زندگی یک حکم اعدام هم ندادم
خودم مهم نبودم. اگر من مهم بودم دنبال کار و زندگی ام می رفتم. قبل از انقلاب از اسلحه تان استفاده کردید؟ ابدا. پس برای چه اسلحه به همراه داشتید؟ برای دفاع. یکی، دو مورد پیش آمد که اسلحه بکشم و کاری کنم که خوشبختانه این اتفاق نیفتاد. آن یکی، دو مورد چه بودند؟ در اهواز. سخنرانی من در اهواز در 13 فروردین 57 مشهور است. من سال 54 ازدواج
جنایت زنانه برای رسیدن به عشق جوانی
بار 10 سال قبل افتاده بود. من به نیلوفر حسادت می کردم به همین خاطر هم وقتی برای دیدنش به خانه اش رفتم، یک دفعه چنان عصبی شدم که چاقو را برداشتم و با او درگیر شدم و چند ضربه بر بدنش زدم. نیلوفر روی زمین افتاد، نمی توانستم کاری کنم جز اینکه خانه را آتش بزنم. درگیری ما درست زمانی اتفاق افتاد که خواهر فرید به خانه او آمد و بچه فرید را با خودش برد. من هم فرصت را مناسب دیدم تا با او درگیر شوم .
شگرد زن جوان در دستبرد به حساب های بانکی
یکی از بانک های نزدیک خانه اش نگهداری می کند، به همین دلیل شناسایی بانکی را که در آن حساب داشت آغاز کردم. پس از شناسایی بانک مورد نظر با همراه داشتن همان کارت ملی به بانک رفتم و با معرفی خودم به جای صاحب حساب وانمود کردم کارت بانکی ام شکسته و با ارائه کارت ملی از کارمند بانک خواستم برایم کارت جدیدی صادر کند. برای این که او به ماجرا شک نکند، مبلغ یک میلیون تومان به کارمند بانک دادم و از او خواستم
علی رهبری: نباید سنت بلای جان مان شود
پول و بودجه می گیرند و حمایت می شوند بی اینکه قدمی برای اجتماع بردارند. ایران گرفتار گروه سوم شده است. شاید خیلی ها از این حرف من ناراحت شوند. این قضیه به انقلاب و دولت ها ربطی ندارد. این حرف ها را می زنم چون 30 سال از ایران خبر نداشتم و بی تعارف برنامه ای هم برای برگشتن ندارم. در واقع سه سال قبل از انقلاب احساس کردم، اینجا جای من نیست و از ایران رفتم. سرنوشتم من را در مسابقات جهانی انداخت و آینده
از آمریکایی خواندن ظریف توسط یک وزیر و برگزاری جشن پیروزی برجام توسط جان کری تا عذرخواهی یک کمدین از ...
انتشار و برگزاری قطعاتی با همخوانی زنها کنار مردان بود. آرام آرام میزان صدای زنان در این قبیل آثار بالاتر رفت و به جایی رسید که حتی گاهی صدای مرد فقط به عنوان یک زیرصدا برای توجیه خوانندگی زنان بود. اما یکی دو سال اخیر اتفاق عجیبی افتاد. گروهی به نام ماه بانو به سرپرستی "مجید درخشانی" تمام احتیاط ها را کنار گذاشت و به صورت منسجم شروع به ضبط و توزیع آثاری با تکخوانی کامل خانم ها کرد.
میرزا کوچک خان را طور دیگری به ما شناسانده اند
همهٔ رویدادهای جنگل از آغاز تا پایان یعنی از راهی شدن میرزا به سوی گیلان تا آن روز که در کوه های تالش یخ می زند و می میرد پر از ابهام و نکات پنهان و ناگفته است. میرزا را به ما مردی شناسانده اند که برای برپا کردن نهضتی اسلامی به گیلان فرستاده شد و دائم تسبیح می گرداند و به هیچ چیز نمی اندیشید جز اندیشه ای که خودمان برایش ساخته ایم و سرانجام مظلومانه یخ زد و مُرد و سرش را بریدند. این باعث تاسف است که با آدمی چون میرزا و آدم هایی که همراهش بودند و نهضتی آن چنان شگفت به اینگونه ساده و بچگانه برخورد کنیم و حتی زمانی که می خواهیم فیلمی درباره او بسازیم جز دروغ نگوییم. ...
تصاویر:حرفهای جالب مهتاب کرامتی و مصطفی کیایی/خوشا شیراز با طعم یونیسف!
وقتی وارد کار حرفه ای شدم دیدم که اصلا از این خبرها نیست ولی از ابتدا نگاه من به سینما یک جور خیلی عجیب و غریبی بود و برای پروانه ساخت فیلم اولم دو سال بیکاری کشیدم تا به نتیجه برسم شاید خیلی ها اگر جای من بودند کار را رها می کردند و می گفتند نمی شود و من برای فیلم اولم خیلی سختی کشیدم و وقتی که وارد این حرفه شدم به خاطر سختی هایی که از قبل کشیده بودم مسیر برایم هموارتر شد . علاقه به
تشرّف به خدمت امام زمان(عج)
الحرام مشرّف می شدم و به عنوان روحانی کاروان خدمت می کردم. آن سال در راه بازگشت به عراق به خاطر مسائلی، عربستان قوانینی برای ماشین های حجّاج وضع کرده بود و آن این که ماشین های زائران خانة خدا باید در یک کاروان صدتایی و همراه هم حرکت کنند. هر کاروان یک سرپرست داشت و یک ماشین هم، لوازم یدکی و ملزومات دیگر را همراه کاروان حمل می کرد. ضمناً دو ماشین پلیس، یکی در جلو و دیگری در عقب کاروان وظیفة حفاظت از
آقای بازیگر:ترشی می فروختم/پدرم می خواست روحانی شوم
های الکی پیشنهاد می شود و به اجبار قبول می کنم. ماهی سه میلیون تومان اجاره خانه ام هست و خرج زندگی را باید از راه بازیگری در بیاورم. مجبورم خیلی از پیشنهادها را قبول کنم. یک اتفاق جالب چند روز پیش برایم افتاد.برای بستن قرارداد به یک دفتر سینمایی رفتم. به من گفتند یک سکانس بازی کن تا ببینم. کارگردان جوانی بود که می گفت باید اول تست دهی تا بعد قرارداد ببندیم! تارا هم گفت شما اول یک دکوپاژ بچین تا
دعوای مرگبار بر سر حق تقدم
به گزارش خبرنگار ما پیکر بی جان مرد 36 ساله شامگاه دوشنبه به یکی از بیمارستان های تهران منتقل شد. از آن جا که احتمال می رفت این مرد براثر حادثه جنایی به کام مرگ رفته باشد، قاضی حسین پور، بازپرس ویژه قتل تهران در محل حادثه حاضر شد. بررسی اوراق هویتی مقتول نشان داد که این مرد راننده وانت است که بعد از ترک خانه دیگر بازنگشته است. بعد از طرح شکایت از سوی خانواده اش بود که تیم جنایی متوجه شدند که این
نجات از قصاص با دیه 400 میلیون تومانی
به گزارش خبرنگار ما، چند روز قبل زن و مردی به دادسرای جنایی پایتخت آمدند و از قاتل پسرشان اعلام گذشت کردند. زن میانسال گفت: پسرم جوان بود و هزاران امید و آرزو برای او داشتم تا اینکه چهار سال قبل در درگیری به قتل رسید. من و شوهرم ابتدا قصد داشتیم قاتل را قصاص کنیم اما بعداً منصرف شدیم و با گذاشتن شرطی به خانواده اش مهلت دادیم و الان که خانواده اش شرط ما را بر آورده کرده اند و 400 میلیون تومان دیه
مجازات 5 قاتل در زندان
شنیدم. وقتی به داخل کوچه رفتم دیدم پسر عمویم با مقتول و تعداد دیگری در حال درگیری است. من به هواخواهی او وارد درگیری شدم که ناگهان متوجه شدم مقتول زخمی شده است. متهم در شعبه 113 دادگاه کیفری محاکمه و به قصاص محکوم شد. سحرگاه دیروز وقتی متهم پای چوبه دار قرار گرفت، اولیای دم با گذاشتن شرطی به وی مهلت دادند. مهلت به قاتل خواستگار محکوم مرد 36 ساله ای است که روز 4 تیرماه سال 1387 خواستگار
راز قتل پدر در سینه پسر
این حرف ها شوکه شده بودم. از خانه بیرون زدم و چند ساعتی در کوچه پرسه می زدم تا این که دیگر طاقت نیاوردم و تصمیم گرفتم از برادرم شکایت کنم تا شاید حداقل جسد پدرم را پیدا کنم و برایش مراسم خاکسپاری بگیرم و هر پنجشنبه سر خاکش بروم و با او درددل کنم. با شنیدن حرف های تکان دهنده این جوان، دستور تحقیقات را صادر کردم و از کارآگاهان جنایی خواستم در رابطه با این پرونده تحقیقات لازم را
درباره آیت الله خزعلی
شخص ابراز بی اطلاعی کرد و من در روز مقرر به محل مقرر رفتم و کمی هم زود رسیدم. چون آیت الله خزعلی روزه بود، من در اتاق انتظار نشستم تا ایشان افطار کنند. حدود نیم ساعت بعد ایشان که قامتی بلند داشتند، وارد اتاق شدند و بنده به احترامشان برخاستم و عرض ادب کردم. آیت الله خزعلی بدون درنگ فرمودند که: کتاب شما در قم به دست من رسید و تا تهران برسم، آن را در ماشین خواندم و بسیار لذت بردم. آن مرد بزرگ و
خاطرات گلشائیان از قراردادی که بدون اطلاع احمدشاه بسته شد
فرمود، البته مذاکرات در اطراف خدمات سردار به کشور بود. بعد از چند دقیقه مرخص می شدند و جماعت دیگری از وزارتخانه دیگر شرفیاب می شدند. طرفداران سردار در مجلس علاوه بر تشویق مردم به فکر تهیه لایحه جدید بودند. اینک مختصری از یادداشت های خود که چندین سال قبل یکی از دوستان که در کار جمهوری و تغییر سلطنت وارد بود برای من حکایت می کرد و من در همان زمان یادداشت کردم نقل می نمایم: تهیه طرح مقدمات
انتخاب همسر از نگاه قرآن
یی سال این بزرگتر است. اینها مشکل نیست. بلکه منظور از کفو؛ ایمان، اخلاق و خانواده است. کفو البته در ظاهر و قیافه هم مطرح است. باید دو طرف همدیگر را بپسندند. وعده خداوند به روزی همسران مشیل مالی را چه ینیم؟ قناعت، حالا چه یسی گفت ما از ساعت اول چنین باشیم. خانه ندارد، این مردهایی یه در خیابان راه می روند، در یوچه و بازار و روستا راه می روند، یدام هایشان ساعت اول یی خانه شخصی
اعلام آمادگی شاکی برای نجات متهم از مجازات مرگ
متوجه شدم سربازی دنبال من است و بعد هم دستگیر شدم؛ قصدم کشتن یا آسیب زدن به کسی نبود . پرونده با پایان تحقیقات و صدور کیفرخواست به شعبه چهار دادگاه کیفری استان تهران رفت و با توجه به درخواست اولیای دم و اعتراف مجدد متهم، رأی بر قصاص او صادر شد. رأی صادره مورداعتراض متهم قرار گرفت اما تأیید شد. روز گذشته جلسه رسیدگی به اتهام ایراد جرح عمدی به یکی از سه مرد جوان برگزار شد. در ابتدای جلسه پسر
قتل راننده نیسان وانت در دعوا برای رد شدن از زیرگذر راه آهن
سمتش رفتم و چند ضربه دیگر هم به او زدم. همان موقع مردمی که آنجا جمع شده بودند به پلیس زنگ زدند و ماموران کلانتری آمدند و مرا بردند. راننده نیسان هم با اورژانس به بیمارستان منتقل شد و من بعدا فهمیدم که او در بیمارستان فوت کرده است. با ثبت اظهارات متهم و به دستور قاضی مجتبی حسین پور بازپرس شعبه پنجم دادسرای ویژه امورجنایی تهران پرونده در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در حال رسیدگی است.
قتل به خاطر عکس خانوادگی
در جلسه دادگاه در مورد روز قتل گفت: در خانه مشغول استراحت بودم که متوجه درگیری در خیابان شدم. وقتی بیرون رفتم متوجه شدم پدرم در حال نزاع است من هم در دفاع از او مقتول را با چاقو زدم. مهلت به قاتل خواستگار دومین قاتل که توانست از اولیای دم مهلت بگیرد خواستگار خواهرش را به قتل رسانده است. پسر جوان در جلسه دادگاه در دفاع از خود گفت:تیرماه سال 87 متوجه شدم خواستگار خواهرم برای
مزایده زوج میانسال برای فروش کلیه
ساله و بیمار هموفیلی است. اگر فاکتور خون به ما ندهند، باید به ناصرخسروی تهران بیاییم و یک میلیون تومان هزینه کنیم. سه پسر دیگر هم محصل یا سرباز هستند. سال 87 سرطان گرفتم و همین بیماری باعث شد یک پایم قطع شده و معلول شوم. 14 سال سابقه بیماری دارد و با وجود بیماری و قطع پایش هنوز با درخواست از کارافتادگی او موافقت نشده و تنها منبع درآمدش پولی است که هر دو ماه یک بار از کمیته امداد می گیرد
مزایده زوج میانسال برای فروش کلیه در شوشتر
آنها سختی بکشند. پسر بزرگم 32 ساله و بیمار هموفیلی است. اگر فاکتور خون به ما ندهند، باید به ناصرخسروی تهران بیاییم و یک میلیون تومان هزینه کنیم. سه پسر دیگر هم محصل یا سرباز هستند. سال 87 سرطان گرفتم و همین بیماری باعث شد یک پایم قطع شده و معلول شوم. 14 سال سابقه بیماری دارد و با وجود بیماری و قطع پایش هنوز با درخواست از کارافتادگی او موافقت نشده و تنها منبع درآمدش پولی است که هر دو
این قاضی جوان، احکام خاص صادر می کند
در زندان نصب کرده ایم. بنرها و تابلوهای احادیث و آیات طوری طراحی شده اند که در یک نگاه حدوداً 10 تا 15 پیام را انتقال می دهند. همچنین دستخط پسر جوانی را که چند سال قبل روح الله داداشی قوی ترین مرد ایران را به قتل رسانده و در آن از مردم ایران و همچنین خانواده طلب عفو کرده و به اشتباه خود اعتراف کرده بود، چاپ و در مکانی قرار داده ایم تا زندانی ها آن را ببینند. خوشبختانه این کارهای فرهنگی تأثیر زیادی در کاهش جرایم داشته است و مطمئناً مجازات های جایگزین حبس با توجه به اینکه سریع تر از دیگر احکام اجرا می شود ثمره اش زودتر به بار نشسته و برای جامعه ملموس تر خواهد بود. /ایسنا ...
نقاشی خونین پیرزن 81 ساله توسط مرد نقاش
کارآگاهان : در ادامه تحقیقات ، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که پیرزن بعد از فوت همسرش به تنهایی در این خانه زندگی کرده و تنها دارای دو برادر و یک پسر می باشد که آنها نیز شهرستان زندگی می کنند ؛ بنا بر اظهارات همسایگان ، مقتوله دائما برای زیارت و یا تفریح در مسافرت بوده و آخرین بار نیز قصد داشته تا به همراه یک تور مسافرتی و برای گردش به استان های شمال غرب کشور مسافرت داشته باشد . شناسایی و دستگیری قاتل
قتل به بهانه حق تقدم
شد. با شناسایی خانواده مقتول، همسر او اعلام کرد نوید راننده وانت بود و ساعت 19 در تماس تلفنی گفت به زودی به خانه می آید، اما پس از آن به تماس های تلفنی من پاسخی نداد تا این که متوجه مرگ او شدم. تحقیق از عوامل اورژانس نشان داد مقتول بیهوش در زیرگذر خط آهن افتاده بود و امدادگران اورژانس از طریق تماس مردمی متوجه موضوع شده بودند. با دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی، تحقیقات برای
پیشینه حق رأی زنان در مجلس شورای ملی (1290 1341)
انتخابات طرح شده، پاسخ دهد.[4] جدی ترین تحول در این زمینه در جریان رویدادهای سال 1331 ش طرح گردید، زمانی که دولت دکتر مصدق در صدد بود تا قانون جدیدی برای انتخابات تدوین کند. در اینجا بود که شماری از مخالفان و موافقان به میدان آمده و مطالبی در این باره ابراز کردند. طرح این بحث در مطبوعات و نامه ها و طومارها، سبب شد تا مسأله در مجلس و نطق های پیش از دستور مطرح شود. در این زمینه مفصل ترین
رضا رویگری: پدرم می خواست روحانی شوم
/> بیشتر نقش های الکی پیشنهاد می شود و به اجبار قبول می کنم. ماهی سه میلیون تومان اجاره خانه ام هست و خرج زندگی را باید از راه بازیگری در بیاورم. مجبورم خیلی از پیشنهادها را قبول کنم. یک اتفاق جالب چند روز پیش برایم افتاد.برای بستن قرارداد به یک دفتر سینمایی رفتم. به من گفتند یک سکانس بازی کن تا ببینم. کارگردان جوانی بود که می گفت باید اول تست دهی تا بعد قرارداد ببندیم! تارا هم گفت شما اول یک دکوپاژ
3 سال ترشی می فروختم/آمریکا فقط از بیرون نمای خوبی دارد و گرنه جهنمی بیش نیست
اجبار قبول می کنم. ماهی سه میلیون تومان اجاره خانه ام هست و خرج زندگی را باید از راه بازیگری در بیاورم. مجبورم خیلی از پیشنهادها را قبول کنم. یک اتفاق جالب چند روز پیش برایم افتاد.برای بستن قرارداد به یک دفتر سینمایی رفتم. به من گفتند یک سکانس بازی کن تا ببینم. کارگردان جوانی بود که می گفت باید اول تست دهی تا بعد قرارداد ببندیم! تارا هم گفت شما اول یک دکوپاژ بچین تا بفهمیم که کارگردانی، بعد از
اخبار حوادث
تأیید خانواده مرد ترکیه ای هویت جسد مشخص شد و مأموران فهمیدند محمت به قتل رسیده و جسد نیز متعلق به همین مرد است. در ادامه بررسی ها از زندگی خصوصی مرد ترکیه ای مشخص شد او سال ها قبل با یک ایرانی شریک شد و آنها کارگاهی در ایران راه اندازی کردند و اجناسی هم برای فروش به ترکیه می برند. هرچند شریک ایرانی مدعی بود هیچ نقشی در گم شدن محمت و قتل او ندارد، اما وقتی تحقیقات پلیس نشان داد، آنها از چند ماه قبل