سایر منابع:
سایر خبرها
زن و مردی که با راه اندازی سایت همسریابی 1000دختر را اغفال کردند
که قرارهای بعدی را به منظور آشنایی بیشتر ترتیب بدهیم من باید با خواهرش به نام مرضیه تماس بگیرم و هماهنگی ها را با او انجام بدهم. خود این کار منصور نشان می داد واقعا به نیت ازدواج جلو آمده و خانواده اش را از همان ابتدا در جریان ماجرا گذاشته است. من با مرضیه تماس گرفتم و به صورت مفصل با هم صحبت کردیم.این زن به من گفت برادرش برای ازدواج سختگیر است و شرایطی دارد که حتما باید اجرا شود تا بتواند به من
مصباح یزدی: چرا دغدغه ما لغو تحریم است؟!
هیچکس به حق فحش نمی داد اگر هم باطل سراسری بود کسی سمت حق نمی رفت. عضو مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: بعضی ها در صدد نیروسازی و جذب افراد می آیند و در این راه حق و باطل را به هم می آمیزند تا دیگران را بفریبند. من در قم شاهد بودم. یک روزی برای امام فریاد می زدند و روز بعد فریاد برای شاه. روز 28 مرداد من تهران بودم روز قبل از کودتا علیه مصدق شعار می دادند و روز بعد از آن شعار جاوید شاه
انتقاد روزنامه آرمان از رویکرد پوپولیستی دولت یازدهم در پرداخت یارانه
بیکاری در کشور، دولت چه تضمینی در خصوص تولید اشتغال در راستای حذف یارانه نقدی خانوارهایی با درآمد بیش از 5 /2 میلیون تومان درسال 94 به خانواده ها می دهد، اظهار کرد: حذف یارانه نقدی در دولت سابق مطرح شده بود، که مسئولان دولتی محاسبه می کردند که در راستای حذف یارانه نقدی چند ده هزار میلیارد تومان آزاد می شود که با این میزان پول می توان هزاران کیلومتر جاده، کارخانه، بیمارستان، مدرسه و دانشگاه احداث کرد
کاشانی: با سبک و فرهنگ ایرانی از سازمان لیگ درخواست می کنم نه با روش کی روش
/> اگر لازم باشد به عنوان مشاور از مایلی کهن استفاده می کنیم مدیر تیم فوتبال امید ایران ادامه داد: اگر لازم باشد به عنوان مشاور در این بخش در خدمت مایلی کهن خواهیم بود اما او نیازی به این مسئله ندارد و خودش غنی است اما درباره سایر اعضای کادرفنی از دوستان خواستم با توجه به تعهدشان به تیم امید و اینکه چهل و چند روز بیشتر به بازی های مقدماتی نمانده تا پایان دور مقدماتی همراه با تیم باشند و بعد
آغاز رمزگشایی از مرگ تاجر سرشناس
کرد . این زن ادامه داد: بعد از مرگ کانجی، آنها به جای اینکه پزشک معالج خود وی را بر بالینش ببرند، از پزشک موردنظر خودشان استفاده کردند. سکینه گفت: آنها به من تهمت زدند که فاکتورهایی در شرکت را آتش زده ام یا آنها را در اختیار دیگران قرار داده ام؛ سپس از من در دادسرای ناحیه 3 تهران شکایت کردند و یک روز مأموران به شرکت آمده و مرا بازداشت کردند. در دادسرا بازپرس برایم وثیقه
بهمن 57، قصه ای نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود
خاطرم هست صدای شکنجه ها و آزار و و اذیت هم سلولی هایم، که الان هم بعد از گذشت آن همه سال با یادآوری آن روزها حالم بد می شود. این پدر شهید اضافه می کند: وقتی از زندان آزاد شدم تازه آغاز دردسرهایم بود، پنج سال که ممنوع الخروج از کشور بودم، همیشه دو نفر ساواک از جلو و دو نفر ساواک از پشت سر زیر نظرم داشتند و هر جا که می رفتم مراقبم بودند، مردم به خاطر این دستگیری محتاط شده بودند و زیاد با
بازرگان به امام گفت: اسلام به بن بست می رسد؛ امام گفت: شما به بن بست می رسید
(ره) گفت: به خاطر فضایی که بود و شرایطی که منافقین و گروه فرقان و عده زیادی از کمونیست ها ایجاد کرده بودند و به جان ملت افتاده بودند و هر روز کشتار می کردند و همچنین حزب جمهوری را منفجر کردند، مرحوم حاج احمدآقا احساس خطر کرده بودند و از آیت الله طاهری درخواست کردند که چند نفر نیروی زبده به حاج احمدآقا بدهند. وی افزود: ما 5 نفر از طرف حاج آقا طاهری به تهران آمدیم. آیت الله طاهری نامه ای
من از زندگی آیت الله قدوسی دریافتم زندگی دینی فرمول ندارد بلکه اخلاص ملاک است/ حیف نیست که من در بستر ...
خواهی بود. این اخلاص را می توان در گوشه گوشه زندگی چنین بزرگانی دید. به طور مثال مادرم تعریف می کردند که در زمانی که همه می خواستند در کنار مقبره خانوادگی قبری تهیه کنند پدرم هیچ اصراری بر تهیه قبر در آن جا نداشتند و وقتی من علت را از ایشان جویا شدم گفتند دوست دارند مزارشان جایی باشد که زیر پای همه و وسط راه باشد در نهایت نیز همین شد و الان مزار ایشان درست در محل رفت و آمد است و چون بر روی زمین
پرهیز از شعارزدگی در طعم شیرین خیال نداشتم/ اثری برای مردم عادی
اکنون از این آهنگساز دعوت به کار نکرده است؟ گفت: من معتقدم باید با جوان ترها کار کرد تا هم از ذهن جوانان استفاده کنند و هم توجه ویژه به انرژی آنها داشته باشند. ضمن اینکه کارهای سخاوت دوست را از قبل شنیده بودم و با فعالیت هایی که بر سازهای محلی کرمان انجام داده است، آشنا شدم و فکر کردم می تواند بهترین انتخاب برای ساخت موسیقی فیلم طعم شیرین خیال باشد. کارگردان فیلم گاهی به آسمان نگاه کن در
شرایط عجیب یک خانم برای ازدواج و پاسخ جانانه آیت الله مکارم!!
قانون : این خانم، شروط را در اینترنت دیده است و پس از مشورت با دوستان خود، آن را با خواستگار خود هم مطرح نموده است اما پس از موافقت خواستگار با این شروط، محضردار از تایید این شروط و ثبت عقد ازدواج خودداری کرده است.متن سوال این خانم و پاسخ آیت الله مکارم شیرازی چنین است: بنده از اینترنت شرایطی را در مورد ازدواج دیدم که خیلی خوب و عادلانه هم بود و من از آنها پرینت گرفتم و به دوستانم هم نشان
بولتن تئاتر ؛ مجلۀ خبری روزانۀ تئاتر و هنرهای نمایشی (19 بهمن)
که عنوان شد طی چند ماه گذشته و حتی بعداز بهبودی نیز پشنهادهایی را رد کردم. مثلا یک تله فیلم که بعد از مطالعه فیلمنامه آن متوجه شدم مضمونی پرتنش و تعقیب و گریز در جاده دارد که نپذیرفتم. یا سریالی که باید برای فیلمبرداری به شهرستان سفر می کردیم و احساس کردم دوری از خانه و خانواده فعلا برایم میسر نیست. این هنرمند با تاکید بر اینکه مجموع چنین عواملی در طولانی مدت مشکلات و نگرانی هایی را
روایتی تکان دهنده از یک زندانی ایرانی در مالزی: برای زنده ماندن مارمولک می خوردیم
چهار ماهی بود که ازدواج کرده بودم . به من گفت بیا بریم سفر. هزینه سفر با ما ، ولی ما از چمدان های تو برای آوردن وسایل و قطعات رایانه استفاده می کنیم. یکی از آرزوهای من، دیدن یک کشور خارجی بود ، همسرم به شدت با این سفر مخالف بود، دعوای شدیدی کردیم و من در نهایت موفق شدم با لجبازی به این سفر بروم. دوست داشتم به این سفر زیارتی و از آنجا به مالزی بروم. ما از چمدان هایمان بی خبر بودیم، آنها همه
شاه کولی آبرویی میان مردم نداشت/ جنایات ساواک در لباس کولی ها
های سیاسی گوش می دادیم. تا اینکه یک روز کولی ها به مسجد ریخته و گاز اشک آور زدند و باعث آتش سوزی مسجد شدند که ما مجبور شدیم پراکنده شده و به خانه های اطراف پناه ببریم، حادثه مسجد جامع که با همکاری ساواک انجام شده بود هدفی جز دستگیری فعالان نداشت به همین دلیل ما چند نفر که خانم بودیم توسط مردان به سرعت از محل خارج شدیم. اما شب قبل به دلیل اینکه احساس کردم شاید اتفاقی بیافتد یک
معمای قتل مادر و دختر پیچیده تر شد
شدم زن جوان تصمیمش را برای خودکشی عملی کرده است. من ترسیدم و مانده بودم با اجساد آنها چه کنم. اگر موضوع را به کسی می گفتم حرف هایم را باور نمی کرد. بعد از یک روز جسد اسماء را در جاده منتهی به شهرستان شهریار رها و روز بعد جسد زلیخا را از خانه ام خارج کردم و در ملارد انداختم. با ثبت اظهارات رضا برای او قرار قانونی صادر شد تا صحت ادعایش بررسی شود. اخبار حوادث - جام جم
فتوای امام را از آقا گرفتم
شناخته شده ای هستید؛ با این همه در آغاز بفرمائید چند بار دستگیر و در زندان، چقدر با چپی ها دمخور شدید؟ و در تعامل یا تقابل با دستگاه چه ویژگی هائی از اینها دیدید؟ در کجا اهل مقاومت بودند و در کجا نبودند؟ بسم الله الرحمن الرحیم. دستگیری من در دو مرحله بود. بار اول دو ماه و گمانم 15 روز در زندان بودم و بعد به دلیل شدت عفونت بدنم و همچنین به خاطر اینکه اینها چیزی از من دستگیرشان نشده بود
سردار آزمون مالک اسب شد/آزمون: هیچ کس مثل کی روش نیست (+تصاویر)
دادم که خوشبختانه سبب خیر هم شد. خوشحالی که فوتبالیست شدی؟ الان خوشحالم. شانس من فوتبال بود. به هر حال شانش درخانه آدم را می زند و باید از آن استفاده کنند. گفتی شانس،خیلی جوان بودی که در تیم های بزرگ حضور داشتی؟ بله. اما آن موقع زیاد برای من جالب نبود. در سپاهان که بودم،خیلی اذیت شدم و مسوولان سپاهان خیلی من را اذیت کردند. از همان موقع دوست داشتم اروپا بازی کنم.
درخواست نیکی کریمی: اجازه ندهید هیچ فیلمی زندانی آرشیوها شود
روز که کتاب جدیدی می خوانید، سفر می روید، با آدم های متفاوت و جدید معاشرت می کنید و اصلا هر روزی که زندگی می کنید چیزهای جدیدی به فایل ذهنی شما اضافه می شود که نامش تجربه بیشتر است. این تجربه بیشتر قطعا به شما کمک می کند که بتوانید با حفظ تمام آن چیزهایی که در ذهن تان هست و دوست دارید گاهی مسیر متفاوتی را طی کنید یا آن مسیری که می رفتید را دقیق تر و با زاویه نگاه قوی تری ادامه دهید. برای من هم
سرداری که به خانه ای زیر پونز نقشه تهران رضایت داد!
سردار به آنجا آمدند و چند سالی هم آنجا بودند. بعد از آن به شهرک شهید بروجردی در بزرگراه بعثت که آن هم در مناطق جنوبی تهران بود، رفتند. آنقدر خاکی و دلنشین بودند که عکسشان را در اتاقم زده ام و هر کجا می روم، انگار دارم با ایشان حرف می زنم. شما هم خوزستانی هستید؟ خیر . من بروجردی هستم... فیلمی از شهید تقوی منتشر شده بود که نشان می داد قدری لهجه عربی هم دارند...
پرونده قتل جوان عاشق، بعد از 6سال بدون دسنگیری قاتل بسته می شود
حال این جوان خیلی بد است، به اورژانس خبر دادم، وقتی آنها آمدند گفتند او فوت شده. ماموران از جیب لباس مقتول یک کارت شناسایی پیدا و از این طریق عموی او را شناسایی کردند. مقتول معین نام داشت و اهل غرب کشور بود، به گفته عمویش برای کار به تهران آمده بود. عموی مقتول بعد از شناسایی جسد به ماموران گفت: معین در یک نانوایی کار می کرد. او مدتی قبل به من گفت با دختری آشناشده و می خواهد با او ازدواج
قصاص مجازات قتل 300 هزار تومانی
وارد شدند. منتظر بودم تا پول را بدهد اما نشست و شروع به کشیدن مواد کرد. گفت که طلبم را نمی دهد. من هم ناراحت شدم. چاقوی آشپزخانه را برداشتم تا بترسد و پول را بدهد. کنترل خودم را از دست دادم و ضربه ای زدم که زخمی شد. خواستم با کمک علی او را به بیمارستان ببرم اما هیچ کدام پول نداشتیم. علی برای درخواست کمک ساختمان را ترک کرد اما دیگر برنگشت. لحظاتی بعد هم ناصر فوت شد. چند روز جسد را پنهان کردم اما
بیعت همافران با امام آخرین گلوله به رژیم پهلوی بود
وابسته را در محل مستقر کرده بود. ماجرا این بود که تلویزیون در همان شب گزارش کامل ورود حضرت امام به تهران را پخش می کند و بچه های همافر انقلابی هم با دیدن چهره امام با صدای بلند صلوات می فرستند. این حرکت آنها با واکنش تند افسر ها روبه رو می شود و درگیری به وجود می آید. همان شب مردم پشت پادگان جمع می شوند و دائم صدای تیراندازی به گوش می رسد. من صبح روز بعد با لباس نظامی رفتم پادگان. بچه ها تا مرا دیدند
ناگفته هایی از قتل لاله سحرخیزان تا اعدام شهلا (+ گفتگو با مادر لاله)
بود هیچ رابطه خصوصی ای با لاله نداشته باشد. یک روز صبح که بعد از تمرین تیم پرسپولیس به خانه شهلا رفته او را پریشان دیده است. ناصر ادامه داد: شهلا گفت خوابی دیده و وقتی آن را تعریف کرد متوجه شدم ادعاهایش مطابقت کاملی با رفتارهای من در شب گذشته داشته است. با نگرانی خودم را به خانه رساندم و چون پنجره اتاق خوابم به بالکن مشرف است، احساس کردم شهلا در آنجا پنهان شده بوده و این حدسم درست بود چون
کلید آزادی در دستان این مرد است +فیلم
، راضی هستید؟ بله، خدا را شکر راضی هستم. حقوقم را به موقع دریافت می کنم و مشکلی ندارم. *دوست ندارید باز نشسته شوید؟ دوست دارم قبل از بازنشسته شدم اینجا را آباد کنم بعد بروم. تا زمانی که توان دارم اینجا کار کرده و مواظبت می کنم. * به نظر می رسد ورزشگاه آزادی را مانند خانه ات دوست داری؟ اگر بگویم شاید اینجا را بیشتر از خانه ام دوست داشته باشم
گروه تبری قطعه ای در مدح حضرت محمد(ص) در جشنواره اجرا می کند
برنامه ریزی شود تا مخاطبان انتخاب بهتری داشته باشند. محمودی درباره شرکت کنندگان شهرستانی اظهار کرد: حضور شرکت کنندگان شهرستانی خیلی اهمیت دارد به این دلیل که خود من تا قبل از اینکه برای تحصیل به تهران بیایم در شهرستان زندگی می کردم و زمانی که با سطح آموزش موسیقی در تهران آشنا شدم خیلی سعی کردم که خودم را به این سطح برسانم. وی ادامه داد: جشنواره فرصت خوبی است برای کسانی که موقعیت
ماجرای فرار زن جوان از چنگ زورگیران
راننده خواستم توقف کند تا پیاده شوم اما با گفتن جمله خفه شو! فهمیدم که در چنگ خلافکاران گرفتار شده ام چند بار سعی کردم خودم را از خودرو به بیرون پرت کنم، اما جوانی که به عنوان مسافر در صندلی عقب نشسته بود با کتک کاری سرم را زیر صندلی کشاند. من به شدت مقاومت می کردم تا این که بعد از زیرگذر میدان جهاد در یک فرصت کوتاه در را باز کردم و خودم را بیرون انداختم.گزارش خراسان حاکی است: رئیس
روزی که پوشیدن چادر برای دختران دبیرستان ممنوع شد
قمی از مراجع وقت، نامه ای به شاه جدید نوشت و از وی خواست کشف حجاب اجباری را الغا کند. سرانجام با مخالفت علما و مقاومت مردم، قانون کشف حجاب لغو گردید . پس از لغو قانون، بسیاری از زنان مسلمان به حجاب روی آوردند، اما بر خلاف دوره ی پیش از کشف حجاب که زنان چادر و روبنده ی مشکی می پوشیدند، از این زمان به بعد استفاده از چادر رنگی بیشتر متداول گردید. البته برخی از زنان هم که چند سال طعم آزادی به
نامزدهای نگاه نو، هنر و تجربه و سینماحقیقت جشنواره سی و سوم
داشتم، زمانی که فیلمنامه روز مبادا را خواندم قبول کردم که تهیه کنندگی آنرا بر عهده بگیرم. وی به دغدغه خود در حوزه تهیه کنندگی اشاره کرد و گفت: هدف و دغدغه ام آموزش است و قبل از اینکه به تهیه کنندگی سینما فکر کنم در تئاتر تهیه کننده بودم. دوست دارم کسانی که به موسسه ام می آیند، شناخته شوند در نتیجه از آن ها حمایت می کنم. در ادامه نشست، شیرین آقارضاکاشی که جلوی دوربین دخترش
خاطرات دمیرتاش؛ فقر، پ.ک.ک و نمایندگی مجلس
تحت عنوان Yekitiya Civaka K rdistan ، دستگیر شدم. برادرم نورالدین نیز در "موگلا" دستگیر شده بود. یک هفته در کلانتری بازداشت بودم، تحت بازجویی قرار گرفته و بعد از یک هفته آزاد شدم، ولی برادرم زندانی و به 24 سال حبس محکوم شد. در خانواده پول جمع می کردیم هر هفته یکی برای دیدار نورالدین به زندان می رفت. پول لازم برای رفتن هر 8 عضو خانواده را نداشتیم؛ به همین خاطر مجبور بودیم هر هفته یک عضو خانواده به
سرقت طلا و جواهر از خانه های ویلایی
دو زن و سه مرد که با تشکیل یک باند دست به سرقت از منازل می زدند، از سوی پلیس بازداشت شدند. به گزارش باشگاه خبرنگاران، حدود دو ماه قبل ماموران پلیس استان گیلان در جریان وقوع سرقت های سریالی از منازل قرار گرفتند. اولین شاکی در شکایت خود به ماموران گفت: چند روز قبل همراه خانواده ام به سفر رفته بودم که وقتی برگشتم با بهم ریختگی خانه ام روبه رو شدم. همان لحظه متوجه شدم که سارقان
شاه: شکنجه در ساواک وجود ندارد!
اعتراف استفاده می کنید، راضی هستید؟ شاه: این روش ها هر روز بهتر می شود. خبرنگار: عفو بین الملل می گوید: هنوز هم کسی که به خاطر جرایم سیاسی دستگیر می شود، میان تاریخ دستگیری و تاریخ محاکمه شکنجه می شود. شاه: باور نمی کنم. خبرنگار: تصور می کنید ادعای مربوط به شکنجه و سوء رفتار با زندانیان کاملا بی اساس بوده و بر اساس دروغ هایی که مردم می سازند استوار است یا