سایر منابع:
سایر خبرها
نامزدهای نگاه نو، هنر و تجربه و سینماحقیقت جشنواره سی و سوم
جمع آوری آرای مردمی در خانه سینما درباره خروج این فیلم از گردونه آرای مردمی بی تدبیری کردند. ما در سینماهای مردمی به وضوح شاهد هستیم که مخاطب با روباه ارتباط برقرار می کند. محمد پیرهادی درباره روند اجرای طرح آرای مردمی توسط خانه سینما عنوان کرد: بر اساس اظهارنظر مسئولان برگزاری آرای مردمی در خانه سینما، این ادعا وجود دارد که طبق آیین نامه فیلم هایی که از روز چهارم جشنواره اکران خود را
زندگی مقام معظم رهبری و همسرشان + تصاویر
به صورت تلفنی رابط بین شهرهای خراسان با مشهد و مشهد و پاریس بود اما فکر می کنم بزرگترین نقش من حفظ جو آرامش خانه بود، طوری که ایشان بتوانند با خیال راحت به کارشان ادامه دهند. من سعی داشتم تا ایشان را از نگرانی در مورد خود و فرزندانم دور نگه دارم. گاهی اوقات که برای ملاقات ایشان به زندان می رفتم از مشکلاتی که داشتیم چیزی به ایشان نمی گفتم و در پاسخ به سوالاتشان درباره وضعیت خودم و فرزندان صرفا
قتل دردناک همسر به خاطر سوختن غذا!!
همسایه های زنی 17ساله به نام بهار، آذر یک سال قبل به اورژانس خبر دادند بهار دچار آسیب دیدگی شده و وضعیت خوبی ندارد. وقتی تکنیسین های اورژانس به محل رسیدند اعلام کردند این زن جانش را از دست داده است. به این ترتیب پلیس و بازپرس جنایی در محل حاضر شدند و تحقیقات را آغاز کردند. وضعیت جسمی بهار نشان می داد او مورد ضرب وجرح قرار گرفته و حتی سوزانده شده است. از آنجایی که فقط شوهر بهار در خانه حضور داشت و
روایت کمتر شنیده شده دوست صمیمی فرزند امام خمینی(ره)
نزدیکی خانه خود در قم زمین خاکی داشتیم که با هم فوتبال 2 به 2 و شوت یه ضرب می پرداختیم. دوران دبستان این بازی را می کردیم و او چون همیشه به من می باخت یک بار برای جبران این شکست ها رفت یک بازیکن قوی تر از خود آورد و او را به من معرفی که همان سید احمد آقای مصطفوی یا فرزند امام بود. احمد آقا متولد سال 1324 و من متولد سال 1321 بودم اما بازی احمد آقا هم از من ضعیف تر بود و اگر به هاشمی از 10 گل
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/6
حضور معاون رییس جمهور در اکران شیفت شب ، صحبت های محمد احسانی درباره توجه ویژه به امید در فیلم های امسال، نگاهی به برنامه روز هشتم جشنواره فیلم فجر در کاخ جشنواره، اعلام نتایج نظرسنجی مردمی در هفتمین روز از جشنواره فجر، حضور 90 هزار نفر در پنج روز در سینماهای مردمی، نشست رسانه ای فیلم های سینمایی شرفناز ، مزار شریف ، پدر آن دیگری ، آزادی مشروط و شیفت شب ، اعلام زمان اولین اکران فیلم محمد رسول الله ، حبت های عباس غزالی بازیگر فیلم سینمایی اعترافات ذهن خطرناک من ، سانس فوق العاده رخ دیوانه در سه سینما، گفت و گویی صمیمی با محمدرضا فروتن که خود را شاگرد اول روانشانسی می داند، اظهارات کمال تبریزی درباره طعم شیرین خیال ، فیلمی درباره محیط زیست و گلایه از سهل انگاری مسئولین جشنواره که باعث خروج این فیلم از آرای مردمی شد، آغاز اکران فیلم سینمایی لامپ صد از روز جمعه، توضیحات رضا کریمی درباره تگرگ و آفتاب ، گفت و گویی مفصل با فرزاد موتمن کارگردان فیلم خداحافظی و درنهایت نگاهی به حواشی برگزاری جشنواره در روز هفتم سرخط مهمترین اخبار امروز را به خود اختصاص می دهد. ...
گپی با جمشید مشایخی به همراه ساره بیات
بازی می کردم. جوانی آمد و گفت دوستی دارم که 20 سال شما را ندیده و مغازه اش در همین نزدیکی است. وقتی وارد مغازه اش شدم با یک میز کوچک و صندلی مواجه شدم. ناگهان معلمن کلاس اول ابتدایی آقای شهبازی که مدیر مدرسه هم بود، از در داخلی مغازه وارد شد. نمی دانید با چه شعفی سمتش رفتم و او را در آغوش گرفتم. خواستم دستش را ببوسم اما اجازه نداد و گفت تو جمشید مشایخی هستی، نباید این کار را بکنی. به
کاشانی:دوست دارم به پرسپولیس کمک کنم | خاکپور:به دنبال بهانه جویی نیستیم | برزای: دوست داشتم با امیر ...
درهای آنها بنشینیم، از کمیته المپیک، سازمان لیگ، فدراسیون و هر جایی که لازم باشد حاضریم این کار را انجام دهیم و این را مطمئن هستیم همه به ما کمک می کنند. روز چهارشنبه همراه خاکپور به سازمان لیگ رفتیم تا با مهدی تاج دیدار کنیم. مدیر تیم امید درباره محل برگزاری مسابقات زیر 23 سال آسیا در تهران گفت:ما سه استادیوم به فیفا معرفی کردیم اما AFC فقط ورزشگاه دستگردی را تایید کرده است و قرار است
پرده سوم:خاطراتی از اولین تظاهرات/شروع فعالیت ضد رژیم علما از مسجد حاج محمد ابراهیم اراک
لیسانس شرکت کردم و دوباره دانشگاه اصفهان قبول شدم. بچه ها را به همسرم می سپردم و برای ادامه تحصیل به اصفهان می رفتم. الآن من هزاران تشویقی در کارنامه ام دارم و او هزاران توبیخی. در تمام مسائل پا به پای من می آمد. بیشترین حمایت از طرف همسرم بود. البته مادر خدا بیامرزم هم بسیار کمک می کرد. کله سحر، در برف تمام راه را تا خانه ما پیاده می آمد تا فرزندانم را نگه دارد. گفتم اگر امکان دارد
افشاگری های زنان جداشده ازفساد اخلاقی سران منافقین
را عریان ببیند؟! چرا این همه بر استحمام فوری و خصوصا در این مکان یعنی در مقر مسعود و مریم رجوی اصرار می ورزند؟! با خودم کلنجار می رفتم و سعی می کردم خودم را به این نکته قانع کنم که این خواسته آن ها صرفا برای آزمایش میزان سرسپردگی ما به رهبری است. بعد از اینکه همه آماده شدند به ما دستور دادند که وارد سالن ایکس شویم. ملافه های سفیدی بر روی فرش پهن شده بود. همه سالن پوشیده از رنگ سفید بود
سرداری که به خانه ای زیر پونز نقشه رضایت داد!
و چند سالی هم آنجا بودند. بعد از آن به شهرک شهید بروجردی در بزرگراه بعثت که آن هم در مناطق جنوبی تهران بود، رفتند. آنقدر خاکی و دلنشین بودند که عکسشان را در اتاقم زده ام و هر کجا می روم، انگار دارم با ایشان حرف می زنم. * شما هم خوزستانی هستید؟ خیر . من بروجردی هستم... * فیلمی از شهید تقوی منتشر شده بود که نشان می داد قدری لهجه عربی هم دارند... ایشان
بازرگان به امام گفت: اسلام به بن بست می رسد؛ امام گفت: شما به بن بست می رسید
نوشته بودند. نامه را به دفتر آورد گفت: این را بدهید امام مطالعه و امضا کند، زیرا از طرف امام است. من رفتم، دیدم امام وضو گرفته اند و داشتند دستشان را خشک می کردند. در زدم و گفتند داخل بروم. گفتم: سلام، یک نامه آوردم خدمت شما که امضا کنید. امام نامه را گرفتند و نگاهی انداختند، همان طور که ایستاده بودند و گفتند: بگویید غلط املایی دارد، غلطش را برطرف کنید تا امضا کنم. من نگاه کردم، دیدم یک کلمه را به جای
بهمن 57، قصه ای نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود
از ورود امام (ره) به ایران به گوش می رسید، اما عکس آن حضرت هیچ جا پیدا نمی شد و در واقع ممنوع بود، یک روز که از مدرسه به طرف مغازه پدرم حرکت می کردم، یکی از دوستانم گفت که ای کاش پول داشتم و آن وقت می توانستم تعداد زیادی عکس امام خمینی(ره) بخرم و به در و دیوار شهر بچسبانم، داشتیم به این موضوع فکر می کردیم که به مغازه پدرم رسیدیم، به پدرم موضوع را گفتم و ایشان از دخل مغازه مقداری پول به ما دادند و
مجید صالحی از نقش ویژه اش در ابله می گوید
رضا عطاران صحبت می کردم و گفتم از طرف آقای تبریزی پیشنهاد بازی دارم. رضا به من گفت حتما برو! چون جدای از اینکه کارگردان توانایی است، کار کردن با او بسیار لذت بخش است. وقتی وارد کار شدم دیدم درست است. دانش، آرامش و آگاهی در وجود آقای تبریزی است که به آدم لذت می دهد. این مسئله در کل گروه ایشان وجود دارد. هم خودشان و هم دستیاران شان، فضای آرام بخشی برای کار خلق می کنند. راستش سال ها بود
فقیهی که 400 مجتهد شاگردش بودند
بزرگوار است فیلسوف و ریاضیدان بزرگ، خواجه نصیرالدین طوسی با او در حله ملاقات کرده است و در جلسه درس فقهش حضور یافته است، کتاب های محقق مخصوصا کتاب شرایع میان طلاب یک کتاب درسی بوده و هست و فقها زیادی کتب محقق را شرح کرده یا حاشیه بر آن نوشته اند، آنچه در ادامه می آید اشاره ای اجمالی به سرگذشت محقق اول از کتاب فقهای نامدار شیعه است: او در سال 602 هجری در شهر تاریخی حِلّه قدم به عرصه وجود
معمای قتل مادر و دختر پیچیده تر شد
. دیگر نمی خواست زنده بماند و مدام از خودکشی حرف می زد. خیلی با او حرف زدم تا به زندگی و آینده فرزندش بیشتر توجه کند، اما بی فایده بود. وی خاطرنشان کرد: برای چند روزی به ماموریت کاری رفتم و آنها همچنان در خانه ام بودند. زمانی که به خانه ام بازگشتم متوجه بوی گاز شدم. دیدم لوله بخاری از جایش درآمده است. هر چه مادر و کودک را صدا زدم پاسخی نشنیدم. هر دوی آنها مرده بودند. همان جا بود که متوجه
فتوای امام را از آقا گرفتم
برای این یکی پنیر خریدیم و فلانی معده درد داشته قرص خریدیم و پولی وجود ندارد. گفتم: من آمار را گرفته ام. این قدر پول به حساب ریخته شده. پس این پول ها کجا رفته؟ وقتی ویدا دید که من آمار دارم و ما می خواهیم مسئول بانک بیاید حساب پس بدهد، گفت: دو سه نفر که در حال آزاد شدن بودند، وضع خرابی داشتند و ما اجازه دادیم که مسئول بانک پول ها را به این بندگان خدا که آزاد می شدند و پولی نداشتند که خود را
سردار آزمون مالک اسب شد/آزمون: هیچ کس مثل کی روش نیست (+تصاویر)
/> چرا؟ از نظر بدنی لیگ برتر قدرت بدنی بالایی می خواهد که من باید روی خودم کار کنم.وقتی من این حرف را زدم خیلی ها گفتند که دارد بازار گرمی می کند. اما کسی بازار گرمی می کند که تیم ندارد نه اینکه مثل من در لیگ روسیه حضور دارم. در لیگ روسیه هم مثل لیگ برتر باید قدرت بدنی داشته باشی؟ بله. بالاخره عنصر سرما هم وجود دارد و باید بجنگیم. وضعیت فوتبال روسیه چگونه است
راهکار مردم برای انداختن نام امام بر سر زبان ها
به گزارش سراج24 به جرات می توان گفت که در جهان نمی توان عالم و رهبری به وسعت و بزرگی شخصیت حضرت امام و همچنین قیام ایشان یافت. روحانی ای که از خاندانی پاک و مطهر پا به عرصه وجود گذاشت و با حکومت شاهنشاهی (پدر و پسر)مخالفت کرد و از حکومتی سخن می گفت که ولی فقیه و نایب امام زمان(عج) بر آن نظارت می کند . از آغاز قیام حضرت امام خمینی(ره) در سال 1342، غیر از معدود طلبه های جوان، کمتر مرجع و
ناگفته هایی از قتل لاله سحرخیزان تا اعدام شهلا (+ گفتگو با مادر لاله)
تیغه چاقو را با دستانش گرفت هر کاری کردم نتوانستم چاقو را بیرون بکشم، گفت تو کی هستی؟! گفتم معتادم و دزد!! گفت من گناه دارم، مادرم گناه دارد، بچه هایم در مدرسه اند، برو پول و طلا بردار و اینجا را ترک کن. بعد زنگ بزن پلیس، بیایند من را به بیمارستان ببرند، گفت، قول بده و من قول دادم و او چاقو را رها کرد!! شهلا در این صحنه با گریه بلندی مرتب می گفت: منو ببخش! منو ببخش! شهلا در ادامه گفت
از نامه ایوبی به جشنواره برلین تا طالبانی خواندن حمله به مطهری
هفتمین روز جشنواره فیلم فجر با نمایش پنج اثر سینمایی در بخش های رقابتی سودای سیمرغ، نگاه نو، هنر و تجربه و مستند و یک اثر در بخش خارج از مسابقه همراه است اما شاید مهم ترین اتفاق امروز نمایش فیلم مزارشریف به عنوان گران ترین فیلم حاضر در بخش رقابتی این دوره از جشنواره باشد؛ فیلمی که انتظار می رفت کیفیتی متناسب با هزینه های داشته باشد اما اکران این فیلم بیش از آنکه در معرض توجه قرار بگیرد، با گفته های کارگردانش در نشست خبری، با ابعاد تازه ای مواجه شد و رنگ س
سیاست دوران سازندگی ما را از جریان های اسلامی منطقه دور کرد/ آقای هاشمی به هیچ چیز جز خودش فکر نمی کند/ ...
مگر چند اندیشکده یا مرکز فکرسازی داریم که چنین توقعاتی داشته باشیم. اصلاً چقدر آدم داریم؟ یکی از دلایل ناکامی های ما این است که بارهایی را که بعضی از کشورها طی ده سال برمی دارند، همه را با هم برداشته ایم. می خواهیم مهندسی فرهنگی بکنیم، در علوم انسانی تحول ایجاد بکنیم، نقشه جامع علمی را طراحی و فضای مجازی را برقرار بکنیم و... مگر ما چند تا آدم متفکر داریم؟ تازه همین هائی را هم که داریم پراکنده اند
چه کسی جای ظریف مذاکره کند؟
ما رو داشته باشید. صدایش زدم و گفتم: پسر جون این چیه نوشتی؟ گفت: آقا بذارید باشه، خودشون در جریانن. ساعت 16:52 بعدازظهر کارم در دفتر تمام شده بود. داشتم می آمدم بیرون که دیدم این پسره که خاطرات را می نویسد نشسته جلوی در و زار زار گریه می کند. گفتم: پسر جون چرا اینجا نشستی؟ چرا گریه می کنی؟ چی شده؟ گفت: دک.. دک... دکتر دارم بیکار می شم. با تعجب گفتم: وا! چرا آخه؟ گفت: دا دا
وسوسه باجگیری 50 میلیونی
فرزند دارد به شوک گفت: بچه ام مریض شده بود و او را به بیمارستان قائم مشهد بردم، روز چهارشنبه رفتم تا از عابربانک پول بردارم که کیف را پیدا کردم. هیچ کس در آن اطراف نبود، کیف را داخل جیبم گذاشتم و بعد از چند ساعت همراه بچه ام به شهر خودمان برگشتم. با دیدن عکس ها و فیلم ها روی کارت مموری عقلم را باخته بودم. به شماره زن جوان زنگ زدم، وقتی جواب سربالا شنیدم نقشه احمقانه ای به سرم زد و چون فکر
"هسته های مقاومت" چگونه در ارتش شاهنشاهی شکل گرفت
شناسی؟ گفتم: بله، کلاهدوز دانشجوی خودم و اقارب پرست همشهری من است اما در گروهان دیگری خدمت می کند. گفت اینها را هم با خود بیاور. کلاهدوز و اقارب پرست را من در میدان چمن دانشکده و در تمرین جنگ تن به تن با یکدیگر آشنا کردم که این ارتباط پنج شش سال بعد در شیراز منجربه رابطه خانوادگی شد اقارب پرست که اصفهانی بود خواهر کلاهدوز را گرفت وکلاهدوز که قوچانی بود با دخترخاله اقارب پرست ازدواج کرد.
چرا پوشیدن کفش کتانی در زمان پهلوی ممنوع بود؟/ روحانی که بالباس مبدل از زندان قزل حصار فرار کرد+عکس
میهن "بود که در کلاس ها نصب بود، مگر می شود یک انسان را باخدا هم ردیف کرد، با این نوشته خیلی فکر می کردم زیرا برایم قابل قبول نبود این شاه مگر کیست که خود را جانشین خدا می داند. تابستان سال 55در سنین نوجوانی هم یک اتفاق خاص در روستای ما رخ داد، در منزل در حال استراحت بودیم که ناگهان متوجه شدیم یک آقایی از بالای دیوار به خانه حیاط ما پرید، به پدرم گفت من به شما پناه آوردم گفت مسیر طولانی را
دست خدا مرا زنده نگه داشت تا واقعیت را بگویم
و به وزارت خارجه رفتم و ماجرا را گفتم؛ با بیان ماجرا آقایان را زیر سؤال بردم که چرا ما را به پاکستان سپردند. شاهد عینی جنایت کنسول گری مزارشریف بیان کرد: همانطور که در فیلم نشان داده شد ما از یک ماه قبل در نامه هایی که ارسال می کردیم خطر را هشدار دادیم؛ ما با پیشرفت طالبان مواجه بودیم و آن را احساس می کردیم، ماندن در آن شرایط و سپس برگشت به ایران کار بزرگ و سختی بود اما من در ایران مورد
وقتی ماه بی فروغ دولت اصلاحات از پشت ابرها بیرون می آید
از انقلاب خدمت آقا ارادت داشتم. در دوران مبارزاتی در تهران به عنوان نماینده امام از تهران به مشهد می رفتم و از ایشان کسب تکلیف می کردم و از قبل از انقلاب و از سال 55 به ایشان عشق می ورزیدم. آمدم و لُغُزهای آقایان شروع شد. هر کسی ما را می دید می خواست یک جوری بگوید مثل اینکه آقا تو را خیلی قبول دارند و ما را قبول ندارند. البته چون به کار آموزش و پرورش اشراف داشتم و بچه ها هم مرا قبول
خوشا شیراز و وصف بی مثالش/ دیدن لیلا و آرزویی که برآورده شد
ارغوانی نباشد، فرهاد هیچ گاه به آن آموزشگاه نمی رفت. اگر در دهه 80 ارغوان نبود آن برون ریزی در شخصیت فربد با بازی مهدی احمدی رخ نمی داد. این غیاب خیلی مهم است. آن جایی که شما دست گذاشتید و به دیالوگ لی لی در دهه 80 اشاره کردید ما این استراتژی را داشتیم که بار پنهان کردن 14 سال ماجرا را نشان دهیم و به فربد بگوییم چرا او را مواخذه می کند، و جای دیگر تصمیمی گرفته که باعث شده این پدر 14 سال
اعتراف به قتلی که جسد ندارد
من هم دوستش داشتم البته به او گفته بودم همسر دارم نمی توانم او را طلاق بدهم. حتی به او گفتم تو ازدواج کن و بعد از اینکه جدا شدی تو را به صورت صیغه ای عقد می کنم تا زنم نفهمد. من رابطه ام را با او انکار نمی کنم.در ادامه قضات همسر متهم را به جایگاه فراخواندند تا درباره ادعای شوهرش از او تحقیق کنند. این زن گفت: من با میترا دوست بودم. با داوود هم از طریق او آشنا شدم. یک روز با میترا به پیاده روی رفتم
بسیاری از وقایع والفجر 8 تاکنون بازگو نشده/ از خدا خواستم شهید شوم و اگر زنده ماندم، روایتگر دفاع مقدس ...
موسیقی که دارای جنس تفکر، سلامتی و تعالی باشد را دوست داشتم. ورودم به سپاه باعث شد تا با دوربین عکاسی آشنا شوم و در شهریور سال 60 خداوند توفیق داد که در حصر آبادان حضور پیدا کردم. در شکست حصر آبادان عکاسی می کردم ولی بعنوان شغلم درجنگ نبود بلکه با این حرفه آشنا بودم و دوربین را خوب می شناختم. بعد از این عملیات برگشتم شیراز و ازدواج کردم. پس از ازدواجم چند مرتبه دیگر هم به جبهه رفتم ودر