سایر خبرها
نقشه ی باورنکردنی این زن برای آدم ربایی
داد: پس از رسیدن به مقصد او بدون پرداخت کرایه پیاده شد. روز بعد همان مسافر زن با تلفنم تماس گرفت و به بهانه پرداخت کرایه در یکی از محله های شهریار قرار گذاشت. پس از رسیدن به محل قرار، پنج مرد به طرفم حمله ور شده و با تهدید مرا ربودند. آدم ربایان مرا به باغی برده و در آنجا از صحنه شکنجه من فیلمبرداری کردند. آنها زمانی که پی بردند پلیس در تعقیبشان است پول هایی که همراه داشتم و تلفن همراهم را سرقت
قصاص مجازات قتل 300 هزار تومانی
بود که به عنوان نگهبان در گاراژ استخدام شدم و در اتاقکی گوشه ساختمان زندگی می کردم. یک سال قبل از حادثه بود که مقتول همراه یکی از دوستانم به گاراژ آمد و با هم دوست شدیم. او گاهی به دیدن من می آمد. مدتی قبل یک دستگاه بازی کامپیوتری به او فروختم و قرار شد پول آن را که 300 هزار تومان می شد به من پرداخت کند. او هر وقت به گاراژ می آمد وعده پول می داد اما آن را پرداخت نمی کرد. نیمه شب حادثه هم همراه یکی
روایت کمتر شنیده شده دوست صمیمی فرزند امام خمینی(ره)
گذار بود؟ چندین بار برای تیم ملی انتخاب شدم که مهمترین سال 47 بود که ایران قهرمان آسیا شد و موفق به پیروزی مقابل رژیم صهیونیستی شدیم و بعد از آن هم انتخاب شدم که یادم است یک روز آقای الهی مدیر تدارکات تیم ملی به من گفت که چه کار کردی به تو گذرنامه نمی دهند دلیل را می دانستند اما به او گفتم برای من مهم نیست و واقعا هم مهم نبود الان هم می بینید فوتبال برای من مهم نیست. در سال هایی که
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/6
حضور معاون رییس جمهور در اکران شیفت شب ، صحبت های محمد احسانی درباره توجه ویژه به امید در فیلم های امسال، نگاهی به برنامه روز هشتم جشنواره فیلم فجر در کاخ جشنواره، اعلام نتایج نظرسنجی مردمی در هفتمین روز از جشنواره فجر، حضور 90 هزار نفر در پنج روز در سینماهای مردمی، نشست رسانه ای فیلم های سینمایی شرفناز ، مزار شریف ، پدر آن دیگری ، آزادی مشروط و شیفت شب ، اعلام زمان اولین اکران فیلم محمد رسول الله ، حبت های عباس غزالی بازیگر فیلم سینمایی اعترافات ذهن خطرناک من ، سانس فوق العاده رخ دیوانه در سه سینما، گفت و گویی صمیمی با محمدرضا فروتن که خود را شاگرد اول روانشانسی می داند، اظهارات کمال تبریزی درباره طعم شیرین خیال ، فیلمی درباره محیط زیست و گلایه از سهل انگاری مسئولین جشنواره که باعث خروج این فیلم از آرای مردمی شد، آغاز اکران فیلم سینمایی لامپ صد از روز جمعه، توضیحات رضا کریمی درباره تگرگ و آفتاب ، گفت و گویی مفصل با فرزاد موتمن کارگردان فیلم خداحافظی و درنهایت نگاهی به حواشی برگزاری جشنواره در روز هفتم سرخط مهمترین اخبار امروز را به خود اختصاص می دهد. ...
بازرگان به امام گفت: اسلام به بن بست می رسد؛ امام گفت: شما به بن بست می رسید
حاج آقا صانعی دادم و ایشان به امام دادند، در آن 1000 تومان برای دختر امام خرج کرده بودم، 1000تومان آن زمان. به این دلیل که لوله خانه دختر امام خراب شده بود و به من گفت که لوله کش بفرست که این را درست کند. من هم فرستادم. سال 61 بود. لوله را تعمیر کرد و مزدش را 1000 تومان دادم و رفت. بعد من روم نشد که بگویم من 1000 تومان مزد او را دادم، خودش هم نگفت و فراموش کرد و یا فکر نمی کرد پول داده ام، به هر
فتوای امام را از آقا گرفتم
کشیده بودند. فقط یکی، ولی سوزن زیر ناخن هایم فرو کردند که تاب ناخن هایم مال آن دوره است! این بنده خدا شاید 7، 8 روز بود که پیش ما بود که باز بلندگو صدایش زد. اسمش صدیقه بود، اما فامیلش یادم نیست. اهل اصفهان هم بود. همین که صدایش زدند، یکمرتبه زد زیر گریه. گفتم: تو که این همه تحمل کردی، چرا گریه می کنی؟ گفت: اگر این همان پرونده ای باشد که در ذهن من است، کارم تمام است. گفتم: تو که تا به
از نامه ایوبی به جشنواره برلین تا طالبانی خواندن حمله به مطهری
هفتمین روز جشنواره فیلم فجر با نمایش پنج اثر سینمایی در بخش های رقابتی سودای سیمرغ، نگاه نو، هنر و تجربه و مستند و یک اثر در بخش خارج از مسابقه همراه است اما شاید مهم ترین اتفاق امروز نمایش فیلم مزارشریف به عنوان گران ترین فیلم حاضر در بخش رقابتی این دوره از جشنواره باشد؛ فیلمی که انتظار می رفت کیفیتی متناسب با هزینه های داشته باشد اما اکران این فیلم بیش از آنکه در معرض توجه قرار بگیرد، با گفته های کارگردانش در نشست خبری، با ابعاد تازه ای مواجه شد و رنگ س
رونمایی از جمشید بسم الله!
ابتدای سال جدید کارم را شروع کردم. منع فعالیتی نداشتم. به انتخاب خودم برای مدتی کنار رفتم و بعد از مدتی احساس کردم باید به بازار برگردم. از زندان هم استفاده کردم. با شروع دولت روحانی بازار ارز به سمت پایین حرکت کرد تا زمانی که آقای سیف اعلام کرد 2910 تومان کف قیمت بازار است. به نظرم آقای سیف کار درستی انجام دادند. دلار ارزان به اندازه دلار گران برای اقتصاد مضر است. دلار ارزان واردات و قاچاق را افزایش
خطیبی به بازیکنان بومی اهمیت می دهد
حاشیه می کنند. آقای جلالی مربی بسیار باشخصیتی بودند و نمی توانستند حاشیه ها را کنترل کنند. شما همین تیم فصل قبل را در نظر بگیرید. البته شرایط مدیریتی فصل گذشته هم چندان مساعد نبود. بعد از چند سال در جام حذفی اول شدیم ولی سرجمع 5 میلیون پاداش گرفتیم. این مسئله در روحیه بازیکنان تأثیر گذاشت. در این فصل شرایط کمی فرق می کند. اگر در باشگاهمان پول هم نباشد، لااقل غیرتی مثال زدنی در میان
عامل کلاهبرداری میلیاردی از خیران به دام افتاد
کلاهبرداری می کند. این گزارش حاکی است: در پی جمع آوری این اطلاعات و به دستور قاضی شعبه 904 دادسرای انقلاب اسلامی مشهد، تلاش برای دستگیری وی آغاز شد و این جوان متأهل در اقدامی غافلگیرانه به دام افتاد. بررسی های مقدماتی قضایی بیانگر آن است که متهم تاکنون مبلغ 2 میلیارد تومان از خیران کلاهبرداری و با پول های مذکور نیز خودروهایی از قبیل لکسوس، زانتیا، تویوتا و لوازم منزل مانند
ترجمه ایمیل دست همسر را رو کرد !
با محمود آشنا شده و او گفته که پس از مرگ همسر سوئیسی اش به دنبال یک زن خوب ایرانی می گردد تا با او ازدواج کند و خاله ام نیز مرا به او معرفی کرده بود. آن روز با محمود به رستورانی لوکس در شمال تهران رفتیم. محمود ثروت زیادی دارد. در سوئیس چند خانه و رستوران دارد سالی چند بار به سوئیس می رفت و بعد به تهران بازمی گشت. در شمال تهران هم یک خانه ویلایی بسیار مجلل دارد. ساعت سوئیسی که به دستش
حدیث ناگفته های این سال ها به روایت استاد فروزان/ مولایی شخصیتی که برازنده نامش بود + فیلم
هوای آن صوت زیبا بودم. آن صوت زیبا واقعا تأثیر شگرفی روی من گذاشته بود عرض کنم که از همان جا جرقه علاقه به قرائت در ذهن من زده شد. من تا آن موقع اصلا با قرآن آشنایی نداشتم ولی از آن روز به بعد صوت عبدالباسط چنان تأثیری روی من گذاشته بود که حتی کلمات فارسی را هم با صوت به جا مانده در ذهنم قرائت می کردم تا اینکه بعد از حدود دو، سه سال در یک جلسه محلی به استادی مرحوم دریانی شرکت کردم
روایت زوج 20 و 18 ساله از نحوه قتل مرد جوان
زوج جوانی که به اتهام قتل مرد 30 ساله دستگیر شده بودند صبح روز دوشنبه در اولین جلسه بازپرسی، پس از چند ساعت بازجویی به ناچار از اظهارات متناقض دست کشیدند و راز جنایت اسیدی خود را افشا کردند.این زوج جوان که 18 و 20 سال دارند صبح روز گذشته در حالی از کاشمر به مشهد منتقل شده بودند مقابل قاضی ویژه قتل عمد قرار گرفتند تا چگونگی وقوع جنایت فجیع را تشریح کنند. مرد 20 ساله ابتدا به قاضی موحدی راد گفت
خوشا شیراز و وصف بی مثالش/ دیدن لیلا و آرزویی که برآورده شد
تصوری از رقم دستمزدها نداشتیم. لیست پشت دوربین را که نوشتیم و من به افرادی زنگ زدم به امید گفتم نمی توانیم فیلم بسازیم. چون تصوری که ما داشتیم خیلی فرق کرده ولی نکته جالب این بود که از همان نفر اول، همه گفتند مگر قرار است جواب منفی دهیم! می رویم که فیلم را بسازیم. به خانم خسروی به عنوان طراح گریم زنگ زدم گفت مگر من از شما پول خواستم. این کمک کرد که به یک بودجه منطقی برای فیلم برسیم. این فیلم با این
بسیاری از وقایع والفجر 8 تاکنون بازگو نشده/ از خدا خواستم شهید شوم و اگر زنده ماندم، روایتگر دفاع مقدس ...
... شهادت دوستم آرام آرام ذهن مرا به این سمت برد که من هم می توانم در جبهه حضورداشته باشم. * برای اولین بار قبل از آزاد سازی خرمشهر به جبهه رفتم برای اولین بار در سن 19 سالگی قبل از سقوط خرمشهر که یک روز یکی از دوستانم به نام مسیح ذیقمی آمد و گفت دیگر خسته شدم بیا با هم به جنگ برویم. اینطور به سمت جبهه روانه و با هم همسفرشدیم. من در آن زمان 50 تا تک تومانی تنها پول داشتم. با آن
راننده تاکسی درستکار، امانت سه ماهه را به صاحبش بازگرداند
شب ها با آرامش خیال می خوابم.مرد تاجر که هنوز باور نداشت راننده تاکسی وظیفه شناس این همه مدت به دنبال او بوده است جواب داد: اصلا توقع نداشتم که پول هایم پیدا شوند. آن روز 9میلیون تومان از بانک گرفتم و می خواستم با آنها ارز بخرم اما بعد از پیاده شدن از تاکسی فهمیدم که 3 میلیون تومان از پول هایم ناپدید شده. خیلی به هم ریختم. نمی دانستم باید چه کار کنم. همان شب مسافر بودم و دیگر فرصت پیگیری نداشتم
زورگیران به زن تنها حمله کردند + عکس
روز 23 بهمن ماه سال جاری زنی 55 ساله در تماس با پلیس 110 ورامین از ماجرای یک زورگیری در بقالی پرده برداشت.دقایقی بعد تیمی از مأموران کلانتری 11 ورامین خود را به این مغازه رساندند، زن فروشنده که هنوز وحشت زده بود به پلیس گفت: ساعت دو بعد ازظهر بود که دو جوان وارد مغازه شدند و یک بسته آدامس خریدند و بیرون رفتند، دقایقی بعد بار دیگر همان دو پسر وارد مغازه شدند و این بار در چشم بر هم زدنی یکی از آنها
بررسی پرونده غم انگیز یک نوزاد
رسانده است. امیر با این فرضیه به دادسرا معرفی و درنهایت کیفرخواست قتل عمد علیه اش صادر شد اما در دادگاه جرمش را انکار کرد. او می گوید: من با این بچه دشمنی نداشتم حتی اسمش را هم نمی دانستم. یک ماه بود که مادرش او را به خاله ام سپرده و 400هزارتومان هم بابت هزینه پوشک داده بود. مادر بچه به خاله ام گفته بود یا بعد از این به حساب پول می ریزد یا جلوی در می آورد. وضع مالی خاله ام خوب نیست به همین
ماهی 2 میلیون شیشه می کشیدم
/> معمولا دو نفری می رفتیم، یکی به عنوان راننده می آمد و نفر بعدی طلاها را سرقت می کرد. درآمدتان از سرقت ها چقدر بود؟ در چهار ماهی که با این روش سرقت می کردیم، به هر نفر هشت میلیون تومان رسید. با پول ها چه کردی؟ من به شیشه اعتیاد دارم و تمام آن، صرف خرید مواد مخدر شد. بعد از سرقت دلت برای پیرزن ها نمی سوخت؟ نه. کسی که اینقدر طلا با خودش حمل می کند
از نامه ایوبی به جشنواره برلین تا طالبانی خواندن حمله به مطهری
هفتمین روز جشنواره فیلم فجر با نمایش پنج اثر سینمایی در بخش های رقابتی سودای سیمرغ، نگاه نو، هنر و تجربه و مستند و یک اثر در بخش خارج از مسابقه همراه است اما شاید مهم ترین اتفاق امروز نمایش فیلم مزارشریف به عنوان گران ترین فیلم حاضر در بخش رقابتی این دوره از جشنواره باشد؛ فیلمی که انتظار می رفت کیفیتی متناسب با هزینه های داشته باشد اما اکران این فیلم بیش از آنکه در معرض توجه قرار بگیرد، با گفته های کارگردانش در نشست خبری، با ابعاد تازه ای مواجه شد و رنگ س
روایت عسگر اولادی از چگونه پولدار شدنش
روزی و کار سخت بود. اولین تجارتم را با خرید یک کیسه کنجد به قیمت 53 تومان از بازار تهران شروع کردم و آن کیسه کنجد را به نانوایی سر محل به قیمت 70 تومان فروختم و این اولین سود من در تجارت بود. این مربوط به سال 1327 است. تا سال 1334 کارمند بودم و در یک شرکتی کار می کردم که فعالیتش در زمینه صادرات بود. به صادرات علاقه مند شدم اما پول نداشتم. تنها دارایی ام خانه ای بود که در خیابان شهید
شقایق، مهراب و زندگی متفاوتشان (1)
کنارش زندگی کنم. غیر از علاقه ای که طی سال های قبل از ازدواج بین شما وجود داشت، چه فاکتورهای دیگری در مهراب باعث شد تا جواب مثبت به او بدهید؟ - من بعضی وقت ها با مهراب شوخی می کنم، می گویم من تو را فقط به خاطر خودت دوست دارم چون چیز دیگری نداری (می خندد). حقیقت این بود که مهراب به عنوان یک دوست، بسیار خوش اخلاق بود. معاشرتی بود، اهل بگوبخند بود، بسیار خوش اخلاق بود و همیشه سعی می
حزب ها، انتخابات و سیاست تاثیر مستقیم بر ادبیات دارند/ آب قند برای جوایز ادبی!/ سکوی پرش نویسندگان
رسانی پیرامون آن را نیز باید مد نظر داشت. باور کنید همین گفته کافی است که دوستانم تا یک روز فکر کنند من در عوالم شاعرانه دارم سیر می کنم! یک نفر به من بگوید جایزه ادبی، خوردنی ا ست یا پوشیدنی؟ جایزه ای که بعد از اهدا به شخص یا اشخاصی، تازه باید موضوع کتاب را مد نظر قرار داد و کیفیت اش را بررسی کرد و خود جایزه هم در اطلاع رسانی نقشی ندارد، پس چرا اهدا می شود؟ کتاب در روزنامه شرق
روایتی از سرگذشت افسران رژیم پهلوی در عزلت ؛از سرداری تا سرباری
دلار خواست تا با آن چرخ های دستگاه اداری را روغن بزند، و هرچه زودتر پول قابل ملاحظه ای برای رضا بیاورد. اما نه تنها پولی آورده نشد بلکه پنجاه هزار دلار هم از جیب رضا پهلوی رفت. با سلطان عمان هم تماس گرفته شد. ولی او با آن که تخت و تاجش را مدیون شاه بود، و بیش از همه انتظار می رفت که کمک کند روی خوش نشان نداد. حتی در همان سال 82 بنا به درخواست من، آقای اسموک، یکی از مقامات صاحب نفوذ
ماجرای یک دبستانی انقلابی
خصوصی پدرم با دوستانشان را به یاد دارم. چون من هم به جلسات می رفتم و آنجا مسائلی مطرح می شد. منتها من از کودکی یک ارتباط و علاقه ای به حضرت امام داشتم. یادم است مدرسه که می رفتم؛ گاهی در ایامی که پدرم قم نبود، از خیابان بهروز، که الان 19 دی شده است، پیاده می رفتم به منزل امام. چون ماشین و پول نداشتم، پیاده می رفتم. کلاس ششم ابتدایی بودم و تقریبا سال 41 بود. * برخی از شبکه های ضد انقلاب
ازشکایت احمدی نژادیها از یکدیگر و تهدید امریکا از سوی ایران تا شکستن سکوت 50روزه رییس بورس و پرونده ضرب ...
: او بعد از دیدن عکس ها دیگر با من صحبت نمی کرد. پدرم از کار من بسیار ناراحت بود و خود را عذاب می داد. او ادامه داد: زمانی که پدرم متوجه شد چه کاری انجام داده ام، خود را از بقیه مردم جدا کرد و دیگر با کسی رفت و آمد نمی کرد. همچنین او تلاش می کرد تا من را نیز از بقیه خانواده جدا کند. من گمان می کردم او فقط از کار من عصبی و ناراحت است، اما هرگز انتظار این را نداشتم که پدرم دست به خودکشی
دروغ های مرگبار
او را به میدان هروی می بردم.شغلت چیست؟10 سال انباردار یک شرکت غذایی معروف و دوسال هم در شرکت غذایی دیگری انباردار بودم اما یکی، دو سالی بود که آزاد کار می کردم. شارژ تلفن همراه می خریدم و به مغازه ها می فروختم.از روز حادثه بگو. چطور شد یاسمن را کشتی؟ من قصد قتل نداشتم. وقتی متوجه تناقض گویی های یاسمن شدم با او جر و بحث کردم. آن موقع سوار ماشین من بودیم. یاسمن بعد از جر و بحث بخشی از حقیقت را به
عاملان جنایت هولناک قزوین اعدام می شوند + جزئیات جنایت
گذاشته و از او خواستم عکس و فیلم ها را از رضا بگیرد و به من تحویل دهد اما در کمال ناباوری، معصومه پول بیشتری مطالبه کرد. چرا که می گفت تصمیم دارد به خارج از کشور برود. وقتی از حل این مشکل به صورت مسالمت آمیز ناامید شدم، تصمیم به قتل رضا گرفتم. سپس موضوع را با یکی از دوستانم به نام میلاد در میان گذاشتم. او هم حاضر شد با دریافت پول، همکاری کند.سرانجام طبق نقشه، اول اسفند معصومه را به بهانه پرداخت
من دیه گو مارادونا هستم ، حال تماشاگران را بهتر کرد
تأخیر سر صحنه رسید تا کار عقب نیفتد و کارگردان مجبور شد روز بعد را تعطیل کند تا او به مراسم پدرش برود. 21: 10- نشست خبری فیلم کوچه بی نام به کارگردانی هاتف علیمردانی با حضور عوامل فیلم و اصحاب رسانه برگزار شد. - منصور لشکری قوچانی گفت: آشنایی من با علی مردانی به یک سال گذشته بر می گردد و این آشنایی بعد از خواندن فیلم نامه منجر به همکاری شد. ابتدای کار، من کمی نسبت به
من یک کلاهبردار حرفه ای هستم!
را با پول خلاف به دست آوردم. راستش خلاف کردم تا به این شرکت برسم. سابقه دار بودم و کسی هم به سابقه دار کار نمی دهد. جوان هستم و دنبال قدرت و شهرت. دوست نداشتم استعدادم را برای فرد دیگری خرج کنم، پس کلاهبردار شدم و آقای خودم. سرتان را درد نیاورم، خدمتم که تمام شد با ماشین پدرم شروع کردم به مسافرکشی. یکی از دوستانم زیر پایم نشست که بیا ازدواج کن تا سر و سامان بگیری. ما هم جوان بودیم و