سایر خبرها
پرونده حادثه آتشین دوباره ورق می خورد
او رفت و آمد می کند. او وقتی درباره حادثه مورد تحقیق قرار گرفت گفت که در ماجرا دخالتی نداشته است. ردیابی تماس های این زن اما نشان داد که او از مدتی قبل با شوهر ریحانه تماس و ارتباط داشته است. خانواده مقتول در تحقیقات به پلیس گفتند که دخترشان از مدت ها قبل با شوهرش اختلاف داشته است و متوجه شده بودند که پای زن دیگری در زندگی نیما باز شده است. مادر مقتول گفت وقتی دخترم با درخواست جدایی از سوی نیما
قتل خواهر به خاطر سوءظن
پیدا کرد تا اینکه مأموران فهمیدند روز حادثه مقتول با برادرش درگیر شده است و همه اعضای خانواده هم در جریان این درگیری بوده اند. برادر مینا بازداشت و بازجویی شد. متهم ضمن قبول اتهام قتل خواهرش گفت: از وقتی مینا 14ساله شد، رابطه نامشروعش را با مردان آغاز کرد. برای اینکه جلوی او را بگیریم، شوهرش دادیم. محمد جوان خوبی بود و سعی داشت خواهرم را خوشبخت کند؛ اما مینا همچنان به رفتارهای بدی که داشت ادامه داد
رجوی: زن ناموس تو نیست، من ناموس توام
بچه ها این وسط قربانی شده بودند. طلاق های به اصطلاح ایدئولوژیک این طلاق ها دیگر رسما و با اعتراف خود رجوی مسئله صددرصد ایدئولوژیک بودند. نه رنگ و بوی سیاسی داشتند و نه وسیله تبلیغات بیرونی بودند. انقلاب در طلاق کشی از قبل مورد نظر رجوی بود. رجوی در نشست ها بارها و بارها اعلام کرد که هدف اساسی از این طلاقها این است که قلب زن مال شوهرش نیست و قلب شوهر هم مال زنش
چرا ایرانی ها پناهنده می شوند؟
درد کشورهای غربی بخورند. حتی شوربختانه بخشی شان افراد لمپنی هستند که همیشه نگرانم اینها اگر پناهندگی در کشورهای دیگر دریافت کنند، به عنوان یک نماینده جامعه ایران، چه چهره ای از ایرانیان نزد غربی ها به نمایش می گذارند؟ آیا چیزی فراتر از دختری که در کنسرت انریکه در کانادا خودش را به دست و پای او انداخت و انریکه حتی نمی توانست او را از پاهای خود جدا کند؛ و سپس در حضور ده ها هزار
برانکو : اشتباهات داوری برای پرسپولیس، اتفاقی نیست!
کاری که انجام می دهند پول می گیرند. فکر نمی کنم دریافت حق و حقوق چیز عجیبی باشد. همانطور که گفتم اگر به خاطر پول به ایران آمده بودم، می توانستم به خاطر شرایطی که در پرداختی ها به وجود آمده خیلی راحت از باشگاه جدا شوم به تیم ملی کرواسی بروم اما من اینجا هستم که کار کنم. - به خاطر داوری ها از پرسپولیس اخراج شوم، ناامیدکننده خواهد بود * اگر روند نتایج پرسپولیس همین گونه ادامه
درخواست طلاق به خاطر شکست در ازدواج قبلی
به گزارش خبرنگار حوزه حوادث گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان ، چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: سه سال پیش از شوهر اولم جدا شدم. او مرد خیلی بداخلاقی بود و بدترین بلاها را سرم آورد. آنقدر اذیتم کرد که حاضر بودم هرکاری کنم تا از این مرد جدا شوم. تا اینکه بالاخره کارهای طلاقم انجام شد و من آرامش گرفتم. وی افزود:مدتی بعد با
جنجال های زوج جوان بر سر رفتن به سربازی
مرد جوان پس از رفتن به سربازی، راهی دادگاه خانواده شد تا برای همیشه از همسرش جدا شود. به گزارش مردم سالاری، چندی پیش مرد جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی پیش از اینکه ازدواج کنم به همسرم گفتم که من سربازی نرفته ام و بعد از ازدواج باید به سربازی بروم. ولی از وقتی ازدواج کردیم و من به سربازی رفته ام او مرتب غر می زند و زندگی را
سرنوشت پرونده کی روش چه می شود؟
: من از کمیته اخلاق رفته ام و دلیلی هم ندارد که دیگر در مورد آن فکر کنم. با این حال قرار نیست برای همیشه از فوتبال جدا شوم. من فوتبال را دوست دارم و آماده ام که هر زمان نیازی به من بود به آن خدمت کنم. او در پاسخ به این سوال که آیا از کفاشیان به خاطر این اتفاقات ناراحت است یا نه هم گفت: هرگز ناراحت نیستم. دلیل ندارد چون من استعفا داده ام و ایشان هم پذیرفته است بخواهم از او ناراحت باشم. من
حرمسرای شاهان قاجار چگونه پر از زن می شد
بزم و مهمانی در مراسم تعزیه هم به دنبال یافتن دختران برای حرمسرای خود بود. حاجیه خانم علویه کرمانی در سفرنامه خود اطلاعاتی از دربار ناصری می دهد، او می گوید: ا مروز به طریق دیروز رفتم تعزیه. شاه اینجا شب و روز پهلوی زن هایش می نشیند. منزل خاصی ندارد. گاهی این اطاق، گاهی آن اطاق، گاهی پشت زنبوری با زن ها صحبت می کند. دخترهای مردم را تماشا می کند، پول می دهد. مردم بی عار هم دخترها را می آورند نشان
آقای رئیس جمهور! به مسؤولان بگویید هوای ما را داشته باشند
جنگ جهانی دوم مدالهایی داده اند که مردم آنها را بشناسند و برایشان احترام خاصی قایل هستند، طوری که من مرتبه اول تصور کردم با ژنرالهای آلمان روبه رو شده ام! این جانباز در مورد هزینه های درمان می گوید: خود من به خاطر وضعیت شیمیایی اگر زیاد صحبت کنم دچار کمبود اکسیژن می شوم و باید به بیمارستان بروم. حدود 150 تومان هزینه کرده ام تا دستگاهی ( pulse oxsimetry ) تهیه کنم که این را
90/ سرباز واقعی تراکتور هستم فقط در برجک نگهبانی نمی دهم
شرایطی که توانسته گلر با تجربه و کاپیتان فصل قبل صبا یعنی مهرداد طهماسبی را نیمکت نشین کند. اخباری هر چقدر در زمین پرتحرک، جسور و بلند پرواز است بیرون زمین آرام است و کم حاشیه! او جمعه به همراه اکبر کریمی همکارمان به دفتر 90 آمد، نیم ساعتی میهمان ما شد و از همه چیز حرف زد. 90: از ابتدای فصل شروع کنیم گویا با مجید جلالی به مشکل خورده بودی و ظاهراً دوست نداشت از سایپا جدا شوی. درست است؟
فرهنگ در رسانه
به سر کار آماده می شوم و پیامکی کوتاه هم برای رامبد جوان می فرستم: می خواستم درباره حواشی اخیر خندوانه با هم صحبت کنیم . پاسخ جوان مثبت است. صدای رامبد جوان از آن سوی خط، قدری نامفهوم به نظر می رسد. صدای بوق و همهمه خیابان مانع از شنیدن صدایش می شود. جوان در حال رانندگی است؛ اما صدایش مثل همیشه پرانرژی. گفت وگویی را که چندی قبل با هم داشته ایم به یاد می آورد. می گوید باید درباره چی با
دانشگاه اهل البیت و شش هزار رساله علمی
همانند برگهای درخت فرو می ریزد و در منظر لطف خدایند تا از یکدیگر جدا شوند. (16) محبت و عاطفه نسبت به خانواده محبت و عاطفه نسبت به فرزندان و اعضای خانواده در اوج رعایت ارزشهای دینی و الهی، چیزی است که تنها در مکتب اهل بیت به صحیحترین شکل آن دیده می شود. کسانی که از مکتب اهل بیت (علیه السّلام) دور مانده اند، چه آنان که اصولا پایبند به دین نیستند و چه آنان که دین را از طریق غیر
سهم زنان از جنگ
زبان ها و نگاه ها خیلی آزاردهنده بود، اما به هرحال گذشت. بعد از مدتی رفتم خانه مادرم و تا پنج سالگی با زینب- دخترم- آنجا زندگی می کردم. من حقوق محمد را می گرفتم و خانواده هم درآمد داشتند، اما بالاخره خانه کوچک بود و کمی سخت بود. دخترم هم داشت بزرگ می شد و وقتی بچه های دیگر را می دید بهانه می گرفت که چرا ما یک خانه جدا نداریم. این بود که تصمیم گرفتم از خانواده خودم جدا شوم و مستقل زندگی کنم.
گفتگو با خانواده هایی که در سیل عزادار شدند
در چشم های من بیاید. از گل نازک تر به من نمی گفت اما حالا او را از دست داده ام. سرپناهم را از دست داده ام و نمی دانم باید بدون محمد چطور بچه هایم را بزرگ کنم. آن شب وقتی محمد به بیرون از خانه رفت، یکی دو ساعت بعد، باران شدیدی شروع به باریدن کرد. دخترم گفت مامان دارد باران می بارد. من هم گفتم در را ببند و بیا داخل اما نمی دانستم که در آن لحظات شوهرم در حال جان دادن است. زن جوان
نمادهای افتخار ما سرداران و نام آوران شهیدند نه عاشق پیشه گان آواره
خیرو...است . بالاگریوه ضمن قدردانی ازحساسیت و غیرت نگارنده مطلب فوق نسبت به هویت تاریخی و سابقه کهن و افتخارآمیز مردم پلدختر اما براین عقیده ایم که : علیرغم پربودن دست ما از مفاخر و سمبل های ارزشمندوگرانسنگی که برای تاریخ، دین، قومیت، هویت ، کرامت و بزررگمنشی این مردم درتاریخ این سرزمین ماندگارشده و برگ های زرینی برتارک تاریخ کشور ایران هستند به کدام دلیل بایستی دست به دامان سمبل نماهائی
اشعار ویژه شهادت حضرت مسلم (س)
زینب *** دارم امید که کار تو به اینجا نکشد میکشم داغ تو تا اهل تو آن را نکشد کار زینب به تماشا،به تماشا نکشد یا برای سر تو کار به دعوا نکشد وای از چشم چرانها زینب *** کوفه آخر ته گودال مرا گیر انداخت دست گرمی به سویم حرمله هم تیر انداخت به زمین ضربه ی نامرد کمانگیر انداخت بعد بر
التماس های زن جوان برای جدا نشدن از شوهرش
زن جوان زمانی که دید شوهرش قصد دارد او را طلاق دهد در دادگاه التماس کرد تا شاید مانع تصمیم شوهرش شود. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، چندی پیش زوج جوانی به دادگاه خانواده مراجعه کردند و درخواست طلاق دادند. زن جوان به قاضی گفت: آقای قاضی من و شوهرم زندگی خیلی خوبی داشتیم. همیشه به شوهرم محبت می کردم و او هم به اندازه کافی مهربان بود و همیشه به من لطف داشت. اما به طور ناگهانی رفتارش عوض
رنگ باختن ازدواج در سایه خلأهای قانونی طلاق
خبرنامه دانشجویان ایران: مشکلات شاخ و دم داری نیستند که از کرات دیگری به زمین آمده باشند، اینها مشکلات زنانی هستند که می خواهند جدا شوند، البته عجیب است که در قانونی که در این موارد حق را به زنان داده در همان قانون نیز حق طلاق را از زن گرفته. به گزارش فارس، پله های دادگاه را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارد جای دوری نیست همین دادگاه خانواده ی خودمان در خیابان نزدیک... دست و
همه چیز از مصرف شیشه شروع شد
برایم زن بگیرند. اما به حرفم گوش نمی دادند و هر بار سر همین با هم جروبحث می کردیم. آیا فردی را برای ازدواج در نظر داشتی؟ نه، به خانواده ام می گفتم هرکسی را خودشان در نظر دارند برایم بگیرند، خانواده ها تصمیم اشتباه نمی گیرند. چرا برای سرقت سراغ دختران می رفتی و چرا از پسران جوان زورگیری نمی کردی؟ چون با دختران خوب نبودم همان طور که گفتم این کار را با دختر موردعلاقه ام شروع
واژگونی خونبار اتوبوس مسافربری در پایتخت/خلافکار مخوف پایتخت، مامور پلیس آگاهی شد!!!/توریست فرانسوی در ...
... کشف جسد پسرناشناس در پیاده رو کشف جسد پسرناشناس در پیاده رو تیم جنایی را در برابر معمای جدیدی قرار داد. تایید حکم قصاص قاتل زن مطلقه پسر جوانی که زن مطلقه را به قتل رسانده بود، به زودی اعدام می شود. التماس های زن جوان برای جدا نشدن از شوهرش زن جوان زمانیکه دید شوهرش قصد دارد او را طلاق دهد در دادگاه التماس کرد تا شاید مانع تصمیم شوهرش شود. همسرم از خانه قهر کرده و با دوستانش زندگی می کند مرد جوان زمانیکه دید همسرش بعد از قهر، فرزندشان را به شهرستان برد، راهی دادگاه خانواده شد تا درخواست طلاق بدهد. انتهای پیام/ ...
خروج از کشور زنان ورزشکار مثل سربازها باشد
هویت انسانی آنها به رسمیت شناخته نمی شود. این قانون و بسیاری دیگر از قوانین مربوط به حقوق خانواده باید متناسب با شرایط و نیازهای جامعه تغییر کند، اما با توجه به شرایط قانون گذاری در کشور، چنین تغییری به سادگی به دست نمی آید. یکی از راه حل ها استفاده از شروط ضمن عقد است که به زن اجازه می دهد از طرف مرد تمام کارهای لازم را برای گرفتن پاسپورت و خروج از کشور به کرات انجام دهد. هر چند با این
دردی که تا استخوان امیرمحمد را می سوزاند
کم با حرف های معلم، پدر و مادرم، بچه ها و خانواده هایشان متوجه شدند که آنها از من این بیماری را نمی گیرند بعد از آن کم کم بچه ها مرا پذیرفتند. از امیرمحمد پرسیدم چه آرزویی داری؟ گفت: خانم از خدا می خوام خوب بشم، از خدا می خوام، خونه دار بشیم، کرایه خونه ندهیم به جاش بتونیم پماد بگیرم تا پوستم رو هر ساعت کرم بزنم تا پوستم خشک و زشت نباشه و تو مدرسه بچه ها با هم خوب باشند! او می گوید
مرد جوان در دادگاه خانواده: همسرم از خانه قهر کرده و با دوستانش زندگی می کند
شنیدم آنقدر عصبانی شدم که شبانه پیش همسرم به شهرستان رفتم و دخترم را به تهران آوردم. بعد از آن هم تصمیم گرفتم به دادگاه خانواده بیایم تا درخواست طلاق بدهم و برای همیشه از این زن جدا شوم. بعد از صحبت های این مرد قاضی همسرش را هم به دادگاه احضار کرد تا صحبت هایش را بشنود. گروه خبری : اجتماعی منبع : آخرین ویرایش : 1394/06/30 -- 16:22:43 نویسنده : روزنامه بیرجند امروز تعداد بازدید : 70
رئیس خانه مداحان : چرا تلویزیون اول سراغ هلالی می رود؟
گویش با "محمود کریمی" بعد از تیراندازی معروف حرف زد و گفت که تیراندازی کار کریمی نبوده و نوجوان همراه او دست به اسلحه شده است. رییس خانه مداحان البته دل پری هم از مداحان جوان با سبک های جدید مداحی داشت. از کسانی که قلاده به گردن می اندازند وبه لطف صدا و سیما معروف شده اند در حالی که حتی فرق رباعی و دوبیتی را هم نمی دانند. طاهری درباره ورود مداحان به سیاست هم حرف های زیادی داشت
خلاقیت و ابتکار عمل در روابط انسانی هشت سال دفاع مقدس
که حاجی را با لباس در استخر انداختند شهید عرب هم آنجا بود. ولی از دست بچه ها فرار کرد. حاجی از آب بیرون آمد، یک چوب برداشت و به دنبال بچه ها دوید. حسین هنگام کار و رزم قاطع بود و هنگام شوخی و صحبت با نیروها، می گفت ، می شنید و می خندید. تبسم می کرد ولی قهقهه نمی زد. اما مانع خنده کسی هم نمی شد (بنی لوحی ، 1375 : 52 و 176). نتایج و پیامدها 1 حفظ روحیه رزمندگان و آمادگی برای نبرد. 2 ایجاد دوستی و
وقت شناسی به سبک آقازاده داغدار!
: مدت مدیدی است پسرم مهدی خزعلی از راه مستقیم منحرف شده درست در خط مقابل قرار گرفته هر چه نصحیت می کنم و برای هدایتش متوسل به اولیای خدا می شوم اثر نمی کند. با بعضی از علمای بزرگ صحبت کردم، فرمود دست نگه دار شاید به راه بیاید. دیگر کاسه صبرم لبریز شده، دیگر با او صحبت نمی کنم و حرف های نامناسب او را بر نمی تابم. ملت انقلابی عزیز همیشه در صحنه ما بدانند او از ما جدا هست و هر چه از من نقل
مهدی باقربیگی، شبیه مجید دهه شصتی ها نیست
شهرداری کار می کردم و به کارش آشنا بودم، به همین دلیل تصمیم گرفتم از این طریق خدمتی به مردم شهر اصفهان کنم. زمانی هم که کاندیدا شدم، فقط به این نیت بود که خودم را تست بزنم تا ببینم چقدر می توانم از عهده انتخابات بربیایم. ژاکت فراموش نشدنی یکی از اتفاقات جالب دوران کودکی ام به نوروز برمی گردد. آن زمان دو ماه قبل از عید لباس را می خریدیم و دل مان نمی آمد دست به آن بزنیم و این دو
همسر جانبازان اعصاب و روان بیشتر از خودشان زجر می کشند
خودم نیست. وقتی بر اثر موج گرفتگی اتفاقی می افتد بعدش ناراحت می شوم. اما کاری از دستم برنمی آید. بارها هم این اتفاق پیش آمده... سعید خرسندی، متولد اول مهر 1343 است. او در ملایر بزرگ شده است و حالا در تهران کارمند شرکتی از زیرمجموعه های بنیاد شهید است. او حرف های زیادی از بی توجهی مسئولین به جانبازان هم دارد. همان هایی که ارزش یک جانباز را با میزان درصدش می سنجند. و به این هم نگاه نمی کنند
خلافکار مخوف پایتخت، مامور پلیس آگاهی شد!!!/توریست فرانسوی در پایتخت مورد آزار گروهی قرار گرفت/کشف جسد ...
زودی اعدام می شود. التماس های زن جوان برای جدا نشدن از شوهرش زن جوان زمانیکه دید شوهرش قصد دارد او را طلاق دهد در دادگاه التماس کرد تا شاید مانع تصمیم شوهرش شود. همسرم از خانه قهر کرده و با دوستانش زندگی می کند مرد جوان زمانیکه دید همسرش بعد از قهر، فرزندشان را به شهرستان برد، راهی دادگاه خانواده شد تا درخواست طلاق بدهد. انتهای پیام/