سایر منابع:
سایر خبرها
زندگینامه فرشته کریمی بهترین فوتسالیست زن آسیا (عکس)
اردلان در سال 2013 یکی از بزرگ ترین افتخارات تاریخ ورزش بانوان ایران را رقم زد و در جمع 10 بازیکن برتر زن فوتسال دنیا قرار گرفت. این اتفاق در پی درخشش او در جام جهانی کوچک پرتغال افتاد. فرشته حالا نامی بسیار معتبرتر و مطرح تر در ورزش ایران محسوب می شود. مارادونای تکنیکی فوتسال بانوان ایران فصل جدیدی از زندگی ورزشی خود را شروع کرده است. او افتخار بزرگی دارد که هر کسی نمی تواند آن را به دست
معمای پیچیده یک جنایت در دفتر کاریابی
سه مرد مرموز با انگیزه ای کور به دفتر کاریابی یک زن و شوهر حمله کردند و با ضرباتی مرگبار، سناریویی هولناک را به اجرا گذاشتند. این جنایت که با به قتل رسیدن مرد و به کما رفتن زن رقم خورده است، پلیس جنایی پایتخت را با معمای پیچیده ای روبه رو کرده است. به گزارش شهروند ، ساعت 6 عصر یکشنبه 5 مهرماه صدای درگیری و دعوا در یک آپارتمان 3 واحدی در خیابان هاشمی تهران، سکوت ساختمان را شکست. ساکنان
قالیباف: تئاتر تهران طی دو سال آینده متحول می شود
: مرحوم سمندریان و آقای رشیدی کسانی بودند که تئاتر را به من آموختند. اولین همکاری ما به کار بی سرانجام "ایوانف" چخوف باز می گردد. نمایشی که رشیدی مرا به عنوان نقش اول برگزید و من از انجامش انصراف دادم. وی گفت: آن روزها داوود رشیدی خیال می کرد که کسی مرا تهدید کرده تا در اثرش بازی نکنم اما در واقع ترس من این بود که ایشان به من اجازه داد تا در کارش نقش اصلی را بازی کنم! اما یک سال بعد کار
عبور از دجله، شاهکاری که نام عاشورا و باکری را جاودانه کرد
نیروهای نامنظم با فداکاری ها و ایثارگری ها در ایام تاسوعا و عاشورای سال 59، عاشورایی به یادماندنی راه انداختند. گفتید بعد از سردار جعفری شما فرمانده لشکر عاشورا شدید، این ماجرا به قبل از فرماندهی شهید مهدی باکری برمی گردد؟ همانطور که اشاره شد ابتدا سردار عزیز جعفری فرمانده تیپ عاشورا شد و بعد از عملیات طریق القدس بنده فرمانده تیپ شدم. من جوان ترین فرمانده لشکر در دوران دفاع
رامبد یکی از مهمان های را با کمربند تهدید کرد!
عمومی وارد فضای حرفه ای تئاتر پایتخت می شود و پایش یک جورهایی گیر می کند. اما اینکه چطور پایش به خندوانه باز می شود: من تئاتر کار می کردم و رامبد جوان را از تئاتر می شناسم. توسط رامبد به یک گروه ایده پردازی 30 نفره دعوت شدم و از آنجا کارمان شروع شد. بعد من سریال گوشه دل تهرون را برای رامبد جوان نوشتم که همه قسمت هایش از صبح تا شب عید پخش شد. یعنی از صبح ساعت 10 تا لحظه تحویل سال در یک روز پخش شد. بعد
عسل خاله : من خاله تنابنده نیستم!
دستم است. تازه زنش دادم. ارسطو هم مثل پسرم بود. برای همین دوست داشتم زنش بدهم. همه پسرهای شیرگاه از من می خواهند برای شان زن بگیرم. (خنده) بچه ها مخالف کار شما نبودند؟ نه. اتفاقا خوشحال هم شدند. وقتی مردم جمع می شدند تا فیلمبرداری را نگاه کنند به مردم می گفتند که مادرشان در فیلم بازی می کند و پز مرا می دادند. همسر شما در قید حیات هستند؟ نه. کارمند راه آهن بود. 25
عامل آزار زنان شرق تهران در خانه هایشان هنگام فرار کشته شد
دستگیری مردی با 14پرونده سیاه تجاوز درمنازل خودشان آزار و اذیت زنان شرق تهران اوایل مردادماه زن جوانی با مراجعه به کلانتری گلبرگ از ورود مرد شیطان صفت نقابداری به خانه اش خبر داد . این زن در شکایتش گفت: ساعت 2 عصر مشغول استراحت در خانه ام در خیابان 46 شرقی بودم که مرد نقابداری وارد خانه ام شد و با تهدید قصد آزار و اذیت مرا داشت. هرچه به او التماس کردم فایده ای
مرور سال های پرخطر با حسین واحدی پور
مرحوم بیک زاده به من اجازه می داد که روزنامه ها و مجله ها را به داخل مغازه دوستم ببرم و مطالعه کنم. وی وقتی علاقه مرا دید گفت: حاضری خبرنگار شوی. من هم در جوابش گفتم: خیلی ! چند روز بعد با اجازه پدرم سوار ترک موتورسیکلت گازی اش شدم و با هم رفتیم موسسه کیهان در خیابان فردوسی تهران و مرا به مسوول مجله کیهان بچه ها معرفی کرد. بارها و بارها مسایلی را برایمان به وجود می آوردند بهانه های واهی می
خواستگار فیسبوکی در آستانه اعدام
اداره 10 پلیس آگاهی تهران وارد عمل شدند و خواهر امیرخسرو را تحت بازجویی قرار دادند. فرشته در بازجویی ها پسری به نام احمد را لو داد که در فیسبوک با هم آشنا شده بودند. احمد 24 ساله نیز وقتی دید راز پنهان اش فاش شده است در اعترافات هولناکی گفت: با فرشته که دانشجوی دانشگاه کاشان بود از طریق فیسبوک آشنا شدم بعد از چند بار ارتباط تلفنی با هم قرار گذاشتیم تا بیشتر با هم آشنا شویم. وقتی دیدم که
انتقام گروه آپاچی از فرمانده گردان / ماجرای 2 پتو و مسافران یک اتوبوس!
که روی گلویش بود، شک کردم که او باشد چون من دیده بودم سرش تیر خورده بود ولی راننده آمبولانس گفت این سوراخ برای غذا و تنفس است که پزشک ها آن را ایجاد کردند، با وجود این که 40 روز از شهادتش می گذشت، فقط چشم هایش از بین رفته بود و کل بدنش سالم بود، پیکرش را به تهران آوردیم، یک دوستی داشتیم در تهران که او هم دنبال پیکر شاپور بود وقتی مرا دید گفت: شاپور پیدا شد؟ تا به حال اهواز بود؟ من گفتم: ما رفتیم
سهرابی: فیلمسازی در ایران جرأت می خواهد/ تلاش کردم که شأن مادر شهید در اوج باشد
جایگاه اصلی در فیلم من زن است، چه عزیز خانم و چه ریحانه که به نوعی نماینده عزیز خانم است. اتفاقاً چون بنا به توضیحاتی که دادم نمی خواستم خیلی به حریم و جایگاه مادر شهید نزدیک شوم به ریحانه از جایگاهی مقتدرانه نگاه کردم که به عنوان یک الگو از جامعه زنان به مادر شهید تا این اندازه نزدیک است. تلاش روی شخصیت ریحانه به این دلیل بوده و به واقع ریحانه یکی از هزاران زن جامعه ماست که دغدغه ی جریان ایثار و
نمی دانم من محبوب ترم یا کی روش/ هواداران حمایت می کنند، چون پرسپولیس دیگر بُزدل نیست
شوند و تمرینات را شُل می گیرند. سطح کار این بازیکنان پایین می آید و مشغول مسائل دیگری جدای از ورزش می شوند. بنابراین فعالیت اصلی یک بازیکن فقط تمرین است و در 24 ساعت در روز مهم ترین کار او تمرین کردن است. همه موارد زندگی شخصی باید پیش زمینه ای برای تمرین کردن باشد. این مسئله یک مشکل نزد بازیکنان جوان است آن هم در حالی که استعدادهای خوبی در ایران وجود دارد اما باید خیلی کار کنند. شاید کار
داستانی که پر از دوقطبی است
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی، منانشر، به نقل از مشرق جلد اول کتاب آوای تار یحیی - رمانی درباره عشقی واقع شده در مشروطه - به تازگی از سوی نشر گمان منتشر شده است. این کتاب روایت زندگی تارساز افسانه ای عصر مشروطه یحیی است که در میان اهالی موسیقی شهرت بسیاری دارد. حالا داستان زندگی یحیای تارساز به صورت رمان درآمده و قرار است سه گانه ای درباره این شخصیت نوشته و تکمیل شود.
انجام آزمایش های میکروبی بر روی اسرای زن ایرانی
شوم. شمار افراد حاضر بیش از پانصد نفر بود که از میان آن ها بیست نفر زن بودند. همه در سالن کنفرانس قصر حضور داشتند. این افراد مهندس، پزشک، فیزیکدان، شیمیدان و متخصصان رشته های دیگر بودند. مراسم آرامی بود. من و هاشم و سه تن از افسران گارد ویژه جمهوری، از میان حاضران خارج شدیم. در حال سلام و احوال پرسی با مهندسان ترک در نزدیک درِ خروجی بودم که صدای خانمی مرا متوقف کرد: ببخشید جناب رئیس، ممکن
برانکو: حمایتم از دایی اعصاب خُردکن بود
شود خیلی زود اشباع می شوند و تمرینات را شُل می گیرند. سطح کار این بازیکنان پایین می آید و مشغول مسائل دیگری جدای از ورزش می شوند. بنابراین فعالیت اصلی یک بازیکن فقط تمرین است و در 24 ساعت در روز مهم ترین کار او تمرین کردن است. همه موارد زندگی شخصی باید پیش زمینه ای برای تمرین کردن باشد. این مسئله یک مشکل نزد بازیکنان جوان است آن هم در حالی که استعدادهای خوبی در ایران وجود دارد اما باید خیلی کار
زنان زورگیر در جاده عالیشهر بوشهر به دام افتادند
به گزارش پایگاه خبری اجتماعی فارس عرب، سرهنگ ابراهیم عرب زاده افزود: با حضور پلیس در بیمارستان و انجام تحقیقات میدانی، مشخص شد فرد مضروب حوالی ظهر در یکی از میدان های عالیشهر زن ناشناسی به همراه دو نفر دیگر را به مقصد یکی از شهرهای همجوار سوار خودرو کرده است. فرمانده انتظامی شهرستان بوشهر تصریح کرد: در تحقیقات مشخص شد پس از طی مسافتی، زن ناشناس با چاقو راننده را تهدید و مرد همراهش نیز
فقدان تنوع صدا و جهان بینی در داستان امروز
از مرگ بزرگترین برادر که نامش "بزرگ" است، به عقد دومی درمی آید و بعد از مرگ برادر دوم، زن برادر سوم می شود و به همین ترتیب الی آخر. همه ماجرا در زمانی حدود 18 سال یا به حساب دقیق راوی 17 سال و 7 ماه و 7 روز روی می دهد. همه این اعداد به صورت اندیشیده شده انتخاب شده اند. کما اینکه کتاب هفت فصل است. نام آخرین و کوچکترین برادر هم "کوچک" است. از بزرگ آغاز و به کوچک ختم می شود. هر چه به
دو خبر از جشنواره یاس/ اعلام آثار بخش سینمای جهان
انگلستان هیچ وقت دیر نیست به کارگردانی جیاکومو کمپیوتی از ایتالیا خانه شوم به کارگردانی کن کوک از سنگاپور دو زن به کارگردانی ورا گلاگلوا ، تولید مشترک فرانسه، لتونی و روسیه کیک تابه ای های موزی و بچه های شفته پلو به کارگردانی دان ولدهوریزن ازهلند آنتوان چخوف به کارگردانی رنه فرت از فرانسه بازگشت به میدان به کارگردانی کیلیان ریدهوف از کشور آلمان حبیب آقا به
از خواستگاری در پارک تا خالی کردن صندوق های صدقات توسط زوج شیشه ای
و غیابی طلاق گرفتم. شهر محل زندگی ما کوچک است و دیگر نمی توانستم آنجا بمانم. به مشهد آمدم. در یکی از پارک های این شهر بزرگ سرگردان شده بودم که با مردی جوان آشنا شدم. وقتی پرسید مشکلی دارید، ناخودآگاه گریه ام گرفت. او بدون هیچ شناختی به من پیشنهاد ازدواج داد. نمی دانم با کدام عقل قبول کردم. مرا به خانه دوستش برد. یک روز گذشت. همسر دوستش از من پذیرایی می کرد. دلم گرم شده بود. بعد از آنکه
آن سوی هرمز (81)
که تکمیل کند. قرار شد از اول دسامبر یعنی چهار روز دیگر از ساعت 10 صبح تا چهار بعدازظهر به صورت فشرده سر کلاس درس زبان انگلیسی در همین محل حاضر شوم. بعد از خروج از آکادمی، زبیده مسیر حرکت اتوبوس را از مقابل فروشگاه تا مقابل ویلا برایم شرح می دهد. برای اینکه آموزش ببینم، از راننده خواست که به ویلا برگردد و خودش به عنوان راهنما مرا سوار اتوبوس کرد و دو ایستگاه بعد جلو ویلا پیاده شدیم. کارت اعتباری
پاسخ به سؤالات شرعی مخاطبان درباره مسائل تحصیلی براساس فتاوای رهبر معظم انقلاب
این کلمه هیچ مشکلی ندارد، اما یک دختر جوان به یک پسر جوان بگوید یا بلعکس که مفسده انگیز است اشکال دارد. ولی به طور کلی اسلام با اختلاط زن و مرد بیش از حد نیاز موافق نیست؛ یعنی به مقدار ضرورت و لازم اکتفا کنند. همچنین از شوخی کردن و مزاح کردن که معمولا موجب مفسده است بپرهیزند؛ اما یک وقت مطلبی گفته شد و یکی هم خنده اش گرفت خنده هم از روی مسائل جنسی نبود، آن را نمی شود گفت حرام است. ولی به طور کلی
یک بازیگر زن: هم دنبال مجری گری هستم هم بازیگری
کردم کمی در تنگنا و محدودیت قرار گرفته ام و نمی توانستم با آنها کنار بیایم و بعضی از محدودیت ها برایم خوشایند نبود. به همین دلیل تصمیم گرفتم اجرا را کنار بگذارم. دلیل دوم این تصمیم هم به این قضیه برمی گردد که به سبب ورود به عرصه اجرا دو پیشنهاد بازیگری خوب را از دست دادم. متاسفانه بعضی از همکاران مجری - بازیگر را برای ایفای نقش دعوت نمی کنند. مگر این دو با یکدیگر
عذاب ابدی
می گرفتم و او پاسخی نمی داد با پیام از او خواهش می کردم و قسمش می دادم که پاسخم را بدهد. بار دیگر روزی او برای مأموریت به تهران آمد و درخواست کرد که همدیگر را ببینیم و مابه مانند همیشه با هم درمکانی قرار گذاشتیم، او دیگرآن جوان سابق نبود که احساس خیانت می کرد و مرتّب به من تذکر می داد که تومتأهل هستی وهمسرداری ونباید به او خیانت کنی، اوبه راستی عاشق من شده بود ومن را به مهمانی ها و
ناگفته های شهادت چند فرمانده ارتش وسپاه
ولی این بار می خواهم از شما خواهش کنم. گفت نه هر طور شده باید یک پرواز انجام دهی. قبول کردم و گفتم لااقل یک پرواز مشخصی بگذارید تا من عصر برگردم و در منزلم باشم. قبول کردند و گفتند ساعت 8 و نیم به اهواز می روی، مجروحان را سوار می کنی و برمیگردی. صبح آمدم. کارها را انجام دادم و کرو را جمع کردم اما خبر دادند که فعلا ماموریت کنسل است و باید استندبای (آماده) باشید. سه
سوزن و دروازه!
خط مشی آینده را پایه ریزی کنیم! بعضی وقت ها باید توبه کرد؛ آن هم از نوع نصوح ، مسلماً تا زمانی که خود را نزد قاضی وجدان محاکمه نکنیم، به این نتیجه نخواهیم رسید و با توبه و تغییر جهت بیگانه خواهیم بود. سوار اتوبوس واحد شدم. دو نفر از بچه هایم هم با من بودند. کارت را زدم ولی ارور داد. آقای راننده بر اساس وظیفه اش درخواست وجه کرد. گفتم در ایستگاهی که پیاده می شوم کارتم را شارژ می کنم. گفت: ولی
دستمزد 5 میلیون توما نی برای جراحی د زد تحت تعقیب
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 12 و 30 دقیقه روز پنج شنبه، 29 مردادماه امسال مأموران کلانتری 147 گلبرک هنگام گشت زنی به خودروی مزدا 3 که در حال عبور بود، مظنون و با بررسی سوابق خودرو متوجه سرقتی بودن آن شدند. بررسی ها نشان داد این خودرو ساعت 8 صبح از جلوی باشگاهی در همان حوالی سرقت شده است، بنابراین به راننده فرمان ایست دادند اما مرد جوان با فشار دادن پدال گاز به سرعت از محل گریخت. راننده مزدا وقتی
دو چشم صدام را کور کردیم
شده بودید. بی تدبیری و کوتاهی نکنید و هر چقدر شهید دادید من گردن می گیرم. نه اینکه کوتاهی کنید و بدون مدیریت عمل کنید. خیلی قشنگ آیه قرآن خواندند و آخر همه دور امام عکس گرفتیم. اگر موافق باشید قدم به قدم سیر عملیات های تیپ امام حسین(ع) را دنبال کنیم. بعد از طریق القدس نوبت به فتح المبین رسید. عملیاتی که تیپ امام حسین(ع) مقاومت زیادی از خود نشان داد. قبل از این عملیات آقای محسن
سقوط سعود!
کرد! من با او زیاد بحث می کردم و مرتب به او تلقین می کردم که تو از همه بهتر می فهمی و عالمتری. بعد از مدتی یک روز به دروغ، خوابی برای او تعریف کردم و او را در صف پیامبر(ص) قرار دادم و گفتم پیامبر(ص) گفت تو همنام من و جانشین من در دنیا و آخرتی و اگر در زمان من زنده بودی، تو را جانشین خود می کردم. عبدالوهاب من را قسم داد که آیا راست می گویی؟ و من نیز قسم یاد کردم... دو سال با محمدبن عبدالوهاب بودیم
در امتداد ارس.../به سوی سیه رود/بخش چهارم
راننده گفت نصفش را توی بطری خودم بریزم ومابقی را بگذارم باشد. من درحدی که تشنگی ام رفع شود داخل بطری ام آب ریختم وبطری راننده را پس دادم. هرچند آب گوارایی بود وتشنگی ام را فرونشاند ولی حس خوبی نداشتم. ای کاش کمی تحمل می کردم تا ازجایی دیگرآب تهیه می کردم. دفعۀ بعد پنج کیلومترمانده به سیه رود بود که آن پسرجوان باغبان به دادم رسید. مشکل شنوایی وگویایی داشت. وقتی فهمید که تشنه ام و آب
سوء مدیریت ها روایت تحریم ها را تلخ تر کرده است(2نظر)
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد استکبار جهانی در سال های پس از پیروزی انقلاب برای به زانو درآوردن مردم این سرزمین با انواع سلاح های نظامی و فرهنگی و تحریم به جنگ مردم مومن و انقلابی به ویژه جوانان این سرزمین آمد اما شجاعت، شهامت، ایثارگری و رشادت، مبارزه، ایستادگی، مقاومت و صبر علاقه مندان به نظام و خانواده های همیشه سرافراز شاهد مانع بزرگی در تحقق خواسته های ظالمانه دشمنان ذاتی ایرانیان گردید و مستکبران را در رسیدن به آرزوهای پلید خود مایوس و ناامید نمود. شرکت کنندگان در مراسم همایش ملی سازمان های مردم نهاد که در روز پنج شنبه 1/5/94 در برج میلاد برگزار گردید شاهد بودند دختری با صحبت هایش برای تشکر از ظریف و صالحی و رئیس جمهور اشک حضار و همچنین روحانی، ظریف و صالحی را در آورد. مجری مراسم همایش ملی سازمان های مردم نهاد سلامت او را به نام مژگان خطیبی و نیازمند پیوند ریه معرفی می کند. به روی سن می آید تا به نمایندگی از سازمان های مردم نهاد سلامت و بیماران صعب العلاج از ظریف و صالحی تشکر کند. کمی طول می کشد تا به روی سن بیاید. مجری می گوید: تاخیر ایشان هزار مفهوم دارد. دختر جوان پس از سلام و چند لحظه مکث می گوید اگر اکسیژن را از صورتم بردارم..... پس از آن گریه مجالش نمی دهد تا جمله اش را به پایان برساند. حال و هوای سالن با حضور این دختر بیمار سنگین و حزن آلود شد و اشک در چشمان بسیاری حلقه زده است؛ چهره ظریف و صالحی نیز که روی سن ایستاده اند گرفته است. دختر ادامه می دهد فقط چند لحظه می خواهم اکسیژن را بردارم. سپس اکسیژن را از صورت خود برمی دارد و می گوید: طرح تحول سلامت برای من و همه بیماران یعنی اکسیژن؛ یعنی درمان؛ یعنی زندگی. وی در همین حال که اشک هایش جاری است اضافه می کند: آقای ظریف؛ آقای صالحی؛ رئیس جمهور به خاطر امید به زندگی که به من و همه بیماران صعب العلاج دادید از شما متشکرم. در طول چند دقیقه ای که برای تقدیر از تیم هسته ای به روی سن آمده هم لبخند می زند؛ هم می گرید و هم تشکر می کند. در این مراسم تیم مذاکره کننده هسته ای و وزیر بهداشت حضور داشتند 1 در هر دوره و زمانی کاخ نشینان، عده ای که در ناز و نعمت به سر می برند یا گروهی که ضمن فرار از پرداخت مالیات و حقوق مردم به مسافرت های تفریحی و سیاحتی و حتی زیارتی می روند بعضی که در میهمانی های آنچنانی بستنی طلایی دویست و یا دویست و پنجاه هزار تومانی می خورند بر سر سفره هایی می نشینند که انواع و اقسام اطعمه و اشربه بر روی آن چیده شده نه تنها برای فرزندشان آپارتمان و ویلا خریداری می کنند بلکه برای هریک از نور چشمی ها سپرده های آن چنانی اندوخته و همین آقازاده ها در خیابان های تهران و شهرهای بزرگ سوار بر ماشین های چند میلیاردی می شوند و ثروت های بادآورده را به رخ می کشند، مسرفان و زراندوزانی که میهمانی ها چند صد میلیونی به راه می اندازند یا حاجی بازاری هایی که دهها میلیون تومان برای یک سفره عقد یا عزا و یا چند صدمیلیون تومان برای تهیه جهیزیه هزینه می کنند و یا کسانی که دهها میلیون تومان صرف تزئین گل ها در هر محفل و مجلس خویش می نمایند افرادی که از محل بیت المال اهل و عیال و یاران خود را به سمینارها و سفرهای خارجی می برند و در فرودگاه های خارج گاه انقدر حمل چمدان های همراه انها سخت و دشوار است که بعضی از خبرنگاران به عنوان شکار و خبر دست اول تصویر بسته بندی آنها را به جهانیان مخابره می نمایند. آنان که میلیارد، میلیارد رشوه می گیرند یا با یک نوشته چند خطی مجوز تاسیس شرکت یا واگذاری معدن به دوستان، فرزندان و افراد فامیل می دهند، صدها هکتار زمین از نهادهای دولتی با قیمت (صنار- سه شاهی) متصرف می شوند، با یک توصیه برای ادامه تحصیل، فرزندشان را از دانشگاه شرق به غرب کشور منتقل می کنند یا هر روز دهها میلیون تومان به ثروت خود می افزایند این دسته و گروه نه تنها بیماران، فقیران، تهی دستان، کارتن خواب ها، زنان بی سرپرست یا فرزندان یتیم و بد سرپرست و معتادان جامعه را نمی بینند بلکه هر روز به فکر این هستند که چگونه می توان به اصطلاح در ناز و نعمت بیشتر به زندگی خویش ادامه داد گرچه عده ای از علما، مسئولان، فعالان سیاسی، روزنامه نگاران و عموم مردمی که دلسوز هستند می گویند و می نویسند و تذکر می دهند تا اختلاف طبقانی و تبعیض را کم کنند بسیاری هم تلاش می کنند با اتخاذ سیاست های منطقی و حساب شده چرخ زندگی مردم بچرخد و روز به روز از ناهنجاری ها و نابسامانی ها کاسته شود که باید از یکایک آنها سپاسگزاری نمود. در هر جامعه ای که تبعیض باشد نه تنها ناتوانان و فقیران برای ادامه زندگی با مشکل روبرو می شوند بلکه کرامت و حرمت واقعی انسانها نیز از بین می رود و با جامعه یی که اسلام، خواهان برپایی آن است تفاوت فاحشی پیدا می کند. از همه مهمتر تسلط ستمگران اقتصادی و زراندوزان بر شریان های حیات و زندگی مردم تورم و گرانی کمرشکن را افزایش می دهد و ادامه زندگی را با فشار و سختی طاقت فرسا روبرو می نماید و از سلامت جامعه و معنویت در زندگی کاسته می شود. آنچه که در دوران دولت نهم و دهم با وجود درآمد حدود 750 میلیارد دلار نفتی عرصه را بیشتر بر زندگی مستضعفان و میلیون ها خانواده زیر خط فقر دشوار کرد و مصیبت وناگواری را بر عموم مردم تحمیل نمود دروغ گفتن، عدم رعایت قانون، فساد مالی و حمایت از افرادی بود که می بایست تحت تعقیب قضایی قرار بگیرند. رئیس دیوان عدالت اداری اعلام کرد: یکی از مصیبت ها در دوره گذشته این بود که آقای رئیس جمهور محترم به مردم دروغ می گفت و قانون را علنا زیر پا می گذاشت و اگر خیلی می خواست احترام بگذارد قانون را دور می زد. رئیس دیوان عدالت اداری افزود: مصیبت این اخباری است که دارد گندش در می آید و ما آن زمان فریاد می زدیم که این فرد صلاحیت این پست را ندارد. وقتی مردم ببینند یکی از عالی ترین مقامات کشور قانون را این گونه لگدمال می کند دیگر به جایی اعتماد نمی کنند. وی خاطرنشان کرد: اگر مرجع قضایی و حکمی که دادگاه صادر می کند محترم شمرده نشود سنگ روی سنگ بند نمی شود. حجت الاسلام منتظری سپس به فساد مالی افشا شده در ترکیه اشاره کرد و گفت: به خاطر فساد مالی افشا شده در ترکیه چند وزیر استعفا دادند. متن استعفای یکی از وزرا عجیب است، او گفته استعفا می دهم تا مقام قضایی مانعی برای تحقیقات در این زمینه نداشته باشد. حالا ما از یک آدم فاسد دفاع کنیم و هر چه بگویند این فرد پرونده دارد، محکومیت دارد، در جواب گفته شود که او باید بر سر کار باشد، این با آموزه های دینی ما سازگار نیست. 2 آنگاه تحریم ها بیشتر چهره کریه و اسفناک خود را نشان می داد که رییس دولت به عللی نظر کارشناسی را نمی پذیرفت یا به بر کناری و عزل وزیر می اندیشید و به ویژه در بخش سلامت مردم عملاً از تخصیص ارز جهت خرید دارو جلوگیری می کرد به بعضی از نویسندگان سایت ها و یا صاحبان تریبون ها و یا مسئولانی که از بیان این گونه مطالب حساسیت نشان می دهند محترمانه و دوستانه باید متذکر شد ارائه پاسخ مستدل و جواب منطقی از تهمت و افترا زدن و ادعاهای کذب نمودن به صلاح و صواب نزدیک ترمی باشد. مرضیه وحید دستجردی وزیر سابق بهداشت و درمان در برنامه تلویزیونی شناسنامه در مورد چگونگی حضورش در ستاد تدابیر ویژه دولت گفت: سال 91 که مسائل تحریم شدت گرفت از اسفند 91 بنده به زور خود را در ستاد تدابیر ویژه دولت جای دادم چرا که رئیس دولت موافقت نمی کرد که بنده عضو ستاد تدابیر شوم اما از کانال دیگری خود را وارد این ستاد کردم چون با مسائل بهداشتی و دارو سر و کار داشت. وی ادامه داد: وقتی وارد ستاد تدابیر ویژه دولت شدم، دیدم که وضع ارز به شدت وخیم است بنابراین به دوستانم گفتم به شدت به دنبال ارز برای تامین دارو باشید چرا که نیازمند 2و نیم میلیارد دلار برای مسائل پزشکی بودیم اما از این میزان فقط 41 و نیم میلیون دلار به مسائل دارو و تجهیزات پزشکی اختصاص یافت در حالی که ارز برای لوازم پزشکی هزینه شده بود و همین امر خونم را به جوش آورد. وی گفت: به این نتیجه رسیدم که اگر این موضوع را علنی نکنم از هیچ راهی نمی توان ارز دارو را تامین کرد چون هرچه در جلسات علنی می گفتم تذکر می دادند. آقای فلان ارز دهد اما من می گفتم ارزی به ما نمی دهند و به لوازم آرایشی اختصاص دارد چون در اولویت بندی وزارت صنعت تجهیزات پزشکی اولویت هشتم اما خوراک سگ و دسته بیل اولویت سوم و چهارم بود. دستجردی اضافه کرد: من اینها را مرتب به آقایان گزارش دادم اما آنها به این نتیجه رسیدند بنده را عزل کنند و بعد در روزنامه های دولتی خود نوشتند که وزارت بهداشت ارز دارو را برای واردات لوازم آرایشی استفاده کرده است و اینجا بود که واقعا دیدم چقدر انسان ببیند فردی نادرست کار می کند. وزیر بهداشت دولت دهم افزود: بنده دیدم تنها چیزی که آقایان از آن وحشت دارند افکار عمومی است و بنده نیز آن مسائل را به خاطر مردم و سلامت آنان و در مقابل تهمت ها و افراط ها علنی کردم تا بتوان ارز بگیرم که جواب هم داد. وی در پاسخ به این سؤال که چطور از عزلتان مطلع شدید، افزود: من هر روز تقریباً حدس می زدم و از 3 ماه قبل منتظر بودم.به مسئول دفتر سفارش کردم سایت دولت را چک کند و به من خبر بدهد، آقای تقی پور هم در جلسه ای بود که به یکی از وزراء پیامکی آمده بود که وی برکنار شده است از این رو گفتم خودمان چک کنیم چون تماس تلفنی گرفتند. بالاخره آدم آبرویی دارد. 3 نگارنده این سطور گرچه گاه با توضیحاتی از بخشی از عملکرد دولت تدبیر و امید انتقاد نموده است اما مناسب می داند به خاطر اجرای طرح سلامت مردم همچنین از دولتمردانی که در جهت رفع تحریم ها مجدانه تلاش نمودند و با آزادگی و صبر و شکیبایی و علم و تجربه و آگاهی لازم در جهت رفع تحریم ها به منظور بهبود وضعیت زندگی و رفاه و آسایش بیشتر مردم گام برداشتند سپاسگزاری نماید. بدان امید که دکتر حسن روحانی به تمام وعده هایی که در دوران مبارزات انتخاباتی داده عمل کند و برابر با اصول قانون اساسی و سوگند شرعی که خورده است در مدت ریاست جمهوری، خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور نماید، مروج دین و اخلاق و پشتیبان حق و گسترش عدالت باشد، از هرگونه خودکامگی بپرهیزد، از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کند و کلیه وظایفی را که قانون برعهده رییس دولت گذاشته است انجام دهد. مدیر مسئول پی نوشت ها: 1-خبرگزاری جوان، 2/5/94 2- خبرگزاری مهر، 5/10/92 3-خبرگزاری فارس، 19/2/ ...