سایر منابع:
سایر خبرها
حیف شد که نیلسون از پرسپولیس رفت
بازی فینال مقابل ژاپن بگویید، فکر می کردید در این بازی به برتری برسید و عنوان قهرمانی را کسب کنید؟ قبل از اعزام همه بچه ها برای قهرمانی هم قسم شدیم. بازی ضربدری با تایلند واقعاً استرس داشتیم چون می دانستیم الآن انتظارات از این تیم زیاد است چرا که دو سال قبل در بازی های داخل سالن آسیا نایب قهرمان شده بودیم. بنابراین همه انتظار داشتند حداقل به فینال برویم. بعد از برتری با تایلند با اعتماد
وضو گرفته ام از بهت ماجرا بنویسم
سردی سنگ ها بنویسم؟ چگونه قصه مهمان کشی سنگدلان را به پای قسمت و تقدیر یا قضا بنویسم؟ منا که برف نمی آید، این سپیدی مرگ است چه سان ز مرگ رفیقان با صفا بنویسم؟ خبر ز تشنگی حاجیان رسید و دلم گفت: خوش است یک دو خطی هم ز کربلا بنویسم: نمانده چاره به جز اینکه از برادر و خواهر یکی به بند و یکی روی نیزه ها بنویسم نمانده چاره
هاشمی دچار خود پدر پنداری شده است
یک مدت در خانه مرحوم عباسقلی خان بازرگان بود و بعد این بحث ها به مدرسه مَروی انتقال پیدا کرد و بعد از مذاهب مختلف دعوت می کردند تا با هم بحث کنند. فارس: بعضی ها معتقدند آیت الله طالقانی پدر همه گروه های مبارز جریان سیاسی قبل از انقلاب در برابر پهلوی بود و ایشان برایش فرقی نمی کرد این گروه چپ باشد یا لیبرال بلکه نوع و هدفشان مبارزه طلبی بود. حتی شاهد بودیم بعد از انقلاب گروه های خواستند
محاکمه پسر زیر 18 سال متهم به قتل
/> در ابتدای جلسه پدر و مادر غزاله در جایگاه ایستادند و قصاص آرمان را خواستند. سپس آرمان پشت تریبون دفاع اصرار بر بی گناهی کرد و همه اعترافات قبلی اش را دروغ خواند. آرمان گفت: وقتی غزاله به خانه ما آمد گفت که می خواهد برای ادامه تحصیل راهی کشور سوئد شود. از من خواست که اطلاعاتی درباره سوئد در اختیارش بگذارم. سپس قرار شد که من در جلسه بعد به برادرش توضیح بدهم. بنابراین از من خداحافظی
واکنش مردم به فاجعه منا طبیعی است/هیچ عبادتی جای عبادت دیگر را نمی گیرد
جلوگیری از بیماری های روحی و روانی می شود. وی افزود: طواف بر گرد خانه خدا نماد آن است که انسان زندگی خود را بر محور توحید استوار کند. اقامه نماز پشت مقام ابراهیم نماد تبعیت از مسیر توحیدی حضرت ابراهیم(ع) است. سنگ حجرالاسواد نماد بیعت با خدا، سعی صفا و مروه نماد خستگی ناپذیری در راه هدف، حلق و تقصیر نماد بی اعتنایی به زیبایی های ظاهری و توجه به زیبایی های باطن، قربانی کردن نماد ازخودگذشتگی
معمای حل نشده ی مرگ دختری که جسدش پیدا نشد
بازداشت و به دلیل نوجوان بودن آزاد شدی اما بعد که مدارک علیه تو جمع آوری و مشخص شد دروغ می گویی، دوباره بازداشتت کردند، ضمن اینکه همان اعترافی را که در اداره آگاهی مطرح کردی، قبل از بازداشت به یکی از دوستانت گفته بودی؛ نزد او که در فشار نبودی چرا به او گفتی دختر موردعلاقه ات را با میله بارفیکس به قتل رسانده ای؟ چرا باید اولین فکری که به ذهنت رسید پنهان کردن جسد باشد، به جای اینکه او را به دکتر ببری یا
کوچه انتظار تو را می کشد/ قاری خوش الحان شهرمان منتظر آمدنت هستیم + عکس
کند. کوچه ای ساده، خلوت و با صفا همچون قلب حاج محسن که به گفته همسایگان و تمام افرادی که با او معاشرت دور و نزدیک داشتند ذره ای ناپاکی در آن احساس نمی شد، قلبی همچون آینه صاف و بی آلایش که محبت در آن موج می زد و به روایت اطرافیان تا در این دنیا بود هرگز دلی را نیازرد. خانه ای که هر روز صدای صوت قرآن از آن شینده می شد، صوتی که نوایش دل ها را آرام و به یاد خدا می انداخت، اما چند
بهروز شعیبی: چون تجربه آخرین بازیگری ام بیشتر نزدیک بوده و بیشتر در ذهنم است تا کارگردانی
بازیگری کارش کمتر است به نسبت کارگردانی. در کارگردانی قبل و بعد از همه با گروه درگیر هستی و تا زمان نمایش فیلم به لحاظ ذهنی هم درگیر هستی. به خاطر همین بازیگری هم هیچ وقت تفریح برایم نشده است. پس نقطه تمایزش برای تان کجاست؟ اتفاقی که برایم می افتد این است که چون خودم بارها پشت دوربین قرار گرفته ام بعضی وقت ها که می روم برای بازیگری، حضور در مجموعه برای من سخت تر می شود، نه به لحاظ
دیوار و در خانه چراغانی ماند/ مفقود الاثر شد و نیامد پدرم
گیرند حاجی حاجی مکه؟ قرارت این بود؟ 2 اما و اگر شد و نیامد پدرم پایان سفر شد و نیامد پدرم دیوار و در خانه چراغانی ماند مفقود الاثر شد و نیامد پدرم 3 بعد از تو فضای خانه دلگیر شده یک ماه شده رفتن تو! دیر شده سوغاتی خوب سفرت کو بابا؟ چشمم به در حیاط زنجیر شده 4
فخیم زاده : سینمای ایران باید بستری شود
. قنبر واقعا از نیر خوشش می آید و او را دوست دارد و به همسری می گیرد. بعد هم برای زندگی مشترک دنبال خانه می گردد. قبل از انقلاب مساله پیدا کردن خانه بسیار حاد بود و کسانی هم که خانه داشتند، آن را اجاره نمی دادند، چون اگر اجاره می دادی، دیگر نمی توانستی طرف را بلند کنی. حتی دادگاه هم حکم تخلیه را نمی داد و اگر هم می داد، کسی اجرا نمی کرد. قنبر دیزل هم به همه می سپرد برایش خانه پیدا کنند، اما وقتی می
بنیاد در آینه مطبوعات
واحد دانش آموزی فعالیت کرده بود، ولی ما به او مشکوک شده و در این باره با استاد شهید صحبت کرده بودیم. یادم هست ایشان آن موقع فرموده بودند: با دقت موضوع را پیگیری کنید تا به حق کسی ظلم نشود. ما هم برای اینکه فرصتی برای تحقیق داشته باشیم این جوان را فرستاده بودیم به کتاب فروشی حزب در کیوسکی که در صحن موزه حرم بود. گفته بودیم: تو دیگر حزب نیا و همین جا مشغول فروش کتاب باش. این جوان آن روز تلاش می کرد
پوراحمد: جان کندم تا فیلمساز شدم
کردم زبان بدن آنها را بشناسم. در ادامه رضا نصیریان بازیگر 12 ساله این فیلم، گفت که اولین نقشش را در فیلم آسمان آبی مادرم تجربه کرده است. او ادامه داد: از اعلامیه های نصب شده در بازار دامغان متوجه یک فراخوان بازیگری شدم و بعد به یکی از بخش های شهرداری که در آنجا آزمون بازیگری می گرفتند، مراجعه کردم و در این آزمون قبول شدم. امیرحسین روشنایی بازیگر 17 ساله این فیلم نیز درباره
جست وجو در میان اجساد برای یافتن مفقودان حادثه منا
آوار شد . او ادامه داد: ما برای استقبال از پدر و مادرم بنر زده و تقریبا همه کارها را برای استقبال از آنها و ولیمه انجام داده بودیم که این اتفاق افتاد. همه کارت های دعوت را پخش کرده بودیم و فقط حدود 10 خانواده مانده بودند که برای ولیمه دعوت کنیم . وی تأکید کرد: با وجود این اتفاق هیچ کدام از بنرهای استقبال و خیرمقدم را جمع نکرده ایم چون ما هنوز یک حاجی داریم. مادرم هم همراه پدرم به زیارت خانه خدا رفته بود و ما هنوز قرار است از او استقبال کنیم. فقط بنرهای تسلیت به بنرهای استقبال اضافه شده است . ...
رونمایی تمبر سردار سلیمانی و روایت مادر شهید از پسر یکی یکدانه اش
شهید و سردار بنی اسد فرمانده انتظامی استان کرمان و جمع زیادی از خانواده معزز شهدا و ایثارگران در آیین بزرگداشت فرماندهان دفاع مقدس حضور داشتند. حضور 20 مادر دو شهید در کرمان مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان به عنوان نخستین سخنران از حضور 20 مادر دو شهید شهرستان کرمان در این آیین خبر داد. سردار محمدرضا حسنی سعدی همچنین درگذشت زائران خانه خدا در منا را
ازدواج های دهه 60 و مهریه های به یادماندنی
مأموریت و مجروحیت و شهادت گفته بود و این که من باید با شرایط سخت حاج یونس بسازم تا با هم ازدواج کنیم. شرط کرده بود مراسم عقد توی مسجد باشد." ازدواج آن ها نیز با شیوه ای بسیار ساده برگزار شده است. همسر او درباره آن روزهای به یادماندنی این گونه می گوید: "بسیار ساده و سه روز قبل از محرم عروسی کردیم. وضو گرفتیم و دعای کمیل، توسل و زیارت عاشورا خواندیم. گفت: من دعا میک نم تو آمین بگو. اول
اعلام آمار رسمی عربستانی ها از کشته های منا/ رونمایی شمخانی از رای مجلس به برجام/ خاطره البرادعی از ...
آبادی در دست نیست و وی کماکان در لیست مفقودین حادثه هستند.زهرا رکن آبادی از وضعیت پدر اعلام بی خبر ی کرد و افزود: خانواده بسیار وضعیت پر استرس و همراه با نگرانی را پشت سر می گذارنند و هنوز هیچگونه خبر ی از احوال پدر نداریم ، همچنین اخبار مختلف منتشره شده تا به حال در مورد ایشان بعد از فاجعه منا ،کذب است.دختر سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در لبنان بیان کرد: ایشان با تیم بعثه مقام معظم رهبری به عربستان
پدر و مادرم مکه بودند، نمی دانید چه بر من گذشت | من عضو تیم قهرمان آسیا هستم
به گزارش خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام ؛ او نامش فرشته کریمی است. کسی که سردار آزمون می گوید: مسی خانم های فوتبال آسیاست اما خودش می گوید رئالی است و طرفدار کریس رونالدو! ؛ یادتان هست؟ بار قبل که چند سال قبل آمده بودم خبر؟ آن روز لباس مسی تنم کردم. من لباس بارسلونا را پوشیده بودم و نیلوفر لباس رئال مادرید را ولی جالب است که بگویم درست بعد از آن بازی ها طرفدار رئال مادرید
مقصر این قتل عام را آل سعود می دانم/ هر روز قبل از هرکاری با پدر و مادرتان حرف بزنید، تا روزی نیاید که ...
نابودی این حکومت دست نشانده آمریکایی-اسراییلی در منطقه باشیم. وی در پایان با لحنی دردناک دوستان و همشهریان خود را اینگونه سفارش کرد: هر روز صبح قبل از هرکاری در صورت عدم امکان حضور حداقل با پدر و مادرتان تماس بگیرید و با آنها حرف بزنید، صدایشان را بشنوید و حسشان کنید، تا خدایی ناکرده روزی نیاید که کارتان بشود زنگ زدن و نشنیدن پاسخ!.. و تنها آرزوی شما بشود شنیدن یک لحظه صدای گرم پدر یا مادر، حتی از پشت تلفن..
گفت وگو با شهرام و حافظ ناظری: عاشق بودیم و عاشقانه کار کردیم
آن آگاهی داشته باشد. ضمن اینکه نیاز به شنوایی تربیت شده ای دارد که شنونده باید پیش تر گوشش تربیت شده باشد و بتواند مسائل سخت هنری را درک کند. اما متأسفانه در کشور ما این وضعیت تشدید شده و وقتی همه افراد مسئول، تصمیم گیرندگان و رسانه ها وظیفه شان را در خصوص معرفی و آشنایی موسیقی اصیل و هنری بخوبی ایفا نکرده اند ما روز به روز در سراشیبی بیشتری قرار گرفته ایم که پیرو سؤال شما این مسأله به مراتب خطرناک
منا دیگر جشنی نداشت
خوارش پدیدار گشت. اسماعیل ها در آنجا به قربانگاه رفته اند. چگونه نگوییم که در آنجا ندای آسمانی فدیناه بذبح عظیم ناگهان، به گوش پدر پیر و پیغمبر رسید و جشن بزرگ برپا شد. اما باز هم از واقعه ای ننویسیم، که وارث بزرگ ابراهیم، ترک منا گفت تا حریم حرم از چکاچک شمشیر بیعت خواهان ظلم وستم حفظ شود، و خون خدا درجای دیگری ندای عشق سر دهد؟! آنروز هم منا دیگر جشنی به دنبال نداشت، عاشورا را در پی داشت.
ویژه نامه صبح روشن هدایت در فضای مجازی منتشر شد
خورشید بماند و پروانه ها سرگردان. سلام بر جان روشن و ضمیر فروزانش که با نیایش و نجوا با خدا مأنوس بود و سجاده و سحر، گواه یک عمر تهجد و شب زنده داری اش بود. مادر عارف مادر امام هادی(ع) زنی پاکدامن بود و در زهد و تقوا، در زمان خود بی نظیر به شمار می آمد. ایشان در بیشتر روزهای سال، روزه مستحبی می گرفت و امام هادی(ع) در شأن او فرمود: مادرم، عارف به حق من بوده و از اهل
خبر شهادت پسرم را در خواب شنیدم/ خدا را شکر به آرزویش رسید
شهادتم ناشکری کنی که به خدا قسم اگر بعد از بیست سال دیگر از دنیا بروی تا تو را جلو نیندازم، خود وارد بهشت نمی شوم . مادرم راضی باشد شهید می شوم مادر شهید میلانی که عمه دو شهید برادر جعفر پناه هم هست، مدام از دین و ایمان حمیدرضا می گوید اعتقاد دارد او برای شهادت آماده بود و هفت بار پیش از شهادتش که به منزل بازمی گشت مدام می گفت: مادر حتماً تو راضی نیستی که من شهید نمی شوم برای همین
متن و ترجمه زیارت جامعه کبیره
لِأَعْدَائِکُمْ وَ مُعَادٍ لَهُمْ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ مُحَقِّقٌ لِمَا حَقَّقْتُمْ مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُمْ مُطِیعٌ لَکُمْ عَارِفٌ بِحَقِّکُمْ ، و شرافت موقعیت،و منزلت شما را نزد خویش،و کرامتتان را بر او،و خصوصیتی که نزد او دارید و نزدیکی مقامی که نسبت به او برای شماست،پدر و مادرم و اهل و مال و طایفه ام فدای شما،خدا و شما را گواه می گیرم،که من به
وصال یک جانباز در منزلگاه حق
در مکه هنوز به مادرم به عنوان -همسر و همراه پدر- جنازه ای را نشان نداده اند و این امر با تطبیق عکس افراد انجام شده است. رییس بنیاد شهید شهر دُرچه که برای دیدار با خانواده مرحوم و تسلی خاطر بازماندگان به منزل آنها آمده است، می گوید: جان باخته ساکن این شهر در حادثه منا، پاسدار و جانباز دوران دفاع مقدس بود و با جدیت تلاش می کنیم آن مرحوم شهید تلقی شده و در قطعه شهدا دفن شود. سید
گفتگو با علیرضا آب گلزار رزمنده هشت سال دفاع مقدس
/> آقای اب گلزار لطفا کمی از خودتان، پدر و مادر و خانواده بگویید. شما فرزند چندم خانواده هستید؟ من در سال 1344در خیابان وحدت اسلامی تهران به دنیا آمدم. فرزند آخر خانواده و به همراه دو خواهر و یک برادر بزرگتر در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم. در حال حاضر متاهل و دارای دو فرزند هستم. در چه سالی به جنگ اعزام شدید و در چه مقطع تحصیلی بودید؟ سال 1364 به جبهه اعزام شدم و در
مراسم نکوداشت حاج صادق آهنگران برگزار شد
حضار محبتی داشتند؛ در واقع محبت به دفاع مقدس و ارج نهادن به ارزش های دفاعمقدس به ویژه فرهنگ عاشورا بود. وی ادامه داد: تمام محبتی که اول از خدا و بعد اهل بیت(ع) به این حقیر رسیده است اول از برکت وجود پدر و مادرم و دعای خیر آن ها بوده است. خیلیها شاید به روزه های خانگی خیلی توجه نکنند. اما من ورودم به مداحی و نوحه سرایی را مدیون ملای نابینایی هستم که به خانه مان می آمد و روضه میخواند. این
سه توصیه اقتصادی اسدالله عسگراولادی به دولت/ سیاست روی اقتصاد چقدر اثر گذاشت؟
جمعیت کشور 36 میلیون نفر بود، اما امروز تعداد جمعیت کشور به 78 میلیون نفر رسیده است، یعنی 42 میلیون جمعیت کمتر از 32، 33 سال سن دارد. این نشان می دهد که هر سال یک میلیون تا یک میلیون و 200، 300 هزار نفر دختر و پسر تحویل جامعه می دهیم. این گروه همه چیز می خواهد، لباس، خانه، مدرسه، همسر و غذا. همه این ها به یک موضوع وابسته است و آن هم شغل است. اگر ما به جوانان شغل بدهیم، همه این ها را پیدا می کند
شعر/ تو از خرابه بخوانی من از منا بنویسم
بنویسم چگونه آمدنت را به جای سر در خانه به خط اشک به سردی سنگ ها بنویسم چگونگه قصهٔ مه مان کشی سنگدلان را به پای قسمت و تقدیر یا قضا بنویسم منا که برف نمی آید این سپیدی مرگ است چسان زمرگ رفیقان با صفا بنویسم؟ خبر زتشنگی حاجیان رسید و دلم گفت: خوش است یک دو خطی هم ز کربلا بنویسم نمانده چاره به جز اینکه از برادر و خواهر
فساد داخلی یا تحریم خارجی؟!/ گلوله هایی که می نویسند
شده بود و به آرزوهایش فکر می کرد. نمی دانست خدا را دوست داشته باشد یا نه؟ مهربانی های خدا را زیاد دیده بود؛ اما از او گله و شکایت داشت. مدت ها بود که دختر نامه ای به خدا نوشته و حال در انتظار جواب نامه اش روزشماری می کرد. منتظر بود تا خدا جواب نامه اش را از آسمان بفرستد. اما جوابی نیامد. دخترک در نامه اش نوشته بود: خدایا همه به من میگن بابام
یک دنیا چشم انتظاری، حاصل یک عمر فداکاری والدین
بنشینم اما افسوس که بزرگترین نعمت اللهی که در زندگی داشتم را خیلی زود از دست دادم. پسری که سر قبر مادر گریه می کرد، اظهار داشت: ای کاش بار دیگر با من بر سر اخلاق جوانیم دعوا می کرد و با دستان پرمحبتش سیلی عاشقانه به من میزد. وی افزود: دنیا بدون وجود مادرم دیگر روی زیبای خود را از من گرفته و مردن به سبب ملاقات دوباره ی مادرم برای من جلوه زیباتری دارد. دختری که پدر خود