سایر خبرها
پرویز پرستویی: پدرم بلورفروش بود/ هم بلال فروخته ام هم آلبالو و باقالی
زمانی که کمی جدی تر وارد بازیگری در تئاتر شدم مدرسه شدم، آن شیطنت ها را کنار گذاشتم. *هیچ وقت از پدر و مادرتان یا معلمانتان کتک خوردید؟ - در فیلم خانه دوست کجاست ساخته آقای کیارستمی، یکی از شخصیت ها می گوید، بچه را باید هر 15 روز یک بار کتک زد، چه کاری کرده باشد و یا چه کاری نکرده باشد! بنابراین کتک خوردن از والدینمان جزو سهمیه مان بود! بعدها احساس کردم این کتک ها آن زمان چقدر
بیوگرافی و عکس شیده معاونی (مجری کودک)
تا سال 92 که بازنشسته شدم. آشنایی شما باهمسرتان چگونه بود؟ *ازدواج من سنتی بود ، خانواده ها باهم آشنا بودند. اول دختر دایی من عروس این خانواده شد و بعد من به عنوان عروس دوم به این ترتیب با دختر دایی ام جاری شدیم . اداره ی زندگی خانوادگی با اشتغال و نوع کار شما ، مشکلی ایجاد نمی کرد؟ *من واقعا جا دارد اول تشکر کنم از مادر عزیزم و پدرم که در قید حیات نیستند
خاطرات غرضی از پیش و پس از انقلاب: رفتم اوپک دعوا راه انداختم که تولید 24 میلیون بشکه نفت زیاد است
داشته باشند. سرود بله کتاب بله اما آن کسی که می تواند سرباز گیری کند و بتواند در مقابل دشمن مقاومت نظامی سیاسی داشته باشد تفاوت آن خیلی زیاد است. بعد از ظهر 21 بهمن آقای طالقانی که روی سر ما جای دارد و بزرگ ما بود نیم ساعت تمام با امام صحبت می کند که شما که فرمودید مردم در خیابان باشند مطمئن هستید که چه می شود؟ در آن زمان جبهه ملی و نهضت آزادی دستور می دهند که به خیابان ها نروید چراکه کشته می شوید
سرگذشت یک زندگی شور انگیز
گفت ناراحت نشو من و پدرم تمام دیشب را در فکر تو بودیم و باور کن اگر می توانستیم تو را بی خبر نمی گذاشتیم حالا هم می دانستیم که تو یا پدرت امروز به اینجا می آیید که من و پدرم را به بهانه یک امر پزشکی به اینجا آمدیم. کمال من دیشب حدود ساعت 11 شب حضور ترا، صدای نفس های ترا، در پشت دیوارهای کنسولگری حس می کردم. گفتم اتفاقاً در همان زمان من پشت در شرقی بن بست مرده شورها عطر گل های امین الدوله را استشمام
نگاهی به نقش امین فقهی امام خمینی(ره) در پیروزی و تداوم انقلاب
واجب است انجام دهیم، امام(ره) فرمودند: بله همین طور است، بعد گفتند، شما تا به حال شده مطلبی گفته باشید و ما به آن عمل نکرده باشیم؛ امام(ره) با لحنی بزرگوارنه، می گویند: آقای فاضل اگر درباره حوزه مطلبی باشد، به شما خواهم گفت؛ نه به کسی دیگر، شما را به اندازه مصطفی دوست دارم، من شما را بزرگ کرده ام ، امام(ره) به ایشان اعتماد داشت و متعقد بود مرحوم والد می تواند در حوزه سکان فقاهت را به دست گیرد
فرماندهان ارتش پس از انقلاب چگونه انتخاب می شدند
شدم، با برخورد خوب او روبرو شدم. در آن جلسه هر قدر خواستم مسئله را باز کنم دیدم زود است. چند کلمه ای بیشتر درباره اوضاع روز صحبت نشد. ایشان با همه فرماندهان دوست بود، و رده های بالا هم به او علاقه مند بودند. خداحافظی کردم و رشته کلام را به دست دوستم سپردم. گفتم باقی با شماست اما خود من هم با شما در تماس خواهم بود. به خیال خودمان برای ارتباط آغاز خوبی بود ولی به دلیل حجم فعالیتها ملاقات های بعدی
خاطرات چهره ها از روزهای پرهیجان انقلاب
دقیقه بعد آقای بختیار با نگرانی تلفن زده و اظهار کرد: تیمسار حالا دیگر هلی کوپتر به من نمی دهند! گفتم: من هیچ وقت در جریان هلی کوپتر شما نبودم و اطلاع ندارم. دستور دادم چگونگی را سوال کنند. گفت: تا به حال که نرسیده است . به خاطرم رسید هلی کوپتری که منتظر بود مرا به نخست وزیری ببرد، هنوز در محوطه ستاد بزرگ است. گفتم الان دستور می دهم هلی کوپتری را که اینجاست برای شما بفرستند. بعد از چند
زندان قبل انقلاب دانشگاه ما شد
او به عنوان یکی از شاهدان عینی فعالیت های مبارزان پیش از انقلاب بار ها در مقابل عکاس ها و فیلمبردار ها و خبرنگاران قرار گرفته و روایتگر آن روزهای تلخ و شیرین شده است. خودش می گوید 20 ساله به زندان رفته و 34 ساله از آن رها شده است. با این حال زمانی هم که از بند سیاسی حرف می زند انگار دارد خاطرات دانشگاهش را مرور می کند. حضور در کنار چهره های سر شناسی مانند شهیدان رجایی، باهنر، بهشتی، آیت الله
وجود سردار حاج قاسم سلیمانی در راهپیمایی قدرتمان را چند برابر کرد
مهدی پور در سپاه بود و روح انگیز کریم قاسمی همسر شهید نادری ،عالم رجایی و فاطمه رجایی و خواهران موسوی، رسولیان ... اعلامیه در کف کفش خاطرات دیگر در کرمان یک روز که اعلامیه ها را می خواستم در مسیر خیابان به دوستانم برسانم ، کف کفش هایم اعلامیه پنهان شده بود بدنم می لرزید آیه الکرسی می خواندم و می رفتم و مقداری سبزی تهیه کرده بودم آمدند کیف مرا گشتند و با دو سیلی محکم گفتند کجا
روایت حسینیان از کتابی که پس از انتشار جمع آوری شد
واسطه آن با انقلاب و امام آشنا شدم. در محافل و مجالس خانوادگی بحث زیادی پیرامون این مسائل می شد و ما هم در جریان قرار می گرفتیم. در سال 1343 یادم هست که بعدازاینکه حسنعلی منصور به دست بچه های مؤتلفه کشته شد این گونه در محافل محلی ما بحث می شد که؛ چون حسنعلی منصور می خواست قدرت مافوق پیدا کند شاه او را ترور کرده است! تا یک روز در مکانی که معمولاً روزنامه کیهان و اطلاعات آورده می شد و یک نفر برای
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/8
همیشه عوامل خوب و بازیگران خوب را با خود به همراه می آورد. *مهتاب کرامتی، پگاه آهنگرانی و باران کوثری اولین گزینه های شما بودند؟ - اولین گزینه اگر نبودند دومین گزینه بودند. من مجبور شدم 3 بار برای جامه دران پیش تولید بروم و همین جا از همه دوستانی که قرار بود در این فیلم حضور داشته باشند اما به دلیل به تعویق افتادن فیلم نتوانستند در این پروژه حضور داشته باشند تشکر می کنم.
آن زمان از قول امام دروغ می ساختند نه این که خودشان دروغ بگویند! حالا هم گاهی از قول آقا دروغ می سازند
جا پدید آمد که از سه گروه هم تشکیل شده بود: گروه جامعه مدرسین، جامعه روحانیت و مؤتلفه. رسا یعنی همه نیروها در این سه گروه، سازماندهی شدند؟ بله ولی قرار بود در این جمع، ضریب صد داشته باشیم و بقیه پیرامون باشند. کسانی چون آقای مهدوی، آقای مطهری، بهشتی، باهنر، هاشمی (که البته آن موقع زندان بود و در آن جمع نبود بعد آمد بیرون) آقای محلاتی، ربانی املشی، آقای یزدی، آقای مؤمن. از این
چاره سینما رقابت یا رفاقت با غرب نیست، باید زمین بازی را عوض کنیم
این کار را آدمی انجام داده است که خودش مدعی سینما است، من می گویم خیر! فضیلت بزرگ او این است که خودش را در این راه نادیده گرفته و از روستا و جریان تعزیه آمده است و برای این است که قصه را مانند تعزیه تعریف می کند و به جان آدم می نشیند. شما اگر مختارنامه را با آن دیالوگ های عجیب و غریب و حرکات و آرایش های شگفت اش یک بار دیگر نگاه کنید مطالب زیادی را متوجه می شوید؛ مثلا اینکه مختار گاهی در
آمریکا به ساواک آموزش می داد
کردند. دولت متمدن آلمان بهترین روابط را با ایران داشت و در جنگ جهانی دوم ایران به خاطر آن ها اشغال شد ؛ فداکاری از این بیشتر؟ اگر رضا شاه آدم درستی بود همان روز اول که اخطار دادند، آلمانی ها را اخراج می کرد اما به بهانه اینکه 600 نفر عضو ستون پنجم آلمان در ایران هستند آمدند و کشور ما را 5 سال اشغال کردند. ما به خاطر آلمانی ها دچار صدمه شدیم ، در جنگ جهانی اول دچار صدمه شدیم اما با این
سرگذشت یک زندگی شور انگیز
خواهش کردم فعلاً نزدیک مغازه من نیا و هر وقت کاری بود خودم می آیم در خانه شما. آقا کمال من و مغازه من تحت نظر است باور کن همین حالا که تو اینجا آمدی کنسول خبردار شده و مرا باز جوئی می کند. حالا از اینجا برو و اگر خبر مهمی باشد خودم به شما خبر می دهم. از او عذر خواهی کردم. سوار دوچرخه شدم تا سری به مجتبی بزنم. نفهمیدم کی به آنجا رسیدم. دقه خانه را به صدا درآوردم. مادرش از توی خانه داد زد کیه
قهرمانان "داستایفسکی" زندگی را چگونه می فهمند؟!
خدمتکار است قاتل پدر می باشد و انگیزه او از قتل علاقه و تحسین او نسبت به برادر دوم است زیرا برادرش را فردی مظلوم و درستکار می داند. در نهایت برادر بزرگتر مقصر شناخته می شود زیرا همسر او که بسیار انسان نیکی است تصور می کند که شوهرش قاتل است به این علت که بارها نزد او گفته است که پدرم را خواهم کشت! و بنابراین علیه شوهرش شهادت می دهد. در این رمان زندگی بی معنا دانسته نشده است اما افراد به
فرح، تقدیمی اردشیر زاهدی به شاه!
رود تا بتواند در پاریس تحصیل و زندگی کند. اگر ندانیم حصارک چیست، شاید مسئله مفهوم نشود. در حصارک ویلایی بود که اردشیر زاهدی با تعدادی از رفقای جوانش، منتظر شکار دخترها و زن ها می نشست و هر مراجعه کننده از جنس مؤنث اگر مورد پسند زاهدی واقع می شد، بلافاصله به اتاق خواب می رفتند و اگر مورد پسند زاهدی نبود، او را به یکی از رفقایش که حضور داشتند می داد، این بود شغل و کار اردشیر زاهدی. حال این دختر در
اگر شاهنشاه دستش را دراز کرد مقابلش زانو بزنید
فردوست که دوست قدیمی و دایمی من بود مرتب مثل سابق به دیدار من می امد. چند روز بعد جناب آقای اردشیر زاهدی (که در آن دوران پست وزارت خارجه را برعهده داشتند)، به من تلفن کردند که اعلیحضرت فرمودند شما را به عنوان سفیر شاهنشاه آریامهر به استرالیا بفرستم، به ایشان پاسخ دادم: من خدمت خود را کرده ام و این صحیح نیست که مرا به وزارت خارجه تحمیل کنند و با عنوان سفیر ایران به تبعید بفرستند. آقای زاهدی
گپی با جمشید مشایخی به همراه ساره بیات
است، کسانی هم که رأی می دهند باید از جنس سینما باشند و عادلانه رأی دهند. تجربه در این سال ها به من فهمانده که جایزه را تاریخ به آدم می دهد. استاد مشایخی شما جزو معدود کسانی هستید که به طور همزمان برای دو فیلم کاندیدای جایزه سیمرغ شدید، خاطرتان هست؟ - بله! درست است. سال 1363 برای بازی در دو فیلم گل های داوودی و کمال الملک نامزد جایزه سیمرغ شدم که البته یک سیمرغ بیشتر نگرفتم.
پاسخ بارزانی به پرسشی درباره کمک های حاج قاسم
از لشگر دوم ارتش عراق و پلیس نیز در منطقه حضور دارند. ما آماده هستیم تا این بار سنگین را بر دوش بکشیم، اما باید عملیات مشترکی انجام دهیم، ولی نوری مالکی به من پاسخ داد: برادر؛ ابو مسرور، تو به اقلیم توجه کن و نگران خارج از آن نباش، اوضاع تحت کنترل است. * شنیده ام که مالکی این پیام ها و گفتگوها را تکذیب کرده؟ -افراد زنده هستند و می توانید از آن ها سؤال کنید. * پس از
روایتی از رخنه آثار مخرب شبکه های اجتماعی در خانواده ها
گو در واتساپ که تمام می شد در وایبر و بعد هم لاین یا تانگو و...ادامه می یافت. اگر آن ها هم نبود تمام هم و غم زن خانه دیدن و از دست ندادن سریال های مختلف بود و با اینکه ماهواره نداشتند اما به راحتی می توانست آن ها را از سایت های مخصوص به فیلم و سریال فضای مجازی که اکثر فیلتر هم نبودند دانلود کند؛ تازه اگر فیلتر هم بودند دسترسی به فیلترشکن که کاری نداشت! این قصه، اگر نگوییم واقعیت قشر
مادر شوهر به نو عروس اش زندگی دوباره بخشید
دلیل این است که شما زیر یک سقف زندگی نمی کنید اگر عروسی کنید همه چیز درست می شود. من هم به این امید مشکلات را تحمل می کردم.وی گفت؛ متاسفانه زندگی ما آن طور که پیش بینی می شد، نبود و روابط ما حتی بعد از ازدواج هم اصلاح نشد و حمید همچنان با من بدرفتاری می کرد. رفتارهای عصبی او تا حدی بود که مرا کتک می زد. روز حادثه صبح از خواب بیدار شدم.چند روزی بود که با حمید مشکل داشتم. زمانی که من از رختخواب بیرون
اسرار ویلای گل سرخ
که گارودا منتظر انجامش نبود . من یک بار برای نجات عشقم نتونستم هیچ کاری انجام بدم . اما حالا خوشحالم که نذاشتم تا اون عفریت ها قلب تو رو از من بگیرن . قلبی که تا دنیا دنیاس متعلق به من می مونه . این طور نیست ؟ رادا جوابی نداد . چشمان اشکبارش را به من دوخت . یکدیگر را محکم در آغوش گرفتیم و بوسه عاشقانه مان را ماه نظاره گر بود . صبح روز بعد رادا مرا از خواب بیدار کرد . خودم را
شهید شاه آبادی با عمل، به ما درس می دادند
وصف پدرشان می گفتند. مثلاً تعریف می کردند که همواره در مسجد جامع بازار تهران و در روز جمعه به منبر می رفتند و خیلی داغ علیه رژیم رضاخانی صحبت می کردند و مأموران جرأت نمی کردند جلو بیایند. یک روز دیگر نیز با شهید شاه آبادی در کرج بودیم و در باغی قدم می زدیم و برایم تعریف می کردند که: "یک بار، مأموری تا آخر منبر پدرم نشست تا ایشان را دستگیر کند یا حداقل متعرضش شود اما چون جمعیت زیاد بود جرأت
نظام به خوارج زمان بی اعتناست
مقاطع نسبت به یکی از افرادی که منصوب رهبر انقلاب بود انتقاد داشت، به او گفتم پیغمبر اسلام منصوبینی داشته که به مراتب از این مورد بدتر بوده اند. آن فرد با تجب پرسید رسول خدا؟ گفتم بله، و بعد ماجرای یکی از منصوبین پیامبر را برایش گفتم که تعدادی را بیگناه به قتل رساند. پناهیان با بیان اینکه پیامبر اسلام بسیاری از ناحقّ ها را تحمل کردند و این تصور که ایشان هر چیزی را که حقّ بوده توانسته
آقا، پیشاپیش جمعیت بودند
این تعبیر- شاید خودشان خاطرشان نباشد- گفتند: من می دانم که شما مرا دوست دارید و می دانید که من هم شما را خیلی دوست دارم. من می خواهم خواهش کنم که بگذارید این آقا برود! سرانجام ما ایشان را از توی بیمارستان رد کردیم و از درِ خیابان بهار بیرون بردیم؛ جمعیت هم پشت ما می آمدند، اما وقتی دیدند که ما با ماشین هستیم، دیگر نیامدند. سید را از در بیرون بردیم و ماجرا تمام شد. ***
مهدی پاکدل: من ابوطالبم، عاشق محمد (ص)
کار انتخاب بازیگران فیلم ادامه دارد؟ گفت بله، هنوز بازیگر نقش اصلی کار، ابوطالب را پیدا نکرده ایم. (می خندد) به او گفتم یک بار دیگر بگو. برای نقش ابوطالب؟ نقش اصلی؟ گفت آره. گفتم آره، با کمال میل. فردا صبح رفتم و یک تست یک ساعته را زیر نظر آقای جیانتو دروسی، طراح گریم انجام دادم. وقتی آقایان مجید مجیدی (کارگردان) و رضا میرکریمی (مشاور کارگردان) مرا با آن گریم، لباس و هیبت دیدند، گفتند خودش است و
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/6
حضور معاون رییس جمهور در اکران شیفت شب ، صحبت های محمد احسانی درباره توجه ویژه به امید در فیلم های امسال، نگاهی به برنامه روز هشتم جشنواره فیلم فجر در کاخ جشنواره، اعلام نتایج نظرسنجی مردمی در هفتمین روز از جشنواره فجر، حضور 90 هزار نفر در پنج روز در سینماهای مردمی، نشست رسانه ای فیلم های سینمایی شرفناز ، مزار شریف ، پدر آن دیگری ، آزادی مشروط و شیفت شب ، اعلام زمان اولین اکران فیلم محمد رسول الله ، حبت های عباس غزالی بازیگر فیلم سینمایی اعترافات ذهن خطرناک من ، سانس فوق العاده رخ دیوانه در سه سینما، گفت و گویی صمیمی با محمدرضا فروتن که خود را شاگرد اول روانشانسی می داند، اظهارات کمال تبریزی درباره طعم شیرین خیال ، فیلمی درباره محیط زیست و گلایه از سهل انگاری مسئولین جشنواره که باعث خروج این فیلم از آرای مردمی شد، آغاز اکران فیلم سینمایی لامپ صد از روز جمعه، توضیحات رضا کریمی درباره تگرگ و آفتاب ، گفت و گویی مفصل با فرزاد موتمن کارگردان فیلم خداحافظی و درنهایت نگاهی به حواشی برگزاری جشنواره در روز هفتم سرخط مهمترین اخبار امروز را به خود اختصاص می دهد. ...
افشاگری های زنان جداشده ازفساد اخلاقی سران منافقین
از هوش رفتم و این بار وقتی به هوش آمدم خودم را در همان سلول یافتم و بعد از 10 روز شکنجه وحشیانه و مستمر مرا به سلول دیگر زندانی ها، منتقل نکردند بلکه مرا به محل سابق یعنی خیابان 400 در پایگاه اشرف بازگرداندند. مسعود رجوی قبل از تجاوز جنسی به زنان گردنبندی منقوش به عکس خود را به گردنشان می آویخت و رحم 95 زن با دستور او بیرون آورده شد! زهرا السادات میرباقری عضو سابق شورای
بولتن هنر ؛ نگاهی به اخبار تئاتر، موسیقی و سینمای جهان (19 بهمن)
بر خلاف تئاتری ها که مخاطب نمایشگاه ها و خواننده آثارشان هستند، به تماشای آثار تئاتری نمی آیند. حسینی مهر همچنین درباره اجرای عمومی نمایش مائوزر با بازیگران جوان تئاتر، توضیح داد: بعد از نمایش هراکلس 5 که با حضور 30 جوان تازه کار تئاتر روی صحنه بردم، در نمایش مائوزر هم از جوانایی استفاده کرده ام که برای اولین بار در تئاتر حرفه ای روی صحنه می روند. این مدرس تئاتر تأکید کرد