سایر منابع:
سایر خبرها
مداحی و اشعار دوم محرم ورود کاروان به کربلا
کرده وبه راه و روش جدم (رسول خدا) و پدرم علی (ع) رفتار نمایم . مکه ****** زمان : از 3 شعبان تا 8 ذی الحجه 60 هجری امام (ع) در سوم شعبان به مکه رسید ودر خانه عباس بن عبدالمطلب سکنی گزید .مردم مکه وزائران خانه خدا که از اطراف آمده بودند به دیدار حضرت شرفیاب می شدند. امام (ع) پس از رسیدن دوازده هزار نامه از جانب کوفیان ، مسلم بی عقیل را در روز 15 رمضان به عنوان نماینده
پدر بزرگ ایرانی، نوه آلمانی اش را ربود
هم در یک هتل ساکن شدم تا مزاحم خانواده ام نباشیم. بعد از چند روز اقامت در ایران و درست شب بازگشت به آلمان متوجه موضوع عجیبی شدم. پدرم، پسرم را با خودش بیرون برده بود. دیر شده بود و باید هرچه زودتر به فرودگاه می رفتم اما وقتی با پدرم تماس گرفتم تا از او بخواهم پسرم را به خانه برگرداند پاسخ عجیبی از او شنیدم. پدرم گفت باید خانه ای که در خیابان نیاوران داری را به نام من کنی تا پسرت را به تو بدهم
مردی که 200 شهید گمنام را به خانواده هایشان رساند +عکس
در جوابم خاطره ای می گوید. ماجرا از این قرار است که چند روز پیش در خانه یکی از همین شهدایی که با کمک دکتر تولایی و همکارانش شناسایی شده، مراسم تجلیل با حضور خانواده های شهدا برگزار می شود. دکتر تولایی خاطره جالبی دارد از این مراسم خودمانی: مثل تمام مراسم ها من را هم یک جا نشاندند. یکی یکی پدرومادرهای شهدا با یک قاب عکس به دست وارد می شدند. پدر شهیدی را هدایت کردند و کنار من نشست. من برگشتم به او
همه تلاشم را می کنم تا روزی با شماره 24 جای پد رم را پر کنم
، هشت سالم است و کلاس د وم هستم. فکر می کرد ی یک روز به عنوان کاپیتان د وستان پد رت وارد زمین بشوی؟ نه، چون اصلا سنم به سن آنها نمی خورد . من هر وقت د رس ند اشتم و بیکار بود م با پد رم به ورزشگاه می رفتم و بازی آنها را تماشا می کرد م. بازی د ر حضور تماشاگران را د وست د اشتید ؟ بله، خیلی خوب بود . اولش یک مقد ار می ترسید م ولی خیلی لذت بخش بود و تشویق
معضل خرید و فروش نقش در سینما و تلویزیون
بسیار بی رحم است. گرچه بسیاری آن را بسیار دوست دارند و دوست دارند همیشه با آن و در کنار آن زندگی کنند اما به قول معروف سینما با آنها یا اصلا خوب تا نمی کند و یا اینکه تا مدتی دل به دلشان می دهد و همراهشان می آید و بعد ... تنها عده کمی هستند که سالیان سال در سینما می مانند و سینما نیز همراهشان می ماند اما آنها نیز روزی بی رحمی و نامهربانی سینما را احساس خواهند کرد. روزی که به اوج قله های رفیع هنری
دکتر قنبری: عاشورا سر اعظم آل محمد(ص) است
. وقتی معاویه را بشناسیم قضاوتمان نسبت یه یزید پایه علمی میابد. در آخرین روز های عمرش معاویه پسرش یزید را صدا کرد. یزیدی که شخصیتی پیچیده است که تحت تربیت یهودیان بوده و مادرش یک مسیحی متعصب است و قدرت تصمیم گیری و بسیج کردن قوی دارد. صدا کرد که من در این 5 سال پایانی حکومتم گردن عرب و عجم را برای تو متواضع کردم. کسی جز 4 نفر نمانده و بعد اینان را اینگونه معرفی کرد. یکی عبدالرحمن بن ابی بکر. که شما
عینکی های تاریخ ایران
مسافر خانه های اطراف ناصر خسرو اتاق می گرفتند: عینک سازی شمس رو به روی بازارچه مروی و در انتهای بازارچه هم مدرسه مروی. این همسایگی باعث می شد بسیاری از شاگردان حوزه علمیه مروی تهران از مشتریان ثابت عینک سازی شمس باشند. خوب به خاطر دارم که آیت الله شهید مرتضی مطهری از کسانی بود که به عینک سازی شمس می آمد. بیشتر مواقع هم فرزندش علی آقا را که امروز از نمایندگان مجلس است و آن روز کودکی ده دوازده ساله بود
عزای حسینی را باب دل حسین (ع)برپا کنیم
خوردن و نوشیدن و حتی خوابیدن و گفتن به دست می آید ترک نموده و مانند کسی باشند که پدر یا فرزند خود را از دست داده و لازم است خدا و پیامبر و امامش را بیش از خود، فرزندان و نزدیکانش دوست داشته باشد. از دیگر توصیه ها برای این ماه این است که در دهه اول هر روز امام حسین(ع) را با زیارت عاشورا زیارت نماید و اگر می تواند مراسم عزاداری آن حضرت را در منزل خود با نیتی خالص برپا کند و اگر نمی تواند، در
اشعار شب دوم محرم؛ ورود به کربلا
رمق شده پشت و پناه و یاور من زودتر بگو این ریشه های گیسوی من تیر می کشد! دستی بکش تو بر سر من، زودتر بگو عباس جور دیگری به حرم می کند نگاه طوری شده است معجر من؟ زودتر بگو طفلی رقیه سخت دلش زیر و رو شده از حال و روز دختر من زودتر بگو دارم هراس دیدن گودال آن طرف آید صدای مادر من زودتر بگو (مصطفی هاشمی نسب)
گلچین شب ششم محرم حاج سید مجید بنی فاطمه
/> نفسای بریدت و چیکار کنم بگو تن کشیدت و چیکار کنم حسینی بمان حسینی بمیر دریافت فایل حسینی بمان حسینی بمیر امیری حسین و نعم الامیر مث بارون برا تو می بارم سرم و رو تربتت می ذارم همه اهل بیت عزیزن اما یه جوری دیگه تو رو دوست دارم جعل الاجابت و تحت قبه الحسین به فداک کلنا یا
نمایندگان مجلس، مدرس یا مهندس!/ آیا آمریکا هنوز هم هیچ غلطی نمی تواند بکند؟
که دنیا بس غریب است و من گم شده ام میان این هیاهو و غربت ... وبلاگ مهدویت نوشت: محرم تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن...! سلام من به محرم؛ به غصه و غم مهدی(عج) به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی(عج)... تا شروع اولین روز از ماه محرم چیزی نمانده است؛ یادمان باشد: اول نماز حسین، بعد عزای حسین اول شعور حسینی، بعد شور حسینی. محرم سفر
گلچین شب هفتم محرم حاج سید مجید بنی فاطمه
ناامید نشی دریافت فایل اشکامو پاک می کنم تا تو ناامید نشی بر نمیگرده عمو، این همه غم، خدا کنه تو دیگه شهید نشی صدای گریه ی تو توی حرم یعنی هنوز یکی هست که خشکی دریا رو باور نداره اگه تو آروم بشی دشمنامون فکر می کنن بابای تنها و خسته ات دیگه یاور نداره پس بازم گریه بکن کبوتر سفید من بزار تا امید جون بگیره چشای نا امید من
اس ام اس ماه محرم سری چهارم
شهرخبر : اس ام اس ماه محرم سری چهارم کربلا یعنی ابوالفضل و حبیب آن همه مجروح وتنها یک حبیب کربلا یعنی قناتی در قنوت اشک زینب نیمه شب در سکوت ********************** شنیدی که میگن مرد و قولش عمو با آب برمیگرده بابا چشات خورشید و لبخند و ستاره زمین از خون سرخت لاله زاره برای غربت تو گریه
مداحی، مقتل و اشعار اول محرم
عقیل در مسجد، نماز مغرب را فقط با حضور سی نفر اقامه کرد. پس از نماز،آن عده کمتر شده بودند (ده نفر) از مسجد که بیرون آمد،حتی یک نفر هم همراهش نبود که او را به جایی راهنمایی کند. مسلم برای یافتن خانه ای که شب را به روز آورد و در پناه آن، مصون بماند، در کوچه ها غریبانه می گشت و نمی دانست به کجا می رود. زنی به نام طوعه ، جلوی خانه اش ایستاده، نگران و منتظر پسرش بود. طوعه شیعه و هوادار مسلم
سبک زندگی ، بیوگرافی و نوع پوشش افراد مشهور / مهراوه شریفی نیا
چون تخیلات آدم را پرورش می دهد. کافکا در کرانه را که تمام کردم دوست داشتم بروم و همان جا زندگی کنم. سرزمین عجایب بی رحم و ته دنیا نیز همین طور. کتاب هاب ماریو بارگارس یوسا را هم بسیار دوست دارم . چون باید فکر کنی و باهوش باشی . تو را به جدال دعوت می کند , تا اواسط کتاب نمی فهمید چه کسی، چه چیزی می گوید. همه چیز را باید کشف کنی . آخرین کتابی که خواندم شب نشینی باشکوه غلامحسین ساعدی بود که دیشب
سفارش پیامبر(ص) به امام حسین(ع)
؛ این قبرِ پیامبرِ تو، محمد است و من، پسرِ دخترِ محمد هستم، از آن چه بر من وارد آمده، نیک آگاهی، بار پروردگارا، من معروف را دوست و منکر را ناخوش می دارم، ای صاحب جلال و کرامت، به حقّ این خاک و به حقّ کسی که در آن خفته است، از تو می خواهم که آن چه را موجب خشنودی تو است، برایم میسّر گردانی. امام حسین (ع) مدتی نزد قبر پیامبر(ص) ماند و گریست. صبحگاه لحظاتی امام به خواب رفت و در خواب دید که
عزت الهی:افتخارمی کنم جای تیموریان بازی کردم
پیشرفت کردند و هم گروهی های ما به ویژه عمان در کشورش کار را برای ما سخت کرد. با این وجود در دور برگشت ما سه بازی داخل خانه انجام خواهیم داد که قطعا با حمایت هواداران می توانیم در هر سه بازی پیروز شویم. کار سختی برای صعود داریم اما فکر می کنم قاطعانه از این گروه بالا برویم. * باتوجه به اینکه نمی توانی تا نیم فصل بازی کنی باز هم به روسیه برمیگردی؟ بله. من در چند روز آینده به
صادقیان؛پرایدسواری هم لذت خودش را دارد / با جدایی ام استقلال مرا می خواست
آقاکریم همشهری ام است، با پدر خدابیامرزم دوست بود و خیلی هم من را دوست دارد، فوق العاده دوستم دارد... آن موقع شرایط بدی داشتم و قبل از آن اتفاق، شرایط خوبی نداشتم و پشت سر هم بد می آوردم و پشت هم حاشیه تولید می شد. هی می خواست کارم درست شود و یک اتفاقی می افتاد و بدتر می شد. آن روز هم اتفاق خاصی نبود، نه قهری در کار بود، نه من حرفی زدم. آقاکریم بزرگ فوتبال است، اسطوره پرسپولیس است. در ختم هم ایشان
گلچین مداحی شب سوم محرم کربلایی محمد حسین پویانفر
من نوکر دوست دارم ارباب در سینه نیتم همه اش نذر تو حسین (واحد) دریافت فایل در سینه، نیتم همه اش نذر تو حسین حالِ عبادتم همه اش نذر تو حسین خرده فروش نیستم و عمده می دهم یکجا محبتم همه اش نذر تو حسین روزِ ازل خدا گل من را که می سرشت بنوشته قسمتم همه اش نذر تو حسین تا زنده ام برای شما سینه
این دل شده هیأت اباعبدالله(27)/صدای گریه تان پیر کرده عالم را
/> یا امام زمان گَل امان دی مجید قاسمی رو می کنم به روی شما جور دیگری شاید نظر کنی تو به ما جور دیگری شب های جمعه روضه ما را شما بخوان ما را ببر به کرببلا جور دیگری ما گریه می کنیم به لطف نگاه تو در داغ سیدالشهدا، جور دیگری توفیق گریه کردن ما را زیاد کن می خواهم از تو حال بکا جور دیگری
وقایع ماه محرم الحرام
اخبار معاصر: 1. آغاز ایام حسینی اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمدعلیهم السلام است، که همه انبیاء وملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام محزون اند. باید گفت: ماه حزن واندوه تمام عالم است، چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیدالشهداء علیه السلام را از عرش خدا رو به زمین می آویزند و حزن واندوه عالم را فرا می گیرد. 1 همچنین آغاز
آیت الله مهدوی کنی درقامت یک دوست
در کن خانه ای داشت و با روحیات کنی ها مأنوس بود و طبعاً به علایق و رسوم دینی مردم این منطقه علاقه داشت. مضافاً بر اینها، ما در دوران تحصیل دوستی داشتیم به نام آقای حاج شیخ محمدرضا کنی که هم مباحثه آقای مطهری بود و در درس امام هم شرکت می کرد. دوست دیگری داشتیم به نام آقا رضا قدوسی کنی که دوست عرفانی ما بود. از این جهت کن برای ما منطقه شناخته شده ای بود. به شخصیت مرحوم آیت الله العظمی حاج
گلچین شب دهم محرم کربلایی حمید علیمی
جان و زجانان می برد دل بی واسطه جایش در آغوش خدا بود تنها نه از خلقت که از خود هم جدا بود می گفت:یارب! این من و این بود و هستم بود و نبودم را گرفتم روی دستم در عالم زر با تو بوده این قرارم اینک تو هر چه دوست داری،دوست دارم ز آن سرفرازم که سرم را دوست داری گل زخم های پیکرم را دوست داری صد لالۀ پرپر
اشعار ویژه شب سوم محرم الحرام - حضرت رقیه (س)
، پیکرت کو ؟ سیمرغ قاف عاشقی بال و پرت کو ؟ بر روی شاخ نیزه ها گل کرده بودی حالا که پائین آمدی برگ و برت کو ؟ از من نمی پرسی چه شد این چند روزه ؟ از من نمی پرسی نشاط دخترت کو ؟ آوای قرآن خواندنت لالای ام بود قربان قرآن خواندن تو ، حنجرت کو ؟ لب های من مثل لبت دارد ترک ها با این لب عطشان بگو آب آورت
گلچین شب پنجم محرم کربلایی حمید علیمی
شمشیره عمو حسین تو که اینجا به خون نشستی ، عمو حسین تو که اینجا به خون نشستی با غربتت دل عبدالله رو شکستی ، با غربتت دل عبدالله رو شکستی عمو حسین تک و تنها و بی سپاهی ، عمو حسین تک و تنها و بی سپاهی عمو حسین روی خاکی و بی پناهی ، عمو حسین بمیرم چرا تو قتلگاهی وای وای عموی غریبم ، وای وای عموی غریبم ، وای وای عموی غریبم ، وای وای عموی غریبم
مرد سیاست و کارهای اجرایی نبودم
سر کلاس و مدرسه شان. من در خانه تنها ماندم و آنطور که مادرم تعریف می کنند خیلی حوصله ام سر می رفت، کودکستان هم کمکی به من نکرد اصلا محیطش را دوست نداشتم و خلاصه مادرم تصمیم می گیرند من را همراه پسر عمو هایم به مدرسه بفرستد که سرم گرم شود. ولی من سر کلاس هرچیزی که معلم می گفت را چنان با شور و عشق گوش می کردم که یاد می گرفتم، مادرم وقتی متوجه شد که من دارم درس را یاد می گیرم
- اما استون - از زندگی، بازیگری و... می گوید
قبل از من آنجا در سالن نشسته اند. [استون می خندد] برای من قطعه قطعه بودن داستان جالب ترین چیز است. استون : شما برداشت های متعدد از یک صحنه را دوست دارید؟ کیتون : آه، بله. دوست دارم مدام آن ها را تکرار کنم چون نمی دانم چه اتفاقی قرار است بی افتد و به این ترتیب کمی آزاد هستم چیزهای مختلفی را امتحان کنم. به طور کلی من نسخه ی بخش بخش شده از زندگی را بیشتر می پسندم.
مصاحبه ای با دکتر محمد کیانوش راد/فعال سیاسی اجتماعی
خواندن و شنیدن اخبار برنامه ثابت پدر بوده و هنوز هم هست. خب این ها امروز هم از شاخصه های سیاسی بودن یک فرد است. دقیقاً یادم هست بچه بودم و پدرم گاهی با دوچرخه اش مرا به مدرسه می رساند، ساواک را نشانم داد و جمله ای به من گفت که همیشه در خاطرم ماند. سال پنجاه، دوازده ساله بودم و در جشن های دوهزار و پانصد ساله، من به همراه دوستم بهمن کاردان و دوست دیگری بنام کیارشی، آگاهانه در هم صدایی با شعار جاوید
علی مشهدی:من 14 سال پیش خیلی دلم شکسته بود...
، سعید آقاخانی و. . . همه آمدند. وقتی وصیتنامه پدرم را باز کردم، او تنها یک صفحه نوشته بود، تاریخ آن هم 20 روز قبل از فوتش بود. آخرین جمله ای که نوشته بود این بود که علی جان دوستت دارم و روی ماهت را می بوسم. هیچ افتخاری بالاتر از این نیست که بدانی پدر و مادرت از تو راضی هستند. می دانم مادرم و خواهرم هم از من راضی هستند. چند بار خواب خواهرم را دیده ام. یک بار خواب دیدم با بهار و دادا که از من جلوتر
گلچین شب دهم محرم حاج محمود کریمی
را ای اشک امشب مونس چشم ترش باش ای فاطمه فردا تو بالای سرش باش دریافت فایل روضه گفتمت خواهر نیا میون این بارون تیر اومدی دیگه بیا چشمای مادر و بگیر پیش چشم تو دارن به من جسارت میکنن اما برگرد که دارن خیمه رو غارت میکنن خواهرم کجا دیده مادری اینجوری قتل پسرش نزا با دست شکسته خاک بریزه رو سرش