شهیدی که در اغتشاشات اخیر جانش را فدای مردم کرد + تصاویر
سایر منابع:
سایر خبرها
چکیده ای از زندگی نامه، فرزندان و نوه های امام موسی کاظم(علیه السلام ) را برایم بیان کنید.
بنابر قول مشهور[3] در سال 183[4] هجری در زندان هارون الرشید، مسموم و به شهادت رسید و در ضلع غربی بغداد در مقبره ی معروف به مقابر قریش به خاک سپرده شد. [5] البته هم اکنون نام آن مکان کاظمین است. شیخ مفید می گوید: این مقبره در گذشته محل دفن بنی هاشم و سران قبایل و اشراف بود.[6] مادر امام کاظم(علیه السلام ) حمیده ی بربریه نام دارد.[7] همچنین به او حمیده ی مصفّاه گفته شده است،[8] ولی ابن شهر
آیا غیر از روایت جعفر بن محمد بن مالک الفزاری روایت صحیح دیگری داریم که هم به موضوع نیابت عثمان بن سعید ...
باقطانی است. رفتم نزدش و امتحانش کردم و از او شاهد صدق خواستم، چیزی نداشت که مرا قانع کند. سپس رفتم نزد دومی به نام اسحاق احمر، او را هم به حق نیافتم. رفتم نزد سومی، ابوجعفر یا عثمان بن سعید عمری، بعد از احوال پرسی به او گفتم: اموالی از مردم نزد من است و باید به جانشین امام عسکری ( علیه السلام ) تحویل دهم، در حیرتم و نمی دانم چه کنم. او گفت: برو در سامراء به خانه ابن الرضا (امام حسن عسکری) در آن جا
سیره اخلاقی امام سجاد( علیه السلام ) را ذکر کنید؟
اگر نیست خدا تو را بیامرزد. آن مرد با دیدن چنین واکنشی از امام ( علیه السلام ) شرمنده شد و بر پیشانی آن حضرت بوسه زد و گفت: آنچه گفتم در شما نبود و خود بدان سزاوارترم![8] بخشش به نیازمندان و رسیدگی به مشکلات آنان، خصلت فراگیر همه امامان معصوم علیهم السّلام بود که در زندگی هر یک از آن بزرگواران نمونه های فراوانی به چشم می خورد. امام سجّاد( علیه السلام ) زندگی تعداد
چگونه خرج های عروسی راکمترکنیم؟
برایتان اجاره بدهد. شاید بخشی از پولش برگشت. هر چند بخشیدن آن به یک خیریه خاطره ارزشمندتری به جا می گذارد. عکس و فیلم 40 تا عکس تا آخر عمرتان به کاری نمی آید! 8-7 تا عکس برای در و دیوار خانه خودتان و آلبوم مامان هایتان کافی است، بقیه اش می ماند در آلبومی که یک ماه بعد از عروسی می رود زیر تخت و توی کمد و دیگر هرگز درنمی آید. به حرف های عکاس توجه نکنید که هی می گوید: وای! شما دوتا چقدر
سکانس دوم زندگی گلزار
شود. زمانی که تصویب شد که کار را انجام دهم برگشتم آمریکا. آن زمان با برنامه تحریم های کلینتون مصادف شد و نتوانستم حتی از آمریکا تکان بخورم. ما دائم با آقای مرعشی و دیگر آقایان در تماس بودیم و به دنبال راه حل می گشتیم؛ اما مشکل ما بزرگ بود. من به همه آنها همان موقع گفتم که این مشکل پیش آمده است. رفع این مشکل مبلغ بزرگی برای شرکت ما آب خورد تا توانستم از شر دادگاه های آمریکا
هر وقت رفتم بنیاد شهید دست به سرم کردند/ماجرای چهار دهه چشم انتظاری به روایت منیره خانم
می آید می گفتم آخه اینم چیزی است که تو خوشت بیاید. می گفت اینجوری می کنی دلم ضعف می رود. برای همه کارهای من می مرد. انتظار و بی خبری بهای سنگینی بود برای 14 ماه چشیدن طعم خوشبختی. مدتی که از رفتن همسرم به جبهه گذشت نامه ای دادم برایش. اما نگو محمد چند روزی است به شهادت رسیده. هم سنگری ها که نامه را خوانده بودند دلشان سوخته بود و گفته بودند درست نیست این زن را بیش از این چشم انتظار
گفتگو با کولبر همراه "آزاد و فرهاد" و دهیار روستای نی
به گزارش انتخاب، در روزهای گذشته حادثه مرگ دو برادر 14 و 17 ساله به نام های فرهاد و آزاد خسروی در حین انجام کولبری در ارتفاعات گردنه تته منطقه اورامانات، موجی از واکنش ها را در محافل رسانه ای و حتی نهادهای سیاسی کشور از مجلس گرفته تا معاونت رئیس جمهور را در پی داشته است. در این میان، نکته قابل توجه روایت های پرشماری است که در فاصله چند روز گذشته یعنی پس از جمعه (29 آذر) که پیکر بی جان و یخ زده فرهاد پس از 4 روز جستجوی دشوار پیدا شد، نقل شده است. اکنون روایت ها آن قدر فراوان شده اند که نزدیک
عمر ما به مسئولیت پذیری مسئولان قد نمی دهد!
دو نفر چیست، چه مدل آدمی هستند. یکی از این جوان ها گفت: نه بابا به این بنده ی خدا دنیا را هم بدهید چیزی نیست برایش. این همه هم می گویند برای اینها این کارها را می کنند همچین چیزی نیست. گفتم نه بابا این الآن چاه نفت دارد، فکر کردی چی! گفت نه آقا اینجوری هم نیست. یک مقدار من می رفتم بالا و یک مقدار آن جوان تعریف می کرد. گفت: 30 سال است که روی ویلچر نشسته، من حاضر نیستم حتی نوک ناخنم را بدهم چه برسد
خواب دامادی اش را دیدم، خبر شهادتش را آوردند
که آورده بودند، گشتم پیکر جوان های بی سر و بی دست و پای فراوانی آنجا بود. از مفقودی تا تشییع حالا پدر شهید بغضش را فرو می خورد و نگاه بارانی اش را پنهان می کند، می دانم بعد از 33 سال یادآوری و روایت آن همه فراق و انتظار، کار ساده ای نیست. او ادامه می دهد: پیکر پسرم پیدا نشد و روح محمدباقر را تشییع کردیم و در بهشت رضا دفن شد. سه سال بعد همرزم پسرم که نقشه ورودی و منطقه ای که
ماجرای بخشش بازیکن خارجی توسط معاون رییس جمهور
فیلمی آن روزها در آوردم که بارها بازیکنان حریف او را در زمین زده اند. او دریبل خوب می زند و رویش خطا می کنند. زود هم عصبی می شود. با پرسپولیس بازی داشتیم. درگیری بین محمد نوری و محمد نصرتی شد و نصرتی دستش به صورت نوری خورد. کمک داور آقای خانبان بود و پرچم زد و به آقای افشاریان گفت کرار زده. آقاخداداد هم کرار را اخراج کرد. تا برسیم به کرار همه آنجا را به هم زد و مردم صندلی ها را شکستند. آقای شریفی
روایتی از 2 ماه ترس و خنده در هور
یخ، آب سرد یعنی آب جوش! چند شبانه روزی گذشت، همه چیز مثل شب ها و روزهای قبل عادی پیش می رفت، بیشتر روزها و شب ها وقت زیادی برای مطالعه داشتیم. از کتاب های شهید مطهری و سیاسی و عقیدتی گرفته تا روزنامه های چند روز و چند هفته تاریخ گذشته به سنگرها که می رسید. یک روز فرماندهان دسته تماس گرفتند آب معدنی های شان رو به اتمام هست! دو سه روزی بود قایق های تدارکات گردان و
رامبد جوان چگونه بازیگر شد؟/ فیاضی: کاراکترهای عمه، عمو و خاله تکراری شده اند + فیلم
رفتم. من تا آن زمان نمی دانستم قرار نیست مقابل رامبد جوان مثل میهمانان دیگر قرار بگیرم. با خودم گفتم اشتباه کردم؛ چون جایگاه من آنجا نبود و خوب برخورد نشد. جالب است که قبل از رفتن به این برنامه، نوه ام به من گفت بابا یادت نرود خوب لبخند بزنی! آشنایی با مهران مدیری در تئاتر بهروز غریب پور * با مهران مدیری ارتباط خاصی داشتید؟ ما در تئاتری که کار آقای بهروز غریب پور بو
دلگیری رضا فیاضی از خندوانه و رامبد جوان
چه اتفاقی بیفتد. فقط گفتند برنامه رامبد جوان است. من تفنگ دست گرفتم و شلیک کردم اتفاقا خوب هم نشانه رفتم. من تا آن زمان نمی دانستم قرار نیست مقابل رامبد جوان مثل میهمانان دیگر قرار بگیرم. با خودم گفتم اشتباه کردم؛ چون جایگاه من آنجا نبود و خوب برخورد نشد. جالب است که قبل از رفتن به این برنامه، نوه ام به من گفت بابا یادت نرود خوب لبخند بزنی! با مهران مدیری ارتباط خاصی داشتید؟
راز دلدادگی 13 کودک یتیم و محسنین قمی
دوست دارد باشم. اگر خاطره زیبایی دارید که به نظر شما برای خوانندگان ما جالب است بفرمائید؟ ازنظر من تمام روزها و رویدادها زیبا هستند و همه خاطره ها قشنگ اند ولی خاطره ای که از سال های گذشته در خاطرم حک شده این است که 22 سال قبل بیمار شدم و 40 روز در بستر بیماری بودم و در آن روزها به فکر افتادم که باید کاری کنم که ماندگار باشد و آثار من در دنیا بعد از من هم بماند و همین موضوع جرقه ای شد تا
آیا شهادت نواب اربعه می تواند یکی از دلایل ولادت امام زمان ( عجه الله تعالی فرجهم الشریف ) باشد؟
که از نواب اربعه است ، بعد از احوال پرسی به او گفتم: اموالی از مردم نزد من است و باید به جانشین امام عسکری( علیه السلام ) تحویل دهم، در حیرتم و نمی دانم چه کنم. او گفت: برو در سامرا به خانه ابن الرضا (امام حسن عسکری( علیه السلام ) در آن جا وکیل امام را خواهی یافت. به سامرا رفتم و در خانه حضرت سراغ وکیل امام را گرفتم. دربان گفت: منتظر باش، الآن بیرون می آید. لحظه ای بعد فردی آمد و دست مرا گرفت و
پیدایش کودک کار از دامن کودک همسری
/> اواخر سال 95 بود که محمد دچار حادثه شد. آن روزها ماهانه 300 هزار تومان دستمزد می گرفت بابت تمیز کردن میز مشتری ها و گرفتن سفارش غذا از آنها. اما یک روز کارگر آشپزخانه نیامد... این نان آور کوچک، روز حادثه را چنین تعریف می کند: مشغول تمیز کردن میز غذاخوری مشتری ها بودم که صاحب کارم صدام کرد. گفت بدو تو آشپزخونه، امروز مهدی نیومده همه کارها مونده. فکر کردم باید ظرف بشویم. اما وقتی رفتم
مسافران مرگ در کوپه دین و فلسفه
شکوفا کند و از قطعیت مرگ دریافت می شود که انسان باید محدوده عمل خود را بشناسد و از فرو غلتیدن به تکرارِ ملال آور زیستنِ ابدی نجات یابد. میان آرامشی که فلسفه برای بشر تجویز می کند با آرامشی که دین وعده اش را به انسان می دهد، تفاوت های بنیادین وجود دارد. همه به حیات چنگ می زنند اما در روز واقعه، برخی به مرگ لبخند می زنند، بعضی به او پرخاش می کنند و گروهی دیگر سعی می کنند از آن بگریزند. تالس هنگام
آیا حضرت زینب( سلام الله علیها) پس از دیدن سر برادرشان، پیشانی خود را به چوبه محمل زدند؟ آیا این ماجرا ...
یکی از خارجی هایی که بر یزید خروج کرده را آورده اند! گفتم: آن خارجی کیست!؟ گفت: حسین بن علی( علیه السلام )! من صبر کردم تا کارگر رفت؛ چنان به صورتم زدم که ترسیدم چشمم کور شود. دست خود را شسته، دست از کار کشیدم و وارد میدان کوفه شدم؛ جایی که مردم منتظر ورود اسیران و سرهای بریده بودند. در این هنگام حدود چهل شتر با هودج پیدا شدند که در میان آنها اهل بیت حضرت سیدالشهداء( علیه السلام ) و
لایحه بودجه 99 توهمی بسته شده است/میزان صادرات نفت خیلی کمتر از یک میلیون بشکه است
اگر می توانند از محل فرار مالیاتی ها و پولشویی و اینها مالیات ها را بگیرند تحویل بدهند ما حرفی نداریم ولی آن هم نشدنی است یعنی در واقع بودجه بر اساس توهم به نظر من بسته شده است. وی با تاکید بر اینکه میزان صادرات نفت کشورمان از یک میلیون بشکه در روز خیلی کمتر است، افزود: ضمن اینکه مثلاً اوراق برای طرح های عمرانی چاپ می خواهند بکنند. بی مقدار افزود: من راه حلی که می دانم این است
اطاعت از رهبر انقلاب را افتخار خود می دانم
افزود: اما در همچین زمانی خدای متعال به کشور و مردم چنین رهبری عنایت می کند، که مردم حاضر هستند جانشان را سخاوتمندانه فدای ایشان کنند و ارزش دارد. ما هر چه قدر شکر این نعمت را کنیم، جا و ارزش دارد. آیت الله مصباح یزدی در ادامه افزود: اصول نظام اسلامی با نظام های دیگر که درجهان حکومت می کنند تفاوت اساسی وجود دارد و آن تفاوت در بحث پذیرش مسئولیت به عنوان واجب شرعی است. باید در همه گفتار و
طرح ها در مجلس از قبل تصویب می شوند/ نمایندگان حلقه نزدیک عارف در مقابل ما گارد می گیرند
نهایت به ضرر مردم کشور تمام نشود. *چند فرزند دارید؟ آیا تا به حال برای مسائل جنسی با فرزندانتان صحبت کرده اید؟ من سه فرزند دارم، یک دختر و دو پسر و متاسفانه به دلیل نوع فرهنگ و جامعه، همواره شرم داشتم از این اینکه بخواهم در این خصوص با فرزندانم صحبت کنم. *زمانی که خود شما نتوانسته اید با فرزندانتان صحبت کنید، چگونه به عنوان نماینده می خواستید به مادران جامعه این را
چهارم دی: زادروز نویسنده بزرگ ایران زمین: احمد محمود
خواهد زودتر بدانم تو این کاغذها چه نوشته شده که پاسبانها به زور از دست مردم گرفتنشان. می روم تو اتاق پدرم می نشینم و پرده در میانه را می اندازم. ابراهیم و جمیله می نشینند روبه رویم. نوشته همه کاغذها مثل هم است. چیزهایی است که اصلاً سر در نمی آورم. جانم بالا می آید تا یک کلمه را هجی کنم و تازه وقتی کلمه را هجی کردم و خواندمش، معنی اش را نمی فهمم. مثلاً نمی دانم این استعمارگر خونخوار چه
ماسور محله ای ولایتمدار
در آغاز این دیدار معنوی ، حجت الاسلام والمسلمین روح الله دریکوند طی سخنانی اظهار داشت : شهادت آن فیض عظیمی است که اولین امام شیعیان رستگاری را در آن می دید حضرت علی (ع) عاشق شهادت بود و پس از ضربه خوردن در محراب عبادت فرمودند به خدا قسم که رستگار شدم. وی با بیان اینکه پیروی از ولایت فقیه فصل مشترک وصایای تمام شهداست ، خاطرنشان ساخت: شهدا در سخنان و وصیتنامه خود به موضوع ولایت فقیه
دوره بزرگ برای گل گهر شروع شد/ امید به دور برگشت لیگ
به گزارش خبرنگار مهر ، مجید جلالی بعد 9 هفته مساوی و باخت بالاخره در دهمین دیداری که سکان هدایت تیم گل گهر را برعهده داشت، در ورزشگاه امام علی تیم ماشین سازی را با نتیجه یک بر صفر شکست داد و در نشست خبری بعد از بازی عنوان کرد: ما واقعاً دوره سختی را گذراندیم تا به اینجا رسیدیم. می خواهم این برد و این روز را روز شروع دوره بزرگ برای گل گهر بنامم و آن را در درجه اول تقدیم کنم به همه هواداران که
تئاتر مخاطب می خواهد نه مشتری
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم ، این روزها نمایش پنجره ای رو به آسمان به کارگردانی امیر دژاکام در تماشاخانه سپند روی صحنه است. نمایشی که در آن به زبان طنز به مشکلات مردم جامعه اشاره می کند و تلاش دارد بدون افتادن به دام کمدی سخیف، لبخند روی لب مخاطبان بنشاند . این نمایش با حضور بازیگرانی چون بهرام ابراهیمی، شهره سلطانی، امیر کربلایی زاده، عمار تفتی، حسین شهبازی، ابوالفضل جمشیدی
شرخری در ازای قطع 3 انگشت +عکس
همانقدر پولش را می دهم. قیمت برایم مهم نیست هر چقدر خوشم بیاید همانقدر پولش را می دهم. می پرسم رابین هود محل هم هستی؛ از آنهایی که فکر می کنند همه گردن کلفتی هایشان برای مردم است؟ سرش را پایین می اندازد و می گوید: یک مدت ژان والژان بودیم اما پلیس امنیت قشنگ یادمان داده که مگر آقاجون هستید که فضولی می کنید. الان چند سالی است سرم به کارم گرم است. گفتم که میوه فروشم. از آثار تیزی ها
مرگ باید هر لحظه جلوی چشم ما و رفتن به قبرستان برنامه منظم مان باشد/ ماجرای دختری که یک شبه در گورستان ...
است می رود." بنده خودم دیدم مادری که سال ها بیمار بود و همه می گفتند این از دنیا می رود اما همین مادر دو داغ فرزند خودش را دید و از دنیا نرفت. حالا این روایت را دقت کنید. مرحوم آقای بهجت این را توجه می دهند و می فرمایند "روزی حضرت رضا صلوات الله و سلامه علیه به عیادت کسی رفتند عده ای که کنار بالین آن مریض محتضر نشسته بودند ناراحت بودند." زنش بود، بچه اش بود، این ها ناراحت بودند که این
طلبه هایی که جای خالی شهدا را برای خانواده پر کردند/ از تعمیر وسایل تا رنگ کاری منازل شهدا
کدخبر: 7182238 || تاریخ: 02دی1398 به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، پسر داشته باشی و نیاید سخت است در خانه مرد داشته باشی و نامردی عده ای او را از تو جدا کند سخت تر. زندگی با فراقی که وصالی در دنیا برای آن نیست دردآور است، مادران و همسران شهدای مدافع حرم هر روز خود را با مرور خاطرات مردان مردی می گذرانند که اگر امروز در کنار خانواده بودند اجازه نمی دادند لحظه ای زندگی برای
وصیت کرد سنگ مزار نداشته باشد
رسید. سه روز بعد از شهادت آقا مرتضی سردار قاسم سلیمانی اعلام کردند پاکسازی شهر بو کمال به پایان رسیده است. سردار سلیمانی پیشتر اعلام کرده بود تا سه ماه دیگر منطقه بو کمال از دست داعش آزاد می شود. آن موقع زمان اعزام دوم آقا مرتضی به سوریه کمی به تأخیر افتاده بود. خیلی حسرت می خورد و می گفت: دیدید جنگ تمام شد و من نتوانستم بروم آنجا کاری انجام بدهم. من به او می گفتم نگران نباش موقعش برسد می روی.
20 روز با هم بودیم؛ یک عمر دنبالش گشتم
هفته بعد از ازدواج به جبهه رفت. یک بار به مرخصی آمد و سه روز ماند و دوباره به جبهه رفت و دیگر حتی پیکرش بازنگشت. روی هم رفته شاید 20 روز کنار شهید بودم، اما بعد از شهادت سال ها دنبالش گشتم. از روحیات شهید نوروزی برایمان بگویید. بسیار صبور بود. طوری که پدر و مادرشان هم می گفتند او از همه فرزندان صبورتر و مظلوم تر است. ما در منزل پدر و مادر شهید زندگی می کردیم. در آن خانه پدربزرگ و