سایر منابع:
سایر خبرها
نصرالله: ما نبرد با تروریست ها را تا آخر ادامه می دهیم
هرچقدر که کشته دهیم و هر چقدر که زخمی دهیم و هر چقدر که نیروهای ما فدا شوند این نبرد را ترک نمی گوییم تا آنجا که یا پیروز شویم یا به شهادت برسیم. ما به تأسی از امام حسین علیه السلام و حضرت زینب علیها السلام راه جهادی حسینی خود را تا پایان ادامه می دهیم و هیچگاه متزلزل نخواهیم شد و عقب نخواهیم نشست و با بصیرت در این راه گام برمی داریم و همه کسانی که بر روی شکست اراده ما و سست شدن عزیمت ما حساب کرده اند ناکام و سرخورده خواهند شد. انتهای پیام/
چرا شخصیت های غیرمسلمان زبان به مدح امام حسین (ع) گشوده اند؟
نهی از منکر و آگاه کردن مردم است. اما اگر کار به جایی برسد که اساس اسلام در خطر نابودی باشد وظیفه این است که بایستد ولو اینکه کشته شود چون تکلیف باید انجام شودلذا وقتی امام حسین(ع) به سوی کوفه آمد و حر با هزار نفر از طرف عبیدالله بن زیاد راه را بر امام بست، امام در پاسخ به این سوال حر که شما برای چه آمده اید و چه قصدی دارید، فرمود: از جدم رسول خدا(ص) شنیدم که اگر مسلمانی حاکم جائری را ببیند که بر
سبک زندگی یکپارچه است؛ تکه تکه اش نکنیم!
/> می گوید ایدئولوژی من باید جهانی شود و ایدئولوژی های دیگر ایدئولوژی های خُرد باشند. جنگ جهانی هم که راه انداختند، حمله به دنیای اسلام هم که کردند، مبتنی بر همین مطلب بود که ایدئولوژی آمریکایی باید جهانی شود و ایدئولوژی های دیگر که تسلیم برتری این ایدئولوژی نمی شوند باید از طریق جنگ فیزیکی حذف گردند. این حاصل آن بیانیه ای است که شصت نفر متفکر در حمایت از بوش در حمله به خاورمیانه نوشتند.
مراسم وداع با دو شهید دوران دفاع مقدس برگزار شد
/> *شهید منصور سودی، همواره سرزنده و شاداب بود مادر شهید منصور سودی نیز در این مراسم در گفت وگو با خبرنگار فارس در زنجان ضمن تسلیت ایام عزاداری امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفای ایشان، اظهار کرد: منصور سودی، نخستین فرزندم بود که در سن 24 سالگی راهی جبهه شد. صدیقه ریاحی با اشاره به سجایا و فضایل اخلاقی شهید منصور سودی ادامه داد: منصور روحیه سرزنده و شادی داشت و همواره بشاش بود
چندبار با کروبی صحبت کردم - روحانی از اصولگرایان شناسنامه دار است
آقای لاریجانی رأی داده اند. آقای لاریجانی لحظه به لحظه تکامل پیدا کردند کما اینکه بنده نیز همین روند را طی کرده ام چون همه ما رو به تکامل هستیم. حضرت پیغمبر(ص) فرمودند اگر کسی دو روز زندگی اش مثل هم باشد ضرر کرده و ملعون است. کسانی که معتقد به تغییر نیستند یعنی امروز و دیروزشان یکی است. خباز : نه. ببینید آن شخصی که می گوید ما تغییر نکردیم با این چیز که بنده می گویم هر دو درست
معاون رئیس جمهور حاشیه ساز شد
ورزشکار کشورمان در رسانه ها موجی از واکنش ها را به دنبال داشت خانم ورزشکاری به دلیل ممانعت همسرش از همراهی تیم ملی فوتبال در نخستین بازی های جام آسیا بازماند. انتشار این خبر کافی بود تا عده ای که همواره دم از دفاع حقوق زنان در کشور می زنند صدایشان بلند شود که این ظلم به زنان است، در این میان متأسفانه کم نبودند رسانه های بیگانه و خارجی که کمپین هایی را راه اندازی کردند و دم از پایمال شدن حقوق
همنوایی کودکان مادستان با کودک کربلا
دفاع از اسلام و احیا امر به معروف و نهی از منکر انجام داد و بر علیه ظالمان قیام کرد. به گفته حجت الاسلام مغیثی، قیام امام حسین(ع) و فداکاری های ایشان در راه زنده نگه داشتن دین رسول خدا(ص) قابل توصیف نیست؛ زیرا آن حضرت شجاعانه و با غیرت تمام با نثار خون خود و همچنین فدا کردن خاندانش اسلام را احیا کرد و درس مردانگی و آزادگی را به بشریت آموخت.
برگزاری یادواره شهید شوشتری و شهدای وحدت در خراسان
حجت الاسلام والمسلمین مجتبی ذوالنور، فرمانده تیپ امام صادق(ع) و مشاور عالی نماینده ولی فقیه در سپاه در این یادواره با بیان اینکه ما دین اسلام را مدیون شهدا هستیم و امروزه هرچه داریم از خون پاک آن هاست، عنوان کرد: دشمن با دو هدف جمعی می خواهد به ما ضربه بزند که سقوط کامل نظام هدف اول آن است و هدف دیگر آن تجزیه کشورهای اسلامی است. وی گفت: دشمن نقطه کانونی بیداری اسلامی را جمهوری اسلامی
توصیه های میرزا اسماعیل دولابی برای حضور در حرم سیدالشهدا(ع)
، آدم فکر می کند کسی را صدا زده است، نمی فهمد گریه اش اینطور است. در دوران طفولیت، خانمی را دیدم که در روضه چای می داد، او هر یک ماه، چهل روز یک دفعه گریه اش راه افتاد و یک صدا می زد مابقی اوقات سرش پایین بود و چای می داد. دیگران همه گریه می کردند، ضجه می زدند، قصه می گفتند، می خندیدند، من بچه بودم و در مجلس ول بودم گاهی صدای آن خانم بالا می رفت، تا صدایش به آسمان می رفت، سکوت این همه مدت
ارزش مداری و دلسوزی دو درس از قیام کربلا
ارزش ها حادثه کربلا وفاداری خوبان را به ارزش های اسلام ناب را نشان می دهد.گل سر سبد هستی انسان ها هستند و گلچین جامعه ی عصر حسینی همان سپاه اسلام بود.آن مردان میدان جهاد و عمل حاضر شدند پرپر شوند ولی ارزشهای اسلامی به دست یزیدیان پرپر نشود.قیام کربلا می گوید امربه معروف و نهی از منکر باید بماند هر چند برای ماندنش به خون امام حسین (ع) و حضرت عباس(ع) ودیگر یارانش نیاز باشد.آن قیام فراموش نشدنی به
دریافتم کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا یعنی چه
/> - نگاه! پیامبرِ خدا این گونه راه می رفت... و پدران در مسجد به انگشتِ اشاره فرزندان را متوجه کرده اند: - ببین! پیامبرِ خدا همین گونه نماز می خواند... و پابه سن گذاشته های لشگر نیز همین که ورا دیدند، سربرگرداندند که: - وای بر تو عمر سعد! ما را به جنگِ پیامبرِ خدا آورده ای؟! به سمتِ میدان که راه می افتد، هیچ کدام از زنانِ اهلِ حرم، نگرانِ
زنگ خطر مرگ های عشقی در کشور به صدا درآمده!
در سنین پایین ازدواج می کند نه خانه دارد، و نه میزان حقوق مناسبی دارد؛ با 800 هزار تومان پایه حقوق در ایران، و در شرایطی که قراردادها همه از بین رفته است و هیچ استخدامی در کشور وجود ندارد، معلوم است که امروز زندگی ها دوام چندانی ندارد و به دلیل مشکلات مالی و استرس های ناشی از بحران مالی در خانواده ها، زندگی ها از هم می پاشد. تمام مشکلات ازدواج ها و روابط زناشویی در ایران به پسران منتهی
تفاوت نگاه الهی و غیر الهی به خانواده
به گزارش سرویس اندیشه خبرگزاری رسا، خانواده به عنوان مهم ترین کانون تربیت و سپس اصلاح اشتباهات افراد می تواند مانع از وقوع انبوهی از بزه های اجتماعی و ارتکاب گناهان عدیده اخلاقی شود. شناخت یک خانواده طراز اسلام می تواند راه چگونه زیستن را به جوانانی که در کوران تهاجم فرهنگی و اجتماعی سریال های شبکه های ماهواره ای سردرگم هستند و قصد تشکیل خانواده را دارند، نشان دهد. شک و نفاق، خیانت و تهمت، توهین
انتظار 28 ساله خانواده شهید منصور سودی به سر رسید
که بدانند فرزندشان در کنارشان آرام گرفته برایشان کافی است. خانواده شهید سودی از شهریور ماه سال جاری در جریان کشف پیکر شهید و فرایند شناسایی آن هستند. ولی با ورود پیکر مطهر شهید،اعضای خانواده بی صبرانه منتظر دیدار عزیزشان هستند. صدیقه ریاحی، مادر شهید سودی، با همان نجابت و صبوری و صلابت خاص مادران شهدا در برابر درخواست جمع حاضر برای ایراد حرف و سخنی درباره فرزند شهیدش به این عبارت اندک اکتفا می کند
معاون رئیس جمهور باز حاشیه ساز شد/ ژست روشنفکری و همنوایی با بیگانگان
که جوابگو باشیم، گفت: در صورت تکرار، در مسجد اعظم و پیش از درس خارج در این زمینه صحبت خواهیم کرد. بر اساس قانون، در تبصره 3 بنده 4 ماده 18 قانون گذرنامه آمده است: زنان شوهردار ولو کمتر از 18 سال تمام با موافقت کتبی شوهر و در موارد اضطراری اجازه دادستان شهرستان محل درخواست گذرنامه که مکلف است نظر خود را اعم از قبول درخواست یا رد آن حداکثر ظرف سه روز اعلام دارد کافی است. زنانی که با شوهر
فتوای رهبر انقلاب درباره گِل مالی، نذری شبهه ناک، برهنه شدن، قمه زنی و حضور زنان در دسته عزاداری
ایشان. اما در برخی از ایام، بیرون آمدن هیئت های عزاداری و دسته ها اینها جز شعائر دینی است مثل تاسوعا و عاشورا. خب! به طور طبیعی برخی از خیابان ها بسته می شود برخی از راه ها بسته می شود، گرچه همان جاها هم اگر بشود مراعات کنند بسته نشود بهتر است. اما مثل راهپیمایی روز قدس راهپیمایی 22 بهمن مثل تاسوعا عاشورا امثال اینها طبیعی است که اکثر مردم هم در این مراسم حضور دارند. اما در غیر این مواقع
اشعار شب پنجم محرم؛ حضرت عبدالله بن حسن(ع)
رود و تمام دلخوشی عمه و رباب شده مگر که کودک بی ادعا گناهش چیست؟ که بین لشکریان کشتنش ثواب شده کجای دشت نشستی بلند شو عباس که بی تو کشتن اطفال نیز باب شده حسین مثل کتاب غم است و عبدالله به تیر حرمله ای جلد این کتاب شده (مهدی رحیمی) به گَرد پای من امروز لشگری نرسد به اوج بال و پرم هیچ شهپری نرسد سوار مرکب
بانوی اهل کوثر مجری توانمند شبکه یک شد
، اشاره، آفتاب شرقی و... را دارد. وی ابتدا به کار در رسانه ملی علاقه مند نبود و زمانی که پیشنهاد اجرای یک برنامه را با او در میان گذاشتند، نپذیرفت اما پس از مشورت و تایید پدرش و همچنین علاقه به تاثیرگذاری در عرصه معارف، وارد رسانه ملی شد. وطن امروز با این مجری محبوب و محجوب گفت وگو کرده است. *** خانم ملکی! درباره خود و دوران کودکی تان بگویید.
همسر آیت الله مهدوی کنی: بعد از رفتن آیت الله در دانشگاه کانه هیچ اتفاقی نیفتاده است/ زندگی عاشقانه ما ...
آنها از رفتار پدر و مادر الگو می گیرند، چیزی که متأسفانه امروز در بسیاری از خانواده ها رعایت نمی شود؟ خوشبختانه بچه ها راه ما را دنبال کردند. هم از نظر برنامه زندگی در خانه و خانواده و بعد هم در الگوگیری در زمینه کارهای فرهنگی شان، راه ما را ادامه دادند و این چیزی جز عقیده و ایمان نیست. بچه ها هم پدرشان و هم مرا قبول داشتند. هیچ وقت جلوی بچه ها بحث و برخوردی نداشتیم.البته پشت
بازدید نمایندگان مجلس از مؤسسات علمی آموزشی غنا
کشتن دیگران امری پذیرفته شده در نزد اسلام و عقل نبوده و به دور از فطرت است؛ اما متأسفانه جهان امروز بیش از پیش با انواع خشونت مواجه است. باید دریافت که منشأ این اعمال چیست. اکثر این ترورها توسط برخی از کشورها مدیریت، پشتیبانی مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی می شود. بوکوحرام در آفریقا و داعش در خاورمیانه توسط همین کشورها توسعه داده شده اند. باید بررسی شود که چه کسی به آنان کمک مالی و تسلیحاتی می کند. مگر یک
حجت الاسلام ناصری پور : دوست داشتن ابا عبدالله(ع)به تنهایی کافی نیست+ گزارش تصویری
برای انبیاء علیهم السلام افتاد و هدف آنها در طول تاریخ محقق نشد. عاشورا نقشی داشته است؟ حتما نقش داشته است. حال که عاشورا نقش داشته است، آیا تاثیر گذاشت؟ اگر تاثیر گذاشته است پس چرا بعد از آن هم ظلم و جور بوده است؟ این اساسی ترین سوال است. اما تا مقطع عاشورا و انبیاء گفتیم. از روز بعثت تا روز غدیر خم جریانی را پیامبر صلی الله علیه و آله در ممالک اسلامی به راه انداخت و آن هم دعوت به اسلام
سوگنامه حسینی
که با گوشت و خونمان آمیخته و حرارتی خاموش ناشدنی که برای پاسداشت اسلام ،همه ساله در وجودمان شعله می گیرد. آن چنان که امام رحمه الله علیه فرمودند: این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه داشته است. ... ورودیه از مصائب بسیار سنگین ابتدای قیام امام حسین علیه السلام ، مصیبت شهادت حضرت مسلم علیه السلام است. اولین شهید واقعه عاشورا که مورد وثوق امام علیه السلام بود عقیل
فقط ابرمرد مکتب عاشورا می تواند اسطوره همه زمان ها باشد
1394/7/26 - 14:32 494702 به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان اصفهان، شامگاه گذشته(25 مهر)، حجت الاسلام علی صغیرا، استاد حوزه و دانشگاه در جمع عزاداران حسینی در مسجد امام حسن(ع) با انتقاد از اینکه دروسی در دانشگاه ها تدریس می شود که تولید شده افکار غربی ها و ترجمه اومانیسم غربی است افزود: سال های سال است که این درس ها در دانشگاه های ایران تدریس می شود و ارزش افراد تحصیل کرده به یادگیری
دشمنان می خواهند مجالس عزاداری را خرافه و غیرمنطقی نشان دهند
برجسته حوزه علمیه تصریح کرد: از مسلمانان اوایل اسلام تعجب می کنم که چرا راضی شدند پسر ابوسفیان جانشین رسول الله(ص) شود نمی دانیم آنها خواب بودند که اجازه دادند پسر دشمن درجه یک رسول خدا، خلیفه مسلمانان شود. آیت الله العظمی مکارم شیرازی با بیان اینکه بسیاری از قیام هایی که بعد از شهادت امام حسین(ع) شده از جریان کربلا نشأت می گیرد، گفت: به واسطه همین قیام ها بود که بنی امیه نتوانستند اسلام
هراس وهابی ها از مراسم شیرخوارگان حسینی
جهان میزبان شیرخوارگان حسینی بودند تا با رساندن پیام مظلومیت امام حسین (ع) و طفل شیرخوار ایشان حضرت علی اصغر (ع) جهانیان رابا نهضت عاشورا و پیام امام حسین (ع) - که اصلاح امت و امر به معروف و نهی از منکر بود - آشنا کنند.از مصلی پایتخت تا حرم رضوی، از مناطق سنی نشین غرب تا شرق مرزنشین، مادران کودکانشان را ملبس به لباس سبز علوی کرده و سربندهای یا علی اصغر(ع) ؛ یا حسین(ع) و...بر پیشانی کودکانشان بسته
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
وضعیت فرهنگی استان فارس از دیگر استانها بهتر است/ قطعا ناهنجاری شیراز از پایتخت کمتر است
رفتار کرد که تأثیرش کمتر شود وگرنه تأثیرش را خواهد داشت یعنی هر کاری کنیم به همراه تکنولوژی های نوین، فرهنگ آن ها نیز خواهد آمد. استاندار فارس با تأکید بر اینکه برای مقابله با فرهنگ صنعتی ما چیزی کم نداریم، گفت: ما بهترین الگو ها را در دین و مکتب خود داریم چنانچه بهترین خانواده برای این الگو داریم در این خانواده امام علی (ع) به عنوان پدر، حضرت زهرا (س) به عنوان مادر، امام حسن و امام حسین
حجت الاسلام قاسمیان : ذکر یونسیه راه برون رفت غم های مومن+ گزارش تصویری
وارث: مراسم شب چهارم محرم با سخنرانی حجت الاسلام قاسمیان و مداحی کربلایی محمد حسین پویانفر در مسجد الشهداء دانشگاه علم و صنعت برگزار شد. در ادامۀ خبر متن سخنرانی حجت الاسلام قاسمیان را می خوانید: نزول برکات برای مومنین در جلسه اول عبارتی را خواندیم که راجع به این بود که توبه و استغفار مستند به آیات و روایات موجب نزول برکت است. سوال شد که نزول برکات آسمانی که در
خواستگاری معاویه از دختر حضرت زینب سلام الله علیها
حسین علیه السلام یک کوچ خانوادگی به سمت مکه بود و اگر غیر از این بود و ایشان با عده زیادی از مردان قصد خروج از مدینه را داشتند، قطعاً حکومت جلوی کاروان را می گرفت. به همین خاطر است که در کاروان امام حسین علیه السلام بیشتر خویشان ایشان و زنان هستند و کمتر مردی در این جمع دیده می شود. احمدی جلفایی گفت: درست به همین علت بود که حکومت به محض اطلاع از کوچ امام حسین علیه السلام، تمام راه های
برخی شبهات دینی در حوزه زنان و پاسخ های آن ها
تاریخی هم نمونه هایی وجود دارد که مشورت زنان باعث راه گشایی برای مردان شده است. در مواردی روایات را به زن می گفتند تا زن در جامعه منعکس کند. ام سلمه می گوید آرایشگر موهایم را درست می کرد و صدای پیامبر از مسجد آمد که می فرمودند یاایهاالناس و ام سلمه به دنبال این صدا می رود و حضرت روایتی راجع به مارقین، قاسطین و ناکثین می فرمودند که ام سلمه آن را حفظ می کند و در چند جا به اصحاب می گوید خودم در مسجد