سایر خبرها
روایتی از خانواده ای که زیر سایه ایدز زندگی می کنند
بعد از معاینه هر مریض وسایلشان را ضد عفونی کنند. بدیعی به من می گوید: شما اگر مثلا کم خونی داشته باشی، هرجایی بری که لازم نباشه، اعلام می کنی می گی سلام من کم خونم؟ مریم می گوید: من وجدانم قبول نمی کنه، دوست دارم آخرین نفر برم. آخه تقصیر ما که نیست... بی گناه این طوری شدیم... بدیعی اما مصر است و باز می گوید: اصلا وجدان درد نگیر، الان پزشکان وظیفه دارند همه را به چشم مثبت نگاه کنند. اگر کوتاهی کند
وقتی جبرئیل پیامبر(ص) را از مصیبت کربلا آگاه کرد
درباره آن سؤال کردند، فرمود: گران مایگانی از آل بیت محمد(ص) در اینجا توقف می کنند. و بعد مشتی از خاک آن را گرفت و بود کرد و گفت: به خدا قسم این همان سرزمینی است که جبرئیل به رسول خدا گفت که من در آن کشته می شوم. این موضوع را ام سلمه به من خبر داد و گفت: جبرئیل نزد رسول خدا بود و تو با من بودی و گریستی؛ پیامبر فرمود: پسرم را آزاد بگذار. من رهایت کردم و او تو را گرفت و بر دامن نهاد. جبرئیل
روایت شاعر مسیحی از حماسه امام حسین(ع)
افکند: یزید- این لاف زن غاصب حکومت- تهدیدش می کند و راستی آیا با ستم پیشگان می توان در فرمان خدا بیعت کرد؟ - ای حماسه حسین روزگاران به تو سرافرازند و گاه در تاریخ نقش ها تکرار می شوند. مرا کاسه سمی به خاطر گذراندی که سقراط باید از آزادگی می نوشید چرا که اسیر باورها نبود. ... شکور درباره چرایی نگارش این کتاب می گوید: زمانی آقای محمد یوسف بیضون، نماینده پارلمان لبنان و رئیس جمعیت
چشم انداز کشور و صنعت هسته ای بعد از برجام/ حسینیان گفت تصویب برجام از الطاف خفیه الهی است
کار کنند. یعنی ما در سه چهار سال آینده حدود 20 هزار نفر از تکنسین و مهندس مشغول کار خواهند بود. رییس سازمان انرژی اتمی با اشاره به اینکه بیست هزار شغل در عرصۀ هسته ای عدد بالایی است افزود: ما وارد فاز تجاری سازی خواهیم شد یعنی اگر تا امروز به خاطر محدودیت ها لاجرم مجبور بودیم یک هزینۀ اضافی بپردازیم تا این توانمندی های بالقوه را بالفعل بکنیم از حالا به بعد فرصتی ایجاد شده تا به گونه ای
اشک حسینی را برای کفنم نگه می دارم
روضه ها می رفتم حالا هرچند تعداد که باشد و این رویه تا سال 1354 ادامه داشت، در این سال قسمتم شد که به مکه بروم، از آن زمان تا 1373 جزء خدمه به حج واجب می رفتم و عمره نیز 23 سفر به زیارت خانه خدا رفتم، با همین برنامه ای که جزء خدمه بودم و مداحی نیز می کردم که در بقیع، هتل، قبر حضرت همزه (ع) و بیت الاحزان که آن زمان هنوز بود می خواندم تا اینکه از سال 1373 دیگر به مکه نرفتم و بعد از آن نیز برنامه
جنایت به دلیل سوء ظن!
برمی گشتم متوجه شدم کیوان و محسن درباره همسر من صحبت می کنند، آنها می گفتند او زن زیبایی است و می توانند با او رابطه داشته باشند. همان موقع بود که تصمیم خودم را گرفتم. فردای آن روز به محسن گفتم می دانم چه نقشه ای دارید و باید با من همدستی کنی تا کیوان را بکشم. کیوان را به بهانه گردش به اتفاق محسن و همسرم به خارج از شهر بردیم و در باغی من سیمی دور گردنش پیچیدم و محسن هم پاهایش را گرفت. همسرم فقط در
چندبار با کروبی صحبت کردم/ روحانی از اصولگرایان شناسنامه دار است
: هر شخصی که باشد. شاید حالا پیرتر شده باشیم اما در مسائل اصلی اصول انقلابی مان هیچ تغییری نکرده ایم و محکم ایستادیم. من یکی از افتخاراتم این است که هنوز 57ای هستم. من از شما دعوت می کنم که سرزده بیایید منزل بنده در اکباتان این ها اصول است. اما آیا خباز الآن با خباز سال 57 یکی هستند؟، خیر حتماً فرق کرده اند. به دلیل این که من پخته تر شدم آن زمان خیلی تند و تیز بودم، جوان و ریسک پذیر بودم. سخنرانی
ای بابا من نگران سگم بودم نه جنبش سبز
را گرفتند و رفتند... من فقط نگران سگم بودم و آن قدر گریه کردم که خودش شماره یکی از دوستانم را گرفت و بهش آدرس داد که برو و سگ را بردار. تازه بعد از اینکه رسیدیم مرا شناختند و گفتند شما چرا؟ وی با بیان اینکه به آنان که دستگیرم کردند حق می دهم خاطر نشان می سازد: الان که فکر می کنم یک بخشی به آنها حق می دهم چون همان شب بی .بی.سی اعلام می کند که فلانی دستگیر شد و فردایش یک نفر امضایی را که از
آقای بازیگر: برای کارگری به رستوران هم رفتم
مدرسه چگونه گذشت؟ آئیش: از بچگی یک حس گم گشتگی داشتم، شاید به دلیل فوت پدرم بود که به من می گفتن رفته مسافرت. هنوزم این حالت گمگشتگی را دارم. خیلی ها میگن بچه آرام و بعضی ها میگن شیطون بودم، ولی من هر دو را داشتم، به هرحال همیشه از کلاس اخراج می شدم نه اینکه شلوغ باشم، چرا که در کلاس احساس حرف زدن با بغل دستی را داشتم. باید حرف می زدم و معلم ها را ناراحت می کردم. بعد
جای خالی 72 خطبه امام حسین(ع) در هیئت ها/ مداحان جوان کسب اجازه را می شناسند؟
اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در ظاهر ساده و بی آلایشش روشن است. برای آنکه درباره زندگی این پیرغلام اهل بیت(ع) و دیدگاه هایش با خبر شویم، گفت وگویی صمیمانه با وی ترتیب دادیم که پیش روی شماست. *چگونه مداح شدید؟ سید عطا هاشمی هستم، متولد 1324 و 70 سال سن دارم. حدود نیم قرن رسماً مداح و ستایشگر اهل بیت(ع) هستم؛ البته کار اداری داشتم و بازنشسته شدم. عشق به اهل بیت(ع)، از بچگی در من
زندگی در سرویس های بهداشتی!
درد دل می کند. ظهر پاییز، پارک خلوت است. پارک بعثت که بیش از 10 دستشویی دارد: یک ساله آمدم اینجا، قبلا خیاط بودم، پیراهن مردانه می دوختم، شوهرم که افتاد زندان، مجبور شدم بیام اینجا. اکرم اینها را می گوید. اینجا را مادرش معرفی کرده. مادری که همان موقع با ظرف غذا از راه می رسد. امروز ناهار، اشکنه است. ظهر که می شود، هوا هم که خوب باشد، مادر و خواهرش از دستشویی های کناری می آیند، سفره ای پلاستیکی پهن
روزه گرفتن درکدام روزهای محرم مستحب است؟
/> عبدالله بن سِنان نقل می کند که در روز عاشورا به خدمت سیّد و آقایم حضرت صادق علیه السّلام شرفیاب شدم. عرض کردم: ای آقای من، درباره روزه این روز چه می فرمایید؟ حضرت فرمودند: روزه بگیر بدون آنکه در شب، نیّت روزه کرده باشی؛ و افطار کن بدون آنکه خوشحال باشی؛ و اینگونه نباشد که یک روزِ تمام چیزی نخوری، بلکه ساعتی بعد از نمازِ عصر شربتی از آب بنوش، زیرا در این ساعت بود که جنگ از خاندانِ رسول خدا صلّی
معنای سعادت در چند کلمه از حسین بن علی(ع)
سعادت بود که عرض کردم. به عنوان مثال، درباره معنای سعادت؛ یکی از دوستان تحصیل کرده ما که سمت استادی ھم دارد و کمی عرفان مشرب ھم است، گفت: چندین سال پیش، برای انجام کاری به کرمانشاه رفته بودم. ھوا گرم بود و من ھم تشنه بودم. این طرف و آن طرف خیابان را نگاه می کردم که آب خوردنی پیدا کنم و بنوشم. رفتم دست راست، کوچه ای مقابلم بود. گفتم بروم این طرف ببینم چه می شود. چون سابقا در ایام کودکی، ما آن جا
بین کارهای شخصی و سفارشی تفاوتی نیست
غیرقابل پیش بینی هستم). نخستین کار من به عنوان یک تصویرگر، تصویرسازی برای مقاله ای در یک مجلۀ بی اهمیت بود با عنوان "اعتراض یک مرد با وجدان" که پس از آن کاملاً مجذوب دنیای تصویرگری شدم. از ویزه گی های آثارتان بگویید؟ این هنرمند طراح ادامه داد: آثارم نتیجۀ پیروی از اسلوب مشخصی نیست، زیرا من بر این باورم که شکل گیری هر اثر مستلزم روند مختص به خودش است و اساساً اتکاء به فرمول بی
خبرنگاری را برای شغل خانگی رها کردم
محصول خانگی و ایمن تری برای لحظات شاد و شیرینشان خریداری کنند. نجمه پریدری هم یکی از همان خانم های خوش سلیقه است که با راه انداختن یک صفحه اختصاصی کیک و شیرینی های خانگی اش را برای فروش تبلیغ می کند. با این مادر جوان و هنرمند درباره هنر، آشپزی، شیرینی پزی و اینکه چطور تصمیم گرفت به این کار رو بیاورد حرف زدیم. درخانه پدرم فقط 2 بار ماکارونی درست کردم نجمه پریدری متولد 16 مهر در
پرده برداری از یک تخلف بزرگ در فدراسیون پرورش اندام
به گزارش " بوشهرنیوز " به نقل از تسنیم ، رضا زیودار اظهار داشت: در سال 1392 در مسابقات انتخابی تیم ملی در رشته بادی کلاسیک در اصفهان شرکت کردم و به عنوان نفر نخست به اردوی تیم ملی دعوت شدم. در آن سال تیم را به مسابقات قهرمانی آسیا اعزام نکردند و مقرر شد نفرات برتر را به بازی های ساحلی تایلند اعزام کنند. فدراسیون بدنسازی اعلام کرده بود که 6 ورزشکار باید در این بازی ها شرکت کنند. وی
فضای انتقادی کشور مبهم شده است
که دلیل اصلی ورودم به منزل و سوال هایی که در ذهن داشتم و از روزهای قبل آماده کرده بودم را فراموش کرده بودم. استاد در اتاق خود و در طبقه آخر منزل منتظر من بود. وارد اتاق که شدم با یک اتاق تو درتوی بزرگ مواجه شدم که انبوهی از کتاب را در دل خود جای داده بود. باور دیدن این همه کتاب در یک منزل مسکونی برایم غیرمنتظره بود. گفت وگو که تمام شد به تنها چیزی که فکر می کردم این بود که استاد تمام
آخرین لحظه حیات آیت الله مهدوی کنی
گفت: همان شب حاج آقا را خواب دیدم، گفتند: من رفته بودم، شما دو باره به زور مرا برگرداندید. این نوع مطالب بیش و کم بیان می شد. چیزی که مشخص هست، این است که از همان ابتدا، موضوع عدم بازگشت ایشان تقریباً قطعی شده بود، چون زمان نرسیدن اکسیژن به مغز طولانی شده بود و تقریباً همه ما این اطمینان را داشتیم که حیات ایشان برگشت ناپذیر است! خود من در هفت هشت کمیسیون پزشکی با حضور وزیر بهداشت و
دیجیتال عکاس ها را تنبل کرده
... . حدودا چند سالتان بود؟ درنهایت 20 یا 22 سال داشتم. بعد از آن هم برای چند سال به آمریکا رفتم و دوره های عکاسی را گذراندم. البته من اول نقاش بودم و بعد عکاس شدم. در 11 سالگی فردوسی را کشیدم و در عمرم برای نقاشی هیچ کلاسی نرفتم. اما در آمریکا دوره هایی گذراندم. یادم است ما در ایران عکس ها را در تشت، ظاهر می کردیم، اما آنها در تانک های مخصوص و داروهایشان با ما فرق داشت. یک سال و نیم هم با
علی مطهری و نطقی که ایراد نشد
علی مطهری نماینده مردم تهران با اشاره به عدم فرصت برای ایراد نطق دفاعی خود برای تصویب کلیات طرح اقدام متناسب درباره برجام در جلسه علنی مجلس،این نطق را بر روی پایگاه اطلاع رسانی اختصاصی خود منتشر کرد. به گزارش اعتدال به نقل از پایگاه اطلاع رسانی علی مطهری،در این یادداشت آمده است :در جلسه علنی مجلس که بحث کلیات طرح اقدام متناسب درباره برجام مطرح بود، من هم مثل بسیاری از نمایندگان به عنوان
بررسی الگوی پری گونگی و نخستین انسان در شخصیت سیاوش
*** چنان آفرید، ای نگارین ز پیش تو این راز مگشای و با کس مگوی *** مرا جز نهفتن، همان نیست روی ( فردوسی، 1383: 209، 298-9 ) سخن رازگونه ی سیاوش، می تواند به بخش از میان رفته ی داستان او اشاره داشته باشد که بر پایه ی آن سیاوش، انسانی از گونه ی دیگر است. ( کزازی، 1382: 241 ) توصیفات شاهنامه درباره ی شخصیت فراسویی سیاوش، برخورداری او از فره ایزدی و کارکردهای ویژه ی فرّه سیاوش و تأکید
کمک کنید راحت نفس بکشم
جمهوری و آقای هاشمی، وزیر بهداشت هم به تماشای تئاتر رفتند و تحت تأثیر هم قرار گرفتند اما واقعیت این است که تحت تأثیر قرارگرفتن آنها دردی از من دوا نمی کند؛ من نیاز دارم آنها از من هم حمایت کنند تا حداقل بتوانم نفس بکشم اما دریغ از حتی یک تماس تلفنی . او ادامه داد: بارها به دفتر رئیس جمهوری رفتم؛ مرتب من را از این میز به آن میز می فرستند و دو سال و نیم سرگردان شدم بدون اینکه نتیجه ای بگیرم
صمدی آملی:مکاشفات عرفا باید مطابق با قرآن و تعالیم اهل بیت باشد/در دوران جاهلیت، قتل و غارت در محرم ...
دهد که اولین مخلوق نور پیامبر یا همان حقیقت محمدیه است.وی در ادامه به بیان تفاوت علم خداوند و علم ائمه معصومین می پردازد. در ادامه متن ا ین جلسه به خوانندگان گرامی تقدیم می شود. چرا حجت الهی قبل از خلق، با خلق و بعد از خلق است؟ این که مطابق با روایت، حجت الهی هم قبل از خلق، هم بعد از خلق و هم با خلق است، برای این است که، اگر خلقت بخواهد علت ایجادی نداشته باشد، محقق
حسادت بارزترین ویژگی منفور ترین شخصیت فیلم محمد(ص)
... - همان طور که گفتم، من به جز بازیگری، سمت دستیار آقای مجیدی را هم داشتم. زمانی باید جلو دوربین، یک شخصیت منفور را بازی می کردم و زمانی در پشت صحنه شاهد صحنه ای بودم که مرا بشدت احساساتی می کرد. این تضاد در درونم بشدت اذیتم می کرد.این انقلاب حسی گفتنی نیست. ابولهب منفور و بی رحم جلو دوربین با محمد عسگری پشت دوربین! جنگ سختی برایم بود. من با دیدن گهواره پیامبر در صحنه تولد ایشان منقلب می شدم و با همین حس باید برای گرفتن کنیزم به در خانه آمنه می رفتم و گاهی واقعاً غلبه کردن به این دو حس آن هم به صورت همزمان شدنی نبود. ...
موسوی بجنوردی: در زندان دموکرات شدم
ها چه گذشت. یکی از بایکوت اعضای حزب ملل در زندان توسط مجاهدین خلق سخن می گفت. دیگری به شکنجه ها و توپ بازی شدن میان چند شکنجه گر پرداخت. یکی شعرهای زندان را خواند که هنوز بعد از 50 سال آن ها را در دفترچه کوچکش حفظ کرده است. آن یکی از پرخوری هایش در زندان گفت و دیگران را به وجد آورد و یکی دیگر از واکنش علمای قم و نجف و مشهد سخن گفت و یادی کرد از نگرانی های امام خمینی درباره حکم اعدام کاظم موسوی
ضرورت سوگواری عالمانه برای سالار شهیدان(ع)(خوان حکمت)
حکومت برادرم امام مجتبی، چون مسئولیت با برادرم بود؛ 10 سال هم بعد از شهادت امام مجتبی من ساکت شدم و غم خوردم. چون معاویه یک داهیة(مکار) تاریخ بود و لُوث می کرد. الآن که او رخت بر بست، مستشاران او هم که رخت بر بستند،یزید یک جوان فاسقی است، کم تجربه است؛ او دست از این کارهای خامی اش برنمی دارد، فرصت مناسبی است که من با شهادتم بساط حکومت آنها را بر دارم. فرمود: شما تا روز قیامت باید این فکر را
اعلام ممنوعیت استفاده از رژ لب برای مردان/ پشت پرده تصویب برجام/ قایم شدن پشت پرده برای دست ندادن با ...
بود. فرید زکریا در این نوشته آورده است: اما در این بحبوحه اصرار بر مداخله، یک نفر یعنی رئیس جمهور دوایت آیزنهاور آرامش خود را حتی به قیمت از دست دادن محبوبیتش در نظرسنجی ها حفظ کرد (دولت کندی/جانسون انفعال آمریکا را به ویژه در کوبا و ویتنام از بین بردند و نتایجی فاجعه بار به بار آوردند.) من معتقدم که چند دهه بعد ما خوشحال خواهیم بود از این که باراک اوباما هم راه آیزنهاور را برای قدرت جهانی در پیش
ماهان بهرام خان: آن همه انتظار، سرانجامِ خوبی داشت
قطعات هیت آلبوم اول و دومم باشد. اما متوجه شدم این طور نیست و لااقل در این کنسرت در یک حد و اندازه از آن ها استقبال شد. * حالا با بازخورد خوبی که از این کنسرت گرفته ای، برای جبران خلأ این هفت سال برنامه ریزی کرده ای؟ من این زمان طولانی را یک سرمایه گذاری معنوی برای ادامه فعالیت هایم می دانم. حالا انگیزه ی مضاعفی دارم. برای اجراهای بعدی هم برنامه ریزی شده و بعد از ماه های محرم و صفر قطعاً در
گفتگوی خواندنی با ستاره اسکندری + تصاویر
آقای میرباقری گفتم، 16 سال زمان گذشته و شاید من برای این نقش بزرگ باشم. ولی خوشحالتر شدم زمانی که آقای میرباقری گفتند، به جز تو هیچ کس نمی تواند نقش نیر را بازی کند. همین اعتمادی که آقای میرباقری به من کرد برایم خیلی مهم بود. تفاوت های 20 سالگی تا 40 سالگی آن موقع که دندون طلا را روی صحنه می بردیم، اوایل 20 سالگی بودم و حالا اوایل 40 سالگی. این زمان در من چه به لحاظ کاری و چه
این جایزه تقدیم به هادی | فوتبال ایران پرشده از برادران آب منگُل!
موردش بیشتر خواندم و با تک تک شخصیت های این فیلم ها از نزدیک آشنا شدم. برای ما که بچه پایین شهر بودیم، دیدن این فیلم، لذت فوق العاده ای داشت. ما با فیلم دیدن بزرگ شدیم. عاشق سینما بودم من از همان بچگی عاشق سینما بودم و بعدها هم این عشق را گسترش دادم. هر وقت فیلمی می آمد، اول می رفتم و آن را تهیه می کردم تا ببینم. در سینماهای پیوند، سایه، میلاد و مراد فیلم دیدم. در روز شاید بارها به