سایر منابع:
سایر خبرها
دولت دیگر به حل مشکلات معیشتی مردم بپردازد
محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی با اشاره به توان غرورانگیز موشکی ایران گفت: مردم از رونمایی شهر موشکی سپاه احساس غرور می کنند. * افزایش غرور ملی با شهر موشکی به گزارش روابط عمومی حزب مؤتلفه اسلامی وی که در پایان نشست دبیران حزب سخن می گفت، افزود: آزمایش موشک بالستیک عماد و سپس رونمایی از شهر موشکی سپاه موجی از شادی و غرور در میان مردم و حامیان انقلاب در منطقه را
مریوان چگونه از تیر رس دشمن خارج شد؟
ایران و 700 کیلومتر مربع از اراضی عراق آزاد شد و معابر نفوذی گروهک های نفوذی ضد انقلاب به داخل ایران در دره شیلر مسدود شد . این عملیات را هشت تیپ و دو گردان از سپاه و یک لشکر پیاده از ارتش به انجام رساندند . فرآیند این عملیات ، تصرف پیشرفتگی دشت شیلر ، شهر و پادگان پنجوین و گرمک عراق و تسلط بر 13 شهر و روستای عراق ، همراه با 19000 تن کشته و زخمی و اسیر و نابودی ده ها گردان و گروهان
گفت وگو با با همرزمان سردار همدانی
گروه جهاد و مقاومت مشرق - سردار حسین همدانی از فرماندهان دوران دفاع مقدس و مستشاران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مدافعان حرم در طول سال های گذشته نقش تعیین کننده ای در حفظ و حراست حرم حضرت زینب(س) و تشکیل بسیج مردمی سوریه داشت. او که از فرماندهان مخلص سپاه پاسداران بود، مانند همرزمان دیگرش همچون سردار سرلشکر پاسدار قاسم سلیمانی، سردار سرلشکر پاسدار غلامعلی رشید و ده ها تن دیگر بعد از یاران
از ادعای استقرار یک تیپ نظامی ایران در 20 کیلومتری حلب تا پرداخت ماهیانه 500 دلار به افغان ها برای ...
داعش نوشت: جنگنده های ارتش روسیه از شامگاه پنجشنبه بیش از 40 بار روستاهای حومه جنوبی حلب را در منطقه جبل عزان، بمباران کرده بود. این منطقه همچنین در معرض حملات توپخانه ای نیروهای دولتی قرار گرفت تا پس از آن شبه نظامیان ایرانی، با پشتیبانی هوایی روسیه و حملات موشکی شدید، حمله زمینی خود را آغاز کرده و موفق شدند روستاهای عبطین، السابقیه و الکسارات را تصرف کنند. الی کارمون در روزنامه
هر بسیجی یک موشک دور برد است
از آسمان ایران را ندارند. جانشین قرارگاه خاتم الانبیا با اشاره به اینکه سال ها زودتر از سال 1404 به امنیت مورد نظر در کشور دست یافتیم، عنوان کرد: اکنون اعلام می کنند ایران قابل نفوذ نیست؛ چراکه در شرایط اقتدار دفاعی هستیم و دشمن نمی تواند بر آورد حمله را انجام دهد و حتی در همه روستاها یگان رزمی داریم و هر بسیجی یک موشک دوربرد است. آب نوش با تاکید بر اینکه بسیجیان همه مرید ولایتند و
سیر مطالعاتی عاشورایی منتشر شد
ضیافت بلا در دو فصل با عنوان های سیر و سلوک متعارف و مقالات سلوکی از زیارت عاشورا تنظیم شده و مباحثی مانند عزم و تصمیم انتخاب معبود ، محاسبه ، توبه و رجوع الی الله ، سلام به ولی خدا و علت عقب ماندن افراد مختلف از قافله عاشورا را بررسی کرده است. اثر حاضر، تنظیم متن سخنرانی حجت الاسلام محمدمهدی میرباقری درباره مقایسه ارکان و مراحل سیر و سلوک متعارف و سیر و سلوک با بلای معصومین(ع) است که در سال
سرداری که در سرباز شهید شد
دور بزنند و عقبه نیروهای ما را ببندند، در این هنگام، نبرد بسیار سنگینی روی پل سابله صورت گرفت و نقش شهید شوشتری در آن شب، بسیار مهم بود. در آذرماه سال 1360، آقای شوشتری جزو آن رزمندگانی بود که در آن ساعات بسیار حساس و خطرناک، نیروهای عراقی را عقب زدند و جنگ تن به تن شدیدی بین رزمندگان ما و ارتش عراق روی همین پل صورت گرفت. نیروهای عراقی قصد داشتند پل را به تصرف خود درآورده و از روی پل
مرحله مقدماتی رزمایش بزرگ محرم انجام شد
دانشجویان دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش به منظور مشارکت در هدایت رزمایش و همچنین ارزیابی طرح های عملیات مشترک در مقابله با تهدیدات نوین منطقه ای و فرامنطقه ای از جمله اقدامات مهم در این رزمایش مشترک است. به کارگیری آخرین یافته های عملیاتی و اطلاعاتی سخنگوی رزمایش محرم از برگزاری رزمایش مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران با نام محرم از دوشنبه 27 مهر ماه و به مدت دو روز با مشارکت یگان
اعلام ممنوعیت استفاده از رژ لب برای مردان/ پشت پرده تصویب برجام/ قایم شدن پشت پرده برای دست ندادن با ...
نقدی برای برخی از آنها اجرا شده به اتهام قمه زنی در سالهای گذشته به یکسال حبس تعلیقی و تبعید به خارج از شهرستان آباده محکوم شده اند و در صورت تکرار جرم احکام آنها به روز و اجرا می شود. وی با بیان اینکه قمه زنی از نظر قانونی جرم محسوب می شود بیان داشت : متاسفانه انجام این عمل در سال های گذشته در شهرهای صُغاد و بهمن از توابع شهرستان آباده چهره نامطلوبی از این دو شهر ارائه داد و موجب شد که قلب بسیاری
اسرائیل و تغییر قواعد بازی در سوریه
احتمال که نیروهای سلفی تکفیری به جنوب سوریه راه پیدا کنند؛ تنها مناطقی در سوریه که در حال حاضر از نفوذ فعالانه بازیگران خارجی تهی است – افزایش می دهد. اسرائیل باید اهداف درازمدت خود را برای شمال – از جمله رغبت به مبارزه برای آزادی عمل عملیاتی و توانایی ایجاد یک منطقه تحت نفوذ اسرائیل در جنوب لبنان، ارتفاعات جولان و جنوب سوریه – تدوین کند. • اهمیت ارتش و سازوکارهای امنیتی سوریه برای ایجاد
اشعار شب پنجم محرم؛ حضرت عبدالله بن حسن(ع)
امروز که در حلقۀ آغوش تو بود پشت خیمه ز غم عشق تو مدهوش تو بود به گمانم که دلم پاک فراموش تو بود منم آن طفل که دائم به سر دوش تو بود از چه گویی که بماند به کنار عبداللّه گر اسیری بروم خصم تواَم خوار کند وای از آن روز که دون بر همه آزار کند خاطر عمه توجه به منِ زار کند دشمن آن لحظه یتیم تو گرفتار کند بهتر آن است شود بر تو نثار عبداللّه
چرا کوفیان امام را تنها گذاشتند؟
بن شداد و حبیب بن مظاهر دیده می شد.(3) در نقطه مقابل افرادی از حزب اموی ساکن در کوفه، همانند • شبث بن ربعی (که بعدها مسجدی به شکرانه کشته شدن امام حسین(ع) بنا کرد)(4) • حجّار بن ابجر (که در روز عاشورا در حالی که از سرداران سپاه عمر بن سعد بود، نامه خود به امام(ع) را انکار کرد.(5) • یزید بن حارث بن یزید (او نیز نامه خود به امام(ع) را در روز عاشورا انکار
جزئیاتی از عملیات گسترده ارتش سوریه برای آزادسازی حلب+ویدیو
ارتش سوریه و گروه های هم پیمان آن موفق به تصرف چندین روستا و منطقه تحت اشغال تروریست ها در جنوب و غرب حلب شدند. به این ترتیب، آن گونه که مشخص است، برنامه ریزی های جدید ارتش سوریه برای بازپس گیری مناطق اشغالی که در پی تحولات پس از ورود نظامی روسیه به این کشور آغاز شده، در حال نتیجه دادن است و می توان انتظار داشت در مراحل بعدی این عملیات و همچنین عملیات های مشابه، موفقیت های بیشتری در مقابله با گروه های شورشی و تروریستی حاصل آید. عملیات گسترده ارتش سوریه برای آزادسازی حلب را در ویدیو تابناک ببینید: دانلود ...
یهودیان چگونه دو کشور اسلامی را به جان هم انداختند
دولت عثمانی] در روز 26 صفر سال 986 ه.قمری با نیرویی در حدود صد هزار سپاهی از محلی به نام اسکوتاری به قصد ایران حرکت کرد و درراه به وسیله یکی از اسیران ایرانی نامه ای را برای شاه ایران فرستاد. او در نامه نوشته بود که با نیرویی در حدود سیصد هزار سوار و شش صد توپ و شش هزار تفنگچی به ایران می آید تا عیسویان گرجستان را از دست حاکمان ستمکار ایران رهایی بخشد.18 شاه محمد خدابنده طی نامه ای به
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
مروری بر رشادت های سردار شهید نورعلی شوشتری
سابله صورت گرفت و نقش شهید شوشتری در آن شب، بسیار مهم بود. در آذرماه سال 1360، آقای شوشتری جزو آن رزمندگانی بود که در آن ساعات بسیار حساس و خطرناک، نیروهای عراقی را عقب زدند و جنگ تن به تن شدیدی بین رزمندگان ما و ارتش عراق روی همین پل صورت گرفت. نیروهای عراقی قصد داشتند پل را به تصرف خود درآورده و از روی پل عبور کنند و ما مصمم بودیم پل را حفظ کنیم تا فتوحاتی را که در عملیات طریق القدس به
پیدا و پنهان زندگی شهید همدانی
لاغیر. استناد می کرد به سخنی از رهبری: روز به روز یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته یابی و نکته سنجی زندگی شهدا باید در زندگی ما رواج پیدا کند، اگر این انجام شد، آن وقت است که شهادت به معنای مجاهدت در راه خدا در جامعه ما ماندگار خواهد شد. ثابت از سال های دهه 70همراه و کنار سردار همدانی بود. البته خودش می گفت که ما لیاقت اینکه با همدانی و همدانی ها دوست و رفیق باشیم نداشتیم. من ایشان را
آغاز جنگ الکترونیک در شامات
روستای عبطین و یک پایگاه نظامی متعلق به گردان تانک ها را از کنترل مخالفان مسلح خارج کند. روسیه که چهارشنبه 15 مهرماه 26 موشک از دریای خزر به مواضع داعش در سوریه شلیک کرده بود اعلام کرد که باز هم مواضع داعش را این بار از دریای مدیترانه هدف قرار خواهیم داد. سوریه؛ مرکز ثقل جنگ الکترونیک در منطقه حضور نظامی روسیه در سوریه روز به روز در حال افزایش است و هر روز هم از برنامه ای جدید در سوریه
توهین به دیگران در مجالس دینی حد شرعی دارد
اطلاعات روز# اگرچه مداحی در ایران سابقه ای بسیار طولانی دارد و رسانه ای کارآمد برای مسلمانان است، اما تغییرات فرمی و محتوایی در مداحی های چند سال اخیر، اعتراض بسیاری از بزرگان و عالمان دین را سبب شده است. بسیاری از کارشناسان منتقد و معتقدند که در مداحی های امروز سبک هایی روی کار می آید که ارتباطی به امام حسین(ع) و نهضت ایشان ندارد؛ حتی شعرها عمق ندارند و بعضی از آنها بسیار سخیف هستند، برخی از
از مدینه تا مدینه بر سالار شهیدان و یارانش چه گذشت
حسین علیه السلام ، چگونگی بیعت گرفتن معاویه از مردم برای یزید ، حرکت سید مظلومان علیه السلام از مدینه منوره به مکه معظمه ، ترجمه مختصری از احوالات جناب مسلم بن عقیل علیه السلام ، حرکت حضرت مسلم بن عقیل به جانب کوفه ، حرکت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام از مکه معظمه به طرف عراق ، رسیدن اردوی کیوان شکوه به زمین پر بلا یعنی کربلا و وقایع و حوادث در آن تا شب عاشورا ، در توصیف شب عاشورا ، وقایع
صبر و پایداری مبدأ سلسله ای از فتوحات حقیقی است / بررسی صبر اولیاء الهی؛ مشکلات و ابتلائات در مقابل ...
سالم؛ او وقتی خدا را دارد، همه چیز را دارد؛ بنابراین با آنکه در سختی قرار دارد، ولی غرق در ابتهاج است؛ همچنان که چهره سیدالشهدا علیه السلام در روز عاشورا هر چه به ظهر که سخت ترین بلای تاریخ است نزدیک تر می شدند، برافروخته تر می شود. پس مسئله این است که در یک طرف دشمنی ها و سختی ها و فتنه هایی عظیم قرار دارد که امیرالمؤمنین علیه السلام درباره آن فرمودند: اگر می دانستید در روز سقیفه چه
راه کارهای تغییر بینش از عاشورایی سراسر احساس به عاشورایی عقلانی
- برخی در سپاه عمر سعد بودند و به امام در روز عاشورا پیوستند پس شهامت در انتخاب داشتند- برای برخی معرفت به امام و هدف باعث شد تحت تأثیر عواطف پدری قرار نگیرند؛ مانند پدری که به او خبر دادند فرزندت اسیر شده است و برای آزادیش بیا؛ با وجود آنکه امام به او اجازه رفتن دادند، ماند و شهید شد- نوجوان، پیر، زن، هرکس در حد توان دفاع می کرد؛ مانند مادر عمرو بن جناده که سر پسرش را به سمت دشمن پرتاب کرد یا ام وهب
همه فکر کردند شهید شدم و من هم فکر می کردم شهید می شوم
و مقصد ما هفت تپه خوزستان و گردان امام حسین (ع) لشکر ویژه 25 کربلا بود، 40 روزی را آنجا در کلاس های آموزشی و عقیدتی سپری کردیم، روز آخر بود که فرمانده گروهان به چادر ما آمد و گفت: برادر ساده رخ! برایت ماموریتی دارم با تعجب گفتم: ماموریت؟! چه ماموریتی؟ گفت: باید مسئول دژبانی یکی از محورها بشوی پرسیدم: کدام محور؟ گفت: عجله نکن، فعلاً محرمانه است من که حسابی از پیشنهاد فرمانده غافل گیر شده
حرکت عجیب شهید چمران در اهواز
رفتار سربازها عمل کنند تا بین گروه در نشستن، پا شدن، حرکت کردن و... هماهنگی ایجاد شود. از حدود ساعت 5 یا 6 عصر تا 12 شب به پیاده روی به این وضعیت ادامه دادیم. با اینکه سال 59 ابتدای جنگ بود و سازمان سپاه تکمیل نشده و سازمان ارتش هم تا حدی متلاشی شده بود، به دستور چمران همه با از یونیفرم کامل نظامی بودند با آرم سپاه روی سینه. ساعت 12 شب به نزدیک نیروهای عراقی رسیدیم. آنها مقر فرماندهی ارتش
تدبیر شجاعانه شیرودی برای جلوگیری از تخلیه پادگان ابوذر/ بنی صدر دستور داد از ارتش اخراجش کنند
. "مهدی ضمیریان" از رزمندگان گردان 9 سپاه و عملیات بازی دراز1 در گفت و گو با ما می گوید: شهید شیرودی در انجام عملیات بازی دراز و پوشش هوایی این عملیات بسیار نقش آفرین بود. او به مواضع دشمن هجوم می برد. به یاد دارم وقتی از بالای سر ما عبور می کرد، از پنجره ی کناریش برای ما دست تکان می داد. شیرودی یک شیرمرد بود. وی ادامه می دهد: در جریان عملیات بازی دراز1، روند عملیات به گونه ای پیش رفت که
حدیث عشق در جهاد سازندگی
خرمشهر هنگام اشغال این شهر ایجاد کرده بودند، برای همه شگفت انگیز بود. در منطقه دهلاویه و محل شهادت دکتر چمران اشک از چشم ها جاری بود و هنگام تردد در شهر آبادان که به صورت متناوب گلوله های توپ دشمن زمین را می لرزاند، واقعیت جنگ بیشتر خود را نشان می داد. نخل های بی سر، تانک های منهدم شده صدامیان، خودروهایی را که ارتش عراق از گمرک خرمشهر به وسط شهر آورده و آتش زده بود، کاشتن تیرآهن های بی شماری در سطح
رزمایش عاشوراییان در سیرجان برگزار شد
سرهنگ پاسدار منوچهر شمس الدینی روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: رزمایش بسیجیان شهرستان سیرجان در منطقه بیابانی کیلومتر 25 محور سیرجان به بندرعباس برگزار شد. وی بیان کرد: این رزمایش با نام عاشوراییان و با اهداف آمادگی گردان های بیت المقدس و کوثر به وسعت هفت گردان و 14 گروهان برگزار شد. فرمانده سپاه شهرستان سیرجان گفت: با اجرای رزمایش عاشوراییان به اهداف از پیش تعیین شده دست یافتیم و توان رزمی بسیجیان و آمادگی آنان در مواقع خطر و بحران به نمایش گذاشته شد. همچنین در مدت دو روز برگزاری این رزمایش برنامه های فرهنگی و عقیدتی نیز اجرا شد. 7435/ ...
روزشمار دفاع مقدس
25 مهر 1359:حمله ارتش بعث عراق به کرمانشاه و اشغال موقت دهلران و تصرف شهر موسیان اتفاق افتاد. 25 مهر 1363:عملیات عاشورا با رمز یا اباعبدالله الحسین(ع) در ارتفاعات مرزی میمک آغاز شد و در وسعت 50 کیلومتر مربع پنج روز به طول انجامید. این عملیات، ازجمله عملیات های مشترک میان ارتش و سپاه بود.در نتیجه عملیات عاشورا، ارتفاعات منطقه فصیل–گرکنی، پاسگاه مرزی گرکنی، اینزل و کاسه کاف عراق آزاد شدند.در
رزمایش عاشوراییان در سیرجان برگزار شد
سرهنگ پاسدار منوچهر شمس الدینی روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: رزمایش بسیجیان شهرستان سیرجان در منطقه بیابانی کیلومتر 25 محور سیرجان به بندرعباس برگزار شد. وی بیان کرد: این رزمایش با نام عاشوراییان و با اهداف آمادگی گردان های بیت المقدس و کوثر به وسعت هفت گردان و 14 گروهان برگزار شد. فرمانده سپاه شهرستان سیرجان گفت: با اجرای رزمایش عاشوراییان به اهداف از پیش تعیین شده دست یافتیم و توان رزمی بسیجیان و آمادگی آنان در مواقع خطر و بحران به نمایش گذاشته شد. همچنین در مدت دو روز برگزاری این رزمایش برنامه های فرهنگی و عقیدتی نیز اجرا شد. 7435/ ...
خلاصه کتاب مهتاب خیّن خاطرات شفاهی سردار همدانی
گسترش نیروهای سپاه و بچه های گردان 112 تیپ سوم لشکر 28 ارتش در منطقه و موقعیت قوای ضد انقلاب، حدود بیست دقیقه ای به صورت شمرده و دقیق، گزارش داد. بعد هم شروع کرد به نالیدن از دست همه مسئولین، یعنی کسانی که باید به او کمک می کردند، اما نمی کردند. خیلی دلش پُر بود! در نهایت حاصل آن جلسه این شد که ما قبول کردیم برایش از سپاه استان همدان، چند دسته نیروی پاسدار کیفی داوطلب به مریوان بفرستم. سپس