سایر خبرها
جامه هایتان را بشویید که کفن هایتان می شود
ها راضی باشد- در آن روز تاسوعا در کربلا محاصره شدند و سپاه شام بر آن ها گرد آمدند و ابن مرجانه و عمرسعد به دلیل فراوانی سپاه مسرور شدند و حسین(ع) و یارانش را ضعیف شمردند و یقین کردند که دیگری یاوری برای حسین(ع) نخواهد آمد و اهل عراق او را یاری نخواهند کرد. پدرم فدای آن ضعیف غریب. امان نامه شمر به حضرت عباس(ع) و برادرانش شمر بن ذی الجوشن روز مقابل اردوگاه امام(ع) ایستاد و فرزندان
روایت شهادت تک تک یاران امام حسین (ع) در دشت کربلا
که عمربن سعد تیر انداخت ، دیگر سپاه ابن زیاد نیز شروع به تیر اندازی کردند. (فلمّا رمی عمر، ارتمی الناس ) به گزارش ابن اعثم : باران تیر (و أقبلت السهام کأنّها المطر) از سوی کوفیان به سوی اصحاب امام حسین علیه السلام شدت گرفت و امام فرمود: اینها قاصد این قوم به سوی شماست ؛ برای مرگی که چاره ای از پذیرش آن نیست ، آماده باشید . پس از آن دو گروه بر یکدیگر حمله کردند و ساعتی از روز را به طور
کمبود آب در خیمه های امام حسین(ع) چه زمانی به بحران تبدیل شد
لشکرگاهشان بازگشتند و حسین(ع) و همراهانش آب نوشیدند، عباس(ع) آن روز سقّا (آب آور نامیده شد . *سرانجام راه اول برای دستیابی به آب یعنی کندن چاه به کجا رسید؟ -ما مدرکی دال بر اقدام عمر بن سعد مبنی بر پُر کردن چاه حفر شده از جانب امام حسین(ع) نداریم، اما از طرفی شاهد آن هستیم که امام حسین(ع) 30 تن از سواران و 20 تن از پیادگان سپاه خود را به فرماندهی برادرش حضرت عباس(ع) جهت آوردن آب به
در روز نهم محرم بر امام حسین(ع) چه گذشت؟/ وقتی شمر برای حضرت اباالفضل(ع) امان نامه می گیرد
می رسانم، تو امیر پیاده نظام باش و سرانجام عمر بن سعد شامگاه روز پنجشنبه نهم محرم الحرام خود را برای جنگ آماده کرد. امام صادق علیه السلام فرمود: تاسوعا روزی است که در آن روز امام حسین(ع) و اصحابش را محاصره کردند و لشکر کوفه و شام در اطراف او حلقه زده و ابن مرجانه و عمر بن سعد به جهت کثرت لشکر و سپاه اظهار شادمانی و مسرت می کردند، و در این روز حسین(ع) را تنها و غریب یافتند و دانستند که دیگر
آمدن شمر به کربلا/ ردّ امان نامه/ تحرک برای آغاز جنگ/ مهلت خواستن امام حسین(ع)
آمدن شمر به کربلا، ردّ امان نامه از سوی فرزندان ام البنین(س)، تحرک برای آغاز جنگ و مهلت خواستن امام حسین(ع) برای به تعویق انداختن جنگ مهم ترین حوادث روز تاسوعا را تشکیل می دهند. در ادامههنگامی که شمر [مأمور رفتن به کربلا شد] و نامه را از ابن زیاد گرفت، به همراه عبدالله بن أبی محل بن حزام که عمه اش ام البنین، دختر حزام، همسر امیرمؤمنان و مادر عباس و عبدالله و جعفر و عثمان بود به پا
چرای برای عباس امان نامه آوردند /دو امان نامه برای فرزندان ام البنین (س)
برای حضرت عباس (ع) و برادرانش دستخط امان گرفت و توسط غلامی نزد آنان فرستاد . آنان با دیدن امان نامه گفتند : لا حاجَهَ لَنا فی اَمانِکم ، اَمانُ اللهِ خَیرٌ مِن اَمانِ ابنِ سُمَیهَ ؛ ما را به امان شما نیازی نیست ، امان الهی بهتر از امان ابن زیاد است [3] به هر روی، سپاه عمر بن سعد از این ترفند نیز طرفی نبست و نتوانست خللی در سپاه یکپارچه و مستحکم امام حسین (ع) به وجود آورد. از
ورود شمر به کربلا
سپاهیان یزید را در برابر سپاهیان امام حسین (ع) تقویت و تحکیم نماید. اما شرورترین نیروهای عبیدالله بن زیاد، لشکر شمر بن ذی الجوشن بود، که به استعداد چهار هزار تن به قصد نبرد حتمی با اهل بیت پیامبر (ص) وارد سرزمین کربلا شد. ورود شمر به کربلا، مصادف بود با روز نهم ماه محرم. هنگامی که نامه رضایت بخش عمر بن سعد به دست عبیدالله بن زیاد رسید، شمر بن ذی الجوشن در مجلس وی حضور داشت و چون نظر عبیدالله
ظلمهای دشمنان در کربلا
نوشیدند. عباس را آن روز لقب سقا دادند.[1] هجوم سپاه عمر سعد به طرف امام نیز گوید: چون نامه ابن زیاد به عمر سعد رسید و حسین را از آن آگاهانید، کسی از سوی عمر سعد ندا داد: ای سپاه خدا! سوار شوید. آنان سوار شدند و به طرف اردوگاه امام حسین علیه السلام تاختند. امام آن لحظه نشسته سر بر زانویش نهاده بود. صدای فریاد و شیون زینب را شنید که نزد برادر آمد و او را تکان داد و گفت: برادر جان! صدای
سانسور 57 سال از زندگی امام حسین(ع)
روی کار آمدن یزید، چون فشار بر امام حسین(ع) برای بیعت تشدید شد و بیم آن می رفت که مزدوران یزید با نقض حریم امن الهی در مکه خون به پا کنند، امام حسین(ع) قبل از اتمام موسم حج مکه را ترک کرد راهی کوفه شد. در کربلا تا قبل از عاشورا در بحار الانوار ذکر شده که امام حسین(ع) در روز هشتم محرم سال 61 مردی از یاران خود بنام عمرو بن قرظه را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام
شب عاشورا در خیمه گاه چه گذشت؟
دیگر به سوی سپاه دشمن رفت و درخواست امام حسین (ع) را به آنان ابلاغ کرد. عمر بن سعد که مظنون به مسامحه کاری بود و شمر را رقیب خود می دید، از درخواست امام حسین (ع) سر باز زد و گفت: برای حسین، دیگر مهلتی نیست! در این میان برخی از فرماندهان سپاه، زبان به اعتراض گشوده و گفتند: ای فرمانده! اگر کافران و مشرکان از ما مهلت می خواستند، ما دریغ نمی کردیم ولی از مهلت دادن به فرزندزاده رسول خدا (ص
آمار دقیق همراهان و شهدای امام حسین(ع)
یاران امام حسین(ع) آمار متفاوتی نقل شده است برخی مانند طبری این تعداد را نزدیک صد نفر دانسته اند که در میان آنها پنج نفر از فرزندان امام علی(ع)، شانزده نفر از بنی هاشم و تعدادی دیگر از قبایل مختلف دیده می شود.[2] ابن نما از بزرگان شیعه در قرن ششم و هفتم، اصحاب امام حسین(ع) را صد پیاده و چهل و پنج سواره می داند.[3] روایتی را هم سید بن طاوس از امام باقر(ع) نقل می کند که همین تعداد را تأیید می کند
شهادت امام حسین(ع)
و پدرت علی مرتضی و جدت محمد مصطفی و کین خواهت خدای علی اعلاست. تو را می کشم و باکی ندارم. با شمشیرش دوازده ضربت بر حضرت زد. سپس سر او را جدا کرد. آنگاه اسود بن حنظله جلو آمد و شمشیر او را برداشت. جعونه حضر می آمد و پیراهن حضرت را برداشت و پوشید و در نتیجه، پیس شد و موهایش ریخت.[32] ابن نما گوید: چون زخمهای حضرت افزون گشت و حرکتی در او نماند، شمر دستور داد تا او را تیر باران کنند. عمر سعد هم
مجادله عمر بن سعد و شمر قبل از شروع جنگ
: یا حسین بن علی را به بیعت، وادار می کنی و یا باید با او بجنگی و اگر نمی توانی به شمر واگذار کن. ابن سعد با خواندن نامه، شمر را مورد سرزنش قرار داد. اوّل کاری که کرد به شمر توپید، گفت: وای بر تو، خداوند تو و اهل خانه ات را مقرّب درگاه خودش نسازد و به واسطه چیزی که تو به سبب آن پیش من آمدی که مثلاً ریاست و حکومتی بگیری، تو را زشت بدارد و گرفتارت کند. به خدا قسم من می دانم تو این قدر با
نقش آفرینی حضرت عباس (ع) در حماسه عاشورا
به گزارش خبرگزاری دفاع پرس ، روز هفتم محرم، سه روز پیش از شهادت امام، عبیداللّه به عمر سعد نگاشت: ...به هوش باش! وقتی نامه ام به دستت رسید، به حسین(علیه السلام) سخت بگیر و اجازه نده از آب فرات حتی قطره ای بنوشد و با آنان همان کاری را بکن که آنان با بنده پرهیزگار خدا عثمان بن عفان کردند. والسلام. 1 امام، حضرت عباس(علیه السلام) را فرا خواند و سی سوار را به اضافه بیست پیاده با او همراه کرد تا
امان نامه ابن زیاد به عباس(ع) و برادرانش
برسان و بگو: نیازی به امان شما نداریم. امان خدا برتر از امان فرزند سمیه است. نقل می کند که شمربن ذی الجوشن نامه ابن زیاد را برای عمربن سعد آورد و برای او خواند. عمر به او گفت: وای بر تو! تو را چه می شود؟! خدا خانه ات را ویران کند و آنچه را که با آن به نزد من آمدی، زشت گرداند! به خدا قسم من یقین دارم که تو رأی او را زده ای تا پیشنهاد مرا نپذیرد. تو کاری را که به اصلاحش دل بسته بودیم، خراب
ای شمر مرا میکُشی؛ با اینکه میدانی پدرم حیدر است
بن سعد! خشم خدا بر تو باد. آیا می خواهی محمّد (صلی الله علیه وآله) را دشمنم سازی؟! ابن سعد فریاد زد: چه کسی، برایم سر حسین (علیه السلام) را می آورد تا برایش، جایزه ای دلخواه باشد؟! شمر گفت: من، ای امیر! ابن سعد گفت: بشتاب که جایزه بزرگی داری. شمر نزد امام - که بی هوش بود - آمد و زانو، بر سینه آن حضرت نهاد. امام حسین ( علیه السلام) به هوش آمد و فرمود: وای بر تو! کیستی که بر جایگاه بلندی، پا نهاده
داستان نیزه و گودال و حضرت ارباب...
وارث: دهم محرم سال 61 هجری قمری حادثه ای جهان را برای همیشه تکان داد و روی بدطینتان و کوردلان را سیاه کرد . در واقعه عظیم عاشورا و در به شهادت رسانیدن امام حسین (ع) افارد زیادی شرکت داشتند و هرکدام برای غنیمت جنگی و یا عزیز شدن در چشم خلیفه دروغیشان، نقشه های بسیاری کشیده بودند .سنان بن انس (بن عمرو) نخعی ، یکی از فرماندهان سپاه عمر بن سعد است که حضرت حسین بن علی (ع) را به شهادت رساند. او از
گزارش ساعت به ساعت از روز عاشورا با ترکیب اوقات شرعی کربلا با متن مقاتل.
دو برادر که در گذشته عضو خوارج بودند. بعید نیست که کسانی دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ، از سپاه کوفه فرار کرده باشند . حدود 9 روز به وقت چاشت رسیده بود که شمر به عمر سعد پرخاش کرد که چرا این قدر تعلل می کند؟ عمر سعد عاقبت رضایت به شروع جنگ داد. اولین تیر را به سمت سپاه امام (ع) رها کرد و خطاب به لشگریانش فریاد زد: نزد عبیدالله شهادت بدهید که من اولین تیر را رها کردم
مصائب عصر عاشورا
خود دارند، غارت کنند. سپاهیان هر چه در خیمه ها بود، برداشتند. حتی برخی برای گرفتن گوشواره ام کلثوم، گوش او را پاره کردند و پس از تقسیم غنایم، خیمه ها را آتش زدند. ابن نما می نویسد: پس از دستور شمر، سپاه کوفه سرگرم غارت اهل و عیال حسین (ع) شدند تا آن جا که روپوش زنان، انگشترها، گوشواره ها و خلخال ها را غارت کردند. مردی آمد و روپوش دختر امام را برداشت، پس از آن زنان سر برهنه ماندند و باران مصایب و
کاش فردا نمی شد...
داشتند افتخار می کردند و در حُسن عاقبت خود هیچ شبهه و شکی به دل راه نمی دادند و فاصله ای بین خود و رستگاری و رسیدن به لقاء الله جز شهادت در رکاب آقا و مولایشان نمی دیدند، آرام و مطمئن شب را به عبادت، به صبح رساندند. و سپاه یزید، ابن زیاد و عمر سعد گرچه خود را به ظاهر پیروز می دیدند، اما هیچ یک خود را با موضعی که داشتند سعادتمند نمی دانستند و جز شمر و تنی چند از هم قماشانش، که شاید از کشتن
قاسم اجازۀ نبرد خواست ولی عمویش به او اجازه نداد
علی هستم. به خدا سوگند ما از شمر ذی الجوشن یا حرام زاده [ابن زیاد] به پیامبر سزاوراتریم. حمید بن مسلم [از سپاه عمر سعد] می گوید: جوانی از یاران حسین به سوی ما آمد که چهره اش مانند پارۀ ماه بود، شمشیر به دست و پیراهن و شلوار به تن و یک جفت کفش به پا داشت که بند یکی از کفش هایش پاره بود و فراموش نمی کنم که بند کفش پای چپش بود. عمرو بن سعد بن نُفَیل أزدی به من گفت: به خدا سوگند که بر او
عالم همه در طواف عشق است و دایره دار این طواف حسین(ع) است
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) شهادت مسلم بن عوسجه، نافع بن هلال، حبیب بن مظاهر و همچنین پیکار زهیر بن قین و... در فصل نهم فتح خون شرح داده می شود: راوی: روز بالا آمده بود که جنگ آغاز شد و ملائک به تماشاگه ساحت مردانگی و وفای بنی آدم آمدند. مردانگی و وفا را کجا می توان آزمود، جز در میدان جنگ، آنجا که راه همچون صراط از بطن هاویه آتش می گذرد؟ ... دیندار آن است که درکشاکش بلا
شعری که امام حسین(ع) در روز تاسوعا زمزمه می کرد
به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ در روز نهم محرم الحرام 61 هجری قمری امام حسین علیه السلام و یارانش توسط لشکر عمر بن سعد و ابن مرجانه در صحرای کربلا محاصره شدند و سپاهیان شام بر قتل آن حضرت(ع) به توافق رسیدند. محاصره خیمه ها در کربلا، آوردن نامه ابن زیاد توسط شمر، آوردن امان نامه برای فرزندان ام البنین علیها السلام، خطابه امام حسین(ع) در جمع یاران و
آنچه در تاسوعای حسینی گذشت
/> "تاسوعا روزی بود که حسین(ع) و اصحابش را در کربلا محاصره کرده و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع کردند و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر کثرت سپاه و لشکری که برای آن ها جمع شده بود خوشحال شدند و آن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند و یقین کردند که یاوری از برای امام حسین(ع) نخواهد آمد و اهل عراق حضرتش را مدد نخواهند کرد. 2- آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین(ع) در این روز شمر ملعون
شهادت 51 یار در تیرباران صبح/ تنها زن شهید در کربلا/ دستور شمر برای محاصره یاران/ وقایع صبح عاشورا
: درید غلام عمر سعد فرمانده ی سواره نظام: عروة بن قیس فرمانده ی ستون چپ: شمر بن ذی الجوشن فرمانده ی ستون راست: عمروبن حجّاج زبیدی شروع صبح: اذان علی اکبر(ع) نماز صبح امام، سخنرانی ابا عبدالله الحسین (ع) در جمع یاران، آرایش سپاه وضعیت زمین: خارزار، با پستی و بلندی وضعیت خیمه ها: آرام، تشنه، چشم به راه حادثه نوع سلاح: زره، کلاه خود، سپر، شمشیر، نیزه، خنجر
امروز تاسوعای حسینی "یوم العباس" است/ زیارت نامه
کرد و گفت: از حرم او دست بردارید و به خودش حمله کنید که به جانم سوگند هماوردی است بزرگوار! سپاه دشمن از هر طرف به سوی امام علیه السلام حمله ور شدند و امام در جستجوی آب به سوی فرات رفت ولی سپاهیان همگی هجوم آوردند و مانع شدند. مناجات با خدا و نفرین به دشمن در روز عاشورا امام حسین علیه السلام به سوی فرات روانه شد که شمر گفت: به خدا سوگند! به آن نخواهی رسید تا در آتش درآیی!
چرا امام حسین(ع) در روز تاسوعا تقاضای مهلت کرد؟
خویش بفرماید. خلاصه، عباس (ع) خواسته امام (ع) را بیان داشت و عمربن سعد گفت: ای شمر، نظر تو چیست؟ شمر گفت: هر چه تو بگویی، چون فرمانده تویی، و رأی، رأی توست. عمر گفت: تصمیم گرفته ام که (فرمانده) نباشم. سپس رو به سوی مردم کرد و گفت: نظر شما چیست؟ عمروبن حجاج گفت: سبحان الله! به خدا قسم اگر آنها از اهل دیلم بودند و این خواسته را از تو داشتند، شایسته بود که خواسته شان را بپذیری. و قیس بن اشعث
درس های وفاداری و بصیرت در روز تاسوعا
و امام صادق(ع) فرمود تاسوعا روزی است که حسین(ع) و یارانش در آن روز در کربلا محاصره شدند و سپاه شام پیرامونش حلقه وار گرد آمده او را از حرکت بازداشتند و پسر مرجانه (ابن زیاد) و عمر بن سعد در آن روز شادمان که لشکری انبوه، به اختیار دارند و حسین(ع) و یارانش را ضعیف شمردند و یقین کردند که دیگر حسین، یار و یاوری ندارد و مردم عراق به مدد او نخواهند آمد. مقام با عظمت حضرت ابوالفضل و موقعیت خاص ایشان باعث
به خدا سوگند بر عمویت گران است که او را بخوانی و پاسخت ندهد!
تا با آن خردسالی، سی و پنج نفر را کشت. حمید بن مسلم که در سپاه ابن سعد بود، گفته است: من به این نوجوان، نگاه می کردم. او پوششی بلند در بر و یک جفت کفش، در پا داشت که بند یکی پاره بود. فراموش نمی کنم که بند کفش پای چپ او بود. عمر و بن سعد گفت: به خدا سوگند! بر او حمله می کنم. من گفتم: سبحان اللَّه! این چه تصمیمی است؟! به خدا سوگند! اگر مرا تازیانه بزنند، دست بر او نگشایم. همینان که او را احاطه
چرا امام حسین(ع)در روزتاسوعا تقاضای مهلت کرد
را که می طلبید انجام می دهیم، یا نمی پسندیم و رد می کنیم. هدف عباس (ع) آن بود که دشمن را در آن شب بازگرداند، تا امام (ع) به کارهای خود بپردازد و سفارش های لازم را به خانواده خویش بفرماید. خلاصه، عباس (ع) خواسته امام (ع) را بیان داشت و عمربن سعد گفت: ای شمر، نظر تو چیست؟ شمر گفت: هر چه تو بگویی، چون فرمانده تویی، و رأی، رأی توست. عمر گفت: تصمیم گرفته ام که (فرمانده) نباشم. سپس